سیم ع+ مه ۸ ممک ب- .27 شخ سوبس و:.. ور جستت لهج ار یت وی سوت هرت ارس و او وی فهر ست بخش های این کدا ب مقدم4 و (یشگغدار _ِ ۳۹ اف ۱ زند ؟ا نی بدر محمود طرز ی 2 ۱ رز اد ۴ ی محمو دطر زی ص‌ ۷ سخن م<هدود طرز ی: دربار خاطرات زند گی ص ‏ ۲( در با ره سراج‌الاخیار صس. ‏ ۷م ۲ زر بسا 4 را ومةا لت ۳ چه با ید کرد ؟ ص ۱۱۷ عام و اسلام‌یت ۱۱ و طن ۲۸۳ حی عای الفلاح ص‌‌ ۳۹۷۳ ید حمال | لد ین افغا نی ۳۹ ص ی کت ی ۳ ۵ دگر مقالات در بادةٌ آر قی (شامل ۰+ گروه موضو:"» ص ٩۵ج‏ ۴ - مسایل خار جی ق یه ی :ی | ادلی ض/ ٩۳٩‏ ه - اد بیات وز بان ص ۷۱ ۰ ۲ -بخش خا تمه: ص۸۷۱ فهر ست ها ی ؟2ا شا سبی و غیر ه تست ۰ دسج مب مسج تست کتک سک ۳ ۱ مسج سک میج یس سم ات #7 7 1 ِ_ِ نب ۰صجبص۰ب9۰ب27(۰۹۰۰( س(ضس(ضسضسس ۱[ ۱۳ #7 ۳ روارر‌فرهادی پهنا سبت هشتاد سن سال وفات سید حمال الدین اففانی وی "یات یسبقی 5 00002360 لالا۸ تل گو : به ملسله نشرات بمناسبت بز رگداشت مجلس سید جمال‌الدین افغانی , اينك مجموع4 مقالات یکی از ارادته‌ندان سید , یعنی‌محمود طرژی به‌اهل وطن و دیگر علاق‌ندال تقد یم میشود , معنی این اقدام به اهل‌دانش روشن است ۰ ,حهودطرزی چثانکه‌در بن کتاب خوانده میشود , تأثیر عمد؛از سیدجمال‌الدین افغانی برداشته بود , پدرگرا نقدروی» استاد غلام محمد طرزی نخستین شاعری که سید رامدح کرد » فرزند خویش‌را به کسب فیض از مجلس سید جمال الد ین افغانی توصیه کرده بود . را برای حهان اسلام وشرق به هموطنان خودء تومط سراج الا خبار بیان کرده‌است. چوند رحال حاضر» در جملهة نشرات به‌ناسبتمجاس بزرگداشت سپدجمال الدین افغانی» تذ کر (ب) ترجمة عروة الوثقی‌ودیگر آثار سید جمالالدین افغائی »بچاپ‌سیرسد*خوانندگان ؛ به هم:ز وا بودن آئار سید حمالا لین افماتی یود طرزی در زمییه های رخاف متوحه خوا هنل شد , گرچه مودجمال الدین اقغانی * مقالات خودرا درحدود چهل سال پیش از زمان اجتم‌اعی وسیاسی و بین اامالی زمان خود را اژ ذیدگاه يك‌افغان وطن خواء ء و يك شرقی مسامان می‌دیدند. قرایت مان ومکان *9 بررسی‌د راوضاع کشورهای‌اسلامی آنزمان بشمول دوات عدمانره ۳ هردو فرژند ایعاثتان ر دتوحه مطالیی سا خته بود , که باهم ارتباط و نزدیکی قوی دارند . مقالات محمود طرزی که در عراج الاخبار بچاپ رسیده؛در مدت زیاده از نعم قرن در آفغانستان از ذظر ها مسطور بانده بود » ویجز عده انگشت‌شهم‌ارداشمندان» که به کاکسیون سراج الاخبا ر دسترس داشتند ؛ د بگر ا ن ۱ زتفصیل آن [] گاه نمودند . دز پاره ابن مقالات 0 کتبی درخارج توسط محققان کشور های دوب.ت 4+ به زبان های خارجی ء از روی سراج الاخپاز بچاپ رسیده و رساله ها ي علسی درین باره نگاشته شده‌است ؛ اسا اعل وطن از مطالعة مجدد این مقالات » که در دید ۵ دم روز استر داد ایتقلال کشوردر خشید ؟ محروم بود ند 3 خرسندیم که دربن هد جمهوری » با پیروی اژ یات وطن خوا ها ثه بنیان‌گذار ومطابق به مند رجات پالیسی کلتوری ؛ که بموجب هدایتزعيم‌یکانة جمهوریت تعلومات سمدحمال‌الدین افغانی درآن موثر میباشد ء به ححوطنانل ندیم مشود , (‌) آذ و خوانندگان البته ملتفت خواهند شد ء یکعده از گفته ها ی محمود طر زی ء مطابق به ایجابات اوضاع اجتماعی وسیاسی آن زمان نگاشته شده است » و معنی | کثر مقوله های‌وی» از روی زان خودش دانسته می شود. کلهات‌سحمودطرزی را باید ۰ بادر نظ رگرفتن او ضاع آنوقته سماسی و اجتماعی کشو ر » که از جنگ های استعماری » وآشوب ها ی داخلیء وواپسماندگی اقتصادی و فر هنگی تا زه آسیب ها دیده بود » و درچار چوب اضاع آنوقت آسیا » که د ستخوش سیا ست هند برتانوی‌ودولت‌تزاری بود * در نظر بگیرند»واز روی آن بران حکم نمایند . خوانندگان گراسی مندرجات این کتاب را بحیث يك مطالعهٌ تاریخی‌تشخیص نمایند وباینگونه در بارةُ تحول افغانستان در دوفین دهة قرن پیستم اطلا عات ارزنده حاصل نمایغد . اول حوت ۱۳۵۵ پوماند د کتور نوین وزیر اطلاعات و کلتو ر در همه حهان » آن بقالات نوسندگان عحده را که درحراید ومجلات تشر شده است , بعد از مدتی , بصورت کتاب گرد میارند . بیشتر چنان‌واقم‌میشود؛ که مولف خود فرصت این اقدام را در زندگانی خویش سی یابد ‏ و یا کار آن را مراقیت میتهاید . گاهی این کار به عهدة اخلاف میعائد . مقصد ما در گرد آوری مقالات محمودطرزی , سعرفی‌يك مرحلهافکاروعقاید ؟ در تاریخ معاصر کشور؛ دونسل پیش از زسان ما میباشد . یعنی که این مجموعه ؛ بمتصد يك تعقیق تاریخی میباشد . در مرکز علمی کشور های خارجی ؛ تا کنون » چندین رسالة علمی بشه‌ول رساله های درحه دکتوری» دربا ره عراج الاخبار وسحود طرزی » تهیه ونشر شده است وس‌شود , از ین مطا لعف تاریخی میتوان دریافت » که محمود طرژی , ٍمطالب موم زندگی‌وطن خویش وجهان اسلام تعاس گرفته است . خواننده یاید احوال‌تاریخی آنزمان را در نظر بگیرد . در افغانستان » هنوژسکالب ومداوس بطرژ اسروزی تازگی داشت » و آنهم محضص برای پسران بود , در باره حهان عصری / حذد شخص | کشت شما ر ؛ اخ نسم خی دخشگفدا ز (ه) تااندا یی باخبر بو دند , اژینجاست که مقالات محمودطرزی؟پیشتره‌قصد تدریس ورهنمایی را در بر دارد . در آن زمان اکثر جهان اسلام در زیر یوغ اسارت, ویانفوذخارجی‌مزیست. دولت های تزاری ء ودولت هند برتانوی , این ناحیه آسیا را بمناطق «نفوذ» تقسیم کرده بودند . اخیرااذ کر ادعا داشت که افغانستان » حق انعقاد روابط » کشئور های جهان را ندار د , محمود طرزی و دیگر رجا ل وطتخواه افغانستان باین ادعا گردن نمی نهادند » وآثرا به جدیت رد میکردند . چون‌در جنگ عمومی اول جهان » دولت عثمانیه » یعنی عمله‌ترین کشور اسلامی آنزبان ء با برثانیه و دولت تزاری مخالف واقع شد ء ازین حهت نیز ؛ سراج الاخبار ؛ آواز مخالف بلند. کرد" . ندای بحمود طرزی , ندای وطنخواه‌ی و آزادیخواهی يك کشور اسلامیست » که در دل آسیا بتارگیبه‌ظاهرتمدن‌غرای آشناشده بو د . | کثر پیکار بحمود طرزی , در همین زمینه ها بود . نباید مقالات او را از روی ایدیولوژی های سیا‌ی واجتماعی » که بعد شهرت یافت ار یابی کرد . چون علا قه‌ندی به تاریخ قرن ٩‏ , وآغاز قرن , ۲ کشور روز افزون است ؛ گرد آوری این کتاب سودمند تشخیص کرد ید . ضمتاً | زسراج الا خبار " یکعده مواد خبری را استخراج کرده » وآباده داشته ام ء تا از روی آن کتاب د یگری در بارة « احوال افغانستان در اخیر عهد سراجیه » تألیف شود .امید است این کار در آینده صورت بگیرد , فهرست اعلام مباحث »اشخاص (داخلی وخارجی)اما کن ولغات ومصطلحات خارجی (هندی » انگلیسی ؛ ت رکی عثه‌انی ) دخیل در کلام طرزی» نیز شاسل همان کتاب خواهد شد . (د) دیشگفتار برای شناساثی کاسل محمود طرزی ‏ اقدامات مزید آتی بکار است : - تشر آ ار چاپ نشدة او , بشمول رسالث «دیدنی ها و شنیدنی ها » راجم به سر گذشت او در عهد امیر شیر علیخان وآغاز عهد ضیائیه . - خاطرات شامل « سیاحت سدقطعه » که | کون تن چاپ شد+؛‌آن‌دستیاب زمیشود ؛ باید حلاص آن به « کستاپ دیدئی ها وشنیدنی ها » ماحق شود . ( هردورساله » یعئی « دیدنی ها وشنیدنیه » وگز ید « سهقطعه» رامولف» برای چاپ آماده کرده است ) . - چاپ همه آشعار بحمود طرزی ء بشمول آذجه درسجوعة « پراکنده » آمده وآنچه در سالیان اخیر زندگانی سروده است ؛ همه بصورت کتاب حد اگاند . - بطااعات‌مز یدبرزندکائی محهودطرزی ‏ که فر زند گرا هی یشان‌عدا!وهاب بحمود طرژی رویدست دارد . وظیفة خود میدانم که از یازی دوستان در تهیذ این کتاب باد کنم , مرجع عمده من کلکسیون های انجمن تار یخ است » که به هدایت دوست گرامی ودانشمند دکتور یعقوب واحدی آسرانچن ‏ توسط مرد کار آ گاه متصدی کنتایخانة انچمن تار یخ ؛ سمحمدحسن‌حصاری ) به سترسم قرار داده شده . محمد حسن‌حضرتی" يك قسمت استنساخ را اجراء کرد . قسمت‌دیگراین خدست‌راء دوست ارجمند ؛محمدعظيم امین تکمیل کرد .وید رطول سالیان‌سدید؛ درآماده ساختن رهاله ها وکتب دیگر ؛ سانند مقالٌ جتبش قانون گذاری در عهد استقلال (شاءل مجموعة «افغانستان درپنجاه سال اخیر») ؛ گزيدة »آئاراسیروخسر و بلخی دهاوی » زندگی امه امیر خسروباخی دهلوی» رسالهٌ-عنی‌عشق د رنزد مولانا جللالالدین پلخی ؛رسالسعنی‌عشتی نود امیرخروبلخی ,و کتاب.رگذشت پیرهرات» دیشگفدار (ر) ترجمه منازل ااسایرین خواجه عبدالته انصاری علیه‌الرحمه , وترجمه بنظوم وشرح کیت‌آنجلی تاگور »ویکعده زیاد رساله عاو مقالات‌دیگر ءبامن همکاری بید ریغ کرده ات واگر دستیاری او یبود * دشوا ر بود این هعه آثار را » درین سدت بحدود ؛ بچاپ بسپارم . سهرساله ضمیهُ سراج الاخبار را هدر داخل سراج الاخیار چاپ نشد» بود , وبه قطع کتابچذ جیبی بچاپ‌رنشید بود » خوشبختانه دانش‌ند گرامی د کتوراحمد جاوید , درکتابخانه خود داشت که بدسترس منگذاشت . یکی از مخاصان محمود طرزی جثاب سفیر کبیر عبدا(صمد ؛ توجه مرابه تصعدة مدحیة بلك ااشعراء مرحوم جلب کرد که درآغاز کتاب آوردیم, دستیاری استاد یکانه خط , عزیزالدین و کیلی‌با کتا بت عنواناین‌مجموعه؛ ويك‌صفحه ازگفتار محمود طرزی در با ره سیدجم‌الابدین افغانی»گرانبهاترازآنست که‌ستایش‌آن بقلم من آید . دوست هثربندوگرامی شرار ءدر نهیه عکش‌ها یازی کرد . دربارة آسرمویسیة هقی ۰ سراج‌الدینو هاج بچه زران‌سپاسگزا ری کنم ؟ مرحوم بحمود طرزی خودا زحسن اتفاق نام اورا درمضامین‌خود تضمین کرده‌بود (صفحه ر روم این مجموعه دیده شود ) . درسوس بیهقی » مردنیکودل وپر ازتلاش ؛ سخی داد فایز * با کمال سخاوت همان کوشش راکه دراهتمام چاپ «سرگذشت پیرهرات» و«منازل‌السایرین» یکسال پیش کرده بود » دربارُ این کتاب نیز بذل ۳0 آمرشعبات حروفچینی مطبعه دولتی » بباغلی گلبدین ودیگر همکاران اپشان, برای پیشرفت کار روز وشب کو شید ند» درین مختصر امک‌ان ذ کر هده "ببانیکه درسط,عهُدولتی» وبیردلمطبعه به‌من دست‌بعاونت داده اند »سپسرنیست , 9 ایشگفغار مسعود حبیب نوابی پورتریت محمود طرزی رابرای پشتی ترسیم کرد . مطااعة فهرست مند رجات کتا بکهدراخیر آمده‌است ؛شان میدهد, که برای ازتخاپ وترتیب تعدم وتأخیر مضامین » چه‌شیوه راپیش کرفته ایم , حاحت ایست درین سختصر »د رین بحث داخل‌شوم . تنها میخواهم به‌خوانند؛ گرامی خبرید هم کهاین کتاب« کلیات»نیست,واز بسیار متالات محمودطرژی » محض عنوان داچشد سطررادادیم . علاقمتدان مطااعات مزید؛ ازروی آن‌حواله, سیتوانند اصل رادریافته بان‌دراجعه کنند .اما همه آن مقالات عمده را که درسراج‌الاخبار به‌چاپ رسیده در همین مجه-وعه آورده ایم . دا ولد پد رم شاگرد داراله‌عامین سراجیه بود , افکار خودرا | رآثار طرزی گرفته )یمن ؟ وئیز بحمث معلم‌سکتب ,به‌گنادگردان تلقین کرده بود ,من‌به‌توصیذاو » در روزگار کود کی » همه کتابه‌ای محه‌ود طرژی را خوانده بودم»صفیدات « سه قطعة» طرزی پیوسته ؛ ودر رورگار تحصیل درخا رح بخاطر من بود. در وساله علمی زبان شناه‌ی خود ٩۵۵(‏ ,) درپاریس, ازتوجه‌محمودطرزی‌به«زبات گفتاری»ذ ک رکرده دیدم , گرچه کرد آوردن مواد این کتاب » ونگارش مقدبه ها ویخش خانمه آن مدت ششماه شیا روز راد ربرگرفت ؟ مگر حقیقت آنست: که تَهیة این‌مجموعه» ازچهل سال باینسو بطرق گوناگون آماده شده بودم . پس‌مناسب خوا هد بود که‌این کتاب‌را» به‌سه‌تن ازنسل آینده ءیعنی‌فرزندانم حاسد »طارق» ومردم هد یه کنم 6 که‌درزمان تهیه‌ای. کتاب » وحتی‌اصللاح پروفهای چاپ»بامن قرین »وه‌انند من چشم براه چاپ‌شدن این کتاب بودتد . کابل ی , حوت ۱۳۵۵ روان فرهادی کلمات محمودطرزی دربار؛ سیدجمال‌الدین اففانی بخط شکستة استاد عزیزالدین وکرلی (تجر بر ۰۵ ش) (مشن درصفحة 4۳ این مجموعه) . در بیاض بخط شکستة سردار غلام معمد. طرزی ابیات دربارة تاریخ تولد محمد ۱ «عند لیسا» بسرش (۱۸۰۵) که در جوانی از حبان رفت ؛ دوسطرآخر دربار؛ تولد محمود است ۰ (قسمت اخیره رن لاجوردی) ,: صفحه‌ما بعد بیاض سردارغلام محمدطرزی که‌تاریخ تولد فرزندخود محمود را ۱۲۸۲ ق «مطابق ۵ رابخط خوددرج‌کرده است راز کتابخانة استاد صالح برونتا» ۰ سردار غلام محمد طرزی معر وف به طرزی اففان درحدود (۵۷) سالگی درآغاز اقامست دمشق (۱۸۸) ۰ عکاسی ازروی عکس قدیم از: شرار محمود طرزی درحدود ۲۱ سالگی در آغاز سالبان اقامت دردهشق (۱۸۸۲) عکاسی از ردوی عکس قد بم» از : شرار سردارغلام محمد طرژی ۱۸۳۰۱ تا ۹۰۰ محجو طرژی درسی وینج سالگي در دهشق 4 بدرمحمود طرزی دردهشق درحدوده" سالگی پیش ازعودنه » وطن ؛ یت ازجبل و ۰ سالگي محمود طرزی در ستا تما ن حاب سراج الاخبار + 1 ۰ 1 ۲ ۲ 1 اف تن ً ۴ ۱ 13 1 13 3 3 ۱ گوشمه بی ازخانه بی که محمودط‌رزی و خانواده اش درآن از ۱۹۰ تا ۱۹۱۷ درده غرحك ده الثغانان کابل مي زیستند. اين خائه ملکیت دولت بود وبنام خانة ملاعموی توخی یاده‌ی شد . صمدها دولت ازین خانه استفاده های مختلف کرد. اکنون مقابل عمارت جدید (شاروالی) واقعم ء وملکیت شخصی مباشد, بله های روشندان «اودسی» نمون؛ هثر تزئین حوب؛ دراخیرقرن نزده گابل است . سال سراج الاخباد ۱۴ میژان (۱۳۹۰ ش) . نخستین صفحه شماره ۰ ( آخسسرین شماره )سال عشتم (آخر بن‌سال) سراجالاخبار افغائیه ۲۷ قوس ۱۳۹۷ شش . محمو دطرزی (هه ساله » (نشسته شخص سوم ازحانب حپ») رئیس وفد افغانستان با هیشت عندبرتائوی درمنصودی هئ ابستاده سخص دوم از حانب داست عبدالبادی داوی وشخص اول ازحانب حب عبدالوهاب عحمود طرزی است که ددین سفر منشی خصوصی پدرخویش بود (۱۹۳۲۰)" ۰ بنجاه وینشج سالگی : در تاسنان (۱۹۳۲۰-۱۲۹۹) محمود طرزی ابسن خاطره امضا کرده رابن عکسس شاید در سفر مذاگرات سباسی در هند گر قنه‌شسده اد » کارت بستال ۲۳ نوفیر ۱۹۲۳ محمود طرزی ازواتر لو 1 ۸ ۲ سفحه رقیمه برکارت پستال به عنوان شارژد اثر وزارت مختاری اففانی در پاربسی : محمود طرژی (۵۷ ساله» ازوحه‌اش اسهاء رسمه ب نادگار اقامت اروبا رفو تو ازمحلة کپول - خانواده) » حدود ۲۰" سالگی : محمود طرزی وزبر امورر خارحه افغانستان درلباس رسمی ۰ خاطرةٌ مسافرت ارو بادر ۱۳۰۳ (۱۹۳۲۷ع) به سین ۲ سالگی . درمد ح‌محمود بیگث , مدیرسرا ج‌الاخبار مد بر فا ضل و دا نای 425 رس محمود ۶ طبع ر و شذش آ مد ه مز احد ان‌سخن اه هه صر بر خامف اف 1 و ۳ شا م4اوز 4 سکن ۳۹ بو در و شین نشان سین بملت ار قامش مغعی نهد ود نله لب ز هی با وج خر ۵»فکر ت ۲ ٩2ت‏ کمال بگلز هی هدر .طدعات 1۱ سم ن‌سجی زخا مه آو سخی بافت | ستخوان !غدی کند د عا یف آر | مغزا ستخو ان سجن زر خواب جهل وطن شعه بکقلم یداد صر در کاگ تو بر د اشت تافغا ن سخن نغان نامه فضلت بد هر با قی با د ! هم 4۸ تا که دود در جهن شا ی سجن تذ کر متن کا مل | ین قصید» د ر د یو ان بلکک | لشعر | ۰ مر حو م خر اند ه بیشود ۶ درد مود طر زی نگا هی بر < زندگانی سردارغلام محمد طرزی ۰ :1 ۱۵۰۰ محمود از وجوانی یاور زندکی پدر گردید . سردار غلا م محمد طر زی ؛ پدر وسر بی اولش بود »و بررشد شخصیتاو تأثیر ژرفی گذا شت , باید در چند سطری‌در چهر: او آشنا شو یم .در ین زمینه بهتر ین طر یق کو تاه کرد ده متن بند بة دیوان پد ر: بقلم فرژندش ‌دحمودطرزی «یباشط » ده‌درجوت , وم , (م جسالگی‌محمود) درشام تحر یر شده وهعان سال در کراچی بچاپ رسیده است , نوشتن يلك زند کی نامه مفصل سردار غلام محمد طرزی:با تحلیل دیوان واعا روی؛ برعهدة این_ولف این بجموعه,و پااراد تمند دیگری باقیست . بیناتور رنگین تعثال زسان ۳۳سالگی غلام محمدطرژی: بخامه یک هترمند هراتی 4درهرات ترسیم شده‌است »9توسطمرحوم فکزی سلجوقی عر وی؛به نوا د؛ آن مرحوم یعثی عبدالوهاب بحمود طرزی ؛ هدید داده تده؛نزد ایشان حفوظ ا ست , اينك متن کوتاء شده نوشته محمود طرزی ۰ 2 2 ۰ ولادت سردار غلام محمد طرژی درسنه عم ۲ , هجری قمری(مطابق , ۱۸۳م) مقا لات م<مو د طر ز ی ۳ در قددهار واقع شده .در جوانی »در محار بات خانوادگی اشترالك داشت ,مر پیشتر متوجه علوم بو د ,چون امیر دوست محمد خال »درسنه ۲۷۲ ربق (عمبم ) از کابل ح رکت‌نموده » قند هار را استیبلا نمود » والد بزرگوا رشان سردار رحمدل‌خان به ایران رفت و(در ۱۵٩‏ م) در آنجا وفات یافت . امیر دو ست مححد خال » سردار علام محمد طرزی را درصف‌شهزادگان وابراءادخال »و به لقپ «ارجمند دانش‌ند» ملقب وسر فراز ؛و به معاش ۲ هزار رو پیهب‌تازنمود .وا کثر وقت‌اورا درپایتخت اسارت » یعنی در کابل » بحضور خویش بنابر لیاقت فطل و کمالش » ذگهد اشت . هنگامیکه امیردوست‌محمد خان ؛ درمحار بة برادر زاد خو یش سردار ساطان اعمد خان » بست هرأت رفت وم , ساه‌هرات محاصره شدء سردا ر غلام‌محمد طرزی» از قبول زر وسیم سردار ساطان احمد خان » استنکاف ور ز ید واز جاده صدا قت و استقامت عم‌خو پش * امیر دو ست «جمدخان انحراف مود ,.بعداز وفات‌امی رکبیر (۳ ده ,م) »دوراما رت | میر شیرعلی خان رسید .وی نیز » بر رو ش والد خو بش رفتا رمیکرد وسردا ر لام محمد طرزی را کرامی میداشت ,ابیر محمد افضل خان واسیر محمد اعظم خان نیز , حرست ورعایت سردار غنلام مجح طرزی را میکردند . چون امارت»دفعه ثانی بدست‌امیرشیرعلیخان افتاد »۱ کثر اقر با وشهزاد گان درانی را از پادر آورد .لاجرم ءحضرت طرزی را نیز از پادرانداخت »ومد تیمحبوس و بعده تخلیص ءومعاش تقاعدی از برایشان تخصرص نود . سردار غلام محمد طرزی »سدت , , سال د رسلطنت دوم اسیرشیرعلی خان (۸ +۸ ,تا وم ,) عز لت وگوشه نشینی اختیار نموده » د وکسب فضایل و پرورش اعل کمال بسر آورد , چون دولت انگلیس کابل وقند هار را ضبط واستیلاء کرد » عموم افغا نیان ۴ م2 لات محمو ه‌ظر ز ی باوای عموسی‌نمودند,وانگلیسان را به تر کی افعانستان‌وادار نمودند, امیرعبدالرحمن خاان »بسرعت فوق العاده از سمرقند آمده » اسا رت افغا نستا ن را وارث گرد ید . هنگامیکه امیرعپدالرحین »وارد چار یا کار گردید , حضرت پدربز رگوارم » محر ر سطوررا از کا بل به چار پا کار بحضور اسیر فرستادند .حضرت آمیر » درحق بند ه مکریت امیراند اجراءو بزای حضرت والد بزرگوارم خلعت ارسال داشتند . چون +کابل رسیدء واعلان امارت نمودند » با پدرم؛بتابر الا ص و صداقت و کمال وفضیاث شان» یومآفیوم درعزت وا کرام ورتبه وجاء شان افزودند. امابعضی از حاسد ین رشك وحسد برده ءد را کثر اوقات خالیه ءافکار حضرت امیر را در حق ایشان به تشو یش می‌انداختند , تاآنکه بعداز محار پ امیر باسردا رسحمد ایوبخان در قندهار, حضرت دار سعارف کردار را ؛ بی‌آذکه سیب حقیقی آن اثبات] ید؛ بی خبرو ناگهان محبوس‌نمود» و بعد ازیدت ساساه حبس / به مع | هل و عیا ل واولاد ء محبوساً بسو ی هندوستان برآورد , وتابه سرحد حدود انگلیس که عبارت از پشتگگ است ؛ به دوات انکلیس تسلمم نمود , ده لت انگلیس باه , . + وو پیه کادار برای سعاش ایشان تخصیص دا دند , حضرت. پدر مدت سه سال در کرا چی بودند ,برد | زآن به عزم سیاحت هندومتان از دولت استیذ ان »ود رمدت‌ششماه! کثر بلاد سکهورة هندوستان زا سانند بعپثی , وحیدر آباد دکن ,وبنگلور» و سیسور ؛ متا رااس ء وا حمد آ بسا د» وگجر ات , و ا کبر آ با دود هلی و سر عند » و پندی و پشا ورسیا حت کرده » پس به کرا چسی رجعت نمو د ند. بعد از ین سیاعت ششما هدء از زنگ ظامت دولت کافرننگی وابا نموده » در ردد آن شد زد که از هند هجرت نمودد , به دوات‌علیه عشمانی پناه آرند , د رسنه ما لات محمو دطر زی ۵ ۳۰۲ ۱۸۸۰(۰م) باه نفر ازعا یله واتباع خویش , بیغد | د آبدند . و مدت ششماه ذر بغد اد در جوا رمر قد عید القا دوگیلانی قد س سره | لعزیز » بسر آو وه بعد ازان , بتابر توصیذٌوالی عراق » جناب تقی الد ین پاشا » وسشیر ار دوی ششم ها یون, هدایت پاشاء اهل‌و عیال رادر بغد اد گذ اشتند,وینده شا ن محررسطو رکه به تحصیل لسان تر کی عشمانی تا یکد رجه مو فق شده بو دم » بصفت تر جما نی بمعیت خویش گرفتد » به سمت در سعاده استانبول حرکت نمود م»قبل| زحر کت کربلای‌سعلي ونجف‌اشرف‌را نیز زیارت نمودند . در استا نبول » به آستا ن سلطان عبدالحمید خان غازی تشرف نمودند . سلطان ,حضرت مشارالیه رابه انواع التفات هانایل » ودر دولتخانه یاووا کرم خود » ناسی پاشاءسحترانه‌سهمان‌فرمود . بعدا زان,دوهزارغروش‌با هانه‌پااعطایاراضی» زبرایشان تخصیص» ومحل اقاست شانرانیز درمر #زولایت‌سو ریه, که‌عبارت از شام جنت‌سشا م ائبت تاسیس فرسو د ند . بعد ازانکه مدت دوباه بهمان دولت‌بودند» ودردارالیخلا فه | قاست‌ورزیدند, بشام شر یف که محل اقا مت شا ن مقررده‌ابیت‌تشریف آوردند ,ده خودشان محمود طرژی رامامو راً بسوی بغداد از برای آورن عایله ازسال فردودند . بز ودی‌امر فرمان را بجاآوردم .پس از دوسال‌درسخه ۰۳ ۱۳(ودمم ر)دفعه‌ثانی عازم د رسعاده کردیدند 3 حض بت پد ره رسم جاسع حمید یه را که دران هذگام د رتعمیر وتر سیم بو د به صنعت تا مه وسهارت کامله ترسیم » وماده تاریخ آنرا نیز ,بواسطه حا جی علی پیگک اقندی » بحضور تقد یم نمود ند . د راواخرسنه ۱۳۰۲ ( بمم رم) عزم سفرادای فریضه حج بیت‌الله رامعم فرسو ده » به استیذان دولت؛بصوب حجاز روانه گردیدند . بعد از عودت این سفره 1 م2 لات معمو د طر ز ی مد تی قدم درد امن استراحت کشیده ؛ مشغول به طاعات رب‌سعبود گرد ید ند , درسنه ۰ ۸۸۸(۱۳ ۱م)موفق به‌ثالیف وترتیب وتذ هیب کتابی‌گرد یدند که بعنوان «اخلاق حميد معنون امت , بعدازانمام وا کمال , که‌مدت تششماه صرف سماعی بحصول اجابید » بنده شان بحمود طرژی را , به بردن و تقدیم مود ن کتاپ بذ کور فرسودند , بنده عازم در سعادء علیه گرد پدم و بو امسطه قرین ثا نی ۸ حاجی علی بیگک افیدی » ومعاونت ریا پاشای کتابت حلیله »م:ظور نظر هما دوئی نمودم . ازاحسان رحیمانه سلطان ؛ در خصوص,معیشت‌وانفاق اهل وعیال؛ راحت ورفاهیت کاسل حاصل شت, حضرت طرزی , اوقات شیاروزی رابراحت و رفاهیت د وراه استرضایمعبود برحق »حصروصرق دا شتعند, هیچوقتی نشده‌باش که پذچ‌ساعت | زشب گذشته, ایشان‌د رجامم کبیر؛ بحضوره رقدببا راسدذا یحیی با د کاررب غفو رسثغول نباشند . را لا | ینست گزیده آزانچه محمود طوزی درجوانی در بارة پدر نوشته‌بود . دهد انیم که سردا رغلام محمد طرزی ؛ درسال ,وم , ؛ بعد ا زمسا فرت به استانبول : به بعیت فر زد خود محمو د طرژی : سفر د یگری بد یارحجا ژو خا نه خدا کردد ریکیاژسفر های‌حج شش ماه در حوار کعیه مکرسدو مرقدمنورسیدا لمر سلین د را عتکاف بود و «نغعة آهنگ حجاز « ر ادران رو زگار انشاد کسرد, درسا ل وا پسین ز ند گا نی با زد ه حج رفت ؛ وچون بر گشت ءبتاریخ ب ذسمیو + ۱۹۰ د ردمش برحمت حق پیوست؛ چنا نکه د رشرح حال محمودطرژی آوردهام. از صفحه و ب‌تاد و ب این مجموعه:بیان سختصراحوال اورا ازقلم‌فرزند ش‌سی خوائیم. در قبر ستا نْ د حد اح دفن شد . فهرست آ ا رقیمتد اراو را درا خبر این رساله آورده ایم ء بزرگترین خدمت اوتربیت‌فرزند پا کدین ونیکودل‌چونحمود طرزیست کهدربی اصلاح احوال ال وطن خود د رسالیان هجران‌ازوطن کمربست ؛ وچون به کشور غودت نمود ؛ این فرصت‌گرانبها بوی میس گرد ید . ور قی‌چند بر متوفی در|ستا نیول (در جوار مزار حکیم سنایی) (مد فون‌در جوار ا بو ایوپ انصاری) <4ار شذیه چهار ش.ه ادل د بیع الا نی ۱۳۸۴۲اق ۳ شعبان ۱۳۵۲ ق ادل سنیله ۱۳۴۴ ش ۰ ۳ عقّر ب ۳۱۲ ش ۴ الست ۱۸۵ م ۲ او دبر ۱۵۹۳ م مرجم امنادی که بد ست در یم ودر فهرست گورهی فرزندان محمود طرزی . تازمانی که کنا بی برز ند کانی محمود طرزی نگاشته شود ابزك کوشیدیم ۱ ین چند و رق زند گینامه را چنان بنخا ریم که روح یک گثاب را دز شته. .با شید .‏ ۸ مش لات م<دو د طر رز ی و۶۶ تسس سس سا ایان کود کی ور کا بل و هد ]هیر شیر ع۸یخان کرچه زندگانی رو زگاران کود کی محمود طرزی » اژ روی نسسخه خطی کتاب او » , دیدنی ها وشنیدنی عا » به تیکویی به‌ا معلوم است ؛ مکر مطالب آن کتاب را دریتجا کمتر سیاریم ؛ واديدواريم که بزودی آن زندگی نام محمود طرزی " بقلم خودش ء ودیگر آثارچاپ نشده او » پچاپ بپرسد . اینقدر از خاطرات او میاردج ۲ پد رش سردا رغلام محمد طرژی » درکابل » در کوچه بارانه خانه داشت ,این کوچه تا کنون قسعاً موجود است , نخستون خاطره مان کو دکی اورا عنگام مسافرت اسیر شیرغلی خان به امباله درهند؛برای مذا کرات » د ربخش واپنسین این مجموعه ( در شرح بحث پرسال تواد او ) آورد ه ایم » » وخوانندگان رابه آن حواله مید هیم . محمود بزرگ شد . لابه او آغجان ؛ از اعل تیران ودهراوود : برد پا کدل بود , نخستین بعلم بحمود» پدرش بود . محنود مینگار که پدر در زندگانی او ؛ بقام بزرگک داشت ؛ واو در برابر بدر م چون پر کاه در پیش کهربام بود . آمتر شب گنلی خان » بعد ازانکه از سقرانباله یکایل برگشت (و وم ) سردار غلام دحمدطرزی را ء از زندان رهاساخت ء وتتخواه تقاعدی عزار وپتجصد روبیه کابلی برای وی معین ساخت . الپته» سردار لام محهد طرژی » سرد شاعر طبیعت واز سیاست و وکارهای د وات بکلی کناره حوبود . ازیئجاست که مقامات استخبارات برتانوی اورا« بدون نفوذ, تشخیص کرده بودند . محمود » بالهجة مطا یبه بیان دیکند که تنخواه تقاعدی سالانه ؛ بمصرف ضیافت عای شیر چای ء وقیماق چای ؛ کیاب بره میرسید , سردار » آشپز مخصوص وعطار مخعصوص , برای‌ساختن یرینی ها وترشی ها داشت !۱ 5 ما لات <هو د طر ز ی ۹ ازین خاطرات زمان کود کی دحمود» تصور نشود که زندگانیپدر و فرزندش باوقی خانواده ۳ د رعطالت وبطالت س یگذشت .سردا رغلام» حمد طرژی شاعر چبرددت . دارای مطالعات وسیع , خطاط » نقاش ؛ ارادتهنه اهل عرفان » واز اخلاص کین ن ابو المعانی عبدالقادر بید ل (جه. , تا ۱۳۳ ق ) بود , محمود در طول زندگی » خاطرات آن یازده سال کناره گیری پد ررا گر امی میداشت ۸ که درعالم صنا یم ذفیسه ؛ آدبیا ت ؛ ثعر نقاشی ۵ تفر ج ميا ن کلیا وریاحین وشکوفه های چاردهی کابل میگذشت . شاعران واهل ادب‌با پدرش‌فردن بود ند , اند ژاده ملامحعد ا کرم شوتك 1 ارمصاحبان او و معلم محمو د بو د 1 این ند ریس 1 اژ الغما خوانی محمود تازهانل حوانی در شام دوام داشدت ۳ اما اصل متجع تحصیل دیحمود » پدرش بود , مرحمود ازسکتب پد رد وری نمی حست . کتا بخانه توانگر پدر » دمزین به کتایها ی قامی خوش خحط وزرنکار قدیم »و کتمب چهاپیآن آن‌زدان » که اکثراز هند می آمد » بدسترس او بود .محمو د د رمجاس « بید ل » خوانی پد رگا هسی تا شش ساعت به دوز نو می‌نشت ۱ ص یی این مجموعه ) سردار حلام عد طر زی کاغذ ابری می ساخت » وبه نوشتن اشعار بخط زیمای شک-ت‌صی پرداخت, خ.س4نظامی بوسف زایخا ی‌جاس ۵۴ عناسه‌فزدوسی» انوا رسهیفی ۳ )مهو د زاجاعب کرده بودحتی| موش وگربة عبیدزا کانید رسرسیاست آدز خ2ه رود ۲ ز بانیکه ۱ را ضص حکو ست امیر شیر علیخان فرا رسید ( وب ۱ ) .ب<مود تا بدرجسه درف و نحوعسربی » وبثنوی معتوی سولانا جلال اند ین بلخی ۳ باشرح خوازده بو ده, در سراج الا خیار ( سال ی شماره ۳ ) می نگارد که ۰ در آن زبان بان د رحه سواد و ادب آمو خته بود م که کایات پد ر ر امیحواندم». نوجوانی و آغاز عهد ضیا ژیه: کوشه نشینی سردار علام سحهد طرژی ؛ د رعهد امیرشبرعلی خان-وحب ردید 4 ۱۰ مقالات مجمو دطر ز ی که در زبان غله اسیر عبدانرحمان خن بمقام اعتبار ر سید. پدرپیشاوپیش »محمود کردنی بود ؛ فرستاد ‏ سردار غالام بح ل طّ زک 1 ار ال دبپاو و +قرب شد "ومحعود اوز باوی‌گاهی به دو بار سی روت , امیر عمدالر حهعن خان , بر مجمود مهردان بود ؛ وبوی با آتکد نو جوان ود رساله بزد » رهبری بکد سعٌ و چك سباه را داد . چندی بعد) زسا ژیکه ابیر باپسر عم خود سردا رمحمد اپوب خان در قند هار جنگید» چون,حمودنوجوان راءسوار بر اسپ در کار زاز سرگرم پیکار دید فریاد کر د : , آفرین محمود جان ۱ , .۰.۰ ۷۰ دران دوه ۲ این آخرین سهربانی اسیر عبدالر حمالن خان» بخازدال‌سردا رغلام- ال طرزی بود 1 متعاقبآسرد ا رغلامدطرزی / 1 با سن اتهام که بامخالفان مکاتبه د اشته است در ثتدهار زنداای کرد . این اقامت زندان » در آغاززستان مم ۱ برای آحاد گی تبعیداز افغا استان بو د , اسیر درناهه های محرم دصفر 9٩‏ ۲ (ئومیر »دس ۱۸۸۲ ) » به عنوان د و لت برتانوی ۹ این‌سرداران راسوخب ۳ آشموب :اغتشاش < ازدع بو د 8 بعدازبوا فته امیر باجانب انگلیسی ء سردار غلام بحمد طرزی یاعیالهاواطفال ! واز | زیوهاه قر زرد د امخدشحدود 4 از زندان ند ها ر بمه‌ویحنوب آ تاحرحد پرتا نوی تبعید شد» و از ا نجا حانب کراچی رفت ( جورگ ۸۸ ۱). اقامت‌در درخبد : با ینگونه : تمعیط در عند وسهوتبم سال اقاست در دز آغاز گرد ید ۰ 41 ازسال ۲مم , (ب, سااگی )تا دمم ب(.۳ سانگی) تخفو. زا دربن مین ک, تبل بران » شیرعای خان قند هاری ( کهد رح گت دوم افغان وا کلیس بابرا نو يا ن ۰ معا لات م<مو در ز ی ۱ ,ععع,_ >> _ مت معحد شده به‌معیت قوای برتانوی از افغانستان رفته‌بود )نیز در کراچی سا کن بود . بین -ردا رعلام-<عدطرزی »وشیرعلی خانقند هاری‌روابط؛باوصف همه خویشاوندی ها در کراچی گواز انبود (رحوع به حقحه .يب دیوان مطبوع طرزی افغا ن ) , اما د.یجا ۰ط زی امان » بااعل ادب مکاتبه ودوستی داشت . یکبار هم‌با محمود به شارنی +شور هی هعد پرداخت و تامرقدهجا هد بز وا تیرو ملطال راد رنزدیکی سیسور زیا ت کرد , بحمود , د رعماندالها » باقدرت ادبی و رشادت و جر ثت | خلا قی خود بورد تین دانشمند«ان سند ه آمله‌بود ء که همهدرزبان‌دری‌اهل ادب بودند. صحبت محدد داغه‌تانی ويك طبیكٍ انگلیسی‌را درزمينة سیا ست‌نیزاز ین‌زهان بخا طر داکت (ص «مم این مچموعه سلاحظه شود ), فضای ترا چی , وگرفتن‌سبلغ معاش از حکومت انگلیس » که‌بدست نصاری بو د بر سردار لام محمد طرزی که‌سر3 صوقی مرا بود » گران آمد » و د ر تا بستان ور , باعایلة خود وسبحمود ء آنجارا پاکشتی ترک کفشه» وآرژو داشت که د ر پلاد عمما نی زیسته » ووزی به حج برت‌الله فشرف شود . سا لیان ]غاز جوا نی در شام : سردار غلام بحهد ط, ی وبحمود طرزی وخانواده اش 6(یخست د ربغداد اقاست کردند» که‌حجز ء دولت عثمائیه‌بود . دراندا -شیرآدوی یله هد ایت پاشا در-ال ,مر (مطابق یست‌سالگی محمود)به‌مي‌دافند يکواونل تو پچی( که زبان فارسی سیدانست ) هدایت‌داد ء تابه محمود زبان تر کی راتد ر یس کند محمود به تحصیل زبان ترکی شوق واهتعداد عجیمی نشان داد . چون درین سن تا زه جوانی ؛ زبانرا آموخت » درسالیان ءابعد » | کثر ت رکان » در برخور د او ل» ناشناخته » خیال میکرد ند باید وی یکی ازمردمان ترلك اناقوایه باشد ! بخاطر بیاوردم » که مود د رکود کید ری گنتاری کابل راآموخته بود . د ر بعغعی آثار خود نکات نغز آنرا بکار سیبرد . پدرش ء با عمشهریال قندهاري خودبه تس ۱ مقالات‌محمود طرزی اهجة شیرین قندءاری پشتو میگشت محنود در کار برد اصطلا حات و حکم وانثال پشتو , شاکرد در , ونیز بلا محمد اکرم هسوتك بود ء که با کما لا وفاداری » عمراء با مرداره‌عازم دیارعربی دولت عشما نی شده بود ( ص م وم این مجموعه ) . محمود ؛ در شهر کراچی , زبان اردو را تاپیمانة ژیاد آسو خده ود . چون بعد از چددی , دراثر بوافقه با حکوست عثمانی پدر وخانواده اش‌عراق را ترك گفته در شام بقیم شدند , زبان عربی را نیز آموخت . ( بعدها اند کی تحصیل زبان فراژ- وی را ذیز آغاز کرد ود ر ربع واپسین زند کیآنرا پیش بر +ء) شهر شام » که مود آنرا عميشه « شام جنت مشام » سی نوشت , برای واندش طرزی قغان متعل آههدا یی بأبردان‌عا رف وعیادت‌برسر قد یحیای پیغا مبر علیه اسلام بود. درایام اقاعت‌بعداد,وآغازاقاس دسفی تام ۱۳۰ (جمرب) بعنی ۳۱ سالگی»منتخیات‌دیوان‌پدررا بخط زژیمایستملیق ریونگاشت ز رجوع به فهرعت آثا رطرژی ازتان‌د رین مجموعه) , محدودم يك زو ج4 اوغالی ازا هل خوردانی‌د اش ت که باوید رکراچی ازدواج رده بود . آن زوجه , در جوافی از جهانبزقت [ممم ,م ) . کودلد وی یز بحالی که برای سردار غلام محمذطرزی‌الم, انگیز بود , از جهان‌رفت: چدانکه درنابه پدر« یاس بعدالامل » به عنوان فیرژند میخو | ثم ( ۱۸۹۰), آرزه ی داشتن اباده در دل طرزی ازغان و آرزوی پسر در دل مجمود یجا داند , مطالعات محمودطرزی در دسشق دمم (۱ ۲ سالگی)تا, ۰( سااگی) را در بر میگیرد . درین زمان پدر ولا مخمد | کرم هوتك مرشدان‌علمیاودودژد. باقی ۶+ تحصیل او از راء مطا عف شباروزی بود . باید دائست که درآن‌زنان ترحده آثار غریی, در زهیذه دای برگزیده علم وادب در زبان ترکی میسرمی‌شد , مقالات محمود طرزی و چون ممراث نویندگی داشت » خود نیز مایل به نگارش وشاعری شدءاما؛ چنانکه خواهيم در یافت » نگارش نثر را بحساب جهان امر وزسو د مند تر از شعر می‌یافت .پس‌ازین» مربه خوش خطی وتذ میب اوراق هم فرو نیاو.د. فعا ارت ادبی عهد جوانی در شام در +۱۳۰( مطابق ۱۸۸ م ) « سیاحت نامه در سعادة » را که شرح‌سفر او از دسشق به استائیول میباشد , نکاشت , !ین سافرت را به‌متصد تقد یم کتاب خوش خط , منقش وزرنگار « اخلاق حمیده » نگارش پد رش به د ربا رساطان‌عبد الیع-ید؛ به اسر پدر بچا آورده بود . در ۱۳۰۷ ( ۸٩۰‏ رم) مقدمهوساله موقوتة « د بستان ما رف » را در شام نگاشت . در ین سالیان اقأمت شام » آرژوه‌ندی او برای‌ترقی انغانستان شدت می پذیرفت , چنانکف در بي ۱۳ ( مطاّق . ومررم) متا لا « ژاپوذ‌چه‌بود وچه شد ؟ » راهم نوشت . محمود در .۳ مطابق . وم رم (و ۲ سالگی ) تالیفا کثر» دپستان.عا رف» را در شام خعم کرد . این کار سه سال را در برگرفته بود . ( این اثر جوانسی را بعدا در دوقسمت در کابل بچاپ رسانید : یکی « روضةُ حکم » حاوی بةا لات اخلاق وحکم:ودیگر « از هر دهن سخنی ۰ (بقالات ادبی واشعار ) . محمود از اعل شام زن گرفت ( ۰۱) . زوجةُ او دختر شیخ محمد صالح مسعدیه بود . ( بیان زندگانی او را محمود طرزی نکاشته است, چذانکه در صفحه دج این مجموعه آورده ایم ) . ( اخلاف خانواده آن مرحوم اکنون د رشام پنام « الفتال» معروف است ازان جمله ضیاءالتهالفتال» سفیرسوریه , ) در همین سال م ,۱۳ ) ۳۹ سالگی ) ۳ محمودو رد ر‌ مقر د یکسری ده ۱۴ مقالات محمود طرزی استانبول کردند , که بیان مفصل آن , باشرح ملاغات با اشخاص مختلف , در کتاب « سه قطمه » بحمود طرزي آبده | ست . امن مقر نامه ثابت میکند که در نگاه بحمودطرزی , افعانستان کخورتماما معتقل " وا.عای بر تائمه بر کنترول سعاست خارحی آن باطل بود , د وختم‌سفر استائیول حکودت عشمانی به محءود طرزی مقام بامور ر ثبه‌سومد وات عشمانی را داد , از آزجا ابحمود با چذر نا مطاز یکجا آ.د . پدر م از دصر به سفر سجددخانة خدا رفت . محمود به دسشق عودت کرد . درین دال یز , بعضی پارچد هارا ترجمه کرد , چنانکه از سفیتة «مولانا واغی ۰( که شام مجموعذ « رو ضة حکم شله. ات۱ دیکر مضامیی با بعد یز , به-ا کال « روفه حکم »ولا از هر دهن‌سخنی .,ء, » شده است , در همین سال ۰ يك رومان فرانسو ی را زبررعتوان « فاورا » از روی تر جمة تر کین , از سالف و ائوارذ ناء» ترجمه کرد , مینگارد که : این اولین روسانی بود که او را به ثرجمه چنین آفار تشویق نرد . پیشرفت های فنی جهان غرب ؛ محل عبلاقمندی مود طرزی بو د. در ۴ ( ۸۱۸۹۵] آشنائی او را با فوئوگراف ( ذراموفون ) که از باز ارد سثق خریده بود » سیخوانیم (ص رم این مجموعه ) , ۵ دد ار با سید حمال ا لد یی افغا ای محمود طرژی , در توجوانی دردیوان پد ر تصیده بی را درمتا وش سید حمال‌الدین اتغانی خوانده ود , پر وبلایعهدا گرم هوك , بار‌ااز آن‌شرد مقالات محمود طر زی ۱۵ _ دا نشمند وپرثور بوی‌سخ نگفته بودند.د رم ۰( ۱۸۹ ) *درجراید خوانده‌شد» که سید حمال الدین افغانی , از ارو پا به استانبول آمده است .سرد ارغلام‌محمدطرزی" فرزند خود محمود را *به استا نبول‌فرستاد, بدستش نامه بی بنام سیدجمال‌الدین افغافی داد . بیان ملاقات بحمود طرزی را ؛ باسیدحمال|ادین افغانی , درآخرین.اه های زندگانی سید , درین جموعذ از صفحة ۳ تام وم میخوانیم . هیچکس مانند محمود طرری ۱ یام بیهاری ووفات سیدرا نتوانسته‌است بیان ند . مبحمود خود , دربارة تاثیر ورف این, ملاقات میگوید : « علابه يك معدن عزفان بود . این هنت ساهه مصاحبت , بقدرهفتاد ساله سیاحت دز پر دارد ! *. سالیان و اسین در شام : در ۱۸٩۷‏ شعر تر کی ضیاً پاشارا که ذر جیم بند آن»شامل مصبرع. "عوای * سبحان من تحیر فی صنعه العقول » مییاشد ادف قافیه ووزت ۸ بطور منظوم از ترکی ترجمه کرد , وآن همانست کهدر آغاز کتآب «ا گنده »آمدءاست . همه توح محمود/بسوی شعر ادب و کشفءات‌امروز تحص بود : :هءلوم‌سیاسی وحقوق نیز علاقمتدی داشت : دره رم مطابق بوم , (۲ع سالگی ) ر سالسه « حقوق بین الدول » ار حسن فهمی پاشارا, از ز بان ترکی ترجمه کرده ؛وتوط پسته» ازشام به اسیرعیدا لرحمن خان‌بکا بل فرسة د. از ین کتاب درسال‌باقبل "يك خلاصه امز ترتیب داده‌بود (صمم این‌مجموعد) . در ر٩۸ب‏ کتابی را خواند که‌بروی تاثیر زیاد کرده‌از روی‌آن موقف‌مسیحیت را در مقابل عاوم امروزی‌در یافت.آن کتاب «نزاع دین وعلم » اثرفیاسوف‌امریکائی "۷ مقالات محمود طرزی «جأك و یلیم دری‌پر »,بود, که ترحعه ترکی‌آذرا سه‌سال قبل‌ازان »مدحت افندی با تبصرات عامی عمده چاپ کرده بود رص و و این مج‌وعه ). محمود طرزی حودحکایه میکند , که‌در د ,۱۳( ۱۹9 ) ناظم پاشا, والی‌شام کردید , وآن غیر از ناظم پاشا بود که شعر اورا در -قر دودال قیل استا تبول در «سرصا د» خوانده‌بود,سحمودومد ود رآغا ز دوچا را ین اشتباه‌شدند,(واین‌سمب اشتیا هات سراسیواای ثیاش گردید ) ( صذجة متام ای ن مجدوعد ) . در اول چوری ۱,۹ ؛ محموذ طرزی‌راباردیگر در استانبول‌می يا بيم‌جنانکه بیان تماشای« تشریح خانه, را شامل کتاب «ازهردهن سخنی » کرده است . درو وب و یلهلم :امپراتورا"حان سفرق به‌دولت عشه‌انی کرد ودردمشق نیز اقاست نمود.محمودطرزیخاطرأتآنرا: رععه زندگی بیادد اشت(ص»م ب این مجموعه). وفات در و ۲ ما د آبی عودت بوطو : درمالیال اخیر عبر خیانیه : ۱۵ ۳۷۸۹۸ دعتی بم* سال پیش از و فات اسیر عبد انرحمن خان) اسر مهربان‌شدهاجا زه‌عودت وطن رایه سردا رغلام محمدطر زی داد , وسالانه بیست عزار روپبه کابلی-عاترو مواجب, برای خودش‌وخانواده‌اش مقرر کرد , چثانکه آن مبلغ به‌دمشق بیرسید , آرژومند ی عودت‌بوطن ءذقار باین امکانات , تتوبت می یافت , اما چشم سردار غلامید طرزی؛ به‌بازدید فطن روشی نشد . محمود طرزی درسال ۸ ۱۳۱ (.۹۰,م) درسماحت نامه منظو م , پس از رحلت پدر , چنین سروده بود : مقالات محمود طرزی بعد از ثثا و حمد خد ا وندلایز | ل چرخ فلا بما سر ثبرنگ کرد باز یعنی که بد درا پدر مهر پروری هم شاعر و ادیب وحکیم ود بیر بود آخر زبازی فك چر خ کجدار مهمال بعدا زآنکه بهند وتان نشست عبد الحمیدخان؛ به‌تاعطف قبول کود فرمود » تابشام ذشیند 6 ازآن میب شد سالها که برد مقیم دمشق شام سال گذشته رفت برای ادای حچ آبردچوه‌وی خانه ‏ سهسه‌بعدازقضا در له پرات وشب حمعه از سنین با رحمت‌الاهرحیم یز ی خویش ۹ حبرد ها هزار رحمعت حق بر روان‌او ! ۱۷ گو بم‌ترا زقصه احوال پرملال مجروم ساخت د یده زد یدا ردلنواز مشفق پدر؛ رحیم بدولط فگستری اندر وطن و زیر بدو باامع, بود آوارءٌ وطوه شده از راه‌قتدهار برخاست باعیال وبه جرت کهربیست اور وهرمراموراهم خمول کرد آسد پا و رقت ا ژومحشت ونعب مشتول باعما د توهتمول خاص وعام فرض خد.ایجای نءودازازای حج افتاد اوبيك مرض‌صعپ‌بید وا بد یه زاروس4 صد وهجده کا شدقرنن رفت | ژحهان بسوی‌حنان نعوم خویش بادارقیش رحدت‌حق» تازه حان‌او ! وفات پدر دري د سمبر . .۰ محمودطرزی را غرق‌اندوه ودر ۵ سالگی‌سئول امور زندگاتی همه خانواد پدری ساخت ,خانوادة خو دش هم‌دزرگ ميشد. دران زسان او و زوحه اش ده دختر داشتند * خوریه (۸سااه )حوری(ساله)وثریا( + عاله). آرژوی‌نوادپسریرا که‌فر زندحمود باشد سردا رغلام محمدطرزی‌د رخالكگورستان دحداح برده‌بود ,گرچه د یر پسرانش پسراند اشتفد,محموددوماه پساز رحلت پدر عازم استانبول شد, آرزوسند بود که بعضی ت رکان بافعانمتان در امور رشد اقتصادی واداری خادیست "کشت . ۱۸ مقالات محمود طرزی در ۱ ۰ 4 ضمدا سال وقات فیاء‌المات در کابل بود "سفرئایة منظوم را در استاثبول سرود ؛ و ژحکوست عهه‌انیه اجاه گرفت, تا خود بکابل سفر کند. همراهبا حبيس لته برادرژاد 4خویشازراه بشید هلی الا هور, درفروریها رچ ٩۰۲‏ , (اخیرزم‌ستان ۱۴۰ ش) بکابل آمد, درین زان ساطشتاهمرحبیب الته» که یکسال‌قبل بسن و ۲ ساله بر تخت افغانستان جلوس کرده‌بود- ماه دروطن خود سکونت داشت. آذنایان اورا «ممود بیکث» و «زیگث‌صاحب » نا میدند واین لقب او پیوسته باقی.اند. بحنورامیرسشرف شد پیشنهاد دادء معخصصان تركبرای‌خدمت درافغا نستان خواسته شوند.سراج الملة والدین؛ ایثراپذبرفت» ودرین‌باره فربانی‌باوداد.باٍ ادرژادة خودحبیب انا زکابل به‌راه هند تادسشق سف رکرد. دردسشق اثاظم پاشاء درائرسراجعات جذرال قوسلگری انگاستان, بیشتر اززمان سابی *وضع ناسساعل 3 زپیش‌گرفته بود . چون‌باتانپول‌با رگشت, فاد پیشگان وجا-وسان اورا«-اختّه کار» معرفی کرده بودند؛ که‌گویه فرماند هه اوجعلی‌باشد ! حتی دربارشه‌انی, دراثرمطالیه سفارت انگلستات, بامیی‌ودطرژی راه بی‌سهری راگرفت. محمودطر زی بابرادر راد خویتن»*هت اه د و استانبول بود» وافن تابستان د رپا یتخت عشمانیه "بروسخ تگذاشت (م . ۱ بادشواری‌زیادء ازوزارت داخله آندوات احاء حاصل کرد تابه دمشق رفته خانوادةٌ یدری وخانواده خود رابوطن عودت‌دهد. همان‌بود, باعایله بسوی کابل سف رکرد. نخستین پسرش؛ عبدااوهاب دربغل,ادر وداده بود. ازراه‌بیروت به بورت سعید» وازآنجابا کشتی, بسوی کراچی آسدند. دراثر.ك شتماه, اسوال خائوادة محمود مارزید رک ثتی؛ بگری‌به بمبلی فرستاده شد, وبعد مقاغ آذبا کب گرانبهاء در انیا رخانه پندربمیکی یوم حریق تد ! خوشمختازه) محمود چند ارتلعی خود راپا حود گرقته بود. ما لات <مو دطر زک ۱۹ سح تحسحه زخسین سالیان پس از عو دت هجد د با بل هءان‌بود که‌درسال ع ,۱۹ خانواده طرزی پس‌اژم مسال هجران وطن عودت کرد » و بطءرقافله " ازملال آباد » توسط جپان وتخت روان (محمل) بکابل رسید , حکوست‌ونت» برای ایشان درهند کی (چهل تون چهاردهی) درباغ نایب سالار پروانه خان حادا: . یکی از زوجه های بانفوذ اسیر, یعنی علیا حضرت (هادر شهزاده امان‌اله خان) درآن وقت "با زوحه بحمود طرزی که زبان دری آموخته بود» ود خترانش اظهارسحبتنیکرد. زمستانفرارسید. زندگی در «ءند کی» دشوار بود. حکومت بخانوادء محدود طرزی درده غوچك ده‌افغانان ء, يك خانه‌یی که بنام خانة ملاعموی توخی مشهوره وخانهٌ نبط شده‌وسلکیت دوات بود, مصبر کرد. این خانه هنوز در ده‌افغاناد بوجود است. ويك جناح‌آن باچوب کار نفیس و قابل توجه /در کوچه مقابل گوشذ عمارت بلدی (اروالی) برناسی باشد. مجه‌ودطرژی بهآرژوید بر ی خود رسید» یعتی اقامت‌د روطن با خانواده وعزیزانش؛ نخستین خدست محهودطر زی‌بووطن + ترحمهٌ متن نظام نامه هاا زت ز کی بود. اولین نظام تایه افغاستان دربارة پست با پاک تعلیه‌ات‌نابه, به‌دوات‌سراحیه تقديم‌شد. دربن زمیشه » یکنفرهدرمند ودانش‌شدعهانی» حامی‌بیگ‌افدی که د راثرد عوت, سود طرزی بکابل آیده بود» مساعی به‌خرج داد, ویاستاد خط بود ونقاشی و حکا کی بر فلزرا می‌دانست. بجای‌تکت های پستسابق » تکتهای‌آبرومند ساخت.قالبهای‌نشان های دواتی‌رانیز اویا خت, خدبات,حمود طرزی» موردتوجه‌نايي السلطنه تصرانته‌خال» وحتی سراج‌العلة واقع‌شد. دارالترجهت رکی رونق زیادگرات. ءحمودطرزی آن‌آثار خود را که ازشام با خود آورده واز فندان وحریق انبا ربمثی بر کنارسا نده بود"باخود ۳۰ مقالات محمود طرزی ِ_ ____ سس‎ +حفوظ سی دافت "و و نداید ه وزاسید,به جاپ رساندن آثرانداشت. چاپ‌د رافغ زستان مذ<عرهبعضی 1 ای دوات» ویلك‌چندرساله باو- ایل لیتوگرافی (یعنیسنگی) بود. محمودطوزی بنابر امرنایب ااسلطنه (پرادر اسیر) بايك شخصیت عشه‌انی (قایم مقام‌سابق؛ سین ی بیگگ) و همراعانش مکاتبه کرد,ابن رحال " چون در اثر حریانات سیاسی درآن وقت ».| حکوست عثدانیه روابط نیکو نداشتند و جلای فطن سی ژیستند, مجبورا ازراه روسیه‌وا یران بهفغعانستان‌آمدند. تونسل افغانی دردشهد» ووالی هراتازانشان استقبال کردند,د کدو, عزت‌سثیر برگگ, »1 کیتدحت غلی رضا ریگث: ۶ رسام محمدفضلی بیک بوعلی فقّمی‌بیگدر یکایل رسیدند. درین زسبتان ر. ۲۱۹ سجعود طرزی (۴ سالد) ازبمعاری رژمانیزم رنج میکشیدء و:توااست بااستقیال ایشان برود. (درهحیی زتان؛ محعل این اتدابات خود را درزمينة حلب سباعدت فئی‌ت رکیه» درچند ورقی به تررآلی عثهثی نوشده لست, که ازاترجمه آن ذر ینجا استفاده کردیم) ۳ چون عبدالوعاب غنوزخردسال نوّه»تتحودطرزی به #دررسد ختربزرگک خود +یریه درداخت, در کتا بخانة استا د ال" پرونتا ءريك رساث تصصص ابیا بقلم خیربه بت محر ءدطرزی موجوداست. خیریه (+/ساله) برآن نوشعه است» که در یکت رش ید شام #ریف ؟ بزیان ثر کی این کنتاب ۳ درسر خوانده یود ؛ ویمعاوت پدرخود آنرا در کابل ترجمه کرده (و مجرم ۱۳۳۷ جنوری 5 ,۱۹). خیریه وخواهرا ن ا» یکجاباسادر»جشن هاوعید ها به خانواد؛ امیر در اراث دعوت محشه ند اسخه عای طبخ تر کی‌وشامی ایشان‌تة‌اید میشد. خط و پسی خیریه» حالب آو ده اقم ده زود ۲ )4 رسب زنبا ی ولباس او. سراج ماد ود ی ) مقالات محمود طرزی ۳۱ ناگهان. محمو د طر زی را ( که | زد ربا ر بحسب عادت گوشه نشین بود) احضا ر کرد و بوی گفت ۰ «سا وشما خو دشا و ند میبا شیم , پس چر .... ۳ بحمو د طر ژی ؛ بعد ها ء به خا نوادهٌ خودگفته بود » که از ین کلمات ابیر » آنر و ز مخت نگران شده ترسیده بود که‌برایش دسیسه ای نساخته باشند! ابا | میر ببی گفته بود که آر زو دارد , خیریه د خترسحمودطرزی راباشهزاده عنا یت الته‌سعین | اساطده پسر ارشد خودنامزد ازدواج کند .معین السطنه(۱ ساله) به اشارة پدر اما با کال آرژوسندی » پا دختر محمود طرزی‌ازدواج کرد )۱٩۰9(‏ وبا ین گونه محمو د طرزی با خانوادء سلطئت خویشاوندی نزديك دافتو زه‌نان با ال دربار به شدا یه جلال آباد رفت. امیر عر زبستان را در آل‌جاسیری بیکرد. ترجم کتاب «جنگگ روس وژاپان, از ترکی» روز ها مشب های,حمودطرزی را می گرفت (۹۱۰) و سراج العلة آرژومند خوا ندن آن‌بود . در زستان م ۱۳۲ (۱۹۱۰) کابل » محمود طرزی درمشاعره بی با کاتب دار اعرجعة ترکی , دربارة با ریدن برف»خاطره بیّپ از ظر افت‌گذاشقه است. درو ۳ , "بار دیگربه معیت اهل در بار به جفل آبادرفت .۱.1 حتی درآن شتائیه د ل انگیز اسجه‌ودطرزی کناره جو بود وشعر می سرود. رعاله «توحیبزبان سوا لید ثلاژه , راتالیف کرد. کتاب خوانی وعزاتگزینی‌او ازین شعر معلوم میشود: «من سایل این وآن نبا شم ۰ ۰ .۰, اکر شکار ال دربارسبب کشتار بعوجب جانوران‌می شد »دلتتگکم یگرد ید وسر ثیة دینا, (شاسل «پراگندم) يك نشانه چنین داهگی است .. محمود طرزی در شام واستانپول باعلاق‌ندی» حریده وروز نامه خوازده بود . حوعاه وقدرت کار معمودطرژی» د رین وقت فراترا ز خد مت‌دريكد ارانترحمه بود. و عقالات محمود طر زی آرزومئد ی تث رکردن يك حریده زد بحدود طرژی پیوسته موجود برد. تجربه قطع شده حکومتیچاپ سرا جالاخبار ؟ در زسان ب, و بام‌وظطف‌ساختن علم‌ای‌ دینی؛ وتردد چند ین ساله امیر حبیب انته درین زمینه " این کار را به تا خیراند اخته‌بود, چنانکه در صفحه بو این مجموعه ميخوائيم , محمود طرزی» بعدازساعی پیهج؛ در سال ٩۱۱‏ , (۰ ۱۴۹ش)درچوتره باغ ارگگ؟ در يك شب تابستال» دراه مبارك رسضان , این اجاژه را ؛ با وعده سماعدت لام , از سراح ااملتحاصل کرد .پس از بن اححه , محمود طرژی »که به سن وج سالهبود , داخل يك مرحلهة‌سرشار از تلاش وفعالی تگردید . گرچه اسیرخود حامی -راج‌الاخباربود» اساچاپسراج‌الاخیا ره برای معمود طرزی ده دشواری داشت ۰ یکی‌اینکه امکان ناپسند آمدن یعصی مقا + ها برطم سراج الملةءاز روی انتقادات‌برامور داخلی * ود یگرنا راضی‌بودن‌اولیای امور هند برتانوی اژ تبصره های سراج الاخبار دربا ره ا-ثقلال افعائستان. چدانکه حتماً واقع شدئی بود » باسرور سالیان عردوهشکل‌طاهر ش *اساسراج العلةءدره‌قایل فذار هاي سیاسی‌برتانیه مقاوست کرده:وه رگ قطع نشر جریده رافرمان‌نداد.چندین بار اژ مضامین سراج الاخبا رکلهمند بودیحدی که‌سحمود طرژی طی‌نامه ها به امیره معثی مقالات سراج الاخبار را فرح مزید داده چاپ شدن آترا حق افغانسدان ثا بت کرده است (درین بار اسنادخطی نزد جناب‌عبدالوعاب_حمودطرژیم وجود است ), انتقاد ات براحوال دا خای‌د رصفحات مختاف سرا ج‌الاخبار ودر دیگر آثار محمود طرزی موجود بود , شعروی بتاریخ , + ذیقعده ,مر (مطابق خزان ۱۱۳ )به اقتفای قاآنی "از روی‌بحر ووژن, انتقادمستقيم بر درباربود ؛ پس است صید بودنه ؟ بظرقف ۱شتزارها ۱ موه ۲ مقالات محمود طر زی ۳۳ ماس و تج سب یچ سس ده صید بودئه ( بلدرجین) تفر یح همه ال امیر یود . اما امیر این شعر را که در ه پرا گنده » به چاپ رسیده بود تحمل کرد . محه‌ود طر ز ی سراج الاخبار را سشر میکرد » و مو ازی بآن» بچاپ کستب خود سیپر داخت »مگر خود ش کمتر پدربار حاضرميشد, چنانکه دربارة اتهام «غیر حاضری» از خود دفاع سیکرد. (صفحه وم این مجموعه) . چنانکه د رصفحه ۵۳ هو ۷ این سجموعه»یخوانیم »گا هگا هی بیماری هم بسراغ اوباز ميامد, وگاهی هم چاپ شماره‌های سراج‌الاخپار يك‌دو روزی تأخیرسی یافت . بعدازآنکه عبد الهادی(یهنیغیدالهادی داوی) وعبدالرحمن (یعنی‌عیدالرحمن لودین) باوی‌درسراج الاغاژ : بنام محرر , همکا رشدزد» وبر علاوة انگلیسی‌واردو ( که درسکتب حبیبه آموخته بودند) ت رکی عشمانی رانیز حاصل کردند, تاحدی بار محمودطرزی» در کارترجمه ازت رکی و بطالعات لا زمه برای‌جریده سبك شده بود. دشواری های ؟ار و ز ند ی اما | زناحيه دیگرء نوشته های پرا زایماوآ زاد ی خواهانه این جوانان "5 رسراج‌الا خیار رابه مشکلات روبرو میکرد. از آنجهله است شعر بقام«پزیشان» نام ستعار داوی: (سال‌ششم - شاه ۲, - پنجم داو ۱۲۹۵): سهرگهی بشنیدم زبابلی‌به‌تفس .‏ کهمردم‌وازغمود ردوالم نیرسد کس سراج الم » درگوشة آن شمارة الاخبار نوشته بود« بعلوم‌شود پربشانکیست» واین يك زنگ خطرء برای محه‌ود طرزی وباقی هیثت تحریر جریده بود ! از جانبد یگر» شدت جنگ‌جهان» رسیدن هی تآامانی وعثما نید رافغانستان » پس از م ٩,‏ , , وتانی وتردد امیر, دراتدام مطالبة جدی ا.تقلال کامل افغانستان از حکومت برتانیا , سبب‌شد که سحمود طرزی درشها ره دهم ی ساه‌جدی‌سال 4۱۲۹۰ ۳۴ مقالات محمود طر ذی مرمتالهُ «حی علی القلرح ۳ بدو یسد. ( فده ۳/۳ این بیددوعه دیده شود) مقاله بچاپ رسید, اماد رافردخاات فوری حکوهت , محمودطرزی مجبور شدفیل از نوزیع شدن‌جریده: ورق‌اول شاسل سراح‌الاخبار را بر کنده و بجای آن ورق»در ورق دیگر اشعار اذبی را چاپ کرده داخل سراح الاخبار بگذارد . چانعه محعود طر ژی ۱ شاره میکند ( صفحه , ۱ 3 ۱۱۱ این دجموعه ) از جانب حعوت پرتائیا, د ر دقا بل سر اج الاخبار فشار شدید موحود بود . دوسیه ما ی آزشیف هند که امروزقا بل سراجعه شده‌است *تقصیلات‌این اوذاح رامی دهد همان بود کد انواع بی مهری هادر بارة سراح‌الاخیار آغا ژشد , چا رسال بعد ارد وا ح, خوریه باشهژاده معین ساطنهدرم ,و خواهرش ردا (۱ساله )باعین الدوله شهزاده ادان اند خَانم( ۱ ۲ ساله ) ازد واج کود » مگر ملوك دربار بابحمود طرزی احترام کارانة آمیختد یابی‌سهری بود . سفایث حسودذ ان وستماقان هم؛ کا رخود را کرد. (یابمداین مجموعه دیده شود .) دفتر سراج‌الاخبار ؛مچیورا از ماشین خان دوتی بيك خانة ده افغامان ااعقال 1 د؛ واز چاپخانة ماشین خانه دور شد , کار پررف خوائی و هدایات درباره چاپ دشوار شد.ضمناً به مود طرزی هدایت داده شد که خانة ملکیت دوات‌را که‌در ده‌افغانان یودپاخانوادة خودترلد کند .بوی‌کنته شد کهآن حانةُ دولتی‌برای‌مدت سوقت بوی ذاده شدها-ت‌نه‌دایمی! همان بود که بمساعدت شهراده امان‌انتهخان درخانة کوچك » نزديك عین العمارة (حباط سفارت‌ت رکیف امرو زی) نقل‌مکان کرد, (صفجه ۱1 این مجهوعه د یذه شود) 5 مقالات محمود طر زی ۳۵ امرو ز فرزندانش بخاطر سیارند یگانه مسرت وخو شنودی محمود طرزی» بزوک شدن کود کانش بود . در موسم سرباء بحمود طرزی » مقاله و کتاب مینوشت وکود کان‌چون‌عبد الوهاب عبد التواب»عبد الفتاح هما نجا بازی وغوغامیکردند ,چون کسی به ایشان میگنت «خاموش باشید !» محمودطرزی‌جواب‌سیداد ۰«بگذا رید ۱ شادمان باشند ! سانع نوشتن‌سن نمیشوند ۱ ». سخن بجایی کشید که عوغای کود کان؛ شرط مساعدمقااه نویسی اوشده بود ! چنانکه درشرح‌وتعلیق‌صفحه .۱ این‌سجموعه میخوانيم » -وءفصدتاریخی درجشن ۲+ سرطات ٩۱۷‏ ۱۲ » برسراج ااملة » درشور بازار کابل ءوزندانی شذن عبدالرحمن لودین‌د راثرآن , وبعد هازندانی شدن عبدالهادی داوی( همان« پریشان» نگارنده «بلبل گرفتا رء)حاات زا ری رابرح‌ودطرزی‌وتوا حالاخبار آو رد(صفحه ۱۱۳ این‌مجموعه) . پس‌ازین تاریخ * محمود طرژی‌را سرگرم تلاش بی‌گیر ونویفی برای دوام کار وبلند داشتن سطح عامیسراجا لا خباوسی با بیم: چ انکه خود ؛با زقلم برد اشته ؛ به ترجمه کتابهای عمده چون«منازعُعلم‌ودین» اثر «دزی‌پر» پرد اخت (صفحه ۳۵ > این مجموعه دیده شود ) , اماچنانکه خود بیان‌میکند( ود رصفحات. . ۱ ,تا < , , درین مجمو عه آ مده‌است) که د شوا ری های سراج الاخبار گونا گون بود . موجودیت فشار سیاسی» عمده ترین این‌صعوبت ها واقع شد » وچاپ‌شدن شماره اول سال هشتم ازپانزده اسد تا پانزده سیزان دوماه بهتاخورافتاد. همان بو د که حمودطرزی ؛ بدون آزکه کدام امر تحریری‌حاصل کرده‌باشد, خودش مجبورآچاپ سراج‌الاخبار رامعطل قرارد اد. آخرین‌شما ره * به تاریخ ۲۷ قوس ۱۳۷ به‌جاپ زسیلد, درآن‌شماوه چندین جاد رختمم امین «باقید ارد ‌« ال ۳۹ مقالات محمود طر زذی وآن «باقیدارد» همچنان باقی باند ! در زیستا همان سال » دربار وحرم امیر , مطابق معحول همه ساله به جلال‌آماد رفته‌بودند , بحمود طرژ ی که م ی ساله بود , روژهاوشب های اندوهبار واندیشه انگیزرامیگذرانید, ناگهان‌د رسا‌حوت مقتول‌شدن سراج اللهد رشکارگا: کلهگوش‌تنگر هار بسن پم‌سالگی؛ همه این اوضاع راتغییر داد, به تخت نشستن پادشاه مرحوم امان انته خان ؛ که درکایل نیابت‌علطنت راداشت؛ سیب آن‌شد که محمودطرزی ا زکنچ خانه (وحتی عیدالهادی‌وعبد الرححن اززندان) بکار خواسته شوئد ! محمو دطر رک در عهد اما یه آنچه بی‌ازین درزندگانی محمود طرزی میاید » مابعد ازسراج الاخیار ات , نشاط زندگی‌رابا زیافت . د ردکردان‌سرای»(واقع پا ولد ز و نگارامروزی) اقاستگرفت . محمودطرژی م و ساله برای‌تدبیر امورخارج افغاستان ؛نختین همکارداماد دومش پادشاه ب,ساله مود .بزودی برتیه وزارت خارجه نایل شد , بعد ازحنکت سوم افغان و انگلیس, مذا کراتی بین اففائستا وحکویت عندو برنانوی هو رت‌گرفت, ادا ره مستقیم این مذا کسرات در مرحلهةً دوم , بهمحصمودطرژی سپرده شد .بتاریخ ۲۳ اپریل ۲۰, , در راس هیا تی»بسوی شهر منعوری واتع هن سقر کرد . درنابستان»ا زسصوری مراجعت‌نه‌ود , این»دا کرات هیئت‌اففانی » برآ ژادی‌خواغان هند تاثیر تشویق بخش آورد . بعدا ازجنوری, ۱۹۳ تا ۲ نوامیر ۱ ۱۹۲ مرحلة دیکر مذا کرات د رکابل صورت‌گرفت, ابن مذا کرات رانیز محود طرزی ازجانب اقغا نستان ریامت‌میکرد. مقالات محمود طرزی ۷ تقویت روابط سیاسی افغانستان با کشور های اوروپائی» معنی استحکام مزید ادتقلال راد اشت. در ۳۲ , محمودطرژی ‏ بحیث‌وژیر مختار افغانستان د رپاریس مقرر شد . سفارت رادرانجا تا سیس نمود . عمارت سفارت را خریداری کرد (ببم جادة هافری مارتن), ازنخستین دسته‌شاگردان افغانستان درفرانسه که‌رژیس‌جمهورامروز انغانستان یکی از ایشان بود » استقبال کرد . تدویر امور خارجه » ایجاب میکرد که محمود طرزی به افغانستان برگردد . هه‌ان‌بود که درم ۲ , بوطن عودت تحود » وباز و زیر خارجه شد . د رین زمان »بقعل رسمدن,. یك‌تبعة ایتالوی در کابل بنام «پپرنو» ؛سبب تقویت تبلیغات برتانوی برضد افغانه‌تان, نزد دولی چولن‌امریکا » ژاپون‌و غیره شده‌بود؛ باین معنی که افغانستان گویا شایستگی استقلال‌سیاسی راندارد ! درسوضوع موقف گیری واقد اسات‌سیاسی‌در سسئله پپرنو ؛بینحمودطرزیوپا دشاه مرحوم امان انته خان اتفاق نظر نبود . این‌موضوع» وچند موضوع دیکر * سبپ‌شد که در جون ۵ ۱۹۲ (تابستان ,۳ ,ش) محمود طر زی بسن . ب ساله مستعفی و بطور نها یی کنا ره‌گیر شود . درین زمان عبدالوهاب محمود طر زی در انگله‌تان تحصیل م ی کرد . این کذاره‌گیری» ستأً سفانه با علالت مزاج و ملالت خاطر توأم بود . در جدی ۱۳۵ (جنوری ۷ ۹۲ ۱) سحمود طرزی و همسرش از سرحد د کهبه تورخم گذشته برای معالجه‌عا زم ار و پاشد ند. پادشاه‌مرحوم‌امان انته خان از راه کندهار وچمن عازم سفر اروپاگردید( . , دسمبر ,۹۲ ). محمود طرژی؛ باهیئت معیتی‌ملحق‌شده» د رمحافل پذیرایی در مصر اشترالك کرد اماد رحشوری م ٩۳‏ , در ایتالیا » از پاد شاه مرحوم ۳۸ مقالات محمود طرزی بعذ رت خواست و در -فر انگلستان ودیگ رکشو رها معیت نداشت» بلکه درسو یس | متراحت و معالجه میکر د . پاد شاه مرحرم درافل جولای م ۱۹۲ ازسفر ارو پا و تر کیه وایران بکابل رسید, محمود طرزی از راید درجولای م ٩۲‏ ۱ (۱۳۰۷) دعتی‌چند هفته قبل ازجنگٌ‌د اخلی " به افغا نستا عودت کرد اءاوظيفة رسمیزگرفت . (عودت پاد شاه مرحوم امان‌اته‌خان از ین سفر بکابل؛ در . , سرطان ۱۳.۷ معنی اول جولای م ٩۲‏ , واقع‌گردید .) جنگ واخلی افغانهتان و هجر ان از وطن همان بود که جنگ دآخلی‌افغانان آغازشد , شو رشیان ننگرهار " تقاضای فت فقروی بحکو مت دادند : مانند بسته شدن سفارت‌ها؟ سکاتب نسوان * عودت حجاب و غیره و غیره .., فقره هفتم» تفا دای آخراج سحمود طر زی با خاندانش از افغازستان بود . محمود طر ی دراثر آشوباوضاع ؟با هه‌سر و فرز ند انش "دوهعیت پادشاء مرحوم امان الته از کابل به کند هار رقت » و با میسر تندت یک طیاره از مد یریت خا رحه فند هار ی پاسپورت عادی‌کرفت , بتار بخ م بارچ ۹ بران و بزه قونسلگری ایران درهرات را حاصل کرده است , قضا ی پر آذو ب آنوقت هرات یز » برای میحمءود طرزی پر | ژخطر بود .۱ زحسن اتفاق » طیاره بی که سفیر انغانستان درتهران برا ی کار ی کرایه کرده از تهران فر متاده بود » درهرات میسرگردید . با کشور عزیزخود و داع کرد و عازم ایران شد . این و داع وا پسین بود . درجواب زحال ایرانی »این بیت حافظ شیرازی را خواند ؛ مقالات محمود طر زی ۳۹ مانه اینجا ز پی حشءعت و حاه آمده اهم ز بد حاد ثه اینجا به پناه آمد « ایم چون دران سالیان» همه سفر های غرپ» براه هند با کشتی سی شد؛ این بگانه سر او در ایران بود . افامت‌اودران کشور ر ماه دوام کرد. در بر مهر م ۱۳۰ مطابق م اکتو بر ٩‏ ۷ نمی ابران» بوی و یره خروح‌داده ابت . بتار یخ ۲٩‏ مهر » و یز خروج گیلا ن و بتار بخ ۲ اکتو بر ۱۹۲٩‏ مهر دفتر پولیس با طوم دراتحاد شو رو ی بر پاسپورت وی دیده ميشود. ژوجه اش وعبدالوهاب( که آمرتشریفات وزارت خارجه بود) و باقی خانواده از راه بمیثی "با کشتی دمععت پاد شاه سرح<وم اان انته خان مقر کردند و بعدا ساکن استانبول شدند , بی‌ود طر زی با ز در استانیول رسید » شهری که درآد ایام پر ۱ شادمانی جوانی را گذشتا نده بود . در ین زان ؟ سن‌او به م بسال رسیده بو د . فر ز ند ش عبد ااو اب محمود طرژی ؛ با عروسش خدیجه سراج» ودیگر فرزندان با وی یکجا شدند . حکوست ت رکیه برا ی ایشان بمعادل حقوق سعاش يك وکیل شورا یعنی میلغ کافی؛ مساعدت میکرد . بحمود طرژی » دربن سالمان » آرزو مند ند گا نی راحت بود . شکایت عمده صحی ند اشت . درشهر استانبول تفرج مهکر د و به نوشتن خاطرات خود آغاز نمود . بروی کتابچه هائی که این خاطرات رانگاشته ۳+۰ معالات محمودطر زی است» رسم ها بخط کود کی آن که‌نواده اش بودیعن ی آی‌تن (د خترعبد الوهابمحمود طرزی) دیده میشود , محمودطرزی * هنگام تفکر » این خطهای کود کانه را به رسم عای معنی دار تبدیل کرده است ,قسمت اول خاطرات خودرا * تازسان خروج بدرش از افغانستان نگاشت, آماده نگارش‌باقی سرگذشت خود؛ ازروی حافظه بود . همان بود که ناگهان بیماری بابان زندگی بسراغش رسید . بتار یخ ۲ ۲اواهبر ٩۳‏ ۱ درب سالگی »درااز سرطان جگره که بی د رنگ‌بلکه‌سریعاً پیشرفت کرد دور از افغانس‌تان ء ابا در شهری کهدوستهیداشت ؛ چشم‌ازجهان پوشد ,به‌وعب وصیت اوه اور! در سزاری‌نزد یك‌ابوایوب‌انصاری بخاكسپردند. خدايش بیا مرزد ! پس از و فات آن مر جوم : همانطور که سی‌ودو سال پیش‌در شام؛بزرکان دولت عشدانیه‌بر جنازة والدش حاضرشده بودند* درین زان ؟بزرگان حه‌هوریت ث ر کیه که در استا نیول بودند» حنازه اورا تشمیع زمودند. زوجه اشاسماء رسمیه ۳ , سال‌بیوه ماندود روج و ۱( ۳۲ ,ش) دراثر عارضهُ فلج نیمه بدن وفات یافت. عبدالوعابحمودطرزی»در پوئیو رسیتة استانیول؛ به تدریس زبان دری پرداخته رساله ها ومقالاتی *از آتحماه برای دايرة ا!-عارف اسلامی‌تر کی می فوشت؛ ودر-فرناسه نا صر خسرووه ابسال‌وسلاهان» جامی هروی تحقیق کرد در ۱٩۵۲‏ (۳۳۱,) عیدالی‌هاب محمودطرژی نابرادر خود عبدالقادر محمود ۰«_ظ(۹۰۹۹(9(9 مس مق لات محمو د طر رز ی ۳۹ ی مد سس تس بت که اج جح طرزی, ازاستانبول بکابل آمده وامکانات‌عودت‌همه خانواده راتهیه کرد .خوا هرارشد او غیریه (خازم افندی) با همه فرزندان »ء بعد ازوفات مرحوم عذا یت انته دعین الساطنه درتهران (۳۲۵ ) > قبلا بکابل آسده مقیم خا سابق خودشده بودند(:۱۳۲) ۰ عودت‌عبد الوهاب محمودطرزی‌بوطن» با زوجه‌ود خترش بتاریخ ۱۹۰۳ (۱۳۳۲) توسط اوتوبوس ازراه انقزه , بغداد » تهران »مشهد» هرات تا کابل صورت‌گرفت‌وازان زمان تا کنون , بخدست های‌ادبی وفرهنگی اشتغال‌دارد. عبدالوهاب میحمودطرژی ازسال۳۷ ۱۳۵۲7۱۳ ریات آمورسیاحت (گرشندوی) رابه‌عهده داشت . برادرش عبد العزیز طرزی نقاش شناخت کشور ورسام‌مناظر طبیعی وطن است . آن فرزدان محمودطرزی که در تر کیه اژدواج کرد بودندههانجا ماندند.در کابل *عبد |" وهاب‌طرزید رنوشتن ایس مطالب‌مولفیاری کرد »وخود تا زه درین ایام حوت و ۲۵ , ازتجقیق درآرشیف دولتی‌هند بکابل برگشته» نگارش کتابی‌را د ر با ر زند گا نی پد ر گر ا نما یه و زندگانی خود آغاز کردهاست . خد | پش‌یاری کند ! رک : مناجات محمود طرز ی ای | ح<شمه۱ ۵ سدیها» با ها ار واح ۵ شمان خار جی دداخلی دطن عز یز مقدس مار !۰ کور» شل» ادگگ کرده پستان ! الهی! افر اد مات تجیبة شجیعةٌ ما را اتفاق علم» عقل » صخعت عطا فرما ! الهی ۱۱ -:قامت »صد اوق جد بت »راست کار ی »مأمور ین و کاردا دان مار | روز افز ون عغا بت کی ! الهی ! ق۸م بدلگام عجز | جام «محمود طرزی» ر ا؛ ارین‌مجبور مکن که بلای‌جا نش گر دد ۱ بفضل و کرم نامعناهی خود اصلاح)احوال فر ما ! آ هن » م آ مین » پجاه سید | اهر سین »پار ب | لها (هء ی ! ۰۰ مراج الاخبار » سال ۳ ) شمه اره ۲ ۲ اه ۳۵۴ ) در با ره خاطر اتز ند کی ۳ سو اج‌الاخبار ص ۲۲سپ جح ات ای 6 تن خاطراث زند گی سال ششم شمارهٌ (۵) ۱ ۲ میزان۵٩‏ ۱۲: [ در ضمن بحث « سلسله مشاهیر » و « علا و ء معلومات بر تر جمه‌احو ال سید جمال الد ین افغانی » می‌نگا رد که ] این عاجز »نام این علامه رااز هنگام ی که خواندن‌وتوشتن‌فارسی" را آموخته ام ورد زبان کرده‌ام . .. "ذوات باب رکاتی که این بندهٌ عاصی را به کنیه « محمود طر زی» سیشنا سد البته نسیت بحمود را به طرزی»از جهت پدری وفرزند ی استدراك فرموده باشند . مجمود طرزی که گفته شود «سحمود ابن طرزی» مراد است که‌در نظرا رباب‌عرفان ظاهر وآشکار است . اما این راهم عرض کنيم » که‌این جرات وگستاخی عاحزانه براتحاذ نمودن‌این عنوان بلند مکان» که نسبت اسم بلاسه‌ای خودرا با تخاص ادبی آن بزرگوار عرفا ن شیم توأم نمائيم ء الحق که جر نت لابالیانه ۱ حتر ام شکنانه شمرده میشود ! دویرادر بزگوار منظم‌ومکرم حقیر ء که الحمد نته برحیات ۳۴ مقالات محمود طرزی هستند» طول الته عمرهم» غیچگاه این عنوان را »یعنیتخلص خص ادبی و شعری والدماجد مرحوم بزرگوار را ؛ بانام خود شان»يك جانکرده اند » زیرا سم اصلی آن بزرگواز مرحوم «غلام محمدخان» عنوان رسمی شا «سردار » بوده است ؛ اما چون بسن حوانی در #ندهار اول باريك طرز حدیدی در شعر گرفتدد ودر اد بيات‌يك توغل واشتغال‌تامی ورزیدند» د ر شعر به «طرزی» تخلص فرسودند . پس چکو نه جر فت وکستاخیست که تخاص خاص شعری حضرت «طر زی » را نه اسم اصلی آذرا که‌نسیت ابوت وبنوت‌را در برگیرد » پانام خود یکجا کرده خود را « محمو د طرزی » مینوید ؟ ! بلی ! درحقیقت اسرءاین ‌چنان جرائتی‌شمرده میشود» که حنایت سرقت را هم دربر می گیرد ."ولی درینهسثله این حقیر سراسر حق بدست است» زبرا» این يك لقب وعنوانی است که از طرف خود آن قبله گاه معظم » به این فرزنداحقرشان عطا فرموده شده است » و درسهري که با مر خود آ ثرا حك کرده اند » و به این عبداحقر خود هدیه عطا کرده بودند » «بیحم‌ودطرزی» تحریر فرموده اند؛ودر | کثر تحریرات و مکاتیات عالی «سحمودطرزی» خود شان این فرزند احقرخود را«سحمود طرزی» خطاب نموده‌اند وگرنه بر چنین گستاخی » گاهی جرائت‌نمی ورز یدم | گر چه در اثبات مدعا» مهر و مکتوب‌ها ی مذ کور را ابراز کرده نمیئوا نم » چر ا که مفقود است اماء يك چند فرد از اشعار آبدارمبارك شا ن » کهدر تاریخ اته‌ام يك مجموعه اشعاری که از کلامهای » استادال جمع کرده بودم » انشاد فرسوده‌ند» امتشهاد؟ در قید تحریر میادرم» تا عذ ر این جرئت وکستاخی مراابعضی ازمتعرضین مقالات محمود طرزی ۳۵ ۳ ( تاریخ مجوعة «صنایع») قلم چونکه برداشت» محعود طرزی سخنهای مر غوب محمو د بنو شت چنین کار کان بود بسیار مشکل ز بس شوق از زود هم زود بنوشت ببا غ حسنجی و سلکث کراچی بوقت خوش و سال مسعود بنو شت بتار بخ اتم‌ام او کلك « طرژی » به تعمیه این حرف مقصود بنو شت «ورقهای بد » را ازو دو ر افگن چهج‌وعه +وب ؟ محمود بنوشت | ۱۳۰۰ (از کلیات حضرت طرزی » منطیعهٌ کراچی ؛ قسم قصاید وقطعات»صحیفه ۱۷۵ ) (سپس می نو یسد :) چون درجُ خوانائی حقیر بد رجهٌ کلیات خوانی رسیده که آنهم تقر یبا سثه بو ۲و هجری(۸۸۰ ۱ م) بوده با شد »او لین کلیاتی که سی خواند م . .۰ کلیات حضرت طر زی بود . بای یکث شاعر زاده » اول شعری که از بر کند » بجز شعر پدر» کدام شعر تر نیخوا هد بود ره ۳۹ مقالات محمود طرزی سال‌دوم - شمارة(٩‏ ۱ )-. جوزا ۲و ۲و بعد از ذ کر خبر وفات مرحوم احهد بدحت افند ی » نویسنده ترکی ونگارندة را له « شهبال » مینگارد , . . ۰۰ بسن پانزده شائزده بودم » ک4بجز بعضی کتاب های نثر و نظم ادبی واخلاقی سروجه فارسی ماکث خودم را دگر هیچ چیزی نخوانده بودم . در بغداد زبان تر کی را بدرچه بی که عبارت خوانی بتوانم ؛ آسو ختم . ولی از علوم و فنون ادبیه وجکمیة که آنز بان با ن سشحون‌است » بیخبر بودم . غیر از بعضی کتابهای قرائت و<کایات » دیگر آثار فی ادبی <کمی آنزبان‌بامن سخن نم گفت. در استانبول »«خواجه اول» نام یک اثر بدستم آمد , بمچر دی که باز کردم ؛ علم‌وفن باسن بسخن,زدن آغاز اواد . هرچه که‌گفت فهمیدم. هرچه که‌خواندم؛ هوسم افزونی گرفت . اول نام احمد مدحت وا نیز اززبان خواجة اول خود ششیدم. زیرا صاحب آل اثر او بود ,۰ . (بیان مفعصل زندگافی سرحوم |ححد مدت افندی».و فهرست و مجمل آثار او را با پور توربت او هنکام‌مطااعه» بچاپ ر مانیله است ). سال‌هفتم - شماره ٩(‏ ,)۲ ۲ثود ۱۲۹ بك ر حات بر حسرت و عبرت رو فات بدر ز و ج4محمو دطر ز ی) : روزشنیه هشتم ماه رجب ۱۳۳۷( ٩۱‏ بم) شمخ محمدصالح افندی‌سمدید» که ار چندی درشهر عزیز ما بسر میآرود ؛ ارتحال دار بقا دود , .. . , ,شیخ محمد صالح » دسشتی‌الاصل ؛ واز سوذئین ومکبرین چایع شریفت بنی امیه بود ؛ که آن در شهر دمشق شام است » و سر مبارلد حضر ت مقالات محمود طرزی ۳۷ یحیی علیه السلام » مدفون خالك قد سیت نالك آن مقام علویت احتشام است . شیخ بحبد صالح ؛ در ۱۳۲۲ ولادت یافته » و به عمر مج , سالگی دراک موٍ ذ ین و خادمان حضرت میدنا بحیی علیه السللام » داخل شده است , ( سپس بیان وظیفه موّذنان را در آنجا به تفصیل بینکارد ) خانه وسسکن شیخ محهد - صالح » بدیوار ضلع سمت‌شرقی‌جامع شریف‌چسپیده»ویکتارسی کلان از قاعه خانه اش » بر صحن جامم بازاست ؛ و اژریکطرف » جامع مقدس » و ازدیگر طرف » با مقبرة حضرت سلطاك صلاح الذین ایوبی » علیه رحمه » جواریت و همسا یگی دار د . خانه اش » چون دز ژیر متاره بیضا" با مأذنة العر وس » واقع شده » و از یکطر ف هم بمقام حضرت امام زین‌العابدین (رض) » که به مشهد الحسین معروف است » قرییت‌ورزیده ازین سببها» شیخ"تتحمد صالج ۰ نسیت به‌دیگر موذنین جامع‌شر یف در نزد زایرین و وا ردین و صادرین».پکک معروفیت و رو شناسی عمو می دارد, . . شیخ محمد صاألح سرحوم » هیچگاه خودش مدعی آن نیود که از سردان اصلیزادکان » وخاندانها ی کلان » یاسودا کوان,واژمینداران,ذق رو ت و سامان بود : وهم نیود ! جمیع مودین جامع شر یف را * چوک بپرشید : «چکاره هستید؟» بجواب میکویند:«انا خدام سیدنا یحبی ۱» آنها دوکر شرف و شائرا » نمیشناسند ۱ انتخاردان » بهمین صفت خد متگزاری آستان نبیست » و بس ۰.. شیخ محمد صالح » پیش از شروع شدن این جنگ » د رم( حمادی الاول ۲جس و » برای دیدن بعضی تعلقات خود ء که‌در دارالسملطنه کابل دا رد» از شهر دمشق شام حرکت ؛ و در اوایل ماه جمادی الثانی سنه مذ کوره بکابل مواصلت کرده بود. خط راه آمدنش‌راشام » پیروت » پورتسعید» بومیای » پشاور » ۳۸ مقالات محمود طرزی کابل - تشکیل میدمد . چون این راه مسسدود شد : طیعاً به عو دت وطن خود کامیاب یامد م ,, شیشخ محمد صالح سمد یه مر حوم د سشقی » در جهت قول چکان نام دامنه کوهی » کدمحل و آباد ده افغا نان در ذیل آن واقع است » درجوار سقیره و پاچ آخند جی صاحپ علیه الرحمه » در میان مدفن و مقبره برادران سله‌ان افغان خود ؛ مد قون گردید » چنا ذکه سردارغلام محمد خان طرزی » که از ار کان خاندانل حاییل الشان سحمد زا بی افعان بود ؛ در شهر شام حذت شام در مقبرة «دحداح» دفین خاگث قد سیت پیام گردیده است , , , شیخ محمدصالح مظهر عواطفات عبراچالعلة والدین گر دیده بود , شهزادة بلند اقبال عین الدوله که سو مین فرزند شاهانه »9 در مقام ساطنت ب وکاات حکو ست فا یم بودند ۱ بذات شریف خود برجثازه اش حاضر آمد , , , سرآج‌الالخیار افغانیه ؛ به اولادآن پیر مرد محترم» کهدرشام شریف هستند » وبهحناب صبيه محترمُشان» وفر زندان ارجمند بان » که در بنجا هستند » پایفای. وطیفة عرض, نعز به سبار عت بینما ید , ۰ , سال‌دوم شماره . ۲( ۱ سرطان 121۱۳۹ بیاد دارم : که فو نوگراف دزسئه ۳۱۳ ۸۹(۱ ۱م) دریازار های شهردسشق شام » نورونق افروز سامعه نوازی شده بود.آ رئوقت؛ ساشینهای کو چا فونوگراف که لوله های رابری داشت » وث‌نوند ء آثرا در گوش میگرفت؛ وصوت را میشنید» بیازار آمد ه بود . یکی ازین فونوگراف هارابادو سوژئی که یکی برای کرفتن صدا ؛ ویکی برای‌شنوا نیدن‌صههاداشت؛ خریده بخا نه بردم درهما رو زاوقت صبح *والدمرحوم مفالات محمود طرژزی ۳۹ ۳222 تس حضرت «طرزی صا حب » دك غزل حد یدی درشب گذشته انشادنمو ده بودند. ودر وقت چای نو شی صبح » برین بنده عاجز خ ازدزد , که این دو فرد ازآن غز ل بخاطر ما ند ه است * تصو پر یار صور ت اند هشة مشست صو رت کشی نقشه او پیش منست زآن یادغیر میرمد از نقش صورتم پر شیرسر خ داغ غمش پیش منست همان شب این محرر عاحز همین غزل را که عیارت از هشت نه بیت بود » بصورت بسیار فصیح وواضح؛ در فونوگراف خوانده > و دراسطوانة آن ضبط نمودم ؛ وذابه‌نه شب ؛ به آن مشغول بودم» تاآنکه حضرت طرز ی» بقرارعادتی دایمی که داشتند » در نیم شب از او تا ق خود پر آمد ۰ » و براب حو ض حولی سرا» وضو گر فته, مصمم رفتن جامع‌تور لامع حضرت یحیی علی نبینا وعلیه السلام گردیدند. بند » از او تاق تابستانی خود که آنرا « قاعه » میگویند برامد .عرض کردم ء که یا اختراع جد ید بسیارعجیب عصرحاضررا ام رو زگرفته ام هرگاه آزوو ی ملاحِظه آنرا د اشته باشند بقدر پذچ دقیقه به او تاق بند ه تشریف بیا ور ند , تشریف آوردند . قونوگراف را کول کرده و سسمع را بری آذرا حضرت مرحوم مشار علیه » بکوش گرفته غزل انشاد فر مو د کی صبح خود شاثرا» مفسرو موضح از زبان ياك جسم بیجان » چون صوت انسان استماع فرمودند , بعداز لحظه تفکره بند ه را خطاب نموده چنین فرسودند ۰ « فرزند | مخترعان این‌عصرو زبان» خدمتگاران اسم جلیل « صانع» میجاشند. خا اق وصانع چوب و آهن و جماه جمادات ونباتا ت وحیوانات آ فرید گار یکا نه ۴۰ مقالات محمود طرژی امت » چوب در جنگل بود . آهن درقعر زین . رابر در نبات پنها ن بود . شیشد درسنگگ حجله نشین | مخترع پیشه ور» همه راجمع نموده »پاياك [ اه بو حود آورد کهآن] له بژبان فصیح تکلم میکند, ومیکوید ۰ ا کر شما ماراحامد میدیدیده وصامت میمنداشتید» بیینید که حترت صانع‌حی قدیم حکیم ! د رساقوحیات وگویایی را مستتر داشته بود. مر اين پرده را از روی کار که بر دا شت ؛ واین اسر ار مصنوعات صانع حقیقی و انلعا ر که مود ؟ جنر ع پيشه ورا اعدا بخترعا د و پیه وران این عصرو ۳ ترا ا گرد معکارا ن اسم حلیل ‌ نع حقوثی بو هب هیچ مپا له تخواهد بود ! 2.2 سال‌هفتم - تاه [, ۱) وجدقی دوب 15 بت ۳ ۳ ۳ در حدمت ترجمه این ترجیح بند بر حلمت [بعد اژ چاپ ترجیع بند « چذ بوده خلت اشیاء از روی‌نظم‌ناظم پاشا در شماره قبل درتن شهاره می‌نگارد ۳ بود نبو د ! تقریبا ستذم ۳۱ عجری ( وم م) بوذ . در شهر صفوات بهر 0 استاثبول ۲ بوذم , زسااه موقوته بثام «مرصاد» بد عتم انتاد» کد در مجمو عه ادپ وادبیات بود, ترجیم پند ترجمه شد هُ فوق را » بزبان ترکی عثما نی» درآن دیدم ؛ ولی درآن وقت » از نقطهُ نظر تر جمه ثی ؛ باکه تنها پیکگ نظر مطا لعه خواند ه بودم. به «شام » غودت کر دم . دو دال بعد ؛ یعنی درستة اما دولت ماب و« ناظم # پاشا 1 نام و دزی » بوالی گری ولایت شام اژ طر ف سلطا ن تعیین فرم‌وده شد ء , بادیدره وبراسم لاز می ‌ بشام آبد > رت والد بزرگوارم مقالات محمود طرزی ۴۱ تن تسس تست سس ولا «طرزی « صاحب عیله الر جهه » این رابرای خودشان » یك سرام لاز می اتتخاذ کرد » بود ندء که هر وا لی» چون اول بار مقررشد ه می آسد » در روزها ی هفنه اولین آمد ذش , یکث بارسلاقات را ضروری دید ه , علی حسب العاده » باجنا ب ناظم پاشا نیز ملاقات نمودند . این والی پاشا » حفیقتا غیلی زرنک وز بر لد پاث وزیری بود . ازشعر وشاعربودن‌حضرت‌طرزی» به اثیاط وانشراح هم صنفی دهم سسلکی هم اظهار نمود» اساچه چاه که مصر ع زان یارمن «ت رکی ومن ترکی میدا نم ! ا گر چه تر حمانی این شکسته بوان » تأمیتو انست به افادة سرام سی کویده ولی زبان دیگروترجمان دیگربودن راء درعاام ادپیات اتوام سختلفه عیااً مشاهده باید کرد : اهذ» تس براي اينکه يك اهتجلاپ توجه بشود؛ وم یاث اظهار کمالی بظهور آید ترجیع بند شانرا که در« مرصاد» د ید » بودم » بخا ظر آو رده * از حضرت واد مرحوم » ترجمه نمودد آنرا بز بان فارسی ا-تمزراخ نو دم . با کمال تحسین » امرو ترغیب فرمودند, ترحمه شد, ب رکاغد اعا؛ بخظ خوش نستعلیقی نوشته» وباتذ هیب ونقاشی آراسته شد , بااذات بحضورش نردم؟ ظا عرسوجب تحسین و آفری: ش کرد یدم . ایا | کر بگویم که يا حس شهه را این ترجمه »و تقد یم درفاظم ومترجم تولید نمودتجب خوا هید فرسود ! درسنه مر , ,» وفات «طرزی» صاحب علیه الرحمه» بوقوع آىد . تنخواهی که ازطر ف دوات » بشرط حیات مقروبود » ازروژوفات شان منقط عگرد ید , د رحااعی که‌اصل وقت یا ری وید دگا ری‌بود» بابعضی انتریگه دای خفیه کارانه اوتیرنیگگ‌های بهانه گیر انه ستم و«فا کاری دیده ۴۳ مقالات محمود طرژی شد , سیب آذرا بعضی دو ستا ن نکته دان ۲ که حقیقت سئله د رنظرشان عهان بود ؛ چئین بیان نمودنده اصل ناظم تر جیع بند مد کووه دگرخود این ناظم باشانی ؛ کدام نا ظم پاشای دیگری بوده: که درمتفا های آنوقت‌هاء بسرمی آورده بوده ؛ وستهم سیاسی بوده است | ایجاب عحبرو زسان: وراه و کلاءولات»ماسورین رانی ۱ بلکه دريك عایله نیزه یکی راحادوس يث دیگر» و کمائی کردن عرچوزبرجاهوسی؛ بخحصر باند ه بود , حالا تولید حس شبهه رادردل جنا ب وا لی » دروقت تقد یم نمودن در جمه درد قت شده باشد : که از چه رهگذر باشد , حاسو مس نیما بدا از هر چیز شبهه کند + تا تجسس‌پتواند , شعر يكمر دمتهم سیاسی دنقی را » دیده ودان-ته ترحمه کردن : البته داعی شبهه است ! اکرچد بیخبری مترجم) ازثاواقفیذش به‌سجل احوال بامور بن دولت» که چند ناظم پاشا ثیست که مفی" وچند ذاظم با شائیست که دگیت است؛ در نظرش ثابت بود» بازهم ترجمه ترجیع بند م ذکوررا » مششوم پنداشته »ازسترجهش بکاشمگزازی حاصل نمود وذر اتیجه آن,بعضی شنا نتهای هم برخو د ستر جمش بظهور آورد , که ازتفصیل آنا,بسی که ادبیات نویسی ایا ریخ نویسی تید بل یا بد » صرف نظر کر ده شد ! <عل این قصه‌اینکه ؛ کمال» چنانچه گاه کاهی موجب‌ال وسنال می کردد ؛ اباا کشربت بجهت غمل عکس‌آنست: ده کمال ستوجب ویال‌ونلال میشود ! . . ال چهارم - شمار؛ (ع) + میزان۳٩‏ ۱۲ این‌مدیر عاحو کخاب پبسیارمکعل «حقوق بین‌الدول» وا که از تا لیفات یکی از وزرای‌دوات علیه عذمانیه ۷ حسن فهحی پادشا بود د رنه ۵ ۱ ۱ ( ۱۸۹ ۴( مقالات محمود طرزی ۴۳ درشام شریف» از ز بان تر کی‌بزبان فاری ترححه کر د و بحصو رخاتان مغقو ر ضوا ء | لحلة وا [د بن به د ال عرض و تقد یم نموده بو دم . سال اول - شمارة (م ب) بجوزا رود تحت‌عنوان « پیسهاخیار » . یکی‌از اخبا ر ای بسیار عالی‌زیان شر ین او رد و «پیسه» ام اخبا رفواید ائاریست کهدرلا هور از طرف‌جناب ادیبکاسل ولبیت فاضل « ,حپوب عاام‌صاحب» عم روزانه و عم هفته واز جلوه کر میگردد . این م<ررعاجز؛ با حذاب‌فاضل-شارالیه درسنهر ,رح , هحری (۹ ۸٩‏ ,م) هنگاسیحه پهعیت پد رم حضرت طرزی‌مرحوم؛ بطریق مسافر ومهمان درشامشرّیفاقاست داشتیم » ملاقات کرده‌ام. در آنوقت جذاب شان بعدا زسیاحت اوروپا واستانبول » بشام آمد ۰ بود.حقیقتاً که ذات‌فاضلان شان » خواه درحسن اخلاق وخواه دروسعت معاودات » یک مرد خردمندیست.ا خبار هفته‌وار پیسه »طلا وار بمیادله سراج الاخبار ازروی اتسار می آید ! . مال اول - شمارةٌ (۱)., سرطان ۱۲۹۱ این‌سحرر عاجز» درسنه .۰ (۳, هجری (۲۹.۲ م) بثاء بر عفو عموسی که ازطرف ذیشرف | عایحضرت سراج العاة والدین ؛بادشاه بزرگگ عدالت آ ین مقد س سااءلا ن‌گردید »بعداز غربت بیست داله» ازشام شریف بوطن عز یز مقد س خو د عودت نمودم » که‌سال دوم جاوس‌میاسن مانوس بادشاه محبوب اقلوب ما بود . . سال اول شما ر(م) ,سم جد ی ۰۱۲۹۰ . . بیاددارم که‌دراوایل سنه ۱۳۲ (د .وب م) »به‌همی کابی م و کب سعادت موع ب ارد وی هماهونی »ازحلال ابادبه‌سمت لمتا ن» از همین حا نیکه ۴۴ مقالات محمود طرژی الا پل پرمها بت د راته بنایافته »عیور یمود يم‌اماچه عبور | یکاردوی معظم بادشعاعی: که ازعسا کر نظاسیه پیاده وسوار وتوپخانهوپیاده وسواره‌ر کاب» که تقرییا دچ‌شش عزارآدم وهفت هزار دواپ وحیوان ب رکب نود ,؛ آلات نقلیه بح حاله‌دیگر چیزی موجود بود ! جاله» ءبارت ا زشکها ی‌با د پر کرده شده‌ایست" یقدربیست وپدج سی‌ستنکث آن ابا حه بخاوتجته ها بیکد رگ شسحه ء اسان بو اسطه ان" زاب عدور میکند ت را با چو رز ِ زب بو + سال‌دوم ب شماره (و) جداو رو وه واقعادر زان رعد اقترا اعایعضرت خا قان »دور حنت‌مکال *حضرت «خیات ااملة والدین اسیر عبداارحمن خال» طاب-ثوا: فی‌الر ضوان»بسی ترقیها ونبیددات ء ید رافغا سدان :فاهور رید » وای درحصوتی ذشر معارف »سا تخل داسیس مکانب ععومی اعول حد زلی عصم حاضر 1 #اورهیچ یک زشیت واقدامی تشد ه پو د , و ات عرفان‌صنات اعلیحضرتث ۳9 کی دار م] ۱۳۳ دوغی ها حابة شان: جتازجه دی ابو اب فیض ودعادت رابروی مالك ومات باز نمودند »تاسیمیمکاتب بلکی وعسکر یرا نیز ارادءفرمود زد ۰ که آمروژه رو ژ اغسران عسعري و کار داران ملکی؛ ازال مکانب به‌پیرون برامدن آغاژ نها ده است . در حالیکه یگانل یگان‌جافظ قران بعمورت مشار بالیثان د‌ را فما تتعان پید | دید دروقت حاهر ) ازسد یه عای ۹1۳۹ کلام .2 بعبد ها حافظ ت_ اید ۰ عیراز سکاتب ابتدائیه وعالي ملکیه وعسکریه ء که‌درد ارالسلطته بتیادیافته دادعت ااعلو م» سبار که زو کی ودا 2۵| ایقی» و تشکیل یافناه اپنشت 4 ۳ "لیر مقالات محمود طرژی ۴۵ نرتسو و وتو کب تعایمیذمکاتب‌دوات علیه افغانسقال »درانجا ترجمه وتالتف میشود . بعضی اثرها یی که ازدار التاً لیفمذ کور درفنون حاضبره باظر حقیرائه درامده » الحی که خیلی پسندیده وبرگزیده آئاراست . خوداین محرر احقر با خاکث برا بر نیز » بنا بر تشه پقات سعا رفپروری اعلبحضرت از زبان ت رکی عشمانی» یکچند اثر اد بی و فنی 1 ترحه مورعضی تا لیفات‌بوجود آو ر ده است؛ که از حمله یکی تر جمه پذچ جلد کتاب «تاریخ بحاربه روس وژاپان» است» که بموجب فرمان وا حب الاذ عان اعلیحضرت در حمه کرده ام و سراج‌الاخیا رسال دوم - شمارة (مر )ده حوژا ۱۲۹۲ [ تحت ع: وان« سیاحت غزنین بتا ریخ‌سه‌شنیه ٩‏ چه‌ادی‌الاول‌سنه ۱۳۳۱ (۱۹۱۳ع)به هم رکابی‌سراج الملقوا ادین » دربان زیارت‌مزا ر زیارت حضرت حکیم‌سنائی‌مینگارد: ] ال یک زیازت بر خضوع خشو عی در بزار حضرت <کیم سنائی قدس مره بجا ی آورده عودت نمو د دم . این/را نیز عزاض کنم » که سقط رس و محل ولادت این محرر به عجز مقر » غز نین » ودر غززئین :جوارسزار فیوض آثار همین زیارت حکيم‌قدسیت‌قرین میباشددر سنه ۴ بق» که‌اولدبزرگوارم » حضرت طرژی مرحوم ؛ با اعلیحضرت| میر شیر علیخان‌مرحوم , به‌مجاربهٌ جتاب‌سردار محمد اسین خان سر حوم ء در قند هار رفته بودند * و عایل خودشانرا از کابل طلب نموده بود ند » در | مدای سفر مذ کور» درهمین همین مقام‌ولادت عاحزانه ام‌پو قوع آ مده است ؛ و اینهم از مرا حم پر مکارم ذات‌اعلیحضرتا ست » که هم بسیا حت وهم بزیا رت هم بد یدن‌محل ولادت خویش » بهمر کابی‌شا هاندشان‌نایل وسز اوا رگردید م, ۴1 مقالات محمود طرزی سال‌ششم - شماره مس م۳ سر طال ٩‏ ۱۳ باد ۲ ودری سرا زشهاره‌اول سال هفتم » و بعد» بنا بر بعضی‌سببهای عیرسه و مجپوریه عنوان «مدیروسر-حره را عنوان «صاعب امتیا زو سرمحرر » که‌به اصل موضوع وحقیقت معنی‌نزد یکتر میباشد؛تبدیل دادم .چون تخلص شمری‌حضرت و ا لای سرحوم (حضرت‌طر زی) جاحیرا که بانام خود سهزو ج نهوده سینو شتم » درا دشر جاها, خود حضرت «سر دار علا م محد خان‌طرزی » را ازان گمان‌و مراد میکر دند . بتابرین مجبور بت بعد ازیت : محمود افقا نی امضا گذا شته مشود نه بک‌ود طرزی . تفعیلات در شماره اول با ل‌هفتم مند ر جست , سال هشتم - شما ره (/۸ + عقرببو ۱ [| خر هن سطر صفحه اخیر - مجمو د طر زی اقغا ی - امصاء دده‌ ات ور دعنی که کل « طرزی را » دو باره احیاه گر ده است ؛ ودرشماره های پنجم ! ششم ال ففتم ؛ 45 آخرین شداره های سر اج‌الاخبار است ؛ نیزه مححد طرژی‌افعانی امضا کر ده است ؛ گر چه کلیشة صحه او ل ؛ پهلوی عنوان حر یده محجمو د اقغا نی میبا شد. 1 دال دوم - شمار 9(6) ۰۱۴۹۱ (قو نوی مد پرو مر محرر سرا ج الا ۱ خبار اقغانیه محمود طر زی, عینعکس در یکعده کتا بهای اول نیز بچاپ ر سید» | ست. ) ب-دو دار ة سر | ج)لاخبار | <عاح لا م بدال اول - شمارهُ (,) > , میزان. ٩‏ ۲+ ( نخستین مقا له نختین صفحه ) رعد از ادا ي‌سپاس‌حضرت عزیز | اماگ العلا م , ود رود برر وان حضرت سید خیر الا نام » و سناقب آل واصحاب کرام » بعرض‌مرام بدینگو نه فتح کلام مشود : اين یک ظاهرو آشکار ات که «اخیار ها ء در ین عصر حاضر به مثابه زبان ملکهاو دنتها قایم گر دیده است , د ر وقت حاضر » بچزا قوام و حشیه و بد و یه هیچ یکک دو ات و تو سی ازهیتهها ی اجتما عیه موجود نیست که‌سالك اخیارنباشند | خبار جمع « خير » است که ضدا ن « بیخبری » ست . پس‌بنابر سفاد | ین‌قضوته حکیمه که » هر چیز بضد آن شنا خته میشود » بخو یی معلو م بیکر د د» که از با خبري تا پیخبر ي چقدر فر قست ۱ ۴۸ مقالات محمود طرزی سراح العلت » چافچه بس نقصانها ی مملکت را بمرا حم سینه شاهانه شان کا مل فر موده اند ؛ این نقصا ن بیخیری | ها لی را یز به | حا زه فر مود نشر شدن سرا ج الا خیار » رفع وزایل‌فرسوده» این اس تکدره انوارهدایت ثار آن » اشالی ملت را » ازحواد ثات د! خلیه ملك وخبرها ی خارجیه اطرا ف ؛ ویس بعاومات تفی وادبی و ۱ خلا قی » باخیر و آ گا » میفر ما یند , | گرچه طبع ونشر شدنا +خهار را در پای تخت سلطدت ستیه ازاوایل جاوس شا عانه ] رژو بود » ولی چون عرچیز بوقت و زان آن مو توف و »رهون ات ؛ اژانرو تابه | بنوقت در تعویق افاده بود , لوا ید و مدا فعیکه | خبارها ذارد » قابل انکار نیست که ا گر دران پاب هر چیز بکو یم ؛ عبارت ازا علا م معار م و تحصیل حا صل شهر ده میشود . وای : ز م » بعضی فا یده ها ي ظا هر و آشکارآن يكشمه ای بیان سیکتم « ۱ خیار» چنا ن‌یکک آینه حهان تما ئیست کهدر خا نه ذشسته و انسائرا برا حوال حهال با خبر میگر داند » حتی ۱ حوال داحل خانه خودرا که‌عیارت از ه وطن » است از یال | خبار | نسا ن بهترو خو شتر می شود . « اخیار » چنان يك تیغ عریان برائیست که زبان بد خواهان غاط اندیش وطن را مقطوع میسازد , چقدر تحمل سوز بك حالیست " که انسان درحق خود» بسی سخنان راست و دروغ و دور ونزدبکث از حود و بیگانه را بشنود » و زبان رد کردن , و توان دفم اردن » آذرا نداشته باشد ! ایاست که اخبار» یک‌زبان مقالات محمود طرذی ۴۹ محر بیان سداقعه ایست که اقوال اراجیف بدگو یان را » ردسیکند » و چنال يك محکگ سالم عیاریست » که تفریق ش دغل کذب و صدق سخنانیکه دربارة وطن ومات گفته شود » بم‌یدان حقیقت بر سی‌آرد 2 «اخبا رن چنان معلم ادیبوست » که انسانرا بدون قید و فشار بر "حصیل » ویاد گرفتن بسی عاوم و فنون عالیه شوق و ر غبت دیدهد . بلی ! اگر چه اسان عام و فن را از کتابهای بدون آن آمو خنه میتواند » ولی اخبار آذرا مانند یک طبیب حاذقی , که آعسته آهسته و پی هم بهء‌ریض خود دوا میدهد ؛ مریضان بیخبری را ء باعلاجهای نافع غبرهای معلومات خود ؛ معالجه میکند . «اخباره چنان گلزار پر از هار ینت » که ه رکس , سواذق طبع خود » گلی از آن برچید» میتواند . باغچه میوه دارلذائذ نثاریست " که هر کس» مناسب مذاق خود » لذتی ازان بر میگر دد . ااحاصل , از مطالعه اخیار » عمه صنف مردم مس تفید می‌شوزد وشده دیتوانند . « سراج | لاخبار» ؛ در ینوقت » چون ابتدای تأسیس آن‌است » در هر پانزده روز یکبار با چاپ سنگی طبع و نشر میشود » ولی در آینده پعون و عنایت الهی» در هفته یکیار » بچهاپ حروفات سربی و تصاویر مکعلة ز ینگو گرافی بزیور طبع آرادته شده بعرض انتشار جاوه گر میشود . پٍس بدرگاه خلاق عظیم الشان کون و سکان » جبین نیاز ءبودیت میسائیم و توفیق الهی را درباره خود ميخواهيم » بهاز عهدة ابن وظیفه مقدسی که بتابر پاعبري های ملت خود درءهده گرفته اپم بدرآئیم . ومن‌النته التوفيق ! ّ مقالات محمود طرزی -ال او - شماره م۰ . ( جدی. و۰ ۰ مصاحبهٌقلمیه سراجالاشاز" بااخبار واید وکیت». نود ات مندستان؛ بزبان انگریری؟ مینگا رد»«امید اسمت» به اخبار جدید کابل؛ مذل اخبارات هندوستان آزادی حاصل تخواهد شدیعنیآژادیها ئیکه سخل خود مختاری امیر عاحب گردد # سراح‌الا خیار سینگا رد: قام هیچیک -امان» دل و زبان هيچرك صاحب‌ایمان» رغال اندازی یاساس دین 9 دد هب ود فایل و رای تمیشود» مکر که از ال ایما ۵ نباشد۷! اددو کیت میدو یس ۰ «امکات دا رد؛ ۹1۳5 بعد از جند-دت» اخبا رد کور آزادي حاسل نماید» «ثلیکه د, ایران» بعد از حکونت شور ائی بوقوع آمده است . . .» مراج الاخبا ر درجواب سینگارد. انعقاد حکومت شورائی ایرال" برای افغا نعتان یك نمونه امتنال نیء بلکه يك درس عبرت شمرده میشود , نقر یبا چا رسال است در از خرا بی و تزلول» هیچ ره هی از آن آزا دی دیده زشده هيچيك ابر تر قي در داك شان پیدا نشد. آخرالامره تعرض‌دولت ای اجنبی را ننیجه‌بخشيد, آگراینگونه انکار واهی و بی اسماس در افغا نستات سرایت کنده بغیر از محو و بی نشان شد ن افغانستان از صفحه کاثنا ث, دیگر هیچ نتیجه نخواهد بخشید. . . قلمی که در ایدگونه فساد وفتنه صرف تحر بر اماید» دشهن مفت ووطن خو ا هد بود. ااحمدته قامی « که سراح| لاخبار» از آن می‌براید» عانای وطن» سحب سات است . آید و کیت سیگو ید «سزاعای افغا نستان» نسبت به سزاها ی عهد کمینی در حندستان دربا ره مطا جع (مطبوعات) سخت‌تر است . .» مقالات محمود طرزی ۰۱ سرأجا لا خبار میتگارد؛- با ین فقره «ایدو کیت» درظا هر حا ل» کویا يك خور خواهی و رهنه‌ائی برای حکوست ما نعوده» و ای ضهناً حکودت رابر سراح الاخبار بدگمان کردن وبحو کردن آذرا ایهاء کر ده اند. آد و کیت میگوید: برای ترقی خیالات افغانستان» که نیم وحشی میماشند» این اخبار حدید » خالي از داچسپی نخواهد بود . سرا جالاخیار مینویسد. آگر اففا نستان را بیم وخشی بگو ئیم» ایتالی ها را در جنگ طرابلس چه ام‌خواعیم داد؟ اهالی افغانستان در محاربات خارجی انسان ها را زنده با تش زسوخعه‌اند» اطفا ل صغیر را نکشته اند ۱.., مال اول شما ره ۱۵-۱ حوت ۰۱۳۹۰ یاد آوری؛ سراجا لاخیار افغانیه" بانشر امودن نمبر دوازدهم خود که يك‌دورة ششماهة خود را ا کمال سینماید» سر از نعیر ۲ , سراج‌الاخبار افغانية در عددصفحه های خود افزونی سیدهد» ويك رسالف فواید اسالة نام «علم و اسلا میت » نیز به قارئین کرام خود هدیه بیکند . سال اول شماره ب ,- رم حوت ٩,‏ ۱۲ سراح‌الاخیان چنازچه در عدد صفحه دای خود فزونی‌سید هد» يك رساله فواید ام‌اله» پثا م «علم واسلامیت» نیز بد قارئین کرام خود» هدیه للنا ظرین» عرض و دقد یچ کرده که فخر و شرف میور زد . مسال اول - شماره م ب - .م۳ حمل ۱٩۱‏ تحت عنوان «سطبعهُ عنایت» خبر داده شده است که: يك مطبعه لیتوگرافی یعنی‌چاپ سنگی؟ که‌عبارتاز هشت پایه‌ماشیندحر لد به بخار سیباشد» و يك مطیعة + مقالات فحمود طرژی و بزرگ تیپوگرافی » یعتی چاپ حروفاث سربی؛ که آنهم زد بخار حر کت سیکند او يك رس سکمل زی:گوگرافی« که‌تصاویر ونقشه ها وتونته عا را بر «حسی" عکس وچاپ کرده» وقالب های آنرا مجسا زد؛ ويك مدرد عطاطی و حکا کی, که هر آو زه خطوط وعر رقم حکا کی درآن تعلیم میشوده در ماشین جانه دارالسلطنه نا بل سوحود آهت؛ 45 بکمال فعاابت در کار میباشند. يك مد ربه بسیارمکعل, رسامی که هر نوع تصاویر روغنی وآبی در آن تعایم‌سشود " نیز در خارج ماشین خا نه موجود ات , سال اول - شهاره ۲۲ - و سثبله ,و ۱۲ : سراج الاخیار بکمال سرت و انطقار بر مسئو کین گرام خود اعلال منم‌اید که سال تخس‌ین سا از تمبريك تا به ثمبر جج» که در غره ماه‌شوال می براید دوازده ماه یکسا نه خود را باانجام میرساند.اهدا هر کس که تجدید اترال خود را با اخبار بخوش رضا آرزو دارند»از حالا وحه قیمت مالیا نه را تحو بل خزانه عسامره کرده؛ رسید خز انه را گرفته باداوه ارسال دارندءتا تانتهای نان قید وثیت دفتر ادازه کردد. در خارج مماکت. وحه قیمت ساایا نه آنرا به و کددی با ته‌در خارج هستدد: اسلیم مینه‌ایند. ‏ وکیل ما در پشاور حناب میرز! لام حبدر خال سر رندثه دار د | کخانه دولت خدا داد افغانستان میباشد ... ذوات گرامی که تاه اسخه های سال یکم سراج الاخبار افعانیه زا باجلد اعلی نظیر تتاب؛آر ژو داشته بباغ »۴ - روپیه کابلی تحویل خزانه فموده سند آنرا باداه آورده کتاب سراح الا خبار افقانیه را با دو کتایچه عدیه آن سیگیرند... تا دوه 8۳ سال اول - شه‌ارد م »۱ سنبله ۱۳٩۱‏ بان ختام سال اول سراج الاخبا افغافیه: رد سرا ج المله از هتگام حلوس اسبا ب ترقیات‌مدنیه را تدارك فرسو ده اند, جلوه گر شد ن شاعد رعنای علم و عرفان را ائیز بشد ت آرژو فرموده بسیار موفقمت ها در انبا رویکار آیده است... این عبد احقر با خالك برابر»ازین ارزوی عرفان بروری استفاده نموده د ربانزد هم ماه میا رك رمضان پارسال؛ امتیاز نشر یک‌روز نا مه وطنی را عرض واستدعاء نموده به استحصال اجازه موفق شدم , و تبر کا باسمه» نسخةً نخستین نامه گرامی سراج الاخبار افغانیه دز ء , شوال المکره و ۳۲ »در معرض انتشار جلوه گر گردید... ختام سال‌اول سر اجالاخبار افغا نی مطبوعات ترجمان حسیات‌وطن است .ز بان‌مات است. جالسد نیت است, سا س‌اسانیمت است,تلگراف بیسیم وباسوم وتلفون ,بر ای‌شناسا ثی اقوام وسدل پیک دیگر»ورسانیدن پوفام وخبرومکالمه‌بانوع بشرء هیچگاهبا خبا ربرا بری کرده‌نمی‌تواند, با آن وسا یط بيك چندسطری بایکدوآدمیسکالمه مه‌کن ومسیر میشود. ولی «اخباره‌چنان يكگُنجينة اسرا راس تکه بصحیفه ها سخن سب گو ید .اگراخبار -,-نباشد »اخبارات, تلگرافها »و تلفوثهارا که برعالم اشاعه خواعد کرد ؟ملتی که اخبارندارد» ه رکسد رحقاو هرچیزگفته سیتواند» وای‌خود اوء‌نه‌د رحق خودونه درحن غیرهیچ چیزیگفته نمیتواند. غرض سانی که اخبار (-,- اخیار بیعثی حر یده وروز نامه آسده‌است . ) 2۴ مقالات محمود طرزی دارند , همه‌حسیات افکا رخود رادر باب‌وطن وسلتی که آخبا رنه ارند سبنی برغرض خود؛ بعالم نشرسخما یند ,اخباراست که‌غرض کاری عرض کاران زا؛میدان برآورده»دولت وسات ووطن خودرابداقعه میکند .اخباراست که ازاحوال عموبی خارج منك ملت ءووطن راآ گامیسازد او براحوال داخل و سردسان خارج را خیر ید هد او دشمیان وطن را گر یان , ودوستانش‌را شادان‌سنماید .گاه ازعلیم سخن میگوید ,گاه ازفن؛ گاه امه أ ِ ۹ ۳۳ 2 بص* ‌. ت 3 اون ۳7 هر ت راح‌الاخیار افغا ۸ ۴ سم جنْ ۱ ار یست کهدر و مب هب اس هبو ما درسرابستال‌عا ام دطوو عات ! ذادل نعاءء حیات‌گر دیده‌است ۳ آ که نیگعو یم ید 1 مان «امیر شیرعلیخان » سرحوم ‏ نیز يك اخبا ری زشر شاء» بود »ولی بد یدن عیچیکی ازنسخه های‌آن موف ی نشديم تتآصد, اژنخستین بودن‌اخبار آنست, کهد روقت تجدد تاسیس استقلال دوات‌افغانستان , اولین اخبار یست که‌زشر .شود . اقغ زستان ازآغازتشکل خود, ده د روزودد وتاسیس رادیده است * یکی آغار تأعیس ات ۸ که از طرفتانعمدشاهد رانی بوتوع آسده /تاده اژقر اضر باقتن دولت صدوزائی واستیاه "کر دن دوات انگلیز افدانستان و ,دوام دموده‌است ۳ دوم :و رتجد پدیست؛ 45 ءلیحضرت‌اسیر مییرحنت سکان: اسرد وس تمد خان, دولت محمدزائی رادرافغا تستان ایس وانگلیز آنراطرد و اخراج بهوده است وه آنهم بدفعددوم استیلا نمودن انگلیزان افعانستانرا دواء‌ورز بده‌است , سوم * ی یس دادند ولت ضیا پاش اعلیحضرت خاتان جدت‌سکین «خیاء ال م2 واادین موادت که تگلیزان ر اخراج و دفع کرده /دولت لد خداداد راباً سر و بنباد نهادند»این است که سرا حالاخبار افغا یه یخستین اخبا ر دست له بعداز أسیس مقالات محمود طرژی ۵5 دولت توسی و کت خداء اد افغانستان م اکساب ترقی وعاو شان در عضر دعارف حصر يك با د شاه عحیم الا حسان , بانند اعلحضرت « سراج | لمللة واند ین اسیرحبیب الته خان ادام‌انته دولته »الی آخر ااد وران » نخستین بار پثایر مقصد متدس خدست‌دولت وات‌ووطن دو بای تخت ساطنت سنیه »به‌عرض ازشارجاوه کر آمده‌است .واین يك سال کامل است که برنشر بات خود بکمال سوفقرت دوام‌یورزد. در آخیر مقا له تکار ده ۱ این يك‌ر ا ذیز بطر یسقیا ع:ذار »زد غر و رو افتخارعر ض‌حضو راو لو االابصار زد دسیگو نیم > ده‌یدت يك‌سال است ه‌قلم عجز رقم «بحمو د طر زی» ؛ شمه ۳ ك ابو ز تحر پر یهاین اه ۳ ش را 7 از تصو یره‌سر بقاله ها و احما ل سیا سیها ء و در ح<مه حو ادذهای عاجرا 4 از اخیار هاو بقالات تدافعیه و طنیه ۰ و دقا"ه های رخصو صه » مضامین غر یبه ؛ و سقالات‌عملیه‌و فنیه و تألیفات‌بدیعه‌و تر جمه بعضی سیاحات و اسور عسک بهو صحیه و تر حمثر وت‌بلل و ,ثاحعه غای‌با ر یس, » و تألیفهنایو را نز نان‌جهان»؛ بر سر آنهمه یْك غزل‌هفت بیتی..پزرعانی عر فان زا » حمله در‌عهده کر فته 1 بی‌یا ر و دعاو ن» ننها به نو لد جون پیکان آهن »خار فذ و ظیفة سر سحر ری را ابر از نمو ده‌است . د رعین‌زمان » و لیف مدیر یت‌خو در | نیز عاجز ان اداره‌نمو ده‌است « که‌امو ر تحر یر یه يك‌اخبار تانز ده‌صفجه نی ر 1 تنها يك‌قلم بجا آو ردن از کار های آسانی شمر ده نمیشو د ؛ ار باب کر م‌حو اله‌نمو ده » و دعای‌دو ام‌ععر و عافیت‌حامی مقدس بکرم ور بی بحبو ب القلو ب بمعظم‌خو در | «سراج‌الاخبار افغائیه» باعمه مو جو دیت خو د » ازصیم دل ازد رگاهذ ات اقدس خلاقي عظیم الصفات کاژدات‌نیا ز میکند , «ومن الته ااتوفيق » 21 مقالات محمود طرزی سال دوم شمارء اول- ۶مبزان ۱۲۹۱ ۶ آغاز سال دوم سر اجالاخیار افغا نیه , کاسنی ا گر تلخست از بوستان است» گفته‌اند. سر اج‌الاخباراففا یه نیز | گرخو بست‌اگر بدءاخبار وطنی افغانست » و چنانچه عر چیز و طی‌شیر ین و گو ار ا میباشد » باو ود نو اقصی که‌دار د»«سر اج الاخبار اقفائیف نیز ؛بحمدانته تعالی» درنظر ار بات‌نظر وعمو طنانعز یز و طن پر ور خو ديك مو قع عظیم ر غبت‌و تو جه ر احاصل کرّده است . و وی‌سخن بابعضی‌با کسانیکه غیر تملی‌و حب وطی رابو ثبر ده‌اند »نیست, زیر ا آنچناناشخاص , چنانچه هیچ چیز و طن ر ا نمی پسند ند؛ و تنها منافع شخصی خودرامی‌اندیشنده البته که اخبار آنر | نیزنخو اعشد پستدید و رد خواعند کر د » حتیاخبار رايك چیز مضر و نایکاوی نیز پنداشته بحو آذر | آر ژ و بیکنتد . اين‌گر امی‌نامة و طتی » در طر ف‌این یك‌ساایکه به‌نشر یات غاژ کر ده»هر چه کهکنته ازبهیو د و ط نگفته :و هر چيزي که‌نو شته در مدافعه و طن نو شته ,سازئد نحل‌عسل هرگلشن و هر چمن » خلاصه مواد عطر بهُعلو م و آ داب نافعهُ سفیده ر اجمع کر ده : شهد معلو مات و باخبر یغا را »علی قدرالامکان » برا ذ عان مطااعین گر ام‌خو دعر ض‌ندو ده » و بقدر استطاعت عا جز انه و افتدارمو رانة خود » هر آنچه سعیو کو شس قلمية که‌در و سعش بو دبکار بر ده " تااینکه .., سال‌او ل خو دروایه انجام رسانیده » بکبال‌شوق و تام ذو ق ؛ بسال دوم خود به این صو رت تر قی‌ا-سر و زه رو زخو د؛ قدم‌نهاده است سراح الاخبار افغانیه مقالات محمود طرزی ۷ باتمام مو جو دیت هستی خود * یعنی پاهر حرف » و هر کلمه » و هر عبا رت » و هر سطر : و و هر صحیفه » و هر و رق ؛ و هر عدد خو د» از صمسیج روح» و اخلاص قاب» و صداقت و حدان» اعتلای‌قوت و علو شأن‌دو لت متمو عمقدسة خو درا ومحافظة نگهبانی و سعادتهای بادی‌و معنوی‌و طن و ملت مقه‌سة خودرا؛ که‌در و قت‌حاضر امیدگاه و استناد جای بسیا رقوی و متین عموم مسلما ن قطعة آسیا شمر ده‌میشو د » از بارگاه پر کبر یای‌ذاتاتدس التهعفليم الشان نیاز و استر حام مینماید » و در بارءٌ خو د تو فیقات و هدایات‌صمدانی آن ذات‌اقدس احدیت‌جل‌وعا< شاأنه ر ۱ تضر ع ومناحات شیکند » تابان توفبق و دد ابت خدمات نافع بوطن بقدس‌خود بجا آ ر د .,و من اند تو فیق » سال دوم - شمارة اول - 6میزان ۱۲۹۱ مطبیعهٌ تیپ وگر افی دار السلطنةٌ کابل باعسن و چو: اکمال یافته است "که ناب گر افی «سر اج‌الاخبار اقغانمه» نسخة شمارة یکم سال دو م خود راد ران مطبعه‌عالی به‌این ر و نق‌جمال ز یو رطبیعه در باز ارعر فان نثارعالم مطیو نا ت حلو ه پر ۱ 1 سا دی جاح > علد عزد "این نخستین شماره ایست که به چاپ حر وفی طبع گر دید داست ۳ سال ۲ شماره ۲,۵ قوس ۱۲۹۱: [ اعلان‌سیاحت‌بردورادور کره‌زمین به . م روز »اثرژ ولو[ رن -محل خرید اری: د کان‌بادغلام محمد»تاحر کتب» متصل سد رسه شاهی] سال ۲. شماره ۳:۵ قومی ۱۲۹۱: 5۸ مقالات محمود طرزی نو یر شی‌یزا زصنایع نفیسه است, . نحت‌عنوان»«شاعر»ژهنگو کرافزا میس‌تاید » شعر مستغنی را داده‌است: «حرذ ازینگ و کراف وسرحبا ژینگوگراف .,... » سپس د رزیر تصویرهه تغذی نوشته امت: رزیتکوگراف شا را +یشناساند. أ صبال آشماره ۲:۱۵ لور ۱۲۹۲ «اخبا ر تر چما ۵ " چاپ با غچه سرای؛ از بما لك روس «درنعبرو ۲ »زیر عنوان , ژورنالهای سلتی‌سا , مقاله نوشته» وا زسراج‌الاخبا رافغا نیه ذک رکرده است» که «با حروفات استاسول» ب رکاغذ خوب چا پشده‌است»وازبسیار اخبارهای هندوستان» که دیده‌ایي اعلا نراست.سند رجاتش‌خوب وهم مختاف است , . . ., موب ادشیگت ۱8۲ سی ۶بی | حمد خبا ن عالیجاه‌دوست عز ته‌ندمحرت شمراه محمود بيك‌خان‌مدیر وسرسحری‌سراج الاخبار افغانیه»بحفظ الهی‌باشند ! چون‌سراجالا خبا رافغانی »يكاخبار سلتی‌میباشد »و سر کاریست‌در اول نشراخبار +3 کو رکه شهابرای‌سر نگرانی‌سرا تکلیف کردید ؛خیالسن بو که‌قبول تکنم .چون شروع اخبار بودء هرگاه قیول‌نه‌يکرديم »البته خلل درشیوع اخبار -وصوف پیداميشد. الحال که سدت‌یکسال‌ونه‌ساه زنشراخبا ر گذشته»؛وفضل الهی» کارآن رونق‌پیدا نموده»من خودراا ز منصی‌سرنگرانی‌سراج الا خبا ر اقفا نی‌سبکدوش کردم وامیخواهم که:صب سرنگرانی سراج الاخا ررابعد زاین قبول کنم,تاحال هم بفیراز قسم اعژازی که اسم‌سن , مرنگران»بود: د یگ ر کاری با خبا رسوصوف‌ند اشتم »والحال خودرا ازتصب سرنگرانی سيك دوش کردم. بهربانی کرده عینانوشته مرادر حسراجا!اخبا رکنید, تحریرهوم جمعدم رجب سنه |۳۳ سعلی احمد , مقالات محمود طرزی 54 متال‌دوم شناره ۰۲۳ ۲۷ اسد۱۲۹۲ * «چون ک|غذ یکه‌سراج‌الا خیا ر افعانیه بران چاپ‌میشود تهام‌گردیده ؛وبرین کاغذ موجوده تصا و بریکه چاپ شود هيچيك رونقی نمیگیرد»اهذا ,تاموحودشدن کاغذ»این شماره‌وشماره آیندسا؛ءبدون تصویرچاپ میشود. سال‌دوم ءشماره ۱۱:۲ سنله۱۲۹۲۰ : خداعسال دوم سر اج الاخباد افغا نیه «وظیفه سقدس است. وظیفه راءد راصلاح وطن عزیزما, فرض مذعبی» میگویند» که‌به اصل‌سو خبوع کلمه وظیفه چندان معا بقتی ندا رد ,اگرچه‌برای کا رهای دولتی؛ تعبیرفرض‌منصبی صحیح است وليو خایفه » يك‌شرطو عهدیست» که انسان‌وحداناءآنرا برخودلا زم گرفته باشد . وظیفه سقدسه‌قلمعجزرقم« محمودطرزی, کهد ینآوجدانآخدمت آکا هی‌وبیداری ماتنجیبه خودرا در باب‌حب وطن وحالو احوال‌زمن برذیه عاجزی علامهگرفته است»اگرچه پسیارسورانه باشد, با زهم‌تا یکد رجه‌انشاء لله برایفای‌وظیفه خود کامیاب‌آسده خواهد بود . در نارف این دو سا ل» هرانچه نو شته‌ایم »زقد سیت دین خود»وطن‌خود... نو شته ایم. هرازچه‌گفته‌ايم» ازترغیب وتشو یق ملت خود, برقایم دا شتن دین؛ بر تحصیل علم و هنر» بر محبت و طن‌گفته ایم.| کر چه باینهم دانسته ایم؛ که‌بجز بعضی خوا ص هیچ » کس بخواند ن این روز نا مه خادم و طن رغبت هم‌ننموده, و | کثرهمچنان بیچیده د. گو شمه های طا قها فر سود ه شده مانده» و بی آنکه کسی بران یکث نظزی بیفگند» با حنا بندر یش‌خود سا خته * ویاآنکه» برای مسا له دیکگ خودازان پور بها با فته. بعضی که خوانده اند»هم براین نیت خوانده اند» که»باش 1۰ مقالات محمود طرزی ببینیم کدچه زتصان وقصوری دران پیدا کنیم؛ تابا سنگهای ایرادوانتقاد سنگسارش کنیم». بعضی» هردلعز یز نیست»گفته» بیکسو یش افگنده‌اند, ولی‌آنچنان عا حبان عرفان را هم دیده ایم» که از صحیفه اول آن تا بسطر صحینه] خرین آن؛ به بنیار شوق ورغبت و کمال خواعش؛ ودقت بطالعه کرده اند,واز هر مقالات آن‌يك‌حهان ا ستفاده نموده‌اند»واز يك‌نسخه آن نا به‌سیعاداشرد یگر نسخه اش به انتظا و بسیار شد دی سانده اند, مع ذالك؛ مانه از عد م ریت کنندگا ن‌آن ما بو س شده ایم؛ و نه از هو س راغبان آن حشنود. پلکهدایما, +طیفد رامتد س دائده: دران سدان, کهیت عا 7۳ رادر جو لان داشته ایم . با بانسخه های بال اول, خود دو کتایچه یکی بنام » عام وا سلا میت» و دیگر یتمه آیا چه با ید کرد ؟» حد یقللقارئین گفته» تقدیم انظار اولی الابصار آموده»و در باب تاءثیرات آن سنتظر بودیم, که.آیا بر طپایم خوانتد گان کرام با چه کونه داءثیری خواهد بخشید؟آیا مقبول یا منفورش خواهند پندا شت ؟ چود هیچ‌صدایی وندایی درانپاب نشنبدیم؛ با خودگفتيم که چون طبایم هو طنا غز یز ما"ا کثر پشعر وا ثار منظوم میل و هو س دارده حتی تحصیل ابتدابی نیز ازکتا بها ی شعر وغزل آغاز میکند, لاجرم در ینبار يك د یوانچه غز لماتی بنام: مقالات محمود: طرزی ۹ وت" در ان درعاام سطموعات وطنیه»در پیشگاه انظار شایقین عوالم ادبیه وفنیه » برض عرض ر سا نيدیم. « ادب درفن» ادبیات را با فثیات آمیز ش دادهء يك خلیطهُ غیر سمتز جی ازان بو جودا ورده» که اگر چه درفن اد ب »يك جرات گستا خان شمرده میشو» ولی بنا بر فحوای«الجود با اموحود» خزانهة طبر افلا س ابور محمود» بجز همین خز فیاره هاءد کرسوجودی تفت ,۱ چرم, هر چه بادا باد گفته ءو نوا قتص خطا یای‌آنرا به خطا و کی نظرار باب کمال حواله کرده؛ عر ضص وتقد یم نمود یم . و من‌الله التو فیق.-,- سال سوم - شماره | - ۵ ۲ سره ۱۳۲ ]۲ غاز سا ل بو م سار اج الاخمار ا فا یه ملیون‌سلیون شکر » ملیارثناءبذات اقدس کبریاء حل وعلاشائه » که مارادرین دوسال » برایفای وطنیهُ خدمت قامی مافوق و کامیاب آورد » وبر دوام‌اين کر امی بای وطئيه « سراج الاخبار افغانعه » توفیق کرامت فرموده » که سال اول ود وم آزرا بانجام رسانیده » شهار اول -ال سوم آنرا بنظر مطالعین کر ام خو د بمعر ض عرض مير سانیم ِ -, رسالهُ«ادب درفن» را که حزء« پراگنده» محمود طرژی چا پ شد ها ست در ین » حموعه نگر فته ایم و ءیدواریم همه«پرا گنده» با اشعار چاپ نشد و بحمود طرزی یکجا کرد یده در آینده به چاپ بر سد.«ر, ف .» 1 مقالات محمود طرزی سال اول سراج الاخبار افغائیه » که قدم نخستین زندگانی او در عالم‌حیات مطبوعات نود » باایتو گرافی » بعنی چاپ سنگی » نشر شده بود . مال دوم آ ۵ » وبتوفیق خداوندی ؛ این سال سوم آن , بدستماری فن طبع تیپ وگرافی » و تصا و بر صنعت زینگوگرافی انتشار یاقیه وخوا هد یافت . برالیاب بصیرت و عرفان » پوشیده وپنهال نخواهد بود » که د ر ظرف این دوسال » در روز افزوتی محاسن این روزنامة گراس وطتی » جهد و کوشش که در حوصلهُ طاقت بود بکار برده شده ‏ این يك پوشیده ئیست » که چون اد ارة سراج الاخبار افغانیه ؛ يك سر ما پةٌ کاملة هنوز تدارك کرده نتوانسته ۰ که يك باب مطمعه » بعنی چا پخان‌مستقلةه برای خود نتهو زا تدارلك رتواند ؛ لا خرم ۰ در مط.مه تبپوگرافی سرکا ری » که درماشینخانه کاین است : خه های خود را بیع مهرداند . کاعد آن یز دز آغاز کار ء از طرف‌خود «طبعه و ادارة ماشینخازه بر ذمهگر فته شده بود »و چون کار خانُ کاغذ مازی ( که یکی از لوا زمات ضرف ری وطن شدرده‌میشود )موجوذ نیست ؛ طبعاً بابمضی تجاری که عهد. برا رکاغذ است ؛ از خارج خواسته میشود . هزارانموس » که سودا گران .لك ما " بهر چیزی تا در صدنود ربح وقایده خود ۳ ه بینشد ؛ آنرا سوداگری ونفع ذميشه) راد . وگفتیم که « کارخانة کاغذسازی » یکی| زلوازمات‌شُروری وطن شهرده‌میشوده بلی ! کاغذ ؛ در وقت حاضر ؛ بدرجة خوردتی ونوشیدنی ۰ يك چیزی محتاج الیه عالم شده است , چنانچه » غذای جسمانی نوع بثی بشرنان گندمی‌است ؛ همچذان؛ عدای روحانی عالم انساثی یز خوازدن ونوشتنیست , قوام حیات بر ؛ پر خورد با مقالات محمود طرژی 1۳ ونوهیدن قایم است . قیام دولتها وسلتها » از تحصیل علم وآموختن نن دایم است, علم و فن درعالم مطبوعات , پعنی چا پکرده شدکیها » مو جود است . عالم مطبوعات ‏ از کتابها » اخبار ها » رساله ها » مجموعه‌ها » انسکاوپید ی‌ها " وغیره ها وغیره ها تشکیل یافته است . وجود یافتن اینچیزها پموجود بو دن « کاغذ » بثوط ووحود کاغذ بر کار خانه های کاغذ سازی مربوط است . سال سوم - شماره ۲۳ - + و اسد بر 9 -سکتوب بقلم م ۰ ع در باره مطبعه ها - وتذ کر از چاپ ( جغر افیا ی منظو م افغانستان ) و ( از هر د هن ستخنی ) و ( میاحت د رجو هو!) و( رو حکم ) و( , ...۲ فرسخ سیاحت در زیر تخر ) - ( علم و اسلا میت ) - ادا چه با ید کرد ؟) و ( ادب درفن ] . سال سوم - شماوه و - ۲۲ جدی ۱۲۳۲ : ( اعلان‌در صفحه . ۱ ): .۰ چون تعدیرات لازمة زینگ و کرافخانه بانجام رسیده» وسراج الا خبا ر افغانیه بیخواهد که صفحات خود را بتصاویر اعمان وارکان وکار داران د و ات وصاحب‌منصیان نظامی وبلکی ؛ ودیگر ذوات سعتیره معلکت زینت بدهد نهذ | از خدمت شان رجا میشود , که يك يك قطعه عکسهای فوتو گرافی خود شا نرا ؛ برا ی ماروانه‌دارند . سال سوم - شماره - ۸ تو س و ( از اخیارهای اردو و اذگر یزی - عبد الهادی وعبدا لرحهن ترجمه کرده اند , 1 مقالات محمود طر زی بعد اژین در شماره ها ی ستعدد نام این دومحرر که خبرهارا ترجمه کرده‌اندذ کر شدء است ۳ بعدأً ما لات بقاج ایشان فوز ره مر می رد این جات 5 مر طا ن ۷ ۱۳۵ دوام می کند 0( سال چهارم شماره اول؛ بثملهم و م۰ سال چهارم این روزنامه» باوقوغات کگ» دیان دولعهای اروپا آغاز نهاد ‌ لهذاء تاوتتیکد آین جنگ دوام ورزده سراج الاخیارافغانیه» | کثر صحایف خودراء به خبر های مبجار به حصر میکرد (تد کرء سرا ژآغازسال‌چهارم سراج الاخهارچاپ سقالانی له بصورت سلسله‌به نشرمیرسید * یعنی ( عم ثروت»لل ) ( تاسوران‌زنان‌جیان) »(فاحعه عای‌پار پس)؛قعع شده است. چتانکه بیخواهيمد ید درسال هفتم وه‌شتم‌سراج الاخبا ر»محمود طرزی؛ به‌چاپ یکعده کتب دیگره بصورت ساسله آغا ژ میکند اما چون سر حر یده با شماره ت سال عشتم منقطع میگردد؛ بغابر ین باقی کتبی که در آخیر قسط آن « باقی دارد» چاپ شده است ؛ بچا پ ثر سیده است , ) بك دو کامه عرض سال چهارم شماره اس ما تیاه سوب 2 رح الاخبار افغانیه » درخعبرص مم‌نون تمودن وتوحه ورغت مشتر کین وقارئین کرام خود را افزودن ؛ ازهیچکونه فدا کاری روگردان‌نشده است. لا حظة خو بی کاغذ» خو بی‌تصاو بر تثوع مضامین » برهمه آنهاعلروه یگان کتا بچه های عدیهء برهمه "همآن هم‌ارزائی قیمت‌را دایماً مراعات نسوده انست. حتی+#درجه بر بر هم ارر ی ر‌ ر هی حتی:درجه ی مقالات محمود طرزی 1۵ "که‌برای بریدن کنارهای ورقها رااز یکدیگره بضایع شدن‌وقت قارئین کرام‌خود روا دارنشده» بواسطهُ ماشین برش» همواره کنارهای صحیفه‌ها را بر یده بتوز دم و نقسمیم اخیارخود پرداخته است . اکر چه باوحود اینهمه :دا کاریها» به امتحلا ب حسن توجه ورغیت‌ا رئین کرام خودموفق نشده است» وتءدادسشتر کین خوش خرید خودرا ازعدد ده بارده افزونی داده نتوانسته است» حتی‌درنفری تنخواه داران ی که تشخیص شان‌در دفترهای سر کاری »یباشد نیز بسی اختلاسها و کتمانها بوقوع آمده است؛» باز هم * سراج‌الاخپار آفف زیه » اسپانب‌حقیقی این کمبودی مشنتری وعدم رغبت پروری‌را؛ درقلت علم وعرفان عمومی دافته‌بوقوء هیچ فتوری وقصوری را بخود راه نمیدهد» وهیچ لحظه بی‌در راه ایفای وظینه مندسة خود» که‌عبارت ازخدست وطن عز بز است» تاجان در بدن باشد» کوتاهی نمیکند .,. سال‌چهار شمارهع۳ - ۳, مبزال۹۳ ۱۲ : (روضه حکم) ازآثار مطموعهحد ید برطیعه ۳3 لت این کتاب اخلاقی»دینی؛ اد بی را ِ- دربازار ارگ ازد کان با زحمد کتاب‌فروش» وازدکان ملاغلام محمد کذاب‌فروش متصل‌مدر * شاهی» بقیمت دررو پی کابلی» غرکس خریاه میتواند . حو ادث خار جیه سال‌جهارم » شماره ۱ ۲ حوت ٩۳‏ ۱۳: قبلاز ین گفته بودیم» بازهم میگوئیم» که‌زندگی اخبار به خبر است. ذرایع خبر رسانی» تلگرافها» تاقونها» داگهای متتظم است. مملکتهای دجراوتنه! که در بیان کهسار هاسحصور ومحفوظ مانده» وازذرایع هم‌محروم باشتد»چه خوا هند کرد؟ مصدا زمملکتهای هجراوتنها» آزست که از بند رد ر یانی محروم‌باشند, آزچنال بعلعت 11 مقالات محمود طر ژی بيك‌خانفیی میماند که ازچارطرف دیوار ای‌صای ويك لخت‌آن» مرراست بلندشده؛ نج یاك رو زنه ومنظره و پنجره رامالك نباشده کهازان به بیرون خاه خود . یا نظری انداخته بئواند. چه‌سدعش حال ! علی اخصوص کهراه رفت‌وآمد و اختادط وارتباط عم خیلی سحدود " و بسیب بی‌اسپابی و کم‌آلائی بفقود مانده باشد! هرگاه | زجهت:لوچستان يكظره و باجرهراهاناسیبود یم:ا بته دنیا رادیده میتوانستیم ! .,. بااین نظر یهخودرا ازجهت سیاسیات دولتی محا لمه کرده نميتوانيم؛ زیر اآن یا‌چیز بست که باوحود یکه یکازه سر مایة بسط مقال وفرزانه سشاحره قیل وقال اخبار نگاری باید شمرده شوده ولی چه فایده که خابه عجنء علامه قوت و قدرت نحر پررا درائیاب کار خود نمیتواند بمند ! .., این اطهار اس و سوحسرت‌ما,محض‌شحصر به اخبارما, وفقد ال خبر ها برای‌آنست و بس. قیل ازمحار به بنحوسحاضره» اخبار ای گوناگون عربی» تر تی؛ اسر یکایی وغیره برای ما میرسید , از آنسیب » خبر های بمختلفه و متئوعة رنگار نگی ؛ بنظر قار لین کرام خود عرض کرده ميتوازستيم . حالانکه ,از آغاز حرب مآن اخبار ۱ بما ثمیرسد : وتثها به ترجمه ای احبار های اردو * وبعضی انگلیزی که از عند وستانل ی آید بقداعت مچپور یم . اینست؛ که درینبار »به بعضی اخیار های‌ایران‌دستیاب شده‌وه کل جد ید اذیذ» گفته » عیناً به نقل خبرهای آذ/پرد اختيم. | کرچه یکتدری کهده تراست, اماچون طعابهای مرچ وستاله‌دار سانه‌وری را خورده خورده دل زده‌گی حاصل کرده‌ایم ؛ مقالات محمود طر ژی ۷ از آنرو » بيك طعام جدید ی که - اگرچه یکقدری باسی هم‌باشد ؛باز اخبار خود « تنقل » فلذ ات الهوا فی‌التنقل ! » سال‌چهارم - شمارهم ۲ - ۱ ۲ اسدیم ٩‏ ۱۲ خعام سال چهار م بء‌ون وعنایت ذات اقد س حضرت بار یتعالی جل وعلا ؛ جریده گرامی وطنیة سراج الاخبار افغانیه » بااین شمارة بیست وچارم خویش » آخرین سخه سال چهارم خود را به انجام رسانید » سر از شمار‌آینده» که‌مصادف‌با پا نزد هم ماه‌شوال المکرم است ؛ انشاهء‌انته تعالی ۰ نخستین نسخهٌ شمارة سالا پنجم خود را » بعرض ا نظار قارئین کرام خود میرساند . انتشار یافتن اخبار در وطن عزیز ما » یکی از ایجاد ای فوایدانتمای بسیار سهمه ایست ؛ که مخصوص‌عصر فرخندگی حصر سراجیه‌میباشد:در خصوص فایده‌ها ومنفعت های جراید ‏ از هنگام آغا زنشر سراح‌الاخبار افغانیه » بارباربیا نها رانده‌ایم» واگر هرقدر گفته شود " بازهم نسبت باهمیتآن کم شمرده میشود.دروقت حاضره حراید یومیه و عفته وار وساعانه ؛ بدرجة خورالك وپوشالد ما یحتاج‌سردمان گرد یده است .بملیونها خروار کاغذ» در زیر چرخه های ماشینها نی محی رال‌قول‌طبع ؛د ریثراه بخرچ میرود » وبا زهم ءنسبت به احتیاجی که مردمان‌این عصربجرا یدپیدا کرده‌اند کافی دیده نمیشود . وطن‌عزیز ما ؛ درینوقت ؛ تنها همین يك دانه‌جریده وطنیه را مالك است ؛ وامید است که بسایه عرفان پروری ... 4نسیت تیم بافتن وتوح ۸ مقالات محمود طر ژی نمودن علم وعرفان ملك وسلت: جرایدئی زکثرت‌وافزوتی‌گیرد . سرا جالاخبا رافغائیه_ درین مدت چار سالی که به "شریات آغاز نهاده است ؛ بقد ر وسم طا قت تحریریه ؛ وید رح قوت وتدرت قلهیه عاحزانه مورانة خود ؛ صرف‌قدرت زحوده ؟ هر آنچیز یکه میدانست » وهرآلقدری که میتوالست » در بجا آوردن وظیفهٌخود ؛ یه‌تی‌درخحصوصر عرض نمودن بعلوسات ثافعه» وصایح بفیده» واحوال عالم ء واطوار اسم »براخوان دین و دموطنان عزیز خود کوتاهی ننمود . اکر خوب مرگوید اگر بد »۱ ذرراست میگوند اگر کچ » ثیت وه‌قصدش » بر خیرخواهی ؛ وراستی ؛ ود رستی مبنی‌سیباشد گاهی از عاوم وفنون ؛ کاهی از ضایع و بدایع »گاعی از زراعند وتجارت *گاهسی‌اژ احلاقیات دابیات ؛گاعی سیاسی »5اهی قیاسی »گاهی داخلی »گاهی خارجی » والحاصل هرچه کهنیگوید ومیتویسد ؛ خواه -قول خواء معقول ؛ جعله گی برئیت خالصانه خدمت دین دولت‌ملت وطی است !۲ سراج الاخبار افغانیه , یکدانه جریده اسث که‌جلوه دربازار معارف شده‌است . لقدا مجور است که خود را جامع ااصقات ماخته"/در واه امتفادة اخوان دین "و عموطنان عزیز خود عرض خدست نماید » واژین اشت که هم بصفت یگ مجلهعلمیه و هم بشکل يك رساله موقوتَه ادبیه ؛ وهم بطرز يك حریدة سیاسیه » و هم برنگ دك اخبار خبرها ی بودیه شده بمیدان میاید , اگرهچنین نکند ,چه کند ؟ زیرابرای يك مملکت ۱۱ ز هر رقم اینچئین حراید ی که مذ کو رگردید » بصد ها حراید لاژم است ؛ حالا نکه ۰ من بیکدل» عاشق صد آتشین زخساوه ام ٩‏ ۱ سراج الاخیار افغانیه »ءحسب الوعده ایکه باسشت ر کین کرام در آغاژ | نعشار خود نموده وتا بحال‌د؛ عر سال بتقدیم يکيك رساله نثر یانظم بنام «هدیه سرا ۳۹ ك مقالات محمود طرژی ۹۹ الاخبار افغانیه, سوفق آمده»درینباره نیزه به‌عرض وتقدیم نمودن‌يك کتا ب مختصر «جفرافیای عمومی , عرض خدست میورزد . چون بعضی ازسش رکین کرام‌ما؛برای ما میئوشتند » که از پعضی اصطلاحات جغرافی » وز مینهاوشهر ها » وموضع هاثی که در سراج الاخبار افغا مه‌نام های شان مذ کوو میگردد »تفصیلات ومعلومات کافی بئویسیم ؛ لهذا خوامتيم که اول بهر يك از سشترکین کرام خو د ء يکيك کتاب جغرافی » اگر چه مختصر هم باشد ؛ عرض تقدیم کنم »تا درعام جغرافیه؛ يك معلومات اجمالی حاصل کنند ؛واز تقسیم قطعات خمسه؛واسطلاحات‌جغرافیه يك سر رشته به کف‌آرند . درهشتر کین کرام ما آن ذوات محترسی کهاز صیف بنتهی شهرده میشواد / آلیته که به این کتاب مااحتیاج نداشته‌خواهند بود»‌ولی چون عدف مبتدی | کثریت‌دارد »لهذاء این هدیه ا چیزانه ماء انشا انته خیلی‌نافع مفید يك خدمتی شحرده خواهدشد . ذاتأً سراج الاخبار افقانیه "بجز خدمت‌تنویر افکار هموطذان عزیز : خود دیگر چه مدعا دارد ۱؟ ابید است کد؛ این هد یه عاجزانه مقیول انظار اولی الابصار گردد 0 سال پنجم - شمار» , - م سنیله ۹« ِ «۰.۵ در مقاله‌افتتاحیه سال پنجم مینویسد ۰ ۰ مقصد از عرض مقصد اینست که بیخواهم سامعه خراش جمله‌برادران دین وهمو طنان عزیز خود گردیده /عرض کنم که‌درین زسان» پلکه د رهمه آوان؛ ترقی وتمدن وراحت وسعادت نوع بنی انسان برعلم وعرفان منحصر است اگر علم نباشد » انسان نه خدا را میشناسد ءنه خود را » نهحق را میداند نه‌پاطل راءنه راه را می بیند نه چاه را . کورهگنگ »سل ءلنگ س‌ماند ۱ ( یذ کر ؛متی‌این مقاله درفصل ماپعد تحت غنوان « مسله‌انال کد ام عام را بیا موز ند ؟ ۷ خها زد ۵ و د , 1 سال پنجم - شداره . ر- و۱ حدی م۳ | * ۰ در صفحهُ پشتی عنوان اول چاپ شده است « حی علی الفلاح » . سجس با قام بالای‌آن خط کشیده شده و نگاشته شده است «ترجیم بفد ۷ . ترحیع بئد از کلام طرزی افغان است * از تو بیخواهم مدد ‏ یا رحمة للعالمین - نور افزا کن سراج ملت دین مبین ( تذ کر : يك ورقه چاپ شده : حی‌علی الفلاح» که از تو ز یع باز؛اشته شده بود از کتابخانه عا خطی‌دواتی درکابل محفوظ است» آنراد ر فصل آبنده‌نقل کرده‌ایم.) سال پنجم_شما ره و | -۳ , جوزا ۲۵+ : در فصل عاوم وفنون » دحت وان صنعت زینگ و گراقی : معلومات تاریخی‌در خصوص فن رساسی وهیکلتراشی داده شده است , در اخیر مقاله آمده است که پنچ سال پیش از دن » درباشی:خانه » بك بنای خوشذا ساخته شده, ابن با »دروقت حاضر برده قسم دعمی تقسیم یا فبه «قسم اول زیتگو گرافخانه : قسمت دوم ] ثرا فن حکا کی و خطاطی در بر گرفته است . ,. . اول کسیکه نمونه فن زینگوگرانی را ازخارج دار السلطتة کابل عرض‌فتقديم مود "وعغد» +.ار عملیات کارآن‌شد؛ رحمد فخملی بیگک نا ‌ حوان با هوش وفرهنگی بود 4 که بحسن‌حورت‌عهد ُخودرا ایا اعوده پفج نفر شاگر او لاد وطن را بدرحه خود در آن فن قابل دا خت . . مقالات محمود طرژی "۷ سال ششم شماره ۲ اسد - :۱۳۹ سر گف شت سر اج الا خیار مختصرسر گذشت « سراجالاخبا رافقانیه» از قراوذیل است : درباه مباراد ر بخبال سته مس و قء استد عانامة طلب امتعاز نشرنمودن مك جریدءغیر رسه‌ی ملی وطنی» ازطرف ش ر کت اداه» بعتب عرفان مرب سراج | لملة عرض وتقدیم گردید»» استیاژان به این عبداقر با خالك برابر «محمود طرژی, عطا فرمود ه شد . دره , شوالنذ س ذکوروشماره اول آن» د رزیر مد بری‌این عبد عاجزه ونگرانی جناب علی احمدخان ایشیكاقاسی‌حضوز؟ د رمعرض انتشا ر برآمد. سال اول‌آن بطبع «بیتوگرافی» - یعنی چاپ سنگی- ترتیب وت-ظیم یافت ۰:در سال دوم ؛ در طیعة «تیپوگرافی»- یعنی‌چاپ حروفی- بطبع رسید؛ وبا تصاو یر زینگوگرافی نزئین یافت. این يكتبدل ترقی‌ظاء‌ری» علنیاخبارگردید. اول کسیکه تاسیسر‌صعنت زینگوگراف را درعصر ترقی‌حصر سراجااحللة والدین بدارا ساطانة کابل ازخارج بیاوردءجناب «سحمد فضلی»» نام يك‌جوان با هوش‌وعرفان استانبولی بود» کهد وسکاتب عالیه آذجا کمال تحصیل » وبلاد اروپا وآسیاراسیاحت»ودرفن رسامی‌وقلیشه‌سازی زینگوگرافی؛ کسب‌مهارت زموده بود. بحمد فضلی» بسیب ی که هم بصنعت زیذگوگرافی » وهم بواسطه‌شدن استجلاب حروفات تیپی از اءتانبول» درتجدد وترقی اخباوساسعی وهمت نموده,ا زآنسبب» تذ کر نام آن معا ون‌ذی‌قد روقیمت خودرا ,سراج الا خبارافغانیه»؛ ازواحبات وظایف قدرشناسی میشمارد . درشما ره ۱۹ ال دومءنگران باجناب علای احهد خان ايشيك آقاسی» از ۷ مقالات محمود طر ژزی کت اد ارهمیکدوشی خود ازرا اعلان نمودند» کهمفارقت‌آن نگران -عادت تشال» دوجب تأسف عظیمه گردید. در اوائل سال‌سوم «سراج‌الاخبار افغائیه» ۰ محمد اخضلیافندی» برای آموختن طبع تصاویر را برنگهای مختلفه, وتکمیل نواتص‌آلات وادیاب لاژسه : بسوی او روپا عزیمت نمود. توژ بمچاره درپارس بود که همین محاربة عالمسوز چها ن آشوب برپاگرد یده ؛ دویاره بهآیدن کامیاب‌نيامد» وتصورات یکه‌درخصوص وسعت نشریات؛ و زیت صفحات آْ؛ پیراسون‌خیال این عاجز بودبود» درمعرض ذمویق افتاد . یکی از آثا رحدات پرگزیدء « مجمدفضلی» این بوده که از اولادوطن عزیز خود ما پنج‌نقر شاگر دزینگوگراف سرر-انیده, وهمحمد نوری» افئدی, نام يك معاوئی که به انتخاب خود ازا-تانیول آورد‌بود,بجای خودگذاشته, ازي جامقا رقت نموده بود. ازینجهت غیراز اینکه سراج الاخبار اففائیه بی تصویر غای) زینگوگرافی بماندء این صنعت معتنا که احیا کنفدهُ فن زساسی شمرده میشرده در اولاد وطین خود افغانستان یز پاقی‌ماند : بشرطیکه در نر بیت و پرورش آن پاجنقز ور زیده کوشش شود » و آن پتجیفر, دایم پشج بنج ثقر دهده لفردیکر بسر برسا زد درخصوص اعحیت‌قن رسامی؛ و قواید عظیمه‌یی که این‌فن نفیس عالی بع‌لوم وفتول عبر حاضره رب‌انیده, وخدبات‌شایسته پی که در راهعامساختن ونشر لمودن فن رسامی» اژطرف فن رسای از طرف فن زینگوگرافی بروی کار آمده ۰ پیش از این هم» دریکی از شماره های همین مال گذ هت خود » چیزی نوشقه بود یسم . حال‌لیز؛ بهمینقد ره عرض؛ دردنیاپ مجيوريم که‌امید یگانهما این است که‌انشا. انته رو زبروژ»مکتب های‌علم و عرفان» درا لكمحروسه افغانستان افزونی‌سیگیرد»و هر آزقدر مقالات محمود طر زی ۷۳ که بکتب های‌علم وعرفان افزونی‌گیرد» همانقد ری‌اضرساختن وبوجود آوردن کتایهای علمی‌وفنی» که خواه بواسطه تالیف‌بود»خواه بواسطه ترحعه؛ ضرورت»و احقیاج می‌افتد حال آنکه» عاوم و فدون حاجره, که سلاح یگ نه دشعان ماشده است »و به سیب فقد ان آن درسا و کثرتموجود بودن‌آن‌درآنهاء مارا کمزور آنهارازور آور» مارافقیر» آنهاراتوا نگره سارا محتاج» آنها رامحتاج الیهء مارا گمتام» آنها را مشارالیه ساخته. به‌فن رسامی‌و زینگوگرافی» بد رجه عرض احتیا ج دارد , که به ارباب قلم‌و اصحاب‌دانش. مسلهذصویر د ارشدن‌سراج الاخبارافغائیه +وطبع تیپوکرافی آن در ظرف يك سال»چون از وقایع همه ازقلابات سردذشخش شمرده میشده! بهینقد ربیانات‌درباب فن رسامیآزوم‌دیده شد, حالا یکد وکامه د رحصوص‌سةایسه طبع «لیتوگرافی,۰ بعتی چاپ سنگی:د«تیپوگرافی»»یعنی چاپ حروفات ر یسخته‌گی » عرض میکتیم + اولااین يكك معاوم است» کهفن نوشتن» علی الخعصوص‌خوش نوشتن» یکی‌از کار عای بسیار دشواریست, که قد رآنرا خطاط میدازد ! عده‌تر ین و مایط فن لیتوگرافی ونشریاتی» که ب. آنواسطه بشود» هماناتدارلد نمودن خطاط های باهریست که‌هم چابکنویس باشندوهم خوشخط . صعوبت ودشوار ی که ازین ردگذر برا ی اصحاب مطابع در پیش است» هم چیزی آنکار شدنی ئیست. حال انکه فن حروف چینی» هیچ صعوبت‌و دشواری‌ندا ود. يك خطاطء لاافل بسه‌چهار سال‌مشق‌دایمی»قابل این خوا هد شد» که بخط بتوسطء‌در ادازه کدام اخبا ر کار بتواند کرد»‌حال آنکه يك آدم‌عادتی که خواننده وئوسنده باشد؛ درظرف یک-اء صنعت حروف چینی رایتواند بیاموزد. حالا آنکهءچون بکدستی‌ويك قامی و یخته‌گی وقالبی خط عربی حروفات تیهی که د رسطبعه دارالب‌لطته کابل‌موجوداست؛ وسراج الا خبار اففائیه‌را مینویسد» درپیش زظرکرفته ۷ مقالات محمود طر زی شود" معاوم‌میشود که ی‌چنبن بك‌خطاط عرنی ویسی» که + صحیفه اخیارا به‌سه روزبة‌مین‌طرزو نسق وحفا ئی‌بنوسد» تاچه درجه نایابو دشواراست؟ غیراز چایکی وآدانی‌و خوشجخطیو غیره که‌درچاپ حروفست» سیکی حمل ونقل چابخانه حروفی؛ زسیت‌یجا پخانه سنهی؛ نیز شایان‌دقت یله ایست, مثلا برای هرصحیفه» اخیار ما یك‌تخته منگث»بکار است که کاپی‌اخبار بران نقل‌شود. به اینحساببرای شاازده عییفه» شانزده قخبه نک بکار است. کلفت ودشواری‌بر داشتن وگذاشتن و بردن‌و آوردن‌آن مم؛ يك چیزدیگر ایبت. حالایکه همین بتدار حروفاتی که شا نزده صحیفه اخبا را زان‌ترتیب؛ما بد »2 ويك صندوقچه خا نهد ا ری که يك مترد ريك.ترباشد»میگنجد»وبهر جانی که ببری برده‌ميشود. شرط اعظم:,دوام بطبوعات حروف تیپی و مدا رکفایت نمودن آل به شاج ما و مات این است» کهد رباب‌حاضی رکردن« داشین حروف ریزی» تشیثات و اقداءات ضروری ولازمی کار برده شود/ وگرنه ۱ هیچ يك دوام و ثبانی زخواهد و أقبت. - حالا ابدیم برا صل مسئله 5ه- - » آیا مراح الا با رافعائیه چیزی خدست کرده توائسته است ؟ » در بتخصوص؛ سراج الا خیر اففانیه متردداست. تمیدا ند که چه بگوید ؟ ! خدمتی که ازسراج‌الاخیا ر قفا نیه متوقم است؛ آباچه ]| خواعد بود ؟ آیا بجز ایتکه بواسطه ترجما نی‌قلم: شهد معاومات زفعه‌راء بام‌دماغهای قارئین کرام‌خودبچکاند, وازاحوال اج وشئون‌اسم خبر بدهد, و برسحیت دین ودوات سلث و وطن «موطدیان وهم‌سلتیان خودرابیدار و عوشیار سازد, ملت را براتحاد واتفاق واطاعت اولی‌الامر: وتحصیل عام وعرفال و-عی و کوشش وعه اخلاق و اثعال و حرکاتی که موحب مقالات محمود طر زی ۷۵ ترقی وتمدن واصلاح‌وفلاح باشدتشو یق وترغیب نمایده ودشمنان حقیقی دین ووطن واستقلال وحا کمبت وطن را بات بشناساند» وچون‌در حق‌سات ووطن و دشمنانش» اد ناقامی بجنبانند» تیغ سیه‌فام خول آشام قلم‌را ازنیام برآورده» ز بان‌شانرا در کام خشك نماید» درمدافعه دین‌مبین اسلام تابه آخر نفس‌بکوشد» اتحادعه‌وم‌سسلمانانرا با یک دیگرشان» واتحاد واتفاق همه اقوام افغاناثرا با همدیگر شان» بگانه سهلك تحر برخود سا زد» دیگرچه خواهدبود ؟ ! هرگاه از «سراح‌الاخبار افغانیه » » هحین خدمات منظوز وستوقع باشد» پنحساله نسخه‌ها ی آنرا استحجواب نمایند ,خود او اابته حواب خواهدداد . حاجت بگفتن واثبات مدعا کردن نیست ؟ « سرا ج‌الاخبار افغانیه, راه رکس میشناصد » كهيك اخبار رسمی دواتی که ز بان‌دولت گفته‌شودء وترجمان افکار.یاسة دولت شنا آخته شود » نیست ! زیرا؛ در یتخصوص» باربار علثا" اعلان نموده شده است. هرصاحب حر یده»بدعبیر دیگره هراخبار والاعی که‌از تبعه‌ورعایای آزاديك دولت وبات مستقل و آزادی باشد؛ چون میخواهد که يك‌جر یده یااخباری نش رکند »پیشتر ازآغاز کاز .اول یث‌ساك ومقصد و مدعایی رادر پیش‌نظر گرفته» «ستهینا بانته؛ به تحر برات و نشر یات آغاز میکند. مسلك ومقصد مدعای سراجالاخیارن بجزهمان‌چیزهایی کهد رفصل پیشتر خودبیان نمودء دیگرچیزی نیست. تارو پود رشته های قماش‌حیات سراج الاخبا ر افغانیه راء اگرسو ب-وتفعیش نمایند, بجز پیشرفت بر ما مسلك؛ و رسیدن بهعان مقصد, ازدیگر چیزی‌س رکب زخواهند یافت. ازمد افعه قلمیه در راه دین مبین سید الانام , ضیط عتان‌تلم راد رقوة اقتد ار خود نمی بیند؛ و بی‌محابا بصورت بسیارفدا کارانه خودرا د رسیدال پرتاب میکند, اکرد رحق دولت مقدس کدام‌اخبار هرزه درایی‌حرفی ۷۹ مقالات محمود طر ژی برژ بان ر اند؛هه‌انوقت»چونی ی کود آتشفشانی بفوران‌آمد. , شعله های‌جهنم آسائی برگو ینده آن‌میباراند . کسانیکه آرزوی استیلا و ياتقسیم, و یا در ز بر حلطه ونفوذ آوردن خالك پاند ویان‌مقدس افعانستان راء در بكگوشذ ازگوبه های‌دل خود و یادر يك کنجی‌از کنجهای دسا خودد ارد؛ وسرا ح‌الاخبا رافغائیه آثرا عس کند : پغخض و عداوت و کین وغرض خودراء باآنعدار نابکار بهمه رگکاو ر ی شه بجم‌نه نارویود ء بهمه صحیفه وسطر و بهمه حرف‌واقط بخارمیبرد, وان بدا یش‌بدسگال‌را؛ اشنعترین وار ذلتر ین‌عالم دنیادازسته, عرانقدرضر به های‌شدیده یی که از طاقت وقوت‌باك قلم بعکن بائند" برمغزش حواله میکند ! از ین سیبهاست, که « سراح الاخیار افعانیه ۰ درمعرض کشمکش د و گوند مصاده‌ات دا خلی وخارجی, گرفتاز آنده ات کدبقرار ذیل بیان سیشود . حضرت آفر یدگار لایزال‌را» #راران حه‌دون:است/ کهادنا يك‌فرد ملت دیندار شجاعت دذاروطن دوست یاغیرت افغانیه؛ چون :در سجا فظذمتدسات: وحسیات تعالی وترقیات » پاسراج الاعبار انغائیه مشترل الحس والتضور میباشد ؛ درداخل مملکت وعمه اطراف وا کئایف ون پرقدسیت " این زامة وطنیه شیوا بان باعاجزی تواسان ۰ يك‌قدر وقیمت وعزت را حانزشدهء ونسخه های‌آنرا ,کیا درس کاد تعلیم و یکیا دبستان تهذیب مخصوعی دانسته: حفظ نموده اند ومجموعه های سالیانه آن » از طرفبسباری ازار باب سراقعلم وعرفان جم شده است, ودر آبادی افرادسلت؛ تا سالهای پسیازی يك‌در سگاه عبرت شده! خواعد مازد ,ی پسوار چیزهایی که پوشتر درنظر سات‌مجهول سانده بود ,صفعات سرا حالاخیار افغائیه » آنرادهلوم و توضیح نمود , معانی‌حقیقیو طن؛ وحپ وطن را؛ بعلت ) و بفاد مقالات محمود طر ی ۷۷ بقای‌مات راء به تبث اسیاب وح رکت نشان داد. خلاصه‌هر انتد رکه میدانست ومیتوانست؛ برهمه خو بیها ونیکوئیهاء ملت را بیدار * هو شیار سا خن گرفت . بد اینصورت ملت؛نجییه معفله؛ما» نیزرفته رفته ؛ باین حریده وطیهُ خودشان » يك حسن توجه بسیارو يأك محرت قیمتداری حاصاکردند, که سراج الاخبا رافغانیه از اطها ر شکران آن عاحز است . این حسن توجه‌سلت؛ در بار؛این جر ید وطنیه, واین حسن خدست جر ید ده وطیه ؛ دردا خلا م‌لکت ؛ طیعاً همبیایه ها ی خ رحی‌وطن مقد س‌مارا؛ و اعصاب ؛ وافکاشانرا در پچ وااب‌مود, در ینخصوص» سراسرحق بدست‌هم هستند ؛ زیر مملک‌های اسلام واسلام اشینی که آنها بران متغاب وم‌ستولی شلم اندء و خاک آنهابا خاله بالك وطندقدس ما ءودین | کمرسا کنان آن‌بادین ماء ود رعنصر یت با عخصر ماارتباط واشترالك دارند, چون‌این ذاسهٌوطئيك افغانیه را؟ که برس‌لاك اتحا د اسلام قلم سی‌جنباند» واز بیداری وآگاهی اقوام اسلام دم‌سیزند؛ وسرایر سافی الضمیر د شه‌نان دین اسلام راعلناً ظاهر میسازد؛وعلیالخصو صکه در مدافعة دینیه بی‌پروا هرچیزی سیگو ید» و بالاخص که‌اقغانستان راروح عام و پیداری‌یدسد؛ این چنین چیزها ؛ ازچدان «جنایتهایی» در نزد آنها نیست, که در نزد حکومتهای آنها ؛ عنو شدنی باشد !مسلما نان ت رکستان روسی:به این جرید ٌوطنیه افغانیه, آغازانتشارآن» يك حسن توجه ابرازفر مودند. پنجا «شصت مشاری‌دربخارا و سمرقندوغیره ؛به اشتراك سراج الا خبار افغانیه عرض تواضع فرمودند . باوجود صعوبت مراو دات‌دالك ؛ این عدد مشت رکین کرام ما درا نصفحات‌روز افزونی هم‌داشت . همه اخیار های اسلامی که د رساورآالشهر زمین نشرميشد بمباد اه جريدة وطنی4 ماسمارعت‌ورزیدند. باینصورت ؛ ۷۸ مقالات محمود طر زی يك‌بباداه افکار ؛ بك‌شناسانی بدون‌دیدان بحصول می آبد که ینه‌سشاه ها عیچگاه بسیاست روس که‌دوبارة اسلام د رسدظردارد , موافقت تمیل‌ود. ازین بود ۰ که در اواخرسال‌دوم »دخول سراج‌الاخیار افغانیه ؛ رادرسما لك خودمتم ویاسانسور نمود. کذا سرازاواسط سال سوه ؛ تایحال, چند باراز طرف حکوت انگلیزیه عئد نیز , تشیثات واقدامات مجدانة درخصوص قلع وقعع این ثرامی نامه .از بیخ وبن کوشش شده . و موشود. حتی درین روژها ؛ بعضی مسموحأتی دایر است . که سراج الا خبار افغانیه درع‌ندوستان" بقرار-ابق آزادانه -یروسیاحت تمیتوا.د ! بسیار خویست , نتواند ! .این چیزها : بجای‌اینکه موجب تاثیر وانفعال سراج الاخپار افغائیه‌شود, بالعکس و میب اعته‌اد برنفی»ودستیا بی حصول برمقصد را بسا عدمیکند, شوقش‌افزون ؛ قامش‌اژد رئمون میگردد ! زیوا " عصول مقصد و مدعای خودرا " در همین‌حس سیکند , که‌سلمانان آنرامعترم‌دارند , ویهآن محبت ورزند , وغیر از سسلهال آثرا خلاف‌بقصد وسدءای خود بدائند, بای ! اگر عراج الاخیار آنغانیه يلك جریدهُ رسیه دولتی معبود ۰ وترجمان افکار سیاسی حکوست متبوعذ مقدسة خود شمرده میشد : در آنحال *پجزپیشترفت همان مقصد و معا , ازدیگر چیزی بحت نمیر اند. وای‌چون؛ د رزیراعنراف خودشااست , که‌این يلك حربد عبر رسمی است ؛ ومبحض يك جریده اسلامیة وطثیه اقغانیه ایست : که صرف برای ناف اسلاسیه وافغانیه خد مت میکند " بناء عایه سخنهاوگفتنیهای مبراج الا خبار افغائیه : عیچگاه متعلق مناسیات ومعاملات سیاسة دوات متبوعةسقدسه اش با ه‌سا یگانل خارحیه اش‌ابود و نه عست, بااینهم ؛ بتابر پعضی ملاحظا ت : از مد تمست که سر,ج الاخبار اذغانیه , ازنوشتن اجمالهای سیاسی» که از افکار خود دربارة سیا سیات مقالات محمود طر ژی ۷۹ عالم مینوشت ) تمزصرف نظر نموده » وتدها بهنقل افکار اخبار های خارجه ا کتفا ورزیده , ودرمقالات آتشین خود یز ؛ تعدیل را پیشه گرفته است ؛ چناذچه . ازین رهگذر ؛ مستوحب‌شکوای بهضی خوانندگان کرام خود هم‌شده است؛ دلیل «نکینی وقار ومتانت عزم وثبات سراج‌الاخبار افغانیه شمرده‌میشود , وهیچ ضررمالی به‌آن عاید نمیگردد. مات غیورسه‌ظمها , الیت‌جبیره مافات » همینقدر مشترکمن گرامی را کهدرتر کستان‌روسی وهندوستان انگلیزی‌ضایع کرده‌است ؛ بلفاً بابلغ » به‌جریدة وطنینة خودشان تفن بتواند. سراج‌الاخبار انغانیه, هیچگاه حق این‌شکایت را هم‌ندا رد ۰ که‌سیاحت‌سرا چرا درسات خود منع کرده اند. هرحکومت ؛ د رینخصوص درساك‌خود آزاد است. این <ق‌آنها راسرج الاخهارتسليم بهکند » زیرا » در حالتی که آنها فعلا در تفرقه اندازی ۰ واز هعدیگر جداسازی فقطع نمود ن خطوط مواصات , وآهردن هزار هاگونه فلا کت و تصیبت ؛ واسارت , وقتل " وغارت ؛ وسدو و اعدام وپ رکندن بخ ون اسلام » شب وروژ, لحظ ودقیقه ؛بعال‌وجان وابدان "جدوجهدتمام داشته باشند ءو«سراج الا خیا رافغانيه دام از اتحاداسلام ؛ ویکو جودی اسلدم, ونشاندادن اسباب‌اتصال , ودفع فلا کت ووبال » ومقایسات آزادی واسارت ,و ندارلد نمودن اسپاب‌دفاع » بنظام وتشید وتایید دین مبین اسللام ۲ دمیدم دم زند ؛ البته که سراسر منافی‌منویات ضمیر شان است! امد رعین زهان: ارباب‌انص اف ووجدان ؛این‌حق سراجاا خبار افغانیه راهم باید تسلیم بکنند ,که ناشراین نام گرامی : نسلا بشمل افغان است ؛ ودرسملکت آزاد افغائستا ن » ودولت مستقلٌ آزاد افغانستا ن » صرف برای بیدار ی و اگا هی ملت افغانستان طبع ونشر ميشود. حالا انصاف فرمانید ۰ افغان وافغانستان » در تمام ۸۰ مقالات محمود طر زی مردمان حهان 1 به تعصب دینداری 1 و به پر پاد شعن هر بعت رای محجد‌دي ] وافراط وطن دو-‌تی » و:عدت غیرت‌سلی 1 سعروف و مسهو ر آرده است ۲ ایتچنین معلکت ۲ برای همین چنین ملت * تنها یکدا نه ( بلی بای ! تغهایکدا ته ! ) اخبا ر : برای ده ملیون نقوس‌داشته باشد *وآلهم پرسوافق منویات‌ضمیر دولتغای قام بجنپا ند ؛ کهفعلا با اسلا بجتگی وقتال تمه ول با ندید : در اینا کن مقد مه اسللام ماد حجاز مغفرنظر " اژ :4:2 انگیژی وتفرته اندازی کتند ء وبر ارا ضی مبار که بغداد و کربلا وئجف‌سوق وعسکر نهء‌ایند ۱؟ علی الخصوص( بلی بای؛ علیالخصوص) که ازیعضی تصورات حیات بر اند ازانه آنها " که در باب رطن متدش درمافی امضهیر خود پرو رانیده اند ) دم بوبردة باه ز ارم باقی ازد رگاه اقد س ال اما یرب حل و علی‌شانه ؛ درقی واعتلارفوزو فلاح‌دین مقین اسلا م وافمازميکنيم ؛ ویبرق‌دشه‌دن اسلام راسرنگون :دارایسوار میخوا هیم | سال ششم: شمارث. ,-و جدی ۰۱۲۹۵ : ( بعد ازین‌شماره در صفحه اول پشتی نیز ؛ نام دولف و مترحم مقالات داخل حر ید و داده شده است . ) سال‌ششم شماره ج( -, م سرطان ۱۲5 سر اج‌الا خبار | قخغانیه بعون وعنایت ر بانی »و توفیقات بهانهایات حعداثی » 0 سراج الاخیا ر افغانیه 9 در عصرنرقیحصر شهریار دولت مستقله آزاد افغااستان: سرا ح اله 2 والدین ؛ اداء انته عمره ودولته الی مدیدا زمان ‏ شش سال کامل را ازمراحل زندگانی غیر معلوم مقالات محمود طر ذی ۸۷۱ الحدود خویش » بااین شهاه (۲2) سین خود * به انجام رسائید . هدیة مو عوده همه سالهُ خود را اسمال بنام «وطن» تقدیم پیشگاه انظارقارئین کرام وطن میتها یه ! حضرت «بیدل » ععه دل میقرساید : دل بمن داد , تا درو نگرم! سنهم آیینه در کنش‌دادم ! « تلم » دراصل فطرت«ُقدس است . علیالخصوص که از اوح محفوظ عاام قدس » سامور قلم چلانی بقدسات شدمه4له باشد !۲ 1 .. « وطن » عز یز مقد س ,و فیض عر فان برو ری آن ؛ قلم سراج الا خبار را وا ساحت , وگرنه لال مطلق بود., آن‌قام خوّارا بصیقل اخلاص وصداقت » و نیت خدمت جلا داده » آپینه ساخت , وکرنه در زنکت ای مستفرق بود . قام * برای دیدن او شساختن او داده شبیهً»بود! چون آئینه بفیض روشدگرشد. « وطن » شده بمیدان برآمد ء تاوطن خود را فرو بیند !۲ . «سراج الاخبار افغانیه » يك نور یست که از يك مراخ9*احقدسیت منهاجی اقتباس نور افغانی نموده توانسته است ء که آن سراج وهاج اژطرف‌ایزد دارای داور » برای پرتو افشانی يك وطن عزیز بهشتی سنظر از بهررهثه‌ائی‌يك‌سلت‌دیندار دلاور تابان ودرخشان گردید ! در اطفای آن نور کوشیدن ؛بجز ریش سوختن چه تتیجه خواهد ؟ ! ... چراغی را که ایزد بر فروزد هرآ نکس پف کند» ریشش‌بسوزد اخبار چیست ؟ کامد اخبار ا۶ظ عرپیسمست ؛ ۳/1 جمع بر امت < خبر بزبان ۸ عقالات محمود طر زی غارس به کلمه « پیام, یا «پیغام» ترجعه مشود. به اینصورت «اخبار , که‌گفته‌شود هماندم » معنی « پیامعا» را افهام سمیتماید : اما این راهم دقت باید کرد : که ار الف مراتیاز وا به فتحه بخوانند :معنی جحع خبررا می گیرد »واکر انف سراخیار بکسرد خوانده شود :در آاوقتعنی خب ر کردن - یاخبر دادن را در برس‌گیرد , هر دو معا صحیحست , و ایکن " در اصطلاح ژبان اردو » در هند-دان ؛ ودر اصطلاح زبا ن فارسی فطن عزد: با افغانستان » اخبار همین اوراق‌وصدایفمحدودیست که یا درهرروزه یادر هر شفته » یادرده حفتد «ايك یکبار بطیع میرسد ؛ وخبر ها و پواهای عالم با بشما میرهاند ؛ واز هر در وعر رهگفر خن سیراند ۱ مثلا « پیسه اخبار » نام يك اخبا ریت که در پزجاب‌نشرميشود, ومقصدازآن همین استثیاط میشود که یلا عدد اخبارهحدودااعیحایقیست : که روزائه نشرمیشود ويك نسخه اش يك پیسه قیمت دارد , «الهلال» نام‌دیگر اخبار یست که درمر کر دوات بنگال نهر میشود . کذالك » حیل آامتین ,ظلزاط المستتيم »یبیل الرشاد ؛ سپیل الشعب ؛ وغیره وغیره . که | کرئدها تعداد اسأبئی مه اخبا رهای اسلامیتهام دنیا را در قید حساب و داتر تتاب آوردن خواعيم "په غزار غا سیر سد ! ! هیشت مجموعی اینقمه تعداد کلی اخبار هاءيك شر لتعطیمه‌دردنیا تکیل میدهند , که‌در پیش هیبت وشکوه آن اکثر نفوس ینی بشره کردن تسلیم احتیاج را ازفرو آوردن عار نکرده اند ! کجا استقتا وع ربلکه یدرجه‌نان گیدم به‌آن عرض فروذنی و افنتار تس گرده اند - ‌» اخباو » نامهای دیگودم دارد؛ « روز ناه » «حریده « عرزْیه - یا ا رت 4 مقالات محمود طر زی ۸۳ وغیره که موضوع آن همان چیز است که‌درمعنی اخبار بیان گردید ! «با » ی اخبار اگربا «پا» ی فارسی- بعنی«اخپار» خوانده شود , دراغت زبان مردمان ارمنستان ء نف معنی « برادر » سیگیرد که به‌اینصورت :ار بعضی‌آنرا «اخپار » بگویند » مقصد آنها نیز همین است که عین معانی روحیه اخبار ر | بمان کرده باشند : بلی « سراح الاخبا ر افغانیه » دك‌دوست ناصح *يك‌براد رمشفق يك رفیق موافقست. با ابتای وطن عزیز خویش وظیفه گفتن,و پیامها رسانیدن »وخب رکردن‌راهم درعهده گرفته » همو طنان عز یز/| کفربت.« ک-سلها ت را میخو انند ؛ میشوند » و «خذدا صفادع ما کدر» گفته , اکثر نسخه هایش را جعغ هم‌می کنید . اماگفته خوا هد شد که «سراج الاخیار انغانمه » کم معلوماتمست »بی‌سرما یهاست» کم بضاعت است حتی بار هاخودش هم اعتراف کرده است * که نه واسطه های پیام رسانی مانند تلگراف بی‌سيم ؛ باسیم "ریل ؛ پوست وعمره راه انك‌استونه کتایخانه‌ها "آنسکلوپید یها؛ | کادیه‌یها انجه‌نهای‌علمی * سساسره ءای فنی وادی راصاحب‌است *علی الخصوص از صنف حامل عاما وفضلای بنامی که عمرها د رمدرسه‌هاً علوم عالیة مقدمه تفسیر حدیث ؛ اقه‌شریف راتحصیل کرده‌باشد؛هم ثممت,عسکر ؛مهندسن گیمیاگرهم نیست» پانکر » سوداگر » فلاح؛ سلاح‌هم هیچ نی . علی | لخصوص * که ازگروه رجا ل سیا سیون » هیچ د و هیچ .... چیست ؟ تنها فقط صرف «اخبار » نام یکچیزیست که از یکدوعصر با ینطرف نو بدنیا شایع ومنتشر گردیده ودر وطن عزیز مقدس ما , بنام «سراج‌الاخبا رافغانیه» تنها همین رکتطعه اخبار است که ازشش سال به اینطر ف , شا یم و د ار ج شد ه آمده است . ۸ مفالات محمود طرزی بسیارخوب ! آیا ازینههه چیز ای که اخبار شدن بران موقوف :»اوازآنهمه محروسست ؛ بکددام قوت و معرفت خن می‌گوید ء وخبری که میدهد ؛ پاسخ ی که می گوید / بر کید ام ذریعه و کدام استناد مستید ذدرده خواعدگفت 0 با علیه " باز برصدر کلام خود رجعت کرده سمی گوئيم : که آبا پیش‌ازشش سال » « اخپار» ام بکچیزی در دایای ما - یعتئی وطن عز یز سقدس ما - موم جود بود ؟ نی ! نبود«] خوب ! آیا کیست که او راوجود بخشید ؟ هیچ شبهه نراید کرد / که فیوتات تابش انوارسراج وعاج عرفال بر و ری عرفان طلبی عرژان دوستی سراج اامات والدین است . عصر فرخندگی ححمرش » عجهر چوالی » عبر بروهندی ؛ عصرترقی عصرتمدن؛ عصر تکعل افغانستانست ‏ بسیاو نورعاننت ۶ که‌در ینعصر » بدوخشیدن آمد ه , از انجمله «سراج الا خپار افغائیه » اسّت که از آل : انوار برگر می خوش | عتد ال ونابش شه‌س برج ترقی و کمال استبارة ثور جیات و زدگی نموده » و استفا ده مخن کوئی, دخبر رسانی, را حاصل کرده توانسته اسی هر نخمه که سیبراید ؛ از د-دمه دمهای نای اوقت ! ۶.۵ کی کهمینوازد؛ از جوتش » خروش» عشی همدوش نفس کرم او ستث : حضرت سولویههنوی فردا ت_ دود عان دار یم » نالا عمچو نی یکد عان پنهانست در ایهای « وی » یکد ان نا لان شد ه موی شما 1 بو بی و ف‌کسند ه برمما ایك دازد ه رکه ۱ و را بنظر | سامت کاین فغان این ری ؛ ارآن هر ایست دسدمه این ناگ » ار دسهای اوست ۵ ی و یی روح ا؛ عیهای او ست مفالات محمود طرژی ۸۰ محرم این هوش » جز بیهوش‌نیست . مر زبان را مشتری جزگو ش نیست گر نیو دی نا له نی را مسر نی » جها نر | پر نکر د ی »۱ زشکر آری آری ! اگر آن دم زندگی همدم » ومر بخشیهای گرم نمیبود » نه د سدیه یی بودونه ز سزهه‌یی؟ نه عایهویی بود نه همهمه بی ! جوشش عشقست که « سراج الاخبار | فغانیه » را فلا طون خم نشین میخا نة معرفت ساخته » اسرار حکمت را بیان میدهد ! کوشش وعاست که او رابر همه بتاعب و مصاعب غا (ب با خته » دید ان حصول مةصد میدواند ! این است که به این کشش و گوشش* وان آرزوی پر جوشش » سال ششمین عم ر گرانعا یه را ؛ با این نسخه خود به انجام ر با نید ۱ آیا وظیفه مقدده خود را ایذا نموده توانست ؟ وا تتهکن بودن ؛ حصول.قصد را دائست ؟ هیهات هیهات !! : دفدر ته‌ام گشت وبها یان رسید عمر ؛ ماهعچنان درافل وحف تو یانده ایم ۱ يك د وکام هگک عرض‌دیگر: « سرج الاخبار افغانیه » ء از دتگامیکه قلم مقد س راء برای قلم چلا نی مقدمات بجولان حرکات درآورده * از مان يك خط حرکت ؛ وههان‌بكوضعیت مسلك ؛ تغبر و تبدیل کلام ننموده . قارئین گرامی » که بنظر غوز قرائت‌فرموده پاشند » الیته تصدیق خواهند فرمود ! مسلك چیست ؟ خط حرکتش چگونه بود ؟ | مسلك « راه » را گو بند » ا گر " راهی نیا شد » که انسان پرال برود » رفتار بران چسان ممکن خواعد شد ؟ اما واه نیز " اگر کدام منزل مقصودی در نظر سالك یعنی رونده آن در پیش‌نگرفته‌شده ۸۷۹۱ هقالات محمود طر زی باشد : آیا بح مرگردائی : چه نتیجه خواعد رخشید ؟ مسلگ - : حپ‌دین ۰ ,.., حب شرافت ملتی * حب حقیقی وطثی ۱ مخزل مقصد ۰ -مدافعة واتجاد آنرا بیان کردن * سدح وثنای آ ثر | با جمهع محاسن پر» و بهایآن شنا سانیدن ؛ وشرافت آثر یه آفاق بر کردن , د ان محیت آنرا در داها ودماغها کاشتن , ودشمان صمیمی اینهمه مقدسات‌را , بحقیقت‌نشان دادن , در ینخیومها " پیشه واغضلی ؛ نصیح تگری ء ملایی :از ماتول و معتول بحث رانی ۰ ثیاعری ناثری راگرفته , عراَْچة گفته توااستکفت : وعتوز تاحان دارد خواهد گفت ! آما به مین قدر یکث سوالکی . خود را ذی حق میداند , که آ یا یکچندی : چرا« هر دلعز یز » تبود . وحال « عر د لو بز» شد ؟! با آنکه یکچند ی چرا « هر داعویز » بود ۱ فحال: هر دلعر بو کفته نمیشود« .: الجواب ۰ آیا شما در کاندات ؛ یکچیز هردلمجٍیزی نشان داده‌میتوانید ۰ که سراج الاخیار هم یب این را بشان داده بتواند ؟ اکر میکو یند که , تیدیلمساث ومتجد کرده : نسخه ءایش حاضر است . پس مماوم است کهتیدیل مسلاكوهتمید در خوانندگان آن پیش آسده ! نه در خود اعبار ۰ مو وی معنوی : عر کسی از ظن خود شد بار من و زدر و ن من نجست اسرار من مات ۰ ۳ عبر من ۱ ژ زا 4 من دور نیست ابك جشم و(وش‌را آن نو رئیست مقالات محمود طر ژی ۸۷ آتش است این با نك نای ویست باد هر که این آ تش ندا رد نیست باد آمین ! ال هفقم شماره اول ۳, اسد وو ۲+ ۰ لسان ) اجا ل بر احالاخبار افغا یه شر ط حیات شش سال گفتم »لیکن نهفتم ‏ درد د لم را » هرگزنگفتم ازهرچه گنتم ؛ درتها بسفتم ازدین ودنیاء از نقل وازعقل ازخوب‌وازبد , ازعام وا زجهل ازجدواز هزلاز طلم وا زعدل هر کس بمن دید » خودراپعی دید لیکن چوبشنید؛ گویا که نشنید هرگونه دهمت » انواع تهد ید حراحظه» هردم + چود‌م‌قا تل ! در کام جانم » ریزند باطل آیاچه حاصل ؟ تحصیل حاصل ! ... خواننشدگانم» کرده‌گمانسی زانسدیشه ووعم»تیرو کمانی بگرفته د رکف هردم زسانی انداخت» آموخت‌ازمن چوآن‌یار اول هدف‌سا عت»سارا به‌اغیار آیاچه باید» جز صبر بسیار | و ظ وفه و مساك که‌سیر نکند» چه کند؟ اگربگوید» چه بگوید؟ اگرنگوید»وظیفه اش‌گفتن است ! ۸۳۸ مقالات محمود طر ژذی دروظیفه» تکاسل» ازحنی تجاهل است! درحق تجاعل» تایکجا عا اسانرامیبرد ؟ آبامیدانید کته 7 ین را حهایش را » متفقا بالرای»تا به‌«جهتم» نشان داد, اند! وظیفه اش‌چیست ؟ د رهر پانزده‌روز شانزده صجیفه‌یی؛ يك ر-اله می‌گویند» رساله * قرالهمی‌گویند» قباله " کتابچه می‌گویند: کنابچه " مجموعه می‌گویند, مجموعه» اخبار م ی‌گوینده اخیاراخها ر می کود ۵ اخهار"روژناسه " می‌گویند, روزا-ه م ی‌گویند رو زنا مه : حریده می‌گو ید "جر یده : الحاصل هرچه که کفتد شود همین اوراق محدود الحجم مشخصی )را که پیسمهمید هند و می‌گیرند» باند بوجود آورده د رنظرطا عه‌شان :ندیم ناید, مرا کویا که کردذ ؟د رکفت رم زوح که -میده؟ بلکه از تمودن‌یه بودل 45 آو رده ؟ یمنی» خلعت هستيم راد ر بر که کرده ؟ از آن درخشنده چراخ معبت سراغ ودهه‌ای‌يك مملکت سحتشمرومات م‌ظم ! پندا رکه تا رورَوققما تش‌هستیش ازودت | گویایی گنیارش روحائیت اسرازش؛ ازوست‌اول مود 4 عواست زه آسماژ بوذ راحاص لکند د رخواست پیخواست؛ از عرض مر است؛ آ-تدعا دود 5د عایش؟ مظییر احابت افتاد امتها زهتی رابتام«عراج الاخبا ر اثقائیه» گرفتد؛ بدنیای افغالستان » برای سردم افعان" سرزده طلوع گر دید (در چوتره باغ ارك, لیله ۲۰ رمتان العبارلسنه ۱۳۳۹ق) . خط ح رکت‌سك‌طریقةش چیست؟ با ربا رگفته: ودگرغم‌میگوید: و ید ریتجا به تطویل کلام تمیپو ید , همینقد رمیگو بداگر لرديدةٌ حقیقت بین» عياك ر یزه بین خااصبت آئینی را گذاشته" صحایف سال‌اول‌سرا, بعد اژ آنکه‌جلد کرده باشند» از ححیفٌاول آن‌تا به آخر آن سطالعه فرمایند, خط حرکلت و -ب-اك طر بقتش*راد و سیاست داخلی و خاری؛ بخو بی درلد کرده میتوانشد؛ که چیست و بکجاست.آیا دراول تمبر مال اول خود*؛گو یندة این کلام اتحاد پمام حضرت حیکم شرقی « سعدی شبراژی » را مقالات محمود طر ژی ۸8 ب رکدام خط حرکت, و کدام مسلك حقیقت‌گفته خوامد بود : بنی‌آدم‌اعضای يك دیگ اند که در آفرینش زيك حوهراند چو عضوی بدرد آورد روزگار د گرعضوها را نما ند قر ار و یا ایتکه ۰ - نکه کر نشد قا بل رو ی د و ست فغان را ر-انمبجایی که اوست ! مطالعة همین شما دای شال اول من که کامهای نخستین مرا در م۲ مئزل برحرکت آورده » مسلك درایخو بتر ن, وجهی تعین میتواند. دیگر تطو یل زایدی در انباب لزوم دیده نمیشود . (خروس) کلنگی, که دایما ازآغاز ازل خود» برای چیه پرانی ودندان شکنی تربعه و تعلیم شده باشده و میدانهارا زده وهیچ از انکه اذان خسکی را نشنیده که د ندا نهایش را درد هانش,نشکسته با شد؛ آیا » بگیل شدن و جیوجیوگزتن را به کدام جاغرهض م کرده بتواند ؟ « یاهمانیم که بودیم و هما ن خواهد بود » ! ا تهامات بعضی‌درا فراطم کو شیده * مرا شیطان» فساد پیشه؛ فتده انگیز » جنگ پسند: امن ذاپسند» د شمن دو ستان؛ دو ست د شحتانم می‌پندارند [ از همه پدتر اینکه: مراد رهرپانزده روز » يك بار* درهرسحل؛د رهرسجاس می بینند * و سخن‌مرامیشنوند» و موجودیت عستی سرا عیاناً مشاهله می کنید * باز هم برابخانه نشینی؛ وگوشه گیری و نا موحودی و غیر حاضری متهم میسازند !۱ از انهم پدتر که برا ی آدهم بسی‌نیر نگها؛ و حیله‌ها و د سیسه‌ها؛ حتی (العیاذاً بانقه ) تا بدر جةُ « خمانت » چیزها در تصور و اندیشه خودعا قرار داده ! ب هگون هگونه سنگهای اجانت‌وتومت ونوع نوع هدید ات و تخء یفات پردهشت" عدفم بسا ز ند ! گاهی ۰ با نگهای .۹ عقالات محمود طرژی مرا بیان ۰ شنزبه » تطبیق دادن خواسته, بعضی کلیاه د مته خوانان زنال* که از احوال جهان؛ تنقا همان‌گونه سیاد-ها را آسوخته و پسند ید. ائدء ازقوه بفعل آو ردن آنرا بچار چشم انتظار نگر ان میباشد . () بعضی؛ در تغریطم کوشیده مرابه خوشامد گویی؛ وتعلق جویی»+داحی»ثاحقی گوبی :حقی پری ؛ متهم نموده می‌گویند : اخبارآنست که‌آزاد باشد اوهرچیزی را آزادانه گوید. اژیظالم هاء رشوتها.نا حقیهاه عدرهاءعین هاء خراییها» و یرائیها ؛ احتیاجها "فرورتها »9 چهاچها بحث کنده عیبها بدیهارا آشکاراوبی پروا آفتابی‌سا زد نامعثی اخپا, را دربر گیود»وهر کس بعیب خود دانسته ؛به اسلاحات کوشش‌ورژند, مد ا قعات اول پاول؛در تیال ک.مه غایفی, که در افراط و تفریط تهمتهای من یال نموده اند, کلعه «خیانت» را ببر.وق کشیده , و سا ثلٍ يك بوبه بی » کلو له کرده , بشدت تمام» برزوي گویاده و تصور کنندءآن پرثاب‌سی کنم وبعدازآنمی گویم کد. شیطان یستم, زیرا , چذانچد همه گسال میداند کهاشیطان از جنس؛تی نوع بشر ثیست ؛ همچنان ین راهم علم‌البقین بیداند, ته ین خا کی طمئت‌فيك‌جسمیام؛ که برای خا کیان یهنی, بنی‌نو 2 اانسان ؛بوحود آسیوام ! علی الخصوص ءفتته انگیز فساد پیشه قطعیاً پیست . گفتارم وا اگر بر قساد و فتنه حمل کننده آن یلك حمل :و زرگرانباریست ک۵5 پردلهاو حگ هاي‌جوارح درونی )۱ ( درشعارة ۸ سال اول سراج الا خبار افغانیه د رصحیةه #4 دمذوان 1 مصاحیبه» يك مقاله ایست سطالعه فر مایید " که ( امده کیت) مانند هاء چسان این رول تیله د سنه نی ؛ راعنو زازآ غاز انتشار اخبار ؛ در هو قع تطبیق بیخواستند بیافرد ۳ مقالات محمود طرزی ۹ و خبالهاو تصورهای حواسی دماغی خود آنها , يك بارطاقت‌فرسائی شده‌سانده است ! زیرا »من ؛به ذیت خیرو صلاح ,و تجاح و فلاح گنتدام ,.معنی‌فسما د وفتنه را که‌آنها به نیت خود ازآن استنباط کرده اند,‌سنگین باری گناهان‌خو د شانست .اللهم اغفر ذنوبنا "و ذنو بهم , جمیعاً ! جنگ پسندی.امن ناپسندی, يك تهمتیست که وقوعات دهر» بصورت طبیعی و ضروری؛ اورا به آن ستم و دوچار آورده است . کا نات را يك جوش و خروش و کره‌ی های خون بو و وّعر های گیسی وی فراگرفته , کر نسیمیر ابا آتش‌تحویل داد ! بدرجدیی که ماهیاند ریا نیز ازین آتش«تاثر گرد یدند ! حتی کرههای انسرده کاهای زیرهای زسینها نیز , بح رکت آمدند ! من,عاجزءبیچاره , که ذا تا از آغاز «جود یافتن سال اول‌خود , کلنگیآسا,بدند ان‌شکنی خسکهآمو خته شده بودم»ودر سال ازد یگر سال‌برهمان‌تعايم وتربیه کسب نشوولماء نموده يك‌انیساطفطری‌حاصل کرده بودم‌بد وجه‌ یی که انبساطم نزد يك‌بود به انفجا رم برساند ومانند. کفیدن‌فر انقان«جزيرة پنهان» در قعر بحر عدمم پویان نماید ! را ست عرض » کنم يك عیبی‌دارم که خودرااز آن وارهانیده نمیتوانم : آن‌بلای«حرص‌شان» است ؛ آئینه یی که هردم خودر اد رآن‌ممبینم» (()مراء بنظرم , معظم سحتشم شریف النفس جا هد » مجاهد, فاتح *منجی»محبی‌نشان سید عد | هم این | زآن‌آئینه هاهی نیست, که بسب لقوه‌بودنش, خورد را کلان غیرطبیعی نیدان بد هد ! این آنیته «س کر کوپه» است» که خورد را بحال طبیعیش مجسم وسعظم مسا زد ۱ این آئینه «تلسکوپ» است که طلوع اواعن نجم‌ضیاء افشا ن افغان را از مسافة دوصد (۲) مراد از کتاب.ستطاب (سراح التواریخ ) ۹ مقالات محمود طرزی عصر و را؛ دور؛ باه وسعت و جسات مساحه آن ؛ اسروز در پیش چشم بینندگان تجسم داده نشان یدعد ! این است که این. آثینه زند کاثی ها ء حرص از فرصست استفاده را, درصدی نود سحتمل الفایده نشان داد ! چه عیب دارد ! يك‌ونيم‌سلیا رد قوس بنی بشرهارلاد يك‌آدم *يك حواء (ع ), میماشند,با زهم دوقرشان؟ نادر بیکرنگ يك سیما دیده هیشو ند ! عه‌چنانست ؛ عقول ‏ افکارشادا .مگر جنگ پسندی؛ يك وحسیست کهد ر نذریهای عالم عسکری مد جهان»یاید پمشتر از سفزش‌جای‌بگیرد, اسا مقوماددان‌رعیر پیشوا یکاردارد, که آن حسیا ت راءبر سحور لایقش دوربد هد ! ایساط از قوای طمیعی لایدفك بخارامت ,اما انجنیر میندس ساشینتاب لازمدارد که آن قوت‌را بحر کات فایده مندي اسععمال کرده ازانفچار کفیدنش باز دارد! عرعت رفتار از خاصیت لایدی ریل وو اپور است, ابا» کاپیتان ءسکاندار بوصله (م) شناس‌لازم دارد , که آثرا بمثرل مقصد بربتاند .و ازآتش گرفتن ,از راه‌برآمدت محقوظشد ارد. د رسصادم4موجه غای‌مد هشه کودآسا؛ ما نوره کرده‌اش,گذارند, وجود جنگ پسندان» بقدر وحود اس پسندان لازء است ۱؟ا عی بهآن :وا ی به این احتیاج می‌افتد ! چذا نچه پیشتر وسرهم لازم وسنزوم مد یکر است » وضیقة هريك‌نیزالبته دیگراست» که طبیب حاذق, حکیم فایق محل استفاده‌آنها رامیداند. تهمت غیر حاضری ,نا موجودی ظام صر یح است :در هروقت‌حاضر وسوجودم, اگر «سراج الا خبار افغانیه» , ام شخص سشخص‌مجسم .ین مراد باشد ‏ همیدم که حاضر وءوجودم و بلسان‌الحال" عوض مافی‌البال مینه‌ايم ! واگر يك شخص دیگری (ج) قطب نما عای‌بزرگ را میگویند. که همه‌جهات اجلی وفر-ی‌رانشان‌سید هد, مقالات محمود طرزی ۴ مراد باشدء آن شخص دیگر , پیش ازسن د رکچا بود ؟ د رکدام نقطه دنیا که‌ها او را سمیشناخت ,آن شخص اکرچه يك وجود خارجی داشت ,ولی سراز تاریخ وجود یافتن من از ال وجود بجز يك ام خالی د یگر هیچ نشانی باقی نماند ! با يك کرمی شدیدم الکتریکی ءدريك خم تیزاب‌افلاطونی تحلیل گردیده , و محوو نا بود شده » بجز «سراج‌الاخبار افغانیه» نام دیگر چیزی باقی نمانده است! آنهایی که مرادشمن دوبتان» ودوست دشمنان بیپنارند» حراّت فرسوده, دوستی آن دوستان راءودشمنی آن‌دشمنا نرا » ثابت‌سازند ,تامن عاجز بیخبرهم» خبردار شده بفرق د وست و دشمن ارشاد گردم ! در حور تفریط کیندکان خود» تنها بهمین يك فرد حضرت سعدی ۰ ز عدری داری و هفتاد عیسب دوست نه بیتد بجزآن يك هنر! بمدافعة تفر خود پردا خته»بد یگرجوابی !زوم نمیبینم ! باقی‌عرض موجود یت خود خود را, که اهم وظایف خدست است» اژدرگاه خداوند. عظیم‌الشان, بسايهُ عرفان پمرایة سراج الملة نیا ز واستدعامیتما یم. و من الالعوفاق ! امضاء :سرا الا خبار افغانیه, سال هفتم - شماره اول ۳ , اسد+٩‏ ۲ ۱ تمد بل عغوان از «مد بر > - 4۱ - «صاحب اهعیاز > هفت سا لگی در ادوار حیات انسانی» دورعالم طفولیت را به انجام:و دور عالم «صبا وت» را آغازمید هد! سخن گفتن طفل هم » سر از سن هفتسالگی» از شکسته گی وسکته‌گی طغلی حلاص شده: يك قوامی در تلفظ حروف تهجی پیدا ۹ مقالات محمود طرزی یکند! چون اول اخبار است ! «اختراع » گفته میشود! و چون مختدع او عصر معارف نشر سراجیه» شده است» در حقیقت, برات امتیاز اختر اع آن»حق همین عبر است وپس ۱ کلمه حای «ادانم, مدیر نیز کلما تی بود که بهبراه اخبار یکجا اختر اع شده بود! و این ازآن بود» که بادفاتر وسحا کم حکومتی؛ يك تماس والتباسی حاصل نیاید | قبل ازتأسیس «اداره سراج‌الاحبار اثغانیه, چون‌ینام «ادارم هيچيك دفتر ومحکمه جگومتی موجود نبودء صرف برای آنکه انتراك پادفاترو محا کم عالی بیدا ننشود, دفتر خود را بنام «اداره», وخود را به عنوان صبغث فا عل آن یعتی «مد بر» معرّوفتا کر دن» ملاأسب دیدیم» ودرین خصو ص ؛ حنی بدست هم بود یم :- زیراء اولا چه اخبار ما هیچگونه صفت رسمیت را حایز نموده و نیست ار میحکه سراج| لاخبار؛ یادفتر سرج الا «بار میتفتیم: يا آ نکه خود را سر رشقه داره یا میتهم بینا میدیم در انحال؛ آپا خود ماء وادارةٌ ماءيكالعباس نامی بدوایر فبآمورین وبحا کم دوعی» بغم نیرسانید؟ المته میرساند! ازین سیب بوده که عثو انها ی «اداره» «مدیره که حیچ وجود نداشت, وبرای, کار ماسوزون» ومطایق بموضوع بودء انتخاب گردید . «سراج‌الاخبار اقغانبه» يك مکتب سیار ويك معام رعسپاریست, که‌قسمی از وظیفة تعلیم وباخبری اهل وطن عزیز راء عصر معرفت شر «حراجیه» بعهدة عاجزائة او محول فرموده است. بسیار شکر می کندء که در ظرف اینچند سا ل قلم جلبانی خود؛ بسیار سختان نو کلمات‌نوه تعلیمات وه علمها ی نوء قنهای نو انشای نوه املای نو» عرض | نظار قارئین کرام خود نموده توانسته است,این مقالات محمود طرزی ۹ را هم بکمال مسرت بديدة افتخار میبیند» که این شنیده کیها» بر شنونده هاءاز تأثیر خالی عم نمانده» ونمیماند» اگر چه اکثره خود را به آن نمیفهمانند» وبزعم خود چنان بیپندارند که: «تعلیم آداب» او را چه حاحت؟ کاو خود زآ غاز" آمد بودب» وبهمین فکر خوذ را تا یکدرجه تسلی یاب ب یکنند ولی چون به‌آدینه وحد ان وضمیر خود نظر کنندءالبته از این حکم خود شرم خواهند نمود! این است که از خِعلةُ کلمات نوی که سراج‌الا خبار افغانیه بهمو طنان زیز خود معرفی ندو ده, یکی همین کلمه های هد یر» وداد ار میماشد! اگر چه این کامه ها؛در کتابهای لغت وددگر بعضی دولتغامعروف و معلوم است ولیکن» مقصد از بعرفی نمودن این .ابیت که« ر افغانستان» این د وکلمه؛ هیچگاه عنوان رسمی بامورین فدفاتر دولتی نشده بود "وسدیو» نام و«ادان» نا م مج سامور ودایرة دولتی بوجود نبود ! حال آنکه» از نصف سال ششم به اتعام رسیده ود» بنظر پفخرت وگوش مسرت دیدیم وشتیدیم» که بعضی بأآمورین دولت یقدامه با» عتوان پدیریت» را يك فیشن نوی, ويك کلم خوش ت رکیبی‌بافته, ودر حقیقت‌تطبیق سم ومسی نفریقی ندادء, اقب «سررشته داری» خود را بعنوان «ب‌دیری» و عنوال سحعکمه با دفتر رسمی دولنی خرد واه پنام‌داداره» تبدیلی د اد ند که سراحالاخبار افغانیه باز هم » بهمین قدر يك خد ست عاحز انه» خود را بیش از پیش سفتخر ومبا هی میشمارد ! ,.. ابا درعین زبان» بعضی اشکالا ت وغلط فهمیهایی »برای مدیر عاجز وادارةُ عاجزانة ,سراج‌الاخبا ر افغانید» پیش آمد؛ که تبدیل عنوان «مدیری» رابه عنوان ۹1 مقالات محمود طرزی «صاحب امتیاز» يك امر ضروری ومچبوزی داست | به‌بینید که چسان. «سدیرم يك | خیار مقدسة اسلامية مانندسراحالاخپارا ففالیه», محفظه اسرار و خزیته اخبار يك است عظمیه محمد یه (ض) شمرده میشود. در ظر ف اینچند سال از عر غر طرف دنیا» هرنوع مکاتبات؛ بنام«مدیر سراج الاخبار افقائیه, وارد شنده ومیشود. درمیال اینهاء بعضی که اخبارما را و مدیر آثرا بخیال خود شال يك وادعلة یام رسانی دولتی دا نسته» وما بار یار آنرا ترد ید کرده ایم ؛ گاه گا هی رایض ور وضات با -ات‌عالی نیرظهور سی کند. گا عی» ٍعقا بل قبعت حریده؛ په لیچه اورای نقدی» رسید خای خزانه وغیره در یا کیتها میباشد, وچون تا بحال مد پر» نام هیچ تخصی در کابل وحود نداشت؛ پدون آنکه اشتباعات‌والتیاسات وامیدان بد هد براه راست‌به مدپر عراج الاخبار آفغافیه میرسد ! حال آکه درینوقت » قضیه چلین یت بلکه بالعکس کلم «سدی,» چون در بعضی دوایر دواتی نیز ستعمل شده است؛ به آنسپب "برای گرفتن عتوال«صاحب استیاز » * که اصل حقیقت‌شر کت ادارة سراح الاخبار اقغائیه ؛ بههان‌برات امتيازي ۳۹1 ز حکوست ستبو عه نی خود بعضی شرایط معینه از اول استحصال تحو »پود : وعمان استیازات وضع وتاع سپس یا فته توانته بود » هیچ سا نعی با قی نما ند ! حالا یخد و کامد در خصوس معانی لغوی واح‌طلاحی. «صاحپ اهدیاز »4 عر ض کنيم که این عراره چد معی دارد: ۹۹ «حبا حبا» معلوم است کف «عنی * با لك » را دز بر می کیر د. 6 میا ااصأحب حاند» (حیأحب پاغ ‌# و غیره 13 نی سارک خانه یاباغ ر افاد‌سی کند . مقالات محمود طرزی ۷ «امتیاز» » در عربی اسم مذ کر است »ازباب افتعال » حمعش استیا زات ی ]ید کد در فارسی ۳ از غیر خود حدا شدن فرقد ار ورعلویدار تشدن را د‌ ومی گیرد 4 بقل یل کش یندب «آن شخص دره سابین دیگران بفضل و کمال یا ثره‌ت وتوانگری و غیره - امتیا زدارد»ود راصطلاح وقت‌حاضر »از نقطه نظر حقوق, احازه ور خصتناسة مخصوصی را س و یند» که برای بکار انداختن بل کار سهعی که بسیار فایده آور باشد »و بمخارج زیادی مو قوف را هرك »بيكث آدم و وا شرکت و با يك شتا »از طرف حکوست داده شود ریلا می گو رت آن شخص یا آن شو کیت ؛برات استیاز بکار | ندا حتن معدن»یا را‌آهن »یا يك فا بريك‌یایک‌چرید ة مخضوس یعنی اخبار -خصوص‌را »از حکو مت ایند عا ودر خواست کرد »وبرات. امتماز آذا سعی وعمل به اوعطا کردید؛ «جاحب امتعاژ ۷ اد کف شود »هیچ شبهه نیست» که مراد ازعمان شیخص است که امتیار آن و وعمل ۳ حاصل کرده باسققم شر کت عاحز انة ما »در سنه و مس وق بنا بر استفا د#8عمومی » ودرعدن زبا ن برای حاصل کردن تمتع وفواید سر مایه نشر نمودن يك مجله علمیه را که هم از علوم وفنون واخلاق وتاریخ بحث راند » وهم از مدافعات دینیه - وطنیه‌و | حته.عیات وا تحاد یات‌سخن یدءد رعمن زسان»ازاحوال ووقا یع خا رجیه نیز معاومات‌بیان نماید » امتیاز آنرا استدعاء وبشرایط مخصوصه , برات‌امتیاز آن به‌این عبداحقرخااق دون ویکان («محعو د طرزی »و (سراز حال» محمود. اقغانی ) ( عطاأ واحسان فرموده شدر ۱ ین را خج دقت پاید قره د ۳۳ استعمال عنوان رسدیر» درباء مور یتفا ی دولقی ؛ هم جا یز است ؛ودر ادارات خرکت ها ی نا فعة تجا ریه یز , مستعمل و ‌ مقالات محمود طرزی حا یز سیباشد . اب" عنوان «صاحب امتیاژه هیچگاء برسامورین و کاردا ران د و ات گذ اشته نمیشود , زیر اءابن عنوال , بخصوص‌آدمها یست کهب, کتها وعییتهای تجارتی »سوب باشد . که یه ایتصورت »ما یبا یست از اول عنوان « صا حب تام «مد پسر» کند. ام ما مورو بنام «سد پر بت » کدام ادازدهی پدیدا رنبود: امتشیاز» را بر مد بر تر جیح سید ادیم » زیر ۱" به اصا حتیقت کاردا » خیلی سود یکتر‌ نو درو لسریکن: : جستو ان دا رآ ,و کت ازجا یز بودن امععهال بغقا «-دیره استناده لمود» »خود رامد بر گفتيم و چون در دو ایر رسمی حکومتی »این کلمه معد ایل گردید »باژیه اصل حقیقت شود رحعت کرده ,عنوان مو زو ن ویچقیقت و خلو ع مقرول خو یش را در برگرفت که [ نتم عبا وت از «صاحب ا.تیاز ورمحرر » میا ؛ محو دار زر ی :۱۳۳۵۹ این تبد لات کلم مقدس حضرت «طرزی, به کلمةٌ مقلس «افغانی م اگر چه برین -رمعرر عاجز خیلی‌جان خراشانه یك ناثبر داگد ای حاصل بیکند, وای حضرت حتتعا ۳ حل‌وعلی اند ۳ عد حال ات 1 ۹1 اینه م از يك‌مجبوریت وضوورت بسیا و بجر سی پیش آمده است. در شماره پن<م یال + خو یش در بحت «علاوه .علومات در احوال سدیدحمال اد ین ۷ لك متاسیتی وجه ۳9 « مود طوزی »را بقصلا بیان ندوده ام اربا + اق , به انجا مراجعت فرمایند .این است که »آن خاعت فاخره مقدسه‌را را نیز ,بك مجیوریت دار غشاب‌نا بخاری «بضرورت اژ برم میبردارد ! ببینید که آن مجمر رس تا2ود4 از جه رمگذر است : مقالات محمود طرزی ۹۵ آن بجبوریت این است * که از بحی خویشاو ندان قو م وقبیلٌ خو د , که در بعضی گوشه و کدار های وطن عزین سا سکنا پذیرند » مکتوبهایی گرفته | دم ؛ که چون از اولاد اینعصر وزسان اد »و از وقایع د مرچندان‌با خبری ندارند, | زدیدن نام حضرت طرزی صاحب علیه الر حمه را /بانام | ین عبد سیه زا م , چنا ن گما ن کرده امد , که عیناً خود حضرت مرحوم مشار المه میبا شم» نه فر ز ند شان ! مثاا نو شته اند«ای‌عم و رک‌وار والادان ۱ دیوان اشعاو 32 د رکراچی بطبع رسیده بو د وه دیده بوذ یم , الحه‌دالته ک4حادل چشم ما به شما هم رو ن کرد ود | » از ینهم‌صر ف‌نظر کر ده‌میگوئيم؛ که‌این نو جو انان و رچشما ن عز یز ماء؛ چون‌از و فات حضرت سثار الیه خبر ندار ند ؛ وبر سر اخیار ؛ نام‌مبار لك حضرت طر زی ر ابيك‌قلم‌جلی می‌بهنشد » ا کر این‌چنین يكگمانی کر ده‌باشند» شاید ! ابا این راچه‌سیگو ثیم که بعضی بز رگان‌قو م:این الحاق نمو دن‌نام مبار لاحضرت طر زیر ابانام عاجز انما » يك‌جر ثت‌گستا خانه » و يك‌عر کت‌بیاد بانه تلفی کر ده » این‌عاجز رابه‌تحقیر و استهز ای نام حضرت طر زیتتقممآمو ده‌نو شته اند: ۲ که‌بار چو به کند تن بشل‌مار کو ز هر بهردشم و کو مهر ءبهر دو ست؟! ... بو اقعیکه این سنگث اعتر اضر | رد کر ده‌نتو انست ! این‌سفایت را بان علو یت به عیچصو رت قابل بقایسه نیافته‌و : چه تسبت خاك ر | باعالم پاك ! گفته»بکمال حسرت ؛ محض‌ير ای‌محافظه شر ف و عزت‌آن نام پر علو یت؛ مه ٍ از ین‌شمار او ل‌سال هفتیم اعنو ال‌«مدیر 1 را به وصا حبا امتیا ز و عنو ان ۱۰۰ مقالات محمود طرزی »سحمو دطر ژی» ر ابه‌«سحمو دافعانی» تبدیل و تعد یل تمو دم . آبدیم بر کلمة سر محر و, که برحال‌خو دباقی مانده‌است , و ماآنرا بعدازبن در مقام تخقیف ؛ بعو ض «بدیر م استعمال مینمائيم -«دحر ر »در اصطلا ح و طن عز یز ماء بر ثو یسنده‌ها ی که دراو یسندگی دفتر , از «بیر زا ب کمتر باشند » اطلاق میشو د » که‌به‌این شراکت سفخرت"و تنها بيك کلءذ وسري یکقدری خو دنمائی و رعو نت بیخر چ داده‌شده » عفو فر مایند ! در ینجاه از لسانعکمت بيان‌يك ذات‌بقدسی ؛ حکایة لطیفه آ سیزی؛ بخاطر فائز آمد» از ند کار آن ضبط دم و قلم نتوانستم : « (طیفه > شخصی‌و د» که دربهر خو دنام خو در اچنین حلنمو ده‌بو د : (الحبو تر » و الچار يك» و البو ق » و الپشم»و البانز ده) بر و افتر اض کر دند؛ که‌آنچه‌نام طو یل‌و بی‌معناییست که‌بر خو د گذاشته اید.شخص ذ کو ر بجو اب‌گفت : -بن در ین نام خودبسیار اختصار و شکسته لقسی کر ده‌ام . _آیاجسان اختصار و شکسته نفسعی 1 -ز یر اپدرمن«قاضی متصو ر ین‌موسی» ناداشت . ایی‌تاتو ان » بجای:قاژه که يكمرغ کلانیست؛ « کبو تر ».و بعوض, دنم که‌نامو ز ن‌گر انیت «چار يلك و بمقام صو ر» کهیك‌طر م‌بسیار عظیمیست», بوق» او بجاي,مو, ,یشم ؛ وبعوض «سی , ۷۶پانز ده کفته ام , که به اینصو رت خیلی نو ا ضح و اختصار را رعایت ثر دء اء ۱ مقالات محمود طرزی ۱۰ هر گاه‌این تبدیل عنو ان‌مائیز » از قبیل این‌چنین يك‌اختعرار و شکسته‌اقسی تلقی‌شو دم هم‌اختیار دارند من خلاصة الخلاصه که نثر و گهی‌نظم و گهی خوبو گهی زشت «بحمو د» حمی گوید و قصدش شده‌خدت سال عفتم شمارة ۱- 2-۱۳" اسد ۱۲۹ ء اعلان: بنابر بمضّی اسپاب‌سو جبه وضر و ر تهای ببر مه مشرو ع ادا ره سر اجالاخبار افغانیه»مجیو رگردید که از ماشیتخانه مبار که » بمحلهُ ده‌افغانان دار السلطنه کابل؛ در قذایر #سخصو صه مختهر هنقل‌مکان ماید ... منال هفتم- شمارة ۲- ۱۱ستبله ۱۳۹۲ 3 اعلان از طر فهیر ز اعبدالقیوم و پسنده مسمتو فی المتالك: ‏ يك مر یضه در عانه‌داشتم که‌قر یب شش‌سال از هر دو چشم ناییخابود... د رکابل , از دا کتر ها هیچ فایده حاصل نشد 7 ملك کر » ايك‌حکيم » که بکار چشم مشهو ربود , طل ب کر دم فایده‌نکر د , تااینکه چنا ب سیا دت پناه سیر عبدانته‌خان قدها ری , بسر و قت‌سر یضه رسیل , و علاج‌نمو د که‌الیحمد لله قر یب یکسال میشو د کیکمال تندرستی میباشد , حکیم‌یذ کو ر, حال درگذر عاشقان و عارفان علیه الر یه » سکو نت‌دارد. لهذا اشتهار شدهر کس‌به‌سرض چشمگر فتار باشد , بطر ف حکیم م ذکور ر جوع نما ید » که‌شافی مطلق‌شفا بخشد و حقیر نیز داخل فو یوق جرج و مب ادار سراج الاخبار در سطو ر بالاتراز ین اعلان, تحتءنو ال« اخطار» سینگا رده ۷۱۰ مقالات محمود طرزگ در خصوص‌اعلان عا » از فر خو بو ند آن » و عر و نه سوال و جواب آن خو د مت‌تهر عمان‌اعلانل سی ل و ذمه و ار موباشد »و ادار ه مسول وذمه وار نمیباشد , ادار ه‌تنها ملاحظفه احرت‌ر | در پن خصوص دارد؛ لاغیر:. ! سال هفتم - شمارة ۱۷- ۲۴حمل ۱۲۹۷ : پو زش‌خو اعی هیت‌ادارة سر اح‌الاخبار افقانیه : هم سح و قو ع‌وناته حناب در حوم‌تیج محعد.صالج افیذای دبشقی قایم پدر «یعنی خسر ی جناب‌سر بجر زو صاحب امتیاژ ما ؛ هر د و شمار ‏ در و ۷ب رایکجایه تتسیم و تو زیم مجیو رشد یم , .. سال حقتم -شماره ۱٩‏ - ۲۲ ور ۱۲۹۷ * مقدمه ترجمه مقالف شیار فید.وف بشهورااماتی ‏ تاریخ ععومی چمست:ا آثرابرای چه‌سيخوانيم؟ مح‌ودطرزی پیش ازآغاز ترجمه می نگارد: این کتاب‌برای شأگردان‌منشفت اعداد ی بیت "لعاوم حبتببه مویدخواهد بود,محرر قام‌شررفکرا خگرجرید» سراجالاخبار افعانیه عرد الهادی0-بعداز آنکه پسعی واجتهاد نمام " زبان‌قلیل الب کشیرالمکسپ‌تر کبی عیانی راتحصیل نموده است ربه کتابت یرود ترجه تاریخ عموسی سشیو ری کد به تا ریخ عموسی مراد پیکث -سعروف آغاز وجاداولآنرا ازشش جلد بانجام رس نیده استسگرشا یا فسوس است » کهمطایع بد رجد کفایتدروطن عزیزما موجودنیست تاطبع ونشر آنراررعهد. بکیردآن‌اولاد وطن : که سانندچوپ‌تر » خودبخود ؛بحب وطن اب وپیچ خوردها ند»وچو ن‌چوب خشك‌حاجت راست‌شدن با تش‌نعید هید +تایدرجه یی کهس‌کن باشد؛ رواد ارنمیشونده که بانادهاو زینتیبای د گر سطیعه‌ای خار <ه #لهیر ومزین گردند ۰۰ همیشکه صا فتت اذره فورمةٌ مقالات محمود طرزی ۱۹۳ اول اثرمطموع4 خود را بیبیند »دماغش راه حواسشش وا یکجهان شادمانی استیلا ام کتط سانند يك پدری» که پانزده‌بیست‌سال بخون جگروصرف ذکرو زريك فرزند خود رابمکتبهای عالی‌فرستاده باشدءوآن فر زند بعد ا ز کال تحصیل خود ءشهاد تنامه کر فته "ذعخستین با ربه‌دارود یار » پايك حهان سرمایها کمال وعرفان‌عودت کند ؛سعذا اك‌این تشیث‌دپیر ذ کاوت تخمیر" عبدالهادی خاذ قند هاری »شایان‌هزاران تقد پروآفرین است.بلکه رفدقد بگرش عیدالر ححن خان» که آنهم ند ها ری۱.) صیل است ودر د و با نتداند بعین يكا رشادقدسیت نها داز مکتب حبمبیه عر فال‌بنیاد خروج ود رهیشت تحریریه جریده دخول یا فته اند . سپس‌شیلر د انشه؛قبا لجاثی را محرفی میکند . تال هفتم بشنماره ۷۶ - ۲۳۹۳۳ | نجام‌عال هفدم‌در اج) لا خبار فغا زیه درین عصر ذرخندگی‌حصر منورضها انتپای‌سراجیه, این گرامی نامه‌وطنیه عردل عزیز؛دور هفتمین سباحتسالانه خودرابه آخورسانید یفضل وکرم_نایتنا هی خداوند حل وعلی‌شانه اتکال وانکاء نموده‌امید هادارد؛ نسخه آنندهیتال هشتم‌خود راآغازداده پتو ند «گرتواند »پس زهی عزوشرف !م د رین‌سیاحت دوازده‌باهه سال هءتم خو بش»سراج الا خبا رافعانیه »پسهارنشمب وفرا زهای‌صعب المرور: وحم ی‌بنزلها ی‌دوزادوری‌را ۳ ده)متاعب وبصا لب ژیادی دیده تلخ وشور ی‌وافر ی چشیده» بد رحه یی‌با نده‌حسته شکس‌تدو ریختدشده» کهدر قواه‌وحو اسش »بجال قوت وقدرت باقی نعانده تدها قوای جسمانی نی؛ بلکه قوای روحانمش نب به تحلیل رفده) بد زحه ی کهدراوایل راه‌پیمائی غول سرا ی خود) «مصرعیآگر بیخواست سر ند غرل دارد» ۱۰۴ مقالات محمود طرزی حال‌آذکه درین وقت »یجزایدکه بکوید : چوسعتی «بیدل» کوهم و کتل‌دارم» دیگرچیزی برژیان ورده تمیتواندس بخ بخ ! هتوزد ند ان کود نی هفت سالگی را نا کشید»» حنوزبوی شیرازد نت نارقته»داغ پیری کشید: ی ؟ ادائمابکود کی» شکوفه ازچه پیرشد؟ تخورده شمر عار خش» چر | برنگث ثببرشد گمان بر م که ممچوین#بدام غم اسیرشد ۱ زبافگنده‌دلبرش »چه‌خوب دستگیر شد ۱ بلی‌چنمن, برتددل» زعاتتقان نکارها ! «قا آنی » وه واه ! هنوزاز عفتادودومراحل هرخطرءهفگام بیشتربرنداشته ابی‌جگرشدی ا «ححرنیرنداری؛ سفرعشق مکی ۱: -اینها همه حوفیست: :1 گردارخا نم وسیست ید ارف بس تست »وآ حرفا ین ات کهنه چنان‌است ونه‌چنین»بلکه خالی‌شدن توبره استازگپ هرقدر لپ که‌بود؛ زده‌شد. حالاهیچ چیزی‌درتو بر ه‌نماند. آگره کول‌وارد دادچی» عم‌سیبود ! خارص موشد. اگر کان#م‌میبود تعام‌ميشد, جانهء‌ن ! این‌حرف‌هارا به که‌میخواهی باوردعا نی !من‌آژان چیزهانيستم » لهچنین لقوم های کلانترازحلقوم رافر وبرده‌بتوا نم .اگردبر کول وارداده جی»اعتقاددار ی که همچتین يك‌چیزی بو ده است» پس‌بخوبی بدان » که تو هنوزازان کول‌وا ريك گوش واری هم تیرآورده ای,واگر آذراثرهات دانسته ,یه" دا نهاسشابهت ر -اندن‌بیخواهی؛ آگاه‌باکد, کان‌را عرآن3در بکاوی: هما اند وبر ثرو تش‌سی افزائی 1 اوف 1 عرچه که بکویملابد يك‌جرح وتنقیدی‌باید بکنی.از ایراد و تتفیدچشم مقالات محمود طرزی ۱۰۵ پوشی کر ده »انکشا ف بده" که‌اگ رکا ن‌دراصل توانگر نباشد » از کا و یدن آن » بجز ماندگی چه‌فائده خوا هد سید ؟ معدنعلوما تش خلاص‌شد. چیزی اندوخته گیهای که‌داشت »همه رابخرج رسانید .دراصل کان‌چیز ی که‌باقی‌نماند ! پس چه کند ؟ این را کند » که از دوچیزه‌علوم يك‌چیزی مجهول د یگری‌را استخراج کر ده ؛ الی باشاء انته بکو ید»یعتی‌آگر کان کنی‌تمام شود ۸ کیمیاگری زا پیشه گرفقه » از چیز حای‌بعلومة دوجوده که‌دارد ,گوناگون اشیاو مواد دیگر بظهور آو رده * دربازار جواعر فروتبان سعانی » درشعر ض عر ض دارد؟ بسیارخوب! بسیاراعلا۳! با ین منطق پرفنون واین جز بزة‌پرافسون ء بجزاینکه بر کیفعت‌شتون عطف عنان‌ستختان بوقلمون نیو ده »عرض کند که سال هفتمین اش بانجام رسید » باشمارهُ آینده بسال حشتم پا-ینهد ... « ادارة سراج‌الاخبا ر افغانیه , در راه خدیت عرفا نیه پدولت مقدسه وملت نجیبة خود ؛فدا کار یهای‌بزرگ مالی رابر خود کوارا وه » ودر پی‌تتفعت هیح نگشته باوجود گرانی وقحطی که‌ازسبب‌جنکث هادر همه چنزها پیش آمده باز هم » اد اره پای‌ثبات استقامت‌رافشرده » و بسیز یانعا رابرداسته »ولمکن‌درخصوص افز و نی قیمت» بر مشت رکین کرام خود تکیف وزحمت‌نه بخشیده‌است» ولیکن » این‌صبر و استقاست» نزديكاست که سکه فلا کت را با زدهدء‌واداره را »ازدایره‌دورش‌وادارد» و بو ران سرافلاسش گرفتار آرد . بنابر این *باپوزش‌خواهی درقیمت »افزانی» پقرارشرا یط ذیل خو یشتن رامجیور می‌بینمد: ب سر از شماره :سال پم بدل خر پدری واشتراك سالانه سراج الاخبا ر ۱۰ مقالات محمود طرژی افغانیه ؛ دردارالاسلطنه وحوای شش لروهی آن+ ب رو پیه کابلی-ثش‌با حه اش رو پیه کایلی . وت درولایات‌واءراف‌داخل بلله بت ببالاند» ۱ شش‌سا هه و رو یه بخته کابلی تن درعه‌ومسما اك‌خازحه سالانه اش , رو یه تا پلی ل ادای. بدل اشتراك »دز هرحاپیشکی‌سیباشد . ‌ دفتر سار که تنشخیص دارالسلطنه )و همه‌دفاتر سملکی و نظامی ولا یات و اطراف مماللسحرو-4 دولت عایه اْغا لستان»سرازشماره اول ما هشتم‌سراج الا خهار افغانیه ازتتخواه‌عموم تفری نتخواه‌خوار: که فی‌سال هزار رو پیه پخته»و یاازهزاررو بیه پیشتر غخواه دارزد "از قرارشوح فری 3حت‌سالانة اخبار را » از تتخواه تان زا ند یگردا نند, دح ذوات‌گراسی که خوش‌زتبا بخوا عش خودشاندردارالسلطته و یاولایات آرز وی اشترالك بخر ید اری اخبار , داشته باشند , بسببیکه بجز خزانة د و ای ؛ ید یگر رنگ ارسال وهرسل پیسه نقدی برا ی‌اداره‌سشکلات پیدامیکند, ازآن‌رو: وحه یکساله یانش ما عه‌را 1 بجر از بمت المال دولت‌برده » اژ با بت‌قیعت یکساله: بتتا تما هل اخبار گفته نساميس کنند ۴ یکقطعه رسید خز اند را گرفته ۲ بع‌حراه کتطیه مکتوب از طرف خود » تنام‌صاحب امتیاز وسر مجر, « بحبود افغانی »روانه میکند وسرا ز همان وقت ابار بنامش جاری میشو د . 1 دشر کین قرام »نام‌و نتان‌و پته وعنوان؛واگر از مامور ین و تاردار ان دو ت پانند. , متجبب وبامور یت خودشانرا واضم خوانابنو بسید ؛تادر سرنامه نو پسی اخبارشات غلطی پیش شود , مقالات محمود طرژزی ۱۰۷ ۸ -و کل وایجنسی‌هاما که‌درخارج ممالك‌دولت علية مس قنة افغا نستان هی‌تند. اولا- دایما قیمیت ابونه را از مشت رکین پیشکی باید بگهرند . انیا در هر ششه‌اه بٍکبارادر سال‌دو بار ءحساب‌خود را بادا ره قطع نموده » سراز نوحساب‌جاری ومعاملات بی‌پاري‌خود را دایر کنند . شا لیا -چجو نادار ا4سراجا لا خبار ,با خز ان دو لت حساب روپیهٌ کابلی د ادو معا سله د ارد زآن رودر خارج » بلك فرخ روز رر سلاحظه کرده ءوسکه .ها یا کاغذ های نقدی‌خارحیرا بحساب‌رو پیة کابلی برابر آورده ءاز همان قرایژ از‌شتری‌طاري,, و به‌ادازه » بحساب رو پی کسابلی ادای میلغ زمایند , درمقا بل این شرایط قیمت افزائی اداره بسیاری از مشکلات, وزحمات‌نحر یر یسه و مخارجات ومصارفات بیعه را اقتحام موده »يك‌اخبار جد پذفوائد نو ید تارة را از حجله گاه خیال خانة عرفان ءبا جواهر و زواهر معلونات د ینسیه وفسنیسه ارا سته وپیراسته ساخته, درمعر ض بازارحسن‌شنا سا معانیجظاوه پیواً میسا زد. درا خر هر سال« سراج الاخبار افغانيه»يك هدیه‌یی تقدیم مینمود. این هدیه هاء از قرارذیل يك مجموعه تشکیل‌بیکند : اس علم وا سلامیت +-آیاچه باید کرد؟راین هردور ساله‌برای سال اول) م-ادب درفن» برای سال دوم م- توحید» پرای سال سوم - مجتصر جغرافیای عمو می» برای سال چهارم. ۱۰۸ مقالات محمود طرزی بب معلم حکمت» برای سال پتجم بفاسقة وطن؛ برای سالاشتهم عريك ازین رساله ها, بحفله های پرا ر جواعر ثمیته ایستکه در نزدار بابش خیلی قیمتبها ست. ولی وا اسفا که چون درسال یکبار رو نما ی دارده اگرچه هم در خشنده با شد» کمتر ر رو شتافی میارد, وباوحود که خودرا بدو هزار با بر مسو بیکشا ند ود ی +ازهم, که‌تر شنا معائی دا بکند» حال آنکد اداره از مر وت وعمتی* که درراه نثر معلومات مکا فعه سر دق جید 9 غیر ت‌گرفنه», مخارح‌آنها را یز تحل وبرا یگانش‌نذر انظار اصحاب توغل نموده ا ست,بم ذالك عاطیدد و طبیله است,اما بجای تر سیله اعت, سوه خته و خاکسة شده است» ولی پییجا سو خته و سوز شش ب رآلسی طاجر ده است. یعتی آن اثر طبیعت ژاده مخور ما نند يكك شررا خر سو خته چگره بتدويك اححه بصرم درعا ام‌هستی بال‌و پرزده توانسته است وبانسخه پیست وچهارسین جلوه آآر» و بارخ ین سالدیگر از خاطرغا بدر شده رفته | ست! ازین جها ست که‌درین سال فر خنده فال هشتین خود« سرام‌الا خبارافغانیه» آن هدیه های سوقتی وا میخواهد» بيك‌خیرجاری دامی تحویل بدعد»ويك جریده طفلا نه یدام: «سر اج اطفال > بوحود‌آورده» تقدیم بازار عرفان شنا سان این عصر متوه.را حیه تهاید , چنانچه سراج الاخبار اففا نیه :»دراه اژدیاد معلهما ت‌عرفانیه پدران خحد بث سیورزد» این سراج اطفال ئبز» دردهن کشا ی اطفال آن‌یدران حد بات ممکند , امتاء له العلی | هزیز , مقالات محمود طرزی ۱۰۵ «سراج اطفال» یك اخبار مستقل علیحده‌ایست که در چهارصحیفه» با هر شماره «سراج الا خرار افغانیه»به قارئین, کرام عرض‌اندام مینما ید . وظیفه ومسلکش‌عرض نمودن» معلومات‌دینی اخلاقی» وعلی الخصوص علوم و نتون‌ستداوله! یست که‌در مکتب ها اطفال‌آنرا سبق میگیرند» وبه پرتو این سراجعصر با با ش‌آن سبقها را؛ بيك زبان بسیارآ سان و شیرین تری تکرارو اد بان مینما یند, در بنجا بیشتر ازین در خصوص «سر اج اطفال» چیزی نه‌يگونيم. « مشك‌انست که خود ببوید., . .»انشاءالله تعالی . چون نسخه اول سال اول آن, با شما ره نخه‌تین سال هشتم«سراج‌الاخبا رافغا نیه» باك حسن صورت وقدو بسَت خوض هیثت»وجواهر های معرف پر تونثاری گیرد:در آنوقت خودرا خود معلوم میکنك, وحا جت بگفتن عطارندارد. « سعراج اطفال»‌وظیفه رو شن د ماغ سا ختن » وتر بیه کردن اولاد های پدران اولاد ردا رء در عهده سي‌گیرد» بنابرا ین» عموم سشت کین کرام سراج الاخبار اففانیه را بطریق ضروری ازحالایاد آوری میشود, که سراز شماره اول(سراج اطفال) که با شماره ادل سالم سراج الاخبارافغانیه سی براید, در حفظ نمو دن شماره های خود شان خوب دقت وهو شداری فر مایند» که ضایع شود » و چون چم کنند» تابه آخر سال بیست‌و چهار محیفه نی کوچك ترازحجم سرأج الاخبار افغانیه را مالك ميشوندي که بع داز جلد نمودن» يك کتاب بسیانفیس جداگانه بی‌ر | در کتاب خانه‌عرفان خود شین علاوه -خو اهندنمود . خلاصة ااخلا صه ایذکه: بنابرگر انی وقطحی که درهر چیز پیش آمد ه « اداره سراجالاخبا ر افغانیه » برای‌بقای هستی خود /سحیور برقیمت افزائی کردیده ,ولیکن .۱۰ مقالات محمود طرزی درمقابل ان يك‌اخبا رجدا کانه بخشید : که‌چون‌بدید؛ انصاف‌نظرفر ماید:ءپجزا ینکه اصل‌سردا ره رامحافظد زا یدودر یر بح وفع هچ زگردد 0 یگر کاری نکرده است یاکه باژ بر همان ثمات واستقاعتی » که‌در راه خدست علمیبه وطن تقد سس 1 بر عهدهٌ عاحزاند اش‌تحمیل فرمودهتده‌است »فد کارانه وحواس‌ووجود رام عل‌ساخته : صرفسعی ومقدرت ورزد؛دگر چه ۳ سال هفتم - شماره ۱-۲۶ اسد ۱۲۹۷ ۶ شعر مح<مود طظرزی - زار نالی»به‌بار گاه اپوالععالی هر پار عاد ل ؛سراج الحله ) تهروعتاب‌وحورت» داردخو اص بر شم ازبهرزخم‌ریشم» فهرتوگشت درمان قهرت جنین چوباشد» رحمت بکوم+ باشد؟ احیا کنی‌چوعدسی» این سرده‌راببك آن مرا غ تعکسته بالم»بی یاد وبی مد دگار پاسینه میحزمدن » درراه‌فیضعر فان از عفوور حم و جودت, | سید و ارآ نم بابالو پرشوم‌سن» لیرمز علم طیران 1 . کابلء رید « عون العها ره»- ق , ۲ ذ یقوده ۰۰۱۳۵۳۹ ( تف کر: ۱ شاره» با یب و بتا عب در شا ره ما قبل وطلب عذو از سراج المله اشا و ! به واقع ۲ , سرطالن بو ۱۲ یعنی‌سوء قعمد بر سراج‌المله د ر«چشن‌سلعی» | ست. خبر اصل واقعه در سراج ۷ خیار داده نشده است. دراثراین‌سو ءقصد »عید الرحمان محررجریده زندانی شد وبعداً عیدالهادی‌سحر ر دیگرحریده نیز زندان یگرد ید, اینکه آرزو می رید «بابال و پر شوم 4 بطات ازرعا بیآندو یا را ذش‌از زندان‌است ی این رعا می بعداز حلو س پاد شاه در حوم ۱ بان النه خان در بامحو ت ما نسال‌جو رت‌خوا هد گرفت و نه در ژ ما نشر سراج الا بان( مقالات محمود طرزی ۱ ای ی ی سال هشتم - شماره اول -۱۵میزان ۱۲۹۷ "غاز سال هتم سر اجالاخبار افغانیه4 ۰ ۰ درین عصر سراجیه گرامی نامه وطنیه , که بان نام‌علویت پیام , اتسام ورژیده, و ازال انوار عرفال باس‌تنا ره قیام نموده , یز افدان خیزان خود را بقدسة هشته‌ین نرد بان حیات خود عروج داده توانسته است, ااحم‌داله علی ذ الك ! سال هفتم گذشته » یلاسال سنگین سهمکینی بود, که‌اين جریده‌بیچاره ,درآ ن از آغاز تابه انجام , معروضص بسی‌تهلکه او خطره‌ها مانده‌بوده. ا زگرانی کاغذوهه 4 لوازسات آن‌چندبار تهلکه اطفاء پذیزفت نگذرانید . زیادی سخار جها و کمبودی لوازم‌ها» نء ديك بود که ا زا عری ؛ ما عری, وار بافندگی بکا زریش وا کشاند.بسا اوقانی آید که جریدة بیچاره ,از يك,هفتهتّشتر برذوام زندگانی و بقای هستی‌خود امیدوار نماند.د هشت» رشکست اداره »با کمال قهرو شدت , بة,|عدام و املا کش تهدید و تخویف نمود. باز چذال احوالی پیش آمد » که از سر کز قرارهم در حرباد ماند. مجبوریت انتقال اداره از موقعی بموقءی» وقزار یانتن درآن‌تايك‌موعدی, نیز ازچنان پریشانی های بودء که خسارات مادی وسعتوی را؛راي جریدة پیچارهزتیجه بخشمد. جریده, درین هنگامه ها اين يك را بخوبی استدرالك نمود, 45 يك‌وجب زین رادر تمام این وطن مندس یعنی تمام افغانستان مااك یست .با زجون بیشتر نظردوانید, نها نه درافغانستان ء بلکه‌درتمام کر زمین بقد و يك‌سانتیمتر ؛جایی له حق‌ملکمت بران‌اطلاق شود »از بهر جریده‌یی "<رسحال خیال هم پدیدار نگردید» پس بجزاینکه باین مصرع سترنم شود »دیگر چه؟ : والدین آدمو حوا, وطئش‌جه‌اه‌زمین | این هانیست » بگر فدا کاری‌وجان سپاری» که اداره ؛ در راه دوام و پايداري ۱۱ زندگانی شمع حیات «سراج الاخیار افغانيش, بر خود تحمل نموده است. اژاصل‌سرمانه ني ۲ پلکه تمام بودو بو خودر ائیز جودبالمو جود گفته»د ر راندن سفینة وظیفه خود مقالات محمود طرزی زا" +سوی منزّل متصود »سانند «فلیاس ن وگث» خیالی ازسعی‌و کوشش خالی‌نمانده است. اینست که‌باین سبب ها, مجبوراً برقیعت اقزائی »بترار شرایطی که درشماره گذشته ۶ سال هفتم بیان گردیده؟ ودرین شماره نیز تکرار سیشود»:ا پوزش خواهی اتدامو رزید ۰ از ده چهار سال است که جریده سراجالاخبا ر افغانیه ؛غیرازآنکه اژتجا رت خود فایده و سودي نردارد] ز اصل‌سردایه نیز صرف کرده رفته است. ژیاذه برین.تحمل را بالا یطاق دانسته» عمین قد رکه سرابر ازدیار عستی کوج تکند »یعنی بدون آنکه تفع تجار تی ر اسلا حظه کند » تتها بر ای‌حقظ سربایه» بهمین قدرافزو فی کهدر قومث رواداشند ارداپ انصاف و اصحاب دائائی اتصاف معلو رش خو اهند شمرد . بر ار باب مطالعه بو شیده تیست» کهدر اخیارهای تحام‌دنیاء از آغاز جنگ»بسبپ تعطیل و درنگ که در همه چیزهاپیش آمده, کوالی‌قیمت افزائی طوعاً کر عارخداد. حتی+ رفته‌ر فته »بسیار اداره‌های اخبا رجای.عتبر و و شکست‌نشده,به تعطیل اشغال مرو رگر د یدزد , اداره سراج الاخیار اقغا نمه اژ ادارة تاثعو لغدلْ توائگر نیست,.حال آنکه او نیز با وجود بودنش در معدن کاغذ » وممه لوازمات کاغذ که حال اخبا ر هاست؛ در قیمت افزائی یك برده ودولیم هممجبور شدند جای‌نهجب ایئست , که لیدن نیوژ باآنکه در یاب خورا(داز خوردن فازه ۳۹ حگر خون بود دء باز دم » در خریداری‌آن مضا لاتم <مو در ز ی ۷۱۱۳ روزنامه لحاف مائند وطنیذ خودشان »يك برد یگر سبقت نمون گردیدند» حتی بیش از پوش مشاعر کیخش نیز افزوی فت ! آپا سراجالا خبار افغائیه نیز:اینچنین آروژوها رادر دل پرورانیده خوا عدتوانست؟ دگر خدا سید اند ! اسا چيزیکه ما ميدانيم: همین است کهدوام زندگنی اخبار ؛ :ها متحصر بر سرحمت عام سعارف پروری« سراج!مله» است که‌چنانچه تهام ساك‌وملت افءانیه را از عاطفت سئیه ,قه‌ا یونش حیات سعادت حاصل آبده » این جرید ه ببچاره نیز » بهمانلطف نحایال‌و احسال‌بی پایانی کبه‌دربا ره وضع فرموده شدن وجه قیمت سالاثها خیار واازتشخواه عمه مردمانی 1 هزار واز زار روپیه بیشتر ارخزانه دوات تدخواه کارد اری یافخری میبرند, گشتانده شوااد» زندکتی,حتیقی بخشیده» و ندها هون روغن حیات مأمن ات45 چراغ زندکی اش رو شن 4دانده امست » و اگر زاء عدد مشت رکین گرامی ۰ که بشوق وعوس علم بروری و آرژوی سعارن,نشوری خود با اخبار وطنیة خود شان اشترالد ورزیده باشند » خیلی سعدود و محدود است » له بقوت‌آن یکاخبار شانزده صحیفه ی مصور رانی»بلکه یک جربدة یکث صحیفه ی را نیز در دالی یکیا ر بر آورده نمیتواند . اینهم از د ا یر | نصاف دور است » ده از حسن ممرت وزبیائی صورت این گر امی نامه و طیة خود شان » چشم پو شی فره‌ایند . در ممااکی دورو بیش حضور » ذه ماورای بحر ها ی شور » با ین محاسن وحامعیت اخیاری ؛ اگر بنظر شدان پرخورده » کدام است ؟ سخن در معنویا ت ز یک درباد پات است . ۷۱۱ ما لات محمو د طر ز ی از محاسن وخویعا ی معنوی آن صرف نظر » تنها بحسن کاغذ وخط وتعباویر نوز » بر 4سیاری از امثال واقرد خود توق «برتری دارد ! خاراصةه ااخبلایه اینکه. حنگها شد تیره ۱ جشه‌ها شد خیره » هر چیزی کرد گر آن » محرر ها شدقر بان همت افزائی سراحالاخیار افعانیه شد یک امر ضر و ری . گرفتن و خوانداش هم حسبت العاده ؛ عد لاژدی و.جبوری . عحبن شانزده صحیف؛ اخبارودو ورق پشتی آن را که تابعال کرفته اند » بعد ازین انشاءانت از قرار ذرایط ذیل خواهندکرفت حد ول شرایط اشترالد ره به دابلی بدل آو مت ییکج! ۳۹۱ مواخبم ۱۳ یکمال ۳ شمازه در دا رااس اند 1 وئو احی‌ثش لروعی‌آن ۳۰ یکسال م ب شاه د رولا بات ومحالات داخل سمالککا فغانستان, یکسال مج ۲ شهاره در تمام معابدت خارحد وس (عوجب حد ۹۳ فوق»از تدحواه ده مشتر کین-راج الاخیار اقعانیه «قیمعت اخدار دردفادر عدو می سر کاری کفتانده خواعد جرد خو ۱ م خوش پا ِ خواهء خفه ۲ د ریخخصوکر , 0 سراج الا خیار همم:قد ر کاری کرده دوااست 45 یکت اخبار چار صحوفه ی دوی آیداد درده خمیمه خود با زد / واز زبال ودل حخدرت «پیدا ۳ همه دل » این شه فرد راکه - دست چعن ۳ وه بگازارت آ مدم | مق لات محمو دطر ز ی ۱۱۵ مرائیده » دست این نوباوه گنزار معرفت یعتی « سراج اطفال » را گرفته » در نظر ارباب نظر تقدیم ند * دیگر کاری نعو | نست . سراح اطفال » بمشت رکین مراح‌الاخبار افغائیه » باخودش یکجا همیرسد » مگر برای مشتر کین خوش خریدی که تنها باخود عراج "طفال اشترالك سالاده پنمایند » وبا سراج الاخیار ننما یند نیز تسهیلات کا مله داده می‌شود , از تفصیلات آن ت-هیلات ؛ «المجبوریه » صرف نظر نه‌وده » د ر آینده بیان خوا عد شد . ال هشتم سشماره م - مر ۲عقر ب۷٩‏ ۱۲ (بعدا ز بیان بیماری عجیب «ا نود زا ۰ که سیب وفیا ت در ۵ ان‌وافغا نستان شده ۰ می نگار د): از بلای‌عمو ی «بیءاری جنگ » چون هیچ خصو صیت‌بر ای هیچ عام و خا ص ی صدمه های نماند » لابد که ادارم گم دادره سراج الاخیار افغا نیه را ین » بعض رسیده باشده که موحب بعضی تعطیلا ت در عصوص انتظام‌وقت و میعاد تقدیم اما ر شده باشد د... این مرض منعوس»مارااژ ین رو ابه هجوهرافی آورد کهادارةٌ عاحزازه رادتیب وقوع وفات کاتب‌محاسیاذش؛ میرزا محمدعزیز خان کهازآغازتاسیس اداره به داثره محاسیات آن در دور بود , از دوران سرگردا نی دغد ع4 محا سبات عالم حیا ت تخایص گریبان‌زموده » عازم‌دیا ر جاودانی گردید ! ۰ .بسجب بومار شدن میرزابان » ووفات آن یارهم عمرو دیگر عوارضی که‌درامور تجر وربه و سمحررات‌واقم شاه , کذاث از تاثیربلا یءعومی » که در سا. ورین-طرعه ذوز سرایت کرده 6 جرخهای هه کار ۳3 را معطل وهر تمها و بمیعجهاه همه کاربگران را یه بیا ری کسل نعوده», کسالت وعطاات‌شماره های اخیار راءباعث ۱۹۹ ها ات محمو و طر ز ی شده است» که‌باین سیب باسعذ رت آثکار عرض اعتقاداز قارئین گرام ذ وی الا بصار نعودن را لازم دا ستیم ربب مال هتم - شها ره ۲۹-۲ میرالر ۲۹ و۰ خبرهای ملك ایرانل : « جریده چمن بسته شد » از مشهد مقد س خاص‌باداره مانو شته شده. اداره‌چمن بسته‌شده , مدیر ادارمٌ چمن رابامر د وات‌ایرانمحبوسابطرف کلات‌نا دری‌برده آنجاد ر حیس نگهد اشتهاند بعداز ین بمیادله روز ناسه بی اسمی او روانه ندار ید . این خبر کمورت اثراداره را محز ون » وازمعاوم نبودن کناعش جگر خون «انانته واناالبه را حون ۳ [ تذ کر ۰ «حمود طرزی:« انا له و انا الیه‌را جعون » می وید زیرا »ی کد که «سراج الاخمار» نیز با ید .پس"زو,«چمن» شده‌ادارة خود را بیندد چنانکه دوساهپ ی از نشر این خبر دام شم با ماد سراج الاخبار بدون آنکه رعما سمنوع شود ؛ عملا از نشر سا «ر.ف؟ ] سال هتم - شمان و - پ قوس ۲۹ 1 دو سطراخیر آخرین شهازه سراج‌الاخیاز 45 زچاپ رسیده چنین ات * ۱ ( از | حوال رودیه م, د سامیر . . ... )دوات روسی , .۳ نذرافسران‌ووسی را » پجرم‌طرفدا ری‌دوات برتانیه , هدف گلوله تقیچ‌نموده » درتمام محلکت ؟ چسپار پسختی مخا افت اتحاد یان را میذ ا یند . آینده اش در آیند» . در چها پیخذانة حرو في دا رااس اطنه دابل‌طیم کر ود ر مجمو ۵ طر زی افغانی بعش دوم و ساله‌ها9مقالات‌عمده ص ۱۱۰سب چه باید کرد؟ ۳ مه :ماه ٩‏ ۱ رسا له عد یه ضمیم4 شما ره 9۱ چون ذ ات‌اقدس الهی حل اسمه ار اده میفرسا ید» که یک ملکیر ا آباد سازد» و یک‌سانی زابخیرها و بیقادتها رهندائی کند » قوه عنیم4 فعال؛ لما پر یدی و مسیب الاسپابیر اپکار اند ایخثه, بی سیبها برای آن فر | هم می‌آورد . هرآ نقدر مسلما نان منهج قویمو مسلک‌مستقتيم راهثر خط حر کت خود اتخاذ نهوده‌اند هما نقد ر بسریئزل مقصد زو دتررسیده اند . هرآ نقدر که‌ازآن شهر اه حقیتت تشقلب نه‌وده«2:فرق شده اند » هما فقدر از یا فنن منزل حقیغت دور تر ا وا دوا نله دیگر از | ساب ترقی‌و تعالی‌ملت ووطن » که ذات | قدس و اجب الوجود مهیا فرمودهاین است » که یکث شوق‌و ذووقعءومی جو ا نان‌و طن ماه بسوی خو اندن و و شنن » وتحصیل ع«روری پید | شده» که ایخهم بیک | مید استقبال بزرگیملت رامنتظرمی‌سازد. از نتیجه این دو اسپاب مهمه‌است » که«سراج الاخیار افغا نیه‌4» بنیض‌توجهات جهان‌در جات منبوع رفدس مکرم و حامی محبوب القلوب مشفق معظم خود »ور غیت و ذوق مطالعه قارئین کرام‌خوده یک‌دو رم یکک‌ما له خودر | به اتمام رسا نید ه سیخ (۲)خودر ایکا ل ,و فقیت پععرض العشا ر جاوه گرا ختت. ۸ ۱۱ مقا لات محمود طرزی چون درشه‌اره دو ازدهم‌عال یکم روز نا مذخود» یک ساله پنام «علم و اسلاهیت 4 برقار ین کرام عرض‌و تقد يم کرده » وعده داده بود یم » که‌در هر ششماه انشا ات عمچنین یکث کنا بچه بی که یک عرض فا ید ه پتو | ند » بدخلر مطا اعین خود عرش خواهیم نود »۱ ین است که»در ابن بار ه بطبع و نشر این اثر قلمیة نا چیژانه بنام«چه با ید کرد 4۴ عرض خد مت می وو زیم .۰ این اثر بنا بریکک مقصد میخصوص» ؟ یک‌غرض‌بعینی نوشته نشده ؛ بلکه بطور عموبی » از بعضی لو از مات ما لابد منه» که بر ای‌هیعت احماعیه اسلامیه »در ین‌عصر حاضر بکار است , بفکر قا صر احقر خود» مهنند بر | قو ال اد با و علهء‌ای عصر »در این اثر نا چرزانه» بحت و بیانر ا ندهایم ؛ «چه با ید کرد؟ »نام اثر احتر9محودطرزی4 از جهت نام و موضوع خود»عبارت از یک امتفهام و ابءفساریست » که بنا بر یک حس‌اند رشه و سواد »و یکك خوف‌و بیم دهشت نما»ازفکر فاتر وعتل قاصرخو دمی پرسم »و تذهوم وتغسیر این اسغهام و امتفساررالیز »از زبان عدان فکر و عتل بترجما نی کو *ش‌میورژزم .و لی‌چون‌افکار بتدر الو ان مختاف و ستغاوت میاشد »از آن سیب #هر کسن که یک فکر و ثصوری کند ۰ برعین حقیقت بودن آن فکر حکم کرده‌نمیشود. لاحرم«این اثرنا چیزاند: که‌ترجمان افکار قاصرائه عبید انه امت .عیچگانه ازخطا و نقصان خا! یو عر یال نخواهد بود . پس‌از نظرخطا پوش ار باب عرفان عفو و سمح آثرار جاو استرحام میکنم» و پنا برفعو ای « الکلام یجر ااکلام6: این فکر و تصور عاجزانه, دیگر افکارات و تعصورات عاقلانه ار باب کر را باخود عمراه صاخته م اشرالامربرای شهراه حقیقت 4 بکک فکر حقیقی پیدا خواهد شد . یک عءر موتو ان سخن از زاف یار گفت | در بندآن‌مباش که‌مض‌ون نمانده است ا و من انته | لتوفیق | چه بو دیم ؟ چه شد یم ؟ عرچه که بودیم بودیم بیش‌از طلوع آفتاب عا لمتاب بد ین مبین‌دحه‌دی ازافق اراضی مقك مه بطحی‌و پثرپ » هر چه کد بودیم .بودیم ! احوال پیشتر از آن و قت خود راموضنوع بت نمیکنوم ۰ اما هعد از آنکه شعشعه پاشی دین مین اسلام » از حجاز مغفر ت طر از هو ر نمود» هنوز یحث عصر ند شته بود 6 وف ما چکلده الب پر قوت وذیشو کت عظیمذد نیا بود یم » که از حد بحر مخظ اطاس ؛ تا بترییها ی صو رچین »در حوژه تصرف احکام د ین موین ما در آمده بود ۱ درزمان خلافت خلفای راشد ین » رضی‌النه‌تعا لی عنهم اجمعین :در دئیادو دولت بسیار جسيهة قوی ااشکلیه_بشقوری موجفا بود که یکی‌دو لت «روم »و دیگری دو لت «فرس » بود..دو ات روم ؛غیر از قطعه اوروپا »برتمام سواحل آسهای صغرا؛یعنی !نا طول 4و «سورید» یمتی شا مات و ارض فلسطین وافریتا #ماتکفو عا کم بط +درتوانگری و دبد به وحشمت و شو کت و تجهیزات سکری » فسپت بعصر خود بد ر حذدو لتهای بزر گگ با ین عصر او رو پا شمرده می شد ند ۰ دو است « رو م 4 پبسری و بجر ی یک دو لتی بسود . کشنیها ی مکمل جنگی را مالک بود ‏ ع-کر شان به ا کمل تر فن اسلحه و قت مجهزو در جوشنهای فولادی مستغرق بود. مال»جواهر » علامان کنیزان ها تراحد .وصساب‌نبود"-دولت فرس »آومواحل با له تا پسواحل هد یه : همه ار اضی حضرموت و عمان‌و عر اق عرب و تام .۱۳۰ هقا لات محمود طرزی ایر آل‌و افغا ستان را :تا بحد ود هندو تال در ژ یر تحیرف داشت . بلکه لشکر جنگی‌و فیلهای زره‌یوش‌و حشمت وشو کت فرید و نی‌و کسرائی را مالک بود . دین مبین اسلام :ازین همدیزحرفات ظاعری و دید به‌ها و شو کت ها ی جسما نی ۰ هیچ چیزی ند اشت ۰ بعوض آن ؛عمه چیزها قوائین منعظم لایتغیری‌د اش د ؛ که‌در پیش‌حا کیت وبتانت آن :قا نون متدس‌الهی: آ نهمهد ید به و توث‌نانند لشکرایاجاری بی تعلیم و تواعد» در مقا بل عسا کرم؛تظم تهليم یافنه باقانون‌و نظام بنظر می آمد :هیچ دینی از اد بان .و هیچ پیغمبری‌اژ پیفمبران ۰ بچز دین مبین مسلهان ؛ و پیغعور ذ یشان اهل, ایمان :بر نشر عدا ات نامه بیر ا برتعام حهان»مبنی و هابور شده‌نامدهاست دی مویهاسلام بر تامیس دادن سلطتت و تشکیل دادن دوات عقیمد جها ثگیر ان موضوع شد + است ۰ قرآن عيم | اسان ؛ بر ای‌ر هنم نی عموم نوع بشررا »بشهر اه‌عد الت‌و معادت نازل فرء‌وده شده‌است :ود یتلام »,بر نقرآن. دز تدام عهان عاسور شده انیت ء ی 2 ظفر ها ثر اسللام 4۱ در متا بللانشکر هاای آ هزین پوش روم و فرس ؛ برعسا کر منطقه نظا می تشمیه نعودیمم, بخیال بعضی ظاهر پرستان‌خواهد رمید» که محرردر یایاب پهمه حال عبا لعه آمیز سن مير اند . آیا چسانآنچنان عسا کر بی سلاحو بی پوشالذ کم خور الد را.نسیت به‌آن‌عسا کر های»ساح زره پوش توانگر پرغلیه ‏ منقظم و معلم بگو ژیم ؟ او لااین یکک‌ر ا باید داست: که اباسز راند و ددیگر: و نظا م معین حد و دد یگراعت ۰د پن‌ممین مقداس ما از آغاز تشر سعادات عصر خود ؛ بر جها دو فعج و پاژد مامور شده آمده است ۰ مقصد از ین مجاهد ات‌و فتوحات: بجز نشر عدانت »و تعهیم عام وسعرفت .۰ و تخو اسارت و مقاوت»و بنیادنهادن مساوات‌حقوق عیاد »و بر کندن بنیاد مقا لات محمود طرزی ۱۳۱ ی جات تست یس سک طلم‌و بید اد »و عمران عالم‌و اصلاح بنی‌آدم »دیگر بر هیچگونه چیزیکه م:افع د نیوی و جسمانی‌در آن با شد نبود »چنانچه‌و قوعات‌تار یخچه این را ثا بت میسازد. .دپن | سلام »عدالت و مسا و ات را ء بزور دیغ در عا لم به نشرد ادن بامور بود»و ا ین دیغ » بچنان یک نظام‌و قوا عد حربیه وسياسیه استعمال‌می‌شد که هیچ توتی»در مقا بل آن بقاودت وپایه داری نه‌یتو افست ۰ در یجا یک‌چند مثال تار یخچه از محار به عسا کر اسلاء» با اردوی دو ات فرس بیان میکنیم »تا آنکه درجه نظم و سق عسکری و اصول مخا بر تسیا سی و لوق الدو لی زو اقدر .فا ی املامی اهر گرد قوماندانی » یعنی مر افسربز رگ اردوی‌اسلام«در محار هه قاد سیه» که با د و لق فرس بوقوع آبد » حضرت ! سعد پن ابی و قاص» رضی الته ۶ + بود» که‌این قهرمان جایل "مان یکی از اصحا ب برگزیدة حضرت فخر کادنات علیه افضل الصلوت بود ند ,و از | کابر حقوق‌شنادان یعنی فقهای اصحاب شرده می‌شد ند .در بیست و هفت محار به غزو ات حخضرت پیغه‌بر ؛همر کاب حاضر بوده اند .ازطرق دو لت فرس +رستم نام یکت قوباندان خیالات پرست متکیر مغروری» به‌قابل آن صحا بی حلیل الصفات افتا ده بود ۰ اولا نطقی را که حضرت خایفه اعظم حضرت « عمر الفاروق» رضی‌ اه تعالی ع:ه» که‌درو قت تءبین فرمودن آنها را پرسر افسری اردوی اسلام فربوده اند بشنویم ؛ صو رت نطق «ای سعد ا مداسیت و قر ابتی که بحضرتر سول | کرم(ص) داری »تر ابغرور نکند ا حضرت حق‌تعا لی » بدیر | به بد ی,حونمیکند ؛ بلکه بدی را به نیکی محو دیکند » هیچکس پدر گاه حق »بجز طاعت خود ؛بدیگر صورت نسیتی ند ارد ۰ دردین الهی ؛همه‌بردیان پرسساو ات هستند .انته‌تعا لی »رب جمله مردعان :وهمه مردیان » بندگان آن خالق عظیم الشا تست به ابر هائیکه از حضرت پیغمبر دیدء‌بی نظر کرده ؛پرهمان ابرها ععل کنی.در هرحاای»صبوری و پا یسداری را اختیار باید کنی . معاید راخراب بکن ! اگرغا لب بیا ئی؛ بصورت غد ارئه برعقد معا هده" | قد ام مکن» بران کمانی که‌وامان» گفته عرض انقیاد کنند »شه‌شیر نیست » حالا یک محاوره ومکالمة یکی ار افسر ان مقد مه الجیش عسا کر اردوی اسلام | که یا سر اقبر کل اردوی دو ات فرس جریان یا فته ؛ بهنو یم ؛ محا وره رستم- شا همسا یه ها ید , هروقتیکه بمار و ی آو رد یداژ ما بخو بی معابله دید یدید . بمعا فظذ حقوق شما » هر و قت حا ضریم . بیا ید که لح را اخعیار کنیم «درین باب از احسان کردن باشما خود. ذ اری نمیکنيم : زهره رضی انته‌عنه - ما بسپپ اخسان گرفتن« و یاید نیا رغبت داشتن »با شما جنک نه‌يکنيم مقصد بادلیا ثیست ؛ آخرت است پیش از ینهم »بشمافهمانیده بودیم .از ميگوئيم که: حشرت باری تعالی برای بایک‌پیغ‌بر و رعنما فر ستاد ۰ آن پیغمیر صادق ما؛با را به «دین حق6 دعوت نمود.باهم اجابت کردیم. ما بئصرت الهیه بوعود میم شوم : کنا نیکه دین ماراقبول کنند:یحفا یت و نگهیا نی آ نها و کسا نیکد قپول تکنند » به جهاد کردن باآنها ماعور میبا شیم. رمتم -#دین حق 4 چوست ؟ زهره دین حق آئست: که بر وحد اذیت حق تعالی و یوت رحمد بمصطفی شهادت آوردن *و مرد ماترا ازعبادت مخلوق برآو ردن به عبادت انته‌تعا لی دعوت کرد سث . شها بر ادر ان مائید هذیا اولاد مقا لات محمود طرزی ۷۱۳ آدم هستيم ۰ برادر» خر براد رخود را میخواعد .ما هم بر شما یکث چیزی که خیر شما درائست ؛ تکلیف دیکنيم ِ رستم دا گرماذین شمار ا قبول کنیم 1 یا بر میگرد ید 1 زهره -بلی او انته همه ماحالا بر میگرد یم » و به‌ثیت خصو بت ودشم‌نی » برخالك شما قدمی هم نمیگذ ار یم . رستم » از ین جوا بها ی ۱ ین یک ا فسر خو رد پیش قر اول عسکر اسلام » بگرد اب "فکر افتاده »۱ ز کنار نهر فرات ؛ که حدود خطر حرب بود»و یا حشرت زهره در آ زجا تصادف ندوده بود » پس بخیمه اه وی ب رکشت »و از حضرت «سعد پن وقاص» بر ای بکالمد» فرستادن یک ! یاچی, راطلب نمود .حضر ت سر افسر اردوی اسلام جناب هر بمی بن‌عامر6 ر افردتاد .رپعی »و قتیکه برسر جسر ر سید ؛ پیش ترا و لهای عسکر فرس او زادر آ نجا نگهد اشته,آمدن اور ابهر ستم خبر د ادند . رستم » برای اینکه شعشعه ها ود بدابه ها عجهاثة دو لث خود را نشان بد هد » خیمه وساییان خودرا» همه با پرده‌هاو ثرش‌ها یز ر | ندو د مفروش و آوامنته گرد انید ه بود .یک تگورواگی از لا6 جوا خر؛ در ان نهاده بران یکمال غرور وعظهعت نشسته »زر بعی رابحضو رخود طلب مود .ربعی» درحا لیکه بر اسپ خو دسوار بود » پخیهه در آ ید . فرو آمد نش رااز اسپ تکلیف نمودند ۰ او نیژاز اسپ خودفروآمده: لجام آ ثرا بیکی از متکا های زر ا اندو دبسته »و نیزه‌خودر ابرفرش خلانیده » فرش راجمع کرده بر خالد نشست و این محاو ره بواسطة ترحمان درما بين شان حریان نمود؛ ر ستم- در ینجا ها بر ای‌چه آبده‌اید ؟ ربعی-برای این‌آمده‌ایم» که بندگان خد راازتنگی و به فراخی بر ار یم خلق‌ر ااز تر گن 3 دنهای باطل رها ئی‌داده» دردا یره ور انی عد الت اسلا دید درایم. با بپرای دعوت کردن؛ بردها ترا بد یسن حق فرم‌تاده شده‌ایم. کسانیکه‌دعوت باراقبول کنند ؛ برادر مامی‌شو ند. ۱۳۴ مقالات محمود طرزی حایهاو زمین های‌آنهار ا: بخودشان ترلد کرده: هصهيشه بمعا و نت‌و وحدایت آنهاحاضر ميياشيم. کسا نیکه از دعوت‌داسر کشیو ابا نما یند » نا بوقتیکه بر آنهاغااب یا تیم ؛ جنک میکنيم ۰ رستمس بجمن ! ۶ بسا یه شجا عت و انسانیت خود؛ درچنین خیهد ها ی مز پن زراندو د می نش‌تیم | زر بعی-- این سخنان توموافق حکت ذیست ۱ یر ا جد الات بای و موضع مخصوحی دارد» درمیان یک‌خیده یاه کهنه تیژ اج اء شده هی توا ند ۰ رتم این‌خیال پاوهای شیر ین خودتت؛ که خودر ابه آن‌تسلی و دلداری مد هی ! ر بعی‌خ, | ین هم خیال خام تست که ببهوده تفس خودر ابزرگهي -ا ثی ! رز ترس آ یا تو هیچ نهمتر سی ؟ ر بعی- چرابقرم؟ ترس برای خار هاست ! ما سا یهد ین -مین‌خود عا لی شد پم ۰ ما بر ای منفعت شخصیه خود خد مت نه‌يکنيم . با هیچ لس عرص شخصی ند ار یم ۰ مقصد یگا نبا » مسعود شدن انسانهاست . رستم این جسارت ودلاو ری را +تو که‌داده؟ ربعی-ا ين حسارت‌ودلاو ری را» حضرت‌یاری‌تها ای بمن داده‌است : زیر ادر کاب + دمی‌فرها ید اای‌مسلها نها : | گرسخن میگو ید ؛ خن راست بگو ید !»6 ر متم‌سدرمیان‌شهاء چنان‌برد مان بزر گی‌افیست» کهلا یق‌تا ج‌و تخت با شد , بیکث چند رو زی که‌زمائه باشماسازآمد »چرا این قدر غره‌میشوید ؟ ر بحیسم بر گر بخصوص‌پذ ات حضرت‌باری‌تعالی است .۰ ا نسانها در حقوق با هم ساوی امست » و چیزیکه انسانها را از یکد بگرشانحتاز می‌سازد: عبافی و جد ان » حسن اخلاق علم: و کمالات انسا ذیه‌است حست و ثسب اگرچه‌در نزدمااعتیا ر و قدر بسیار دارد: ولی» عفت و استقا ست‌و راستکاری شرط اعظم‌آنست. بایان »ما ند شما» بهاخلاق بدو اعارت ند گان‌خد | متضف ليستيم . سس تحت مقالات محمود طرزی ۱۳۵ رستمس اگرسن تر | نه‌یخو استه بودم » همین دم بصورت بسیا رو حشیا نه و الم انگیز اند» بقعلت می زسا نید م . بهر صورت » حالااین رامیپر سم » که آ یا این کار خودر ایک چندی تاخیر کرده میتوانید » تابا در انیاب اند يشه کنیم ؟ ربعی- یکد و روز تاخیرشده-یتواند ۰ رستم بیکدو روز نمیشود! مید ان‌بایدداد» تابا رسای قوم‌و اصحابپ خود مکاتبه و.-مشوره کنیم . ربعی- ما پیش ازین سفیرها ی خودرا بپای‌تخت شهدا نرستاديم: و دعوت د ین حق‌ر ا تبلیغ کرد یم ؛ وازشما حواب رد گرفتیه + و بحرب قیام‌و رز یدیم . حالا که‌بخارب شمرده سیشویم» بنا برسنت رسول‌خود؛ شما را از سه روز ز یبا دیسر بهات د اده نمیتو انیم ۰ شما با توم خود برند پشید .تکلیف‌ما از این‌نته چیزاست » که با رها گفته ايم ؛باز ميگوئيم. يا بشرف‌اسلام‌بشرف بیشوید. که در آنحال درمابین ماو شماهیچ فرق‌و سا ینعی نعی ماند یاحزیه را قبول مکنيد » کهد رآ نحال » مااز خصوست و دشمنی باشماد ست میکشوم) و هرو قتیرکه ازمامعاونت بخواهید » برای‌مدد گاری خودبار اخاضر خواهیدیافت و اگراز ین دو صو رت یکی‌ر اقبول تکنید » سوم صورت آن بچنگ حاضر وآما ده شد نست ومن‌ضا منم که به این سخن من همه ر فقا ی من رضا و مو افقت نما رند رستتم- آیانو بزرک و سیدآنها هستی؟ ربعی- نی !سید آ نها نیم » و ای چون‌هده اسلام یک و جود هستند و با نون ااهی‌همه مار بوط هستیم » از آ نرو هر یکی از ما که بم‌وافق آن قا نون‌ستین و شرع مبین چیزی بگوئیم» دیگران نیز آنر اقبول‌میکنند ۰ رستمسبیاد| | ز یکطرف با مهلت بد هی‌و از طرف‌د یگر درا؛:ای‌آن مهلت پرباهجوم کنود . .۰ . ۰ ربعی_د ر نزدما ؛ بعهد خودوفا کردن » و برسخن خود پایداری نمودن » اساس نخستین د ین است . کتاب ماهمچنین | هر میکند «دروغ گفتن »علا مت منا فقان »و طبیعت دون همتان است . ۱۳۹ مقالات محمود طرزی حا لایکقد ری بد ید #غور و تحقیق » بسوی‌این یکث دوبها ایکه تذ کار نمودیم »د یده شود: بخوبی معلوم‌هیگر دد که‌با در ابندری ظهور حود بچه‌در جه بتانت و صلا بت بیکلد ست تیغ شجا عت »و به‌یکد ست میزان عد الت ر | کر قته پر ای » برآ ور دن عا ام »از ظدت باور تاهور امودیم اگر به | یو ند مثالهای تاریخیه اسلامیه بپرد| زیم ؛جلد ها وشتن لاژم است.اما اگرانصاف شود ,همین یک‌دو بثال , برای‌حقا یت دین مبین بحمد ی و قوانين متینه احکام عد لت و مساوات و آزادی‌آن صررط المستقیم » بیعادت سربد ی‌دلیل و برهان بسیار روشن و میرعنی میباشد. حضرت خاوقد اعظم ا سلام ‏ د ر نطق میا ر لك خودمر اقسر اردوی اسازم‌ر ۱ »از غرور متع و بر تکو ی امر میفرما ینف پر عد الت و مساو ات ارشاد هینما یند و برا و | مرحضرت پیغه‌یری » که بزای محار بات بطور یک دستوری‌وضع شده » برابر کردن حرکات واعمال_ شانر|یاد مید هاند » صبوری » پا ید ار یر ادر شدت حرب ؛بیآموز | نند ء رعایت با بد و حسن صورت عتقد معا هد ات‌ر ۱/۱ زر وی عد ل نشان مید هند . از سر افسر بز رگ تایکنقرعسکری خول د» بحبل المتین| حکام قا نون شرع میین اچنان مر بوط و عتشیث بود ند . که نقد ریکذ ره‌یی |زآن‌خلاف ورز ید نر| ؛بخیال و خاطرخودهم :حیگذر | نیك ند:|ول »مسلمان‌شدن‌و با هم خوت پید| کردن»و يا جزیه یه‌نی تا بعیت کردن ومالید د ادن‌را تکلیف هیکر د ند .در هرجا یکه جزیه قبول شد » عرش »دین »جان »با لآ نها و همه حقوقی بادی و بعنوی] نها محفو ظمانده‌است وهر کسیکه» ازد ین حق و یا نا بعیث استتکاف نمودها ند » با آثها مجا ر به شده أست .محار بات به | صول و قو اعد حر بیه موافق احر ایا فته است .همه زقشه حر کات عسکریه اطرف سر فسر بزرگ د اده‌می‌شد , جنا حین ,قلپ »ساقه » قر | ول به | صول‌و نظام ترتی‌مییافت قوبانده یعنی بولی‌قو اعد »عبا رت از کلم شریقه دعشت | نگیز عیجان آدیز ات | کبر6 بود که بیکک تکبیر ؛ همه اعسکر حاضری‌خودر | مید ید ند , به تکییر مقا لات محمود طرزی ۱۳۷ سح سح ات ست‌تسسح دوم» صف پیا ده‌و سو | رء به هجوم حا ضرمی شد ند » بتکپیر سوم بچنال د هشت و چنان‌صوات بر خط حر کتی که سرا فسر شان به آ نهاد اده بود» هجوم و یور ش می برد ند » که هیچ قوتی »در مقا بل آن بقاو مت ثه‌یثوا نست .هر آ نقد ر که صد اهای9 انه۱ کبر>شدت میکرد »جنکك هم شدت میورزید و چون آن جنگها بچز اعلای« کلمة انته>و محافظه حقوق عباد له » بر دیگر چیزی منی نبود » فعح و ظفر» بی گفت بهمر اهعسکر | سالام هم عنان‌می آ مد » و حدان پالد اخلاق حسنه؛حقا نیت » عد الت »مساو ات»۱طاعت » صفوت | خلاص» صبور ی »توا نائی‌زره‌های آهنین آنها_بود .دروخ گفتن» خیا نت کردن»بردم‌را خو‌ارو حقیر دیدن» یکقلم درآنها نبود . با لعکس »در اردو ی‌خصم متا بل » برغم هده مت و شوکت ود بد به ظا هر ی که د | شتتلا ‏ از ین فضایل و محاس »هیچ چیزی‌ند اشتند پاد شا مان‌و بزرگان وافسررن. دیکر»ماتعت وتبعث خود شان را بنظر مخلوق‌خود مید ید ند . همه رعایای‌شان »| سیرشنان بود» که ماننددورب و بواشی »] نهار | به | عمال شاقه استخد |م میکرد ند «حتی‌در همین محار به و«قادسیه» که‌با دولت فرس بوقوع آ بد »بسیا ری از | سیر ان » که بر ای نگریختن ء صفها ی شا نر ابا یکد یگر بز تجیرها بسته بود ند»در اثنای شکتخا همه آن‌صفها »با ز تنجیر های خودددنهرفرات‌غرقاب‌ممات شد ند 1 درهر بلژدی که میرسید ند حالی آنجاءچون عدل و حقانیت و مساو ات‌و اغو اسارت رادردین مبین | سلام مشا هد ه‌میکرد ند »خود شا ثرا ازتار یکی بسیار تیره بی »در یککر و شنی پر | نواری‌مییافتند » و خود بخود دایره نور | نی | سللام حان می‌اند اختند ,و باخوت» | تحاد »یگانگی‌ساو ات برادر ان ۱ سلام خود شریک می شد ند »و ازین بود » که هنوز یکث عصر زگذ شته بود »۱ کثر ] آسیاو یک قسه‌تی از اروپا افریقا ء بتور یرد رخشان | سل می مذو رو تا بان گرد ید ه » مردم نصا ر | بجژ در جزیره‌های خالی‌و کم آ با دی قطعه او رو پا » که بعضی حکومتهاغیر متمدن و حشیانه بیعد لت و بیمساو | تی‌تشکیل د اده بود ند »درد یگر هیچ جا ؛ یک‌حکومتی و مد نیتی د | شتند . ۱۳۸ مقالات محمود طرژی این است که مادر اول ظهور خود » اینچتین یکدوات قوی الشکیمة مته‌دنه با عدالت وحتانیت عظییه بودیم ۰ کهشمه مابیکت احکام کتاب مجین قرآن کردم و اواسر رسول واجب ااتظيم خود » حرتیا سربوط بودیم . هیچ تفرقه وهیچ فرقة در ماموجود نبود . ولی هز ار افسوس که این حال بسیا رد و ام ننمود ۰ بلا ی تفرقه واختلاف» درایت بعمال دهشت ظهور نمود , اول فرقه ها بی که بر خد همدیگر در ما بین خود اسلام تیغ بر کشیدند فرقه خوا رج بود . رفته رفته‌بسی ۰ عبها وگرو ها * تشعیب نمود ۲ در عر فرقه وه ر کرهه بسی بسلکها؛ طر یقه‌ها پیدا خد . سم کیت خلافت برطر ف شدء » وطوایف الما و کی ع-ومی‌قایم گردند. آن طو ایف المنو کیها بخوتریژبها وقح وقحم همدیگر بجر گر دید , اما » با وحود آنتم ۸ مدنیت اسلانیه] در هر قطعه و هر بقع که تأسیس یافته بود , آن قطءه وبقعه را بعهارذها » وآبا دیها » و مدرسه عا فوخو ا ی شر یمه و تکایا و ژزفایا ودارالفنونها و کتابخائه ها وراعها وپاها دغیره آبا دیهای مدنیه ر شکث آور بلاد عاام ساخته اند در قرون‌وسطي مسامانها بودند که سذتیت را در عالم نشر کردند, دین اسلام با پرمقصد جهاد بهرسمتی که رخ آورد بمارف وعنايم را ثیز باخود برده دملکتها را گلزار معارف ساختند . شهر بغداد درجهت ثرق وشهر « قرطءه » درجهت غرب ممالکگ احلامیه مثبع فیض وعرفان کردید طوا یف الملوك اسلامیه ازهن د وسرچشمه آب علم وعرفان را بهر ءر طرف »مالك اسلامیه جاری نمودند , آیات کريمه قرآن سبین واحادیث منیقه رسول رب العالمین؛ بر تحصیل عام و عر فا ن اهل ا وبا تر ا رعتما ثی نموده بود . از آذره ,حکمت وعام رایکث سال گم شده خود د | نسته, بهر مقالات محمود طرژی ۱۳۹ جائیکه بافتند»بدست آوردند. ترآن عظیم الشان,چون یک کتا بی بود که جا مس هم علوم وفنون ارضیه وسه‌اویه بود,لهذا:ساما نان بدانستن همه خشک و تر کائنات بهام آوردن دجبور بودند. هده کتب حکمیه وفلسفیه وریاضیه راءاززبان یوثائی بعربی ترجمه کردند. بنابر وسعت وجا معیتی که زبان عر بی‌مالکث آن‌بود زبان علمی عمومی ا.لام گرد ید, مانند «امام طبری» « زمخشری »,« فخررازی » «ابوحیان اند لسی »»«قاضی بیضاو ی» علمای اسلامیه؛ به نوشتن تفسیر هاء بدیانت اسلامیه خدستها ی بزرگی کردند وهء‌چون حضرت«امام بخاری» و «امام مسلم» ودامام ترمذی» ودامام ابوداود» وهامام نسائی» و « ابن ماجه» وغیره به تأ لیف کتابهای احادیث نبوی در د ین میس اسلام یک شهراه خیری کشادند, حکمای اسلامیه از علم حکمت اثرها ی« افلاطون» ود ر-طو» راترجمه کرد , مطا اعا ت خود را بران افزودند , مشهور ترین حکهای اعلامیه«یعقوب کندی»«ابوعلی‌سینا» «ابن ماجه» «ابن رشد», «امام غزالی» وغیره میباشند , بسایه استعداد وفطرنی که عرب در شعر وانشاع وادبیات د اشتندءادبیات | سا میه خیلی ترقی کر د ات «حسان بن ثابت رضی الته عنه»,« کعب بن زهیر»,«فرزدقی» «جریر»« ابو نواس » «ابو تام طایی» «ستنبی»وه‌ابوالعلا» «ابن الفارض» وغیره از مشا عیر شعرای‌عرب هستند ,که پسی حکموات والهوات بنظم آورده اند , از ادباء وشعرای فارسی‌زبان, مانند فردوسی»سعدی؛ حافظ, ناس , وغیرهبظهور آمده درراه ادپ واخلاق ؛ خدمتها کردند , درعلم تاریخ وحغرافیا, بانند ابن حریر » طبری»سعود بن بغداد ی ابن جوزی» ابن اثیرء ابوالفدم»ابن خله ون باقوت حموی, وغیره ششها نمودند وفایدم‌ها رسانیدند, علم حبر ومثلثات ر عله‌اء وحکمای اسلام وضع وایجاد کردند؛و پتوسیع ۱۳۰ مقالات محمود طرزی وتصحیح عام هیثت وهند سه خدست کردند. عام حغراقیا را علمای اسلام بسیاز ترقی داده اند, علی‌الخصوص, جغر | فیا ی ر باضی را بسیار پیش برده اند, درعاوم ریاضیه خده‌تهای علها ی اسلام خیلی بزرگ است . «رتم» نام اشار تهای رقو م وهندسه را علمای عرب وضع کرده؛اساس علم حساب را بنیاد نهادند . توبهائیکه در زیر حکم حکومت اسلامی درآمدند وذمی شدند»حکومت اسلانیه آثرا/, | زخود پدداشتند, ویعءرب ساختن آنها کوشردند» کداینسناه, بمدنیت اسلامید وثرقی علوم ونئون بسیار عدست ورزیده است. درخشان ترین ایام مدیت اسلامیه زمان حکوبت«مادون» عباسی است . مأمون,د ر بغد | دءیکث مچلس علمی تشکه داد, ورصد اه« شماسیه» را تأسیس نمود , نخستین‌بار , مسأله نصف النها رءدر زان ليغة مأمون بوقوع آمده است؛ که در آنوقتها اورو پائیان درسیان یک‌ظلمت جهاات وبیعلمی محضی پویان بودند , موسین عاوم طبی‌عیه نیز»حدها و علما ی اسلامیه عرب است. اگر چه حکه‌ای یونانءاخوال کائنات راتحتیق کرده.بعضی قواعد در انیاب گذاشته اند ولی تحقیقات آنها سطحی بکك چیزی بود , عله‌ای عرب است؛ که قواعد نظر یه وافیة علوم طبیءیه را وضع کرده اند . ۱ !حاصل,درعاوم وفئون وعدل و حقوق؛حتی در صغعت ونجارتم را هنما ی ءِگایَُشهراه مدئیت‌دین مین اسالام ابیت , درزبا نها تیکه مدئیت اسلامیه تر قی‌داشت , اروپاثءا بسیارپس‌بانده بودند, نه‌بزرگان ه‌خوردان » هیچکسبسوي تحصیل علوم وفتو ن وق و هوس نشا ن تمید ادند . زبان کلیسا » یعنی‌زبان دینی‌اورو با ء زبان‌لا تینی بو د » حا لآ نکه اهالی هرساك وروپا , بزبان خودشان , سخن‌سیگفتند. تنها گر وه راغیه‌او پادربها؛ مقالات محمود طرژی ۱۳۹ ,سس بود که به تحصیل علم دین خود مجبو ر بود ند , که‌آنها نیزبجزازهمان درجه لوازمات دینی خودشان , بدیگر تحصیای نمی پرداختند . احکام انجیل شریف, چون‌صرف بدین و کلیسا متعاق بود , وازسعا ملات جهانداري وسلاك گيري و اداره وسیاست حکومتی هیچ بحث نمبرائد , طبعاً معلوسات تحصیل کنندگان آن نیز , بههان امورات متحصر میماند » وازسما یل‌دینیه ببر ون نمی برامد . بعکس آن ‏ قرآن مجید , همه عبادات‌دیئیه م وبعاملات سیاسیه , وجمله عاوم وفنون کونیه راجامع بود , اگرچه ازطرف «شارلمان» نام پادشاه او رو پا ء که همعصبر «خلیقه هارون‌الرشید بود ء دربعضی جاها , یگان مکتب با زشده بود» ولی ؛ چون درسرد مان هوس عم و کمال ثبود ؛ وکتابهائی که خوانده شو دنیز مفقود بود , ازان یکنبها فایده حاصل نشد . وقتوکه معلم در س میداد , هرچند نفر شا گر دي که درحلقه تدریس اومیبود , بهمانقدر چیز بکه ازدسی شدیدند , اکتفا ورز یده , بمیپ‌بی کتابی , معلودات شمان بهمانقدر چیزیکه ازراهپ شنيده وبیاد میکردند ؛ محدود میماند . حال‌آنکه دریئوقةعا , بغداد بدرجة بعلم وهثر وصنعت وتجا رت وزراعت تمدن یافته‌بود ء که از طرف خلیفه هارون الرشید ء یکساعت بسیارءجیب الاختراعی برای شارلمان تحفهگویا فرستاده شده بود , کدبه آب ح رکت سیر د , ودر هروقت ساعت زنگک میئواخت . این براعت از طرف صنعتگران عرب در بغد اد اختراع شده بود . صنعت ۲ هنگري ؛ اسلحه سازی ؛ حکاکی , مینا کاری »آنینه سازی , قماشها ی ابرشمین بافی , رنگر بزیهای رقم‌رقم » مکی از طرف عر بها ایجاد واختراع شدء بود ,رکه بیچاره فرنگیان , بسوی‌آن اختراعات حوران حیر ال میدیدند . ۱۳ مقالات محمود طرزی تست هی سح تس این حال بیخری‌وجهاات وناداتی او رو پا, تا بو فتیکه در «اند اس» یعتی «اسپمن» , مدرسه ها و دار الغتو نهای اسلا مید تا سیس و پنیا دنیا فته بود , دوام ورزید . بعدازان , ازایطا ایا » وفرااس : وجرمن ؛ عو س کا و ن عام وفن » + اندلس آمده ) بمد وه هاومکتیهای اسلام داخل شدند , وازعله‌ای اسلام » ز بان عربی وعلوم وفئون راتحصیل کردند . حنی درمیا ن مرد مان فر نگستا نی , که ازعلمای اسلام تحصیل علم کر ده اند » چنان مردمانی پیداشد ند که تا بمقا م؛ « پاپ بزرگ»و اصل شد ند ۱ این است که‌بادز «قرون وسطی»؛ به این درجه مدثیت پرشعشعه داری‌بودیم که مردمان اوروبا , ازما تحعبول‌علموتمدنبیکردند. ولی هز | ر افسوس , که تفرقه هاوتشها واختلافهای مذهبی وسساکی‌وطریقتی , روزمره افز و نی گر فت. درهر فرقه ٩‏ هرشعبه ء بصد هافرقه وشعبه‌ها ی د پگر پیداشد , آن خا احیت وبی غشی که بود , بافی نماند . هرانقدر که اختلافات مذهب وطریقت بیشت رگردید «مان‌قدر ؛ اخلاقها وروشها وعاد تها وبت‌لکها , که درابتدای ظهو ر بر یگا نکی واتحاد ومعاونت وعدا لت وحقانیت مینی بود , بزدیگر کونه غر ضها و مطلهابنا؛ یافت. شعیه کری؛ عتی ری م دفعتاً اسلام را بر دو فر قة بهمه ء ضد همد یگر برانگیخت , آس‌ماعیایها , فاطمبها م معتزلیها قدر بهااحبریها» وهابیها, با بیها, هدوز چه‌هاو چه‌ها » بظهور آمد» ء اسلامیت رامانید موی زنگی بهم پیچا نید , عاو م وفئوث نیز مترو شده , هرچه که ذو شنه شد, برهمین دعواها و ۵:ه‌شد ۱ حالآنکه , اژطرف دیگر , غرب‌ترقی کردن گرفت, انوارشمس تابان‌تمدن, ازانطرف هدید ارگردید . همان‌علوم وفئو نیء کهازشرق بغرب داغل شده بود ‏ مس سس تسس تسه مقالات محمود طرژی ۱۳۳ دراذیجا ي‌نشو ونمای بسیار خارق ااعاده ی پید | کسر ده , از تطبيقا ت عملی وفعلی آنء بسی‌صنايم واختراعات عجیره وغريبة بظهورآمد, زیرا » دراسلام, عام وفن تنها به تطبیقا ت نظری وآن نظر یات به تطبیقا ت معنوی و رو حانی , صرف واستعمال شده ؛ برای تطبیقات ماد ی, که کاراز ان گرفته شود » کمتر استعمال می‌شد , امادر فرنگستال , چون امو را ت بعنوی رو حا نیم تنها بعا لم کایسا منحصر بود » هیچ کس دریی آن‌نمیگعت , وعمدٌ علوم وفنون را بعملیات‌انداخته» هزارعا کونه ترقی‌بری‌آن دادئد , وبسی فواید ومنافع ازان پرو ی کار اند اختند . رفنه رف هم یك‌عکس عمل‌بوقوع آبد ۰ آن حمیعت ویگانگی واتحاد, بتفرقه ها و الا ها و یگا نگها سید ل شد , آن فتوخات وجهانگیری ها , به‌غلو بیتها واسارتها تحول یافت , آن عامها وصنعتها و فنها ,پکاهلیها ورخاوتها وتن برستیها محو گردید ۱ دردنیا » ازدولتهای قوی‌انشبکي4 اسلامیه م اثری‌باقی نماند. شرقء غرب , حنوب , شمال دنیار امدنیت اوروپا استیلا نحود . در وقت حاضر » دولتهای معروف و مذهور مستتلی که از اسلام بائد ه » دواتهای عایه عشمانی » ایران» افغائستان است» که اند يك جزیره بی درمیان بحرواقعشده است . هرهرطرف این جزیره راآبهای سیلابهای برجوش وخروشی» که ازطرف غرب شمال حریان یافته؛ استیلانه‌وده است» وحالا کم ماند ه» که درسیان این جزیره نیز» بعضی رخنه ها وشق ها انداخته » خطوط اتعالية این جزیره را » از هم منفص(, گرداند » تا هر کدام جدا جدا باند ۰ » و آهسته آهسته ؛ در زیر آپ فرو رو ند . چنا ذچه ؛ رخنه های جهت ج:وب شر قی وشمالی ایران » مثال این است . حقیقتا که ایندال شابان دقت ؛ وزوار د هشت ی حاایست . هر مسلمال ۱۳۴ مثالات محمود طرزی را از د هشت اییحال که خوف ورعب وهراس وتلاشی بیدا ,مشود درعین زمان» یاث یاس و نا امیدی بسیار حزیئی بر دلها مستولی میگردد. در هر طر ف که نظر مي‌کند » خود را تنهامی یاید؟ برهیچ بای تشیگی فکرش ثابت نمیشود؛ آن قدر خود راپیاده و عقب ماند » می بیئد : که ازرسیدن منزل قطم امید میکند؛ قاب»حواس ودماغ رايكث خوف و دهشت عمیقی فرا میگرد » بی اختیار برزبان هرکس » عمین کلمه تکرارمی بابد : ۲ چه باید کرد ٩‏ ظهور حضرت سید نابهدی راانتظار با ید کرد ؟ اما خیلی خوب | چسان انتظار با ید کرد ؟ دست بستد؛ پاسته » دهن بسته» چشم بسته انتظارباید کرد؟ مانند تنیلان زیردرحت ژردالو » به اسید افتادن زردالو * دهن باز افتا ده ابتظا ر با ید کرد ؟ ] (آیه میا رکه) «نیست برای انسانها؛ هم گرسعی وعمل شان» را فرابوش کرده اثثظا ر باید کرد ؟ 1 فرصتها ووقتها ی بیار عزیز را از دست داد:انتظار باید کرد ؟ ! ذلت حقارت اسارت را قبول کرده » انتظار باید کرد ؟1, ,. هرگاه اتتظار هه‌چنین انتظار باشد » آیا «روقت ظهورسید ناسهدی» منتظرین اوبکد ام چشم وچه روبه او نظرخواهند توانست » زیرا؛ درآنوقفت» حضرت سهدی» برای هعراعی خود» یاث عسکر محو وسعدوم شدة خوارو ذلیل» می قوت و بیقدرت زبونی خواهد یافت؛ بسیپ غفلت وتن پروری و ؟اهلی شان * که هیچ حاضری وتدارکی ندید » اند» از آنها نفرت خواهد کرد . مقالات محمود طرژی ۱۳۵ با» سا لك موجودة حکوبتهای اسلامیه را؛ بيك جزیره بی تشبیه دادیم» که هر طرف آثرا آب سیلاب فرا گرفته است , بلی! این تشبیه مارا » بيك نظر» که بر خریطه بعنی نقشه آسیا بیندازند » یاک تشبیه تاسی مییابند. جهت غربی وسر ان حزیره » ممالك دولت عذمائیه است. از استانبول تابطهران» فازطهران بازتایکایل» بدون حایل وبانعی همه این حز یره از خشکه بهم دیگر مر بو ط میبا شد. جهت شمالی این جزبره را » از سرغزب شمالی » گرفته تا بمنتهای شمال شرق > سیلاب بلامآب دوات روس استیلا نموده است . جهت جئوب و شر ق آنرا » آبهای نونگی آهنین » و ازدر های نفس آتشین انگلیس فرا گرفته است , جهت غرب » یعنی سر این جزیره را » از فرق وشتیقه ها و پس گردن 5 بحد گاو » هفت هشت‌دو لعهای بسیار پرقوت وهیبت بزرگی احاطه نموده است . دولت عشمانیه » بسیمی که د رد هنه مجرا ی یلاب واقعشده ؛ و | گرجزیره را به يك وجودی تشبیه بدهیم ؛ سر آن وجود شمر د ؛ میشود » همه قوت سیلا ب اول بران هجوم کرده آسده ادت ‏ تااز ز یانها ی حریال یافتن سیلابهای « محاربات امل صلیب »هزار ها گونه صدیه های این سیلابها را متحمل شده آمده است» ودر هرهجوم» يك پاره آنرادر زیر آب فروبرده تا آ نکه دروقت حا خر » بجز يك کله خشاگ دگر چیزی برای اوباقی نماند » . قام عجز رقم « محمود طرزی » » هنوز اینقد رحسارتکستا خانه رامالك نشده » که خود را مد بر امور جمهور قرار داد ء در با ب مسئله مه بسیار د شو ار « آیا چه باید کرد» يك حکم قطعی داده بتواند , امامقصد عاجزانه ما ء ازتحریر این اثر عاجزانه اینمت ء که يك فکر اجمالی » بیان گردد ؛ و آن اجهال موجچب تفصیل افکار ارباب افکار شود ء و از مصادسه های آن افکار» برق حقیقت بظهور ۱۳۹ مقالات محمود طرزی آید , لهذا ‏ در اول امراز ه آیا چه کردند؟ » های این جزیره اسلا می که آ ب سیلاب از هرطرف آذر | قرا گرفته » بحث میرائیم » و اول از سر جز یره گرفته نظر کم که : ۲ ۷4ع#مانیان چه کرد اد ولی نام‌توانيم مختصر بیان ميکنيم ؛ ثار ساله ما بتباله تبدیل قیافث تکندا دولت عذمائیه ؛ درسته و و دهجری ؛ یعنی پیش از ششصد و هفتادوسه سا ل : در طرفهای آسیای صغری که به اذاطول معرو ف | ست ؛ | ز يك عشیرت مختصر ۰ یاك دوات مسستقاه قوی الشکیمه برحود آورده ؛ پقرا ر اعد طبیعی ؛ که د ر همه دولتها جاری آبد ه است » | ز آغاز ظهور خود ؛ در پی تجعلات وهوسات نگشته ؛ متصل بفتوحات عظیمه ومهاجدات شدید »مشغول شده , دوات خود را شوکت عظمت قوت رو ت بخشيد ندد, بل دی را که فتح کر د ند ؛ به پتا های عظی.ه وجوامع شریته دنشر علوم ومعارف آیاد کردند , و لی ؛ رفته رفته , تجملات و تنعهات افزونی گرفت . مك مد تی بازار گل ولا له < ور اله و پیاله‌گر م کردید. پا زيك وقتی خود کشیها ی عایله برباشد ,ترقیات غام ومعا رف در زیرپرده تعصیات وتقییدات انحصارانه پتهان کرد ید. عام‌وفن بدرجه محدودگردید, که بجزمجاد لات علمیه مخرج «ض» «ظ» دگرچیزی شنیده نمیشد ! حال آنکه, ازطرف‌دیگر اوروپا پیدارو هشیار شده میر فعند . اوروپا ثیان, چون تنها عاوم وفاون حکمیدرا ازفرق گرفتهبودند» کار ها واختراعات‌وایجادات عجیبه وغر یبه درعالم مدئیت‌وجهانگیری از آن‌علمها وفنها بروی کار آورده میرفتند. درحااعی که‌اول ابا س اصو ل عسکر نظامیه را , که دایما در چونیها زیر سلاح باشنك , وتعلیم وقواعدعسکریرا پیاموزاد مقالات محمود طرزی ۱۳۷ پنام «یئی چری» ب*ثی عسکر نو در تاریخ , سي هجری ساطان اور خان غا زی پسر سلطان عشمان خال غازی ؛ بنیاد نهاد . تايك مدت مد یدی به‌آن‌عسکر م آسیا او روپ" وافریقارا بارژه در آوردزد » وسی بلاد را فعح تمودند . ولی » رفته رفته بسپب دبدبه و تجملا تی که برای سلاطین حاصل میشد , کار های دوات گاهی که بد ست صد راعظمها ورجال دوات کار آ گاء و صادق و بعد الت مو افق درآمده, وبادشاه هم هشوار و تهدار و کار آ گاه بوده » بحسن صو رت انجام با فته است وگاهی که برعکین آن بوده , بنی چردها عصیانها نمودء وخراب‌ها رسائید »و در چدان وقتها, دولتهای غربی »استناده ها کرده اند . ( این راهم بکوئيم که دولتهایتصاراي اوروپا, از زمانهای بسیار قدیی درصدد محو کردن اسلام ».وزتقاثی دادن قدس شریث را از دست مسلما نا ن افتاده یودند, بارها بار حمله ها و .جومهای شد ید اهل صلیب؛ بربلادادلاهبه بوتوع آمد . اما » هیچ صرفه یی ثبرد ند .اعذا چون دیدند » که‌قوت شدان کافی نمی آید, به افزونی قوت خود افتا دند . عام فن صنعت رار یز خود سا خته یگان یگان ملکها ی اسلام را از آسیا فافریةا بدست خود شان در آور دند . د ر وقت حاضر بچنان درجد قوت و قدرت‌خود را رسا نیدند » که‌امروز روز , تنها به رهائی دادن قد س نی »بلکه برهاثی داد ن تمام کره ز مین از س‌اما نال اتقا ق کرده ال ) . والحاسل؛ دوات عایه عث-ا نیه, بابسی تهلکه های عظیمی , افتان وخیزان موقع خودرا محافظه کرده توانسته است, وای برای‌تشبثات‌عظیحه یی که اورو پائیعا د رراء قوت و ترقی و بر تری خود شان بر آن اقدام اموده اند » هیچگونه‌اقدامات فعالانه هی بکاربرده نتواسته‌اند » کهنظر بموقع عخوان خلاف_ت اسلا م یه ؛ ۱۳۸ مقالات هحمود طرژی خود شاد ؛ برحال واستقیال عموم اسلاسیت نتيجه هىا ی آن شمولیت داشته باشد . مفلانه برای بیدار کسر دن و به | تحاد آوردن هسلمانها وثه برای رسانیدن خطوط اتصالید , خودرا به آنها وغیره هیچ يك تشبقی تنمو دند درحالیکه , کتابه‌اورساله های‌مطیوعة-صورة دینیتعبارا, که بواسطه مشیثری های شان , به‌داث عثمانی به تشر شدن آغاز آهاده بود . در استانیول, هنوژ مطبعه‌ها , یعثی چها پ خسانه هاراء بنظر بدعت فرنگی دیده , کتابهای مقد سه رانی بلکه کتب فقهءهوغیره را نیز بچهاپ کردن اجازه میدادند. تعصیات بدر جه‌بی بو د , که برمهتفنین فنو آن حکمیه و عقلیه بی که مدار ترقی بدان است ؛ حکم زندیق ودهری و طبیعی را میکر دزد . اگر چه آغاز نظام جدید عسکری درسذ, ۲۲ , یعنی تقریبا يك عصر پیش ازین اول بار در ز مان حضرت سلطان سایم خان ثالث وضع گردید ولی هیچ قرار وثباتی نیا فته , تا بز مان سلطان محهود خان نی ( که جدامجد اعلیحضر ت ساطان سحمد خان‌خامس.وجوده میبا شند ) عسکربی نظام یئی چری( که در يك وفتی از منتظعترین عسکر های دئیا شعر ده سمی شدند) دراحرای خرابیها بر وی کار بودند » در زمان ساطال سفارا یه دکفلم مرفوع شده ظا م جد ید عسکری قرار پیدا کرد , حال آنکه درآدوقت, نظام عسکری دو لتهای اوروپا بدر جه سر مشق جمله عاام شده بود وبسیا ری از ممالك اسلامعه از دست برآمده بو د وا وروپا بد ر جه اعلای تر قیات صئاغیه و علمیه واصل شده بو د ! از آنءعر دولت عاوه ‏ به ترقیات عصریه مدلیه او روب.ه آغاژ نهاد , ز برا مفالات محمود طرژی ۱۳۹ ما سس تسش د ید که بدون آن , چارهٌ گذران باعسایگان سکن نیست , د رحا لیکه , شکل حکوست عبارت از يك پادشاه وياك وزیر بود, دوایر حکومتی تشکیل دافت.د ر زمان ساطان مغفور عبدالعزیز خان , چنانچه عسگر بری عثمانی تکمل نمود , قوه پحریه عشمانیه یز خوب مکملی یافت. نظامهاء قوااین»دوایر رجال‌سیاسی و اداری عظیمی بوجود آمد. مکتب های ستعد دبا ز شد مکیب حرلیه تراقی کر فت بعداز آن انقلابات عظیمه‌دا خایه وخارجیه,ظهور زمود . اسرافات بی اندازه ساطان منجر بخلعش کردیده بعداز شش ماه سلطنت سلطا ن مراد خان خاسی ؛ سلطا ن عبدا لحمید خان انی برتخت سلطنت چاوس نمود . درروز اول جلوس, اول‌امر واراده او بر وکلاء ووز رای دولت‌این بود : ,برای د رست ساختن حال دولت» وکرفتن امبتقبال آنرا در زیر امنیت, به اتفاق محتاج ميباشيم . در نظر من , اتفا ق برهرقوت فایّق انّت . اتفاق سیبا ید که از هیثت ‏ وکلا آغاز کرده » طبقه‌بطبته در ذهن ه رکس‌باید جسایگیر شود . اسور دوات را نیز بهمین نقطه متوجه باید نمود. چون ترتیب این انجمن» بر مقصد تاسیس دادن یاگ‌رابطة زوال نا پذیری» درسابین خودشها » متبی میباشد , از آنرو اسید میکنم که شما نیزاین نیت مرا, بخوبی‌تلقی میکنید . بنابرین» برشما اسرو توصیه میکنم , که مسئلهاتحادرا دایمابه آ ثا ر فعلیه خود تان اثبات کنید » . درایتوقت دولت علیه عثمائیه بتمامهايك شکل حکو متهای «نتظمه را گر فته بود . دوایر حکوستی , وجود جسم دولت را عیذاً دانند دیگر د و لتهای متمد ته تشکیل داده بود , دائند « مدحت» پاشای مشهورء یکدل سیاسی سهیبی » رئیس وکلا بود, نظارت داخلیه‌و نظارت خارجیه دوبازوی آن‌جسم‌بوده, ماایه» ماشین معده ,ٍ وقوه‌عسکریه بر یه وبحریه, قدمهائیکه برآن‌برهاو پنجه های مدافعه آن جسم .۱۴۰ مقالات محمود طرژی ] ۳0 هیبت نهارا تشکیل‌داده بود ؛ ژمام اداره این دایره هابدست دپیلوماسهای باعلم‌و ذ کابود . افسرها ي بسیارقابل مکتب دیده باعلم و فن , وار کان حر بهای مکمل آنوقت وزمان را ما لك بود , ابا ءصیاهای صر بسقان »و قراطاغ , ود یگر جهتهای با اقا نها , که بد تحریا رو س ودیگردواتهای اوروبا » از بسیار وقتها برپاشده بود, دوام سیو رزید. محاربة مشهون قلا کت آور روس آغاز نمود , درین عدخام دو ات عثه‌انیه بیاث حال بسیار مشکلی در بانده بو د, همه اوروپا علی الخصوص رو س , بهحه‌حال؛ مضمحل نمودن عثما ی ر ا مصمم نموده‌بود 2 , تنهادولت انگلیس بود, که باعفه‌اذیعاونت کردن میخواست و لی اوهم از اجرای این عاجزبود , در بن سحاربه , دولت عشمانیه مضءحل‌شده فلا کته‌ای عظیمه مادی ومعئوی , بر او وارد کردید ۱ چنا زچه بسی ممالاا زد ست شان بواسطة اجانب برآمد , از دست خود سلطان نیزء بسی آدمان کا ری وطن #رور ضایع شده مجاس میعوژان بندشد, آسورأت دوات‌بدست یلك چند اشخا صیکه ساطائرا در زیر نو خود در آورده بودند, افتاده , سلت ودو لت عشمانیه, بدرجه نها بت گرفتار آسد آوه بحریه عثمانیه ,سر اسر معدوم گردید . بعم؛ فیه » از دیگر جهت ؛ بهزار ها مطبعه هاه مکتب‌ها بروی کار | مده » بسی ارباب علوم‌و فنون »و کتا بهای علعي و فثي " وجود کرفت, مشاه معارف ؛ درزمان خاقان مشا رالیه به‌درحه‌یی ترقي یافت که هیچ يك‌از تربه ود خی ازهما اكعشمانیه بی سکتب تمائد » ودر ذ کوروا ناث مات علم و فن مپذول و رایکان گردید " ولي قهرو تسلط پر خوف‌وبوم مستبده جلادا ته سردمان قصر «ییلد بز» چنات يك کا پوس مقا لات محمود طرزیک ۷۱۴۱ بلا یی بر ملك و ملت اندا خته بود که نه ازان‌عام و فن » ونها زان مکتب‌وارباب دااش وسخن » هیچ امتفا ده بی نمي شد . ارو پا - غیر ازانکه استفا ده ه‌اي عجیب و غر ببی از خوف ور عب پر او ها م » سر اي یلد بز در مما لك عشما نیه میکر دند » رفته؛ به اینوم قداعت‌نه کرده و سستله شرق رابغ‌انهگرفته قسمت کردن ت رکیارا در مابین خو دشان قرار دادن وابتد ای قسمت را از « ما کد و نیا م آغاز نموده بودئد که ۳ ازطرف جمعیت خفیه که بنام اتحادو ترفي» ازیسیا روقتها تشعیل یافته بود . « مشروطیت و قانوناساسی » اعلان گرد یده , « منطان محمدغان خا س » بر تخت سلطئت جاوس نمود . اگر چه این ازعلاب عظیجه : یک مکنهسو قتی درتعصمو ات اروپا وارد 1 ولی بعد ازان اند کی دا نستند ,که. اک ادذا فرصتي فوت کردند ء ت رکیا ازدال‌مقاسمه شدن بیرون خو هد شد . ما ندم ب کار آغاز نهادند. بوستیان, هرس وک بلگراددفعته تجزیه گرد ید, طراباس غرب» ادرنه » بن غازی , رودو س » و الحاصل يك شور رسدا خیزی بران ما لك بر پا گرد ید ِ مصییت دا یگ لیا اتفاقي ملت عوجافي شاد که همه مسله‌انان عالم رادريك گرداب یاس و حزن پراند پشة سمتغرق نمود و هم, درعون زمان, عم ماما نان‌رابرحر 5ات و باصد اورو پائیان آ گام وبیدار ساخت که مجبو را از یکد یگر خود سوال باید بکنند که« ایا چدبا ید کرد» ؟ . حالا یکتد ری بسوي « ایران» که وه ط حزیره است زظر کنیم بیینیم ده : ابر | نيا ن ۲ با چه کر د اد ٩‏ ایران , يك سملکتي اس تکه تا زز مانهای بسیا ر قدیم دو لتها ي بسیارجسیمي دران تشکیل دافته م 9 بسی مها هیر عجیب دوغر یچی پرورا نیده است که در ینجا از احوال قدیمه قبل الا سلا م آن » واز ساطنت های مختلفه معشکله بعد ازا سلام ۱۴ مق لات مود طر ز ی دران بحث‌نمیرا نیم ۰ زیر امقعدها, ۳ ریخ و ی يم پاکه يك سول استفهامی | یست پیش ازهء 4 جیز رین زقط ده یاو مد هشي ۲ 45 در مثا میات عمومی عالم ۱ لام ۶ متعایی ابران حلب انظار دقت را موشما زد ‌ و بی‌گله اتحادو ترقی اسللام 1 را تا میا ر زدا نها به تعویق درا ندا خته است م ضما نا تفر قه مهب است , چناب‌شاه « | سعیل صقوي » | گر بيك نظر دوربینی این حال‌امروزی, عا لم اسلام را مید ید م ف فود | نست ء هیچگاه با مذ هب جداگا ند دیگری | علان ساطات بیکر د 1 وید هب شیم را ده # نامب ری ایران مین ود ۳ درا توقت ۳ اوئیز به ایئمعا مله بجیو ز بود , زیرا یکك رقبي مانند سلطان سلیم عثما نی , در مقابل خود دا شت وبدیگر صورت 45 مقا بل باقوت خلافت بياید ؛ ممکن نمیشد ؛ مگر ایک او آوزژ یکت خلافتی تشکیل کند 6 وآن دعر تیش 7 مگر که کف مذ هب جداکااد بی اعلان نما ید » زیرا در یک مذ هب دو خلیفه نميشد | اپشست که این انشتاق مذهب 1 ۹13 صر ف یک | میا س‌ بو لتکی #ینی بو د ۳ بک زتیحه وخمه‌ی دربو لقیک | ستقیا لاتحاداسلام نشان دادازاوایحل عصرد هم هجری, تا به ایئو قت ها , عر انقدر عاو می که تداول وتدریس و تحصیل یا فت , عرانقدر اریا ب علوم ودا نش ده سر رسید , وعر انقدر تالیفات وتصنیفا نی که بو حود 1 آبند م وهرآنقدر احراآت‌و تعبیقا تی که بعهعل آم د , و هرانقدر پولتيك وسیا سی که بخرج رقت ء هد‌گی برا با س ضد اتحا د + و مجلی برتقر بق و تبعیض و تبعید از همدیگر بنا و بئیاد دافت , تا بدرجه یی رسید » که نصا راو بهود را » عوام ایران افضلتر ازستی دانستند م وکذالکث عوام .نیم شیعه‌را همچنان شناختند , _ 2ت حمتت هس تح کحم مقا لات محمو د‌طر ز ی ۱۴۳ ی سس وین حقیقتا این یک مصیبتعظیم عالم اسلامی شمرده ميشود. ایکاش کهآن اچتها دات نیز براساس جد وجهد » وشجاعت وشیردلی » محبت ودلنیه و ملیه مو دس میبود . هزارافوس که‌آنهم یود . افضل‌طاعات وعیادات ؛ سب وشتم بعضی گذشدگان هزار ساله > ونوحه کردن و زار زاز گردستن عمری ء برای واقعات‌بسیار | لم‌انگیز فجیعه گذشته شمر ده میشد , آ یا يك مات وقو می که همه عمر خود را بیکگ ماتم ونوحه وگربه بسرآرند » در دلها ی ان چسان یک اثر ز ندگی قهرمانانة دلاورانه بی باقی وا میا ؟ خدا دانا وبیناست» کدما این سخنان را از تعصب , بطریق طنزوطعنه‌زمیگوئدم زیرا ء بدین ومذهب کسی هیچکاری نداریم * وهم وقت تعصب وطعن باقی‌نمانده, چونکه آنشهاياو پها و تفنگها» ودر خشند گی‌بترئیزه هاوتیفهای اورو پابر عحو م عا لم اسلا م متو چه شد ۰ » نه بر خصوص . مقصد نا ۶ "تنها يك تفحص و تنجسس | حوال سمالك اسلا میست , که برای سوا ل استفها سی « آیاچه باید کرد؟ » يك زمینه تطبیقی ند ارك کرده بتوانیم. اگر چه بعضی از اخلاف شاه اسمعیل‌سوصوف ؛ ابن نکته سهمهٌ راد رک کرده» رسیت مذهب‌شیعه ترلك نمود » ولی چنان‌رسوخ وتمکن پیدا نکرده بود که زایل شود . انجام‌وختام دولت‌صفوی:بیک‌درام فجیعی خاتمه پذی رگرد ید , افغانها قیا م کردند و برایران هجوم پردئد . دولت صفوی ر ابر عم زده » ایرانرا سراسر در ژ بر ضیط آور دند , اگر چه دو بارد ولت عقما ثیه » در حما یت آن کوشش نمود ۰ » با | فغانها محاربه نمود» وباز دولت روس نیز عیناً ههین معامله را اجرا کرد» ولی سود مند نیفتاد , اگر در آنو قت ءافغانها وعشمانیها » د ببلوما سیهای دورا ند یش دانشمندی را مالك مییو دند» به بسیار سهولت وآسا نی سیتوا زستند , که يك‌دولت ۱۷۳۴ مقالات محمود طرژی مستقله بسیا ر متینی از خود ایران در ابران تشکیل بدهند : و اختلاف مذعبی را رفع نموده » درسیاست يك اتفاق مثاث تجاوزی وتد افعی بسیار متیئی » عقد کرده میتوا ستند , در این اثناه "از اقوم افشار ابران » نادر نام بك قهرمان‌جسور ودلاوری قیام نموده ءافغانارا از ایران بیرون کشید ؛ ودرا یران » ساطنت خود را اعادان نمود .غیر ازایران »افخانستان وما ورا- الغهر را یز ضیط وتسخیر ؛ وفتو حات‌خود راتا بهند وستا ن تو سیع وتدید نموده است » ولی دولتی که اوتشکیل داده بود؛ بعد از خو دش 4 پا ید ار فشده محوو متقرض گرد ید * چنانچه در افغانبتان »دوات «در ائیة افقائیه » » اژطرف «احمد شاه ابدالی » تا سیس فبشراد یافت » در ایرانتید | زطرف - « عبد| لکریم » نام يك برد پا حقا یت هو شمندی » دوات ز ند تشکیل گرفت ؛ که آنهم در آندلك مدتی آئقراض"یانته» «آقاسحه‌دخان + ام يك شخصیکه به «قاجار» نام يك قبیلة ت زکمانجهت شیالی ایران منسوب بود » ظهور مود .و دولت تاچار یه را که امروزه روز بر قرار وبردوام اسث » تاسس و تشکیل داد , بعد | ژآقا محمد خال «فتحلی شاه» , وبعد از آ ند شاه » و بعد | زآن جتا ب « ثاصر الدین شاء , وید از آن مظفر الد بن شاه ؛ طات منو | هم » بر تخت ساطنت ایرا جلوس نمود ه اند . زما ن سلطنت مرحوم فا صرالدین‌شاه » بچنان يكراحت وآسایش داخلی‌وخارجی مرور تمودة که ایرا ده نظیر آنرا کمتر بیاد میدهد . درعین ژمان ؛ بچنان عطا ات وتن پروری و بیخاری گذشته » که انساثرا حیرت دست مید هد ,جلوس بادشاه سغتور ایران » باجلوس ایمپر اطور حالائی اوستر یا مجارستان «قرا نسوا ژوزف » تقر ییا تقرب دا رد , پس چون این دوظ وف زان را؛ در او ستر یا وايران‌قايسه‌نمانيم» مقالات محمود طرژی ۱۴۵ در پیش آن فعالیت‌و این عطاات » بجز حیرت دگر هیچ چیزی نمی‌يابيم !در حالیکه بظرف سی چهل سال » در او «تر یا مجارستان »بهزار ها مکتب ها» دا را لفتونها ؛ صنایم خانه ها ء کتب خانها » انجمنهای علمی »بوجود آسد ؛ در ایران‌هیچ اثریکی از آنها دیده نشد, در حالیکه در او متر یا مجارمتاك " کشتیه‌ای‌بخاری متعددی برای تجا رت وحرب ساخته شدء در ایران » يك فلو که یی هم بوجود آورده نشد . با وجود یکه ‏ و ستر یا ؛:قدر ایران بحررا نیز مالك‌زیست . د رحا لیکه مات | وستریا » بهز | رصافابر یکها,» و دار الصناعه ها و بختر عات عجمب وغریبی را مالك گردیدند» ملت‌ایران»بجزاینکه بعضی صنا یعهای قدیمی خود شانرا »مانند قالین باقی وغیر نیز از د .ت داد ند» دگرهیچ چیزی‌نیافتند . د رحالیکه دولت استز یا" قریب يك ملیوتعسا کر منتظم‌معلم پرطوب وتفیگث؛ و بصد ها افسر ها وار کا ن حربها ر امالك گردبد » دوات ایران؛ د رپی تدا رلیکی از ینها ؛ ادنی انديشه بی هم ثل وانید . ما از آن يك غند دو ند عسکر مختظمة | یران بحث نمیر ائیم " ز بر | آثرا از و تمیدا یم ,,. ... حال آ نکه در همان عصر » افغانستان, دو راز همه گان ؛ نیز » بقد ر لك عسکر منتظم معام طرز جدید راء با سلاح همان وقت »بطرز بسیار مکملی‌تد ارك کرده‌توانسته بود. مر حوم مظفر الدین شاء ؛ بادشاه بیدار مغزی بود .اکر چه برای لك و ملت خود »؛ +سصی خیر هاو املهای نیسکی مسد نظر د اشت » ولی‌اجل اماثشش نداده , با همه آ مال وآرزو ها ی خر خوا ها نه‌اش‌ درز یسر خالك و پنهان ساخت . «بحمد علي شاه » يك ناخلفی برآمد. هرآنچه که پدرش کرده‌بود,سراسر بضد ۱۳۹ مقالات محمود طرزی آن حرکت کردن گرفت. اخقلاف عتلعمی, درسایین او ومات بوتوع آمد. د واتهای رقیب شمالی و جنویی ایران؛ فرصت را غتیمت دانسته, یکی آنراودیگری‌این راء آزد های سنافع شخصيةً حرص پرستی خودشان ساختند»و کردند؛,ومیکنند, هرآنچه کردنده و میکنند که یوسیه و قوعات آن درزیر زثار ماست» و آن ح رکات‌هو و قوعات است : که موجب این موال استفهایه «آیا چه باید کرد ؟, میشود . حالا یکفدری» بسوی آخر جزیره ؛یعنی افغائستان ؛نظر اندازيم به بیتیم کد. وا ذیان ۱:۲ حه کر داد ؟ افغانستان یك‌قطعث,بزرک آسیای و سطی است » که تاریخ اژ زمانها ی بسیار قدیمی موجودیست‌آنرنشان سید هد . قوم اففان نیز ازقوسهای قد یم دئیاست" که تا از زسانهای پیش و ادیان» د رهمین قطعه افغانستان» کدد رانوقتهابکا بلستانوزابلستان» معروف بود ؛ سکوژت دارند. قعبهشاه کابلو زال و رستچ و کك کو هژاد وغیره » از حکایات اساطیرالا ولین آ فست, حتی بعضی نام پهلوان -شهوریکه د ر تواریخ قدیمه به« پشوتن»بد کور شده است؛ا ز کلم , پشتون» با «یختوت که‌ثام اصلی افغانهابزبان خودهان است» ماخوذ پنداشتهاند . یعنی «پشوتن» پشتون (یعنی افغان) بوده است ! قدیمترین مورخین دنیاء«هرودوت, بوئانیست» که به ابوله و رخین مء‌روف است, موُرخ مذ کوره در تاریخ خود که‌چارونيم عصرپرشتر ازسیلاد عیسی علیه السلام نوشته از زبان «اسکیلاقس, نام‌سیاح یونانی » کهاز طرف اسفندیاربه انطر قهاماسورآفرستاده دم بود» نام افغاثرا به ادنا تحریفی,ذ کر کرده«اغاوان, نوشته است, که آغاوان مقالات محمود طرزی ۱۴۷ نیز از کلمة «آسوغان » که بزبان سانسگریت بمعتی رسوار, می‌آید»غاط وتحریف شده است »والحاصل» ما از تفصیلات تواریخ دیع افغانی وغیر افغانی که‌قبل از سلطنت درانی درآن تشکیل یافته نیز بحث نرانده » تنها از ابتدا ی سنه (. و ب) بحث ميرائیم و می‌بینیم که درینقدر بدت چه کرده اند . بعد از وفات «نا د شام مشهور ,احمد خان م که از اسراء‌قبایل افقائیه » وار روساي طایفه صدوزائی ابدالی درانی‌بود» اعلان استقلال نموده شهر «قند هار» را آباد » وپای تخت‌خود را درآن پئیاد نهاد. همه قباایل و عشایر افغاثية اورا بعنوان «احیدشاه‌پا با ءبه سلطنت قیول کرده؛ بفتوحات وتوسح بلاد آغاز نهاد .د ر زمان لطئت احمدشاه ءغیر از همین دایرة حدود موجودة اسروزی انغا نستان يك قسمی از ایران وهمه سیستان و تمام پلوچستان وسند و يك قسمتی از هندوستان وایالت کشمیرید و لتاففانستان» سلحق گردیده ؛وافغانستان" یکدوات بسیا ر جسیمی درآسیا تا سیس وبنیاد یافت»ولی هزار افنسوس؛ که در زءان پسرجانشینش( تیمورشاه) دولت کوچکت ر کرد ید . پای‌تخت نیز به کا بل انتقال نمود.بعداز تممور شاه » درما بمن پسرانش,به سیب بلای کثرت زوجات»و افزونی شه‌زادگان ؛ وعدم تریه کامله‌شان؛ ۳ اتفاقیها وخانه جنگیها و حمدیکر خودشانرا کو رکردنها» که‌از نادرایرانی‌برای شان سرمش مانده بوده میدان یافت .مه‌لکت دچار هرج‌وسرج گردید. بلت افغانیه درسا بین این جنگهای‌سابین خود شان»با همدیگر د ر آویختند خونها ریختند . تخمهای عداوتها درهایین همدیگر شان کاشتند .درعین زمان »وسعت‌سلکت نیز کمترشده میرفت . درین انا ؛انگلیز ها نیز ازطرف شرق به افغا نستان‌تقرب‌مینموند. یگان‌یکان مناسبات با شم پیدا می‌شد تا آنکه «شاه‌شجاع » که آخرترین پادشاهان صدوزائی ۱۴۸ مقالات محمود طر ذزی از ذریت «احمدشاه» بوده بحیلة سیاسی انگلیز ها گول خورده »و قا ند و پیش د ۱ ز اردوی مکمل انگلیز را ءدرافغانستان ادخال بمود. مردیان افعا نستان»ازین داغل شدن اجنبی غیردین» درخالد مقدس وطن شان» واسا وت خود رابدت انگیزان رم و ابا نمو د ند , ایتراهم بگوئیم , کهازطائفه‌محمد زائی‌د رانی»سردا رباینده‌سحمد خان»ماقب به «سرقراژ خان»؛ يك راد سرد ايك‌نهاد خجسته سوری‌بود, که ازامری بسیا رسهم وع-ده‌وزمان شاعان‌صدوزافی ءشعرده می شد . این ذات» اولاد صیاحب رشدو اقتدار بسیا ری‌را ما لك بو د. در افاخر سلطئت صدوزائی »از اولاد سردار پاینده خان موصوف , که به‌تیغ حجوروستم شاه ز ما ن بقل رسیدء بود »وبعد ازان پتتر بزر دش «و زیرقشح خال» نیز ازدست:شاسحم د» کخته شده بود. هم مردم‌افغانستان»ازظلم واستید ادطایفة‌صدوز ائی ر وگرد ان شده طا ین بحمد زاثی" يك ا-تعداد وقابلیت عظمم سلطنت را مالك‌شههبودزد. بناآ علیه انگیزان «سردار دوست محمدخان» را که موخرا باقب‌امی رکبیر پاٌشاهسستقل کل‌افقا نستان گرذیدند» وبائفود ثرین وهودم‌زدترین ههة برآدران‌خودبودن یا همه اولا د هاوعالها ویعضی از براد ران شان توقیف نموده» پهندوستان بحفوطاً فرستا دند.بکر بزرگترین فر ز ند آن شان سردار محد | کبر خان» که‌بلقب «وزیر » ملقب‌بود» بيك تقریبی بسوی تر کستا ن پفرار کامیاب‌آمد؛وا ز ] نجا غودت تموده/وبرروساً و عشایر | قوا م مختلفه افقائیه, بیان ناسد هانشر فتبلیغ نموده , همملت افغان عموماً اعلان جهاد کر ده در زیر کعان افسری شهزاده مذ کور باانگلیزان بحرب آغا ز نها دند , انگلیزان "برسا لك شدن شان براتغانستان» چنان امین وخاطر جمم شدوبو د ند مقالات محمود طرژی ۱۴۹ که عیان واطفال خود را نیز آورده »عادتاً توطن وتمکن تام ورزیده بود ند,ولی , غافل از اینکه در افغائستان , بجز افغان دیگ ر کسی توطن کرده نمیتو اند . . این محاربه» نتیجةُ وخیم و فجیعی بر ای انگلیزان بخشید.غیراز مردنو ز ان واطفالی که اسیر شدند ءباقی همه عسا کر نظامی انگلین از طوپخانه ورساله وپیا ده؛ از کابل تاحلالآباد» عمو سأبقتل رسیدند. تنها يك دا کتر انگلیزی بود» که بحا لت نیم‌جان, بجلال آباد رسیده» خبرفلا کت آور محوشدن ار د و را بعفر زة جللا لآ باد رسانیده توانست.شاهشجاع مد کوره | گر چه درآ خر ها » برد سیسه انگلیز ان و گو ل خوردن خود کسب فقوف کرده توانسته یود »اما, پیش ز انکه يك چاره‌یی بتواند از طرف بعضی سرداران افغان بقتل رسید» وحکوست صدوزانی بر و ختم شبد , مقصد ماچون‌تاریخ نویسی, نیست از اثرو اجمال و اقعات را سینو سیم . اجمال این‌وقوعات , برین نتيجه داد , که حکوست انگلین به هند اسر ای خود شانرا " با اسرای افغان میادله کردهء امارت‌ستقله امیر کپیر جنت‌بکان! علیحضرت اسیر دوست محمد خان را تصدیق نمودندويك بعاهده یی عقد نمود ه, امیرسشار الیه را بکمال اعزاز وا کرام‌بدار السلطنة کابل روا نه کردند .. زمان سلطئت اسیر کبیر , به بسیار راحت ورفا هیت تامی سرور نمود . اگر چه در اصلاحات داخلی ؛ شش بلیغی مصرو ف گر د ید ,وتماً م سما لك محروسه به ااداوه‌ب رکزية دا رال لطنة کابل بربو ط شدهءافهةا نستان یکدولت بااقتدا ر مالك الرقابی گردید ولی در سیا ست خارجی هیچ غور وتدقیقی وبراي تعلیم‌وتر بیه عمومی هیچ تشبث وا قدامی بعمل نیا مد . بعد از وفات امیر کبیر, با ز بلای‌بی‌اتفاقی‌برادران وخانه حنگهای خانمانسوز ۱۵۰ مقالات محمود طرزی ويران کن خاندان»درسابین پسران‌امیر کبیر در گرفت .مدتیسملکت پا مال‌هر ج وسرج, قتل وقتال همد یگرشان شد,د راین‌فرصت ها بود» که بلوچستان‌وشا لکوت ودیره ها فپشاور وغهره از د ست برفت. . ایتراهم بگوئيم, که‌یگانه سوجب این خانه جنگیها»وبی انقا قی برادران‌ازد ء چیژ ید . یکی‌تکثر ژوجات بود, ساتعد د زوجات نمیگویم» تکثر زوجا ث میکو نم, زیر | تعدد زوجات عیازت ازهمان چهار زوجه سیدوده ایست؛ که‌شعریت آثرا احقیا طا در زیر بعضی شرایط م وکده جواز داده است.ولی تکثیر زوجا ت رت او وجهل زوحه انت که‌ار ه رکدام آنها يكيك ولدصالحی یاطالحی عم بدنیا با رد ! این بی‌اتناتیا ولاد های.انبا ققا از ابقدای طفولیت آغ] زمی نها د ء ر قا بت‌ها و همچشمیهای‌داده ها ولاله عا ودابه عا, از آغاز کار اساس ثفاق را می نها د . دیگر این که»تربیت فتعلم شهزاده گان»بصورت| کعل اجرانميشد. بمجردیکه بدئیا آمده‌بودند ؛سردار صاحب گفته /شده» به‌انواع لهوولحهامشغول می شد ند ! تحصیل علمی شا ۱۶ کیر تا بحدخوا ندان کت یفازسی»ونوشتن يكامرو احکام‌متحصر می‌ساند , از احوال عالم خارج »هیچ وقوف ومعلوماتی نمید اشتند .ذا تا ییخبری وبیءنمی عمو سی , چنال حکمفرما بود, که‌هیچ کسی ازان رهائی ند اشت. والحاصلء اگر چه اخر الامر سلطنت افغائستان بر امیر شیر علیخان مرحوم‌قر از یافت, ویاز همه اففانستان ,بيك س رکز مستقل مربوط گردید» و بقدر شعت وهفتا د هرا ر عسکر نظاسی تعایم طرز حدید حاشرنمود , وتایک‌در حه یی ۱ صلادا ث مد نیه بروی کار آورد, ولی موخرا یتایر خطای سیاسی که پیش‌آمد وااهم عبارت از گو ل مقالات محمود طرژی ۱۰۱ خوردن بدسیسمد ولت‌تزاریو اعلان حرب نمودن‌با دوات انگلیز بود»مغلوب گرد ید وبع رکستان رفته در مزار شریف وفات یا فت . پسرش امیر محمد یمقوب خان , کهبعد از حبس چند سالة پد ر خود از محیس بر آمده »در چنان وقت بسیار نا زکت بر تخت حکویت جاوس‌نمود » ازسراه‌یه‌گی حمس خانه چند ساله وسوهء‌استشاره بعضی مشماورین وقر باي نالایق»يكها هد بسیا رسضرو غیر نافعی با اذ گلیزان عقدانموده ء که‌نتیجه آن‌قتل کمناری وسحبوس شد ن‌خوداو و بهندوستان فرستادنش منجر شده »دفعة دوم» انگیزها افغانستانرا استیلا نمود ند . جنرال روبرتس مشهوز, در کاپل انتقام کمناری‌را بهانُ گر فتة یکداری بر پا کرد, ودر هر رور پنج د‌بیست ظلومان وطن را بر دا کشیدن گرفت, بعضی‌از خا نان وطن دین وایمان ووجدان خود راءازدبب بیعلی وبیخبری‌وطن وسلت‌ودیا نت شثا سی بيك یف دنية دایوی» سودا کرده » انواع‌دنانتهاي وبی شرفیها اجرا کرد ند, که صحایف تاریخ افغانستان تایه ابدنامهای‌آنها رام به لعنت‌یاد وتذ کار خواهد کرد . اهالی» عموماً برانگلیزان قیام کردند مها اهر طرف,,االژن‌جهاد نمودند. زن‌مرد, پیر برنا, هرکس که دستش سللاحگرفته بیتوانست » بمیدان حرب‌خود را بر تاب کردند. در هرطرف؛ برانگلیزال هنگاهه رستاخیز بر پا گردید. مه اردوی انگایز درقلعة مستحکم شیر پور»که| ربر شرعلییخان مرحوم آنرا در نزد يك‌شهر کا بل؛ بيك وضعیت‌حریبه بدیار مکملی , برای‌يكاردوی عسکری‌افغانی انشاء نمود*بو» بحصورگر دید. درقندهار ثیز» اردوی شا محصور بود ,تهلکه و فلا کت سا بقی که بر | زگلیزان پیش‌آسد» بود, درینبار نیزهشتر | زان آمدنی بود ءز یرا د رین انا هاء خبر د هشت ار گذشتن خاقان مقفور اعلیحضرت ایرعبداارحمن خان»طآب مثواه‌از نهر آمونیز سانند يك صاعقه بی در رسید , ۱۰۲ مقالات محمود طرزی در حالیکه ملت اففائیه.يك پاد شاه و سر افسر بزرگی را مالك نبوده‌اینهه حالهای فلا کت اشعمال راءبر انگلیزان‌بر پا کردزد»و چون ابتچنین يك قوهاندان جلادو شجاعت شا بسیار جسور وجوانمردي»مانند ضیاء العله‌والد ین ؛ امیر عبدالرحمن خان برین سلت دطن پرور یاغیرتی, که مانند شیران گرسنة بخون دشمن وین تشئه عموم] بربا خواسته اند پیدا شود, آیا چه شور وستاخیز ثیست که برپا نگردد؟ دوات فخیمه انگیز؛سیادست خوبی بکار برد برده پیش از آنکه اسر مغفوربسوی کابل حر کت ند بعضی ازهامورین مخصوصی راءبانام مخصوصدی یکه مینی بر مصالحه‌و معا هده بودءیجشور شان فرستاد ند عنگامیکه ذاتاعاحیضرت خاقان‌مغفور در چاریکار کوهستان تشریفی آورد ند , تقریباً مه لك مردم پا سلاح» از اهالی و يك مقداری از عسکر نظامی, بمعیت شاعان شا موجود بود. بعد از محاهده نام کهدره زمه نام موقغ عقدگردید, اردوی انگایزءاز اففانسنان به محافظت تمام اخراج گردیده؛ زمام ادارةُ دوئت افغانستان»يك کفایت با اقتدار بادشاه دانای سیاسیآ گاه جسور غیور درآمد,حالا دزینجا ا کر بکو یم که درینواتعه ذات اعلیحضرت خاتان «غفور يكحق بسیار عظیمی بر دوات فخیمه اذگلستان‌دارد هیچکس. آثرا انکار کرده نمیتواند, زیرا اگر تضیبق مینمودند, بسی فلا کنهای‌بزرگی براردو ی دوت انگلیس وارد سی آند. اکر دوات بهیه انگلیس دعوا کند, که حقرق حکمرانی افغانستان را تصدیی کرده است؛دولت علیه افغانسان تیزهء‌این‌حق خودرا ثابت میتوازد, که اردوی اور ازعادلد محقق جات داده است. , این يك دور تجددی براي افغانستان بود زیرا بعد ازآنکه يك دولت اجد ی ملکت را استیلا نمود, سر از و با هدولت مستقله |اققا نستان؛ تاسیس وبئیاد یاقت,در مقالات محمود طرژی ۱۰۳ دت سلطنت سنیه‌خاقان مغقوره احرات و ترقیاتی که بروی کار آمده د رینجاموضوع بحت نه مينمائيم, چونکه حنوز از خاطر ها فرا موش نشده, بظریق اجمال»اینندر میگوئوم » که اعایحضرت خاقان مغفور اففانستان رايك دولت‌قوی ااشکیمه بسیار باقوت‌واقتداری, با همه ارتعدادهاو قابلیث‌ها ئیکه یکدو لت بعظمه اسلامیه را در آسیا تأسیس وبنماد دهد وضع نمود . بعد از ار تحا ل, آن موس بنیان ساطنت, چون ثوبت حکومت بولد | کبروارشد شان ذات عنام حالائی ما ء اعلیحضرت سرا ج الملة والدین , اسیر حبیب االهخال سید » آن استعد اد دقابلبت سال پمال روژ بروز لحظه,نشو و نمای ذاتی‌خود را بظهورآورد تا آنکه د روقت خاضر مملکت افغانسعان "ذر قطعهٌ آسیا چنان یک اهمیت و وقعت عظیمی پیدا کرده» که ار شاهین ترازو ي‌قوام واعتدال آمیا شمرده شود,جا دارد و ازین است که انسان بر سوال استفهامی: آیا در چنین و قت نا زلك» چه با ید ۲ مجبور میشود.بلی | مسلمانها»مجبور اند که از همدیگر خود, دوینوقت‌این‌سوال را بکنند, ويك فکری وتدبیری‌خود بیندیشند.وتت بسیاو نازكء بییار تنگت, فرصت مفقود حمله بیدرنگ است. يك دقیقه غفلت یکروژ خسارت‌است. یکروز خسارت‌یکماه پس افتادن است, یکماه پس افتادن, یکسال عقب ماندن است* یکسال عقب باندن يك عمر اسوس خوردن است, که در انحال, همه اشجار, احجارء کوه دشت,سای فضا بيك زبان حال طعنه مال اینصر ع را خوا هند خواند. «الان قدند متا لاینفم الغدام!» ترجمه «حالا کنی ندامت و سود ی نمید هد ! » ۱5۳ مقالات محمود طرزی تس تس سح سس رس ۰ اگر بدظر غوروتدقیقی» بسوي«چه بود یم وچه شدیم»خود ماوه‌آیا چه کردند های» خود مانظر کنیم »مسئله «آیاچه باید کرد»ما خود بخود بمید ان می برآید, ب‌ضی‌دیگویند که ,ما اگر بخوا هدم اینحال حاضر خود ما را بحال هزار و سه صدسال بیشتر خود رجعت ید هیم ,اسر سحالی می اماید. آن صذوت, آن اخلاق حسنه را بدست آوردن‌به اصحاب » ویا تا بعین شدن موقوف است . آن عصر وآن زان , چون بعصروزسان سعادت نزد يك بود ,پرتو تا بش آن مهر منیراد لها را روشن , وجد انها را اف داشته بود ,اما حر قدر که از ان تسس در خشان دور تر شد ه یم , عما نقد ر ظلعت فتیر ی با زا فر اگرفته ات حال آنکه,یا این خن را يك عذر لنکک جانشینی میشاریم»و حقیقت را بدیگر زورنت جلوء گرميپينيم !ساءطلفت تیرگی و ءتٍّ ماندن خود راءاز دور شدن آن‌ئور نمی بیتیم. زیراءآن نورچنان توری ایس ت که :اپهآدام القیامث ازها دور شود. آگرآن نور؛مخحصر بر زسانه ها و عصرعا ءیبود؛ازخعبر سعادت ٍکزد با پنسو تاسل نه‌يشد. ولی سابرین ایمان آورنه‌ایم» که تور برای‌روشن‌ساختن هه«عالم راتابه اید شرف‌تزول فرموده؛وتابه اید حمهٌ عالم از آن استفاده میکند. سیب یکانة این ظاعت ف تیرگی؛و این ذلت و پستی با اپنست» که سا خود را خود ازآن نور دور انداخته ادم و بس, ترآن ءظیم الشان؛یکك کتاب مدس قویم »و یک متییاج سکرم مسستقیمییرت ۸.۵ برای هدایت و رغتماتی همه بتی لوح پشر نازل شده ایست, زار ائسوس» که پسیاری از سا مسلمانات:آل کتاب مقدس زندگی بخش راء؛ برای مردگان خود مخصوص نموده ایم وتتها برای خواندن یه ارواح مردگان‌خود پدست سيکيريي. آن کتاب بعظم را که براق شفا و رحست عالمیان نازل فرسوده شدم مقالات هحمود طرزی ۱۵6 سا تسج تجح کتاب سردگان سيدائیم | از هر جا بدشتره‌فرائت قسرآن کریم راء در سر فر ستانها" بحضور مردگان میشغویم ! محر این تست کف بروح مرد کان فرآن خوانده زشو د»بلکه مقصد | دشست که زندگان برای زندگانی خود نیز آنرا بخوانند ! همه فلا کتها و معبیبتهانیکه برما پیش آدده؛از حاعل بودن مابقرآن خود سا؛و وطیفه انسائیت خود ماءو خود یاو انسان و جهان مباشد.همه‌بی ثروتی و ناداری و مفلسی ما »از بیعلمی وبیتخبریست,قران عظیم | لشال است که‌علم را حیات»و جهل را موت و علم ر نوره حهل راطلمت ما نشان داده است. هزار امسوس که ما ترآل‌خود ر زود بيخوانيم »و زود از بر مه ُم »ولی بمعاني آن هیچ غور نیکنيم ,این سلاح حهانگیر خود رابر مقتضا ی زمان و عصر خود استعمال نمیکنيم, قرآن باست که سبخر بود ن همه اشیای کائنات رابعا تمشیر و بیا ن میکفد, پس ما اکر آن بیان موس ره خود ۳ دستور العمل اتییاد کرده بواسطة علم‌وفن؛اصول تسخیر همة اشها را برای اتفاده احوال خود ,وبلدد خود بماموزیم؛و عکم خود را بر کوهها ومعدنها و دریاها و نهرها چاری نما ئیم.جزاینکه متا بعت حکم قرآن خود را کرده باشوم» دگر چه خواهد بود؟ کردنمهای ضروری ایا خوانتا ااسلمین ! كرد نيهاي‌بسیار ضرفری‌داريم ووقت بسیار تنگگ ! هرچه که کردنی‌باشیم؛ زود بکنمم ءوروددست‌و پابزایم »وزودبیدار شویم» وگرند» زود باشد کدد رخواب شکارشویم )چنا نچه بسیاری ازماشکا رشد ند ۰ ,- اولاءقرآن عظیم الشان‌خودرا:«سیار بخوانيم, واحکام‌جلملاورار هپردنیا و ۱51 مقالات محمود طرژی آخرت سا یم ,ویرای‌آن برجلسها ی‌علهیه بسیاربزرگی ازعاها وحکه اوستفتین اسللام در هرجای‌بما لك اسلامیه تشکیل د هیم :د ران مجلسها,در ان کتابد س‌ربانی؛غورو تدفیق شدهءونکات‌سعاد ت‌آیات پرسستات آثرا؛ بععه زبا نها نیکهمسلما نان بان متکاء‌ند نشرنمو ده» پصورت‌یسیار وافری, برعالم اسلام پراگنده ساژيم,تا مسلمانعا یدانتد» کد قران کریم "نها کتاب آخرت‌وسردگان‌نیست‌بلکه, کتاب جمله کائنا تمو جوداست که بعطا فرمودن‌آن کتاب, کائنات وموجوداست رآبماعطا قرمة ده‌است. . ازجهل مابقران »۱ ست کهبانند زشوت یلفعل قبیح ونجسی راءارتکاب‌ميکنيم , دروغ میگو نیم غیبت ونفا ق و ریا,راشعا رحود میسازيم, افترا و بهتان راآلات کین و حسد مدا 42 )اخوت وهمد ردی‌وسعاوای همد دٍ گر را بان آزییخ وبرسيکنيم !وبسی کار های دی گری, که د ربیان‌ن‌آی. مدرابکمال حرنت‌سرتکب میشویم , از همه عجیتر ایذکه‌چون یك‌دو رکعت نع زنفی , يایك‌چیزی تلاوت‌تران کردیم؛ کفارة عمهآن گذا هان‌بيشماريم . حال‌آنکه» نماژاگر خوانده‌شود »تنوانفع آن‌بتفس خود انسال‌میرسد وارتکاباینچیز هاءباساس اتدمع ارزمش‌اندا زد »چتازیه نمازبتران . فرض ده اینچیزها نیزیتراننم گشده. پس‌اگر ام حقیقی قرانعظیم الشان خودمیبودیم»چنین نمی‌بوديم ! - انیا اتحاد رابقول‌قران عظیم‌الشال خود اساس‌مساك‌اتخا ذکنيم واین اتحاد یعتی‌یگانگی واتفاق‌را ازافرادآغاز کرده درهمهاقوام و قبایلو عشایرملل سختافد اسلامیه ساری وچاری‌نمائيم کهاینهم بفدا کارپها وسعیهاو کوششهای بلیغی متوقف است. چهعیتها:د ارالند وه‌ها ؛ وسجلسهاءسکتبهادر هر هر طرف محالك اسلامیه تشکیل یافتن لازم است , علی الخصوص درایام‌حج درندینة متوره ویک مقالات محمود طرژی ۱5۷ مکرسه که طوایف‌ختلفه اسالاءیه د ر انجاجمع‌می‌آیند , این اتحاد مبنی بر محافظ موجود بت وترقی وتعالی اسلا سیه‌ب‌باشد , فرنگستان را آزینه‌سئله اتحاداسلام يك هراس‌وازديشه غمراختیا ری حاصل‌سیشود حال آنکه‌بقصد ساو پلکه هید اسلام از تعییراتحاد اسلام این نیست کهاسلام برای‌قیام پرنصارا اتحاد کنند , نی ! بلکه‌مقصد | زاتجاد اسلام اتحادبرای ترقی‌وتکمل وتمدن وتءاون است. مفلا آگرمقصدازاتحاد اسلام برانگیختن اسلام‌برنصا و اباشد ازینگونهاتحاد ءغیرا زضررو نقصان دگر اصلاح ءبهبودی‌حاصل نیست ,مسلما نان‌هند وستان یاچین یاتر کستال‌را بردوات هاي بتبوعه حا کم شان بعصیان وقیام وحمله آوری تشویق وترغیب داد ن جنا یت بسیارفجیعی شمرده‌ميشود , مقصدا زاتحادآنها اینستکه بغض ونفاق‌خودرا از همدیگر برفق وود ادوا تفاق‌و اتحاد تحویل ذادهستفع وییحد! د رسحافظه قران‌وایمانومحافظه حقوق وشرف باعموم بسلمانالاتحاد کنند ودر معا رف وفنول, بد رحه قوه‌حا کم خود خودشانرا رسانیده هم‌برادران محتا و آزاد خودشانرابکما لات‌خود مستفید کنند و هم‌حقوق استزاده های‌مادیه خودشانرا محافظبتوانند , الحمدلله. ک4یوبا فمومااین حسیات تحاد یه رادرهر هرطرف‌میان‌سسلمانان بنظره سرت افتخاره شا هده میکنیم . قران‌عظیم الشان اتعادراامر فرموده. بس م‌دور افتادن‌ازمعانی احکام قران کریم درهرطرف چود‌نظر کنیم مساماناا رااز اتجا دواتفاق دورترسی ببئيم . ممالك عشمازیه را د ريك گرداب بی‌اتحا دی‌وبی اتفاقی مستغرق می‌يابيم ایرا ذراا زان‌هم بد تر. افغانستان مابعلو م که زائیهاوخیلها وطا یفه‌ها وقبیلها درمابین خو د شان چه عداوتهاچه رقا بت هاوچه هم چشمیهاچه خونریزی هادا رند . لهد امهلمانان را لازم است که تم اتحاد را «بقءت ایه‌ان کامل برقران‌خود ودر مزرده عالم السلام بکارند . ۱۵۸ مقالات محمود طرزی و ثمره های معادت آثر | برچیشند . (س فالتا «خلوم و حنایع» را مانند يك بال‌کم شدة خود دانسته درعتب آن بد ویم و یات آریم . علی الخصوص د ولتهای آزاد وستقل» میاده بکال‌تأف «می سیم که د وت ها ی عیما نی وابر آن و ا ننانستان از سعادن یسمنی کانهای خود ان هیچ استعا ده کر ده نمیتوانند , دو (تهای او رو پا/ نه تنها از کا نها ی مك خود شان» بلکه از کا نهای روی زمین | ستفاده میکنند بلکه غیراز معادن طبیعی » براختراع -مدئیات صفعتی نیزهتتدر اند, ز پرا آنهاه علم آنرادارند و سا علم آنرا نداريم ! حزاران چیز است» که ما: پسپ عم علم آن: ازان تخر وم بانده‌ايم؛ ودیگران‌بسیب عام آن» بان ثایل شده | ند که؛ در ینجا با تنها بيك بعادن یال آورد یم . ۳۹ نه چارهه زود بدست آوردن وال بت [ی: | #سفتا اسان وا يراد » غیر از فرستادن وشن نمودن اولاد خودقانرا بنکتب ها » دا رالفدوتها ی و صبایع خانه دای روی زعینم وا سا س دادن مکادب فنیه , وعلی ااخصو ص سکاتب ایتدائیه ور شدیه را, در وطن* دکر چاره دیده مرشود. ولی»اکر اژ امروز بکار آغاز کنیم, ده -ال یعد از ین ثعرة آ ترا خواهيم دید؛ وهر چه پستر بمائيم؛ خسا رتآثرا پیشتر خواعيم دید. ۳ رایع «عسکر شد ۵ دوات علیه عهما نیه همه عسکر شده اند: ایرالاو انفانستان رانیز جرا ست که عمهعسکر شوند, ملتی که برای محافظه سلیت ووطنیت خودعبکر نشوند : حق وطن وشرف بلت خودرا بجالیاورده‌خواهند بود, که مجازات مقالات محمود طرزی ۱۰5۹ سس آذرا دردنیاو آخرت خوا هندد ید. همه عسکر شدن؛عبارت از ین نیست که‌دء ملیون نغوس 1 اففانستان , دفعتاً ژُ پرسلاح درآیند. نی ! بلکه هر فردی از افراداهالی» بدون استدثا؛ پمجرد یکه به سن بت و يك سالگی درا ید» همان دم بترعه عسکری دا خل‌شده» مدت دوسال کا مل» بسك عسکری داخل شوند» و بعدازانکه دوسال خد ست عسکری خود را بجا آورند؛ و تعلیم و تواعد عسکری خودرا بیا موز ند » ر خصت میشوند» که با ینصورت/ قضیة هه عسکزشدن,د رظرف يك چند سال نتیجه پذ برمی‌گردد. اگر چه کردنیهای ضروری بسیاری داریم» ولی مادر ینوقت» همین چهارعنصر اساسی» | فکار نا بکارقا صرانة خود را عرض کرده توانستم. خا تمه د)اعتذاد این عبدا حقر حضر ت خلاق بحره بر این رساله بچقره را محض بنا بر يك بقصد خد ست‌حتیرانه» مورانه , نا چیز رانه بی, بقلم گرفعه » حدية لتارئین ,بااین زسیخه شماره بیست و چهارم روز نا مه سار که خود, که زسخد آخر ین سال اول است» نشر نموده, عر ض وتقدیم نموده‌ایم. | گرچه مطبوعات اسلا مید»ازینگونه ایتاظ نا مه هاء وفغانها, پیشترو بیشتر,وبارباربهتر از ماء نو شته وگنته و نش رکرده اند کد این اثر نا چمزانه ماء نسیت بانها همچ ثیست, وچون از نگفتن وننو شتن » گفتن و نوشتن بهتر می نمود» به بی بضا عه گی و کم اقتد اری خودند یده» به دحر یرو نشرا ین آثر حر دت نحوده شد, هچ شمغه فیست , که‌این ۱ ثر سار بد رحه کا فی و مقیا س‌ وا سعی که «برای احتیا حات چه با ید کرد» نیست؛ ولي این اثر ۱۹ مقالات محمود طرزی نا چیزاته ما, چون باز کردن يك راه تحر یر | یتگونه آثارءووضع کردن یک فکر کعی از بسیار است؛ تانید میشود , که صبا حبان اقکار عالیه ,ودانش‌ندان هوا خواه ترقیات | یله میم این راه واین رهگذر, یسی تصورات و تدبرات سنافع سفیدتری دروطن عز یز ما, ازثلمهای کهر با ر خودشان ,بروی کار آورند, ونیز خطاوقصوری که در ین اثر نا چیزازه ببینند» پنظر خسلا پوش خود عفو بفر ما یند , يا قی ازدر گاه حضرت الهیچل عظمته, تو فیقات و سعادات وثر قیات و گاهی‌همه - برا دران لیا ل خود را نیا ز ميکنيم. والسلام مد یرو سر محر رسر اج الا خبار افغا تیه سحمود طرزی [ضهیخه‌شاره م ۲ سال‌اول پ سنبله ۱و۲ ] علم واسلامیت هل به سر اج‌الاخبار ) فغا 9 ضمیمةً شما ره ۲, سال‌اول ,م.حوت ۱۳۹ ٩‏ با چه بعدا زادای‌ما وحپ علینا ؛ برقارئین کرام پوشیده نماند 5هبردم نصاراء درباب انتشارووسعت دین خود شا ن »بسی حمعیت های رهبا نیه بزرگی دارند» که بزرگتر ین ات جمعیتها, جمعوت «ژه زهویت, هاست . ازین حمعیت وامهال آن, هرسال بصد ها هزار کتابها ور ساله ها و بجموعه‌ها به بسعار ژینت واراسته گی؛وجلد های‌بسیار با زینتو-رنگینی , وتصویر های بسیار ظریف‌وقشنگی طبع ون شرشده«سیسوند, ها + که «س‌شینر» هم میگو یند ش) بهرهرطرف دنیا مفت‌ورایگان ؛ ویابه قیمت بسیار ارزان پرا گنده ومنتشر میسازند؛ تابواسطه آنها ء نشرافکار دین‌سیحی راءدرعا (م رواج داده »ادیان دیگر را به آن کتا بها تضعیف و تحقیر نما یند . ۱۴۳ مقالات محمود طرزی دریکی ازین گونه رساله های‌باطنة خودشان.»دین‌سبین اسالام را ء ازغاوم‌وفنون‌غازی وخالیمسلمانها رادشمن علم ون نشانداده‌اند , که اکرچه‌واعی وه یان بود ن این خن ,برهمه کسانیکه از حقایق دین سبین اسلام خبر دار ند ظاهر و آشکار وا زاده دلیل وبرعانست »ولی دازهم »برای‌رقم شبهه دا ومدافعه دین حضرتحمو- مصطفی ؛علیه افخل ااعباوة والعحایا » از تتیم و مطالعة بعضیآا ر,فوا ثد نما ؛به ترتیب وتالیف این رساله :ینام , علم و اسلاسیت» پرد اختم , جریده‌سراح الا خپاره که۵:سایه معاف پیرایه سراچ الملقوالدین- ادام‌انء دولته يكدوره شا عذ خود رتکعیل نموده ,نمبر دوازدهم خودرا در معرض انتشا ر برآورده است ,خواست که‌این رسالث فو! خدا ساله ر اء.هد ية للنا ظر ین ,و تحزة للقارئین ,بانسخه دوازدهم ,یه‌ستر کین کرام خود ,عرض وتقديم ثماید ,وهم بقارئین کرام خودوعده سیددد, که‌عرششما +یکباوه-چنین يك‌رباله‌گلك کوچك درسبا یل عام وفنون مختاه مفید ۶ , عرضو تفدیم میکند, وین الله الغوفیق مد پر وسر محر سراج الا خباز محه‌ود طر زی د لا بزرکترین عباد ات , وشرفدار تربن طاعا تیکه درسامانا ن فرض‌و واجب گرد ید ۰ انا سعی و کوشش کرد درراه تحصیلعام است ؛ زیر | مقصد یگا نه نخستین تاعت وعیادت ‏ شناخشص یگانگی وو حدت ذاأت الهی اسن, که آن‌سمکن دیشو د مگر یه تحصیل «علم, . چنا چه پنجوقت‌تماز بر مسلمانها فر ضصگردید ه , کوشش کردن دو راه‌تحصیل مقالات محمود طرزی ۱۳ عام‌نمز , هرروژه وهر وقت, همچنان‌فرض‌شده است , هم تابوقت مرگ کوشیدن , حتی زنان و مردمان مسلمادان , به تحصیل علم‌ماسمور است ,زیرا <خ رت‌فخ رکائنات علیه ا فضل الصلواة وانتسلیمات , فردوده اند : «طلب ا (علم فرضة عای کل +سام وسسلمة_, (الحد یث) یعنی « توصیل علم ء برهرمردو زن همه‌سسلمانان ,فرض‌است».ویدیگر حدیث شر یف ,از زمان طفو لیت تابوقت مرگ مامت ناجیه خودرا برطلب‌عام اسر فر مودند . « اطلیوالعام‌سن الههدالی اللج یعتی مطلب کتمد علم را ا زگهو ا وه تا به قیي وبه‌این حدیتث شریف که ۰ ۳ طلیوا لعلم ولوبا لاصین طلب کرد ن عام را, اگر چه باشد درچین, اسر فرموده ءوبحد یث‌شریف . «رتیةا ی اعلی الر تب» رتبه علم را از همه رتبه ها بلندتر نشان‌داده اند,پس چون‌این هه اوامر حلیله بمیدا ن باشد » کدام نابینا و کدام بیخبران حسدپیرا, بزگفتن دشمنی‌دین اسلام با «علم, حرئت میور ز ند ؟ علم‌اشیاء قرا ن عظیم‌الشان» که حبل المتین اهل ایمان! ست؛علوم‌ازلی وابدی‌د نیا وآخرت و همه کائنات فوق وجمله سخلوقات راجامع است.ذات‌اقدا س‌اهی,درقرآن کریم خود»| ول‌ازتعلیم عتعلم بیان فر مو ده ,۶« و علم آ دم الاسما ء کلها , ثم عرضفم علی العلا نكة ,فقا ل انبئو نی با سماء هولا ء,ان کنتم صاد قین» (الایه ) . ۱۴ مقالات محمود طرزی باين یه کریمه: آدم علیهالسلام» وذریت اوراءبسیب‌استعداد وقا بلیتیکه د ر«عام» داشتند! از همدخاو قات شر فدار تر وباند تر فر مود » است, ببیتید | اول حضرت آدم علیه اسللام راخلق‌فر بود. باز ا مهای جمه جیزهای کا ثنات‌رابه او ] بوخت, باز برای | متحان,] نچیزها را بملا که کرام خود نشان داده قر مود کده اضر شا صاد قال با شید خر بدهید که* اینها چیست؟» پس از ینجا؛ بخویی بعلوم میشوده که یا آغاز خلت آدم عایه السلام؛ تعلیم علم نیز به اوآ غاز نمود , عم چه عام | «عام اشیاه کد‌هه عاوم حکمیه و طبیعیه زر یاضیه و کیمیو یه و غیره دا خل آنست, تا به حقیقت‌اشیاه علم آورده "به وحد انیت بسیار با عضمت ۷ خبلا ی اشیا پی برده شود. لهذ | » ازین يك؛ا بت شد» که آ فر ینش برای آ سوختق له | ست: واعل اببلام است که بر قراك کریم؛ایمان آورده اد وبه این ایمان واعتقاد خود » وارث حقیقی پدر خود شده اند. عایم <وست ؟ حالا این را پاید بدا ثمم که «عام» چیست» جرا که اکر تدانعم که «علم» چمست بحث‌اعبث خواهدبود !اما این راهم‌بگو ثیم که‌مادر ین ر سالف خود »عم راچنان نعر یف و ییا ميکنيم, که« مسامان» آ ثرا سی شدا سد, در مسلعانی «علم» نور است. آنچنان یک نور یکه, هرطرفمارا رو شن‌بیدارد. باآن نو اشیائیرا که با آن منا سبت و ووا بط داریم, از م جدا سيکنيم. بو بیش چپ ورا ست خود راء به‌آن می بینیم. آفتاب برای چشم, چشم برای مردمك: هر چه 45 هست, علم نیز, برای عقل همچتان يك چیرٌ یست. چتاذچه انسان‌ها: برای غر کار یکه میتخواهند آنرا بد رستی اجرا بکنیده برو شتی م<۱2حست, عقا ها مقالات محمود طرزی ۱1۵ نیز براي هر کار خود, وعچنان بعام محتا جست. يك انسان در تار یکی هرانقدر کار یکه کرده‌بتوا ند, عقل نیز , بيعام هما نقدرکار کرده میتواند. در مسامانی «علم» رهبر «عمل, تامدخ علم بیعمل را, د رخت بیبار میگویند. هیچ شبهه نیست, که علم را برای عمل, اسان بخواهد. زرا سر مایة تجارت انسا ن, سعی و عمل‌اوست. همه احتیا جات خود ما نرا, با علمهای خود مان رفع کرده ميتوانيم. از عملها نیز مقصد یگانه ماء خیرها و خو بیها و منفعت ها ست, رسول بر حق سا« خیرا لعلم یا تفع فر موده, به‌نی: « بهتر ین علم, منفعت د‌ عنده آ ست,. پس بعلوم شید که خیر و منفعت خو د ما ترا بعلم مید | نیم ,و نسبت به علم خود بوا سطه عمل خودم یعنی کار خود, آن خیر و مخفعت رابد ست آورده میتواند , «علم» و«عملی» که پما دی سنفعتی ند هد بر بیسبه هم نمی‌ارزد. حشرت خیر البشر فر موده :«اعوذ باللهءبن علم لا ینفع» یعنی« از علمیکه منفعت نبخشد بخد امیهنا هم »! از ین علو م سیشود, که در د ین ببین اسلام طلب و حیی< ی علم,محض ‌برای خورو منقعت ا ست» و بد ست‌آوردن‌خیر»و مشفقعت ء لا یذ به علم محتا ج است . غیراز کار ها ی‌عادی ییکه »۱ نسان آنرادیده وشنیده شنیده یاد سمیگیرد »مانند نوشیدن‌وخوردن وامغال آن, دیگرهمه کارهای منفعت‌آور خیر پروری که‌سیخواهد آنرابعمل آرد»علی ۱خصوص کهدان کارا "دار های‌بزرگگ ومهم عم باشدء لا بد بعلم محتاج است . ه ر کارا زخود يك عام‌مخصوص‌دارد. که بدون عامآن‌عل ازقوة,فعل نمی آید. پس هر کا ریکه انسان پران‌اقد ام س‌کند» اکرعلم‌آن کا رراند اشته باشد» بهیچصورت ۱۹۹ مقالات محمود طرزی آن کاررابسرر سانیده نیتواند.ءعلايك کاتبی‌را که‌د رمدت‌عهرخود قولبه کشی نکرده باشد,د رپیش يك کشت زا ری‌بیا رید *و قولبه‌را بد-تش بد هیده که قولبه کشی کند؛آیا قولبه کشیدهیتواند ؟ کذ الك؛اگر يك‌قولبه کشی‌راء که هیچ خط و کتابت ر اتمیشناسد درپیش يك میزتوشته بنشانید؛ وقام‌ودوا ترا به پپشش‌دنهید »آ یا يك حرف نوشت» میتواند ؟ لهذا؛ معلوم شد؛ء که‌علمهایعنی کارهانیکه آنراميخواهيم بکنيم» نسیت به جنس‌آن کاروذظر بنوع آن عمل » آموختن بعض ی آموختایها : برای,الازم است این امت که این صتف اصنف اسوختنیها اوژوع وع با دگرنةنیها؛ ه رکددام جدا حدا يك‌فن وعلم است , زو شدی وضو | ادن برای‌بدست آوردن هرقن و عرعلمیکه بانند/دراول امر, خواندن ,وبعداز آن‌نوشتن لازم ا بت وا زین است که ذات اقدسا لهی, در آیات بینات خستین‌سو ره‌قر ان عظیم الشان خود ؛ بواسط ه جمر ثیل علبه السبلام ؛ اول | زخواندن ونوشت نآغا زتعليم حضرت ر سول و اجب التعظیمر افر مو ده : «اقر ور يك الا کرم الذي علم‌يالقنم !عام الانسا ذمالم بعلم ! (الاده )یعنی « بیخوال؛ رب توبزرگترین حمله کریم هاست ,آیخداییکه نوشتن را بقام بیاموژ انبد ! انسانراچیزها ی دااستاند, که‌نمید انست » لهذا به این آیه کریمة, بعمورت پسیا رآشکار بیان‌فروده شد که: انسان‌چیزها هرا که نمیداند, محض به خو اندن ونوشتن آثرا میداند .پس چون چئینا ست؛ اول توصیف‌وتعریف ابیتدائی که ءدربابعلم بیان شود, وجواب«علم چیست» گفته شود ت مقالات محمو دظر ز ی ۱۷ همین خواهد بود, کهاول‌علم, عبارت از خواندن‌و نوشتن است , حتی » الله‌تعالی‌جل وعلا, به حضرت خاتما!انبیاء بموجب آیه شریفه‌مذ کوره, اول خوا ندن ونوشتن راتعلیم میکند , اما آن خواناندن‌ونویساندن, ديگري كکیفیتی دارد » که‌ماورای بشریت است وچنال يك تعلیم, وتعلم روحانی ایست کهباآنرا نميدا نیم . البته نمید انیم »زیراهر کس پیغمبرنمست که آنرا پداند. اگرخواندن‌و نوشتن‌ما هم »مانندخواندن ونوشتن نبی‌باشد فرق کجامیه‌اند ! اماچون لاه تعالی»صریحاد رقران کردم خودمی‌فرماید, که بخواندن ونوشتنی که اثر قلم است»ا: سانرا چیزهائیکه نمیداندمی آموزاند, از انرو, ازوقتیکه د نیا آفرپنش یافته, همه انشانها ,.حض‌بخواندن ونوشتن صاحب علم شده‌آبدند, لاجرم پرماسسلماثان ,آموختن» خواندل‌ونوشتن » که آغازابتدای علم است / وبلکه‌با درهمه علوم‌وننون است »فرض شمرده می‌شود. خو اند ن است, که بسا یه آن به دا نشهاو معلومات پیشینیان خود وارث.مشويم. نوشتن است که‌بواسطه آن ؛دانشها ومعلومات خوددانرا» به‌باز آیندگان خودمیراث ميگذاريم. خواندنیلكسرما یه اهست که زوشتن آن,سرما یه را د ربازا ررواج‌عرفان بکا را نداخته,احظه به لحظه افزوثی مید هد . مقصد ازنوشتن » خطاطی‌میر عماد ي‌نیست, پلکه, قوه تحریر است» کهمتصدو سرادخود رارو معلوسات خود راهبواسطه قلم‌بدیگری بخو اناند و بداذاند ,خو اندن‌و نوشتن »از ععد یگرجدائی‌ندا رند ؛ و لاز م وسلزوم مد یگرسیاشند. بسیا رعالم ها فی هست که خوب‌مسیدانند «وخوب میخوانند ؛ولی‌قوه تحر یر ندارند, که‌چار سطريك چمزی بتوانند بنویسند . لهذا,علم‌شان ,برای‌خودشان متعصره انده و باز ایندگا ن‌شان» از ان علم‌و عرذان‌شان, هیچ استفاده نمیتو انند ! ۱۹۸ مقالات محمود طرزی لهذ | ذوشتن از عام خواندن‌دانده اش عامتر است. ژیرا»اکرنوشتن تمیبوده هیچ کتاب بوحود امی‌آید "وچوت کتاب‌نمیبود , علم هم مفقود میشد "چرا که بامان عاعی را ميخوانيم که نوشته ده باشد, خواندن‌علم سینه های‌سردم راخوانده‌نمیتو المم, دازین اس تکهد روفت‌حاضر , خواندنرا از نوشتن آعا ‏ سیکنند. حتی ایل:ااف» ««ب» را که به اطفال می‌آنوزانند به نوشتن می‌آموزانند »یعنی شکل (الف( و(ب) رابقلم ویسانیده طفل‌بخود «الف» و «ب» میگو یند. پس علوم شد که تعریف ابتدانی علم » نوشتن وخواندن است » حالانکه در مس‌اغانی؛ خواندن ونوشتن از لوا زسات ایما است اقسام علومو اعمال علم هاو عمل ای بسیاریست ؛ که‌باوا وذ ریت»اراه در کار هاید نیاو غرت‌با: موفق و کاسیاب میسازد , پس در ائحال بنظر به عمل 8 کار یکه ما میخوا شیم آثرا سر سفق حرکت خود تگریم) با یل که‌درهدان عمل صااحب علم بشویم, اعه‌ال ؛ کارهای‌اس ن» ارحلده حبءاب افزودت! چونکهاعمال اهمگی پرسعی و کوشش‌مجا ده موقوفست , سعی و کوشش مجاعده دایمی , کارا راغیر محدود وخیلی اقزود میکد, حخضرت باري تعالی‌حل و علی «لیس للانسانا لا ماسعی»(الاید ) قرمود ۳ یعشی«نیسست برای‌انسان مگر اینکه‌سعی و کوش ورزد».-عیو کوشش , دوجب کذرث و یا ري ععل میگرد د.بسياري عملها افزونی علمها را مو جب میشود : خمچنین »عم هاو مقالات محمود طرزی ۱۹۹ عمل ها ء یکدیگر خودشانرا افزونی داده ء چنانچه علم های‌بیعمل »سودمندنميشود, عملهای بیعلم نیز کاری از پیش برده نمیتواند . برای انسان,د راول اسر,دو کار است, که‌یک یکارهاي اخرت‌است,ویکی کار های دنیا ,در هرد و کار , انسان بعلم محتاج است.بدون‌علم» انسان‌خودرانه‌یشناسد, وچون خودرا نشناخت »خدا رانمیشناسد, رچون خدارا نشنا خت , حق وسول, حق والدینءحق استاد »حق وطن, حق‌اولاد , حق هسایه ,حق همنوع ء,وحق هم‌ملتی را نمیتواند, و بجا نمی‌آردا, که,درآن وقت لاسمح الته سسلء‌ان هم‌گفته نمیشود ! بی | (تها بو دن‌عام حضرت خالق بیهه‌تا ؛ حل‌وعلی ؛ پ<ضرت خواجه عردوسرا,محمد مصطفید , امر وتنبیه میفرداید ؛ که «قل: رب زدنی علما» (الا ده ) یعنی«بگو: رب‌سن !علم‌سر | دائما افزوك کن ام این است که این آیه کریمه, يك حقیقت بسیار بز رکست که بیحدو نهایت بودن لم رابما نشان مید عد؛زیرا باوجودیکه علم ازل و ابد را بحضرت سول کریم خو د تعلمم فرسود , بازهم »براي مناجات‌افزونی علم, به‌آن ذاتیکه بغیراز ذات‌الهی دیگرهمه چیزها را از صفحه قلب سبار لد خودبیرون کشیده»امر و تنییه‌بیفر ماید. ازین حدیث شریف نیز, نامحدود بودن علم / صریحا معلو م بمیشو د که‌فرمود ۰ ,من قال اناعالم , فهو جاعل» (ألحدیث) یعنی«آنکس که‌سیگوید من عالمم ؛ او جاهل است» (الحدیث )»و حضرت با ریتعالی در ترآن عظیم بیقرما ید۰ .۷۱۷ مقالات محمود طرزی « ور اوتیشم سن العلم, الاقلبلا» یعنی‌«شماراا زعلم چیزی دا ده‌نشدهاست مگر بسیا رکم» و این حدیت شریف که »من قال !اعلم غاية فقد بخسه‌حقه ووضعه‌فی غیر منزاته التی وضعه الته بها ,» یعنی «ع رکس یکو ید که‌عام يك‌زهایتی دارد؛ حق آنراارزان درده‌خواهد بود,ودر يك جائیکه خدا آنرا وضع نکرده؛وضع میکند» سراسر لایتناهی بودن علم را ثابت میسا زد . پس بعدوم است , کهد ر سللما نی برای عام هیچ حدنها یتی نیست ونسیت بعلم الهی,علوم بشر هیچ نیست . بشریت با وحود یکه بدرجه یی که بر هوا پرواز میکنشده درعلم ترقی کرده‌اندباز هم, "سبت‌به علمی ده کرة ژمین و کرهءوا را بسازد, حکم قطره زا یه بحرهم‌نمی گیر د» اختراعات و کشفیات تا زو بعازمدلیت نیزه غیرمحدود بودن‌علمرا اثمات‌سکند. یکفد ری بحفیقت غور کنیم:امروزه روژء اگر یکی اژسابه او رو پاءیاامریکه برود؛ دز یل آثار مد نیتی که انسانها آنرا بمیدان‌آو رده‌خودرا تم میکند . آن‌ینا عاوعبا رتهای معظم د عشتنا کی که سی‌چهل طبقه بلندرفته ,ودهز ارهاخانه‌وا تاق راسالك است؛سوافق آن کون بناه ,جاده عاوباژ اره‌اوسر کهای باصقای با پهنای که پخته ريختگی‌بانند بتظر میاید »ترام ريلهاي ااکتريك؛ ریلها؛ موتر عاواپورها. تلگرا فها» تلفونها» تلگرانهای بی‌سیم ساشیذهای پرندفردی هوا :در روی زین ؛ در زیر زمین «بروی‌بحردر زیربحره در جوف هواء یك‌فعالیت »يك‌سرعث, یلشحر کت«يك روشنی ؛يك شطارت؛ که بعقل ۳۰ ک برا بر نمی اید , . مقالات محمود طرزی ۱۷ این است که همة این در خشند گیهای محیر العقول‌مدنمت حاضره را» علمهای مختلفه متنوعه "بظهور آورده است.علم سعی وعمل را آمو ختهسعی و عحل اثد. ها بمیدان آورده :اثرها دیگر عماها ر | نتیجه بخشیده »وبهمین صورت عملها علمها » وعلمها عامهارا " الی ماشاءالنته» کشیده رفته است؛وهنوز تا کجاها خو اهد کشید» چونکه درقران کریم «یخلق بالا تعلمون » فرموده شد ». ۲ باما <ر اعلم ر اهحدود کر دها4م ؟ آیا چرا يك مرد فرنگستانی »با اسریکائی »یاژاپانی »دوصد هزار سیره يك چيزي سنگینی را بحرکت یک سرانگشت بالابرده» بر زمین میگذ ارد؛ وسادال ازد وسیر زیاده اترچیز یرا بادو دست هم بالا کرده فمیتوانيم» حالا نکه در قوت وحود وتوانائی بدن زو هیچ پا کم نمی‌آریم .دوچشمءدودست؛د وپا او دارد ,ما هم‌داریم»يك کله , درمیان آن کله يك مغ ؛ در ان مغ یکعقل » که‌او دارد ما هم‌داریم! پس‌چه‌شد که‌او دو صد هزار سیر ثقلت را بيك انگشت برمیدارد » سانمعتوا نیم ؟بایددانست؟ که‌آن قوت وتوانایی »از ان مرد فرنگی يا امریکا یی یاژاپانی نیست»بلکه قو ت علم است ! علم ! بلی| گر علوم طبیعیه میخانیکیه » ر یاضیه نمیبود, ابن‌قوت بعلم نمی آ مد. یعنی جرائقا لهای آهنین عجیب الخلقت پرهیبت ی کدد ربند رگاه های‌بزرکگ دنیا دید ه شود »؛بوجود نمی آمد ,حالا یکتدری این مسئله را تفحص وجستج و کنیم, که باوجود اینهمه احکام واواسر جلیلة که دین مبین‌اسلام در خصوس تحعحل عام وغیر محدودیت آن بیان‌فرموده, با چرا دراتباب کونا هی کرده ایم ,وعلم را ۷۱۷ مقالات محمود طرزی تنهابرعاوم آخروی‌حصر کرده؛در کار عای‌دنیا ی‌خود پیاده پامانده‌ا يم وباین‌سیب محکوم وحتاج او رو بایان ,اسر کائیان, ژاپانیان گشته ایم و گرنه دراخلاق حسته د رکرم‌وسخا: در مرحمتوشفقت, درحیاوعفت سا بار بار از انها برتری دار یم.ا بن لیست مکر | ینکه ,سا عنم ر | محد ود» واعمال‌خود را م<صو رکرده‌ايم , وچدان مپنداريم: که علم تمها عمارت از عمان آمو ختن,هابیست: که کارهای] خرت را می آ موزاندوعلم با دنا ,و کار عای دئیا »هیچ داد وب‌امله ادا رد .حتی ا کر يك کسی يك کم از علم آخرت بداد, ویك‌دو کتابی در انباب خوانده باشد, نر ۱ عا لم سیگو ثیم . ولی کسیکه. علمهای حیات دئیارا ذه واسطة بست‌آوردن ئواب‌هایآ خرت است بداند, وعم به بسبیازعو.+ت مکیل آنرا خوااده باتده او را عالم نمیا زيم, حالانکه حضرت پپغمیر بر حق سا فر موده - «بن اراد الدنیا ,نع بالعام ومنار اد الاخرة ,فعلیه بالعلم,ومنا راد همامعا قعلیه با لعلم ! » بعنی: دا گر کسی دنیا را میخواهد , بعای ۷ یه تو شل کند , واگر کسی آخرت را میخواعد , بعلم باید توسل کند, وا گر کسی که‌هم دیا وهم آخرت را میخو اعد , بعلم باید توسل کند ۱ » بائن‌قول مبارك » بر ای کارهای‌دنیا وآخرت علم‌را محناج الیه, است ناجيف خود نشان داده اند , پس| گر اعمال دنیویمجاز نمیبود ؛آسوختن‌علم آنرا مرامیفر مود, لاجرم ,در سسلمافی دایباً درعملها ثیکه خیر ها وسفعتهای اخرت را ثمره بخشد, وعماها که خیر ءا وستفعتهای دنیا را نتیجه دهد,بعام امرو حکم شده است . مقالات محمو د طر ز ی ۱۷۴ برای محا فِظة دین و دوات ما ء برای سلاست وترقی‌وطن ومات باء هرآنقدر آمو ختنیها و دانشها یکه لازم باشد » همه راپیاموز یم » باکه بد ست آوردن آن عامها » بشرطیکه به‌ایهان و اعتقاد ما بقدر یکذره خال نیارد ؛ بر ما فرض شمرده مینقود. . احقی اکر آن دانشها وآسوختنیها " در چین هم باشد ء برای آموختنآن» پنا بر اسر پیشوای بزر کك خود » پاید برویم ؛ و بیابیم و بیاریم , الیته که » در چین ۰ برای علمهای آحرت نیوا يم رفت؛ زیرا درآنجا آن‌چیز وجردندارد . بلکه, برای آموختن حکمت و صاعت خواهيم رفت ۱ حضرت فخر عالم صلی‌انته علیه و آله وسام فرموده «الحکمة فالة العوسن » اخذها » این‌وجد ها» , ( اعد یث)- یاو « حکلات » یکدال گشد «سادا نت هر جا که‌آنرا بیاندمی‌گیرد» . بدیگر حدیث سنیف خود ؛ موفره‌اید : «خذالحکمة » ولایضرك » من‌ای وعاء خرحت» (الحدیث] » بعنی «حکمت را بگیر » از هر محفظه که برآید » ترا ضرر نمی بخشد» , حضرت باریتعالی درکلام قدیم خود میفرباید « فاسئلوا هن الذ کر » ان کنتم لا تعلدون» یعنی : « اکر نمیدانید » از دانایان آن دهرسید» . س دین «جین اسللام است ؛ که اینقدر اوامر جلیله‌را ؛ در باب طلب علم » و حکمت و صنعت و معرفت " برسلمانان امر فرموده است » که دگر ادیان گمان نعیبر یم» که‌باینقدر وضاحت و روشئی :۱ متد ینین خود را بعام وحکعت , حریص وترغیب مود «باشد. ۱۷۴ مق الات محمودطر ز ی حسان آ<صیل با زد کر ٩‏ اول بر هر سسملمان فرص عین انیت 43 بعد از آدکه نوشتن و خواندن ابتدائی خود را بیاموزد ؛ عماندم به علمغانیکه سای آن علمها اعتقاد دین و مد هب مسله‌انی خود را مئین و استوار سازد » مشغول » وبروشتی آن غاءها ۰ خدا وردول واحکام الهی و وظیفه اطاعت اواوالاسری » وصحت بدن و حقوق عائله و مات و وطن ودوات خودرا پشداسد ه که‌آنهم علم دقا ید عام ساب 1 علم ابا 4 معلومات مد نیه » حفظ الصبحه میباشد , همه مسمله‌انان : در تحصیل این علمها ! مشترلك و مچیور میباشند , ایا اگر درپی شرحها وحاشیه ها ؛ وشرح حا شب شرحها : بضیاع اوقا ت خود بپردازند » از یک علم آن ایک عمر بر آمدء تخواعد توانست حالا نکه » پعلوم حکمیه وطبه‌عیه ومیخانیکیه و کیمیو به وععکریه وساکیه وغیره » کهدوات‌ووطن و مات ما به آن احتیاج فوق اد دارد ۰ بهه‌ان درحه مختاج و 0۱ عرج میبا شیم . چونکه اگر آن عدوم را مسلمانان یاموزند » دایعا مغلو ب و م<کوم و محتاج خوادند بود و عیچگاه ‏ راحت» رفاهیت , ثرءوت وقوت رامالکتخوا هندشد: ملکهای شان آباد نخوا هد کرد ید ۰ ۱ زشر د شمان خو د امین و خاطر جمم نخوا هند ماند 6 دین اسدم 1 ماما نها را امر ژردو ده ,۱ «بهر الا حیکه دگ‌منان‌تال مسلح با شند ۱ ۳ عم حو ذ‌ را مسیلح داز ید "۷ حالانکه؛ اساحهة آنها آوپ ۳ تفدگت, کله عای بت صدمنئی ؛ قلعه های سیار آغن پوش بحری, و کشتیهای تحت‌ااپحری , وماشمتهای لا زه هوائی » ریاها م تلگرافها؛ ماشینها ء فابری که عائیست ۲ پلکهعلها وذها بیست که آن <مز هارا بو حود آو رده ر معا لات هحمو و طر ز ی ۱۷۵ هزار افسوس , که‌بسوی این علمها , بنظر بی‌قید ی و بی پروایی , دیده میشود , بلکه آنها را علم فرنگی و شیطا نی شمرده , از آن نفرت هم میشود . اما اگر پحقیقت غو ر کنیم , مسلما نها ؛ دیناً و نصا به تحصیل عنوم حکمیه و طییعیه وغیره , مأمور دیده میشوند , زیرا , درقرآن ریم ما , که اصل‌دینما , عبا رت از آنست , بسی آیتهای کر یمه یی هست , که بیکك صراحت تام » مارا به علمهای آثار وا کوان و آشیا وطبایع دعوت میکند , «انظرو اماذافی ااسوات والارض» (الایه) بعنی . « بیینید , که در آسمانها و زمین , چه‌چیزهاست ۰۱ هو کاین‌من‌آية , فی‌السموات والارض , یمرو علیها, وهم عنها معرضون » (الایه) یعنی , در آسها نها وزمین , بسی آیتها و عبر تهانی هست , که انسانها از آن رو ی خود را تاب ذا ده میگذ‌رند » . « فسیرو افی الارض » فا نظر وا کیف کان عاقبة العکذ بين » (الایه ) یعنی ۰ « در زسین بگردید» ببینید که عاقبت کسانءکه [ یتهاوفردوده های مرا دروغ دانب‌تند » جیان شد ۱ 4 « آن في خلق السمو ات و الارض ؛ واختلاف الیل والنها و » و الفلك التی تجری فی اابحر؛ بماینفع |اغاس: و ساانزل القه من السماء» من باء» فاحیابه الارض بعد موتهاء وبث فیها من کل دابة, .» وتصریف ااریاح » والسحاب المسخر بين السماء والارض » لایات اقوم یعقاون»( الایه) , یعنی : « در آفرینش آسمان هاوزدین » ودر اختلاف ودگرگو نگی شب و روز ودرکشتی ُیکه دربحر برای منفعت مردمان رفتار دارد » و دربارانیکه زسن رابعد ازمر کش به آن زنده داخته » ودر هرحیوانیکه برروی زین برانگیخته شد ۰ و ۷۱۷۳۹ مخ لات مرو د ار ز ی در باد ها نیکد میو زد 1 ودر ابرهائیکه درمابین آ-عان وزسین سور است 4 تیا 5 آیتها و عبرتها " بری آوم دانایان آن موجود | .ت » , « وتلاث الا مثال تضر بها للناس ؛ وا یعقلها الا العالمونُ » ( الایه ) یعنی : ایتجا » مخالهانیت که برای انسانها آو رده ایم » که آآها رابجزعااهها 7 فیچکس مید اند » , اپست که این آ یات بینات پر معجزات حکمت آیات » خالق ارض و محوات حلت عظمنه , ومانند این بسی آیات د گر عریاث يك منیهاج م-تقیمیمت | 45 دمد علوم وقتون » هیدت ‏ حغراقیا م تاریخ , حکمیات» طبیعیات » ریا یات و غي داز آن استخرا ج میشود . فد 5 : يك تتتخصیکه از علم عیئت و فلکیات هیچ زخو اند ء با شد » و از شعل و نقسیم ن<رو بره وحهات و طقات و موحودات سین ۴ بقدر ایکا ن ۳ خر تباشد. » از دیدن -حضص اسان وژمین جه ا-س‌فاده خواعد کرد؟ و » نظر درا یات افقی را که از عرطرف یک چند فرسخ بساقه داشته بزشله * م‌نواند دید . آیابهمی قدر دیدد , عظمت و عاوبت» ایفانیکه حظرت‌صا] نع قد یم حکیم عليم در خ.قت آنها اراده فردوده ؛ چسان درك خواهد شد ۶ هر گاء تاریخ وحغر افیانما شد ء از سیر مین » و عاقت مک بن اجه درحه آکا هي حاصل خواهد شد ؟ هرگاه ریا شیات خواند ء نشود , ازگر دش شعس بر اطراف زین ؛ و بوجود آمدن شب و روژ؛ چقدر چیز فهمید » خواعد گرد ۲ | کرعلوم طععیه وحجمیه دید ه نشود + کیقیت ابروباران » ویاده وحیواذات : وثبادات وغیره * چسان تفسیر خواعد شد ؟ ها لات محمو دطر ز ی ۱۷۷ «لارطب و لایابس » الاف ی کتاب مبین» (الایه) یعنی ۰ « هیچ تر و خشکی نیست » که در قرآن عظیم کریم نباشد» . رین آده کریحه : ما مسامانها" ایمان آورده ایم » وعین الیقون سیدانیم » کد صدق وحقست , لهذا 1 هرآنقد رکه علوم وفنون آروخشاگ راید مت آر دم » ما نقد ر معجزات بینات قرآن کریم را , ظا هرو آشکار س بینیم ۱ ها در مین آیه کریده ۱ يکقد ري غورو تفکر نا ئيم که سیفراید ۶ « وانز لنا الحدیدفیه بآس شدید » و مدافع للداس » (الا به ) یعتی: , نازل کرددم آهن را که‌در آن‌قوت‌شدید ؛ و نغفع عای‌بسیا ر یست‌برا ی‌بردمال» . پس اگر آن قوت شندیده "وآن منافع کثیره اين معدن بسیا رکارآمد پرفائده؛ که ذات اتدس ائهی» برای منافع بید گا ن خود حدق فرموده » عبار ت از یا تیغ منان ؛ و با يك تایه وسندان باشد » برای باس شدید؛ وسافع کثیر آن» يك ممالی مکعل تشکیل نمیدهد . حالادکه» غیراز تیم وسنان, که دريك زمانی قوت شدیده وباس شدیده آن چار اتطار حهانرا گرفنه بود » درینوقت» آن باس شید رد 4 د رقاعه های ما رآعنون ۰ کشحیهای حنگی زره پو ش ۰ و که های صد منی ۲ طو پهای حسیعه پرغلغله وخروش » ظهور و تجلی آموده است . یکبا ر؛ ا کر یکصد هز ‏ ر هویران پر هیبت؛ عسا کر منظمه اسلاسیه راء که برای اعلان کة الته » وسحافظه حدود وطنیه ؛ و پاسداری نامو س ملیه, باتفنگگ های سرایزه دارجان شکاف » در زیر نظر آردم؛ البعه که « با س‌ددید» « حدید » را خو بترو بهتر درآن سشا هد ه موکنيم , اینهعه اخترا -ات عجیبه یی که برای حرب وقتال این عصر پرقیل وقال بظهور آمد ه ۲ جماگی در زیر پرتو همان «بأًس‌شدید» «حد ید» دا خل است » که از همه آ ها اسنفاده کردن مساحانان الزم است» تاهعنی حقیقی آن آیه کریمه کءاب ۷۱۷۸ مقالات محمو ده طر ز ی موس به خودرا: بخوبی‌دراد وعقل کرده پقوانند, وسجده شکرالهی را بیشتربجاآرند. چنانچه «بآس شدید»«حدید» را ایکدرجه بیان کردیم»<الایکقدری درستافع آن برای مردبان غورو تفکر نمانیم : امروزه روز ؛ اینسعدن پراسرا رآعن »برای‌منافم بشریه بدرجه حیرت خد مت دیکند , قائدء هاوسنشعت هائیکه آهن برای‌عالم الساثیت می بخشد )د یگر هیچ یکی ازسواد معدئیه » تهیئواند که بجا آرد . برای ائجت این‌بدعا +تنها بسوی راه های آنیکه درقطعات. مه روی‌زمین »مائند رگهای حیات‌وحود اسان سمد و د شد ه است »يت نظر کردن کفایت میکند , ر بلها ثی که‌در یکساعت تودو پتجهزار گز مساف هراقطع وباناد پمیدال سابة» میبراید: وخط ای‌تنگراف تلفونیک» تمام کره مین راب‌نند شبکه عنکیوتاعا طه کرده ,و ما نند «پل در ونته » پلهای آ تین حسیهه »وعزارها چیژهای دیگر که ا زسو زن گرقیه تا سنارة مه صد گز و «ایفل» داخل آنست, جمله‌گی ) ازمنغعت ای حد یداست , که خداوزد عاام در کتاب قدیم خود بخلق فرمودن آن ؛ بربندکان خودمنت نعاده است, پس.ا مسلمانان »میباید که عم عدها ی را که این ستغمت ها وفائده ها را می‌بخشد دبیا وژیم + وازهمه این واسطه های‌دقم احتیاج خود» فائده برد اریم ؛ تاحق شکران این عمت بز رگ ربعظيم الشأ ن خو د را »بجا آور ده تفسیر حقیقی «ومناقع لا حن» راد ااسته باشیچ ۱ انبها ما ات محدو د طر ز ی ۷۱۷۵ ذیل چول رساله علم وا سلامیت» ۲ محتاج نظرتحقیق وتنقید علما ی‌ذوی الاحترام وطن‌عزیز مادیده ميشد » ازانرو » قبل ازطیم شدن» بنظرعر فان اثر جنا ب فضیلت ماب سولوی عبدالر وف خان‌صاحب. که‌یکی ازعلمای؛افضل و کمال‌د ربار معاای بار حضو را علیحضر ت شاهانه »وسدرس مدرسه شاعی .وازاعضای کرام محکمه مبا رکه «میزان تحقیقات» سیپاشند عرض کرده » اصلا ح و تصحیح آ نرا رعاء وبیان فرمودن فکرعالی فاضلانه شانرا :در انباب استر حام نمودیم . فا ضل مشا ر الیه » چیزیکه درین خصوص بقلم‌سبار کی خودشان نوشته اند» عینآدر ذیل رساله خودعلاوه نموده » کسب شرف ومپاها ت میذماديم . محمود طر زی «اطلیه| لعلم من| لمهد | لی اللحد » این‌مقوله »همین عبارت حد یث نبوی صلی الله‌عنیه وسلم گفته نمیشود ؛ وحضمون آن صحیح است وقریب الحضمون بآن :اوتحدیث شریف است که » در یکی از کتابها ی‌صحاح سته» وم "وه شریف است ؛ کهازدضرتابوه‌هید خد ری صحابی روایتست : قال رسول الله (ص) «ان یشبم‌المو من من خر یسمعه * حتی یکون منتهاه الجنة» یعنی :«هرگز سیر نمیشود مسلمان »ازخیریکه آثر | بشنود ( که‌سر اد ازخورعامیست)» زیرا که علم‌چیزیست شنیدنی تا آ نکه منتهای وی بهشت با شد » ورسیدن به‌بهشت بعد از مر کت . «رتبة العام اعلی الرتب» »این مقوله نیزبهمین عبارت حدیث صحیح هست » وروشنتر در اثیات»دعا یا ینحد برث صحیح ات؛ که در یکی ۱ کب سته »و در ۱۸۰ مقالات محمود طرزی موه شریف عست ؛بروایت حضرت ابوامامه پا بلی رضی الله عنه؛ ه‌بحضو ر آتعترت (ص)دو نفری‌یاد هدند که‌یکی عابدبا شدود بکری ءالم. فقال رسول اه " صلی الته عنیه وسلم » فضل العالم علی الما بد " کفضلی علی انا کم» یعنی « فضیلت عالم برعابد ؛ مانند فضیات منست » پراد نا تر ین شدا» دلیل بر بزرگی عام در دین اسلام آ نست » که در قرآن تلهم » و حد یت سریف از تفر باسم«جا ایت » تعجیر فرمود اند . در -وره ما ده » در جزو داست: افحکم الجا هل یبوک » و من احسی من اه ایب تقوم دوقنون» و دو سورة « انافعنا » است«اذحمل الذین کفرو اقی قلوبهم الحمية حمية الجاعلیقه ومرادبان کفراست. دلیل دیگر برفضیات وضرور بودن‌عام در دین اسلام ۱ اینسخاه شرعیه است ؛ که در عنم فقه شریف ؛ وعدم امول 2 ژابتست ۰ که « جقل درداراعلام عذ رئیست» علی * هرگاء شخصی د؛ د اراسلام ژ[دست ودربیت یافته باشد ۱ ور ماه بی او غیادات با معاه‌لات کار خلاف شرع ازوی صاذر شود » عریاه‌در غذر خود +بگوید که من نادان شریعت سیباشم ۰ قاضی وحا کم وا امر-- ۸ که ازوی باز خواست کند» که‌چرا از | مور و احکاسیکه تماق بنو دارد * خود را واقف نساعتی ؛ وآنها ؛ در دار حرب شده پا شید » و عدر را نیاموختی » وه گا ریست واربیت شخصی آورد؛ کهن ژادان شمر وت .ود م + وامیداستم 0 تاضجی ودا کم غذراورا تول دنت « قل ا وکا البحر مداد اکلمات ربی » لنفدالپحر ؛ قبل ان تنفد کلمات ربی واع حثدا دحشاه مددا (سورهه کهوف» حز ء دا ) بعشی ۱ بکوای محجمد ۱ اگر باشد مقالات محمو دطر ز ی ۱۸۰ آب دربای محیطیکه‌شامل زمینست » سیاهی برای نوشتن مخنان پر و رد گار من ( یعتی معا نی قرآن یا معلومات الهیه) هرآئینه فانی گردد ونماند آب د ریا(زیرا که جسمیت و هر جدم بتنا هی سیباشد ) و این آ ب در یا ها به نهایت رسد بش ازآنسکه به پا یمان ر سد و نما ند علوم آ فر ید گا رسن ( بجهت آ که غیر متدا هی است ) پس بمد | د متنا هی » کاما ت نا ستنا هی " نو شته تشوید. * اکر چه بیارم ؛ مثل, دریای محیط را , برای مدد آن بدا د . گویند که این آ به و قتی نا ز ل شد ؛ که پهو د مر سلما نان را گفتند » کد . د رِ کلام خود میخو ا زرد که ۰ « ون یوّتی الدکهه , فقداوتی خیرا کثیرا » و زعم مجمد آنست که او را عکفت داد »اند » پس علم شما بسیار باشد » و دیکر باره میخوانمد که « دما اوتیتم من‌العلم الاقلیاده . جمع درسیان ایندو سخن ؛ چگو نه توانید کرد ؟ , حقتعالی » درین آبت فردود , که علم حقتعالی نهایت ندا رد »مر چند کسیر | عام بسیا بود , درجنب عام الهی کم از کم میتو اند بود : علمها ؛از بحر علمش قطر » یی آن چو خوزشید است, واینها ذره‌ای ک رکسی درعلم صدیقا ذ بو د پیش علمکا ماش نا,دان بود ! دیگر دایل برنامتنهای بودن عام ؛ | بن آیث کریمه است : « و او ان مافی الارض سن شجرة اقلام » والبعر دمده من بعده سيعة ۱ بحر , مانفدت کلما ت الته آن اه عزیز حکیم ۱» (سورة لقمان . جز ۶ ۲۱) برای تا کید جواب عمان شبهه بهود , که درآیه سوره کهف بیان آن‌نشد اين آی کریمه, نزول اجلال یافت؛ که: «هرگاه آنچه در زسینست, از در ختان اینیءه قامها بودی , ودریای برحیط ؛ باوسعت خود مداد شدی و آنرا بعد | ژفثای ۱۸۳ معالات محمو د‌طر زی آب آن , هفت دریای دیگر ددد داد ی وبان‌قامها وبآن‌ندادها کتابت کردندی ؛ علم الهی دعجایب صنع الهی , پا یان رسیدی ! بدر متیکه , حقتعالی غالبست در حکم وفرسال, بینهایت داناست, که هیچ چیز از عام وحکعت او خارح ایست,» فرق مابین علوم دئیا وعلوم آخرت , بد بگر چیز ثیست , بغیر از تیت(دل) , هرگاء , عاو م صرفة عالعبذاغروی را» بئیت اننفاع متاع دنیا بخواند یابخواناند عمه آن عاو, دنیا است + کد باخرت‌نفءتی ندارد. قال انته تعالتی« ولا تشتر وابایاثی تمناً قلیلا» , یعتی : مخرید وتبد یل مد هید , بایات من , به بهای اندلد دئیا را !۱ و هر گاه هر عام کهدر ادرا لدبثی بشر آ مدئی باشد + پسبپ‌سنفعت‌دینی یادلیوی مبمله‌اثان » خواند ن آن عام | خرویست مثلا علم حدا دی وآهنگری , در حد پث شردفابت است » 5هحتتعالی» بسیب یگ تیر سهنفررابه بهشت یبرد اول : - کسیکه آله تیر را سا خته آست.. دوم کسیکه هعا نا تیر را در حدکث جهاد ب-وی کفغاز سی اندازد خ سوم - کسیکه همان‌تیررا » برای روز آیوا تسدازی ؛ باعت هدان تیرائدا زسید هد بس عر گاه » بوا سطیک تیر ؛ سه‌ثفربه بهشت‌میروند ؛ اینهمه کارهای کلان کارها ی نازك » که در عاشین خانه ها میشود ؛ عاوم آنها » بشر ط تصحیح یت ۱ بیشجهه ء د | خل عام اخر و ٍست . و ایضا مثلا علم حساب » که از علوم یو نائماناست» وتکمیل آدرا اسپانویان وباقی یورو پیان نمودند» هر گاهء علم حساب‌را اهل اسلام‌ندانند : تق-وم ت رکه‌هاه و خراج » و زکوة, مالیات وغیره ؛چگونه پرسبیل عدالت میسرشود ؟پس بیشیهه مقالات محمود طر زی ۱۸۳ علم حساب ۴ بهمین یت » از عام آ خرت‌است.لاجرم » جمیع علوم حد ید ه که در حقیقت جد یده یستند ۰ بلکه قد یمه اند ء مانند «میکانك » و علوم «< کیمیوه » و علم « بحری » وآ نچه هست » همگی » بشرط تصحیح نیت » از علوم اخروی » و دا عل میزان حسنا ت آ خرت میگردند . انتها بسعی وا هتمام | احا ج عبد (خااق » پسر طرزی ؛ مهتمم چها پذ خانذ . دارا لساطنة کابل »حلیه طبع د و بطگرد: سنه ۱۳۳۰ ق مساها زان دام علمر ابیا موز ند و سال پنجم شماره رم سنمله م۱۳ تحت عثوان «مقالة افتتاحیه» سال پنجم به چاپ رسیده است .« (چبد سطر آغاز که‌در فصل گذشته در صفحه وپ آورده ایم .) ... دوینباه سخن را پوست کنددوصاف صاف میخواهيم بگویم: خواه خوش کسی بیاید خواء نیاید ! خواه صحیح بدانند» خواه غلط ! مقصداز عام» همان‌علمیست که در ین زسان تهنکه ناك» جوشن دین‌ودوات ساء بر کستواء وطن‌ومات ماگردد, مقصد | زعام» همان علمیست که از تهلکة بندگی پرشرمندگی غیر دین ما را خاطر جمع سازده و برمند عزت و سرفرازی بنشاند. مقصد از علم» همان‌علمیست که از محگومیت واحتیاج اجانب‌با راسمتغنی سازد» و ازدفینه های لاتحصاو کنز های ۱۸ مقالات محمود طر زی لایفتای عالم طبیعت توانگر وغنی کرداند. مقصد ازعلم » همان علمیست که آهن راد رکق‌ا موم کند" وطبقات عالي هوارا بجولان ما محکوم ثاید , مقصد ازعلم همان علمیست ؟4قلعه های‌آهنین سرحده‌ای سناك‌سا, له های‌صدسنیه دشمنان بارا ازتاثیر اند زد, وگله های عزارسنی‌طو پهای‌م۱» فوجه‌ایدشمن‌را ازهم شکاند. مقصداز عام " عمان علعیست که‌خطهای راه‌آهن مادر يك برع قلیله ؛ بصد ها #زارعسکر مارا از ياگ‌جابدیگر جانقل بدعد» وخطهای تیلگراف ما» درآن‌واعد»رهر حر کت دشمن ما بما خبر برساند . هزار افسوس که با این عامهاراعلمشمطانی‌ميدانيم» وعرخود راصرف مالایعنی بيکليم, دروقت حاضره عام همین علم هاست که به‌بحا فقاه اسا س اسلابیت خدست میکند ) و بایادبتای قصردین رااز زلازل حاذئات ایند هر پرآفاث نگهمانی سینماید. خرواردا عامی کد متحصر بردااستن ثر ایب «ضرب ز ید عفزآم؛ وذي‌یدن آعابای «سالبة جزئیه, موجیة کلیه» وحل کردن « عذا جازوهذ | لایجوز,بانده باشد» درین ععصر وزمان حاضره بدرجة یا سر ئیزه گاث يك فوتة فولادی» و ياك کله کث بنج مقا۸ نیکلی؛ بدیندحهدی خدمت کرده اعبتواند ! وقتیکه د رمدر-ه ۶ایبسیازمعروف وسشهور اسلام ؛ درمصر و بخارا وعند وایران وغیره: داخل شو دمء بعصد *ا طلءه عای بی‌بينوم» کهدوازده سال؛ پا نزده سال بتحصیل مشغول مانده‌اند. اماچون ایاث نظر کثیم» یجزتحصیل حاصل » بجزاعلام.علوم» دگرعیج چیز بکف‌نیاورده توانسنه اند ژیراعاعی کهدر یتعصر حاضر» «دین» برای محافظه‌خود ازشراعد ای دین؛ به آن بحتاج است " دوات برای قوت‌وقد رت خودبه آن‌محتاح است: سلتبرای‌راحت وثروت وسعادت وازادی خود بل محتاح است» وطن برای غعران‌وتمدن و ترقووتعالی مقالات محمود طر زی ۱۸۵ خود به‌آن محتاج است» نیاموخته اند؛ وندیده اند» وزخوانده اند ۱ میگو یند که. ساپیر وعلمای ساف خود هستیم * آزها برای‌با» همچئین علهها رآگذاشته اند» واز ین چیزهای که شما میگوئید» بحث نرانده اند . بحواب عرض ميکنيم که ۰ علما ی ساف ما ؛ رحمهم التّه تعالی | جمعین » در صدر اول اسلام «علم» را بو رت عام تفبیر کر د ند , و آنرا یک آ له قو یه یی » بر ا ی‌بقاء وقوت و قد رت اسلا میت شنا خته زیکطرف عاو م دینیه را تدو ین ؛ وازدیگر طرف فنون‌بتنوعه را از هر زبا نی که با فتند ترجه کردند . و بيك بیداری, وهوشیاری تعامی؛در راه باه وقوام دین کوشت‌ورزیدند ؛ وبهر چیز یکه در همان عصروده‌ال موتم پای-ارق وکت وصلابت د ین را به‌آن محناج یاننند, در انباب » سعی و همت‌فرسودزد ,وآیندة کار رابهسعی‌وهتآیندگزن خود ترند نموده از جهان فانی در کذ شتند . کثرانته خیرهم ! نور انه‌قبور هم ! آ یندگان که بعد از آن آسدند ؛ اگرچه بر محافظههمان مقصد از جد و جهد فارخ ننشستند » وای چون بيك زمان فساد وشرور تصادف کردند + و آذار تفر قة طریقه ها وگرمه های مختلفه را در اسلام مشاهده نمودند : اهم را برسهم ترجیح داده ؛ تنها پرمحافظة موجوده اکتفاع ورزیدند ؛ وبرای جلوگیری تفرقوتشتت» دایرةُ علوم را از توسع طبیعی آن ماع آمده ؛ در يك‌حد معینی‌محد ود نمودند. لهذاء رفته رفته ء دروسعت علوم وفنون يك حال توقف رونها گردید » ونیز چون‌رقیبهای م اسلامیت ؛ که عبارت از دواتهای نصارا باشد »دريك حال زوم وغفات‌بودند؛ این حال توقف ومحدوددت علوم وننون » چندان ضرری تمیرسانید » بلکه برای رفع بد عتها ودفع تفرقه ها سفید هم‌شرده میشد . ۱۸۹ مقالات محمود طرزی رفته رفته این حال توقف ومحدودیت : به کسالت‌ورخوت‌ونوم وغقات سبدل گردید * وطاریق ندریس و تدرس برسسایل جزئیه , که قبل ازین مذ کور کرد یده مانئد ه جاز پجوز » و «غرب زید عمرا"» سحصر ماند» که آنهم سپتی بر همین قدر يك مقصدی بود, کهتا نگویند بیکار نشسته اند»وبرای‌نان پیدا کردن یك‌راهی (دست داف4 داد , وتا کد دشعنان دین اسلام , یعنی سل غرییه اروپا ؛به‌بمداری و کار گذاری آبدند / ودهعان علوم وفئونی که در صدر اولاسلام‌عاه‌ای ایبالام اسیاس آنهارا وضع کرده بودند چنح تشبث زده عهلیات آئرا به استحضشار ات‌توت ور وتتطبیق‌دادند ؛ وبوامطه آن قوت و روت" در اساس‌بنای اسلامیت پحامیابی تحام رخنه عااند اختند» عاای کرام اسلام» بچنان خواب‌سنگینی‌فوو رفنه بودند, که طراقه‌های‌هول‌انگیز آن همه صدبه های ی دربی ؛ هیچ سامعه خراش بیدا ری شان نگردید ؛ بنکه‌آن زلزله های شدیده را عارت از يك حذبش گهوارةٌ آسای استراحت خو د پنداشتند ! روی سخن * ما بهمه علمای ترام‌اسلاء ات زیزا ور نبیایعظام عایهم | السلام؛ وسکاندار کشتی ابث فاحية حضرت خر الانام »علیه آلصلوة والسلام ایشانند !این عصر واین زمان ؛ به اعصار مالفة بیغمی و بیدشمتی شابهت ندارد .از بدیهیات اثکار تباید کرد آیا سدافعه این آلات!اریه واین صواعق مد هشه.عاوبه »واینخعه اعتراعات عجیبه و غريبة که دیده‌وش.یده‌مي‌شوده بجز حاضر کردن همانگونه اسیاب متقابله ممکن میشود ؟ آيا يك قوهٌ سمعی » که ازيك کوش سرا تا دفکر کوش سر, شنوایی را سالك باشد ؛ بايك گوشی که در ظرف يك ثانیه از امریکا به آسیا سدا را بشنود » برابری کرده میتواند ؟ آیا رفتار شتر با رفتارعرابة‌سوتر ءوباربود اری مقالات محمود طر ژی ۱۷۷ وسرعت عرابهٌ کراچی باقطار های راه آهن» همسری کرده میتواند ؟ آیا طو بهایی که قطر د هن شان از سه چارانچ تجاوز نکند » باطوپهایی که‌قطرد هن آن‌تا بشصت انچ تسپ روط 1 و يك کل يك خرواری را ۳ بحسمافة حِ میل‌پرتاب می‌کند »پیش‌قدمی کر د» میتو اند ؟ علهای کر ام دوامند گفتات که « جهت تعلق اینسخنان بما چیست که این اخیار والای هرزه در ا؛ حلق خودرا مید ردومغزما رامیخورد ؟» عرض‌ميکنيم ) که جهت تعاق این مخنالابسه : عام»ا ست»وعلمبهعلما راجعست . ما یگ وئی م که عله‌اربل بسازند » یاتوپ» ولیکن چزیکه برعهدة عالی‌علمای د هند ءاحتهادها فرسایند کد این چیز ها ر بوحود آو رد و | ین چیز ها بو حود نمی ] ید مگر به افزوثی مکب عابی که عله‌ای آموختن وپوجودآوردن این چیزها در آن خوا نده شود .معلوم است که ریلها *"یلگرفها, تیلفون ها؛ پزوژ کتورها؛ ایرو پلا نها » زیپلینها , تحت البحر ها » فوق المحرها * تتحت‌الارضها ,فوق‌العوا ها بو مبه ها ۳۹۳۹ غاز ها درد ها بلا ها ؛وچها وچها : درزمان‌های ساف نموده؛ که عله‌ای سلف مار حههم الله , از آنها بحث وبیان میراندند .این عا-های حدید است . که مخصوص ۶صر حدید است .حبر ء هندسهءحسماب ‏ ریاضیات /طویعیات * فزبك ؛ شيميك , ميکانيك ؛ جغرافی » قوز مو غرافی .ژه نواوژی ؛ دیپلوماسی وغیره و غیره علمها بسمنته 5 غر بیون اماسات آزرا او شرقیون گرفته ۲ و ترقی داده آله های غالمیت مظفر یت؛ میادت» حا تحیت خود ساختند؛ و کامواب آمد زد ,با وحود ۱۸۸ مقالات محمود طر زی ايتهم , که این ها را عام های جدید گفتوم * ابا اعتقاد و اعته‌اد و ایمان کا مل ما بر این اس ت که قرآن ءظیم ااشان با « کتاب قدیم » است ؛ هیچ رطب فپابسی تیست که در آن نباشد . مه این چیز هائیکه دذ کو ر گردیده , و بملیا ردها چیز ای د یگری که ز بان اسان از بیان آن عاحز است؛ هسگی در زر کلم مقدسه «حکمت» ستوز و مضمر است . حکمت ءآنچنان يك کت عظیم لایفد! و عمت حسیم عظما دیست ,که چون بکسی احسان و عطا فرموده شدود «خیر دگیر»به اواحبان مشود . کفیر را به قلیل لیات را یجز یات ترحمه اباید کرد خ بزرگتریی ووافرترین خیرعا ؛ حفغظ وصیائت «ذین» است؛ از پامال شدن ومحکوم ماندن به احکام‌دیگر دین .حالانکه یجابات ابن عصر وزسان وقت حاضر محافظة اساس و بنیاد دین؛ را بر تحصین حکمت منحعبر داشته . از عمه خوفتر این که »حکمت لك مال‌گم شده بماعاتها ات ۰ که درغر حا بیابند » بایدپگیرند ,افسوص که‌سادرگم کرد آن‌وابراء مودن از آن کوش ميورژيم , دربن هم هیچ شوه ندار بپروایمان کامل داریم ؛ که‌دین؛ دین خداوندتعالی-ت.حافط اوهم‌ذات پا ند اوسرحانه حل وعلاست, ولیکن هدارا نیز بر محافظه آن مامور فردودء بوبه ستیاوآیات کریمه تا کیدفرموده. مااثر دست وپای بسته بتشينيم هیچ یت واقدامی درا تماب نه کشیم» بچدان تو کلی میماند , که بی بستن زافوی اشتر باشد .اگر چه حکمت رانوع نوع تفسیر کرده اند ولی جءهور علها؛ دانش را عین حکءی گفته اند, دانش علج سعرفت» حکعت همه بيك نقطه مر میززد ؛ و اگرحکءعث تنها بر زهد وتقواوعبادت منحصراً تفسیر شود ؛ در اتحال سار احادیث منیفه ميبيئيم ؛ که فضیات عامم پرفضیلت عبادت ترحیح داد شده است . مقالات محمود طر زی ۱۸۹ والحاصل »این چهار سال کاسل شد ؛ که سراج اخبارافغائیه درد خصوصها؛ از تحریر وتقریر وانه ایستاد , تا اینکه سال‌چهارم خود را به انجام رسانیده " بسال پشجم قدم نهاد . فر یاد ها » فغانها » ناله‌ها کرد اما ء از دهنش برآمده به یخنش در آمده این است» که درین بار مقاله افتتاحي خودرا » به اینچنین بك نیازنامه‌یی تحویل داده »بر جرأت استر حام از عامای کرام مجبو رگردید »زیرا جرایدو جریدء نگا ران »بدام دیگر اخبار ا واخپارو الا ها ء آن اهمیت و عزت وا عتباری را که اسروز ه روز در عاام مدئیت حائز میباشند» درین سرزمینها عشر عشیر آدرا‌نوز پیدا زکرده است , باکه‌اگر بگوئیم که د رنزد بهشی‌سوجب نفرت‌واحتقا رهم باشد؛جادا رد ! ای علمای کرام ! ای ورف انبیای عظام آوقت میگذ رد ! تهاکه رو زبر وز می افزاید ! به ارشاد و به احتهاد همت فرمانیدبه تعصبل علومی که به حافظهٌ اببا س اعلامیت خدست کنید؛ وبه ایجابات‌ولوازدات عصر وزمان موافق ومطا بق باشید»ععوم سات راشوق‌بد هید»رغیت افز آید؛رهبری‌فرما نی این علوم شریفهموجوده؛ که به تعایم‌وتعلم آن مشغولیم ۸ به محافظه و نگهبانی بنیاد و | ماس قصر میشد . اسلامیت » درچنین عصر پر آشوب وفتن » ازشر د شم‌نان دین برافگن » خد ست زمیعواند.عاوسی که به حافظه بنیاد قصردین خدمت میکند»علوم‌حاضر ساختن‌آلات مدافعه است» که مذ کورگردید»وعاوم‌مندا وله مامتعاق نقق‌وزینت آن بناست» لذاء بثا برقاعدة حکهء‌یه ثبت | لعرض ثم اانقش‌سیبا ید» که اول‌اساسوبنیادقصراسلامیت را ازخال محافظه ووقایه نعائیم»وبعد ازان به تزئینات ونقوشات وترتیبات داخلی‌آن بپردازيم؛ لاسمح انته» العیاذ بانتة » اگر سل غر بی نصارا را از ین‌گیرودا رقيامت آثاری که درپنوقت بان‌گرفدار آمده‌اند» یکباررهائی یافته, بجبیره مافات ازدست دا د کیهای ۱۹۰ مقالات محمود طر زی خودشان درهدد بلست‌آوردن مالك شرقیة اسلامیه آغا زکنودآیا درآنوقت ت ر کیب «قرب زید عمرآءرابه که‌خوا هیم فهمانید؟ «جازیجوزه رابکه خواهیم شنوانید ؛ درینوقت؛ علمی‌لازم است که برای.حافظه دین؛دوات سلت؛ وطن‌ماقاهه های آعنین واستحکام های‌آتشیتی بکشد,عامی لاژم است که همه ماراعسکر تعليم یافته مسلجه یسازد علمی‌لازم است کهازعر چیزی‌برای‌سا زر بکشد. کممماازجاه اشیاء ز ر5مد وفقتا کسیرآوری بگذشت ورفت. علمی‌لازم است که بایهای‌مارا سرعت‌قوت برقی‌بیخشد. غصر»عصر موترو ریل است وبرق-گامهای اهتری بگذشت ورفت . علمی‌لازم است که مارا هوا پرواز ماخته بردشمنان مابه آتشباری وا دارد شددوا حولانگه نوع بشر- وقت‌بی‌بال وپری بگذشت ورفت. عامی‌لازم است که کوشهای مارا آنچنان تیر کید که درآن واحد عدای غرب وشرق رایما بشخواند. عیم‌آهن د رسخن‌آمد زبرق- تیلفون بشنو کری بگذشت ورفت. تاتوجه ع-وسی به‌تحصیل این‌علوم نشود » ممکن پیشرفت آن ایست . توجه عموبی به وعظهاء احتهادها, تشویقها: ترعیبهای علمای کرام واسته‌است. صحیفه های «سراج‌الاخیار انغانیه» برای مقاله‌های تشویقیه وترغیبیه اهل فحل ودانش باز است,عقل :تدبیره‌مال اندیشی‌عع, و ژمان همچنین اقتضا میکد که‌عرض کردیم. اکرغلط وخلاف حثیقت عرض کردیم ؛ مارا ارشا د وهدایت فرمایند » که بعد ازین مکوت کنیم ؛ و حاق خودرا ومغر دیگرانرا نداریم» و خوريم که‌این همميك واب و حسنه عظیمة شمرده ميشود. زبرا انسان از خطا خالی‌نیست. سکن است که این مقالات محمود طرزی ۱۹۱ معروضات سابرخلاف حق وصواب باشد. پس‌اگر مارا ارشاد فرسایند» به‌رهنمائی يك برادرسام‌ان خود سعی وهمت فرموده خواهند بود. واگراین معروضات ما راقرین حق وصواب بیدانند. کمرهمت را برارشادات مات‌ورهنمایی امت برای‌تحصیل علم ومعرفت وبدست‌آوردن خی کثورحکءت, تنکث‌برسیان بندند» تا هیچ نباشد ازبا رهسئوامت وارهند . باقی‌درهرحال وقاطبه احوال» فوز وفلاح ونجاح وصلاح است ناجیه محمدیه (ص )راء ازبارگاه خالق‌عاامم جل‌سبحانه نيازميداريم. ومن الته‌التوفمق. رك قط عه د لچسپ بمناسبت سرمقال مافوق خود د راخیا ر گهرباره زمیندار»یا فتیم عینانق یکردیم : اینچنین درسکه عام به این حال تباه خود پپینید ومپرسید که چون میپاید فرصت اردست بشد, هرچه کنی‌زود بکن یست کاری که در وصیروسکون‌هییاید اینچنین کار به‌تمکین وسکون‌برناید اند کی نیز درین شیوه حنون یبا ید کارمات نه به‌افساثه وافسون باشد» مگ سوخته ودرد دورن میا ید ! چاه چاه مجاهم سا دوم تماره ود رت وگو ۱۳۹۲ مس ها ۳ ذر <بیست ؟ معا( مخصوصه عز اراقسوس که مر بوط ما ند ن سا نی بکچند تا رموويك پا رچه قما ش کمان شده امتت !۲ این افسوس‌عنوان؛ باراجون قارئین کرام سلاحفاه فرها بند» بسیار اقسوس خوا هد فردود کهسحررناا صاف ایشچنین د ین مبین »شبن حامل الاوصاف رابچه جرأت؛و کدام چسارت» بيك چندتا ر بوویکچند پارچه‌قءاش سربوط ومعانی میپندارد؟ ! ما اشوس خود زا بهد از این اظها رکرده 0 ودر اول امره قارئین کرام خود را در اطهارافسوس شان‌ذی حق د انسته ميگوئيم کهءیلی» ایند ین‌متدسی که.ا برسلماثان بشرفآنذایل فوژوتجاح وسزاوارسعادت وفلاح شده ایم )وید اقرار باللسان وتصدیق بالعب کلمه طعیه بقدسة, لاا 4 الا لته محمد رسول انته »رابر ژبات‌و د لاسیراژیم و مید اثیم مقالات محمود طر زی ۱۹۳ به آن‌ب, همهادیان فخردسباعات مینمائمم» آدچناند بن‌ستینقدسیت‌قرینیست» که عتلای دازهیید همه د ینهای غیر اسلاسی‌نیز؟ حکعت‌ و معقولرت ومقمه لرت‌او راتسليم کردها ند چسان‌تسليم نکنند * دینی‌را کهطهارت " عبادت ؛عدالت *عامو دعرفت *اتحاد واخوت»صنعت وتجارت "ایشا رو شفقت ؛ کرم و شجاعت "و الحاصل دعه فضایل اخلاقیه وىدنیه را آمرمیکند "وا زظام وجهل و غفلت و دمد رذ ایل وحشیه بشدت‌سنع میفرماید ! سعی وعهل را برای انسانها رش و برای امتفادهبشر بحرو بروخشك وتر خر نشان میدجد. مساوات حقوق وا بچنان شدت|خراءمیکند » که خليفه ذیشان اسلام "بايكآدم دسیارعادی‌د ربیش روی‌تاضی ژانو برمین برائعه میشود. رشوت؛ بغاوت "نفاق» دروغ راید وم ؛ مرحافظه حقوق ؛ امان *اغاق؛ راحتی رایتجول میداد اعمال شنرهه ف.ق 3 فجور رامتم "و اخلاق حسته صلاح‌وطاعت,ا تعلیم بیدهد , چون‌بدل‌وحان وتمام ایقانل ووحدان برینا یال آو رده یم» کهدین مبین-قلسی که ما مرو وتابع آنیم "هدن صفحعه فضایل و بانج #مه ر ذ ایلست. آیاچسان بیشود که آدرا بیکچند تارمو وبك چ د پا رچه قماشی «ربوط بد انیج ۳ 2 انم حاث] !۱ سرت متاات "دقیقات دین‌سین‌ما.از تنزلا رتماطاینگوبه اشیای خ:ینه رخیعبه آنقد ردورافتاءه که‌اسبت دوری شمس بزمین» نسبت‌ذره رابه آفتاب هم‌به آن نمیگیرد . ! حالاچون‌حق بودن اظها راوس ق رئین کرام را تسه‌ایم نود یم : به تفعیل انلهار افسوس خودسپرد ازیم:؛ ازوقتی که اخبارسا مصور قده؛بعضی اعتراض نابه دایی درباب ویر های کلا, پیت داری 45 دراخبار سا نشرهیشود 3 ار بعضی طر نها گر فته ایم » که کلاه مذ کوره را کلاه فر نگستا نی گفته تنتید نمو ده اند . د ر عیسن » پر ا ی عدسن مسئله : بعضی تقد پر و حسین ناه شا ۷۱۹۴ مقالات محمود طرزی یز واصل دست عاحوانه ما شده» که تصویرهای کلاه پيك دار را بسا رپسدیده اند غوبر قرقی وبیداری دماکت سا؛ يك برهان قطعی انتبا عش شمرده‌اند.حالانکه دم اععراض کد:دگان»و عم آفرین خوانان» عرد و اژدانش‌ندان اعل اسلام اند نه از دیگرملل. ۱ ازین است که‌بارا مجبوربرنوشتن این مقالغ مخصوصه عاجزانه گردالید, و بر اظهار افسوس معلق ماندن مسلهانی بريك پارچه قعاشغی که کلاهازان ساخته شود ؛ !ود حجیقراینکه (عضی تصاویری که از آنها در اخبار هاد یده شده‌است؛ بسیب قطع نا کردن بوعای بزوتها ی شانا, بسا ري‌از عحوطنان عزیز سا اعتراضهای‌شد ید ی برین عمل نعوده اند, حتی بعضی حیلی افراط نموده؛ حاشا! ءم‌ئله رانایدرچه تکفیر ربانیده اند ! لاجرم »آگرما را اینچنین دول گفانی»بر اعیا, :- --جبو رکنده‌قارئین کرام انصاف پسند ما؛تایکدرحه ما را حق خواهند دا- . چسان حق ندهند ! در چنین ععری ک.سامائال روی زمین از مدتی بسصیب توجه شان بسوی فروعات ودور ماندن از او بدرجه بفقرق ومعشعت‌شده‌اند, که باوحود کلمه گویی وقرآن خوائی »وبسوی کعبه سحده‌بري»باهمد ی گر شان آشنایی نهیکنند/باکه بکقر عدیگر چرئت ورژیده بعض یکد یر را بدل‌میهرورانشد ؛ و سلل اوروپا » با وجوذیکه به بیشتر فروعات گرفتار عستنده ولی ازمدتیست که فروعات زا گذاشته وتدها در زيريك صلیب درا مد.» مقصد یکانه شان که دحو کردن و اسیر سا تن اغل اسالام است : کوشش میورزند «وروژ برورز کاسیاب شم سیشوئد ! پس‌چون اپنچیز هارا در زیر نظر آریم؛ آیا چسال اقسوس تکنيم /یلکه‌خون‌نگرييم» له‌چندتار 2 مقالات محمود طرژی ۱۹۵ موی رد ثووبروت »یا يك‌پا رچه قما شکلاه,تومهاوماتهای‌عظیمه اسلامیه راازهمد یگر شان‌متنفر و بیزار میساژ د ؟ ! اساس وبنیاد مه بعتقدات , وطاعات وعباد ات وحسناتسیثات» دردین مبین ما بر «ثیت» موقوفست ,حضرت رسول برحق »وپیغبر صادق خالق مطلق»«ئیت, است را خبر از عمل فرسوده . پوشیدن کلاه پيك دار راء اگرمابربتصدتشبهبه نصارا بر سر کنیم » که | لبته مأ خو ذ و معانب خواهیم‌بود»ءوای اگربه تجربه برس ثابت شده باشد) کد دروقت جهاد , پيك کبلاه خحدمت سیرتمس رابجاآورده, برای خوپتر نشان گرفتن خدمت میکند ,و اگردشمن بسوی‌شرقی باشد تابش آفتاب چشمان مارا ا زگرفتن نشان مانع آرده مغلوبیت‌را احتمال بیدهد / و مابه این نیت آن کلاه‌رادر سر کنیم» گمان «یبریم , که مستوجب مواخله وعتاب نی » بلکه مستحق تتدیر و ثواب شدن مالازم آید. دیگر اينکه آیا ما کدام کلاه را کلاه سسلم‌انی دانسته بر سر کنیم ء تا از وم‌لايم‌وارهيم ؟ وبواسطه نام کلده مهوت سرخ پوپك‌دازی‌بسر بیکند ,آبا آن کلاه رابر کدام دلیل واسناد کلاه مسلمانی گفقه بتوانیم ؟ قلهاق » قره‌قلی‌یاما هوت سیا هی که‌مایا براد ران‌ایر انی‌بسرسیکنند ,آیاقزاقه‌ای‌روسی» وصرببها و کوعیها را از پوشیدن آن که منم کرد ه میتواند ؟ آ مدیم برستتله عمایه : و اقعاً عما مه بسر بستن یف عمل يس و پيست. که باد ران با ب چیزی گفته نمیتو انیم . اما آن عمامه مسنون » چسان عما مه بوده است » و از عصر ها به اینطرف کدام سمله‌ان بسنت بوا نق‌و مطایق عمامه بسر کرده است ؟ غما بة زر کار و زرتار دو گزه بی که علمای‌برا دران عثما نی سا بر کلاه سر خ پو پکک دار خود شان می پیچند ء و یا عما مه های پانزده بیست ۱۹۹ مقالات محمود طرژی کر قه اش‌سیاه 0 ویا سیر وقیدی کد در ایران و جنلکت ۳ بسعر می پچند 0 کد 4 يك بست بو افق‌ابت ؟ عاي الخصوص آن لنگونه های‌تاب وییچ يافنة کا که ها و یا لنگو ند ای | بر من و باز ری‌ویا تالهای رح بانند ‏ و یا خراطی کردة سلکهای خو د بائرا جسان بستت تطبیق داده سيقوانيم ؟ سحان انّه "۱ کر یکبا ر در اثنای اسپ تازی آن لخمکو :4 باز شده در با جای اسپ ۳۹ بییجد | در اتوقت *آنوا حسان حعع آوری خوا میم و انست ِ ثرض کنیم که امه / "لت سیه پورگ ‌ دن ببر کرفله ۰ آبا د گر لماست‌ای خود راحسان تطمیق داد.خوا هیم توااست ؟ حنذدوقیای‌ما از دریشیهای رقم رقم نی ترکدد .از جای تك بوت ویک‌سوزد »بصد | زوح آ:ها رامی اندوزيم. بر ثرنیای ابر یشمن و پر قوسیخوابيم «بیست اپیست‌و پچ رگنطعا های‌چرب وش ردن سخوريم. زشوت.گیريم یاسیگ رانيم ! د رعها رتهای‌عالی تنیمین مودنیم . برای بك لحفاه ما وعوسی. خود ,ند سنت‌زانی /بلکه‌بسی فرضها / وت یا مال مبینما نوم :6 وهنور چه جیز ها که از بیان آذعاازسانرا خجابسیآید | و الحاحل 4 تماما ؛ ی زا اگر دز سر ر بوش ون پوش و پا پوش‌جستجیر لیم زد ده بین هم یلك م سامار ی خواعمم دافت ماه حول بععوجات ونشر دین قدموت.آیاتآغا زنهاد ند.در هر بلا دی که رنیدندء از آنهاایمان‌طلب کردند؛نه کلاه | د لت پچه کار آید و نسبیح وهرقع ؟ ‌ رو یش‌عفعت یا 7 لاه تتری 2 #4 دار ۱ عر گاه سسلمانی زا د رسرپوشی؛ وتن پوشی» وپاپوتی وریش, بروت جستجو تردن ارم آید 0 میبا ید ۹1 از پبه< صكد بایون زوس اسلامی 45 بو اتوام وسلل ره در عا لچ پراکّد ه شیدد اند + سبعو ثهای بر گزیده یی در یک بح آمده ۱ ز -تدری»به فتحتین دلخص کلمه تائا رک کلاه تا تاری‌یعنی بت ر جدگن‌ناتار(ر.ف) مقالات محمود طرزی ۷ ءپساهای دراز قیل وقااها بععل آورده » آخر الا سر به ا تفا ق 1 رأء بر يك چیزی قرار بد حند » که قیا فت وپو شالك اسلامی ۰ عبارت از این است و از هما ن قرا ر بعمل آورده شود «فالی هزار افسیس ۶ که وقت اینگونه جرز ها برای‌سسنما نال‌باقی نماندء ۲ وهمین فروعات طلبی » اسلام را از بسی‌چیزهای اصلی محروم گذاشته است. سال دوم - شما ره ۱۵-۰ سرطان ٩۲‏ ۱۳ خواب در تار یکی (مقا ( مخصو صه) انسانرا درتا ریکی‌خوب خواب»یبرد.حتی بعضی چ.ان‌عادتگرفته اند» که اگرادئا روشخی بچشم شان برابر آید» خواب‌تان نمیبند بعضی؛ نا چشمعای خود شاذراباشف مندیل شال با يك دستمالی ثه بندند, از خواب‌لذت نمیگیرند , خواب از سانده شدن و سستی رگیا و ی ها حاصل میشود, رگفا ود پی ها ,چوت چید ساعت پی هم کار گذا ری‌و فعالیت خود ر ا احرا نمودء‌يكا رخاوت وس‌تی‌برای شان پیش میشود. بخار طعام و تاریکی شب نیز بان عسالاوه شده , خواپ بظغهور می انجامد» که این خواب ,طمیعی, و از لواز سات‌ضروری ژد ؟انی انسانست :و د رهربیست وچار ساعت , اسبت به سن و سال هر شخصی»ازشش ثابه هشت ساعت لا ژم ولابد است . غیر ازین خواب طبیعی يك‌خواب غیر طبیعی‌نیز هست» که آن‌از مرض‌وبیماری دساغ و اععاب حاصل سیشود, وآثرا به ای‌طلاح اطباء « وم سیاتی»میخوانند»و آن يك خوابیست که نیداری ندا رد "و اگر بهءعالجه و مداوای آن‌نکوشندشیخص بخوابرفته زاءسوراسرافیل در روژ محشر بیدا رمیکند | مقالات محمود طرزی ۱۹۹ چون بحال امروزی مسدمانان روی زسین بنظر غور و تحقیق دیسده شود»ا کذر شاارا », لای عمین درد صعب‌الدو. اُ می پیئیم » که بعد از يك بیداری وفعاایت و کار آذاری خارق‌العاده‌ای که‌از آغاز ظهور خود شان تا مك چند عصری‌نه‌ودند, رگها و پی ۶.ی‌توایدماغیة شانرا يك سستی و رخاوت عظیم. حاصل آمده» وتا ریکی شب د یچه راغفات ونادانی وتیر رگی‌ظلمت نشور عدم بصیرت‌وبیخبری‌رو ز بروزافزونی گرفته, :أثیرات آن ظلمت جا ات بررگها و پی های شان مرض أختناق د ما غی را بچدان دهشت س‌تولی ساخت , کهباوخودیکه بهزارها سیر خونها از آنها گرفته‌شد» و از طرفی بطرفی لول داده‌شدند: بار بار چار دست؛ پا گرفته از بالابمایان‌وازهایان ببالا انداخته شدند؛باز هم آدنا یف کشت رآن ها دیده‌نژد ۱ بلی ! تا ریکی خواب را می‌افز اید ! تاریکی از پی‌عاحی/بیخبری »ناد انیم بی‌صنعتی» بی زراعتی»وبی‌تجا رتی» براشد .در درارفد نیا که‌نظر کنوم ,این چیزه! رادر سعله‌انان بیشتر می یابیم ۰ سیب یگانة محروسیت خودیانرا ازین چیز هاءاز خواپز فته کی قوة مفکرة خودباید بد انیم : زیراء بیداری حقیقی پیداری‌فکر است»وخواب حقیقی, خوابر فتهگی فکراست.فکرها هرانقد رکه بیدار شودسعادتها نیز حمانقد رملت ارا استقبال میکند . چنانچه تاریکی‌پرتر کی خواب‌را می افزاید, همچنان» روثنی بسوار تیزنیزخواب زا سیر باید . روشنی؛عبارت ازعلم ومعرفت است. چون یکبار روشنی علم‌و عرفان در ملت‌عا پدیدار گردد ء فکر ها بیدا رسیشود, فکر ها چون‌بیدارگردد »صنعت» تجارت» زراعت بحصول سی آید. آنسان هر قدر تندرست‌و ترانا و قوی باشد چون فکرش بیدار وترییه دارنباشد ۳۰۰ مقالات محمود طرژی هیچ فا یده ای‌نه بخود و نه بدیگری رسا نیدء يتواند, همه اختو اعات محور ا(.قولی کهدر دنیا دیده میشود» همه تمره و ندیه بیداری فکرهساست . فکر چنان يك بخار قمت آثاریست » که چون یخبار در دیکك ساشین دساغ در زیر تخبیق و فشار دراد" همه قو تهای طبیعت در پیش‌قوت آن سرتسايم ذر و می‌آرد . هرسلت:ازقوه فکریه خود استفا ده کرده‌ميتواند. اگریقوه‌فکریه د یگرلتهای بیذار فکراعرض احنیاح ورزد " هیچ فایده برنمیدارد. صاب اصفهالی میگوید , بدوش‌ت و کل‌منه بارخودر | و اینهءت‌خویش کن کارخودر ۱ حضرت‌طرزی آفغاای سیکوید؛ چوتبخاله بردا رخود بارخودرا . سسیفکن‌بدوش کسی گا رخود را يك‌افقانی »یژبان افغانی سیسراید : خیل همت درته‌ولار زین کر ي‌اس‌دی ده پهفکر دبل آس ود زین نله ۱ ژاپانی ها عیچ چمزی‌نداشتند .درظرف بکچند سال» هر,چیزی را مالك شداد. ربل‌ساز تلگر آف‌ساز,د رید ناوت ماز» کالن‌شنا حر ؛ پوایتیکل شناس ؛حرب‌شغاس شدند, آیاچه کردند؟ بصد هاصدها اولادوعان خود را؛بهرطرفدئیا» برایآسوختن این چیزها فرستادند. آنهامانند زنبورهای‌شهد ءدرگلزارهاو چم‌نزارهای دئیا پرا گنده شده‌نواد شهیدص ایع ر احاصل کردندء وازظلعت‌به نوربرآمدند .یعنی,فکرشا ن بیدار گردیده: علم و هنر آموختند» وازتوای‌فکریه خود »و طن خود راستفیدسا ختند. تایو قتیکه‌از بیگازگان مهندس‌وا شیذکاراو کان ششاس و دیگرارباب عنا یم راآو رد ند ,بجزآنکه بیگانگ ن پیسه های‌شا را خوآرد ند و اشیای‌شانرا تلف ساختند اوبر عفلهای شان مقالات محمود طرزی ۳ ريشخند کر ده پس‌برآمدند ؛دگر هیچ فایده‌ایاز انهاند یدند »وچون‌خودشان ازجنس خود اسبابآنرا پدست‌آوردند | هرچیزی‌را مالك‌شدند . استا نبول»بسبب که عنوان مقام خلافت عظماراحا یز بود ؛ومقام سشوخت اسلام هم درال‌بود ؛وبصد هاجوامع‌شر یفه و بدارس ونکایارا حاوی؛ وبهز ارها علها وساداتو مشا یخ طر یقه ها و صو فیون را محتوي بو د ءصفت يك مقا م معنوی اسلامی را داشت وبه آن‌سیب»ا کثر مردمالآنجا؛ تابسیاروقته۱/بصنایع و -عارف اورو پاوامریکا کمتررغبت سیورزید ند . حتی »صنعت وتجا رت را چند ال‌چیزمقبو لی‌نه شه‌رده هرا نقد رسعی وکو*شی که‌داشتند؛ د رینباب‌جرف میکردندم که‌اولا دهای شانکا تب ریعنی میرزای‌دفتر های‌سر کا ری بشوندو, بمنصبهاورتبه هاق‌دولتی بر سندءو قلمدانهامنصبی شان‌دام‌جر مغنم گرد یده از آن‌رهگذر" توانگرشوند , این حال, د, همه حکو متهای اسلا می‌دیله می شود .اعالی هرچیز را برد وش حکوست‌سی اندا زند»و هرچیزی را ا زحکوست‌اسید. میکنند به‌اووو پا وامریکارفتن ,وصنعت وبعرفت آوختن ر | کفروبدعت سیشمارند, این سخن دردماغهاگ شان‌جا یگیرشده؛ که هر س چون به آنطر فهابرود » کافروبیدین شده‌پس‌سی‌آید . کافری وبیدیمی‌رانیز به کلاه و لیا س حمل مینما یندء ویابه تعبیر د یگر‌مدلیت‌و ترقی‌راتنهااز پوشیدن آن ها بیشما ر ند , در زمانها یی که مصرو اند!س‌و بغدادمنبعهای‌عام وعرفان‌بود ءفرنگها به‌عمامه وطیلساند ران د ارالفنونها ی اسلامی داخل‌شده,وتحصیل هثر کرده‌پس بملك خود میرفتند . حالانکه اوراهیچ کس‌سسلمان‌نمیگفت »ونه خوداوبه‌آن عمامه وجبه‌مسلمان میگردید .ميشنويم که‌يك انکایزی بايك روس؛ بعداژ آنکه زبان عربی یا فارسی را ۳۰ مقالات محمود طرزی بخوبی تحصیل کرده؛در مکه سکرسه»یا کابل یاطهرا نسالهای سال‌به قیافت خود آن مردم در آبده ءاقاست نموده است ؛ود رباب‌احوال آن بماکتعا »بجاد ها کتاب تألیف کرده باخود برده اند . حتی روایت سیکنند که در زبان اعلیحضرث امیر شیرغلیخان سرحوم يك‌سرد ردسی؛ بصفت ایاچی‌قوق العا ده کابل آند » بود . آن شخص, د رکایل بد وجه یو اقعیت وبلد یت داشت که تویاا زمردم خودآنشهر شمرده میشد. ایلچی مد کور میگقت ؛ که مدت ده سال من درسجد سرچولك,بلباس وعسامة طلبة علوم افغانی بودو باش کرده ام , مقصد عاجز انة ماءاز فوشتن ایشمقالهُخصوصده خواب‌در تاریکی» این است » که نادانی ویبخبر عتاریکی وتیر گیست » که بر سیتلا شد گان آن‌درد بیدوای‌خواب اپدی‌را مسعتولی میکردائد .هنر معرفث؛ روشنی‌ود رخشنده گیست» که تا بش آن خواب را ر بوده‌بیدا ری‌افکا ر رانتیجه میبخشد, درین عصر اضر , آن آورو در خشنده گی رامادر اروپا وامریکا " و ژاپان سی بینیم.سرادا ز تور ؛عنابم واختراعات وعنر عای آنجاست , ژه دین وبذ هب‌شان» زیرانواردین ومذ هب د رما (لامسادمیه د رد رخشیدزست که شور 2۱ عرت مارا رو شن داشته است »و اگر بخواهيم که‌دنیای خودر ا آبادف روشوه سا زیم ؛سجپوريم که‌در پی ائو ار دنیایی؛به اروپاوامریکا وژا پانبتا زیم. اولاد هاي فطنی را در آنجا عا فرستاده؛ دان هناس»ساشین ساژ ؛مهندس» ریلسناز ؛ مخترع موجود ساخته بدست آریم , این نیست که‌درسلکهای مسلمائان /آهنگر:نجاز , کشتکا ر وغیره موجود نیست یلی هست !ولی اگر هزار سا لآهنگری,کنند؛چنان آهنی که راه ریل:و یا انجمن آثُرا بسازد ,تانه بینند و نما موزند :سا حته نمیتو انند. ازآ عیگر , کان شنا س معا لات محو دطر ز ی ۳۰۳ سهندس‌وغیره صنعتکار ال‌ویامعلمان علو مو فنون‌معنو عه بیگا ن هکان غیرد ین , وغیرجنس خود ؛ بجز ضرر هیچ فایده دیده نخوا عد شد . والحاصل »نو ز علم که ضد آن ظلمت جهل است, انسانها» معلکتهاء ز مینها؛ کوهها »دریاهاء صحراها راغرق انوا و میسا زد *وضدآن‌فکرهاءجهانها را میمیر اند . بشنوید که‌حریدة «سبیل الرشاد »۰ که‌در امتا نبول طبع میشو د, ازمقد مد کتاب,ازظامتبه نور » چه می نویسد : «بلی | منیع یکانة جمیع اسراض احتماعیه‌ما؛جهل ؛ سبب حقیقی همه سفالت وبیچاره‌گی ماءجهل , مغثر ترین همه فلا کتهای ماجهل است ! تا بوقتمکه ذهن‌ملت روشن نه‌شود »امید فلاح واجاح‌سراسر عبث اسنیتده «آیا بسیب‌جهل نیس ت که اننداناطول يك سلکی که‌سنبت‌ترین و محصول خیز تر دنماست,وفیاض ترین نهرهای جهان‌د رآن جار یست, امروزه روز بيك حال خرابه زارسفالت مییا شد ؟ . « ایا سبب جهل نمست» کدد ربندر های بحری ناء کها ستعداد مر کز تجارت پحر یه تمام دنیا را دارد» پجای | ینکه بیر قهای عشما.نی مو جها بز ند سفینه ها و بیرقهای دولتی بیکا نگان ود شمنان کشت و گذار میکنند؟ ! «ایا باز هم, از روی کابو س بلا ی همین د شمن, یعثی جهل نیست, که‌در مین متروك انا طول با وجودی که بسی کانهای قیمتدارو وا فری وبسی خز ینه های بی پایا ن و توا نگری سد فو ست » گرو ه کر وه مر د ما نیکه‌بر روی آ ن ز سینها ژزیست دارند» ا زگر سنگی تاف میشوند؟! » بلی, بای ! ما هم با هم هستی خود, اینسخنال« سبیل الر شاد», رنیق+عزز خود را تصد یق وتا پید سیکتمم,ولی به این هم مجبور یم , که خود از خودسوال یکنیم که: آیا آن چیزی که‌ما آنرا جهل می گوئیم وضد علعش میشمار یم, کدام لقن 5 2 مقا لات م<موه طر زی چیزا ست ؟ انا اینهمه مد رسه‌ها, دق ,وزاف یه ها ؛ وسسجد ها و خائقا ها بی که در هر هسر طر ف مالك | سل محه مو جوداست فبا هسزار ال هرا رملاها, و طالبها, و خند غا, و شیخها, ودرو یشها؛وصو فیها وذا کرها وغیره پروبالادال اند و مبالغ خطیری ازو قفه!"و خیراتها و سیرات ها برآن ِا بخرچ میر س‌ماچسان حرا نت کرده بيتوانيم که ادنهمه فلا کتهاو خوا بیها ور بو ثیه‌ای بیحا للث اسلدمیه این مسگله شرج و بسیطظ بسا ری داردء که دریاك بتا(ه ودو مقاً اد نمیگنجد, وهم از عدد بحت این‌مقالف با خارج می‌شود. لهذ | سخن را بر همین بدعا مختصر کرد بيگوئيم که بارا يك تاریکی ونیرء گی فرا گر فته.آ ن تار یکی بر اعصاب د‌ چا د" با تا ین | +۳۳ ۳ بعم‌ل آورده, و بخواب پسیار سنگمن وعمیقی فرو برده , قکر مارا در يك گردانب تا داب ظلمت سا بی؛ غرقه چا خید , برای با فظه #ستی وجود ما, نورلازم است. برای بیداری فطر ما رو شنی بکاراست. آن نورو روشنی را,در کانها و معدنهای عمبق ز پر زمین می بیئیم , آن ذورو رو شنی را درمهندسی و صنعتگری کشیدن آنها وا ختن آلاث وادوات مدا فعه,وسرعت وغیره می‌يابيم. آن ورد رو شنی‌را, در پروا ز کردن ری عوا, در شناوری بحر 1 در تیدن آو ا زها را از عزار ها کیلو ستر هاو هنوزچها و چها می یا بیم ! ماهم راه سا زی ,آهنگری ‏ : نجاری» زراعت: تجا رت هیکنوم ,ولی‌درتار يکی‌سيکنيم. این جیز ۳۹ ۳۳۹ در آنطرف بجر ای محیط است, | کر از آنجاعا:در پاب پد مت آوردن ار با ب آنها تبث ورژ یم, پا میپا ید که هستی و مو حود یت خود سائرا برای آنها واگذار شو یم ویا آنکد پکچتدی خودرابا زی داده ومال خو د ۳ نیز ناف کرده هیچ امتفادة نکنيم, ۳ بر ین" کس نخارد پشت من, جح ثا -خن, وانگهت من | »گفته ,و هرقسم قدا کاری که لا زم باشد اجرا کرده؛ يك‌آن اولترد ربی‌آن نور بتازيم و خودرا منور 5-رده پیا ۳ ووطن خسودرا #سبدعغر قل انوار با ز سر والسلام , سال ششم شماره م , اه حوت ۱۳۹۵ [ یاما نمتر قی‌س‌لما نهاچیست و (معّد مه ) بعضی پادریهاییشینری نصارا » برگروه عوام مسلمانان اطراف دنیا » برای اثبات مدعا وعظ وتلقین‌میکنند که : « اکردین شماخوب میپود » با نع ترقی شما نمیبود »واگر اسلامیت برسسیحیت برتری میدا شت » اسلامهاباعلم» باحکمت بافن» باقوت؛باشو کت‌برما برتری میداشت ؛ وشماحا کم ومامحکوم ميبوديم ,حال‌آنکه درهرطرف دنیاچون نظر کرده شود» بچشم‌خود قضیه‌را بالعک س‌می‌بینید ۱» این سخنا نیست که یگانه لاح دشمنان دین‌است ؛ کهدرافر بقاء مانندسصر مرا کو ؛ والجیر با ؛وسودان ء وقاب‌وغیره؛ودرآسوا ماذند چین ؛قفقاس » تاتا ردتان تر کمان » هندوهتان وجزایر شرق الهند وایران» وممالك عثمانی وغیره :در هر جا ومأوا که فرصت وم وقع بدست آرند؛ صرف مینمایند ودر کتابها و کتا بچه ها ی مطبوع خودشان : باتصاویر رنگارنگی‌زرنگ نشرو پر اگنده می کنند . ۳۰۹ ها لات م<هو دطر ز فی مسه‌لماژان ؛بیچاره , کذدر قطعات مختلفه دا کن اند چون‌اپن‌خناذرا میشنوند» وبحال تدثی وعدم ترقی خودسی بیندد ءبه‌اندیشه بی‌اقتند ده آیا : براستی همین دین‌مقدس ماخوا عد بود که سائم ترقی سامیباشد ؟ به‌این اندیشه وسودا :تایعدرحه حق هم داراد . زیرا اسروژه روز چولن‌بهر طرف‌دنیا نظر انداخنه شو»» یعتی ایران؛ هتدستان ؛ت رکستال ‏ مرا کو سودان و غیره وغیره : سسلماتها دريك کرد اب نایاب محکوست واسارت سغروق وبه انواع ذات‌وحقارت نصا را معر وض د ید ه میشوند » واین چناك يب قضیه ایست, که هیچ انکا ر شد نی یست , د ولت علیه عدمانیه؛ 45 مستفلترین وباو کت وقوت در ین دول سوحو دغاسلا میه مییا شد : بازهم» چون بحال پیشتراز ین جنگ موجوده شان نظ رکرده شود,آنرانیز د رز بر چنا ن شکنجه هاویو غهای امتیاز ات اجنیيه نصرانیه اش‌پابند وژبون ميديديم که مجال حرکت برایٍش نمانده بود . آنا همین دلیل ظا هروباهری » که د ر پیش چشم هر بیننده پدپدار وآشکار افتاده است یگ سلاح ند هشی ؛برای اازام واسکات عوام مسلمافان ثیست؛ کهبدست تصارا افنادء , عرترقی وهربرتری که 3 یده مشود : دراصارا دید ه میشود ؟ غرگو ثه تد نی و عقب با ندفی که بنظر بر میخور ده ازس‌سلمانان بظهور یپیوند د | «سراج الاخبار افذائیه» , که يك جر بدم اسلامیه وبدرجه‌عجز و کم بضا عه گی خود ؛ وظیفه بقد سذ دینیه را در عهده دارد ؛مجیور است برا ینکه برا د را ن دینی ووطنی خودرا .از حقیقت امر تابدرجه بی که سکن باشد ,آ گا هی بخشد, وبه‌قابل احتمالیکه میادا در ذهن ها و افکار های عوام مسلمانان اینچین دلابل وبراهین لایعتی ؛میشثیر های‌فصارا حایگیر شده‌باشد به کشف پرده غفلت ازروی عار ار حقیقت بکو شد , مقاالات‌م ح<مو د‌طر ز ی ۳۰ ازهمه پیشتراین رامیپر سیمء کهآیااین ترقیا ت مدنیهُامروزه روز دول اروپارا» دین نصرانیت باعث فنده .اعت؛ یا «حکمت وبعر فت» ؟ اگر بگویند که‌د بسن (صرانیت است؛ کتابها واحکام هاي‌آن دین؛ يك‌چیز مجهو لو پو شید نیست. ببینید که‌در کدام جاء وکدام مأوا ء ازین‌ترقی ها وتکا ملها ؛ و از ین صنعت ها وتقدسها سخنی بمیان آمده ؟ درانا جیل محر فة موجوده ؛پجزدعا هاوسنا جا تها ؛ وبعضی روایتها د یگرچیزی‌دیده نمیشودء که بجزمعنویات به‌مادیات » هیچ یاه‌جهت تعاقی بگیرد ,چون چنین است. این ترقیات مادیة دول‌نصارا راء هیچگاه ازبر کات معنویه دپدیه شان‌نبا ید پنداشت ء وکذا لأثء این تدنیات روز افز و ن مسلما نا ذرا ؛ نیز (حاشائم حاشا ۱) از نقصان خوبمهای دنه شان‌نباید انگاشت ؛باکه ساب حقیقی آثرا در صحیفه های‌ناریخ اسلامیه وآثارسو وقة دینیه؛ بایدتحری‌وجستجو نمو د, تااز ظامت خرا فات به نورحقیقت پی‌برده شود . د ین ه+یی اسللام د بن عقلابی است «هرگاه د ريك مسعله ءادله عقلیه بانقلیه تعارض بکند ,ءادلة عقلیه راتر جیح کرده نقل راتا یل باید بکنند .» ! آن‌یکی ازسسا یل احکام اسلا میه است» حتی دریکی ازاحا دیث شریف نبوی وارداست که ۰ «دین انسان‌عقل اوست ,آثرا کهعقل آیست ؛دین هم نیست !» شرط اعظم جحیع تکا لیف احکام دینیه ؛برعقل استوار آمده‌است » زیرا عقل است : کهسمتوحب تکلیف حکم شرعی میشود . مجنو ن لایعقلء ازتکالیف احکام‌دینیه خارج افتاده است . پس‌انصاف فرما ول ۱ یا دیئی کهعقل رابه | پند ر حه با مدز ره حا میت ۳۰۸ معا لات محمود طر زی داده‌باشد ؛یکدینی که عقل را رهیرح رکت خود کر فته با شد آیا چسان جر أت وکدام جسارت باشد, تاگفته بتواند که آن‌دین‌سانم ترقی خواهد بود ؟ ۱ مادرترقی ‏ آیا اگرعقل نیست ,چیست ؟ ترقی چیست ؟ ایا بجز همین دیدب ها وطیطنه ها ی پرشوکت وقوتی که مدعی‌آنر اسلاح دلایل خود ساخته + وبراسلام باآن حماه میتماید, دیگرچه خواهد بود ؟ پس بکویند , که | ین تر قیها را عقاها بوجود آو رده است‌یا بیعقلی ؟ حالآدکه دین‌اسلام ؛ازهر حیثبت دین عقلی بود نش چنان‌ظا در و پدید اراءت ؛ که برهان قاطم و دلیل ساطع آن احکا م خو د آن دین نیمن است » خرافات چیست؟ ضدعقل است ۱ یعنی چیز یکه ؛چون درسیزان عقلسنجده شود ۰:عءچصورت در نگ جد , و کبار ٍکك -یاحت.ااکشاسلام شین را کرده بپینید. در قریه‌ها, وقصیه های ماکک‌اناطول ؛ فلسطین » شامات , عراق, »عبر , مرا کو , هندوستان » ت رکستان؛ روسی ؛ ایران و غیره , چه‌گو نه گونه عادتهای‌نامناسب , چه‌خرافه های اساطیری بیمعفا , چه افسانه ای بنی اسرائیل پا در هوا , چه بدعتها ؛ چه رواجها چه اوضاعها دیده و شنیده میشود , که یکی از آ نها , چنا نچه با د من مبین اسلام هیچ يك مناسبتی بهم ندارد , همچنان , با عقل نیز هیچ یکی از آنها موافتت لمی کند . خرافه های که در ذ نها و فکر های عوام مسله‌اان دیا جا یگیر کرد ید, است ؛ تفصیلات ز بادی ذارد , که بسیب کثرت عوام , وقلت خواص آز داذه ودلاورازه 4 بر ببا ۱ نم حرأت زوا ۲ آپیا 1 اگر مر ار رید ض تشه ده معا لات مع<مو د طر زی +۳ دک فاید» و منفعتی حاصل نمیشو د ء که در آندال ؛ باز مدعی آن احوال فلا کت آمود خرافات آلود را با نشان داده , د ر!عکات‌ما ی کوشدا حالآزکه؛ مدعا وقصد این است , که حقیقت دین مقدس اسلام را » پا ید نشان بد هیم ؛ تاسملوم گر دد که مانع ترقی مسلعادان , اسلاسیت-قیقی نی ؛ بلکه بعضی‌علفه‌ای بیگانه ایست ؛ که آن چمنستاثرا فرا گرفته سیباشد , وبعضی عواید واعمالی‌است , که از دین فطری اسلام خیلی دور او اده سینهاید ! یکپار از العریش صر برخاسته . نا یکدار بحر محیط اطلس : تحام قسم‌شه‌الی- افریقا را ازسواحل بحر عفید تا یاه قسمنی از صحرای کپیر سیاحت بکنید . این ممانکک وسیعه » تقریبا" باسی یج »امون افو مسلمان مسکون می باشد ؛ که دولعه‌ای انگلیزا یتالی » فرانس » ویک کمکی ا-پین ؛ برقسام اعظم آنها حکهرانی سی کنشد . وطوق ادارت و بحکو میت خود را » بکردن آنها انداخته ؛ به انواع ذلتها و سفاتها ۰ روزمره در بر کندن بمخ و پنچک آنها کوشنقل میور زند, حالا یکبا ر بصفحات تار بخهای بسیاردعتبر اسلام » که قریب به‌زسانه‌های ظهور دین دبین اسلام ؛ بزبان اسلام » یعنی عربی نوشته شده مانده است : یکلا - زظر افگنيم : ببینیم که آیا ازمر کز اسلامیت : که مدینئة منوره بود ؛ تابه ابن سرزبین های بعیده ؛ چسان عسا کر قوت‌وشو کت مز ثر ی بود که ردیدند وگرفتند: و بنور دین حق وصنعت ورد یت آن اعالی را پرژور ؛ و آ سر زمیتها را معدور زمودزد ۱ ۳۰ مقا لات محمو دطر ز ی سال ششم - شماره - و ,- ۵ حمل ۹5 ۱۲ ]یا بر استبی اسلاه‌یت د‌شمی عام و حجکت و ما(ع ترفی ومد زیت است مستاخاژز «اچوسث ً « به ساماه معا ره بیقعت نو ان «)یا ما تسم ترقی [بعد از تمجید ازم , مال‌جهادامیر عبدااقا در الجز ایری و ذ کر غلبه های‌ر سم و رو اج سر دمان مساءال بر دین‌حقیقی اسلام»ثلا در عز اداری عاء می‌نگارد :] صاحب کتانبا سعطا ب« از طلمت بذو ر » که یا کنا ب مدا فع دینم اسلامیه و از قلم يلك مسنمات جد ی و غیو ری بر آمده‌است - چنین بیان می ۲غد ! فیااحقیقت , اک اسلامیت ما نم ترقی و مدئیت میبود » در بغداد , در شام , در سمرة.د ؛ در آنذ اس , درفاسطین ؛ داوقیروان » در سر ؛ درابتاتبول» درشیرازه در اصفهان وغیره : ای همه آثار پدوعد میاه و ادنهمه بافيا ث العبالعات تر قیات اسلزمیه دیده نمیشد . به این در حه , بیانی موسات مدنید , و آثارص؛ایعه بدیعه که درینوقت عر بیدنده را 2 ر پیش مناظر بدیعه خو بش حبران میسازد + پد یدار نمی آسد . از میان‌سامانان, ماقتدفارا بی,«الکدی: ابن سیناء این کال ابن موی + غزالی » رازی ‏ ابن رشد . ابن بمطاق ۶ اووغ بیگ و غیره . ه عریاث ار آنعااستاخهای عازم وف ون‌حاضره میباث:د,پسرنمیرسید.آن کنا خانه ای سعظادی که درعه شهر عای بز رک اسلا میه تا عیس و بتیا د يافته بود . و باهزار ها عزار مجلدات گرانبهای عاوم و فنون بعنوعه از ریاضیات : طبیعیات » از فقه وفل.فه از ادییاث و احعه‌اعیات و غیره کدآن کتابخانه‌عا را پر کرده بود ‏ و بعضی از آنها تابحال موجود است , آیا اگر اژ آثار قلمیه و فکرية علمای اسلام ژمو د ۰ از که برد ِ آیا دز ردر اعتراف‌تمام ار باب اعبورت ۲ دایارات شرفیخشای مقا لات محمو دطر ز ی طض بسی کشفیات فنیه و مخترعات صناعیه را عاهءا و حکه‌ای اسلام احراز نکرده اند؟ آیا اگر دین مانع ترقی میبود ۰ « فن تار بخ » را که بهر زبان نوشته شده است ؛ چه‌چیز مجبور زموده بود که بهزارعا صحیفه ؛ دریاب‌سدنیت‌ها ی‌بغداد» حشه‌تهای قرطبه ؛ دیدبه عای قاغر: » صنا عنهای دمشقیه » شو کعهای استا نبول: بدایعهای ایران و هندوستال : بنویسند ‏ وبا تصا ویر و حسن طبع , در آبادی عالم منتشر گردانند ! پس ؛ درسقابل اینهمه آیدات‌ومو-سات مخلدة اسلامیه« ثه‌ناریخ علوم» و «تاریخ مدثیت» , دوباقد عادل ذیحیات آست » وتيشه انقلابات دهر نیز آذرا تا بحال عراب کرده نثوانستة است ور گاه شیخصی ؛ برادعای‌اینکه «اسلامیت‌انع تر قیست» اصرار کند , حرف بیمهنای پا در هوا بودن : آ نرا هر کس اقرار خواعد کرد ! بلی ! همچ شمچه آیست ؛ که مدعیان این کونه عزیانها , ده ابلامیت را مانع قرقی سیدانند » بجز یک حسد و رقا بت متعصبا نم دیگر بر هیچ اصل و اساس مسعقو ای سو ضوع دیده زسمیقود » ریز | شا هد ها « بر ها نها ی آن فنا ء ثابت شده آمده است» که اذکار از آن میّکر شدن ازفن را نتیحه میدهد / که آن هم عین حداقت شمر ده میشود . بناء علیه , اصل | سبا ب تدنی و پریشانی مسلمانان حاضر راء در خود«اسلا میت» حستجو نیاید کرد باکه بعضی غواید وامرای بدحشه ایست ؛ که برذ نها و د با غها وفکر های خو د مساهانال وقت حاضر : مستوای گردید» یا گردانیده شده ! مج مافیه » چون در بسیاری از ذعنها وفکر عای عوام مسامانان؛ د ینا هون فگر حادگیرشده اینت 1 کهاساب‌فلا کت‌وتدنی اسرو ژه میب ها نان ( حاشا 1( الامت رتش مقالات محمود طرژی بوجود آورده است ؛ داین فکر وتصو ر ا کثر در چنان‌دماعهای ريشه د وانی کرده است ؛ که به اروپا آشنا شده ابد, و حال معموریت تصارا. واحوال خرابیت خود عارا ملاحظه کرده‌اند؛ بناء عليه‌ميخواهيم , که از آثارسژ اقها ی اوروبائی : ده معا رض اءبلامیت خستند بعضی چیز هاد ر باب خدماتاسلامیت کهدر راه ترقی فد نیت کردهاند نقل وبیان تعائیم تا خوبتر قناعت حاصل کنند : ( سپس از کتاب «ظامت به تور» گفته های داشعندانعب را دربار؛ خدمات دا نشمند ال مسیداعان در پیشرفت غاوم «فون می آر د. ) سال تشم - شماره ۴۱و حوزا ۱۳۹ [در خاته ساسماه مقالات«آیا سانم, ترقی مسلها ن‌هاچیست ؟» می نگارد :] بسیار بر گفتیم اسخن را خاتده باید.داد . اگر بخواهيم که درین خصوص که با « چه بوديم 9 چه شدیم ۲ زا ر چه بود زوچه تشدند تن سین راتفصیل وتطویل د یم ک:ابهای‌سطول بکار دارد ! «اگر در خانه اس است ؛ یکعرف پس است | ».حال آنکهما :د رین چند شما ره خود , د رینیاپ خ فهاگنتيم ولیتا بحال ؛ به‌اصل نتیجه نرسيديم. ده آنهم حل ود نساه‌سراوحه مقال‌.اّت که: «آیابانع ترقی‌مساحانان چیست ؟ » بلی | جا ن مساه در همین است که باید تجر پر وحستجو نیم : که این پر ماندنوعتب افتادن ازشهراه ترقی» که‌امروزه روزساانان‌به آن گر قتاءآمده؛ از کدام کدام سببهای‌مبرم پیش‌آمده است؟ اکرچه کسانیکد مالك عقل واذعان ؛ وصا حب یصیرث 9 رفانند: از تفصیلات‌مد کورمیسوطه بخوبیاستنباط کرده میتوانند : که‌حرف‌چیست. و سخن در 5جاست آ این چند حیز است که نااعر و اشکارا و بصورت بسءار :دی پدیها راست : مق لات محمو دطر رز ی ۳۳ ب- در سیاسیاست »حکمرانی وجهانگيري بااحکام دینی فرق ومباینت‌موجود نبود ء رفته رفته آن چیزی دیگراواین چیزی دیگر شد. - قرآن عظیم ااشآن در اول ظهور دین » دستورالعمل همه معاسلات دیا وآخرت بود.؛ «حضرتءشمان» رضی‌الته تعالی عنه , قرآن‌جلیلالشان راجمع وتدوین فردودند . حضرت علی رضی‌الته تعالی عذه » کم انته وجهه , کباب فیو ضا ت مآب مدینه علوم بودند ؛ دزشصوص استخرا ج معانی واحکام قرآن‌عظيم الشأ ن ؛ قواعد اساسه علوم آد بیه راوضع فرموند, حتی موخر آ فرآن کریم اعراب عم‌شد » تادر قرائت آن سهولت‌حاصلآید » واین از بهرآن بود ء که فتوحات اسلامیه؛ بر بلاد کثیره وسلل وامم متعدده ؛ که‌غیر عرپ بودنده وسعت وشمولیت گرفت, از آنرو؛ متداول نمودن علوم وفنون دعنو عه را باقرآن کریم »در هرطرف دنیاء يك اسر ضرو ری دینمود . چونکه علوم-اوی دارضی » وسیاست وشریعت وبعادت د نیا وآخرت درهمین کتاب کریم‌موجود است ؛ حال آنکه » رفعهته قرآن‌عظيم‌الدآن تنها دربن وقنهاء برای مر-کانمتحصر مانده» استفاده زند گانی از آن‌سمنوع گردید. م - عاوم وفنون عقلیه وحکمیه نیزه رفته رفته, درزیر انحصار در آمده,توغل وتععق در آن » آزادانه جر یال نگرفت . واز این سیب , آنهمه فنون حعمیه . ده موجب ترقی وش و کت مدنیه اسلامیه شده بود» از اسلامع! وداع کرده: به اوروپا رحل اقاست کشید » ورفته رفته . عمان علوم فقتوژی که از دارالفئونها ی املاسیه آموخته وا زکتابخانه ها ی اسلامیه استفاده کرده‌بودنه » هرآنقد رکه مارا از ودورتر ۳۴ مقا لاتم <مو دطر ز ی ومجتئیتر معدیدند: همانقدر » درتجارب وتوغل آنها کوش ش می ورزیدند, تاآزکه آن عامها وذنها : اسلده و دامهای اسارت مسامانان» بدعت اعبا را گردید , م- اخوت وانجاد : تعاون‌وا ثقاق , شفقت روداد ؛: سرحمت وایثا ر ه ازفضایل حهانگیری واز اساسها ی مدنیت اسلامیه بود ؛ دریاوقت» سراسر دااخداء آذها تبدیل حال» «احوال نمو د! ی-نصارا؛ برای توت وشو فت یافتن خود شان, ازاخذوتحصیل عاوم وفنوثرا از سلها نان » از -عی و کوش عار نکردند . حال آنکه : مسلهانان ؛ آن با ل موروث گهشده خود را در یتوقت نمیجو پند . ودرعقب آن ه‌یپویند , وازهمه ,دتر اینکه اینهمه حکمتهاو فنواهایی را؛ ثه خودملماناك در اوایل ظهورخود ترحده وتالیف‌وتدوین نموده‌بودند , وحال : ظاعر و آشکا ر سی بنند , کد همان علمها و فن‌هاست, که ترقی کرده کرده ؛ موجب‌حا کعوت(عبا زاومحکومسیت مساماثال‌گر دید ؛ باز هم از گرفتن ویست آوردن آنعارمیکنند , بلکه مراسر آنهارا نمعثناسند ,و بالکل سال موروثی خو تعارا دانسته ؛ از تعصب وعار به آنسو هم نمیبینند ! «- در اسلامیت «علوا اهمت‌سن الایمان» , یعتی‌بند همتی | ز ایمان است يت قاعد ه خط حرکت گرفته شد. بود . و ازین بود , که از اسار ت و بحکو میت وحمابت وذلت. پیشتر از مر آث میترسید ند : 9 مجتب میبود ند , ازین بود که دا یما درعقب حا لمیت وشرف وعزت می دویدند, حال آنکه مساعانان این وقت واین زمان ؛ نس ود شاثرا بسیار حقیرو کم قوت میبینند , و از کا شر , و آرا م طلمی : بحه‌ایت وتریست نعبارا استرا حت خود با بیشتر مي دا زند ۱ مقا لات محمو ۵ طرز ی ۳۵ ب درسعی وععل: دوشهبالی بود که اسلامیت رابراوج اعلای عزت وش وکت بالا بر آورده بید ء حال آنکه درینوقت ء بجای آن کسل وعطل قایم گر دیده » عمونکه پا حاسه تن پوشی: ویایاك اسیاب مایحداج هوسات وتزئینات شان:ازاصارا به آنها پرسد ء قناعت میورزند . بد تراینکه » این احتیاح خود ها را ,رومحتا ج الیه بودن آنهارا هم ؛ یکچیزی طبیعی وخلقتی, شهرده : بيك قناعت ویاث تسلممیت 1 ۳ »ند ۱ نه دست و پا بسته ؛ نه م وروغن وفیرش راسی ند : و دمقا بل آ ۵ عاف و آب‌وجای 1 میج رند ویو شند ۱ بدذر بد تراینکه ۱ چون پرسید ه شود » که چراسحی وعمل نعی کوک می کو ین دکه + یعی وععل برای ثارهای آخروَیست :و «دئیا نه بتاعیست که ارزدبه نوا » ؛ زیراء دنیا از ماها نیست , از سگهاست [ وچون کویند - « چرا ازددت حگ422 زرازدو ده مگیرند ؟ » بجز اینکه بکاه ۱ جنیانی کرد ه می‌گوند۰« آه سپر س ۰ پدر,ژو آست ؛ وبرادر رو است؛ و دادر زر ۱». ‌ یکر جوابی آمییا بند ! بر تفرقه» بیگانگی؛ مدافرت: در آغا زظع ورین همین اسلا میت سموقوع کرد +4 کلمه بقد مه طییةٌ « لاا له الاانته : مجمد : رعول الله۳!» هحه قایاین شرق وغرب آنراء بيك زنجیر | خوت و یکانگی ربط نعوده بود , حال آذعه دركٍ وتت ؛ اگردولث مسله‌انرا , دربك حای نصارا دسعت بسته حلال کنند ؛ چها رلث دیگر, تنها از تداشای دت و پازدن بسمل آسای آنها.لذ تیاب ذوق وتحاشامی‌شوند ! ٩‏ - عاها و مشایخ حقیقی ؛ که رعنما ی شهرا ه حقیقت بو د ند , و از حق گو ئی و سحبت؛دین از هیچ چیزی چشم شان خم نمیخورد » از میا ن محوواابود تشد , بحا ی آنهااز مهار وقنها دته کدخلما مدز 6 وشیخا لگیراه قایم گردیدند 1 ۳۹۹ مقالات محمو د طر ژز ی و بزٍی و لاس آن عاما و مشای عهام درآ مده + بر ی سنافع ذاتی و غس پر ی خود شان . ژامداران اسورحمه‌ور عاام اسلام را , از عصر هاست که بد عنلمعت وحبروت , و ازدرعه پشریت بماکوت ار تقاء داده .حق و رو رامراوع ودر مقام «لایسئل عما یفعل » شان مبضو ء تمو دند آن مشایخ غقظا می که برطریقها ی‌سستقيم مرده‌ال را بشهراه اوردق موق میفرم‌ودند , تریوقت تر اطاراف وا کناف غالم اسلام ؛ که الحمد نته در مملکت عز پر سا : فسیتا کعتر اس » یکدور عالم فرموده بمیدید. که در آن طر یقهای باحفاء چه کو نه چا ها و حرعا و جقو ریهایل اآمده سبط ,.. .)3 همیتقل آینکه : ۳1 این چیز ها و ابا ل این چیز عا که بصد عا مت ۰ ازعالم"اسلا شیت پرطر ف شود و همه عموم عالم اسلامیت ؛ یگاذگی و همدردی قد یفی خود, را پس بد ست آورده دواصلا ح احوال ععوسی : معبادمه افکارن وسداوله آراء احودد: در رفع اینگوند اسماب ها حرف سعی وهمت کرده شود ۰ هیچ دانجی برای ترقی مسامانیها تعیه‌ازد | پاقی*و آنته اغلم با احبوا ب .. ۳ داسلام سا ل‌اول - شماره ۱۳ و۱ حمل ۱۳/۱ یدود یله ۰ 1 [در فل ستاله‌مخصوصه عدجت عنوان «انحاد اعلایی در دیا يك کدهه‌یی که‌سعنی« تخصیل حاصل » را پتمام هاد زیرگ د »هدین کلمه «اتحا د اسلام , است »زیرا ءاتحاد جعنی‌یگانگی اسلام » اصلا واسا سا برسه جیز مر بوط است؛ که آنهم عوارت از کلمه طی4 حاهعد« لا اد الا الیر , رع<عد رسول الته وحبل| لمتین «قرآن «جین »وحاه‌عیت « کعبه مقدی4 معخلفه سیباشد شرفردی ازافراد اسلام ءخواه در شرق باشد خواه درغرب 4 باین «ساسلةة ال عب ,دین و مد هب چنان مر بوط ومتحد هستند » که‌سفارقت وانفکالك شال ؛بهیح قوتی‌از قوتها ممکن تمیشود »مگر که باین بده وایطه مر بوط ثباشد ءوچون با ین مه واسطه مر پو ط تماشد م اسلا م گفته زمیشو د , که در آثحال ,دعوت اتیحاد اساام قیز بر ای اق شمو لیت ندا رد-حال آنکه» غیرازین مه اصل اساسی » که بیان کردیده »بسی اصلها وبازان اصلها -یسی فرعها دارد که عام اسللام را یگ بد یکر متحد غیرمفا رق ساخته »واین رشته هایارتباط شانرا » هیچ قوتی‌ازهم نمی کسلد . ۳۱۸ مقالات محمود طرزی ۳ هر گاه »ءقصد ازمپاحت اناد اسلام ؛همین چیز های معتوی باشد که بیان گر د ید, چیزیست له ازیزده عصر و کشور , براي مسلما نان حاصل وسعلوم میا شد وبه اعلاء وتحصیل حاجت ندارد ,اما آگر مقصدازا تاد اسلا م » جهت دیا دت وقءلیات آن باشد ,آنهم ,دوصورت دارد , که یک قوایسن‌وذیگری‌فعای, توای عمین اس .که صحا یف اوراق حوادت پاقسام اقسا م و ر نکلا رنگت دلا یل معقواه وسنقوله» ازان بحث وبیانر انده ومیرانند و‌طبوعات عالم اسلا میه, یسی کدا بها و رساله ها پزبا نهایبخاف در اینیاب‌نشر و پراگند ۵ ادوده وسیدمایاد ار چه‌فواید وبا نم این بحت دا ودظر یه ها قابل انکاز پیست رف ی بکعال تا سف دیده میشود , کهما ميگونيم ,دیگران آترا فعلا بعمل‌می‌آرند زا بخو افیم کذ با با بکدیگر سخن بگونيم, رقیبان ماناهم اتفاق‌وثلا ث ورباغ رافعلابهم»یرسانند .ثا باسا » مد یگرسخن ازه‌عد رد ی‌ودستگیری برزنيم »د رحریفال.اعین رقا بت‌ونفاق‌شان تعلا بهاتحادو اتفاق میدل شده ,انواع عءلیات‌مد هه فلا کت آوری‌بر ما سی‌انگیزند. لا جرم معلوم میشود که‌چنانچه د ربسیار چیز.ه بس اآده ایم ,دریاب اثحاد فعلی و غای‌نیز , پفرسنکک عاعقب افتاد» ابم ,وچنانچه سا عنو ژما لك راء عای شوسه نشده ایم آ نها بر هوا پروا ز کردند در دانستن معنای حثیقی «اتحاد» یز حمجنان بر مین باند ه اي 3 آبا | ینچه توم سیاتی بود که ازعصرعابه اینطرف برساغلبه آورده, هیچ چشمهارا بیخود ما باز کردن نگذاشته است ؟ آبا ایذچه غفاتهو دوتاه بیتی بود, که ارآسیا تا به| روپا نظر کرده »اميديديم کهد رآنجاعا درپی محوو ننای ماچه نیر نک ها وچد فسونها بکا رمیرود ؟ آیا این چه غرورواستغنا ی بود , که بعداز آنکه آزهمه‌شمش. مقالات محمود طرزی ۳۹ داشیها خبره سا ز عقول اورپارا دیدیم , باشنيديم ,دربی بدست آوردن آند ر خود ادنا يك تنزل وتواضعی ندیدیم؛و عئو ز هم نعی بینیم ؟يك‌زمانی بود , که به‌صدها طالیهای فن وحکت از اورپا/ درسدرسه ها ودارالغدون های اندلس وبصرواستانبول و بغد ادمی آسدند واز مد رسه ها و دارالفنونهای اسلا دید ءآنچه ها تحصیل علو م حکمیه‌و فنیه را کرده وباز به‌ملکهای خودشان برگشته ,درعمایات‌آنمیکوشيدند. بلی ! هیخ شبهه نیست ,۹ هم علوم حکیه وفنید و ادبیه و غیره ؛ از هن دارالف‌ونها ی اسلامته د ر اروپا ادخال گردیده است .و لی هز از | فسر سن ,که آنها آن علوم وفنونی را که از,اآموختنل روزبروز لحظه بلحظه ,د ر تر قی نظری وعلمیآ ن کوشیده, سلاح عأی‌بد هشی برأی بنیاد کنی مابدست آورد 4 .و بعکس آن ,مانیز روز بروز ء لحغله بلحظه , پی آنکه‌در پی ععلیات آن بگوشيم , نظر یا ت آثرا نید فراموش کرده رفتیم . تنها علوء وفنون حکمیه‌وفا-‌قیه نی, بلکه علوم | خلاقیه وحیا تیه واحت‌اعید خودرا نیز ازسیب عفلت ها ونفس‌زرستیها ازد ست داد یم ,و حال ۲ نها رادر دست اعدای‌خود اساحه قتل خود می‌بعنيم »3 از آنجمله یکی همین مسگله ۲ خوت‌واتجا داست . سبحا ن‌انته و د رحالتی که ما بم‌عاونت ومددرسانی هدیگز بهمد ردی یکد یگر, به معبت‌واتحاد «عدیکر, بحسن - معاغرث و سل و کک‌یکدیگر بقول خدا ورسول وپیشوایا ن‌خود دنم دابورو مکلف هستیم دیگرآنرا می ینیم که این مکافیت با را عملا و فعلا اجر ادیکند , مه سلتها ی فر نگستان را»ما نید يك انجمن بز م انسی‌می یا یم » که در يك‌مجلس‌بال شعش و مطنطنی ءبرسفر ُ - فرو بر د ن مانده لذ ده مما اك مر قمه ذشسته» در یخی که بکار ءآنرا فروسی برد » .۳۰ مقالات محمود طرزی دیگران «بعاقرت‌باد» گفته آن يك‌يكقدح سسرتی بسرمیکشنه / وبا وحود اختلافات‌قومیت میایئث‌عشصر بت و تفر43مذا هب , بمجرد یکه سسکله به‌شرق تعاقگیرد »هماندم همه آن اخیلا فات سیاسی‌وءصری ومدذهمی خود رابيك کوشه گذاشته. عسگی» راينياب‌يك وجودو بتحد اافک_شده 2سدئله رابمو افق مصلحت منفعت خویش؛ در سابین خود ان‌فیصله می‌نمایند . حالآنکه؛ دریئوقت کار د رابرامتخوان » و کارا برخر ابی سعید کادهای سقسه دین وایمان مبلا نان‌گذاشتند»حالادرینجا» يك‌سوالی‌وارد میشود » که آگرايطالياتهاي وحشی‌غدار نابکاره این ید ید اوسبااند | ختن خود رابر«سکه معظمه»وه بدینهبنوره» ازقوه بفعل بیارنده آبا مسلمان حه خواهد کرد ؟ هر کس‌يك فکری‌می پروراند, ويك‌تخمین وقیاسی بیان سیکند. اگرچه آن‌فکرو قیاسدرست باشدیانباشد "یا زهم از بیان کردن آن خو دد اری نمیتو اند , لهذا» ابی بحررعاجز نیز:به‌بیان کردنفکو ناقعانث شود چیزی‌سائعی‌تمی بیند , اولا این رابکوئيم کدا ین‌تهد یدوتخویف ایطااما نها »يك سعخن اغوو وا عی ایست, که از قومیفعل آمدن‌آن درصد نود عدیم‌الاحتها ل میدماید. ژیر ا طیاره جاو بالونها یشان منوزیاین درجه تکمیل نرسیدهه 5* ازرومایا طرایلس‌یا مصوع پروا زکرده قابه آنابا کن متسه برسد وبومبه های خودشا رابیندازد .وفر ض کنيم که‌این کدالات بلند پروازی شیطفت همرا زی را حایزهم‌باشند گمان بیقین نزد یكتر عمین است که دواتهای دیگر او رژپا» بهیچ صورت این لایمقل راء به این حر کت وخيم اانتیجه اش‌واگذار زخوا عند شد) زیرا فکرسیای دوراندیشی آنٍاآ خب.شد ] هسته‌فرو بردن‌اقم۰ مقالات محمود طرزی ۳۳ های‌چرپ ونرم‌سمالك شرقیه است» ثه‌بیکبا ریکی »چونکه بخو بی میدانند که حضم کرده‌نمیتوانند, وشکم‌د رد شده»می‌یرند. علی الخصوص که بعضی اقمه عایآ ن چنان خا رهای‌خنجر آسائی‌دارد» کدفروبردن آن‌حلق‌وجگر انسانراپاره پا رسیکند | گیرم که‌دولت‌ها نیز»چنانچه‌دربسی‌ح رکات حقوق‌شکنانه و حشیا نه آن غد ار نابکارچشم پوش ی کر ده‌اند, ۵ رینهم همچنان کیند, درآنحال »بر همه سامانادر وی زین »اند روزروشن هویدامیگر د که اعلان‌حرب‌عهو می‌غرب باشرقآغاز نمود زیراسکوت راعین رضا گفتها ند. بناء علیه چنانگمان‌ميشود , که‌مسلمانها» دفعتا سسلك خودشانرا تمدیا داده‌يكسلك,انارشیستی» مفرطه ,مهلکه بی‌را پیش نها دخود ه‌ایند وچنانچه تا بحال د رپیروی وتقلید کمالات صنایم بدثية آنها کوشیدهاند» بعداز ین در پی‌تقلید و تعلم عهد شکنیها و حقوق پایمال کردذها»,وخو نر یزیها » وا تشز نیا وقتل عامها ءعنی اایخصوص معبدخراب کردنها( که د رهیچ يك ذینیا زد ینها »هیچ حقوقیا ز حقوقها جادز وروانیست )بیفتند وصفت انا ر شیستی گری‌ر ۱؛ با همه معانی محتویات آن‌اجرا تمادته وهمچنان‌تخمینه قیاس‌می‌شود که خدانا خو استه, اگراین حرت‌وجسارت لا بالیا نه وحشیا له ابطالیا نها ازقوه بفعل بیاید » که انشاء الله هیچگاه نخوا عدآسد» درآنحال»بو مبه‌جنگی معید هادر ما بمن خو د شان آغاز خواهد کرد. مسلما نهایسمالكعتمانی "چدان کمان‌ميشود که هیچ کلیسائیو هیچ معبد ومثاستری د ردوریه واثاطول وروم ایلی» نخواهند گذ اشت ,و همه را بر وا خو آهئد کرد ۱ ۳۳ مقالات محمود طرژزی ایادرین سحاربه معپدچنگی ,عالب که خو | هدآمد ؟ عمج شیهه نیست کد عهمانیال ! زیراءایتةدر کایساغا ویشاسترهاو معید های‌بعمو رو آباد ومکلفی که در سمالك عثما تیه ازآژهامیباشد ,جوامع مساجد مسلما نها در مالک آنها نمیباشد. این استقماسات و تخمینات عاحزانه که عرض‌شد ر باقی! زد رگاه ابهی؛ ظهوردادن بعجزه آره کریمه «الم تر کیف مرو 4 و الأّیه بر ا نبا زميکنيم 1 تلا تال د: ۳-3 و سال پنجم - شماروسب-. ۳ عقربم ۱۲ [ تحت عنو ان «سلما نان باهمد یگر | تحاد کنید و | زهم جدا مشوید» در سیر مقاله خود مینو یسد: | دکد و سخن اهنا سدت «وٍ عم مما زر لد ۱۶ شو ر ا این شحار ماچون بایوم مبارعا شورامصادف‌آمده استخواستيم که یحقدری معلوسات تاریخیه»د ریتخصوص‌عرض انظار قارئین کرام داریم»و از نقطه نظر اتحاد آسلام ؟ بعضی ملاحظلات عاحزانهة خودرا دردتخصوص بیان نمائیم «عاشوراه درنزد سسلعین »بر وزد هماهسحرم الحرام اطلاق‌یشود ؛ که در روز مذ کور ءواقعهة پرفاحعه کربلا بوقوع آسده‌است. این و اقعه جا نسوز الم انگیز, از چنان واقعه هائیست که‌هر فردی‌از افراد »سلمین راءاز یوم وقوع آن ذایه | لآن» داغدار الم داشته؛ ود رصحیفه های‌تاریخ اسلام يك لكة فجیعة بدنما یی بیادکار گذ اشته است. هیچ قوم؛ هیچ سلت» هیچ هیئت احتحاعیه »ازاست نا جیه محه‌د یه صلی لته ءایه واله وسلم ,تخوا هدبود که به‌ا هل بیت‌الا مجادحس محبت و احترام ثهپرور | ند .محیت اهل بمت »یکی ازار کان‌عمدةٌ اسلامی شمرده‌م‌شود, محیتا هل بیت‌رادردل نداشتن ۳۳ مقالات محدودطر ز ی بدرچه یغضاصحابر سول الت‌صلی له علیه وسلم راد ردل کاشتن کناهعضیم‌ووبال؛ جسیم را در بردارد ,بنابرین «چون در روزعاشورا»یعنی دهم‌محرم الحرام » مصادف با سال هحری» حخرت سید اشهد اء حسین ان علی اسرتضی رضی الته تعالی عنقما» 5+سیط رسول‌انتهء لیه واله وسام دیباشد» بابسیا ری از خاندان‌ر ساات؛ بیك صورت فجیع و الم انگيزي حرباتهیدکرد یده‌اند» | زین‌ سیب ؛ این رو ز عاشورا, يكث روژ سا ثم وسصمبت عمومی اعل اسلام شمرده سیشود . کیفیت وقوع اینواقعة نجیعه, چون‌در کتب‌دا ریخیه به تفصیل بیان‌شده است , وهر س ازان خب دار د :یت کارآن در ینجا لروم دبده امیشود . گر همینقدر گفته میشود, که این و اقعة جانسوز در عالم اسلام »ازید نرین‌واقعه عای جائخر اش؛ الم انگیزوفاجعترین مصییتهای درد آمییزی میبائید: که دیگر مثل ومانندی‌تدارد . اماچیزی که درنظرمااعظیرعبهتها و ا کبر فلا کتهاشمرد‌سیشود ؛ع.انااتشقاق و اقتراق‌ومباغضتو مذافر تمست » که از ننیجه این واقعه اسفناك, در هیئت احتما عیف اسلامیه پیش آبده است.این مصیبت افتراق , از چنان مصییتها ثیست که ار وا ح قدسیا زرا پلرژه می‌آورد بر ريشه شعجره دقلسة اسارموه »تشه مپرند ابئیادقصرمنید و دین را »به انقدام تنقتریب بید هد , ازج علو یه ۶سعارج قدسیه‌ یی که برای‌آن بزر ان دین تهیه و آماده شده بود, اسباب يکانة آن ,برععدن حتایتهای فجیعذ کهدر کرباد پوش آبده بود موقوف بود. اراده ازامه‌ سبحاایه سید الشج داهشدنن آنذ آت‌قدسی‌صفات رام برطی‌نموء ن مین سراحل برخار زارآلام وا کداراین داردتياي‌نا پایدار ستوطد اشته بود. غزاران حسرت‌وانسوس امست , ۹5 ارآن واویة حانگداز (۳۷۴ ۱ )سال تما مگذ رنموده ‏ وعا.اوتو یعضص ایرائی مقا لات هم<مو د رز ی ۳۳۵ و افغانی »یا ایرانی و عشمانی؛چذان‌سعاوم‌سیشود کهگویا حالاسر ازنو تو لدیافته باشد. حالانکه, جیت‌قاتل و مقتول, نه ایرانی , نهافقانی نه عثمانی بودند بلکه از قوم و عنصر و جنس‌واحدی بودند, که‌به اینها هیچ جهت تعلقی نداشت. این است که در نطرما, اعظترین مصیبتها وادهشتر ین فلا کتهانتوجه یافتن همین بغض‌وعداوتوست که درمابی عیشت احتماعیه اسلاسیه» و کلف دین»قدسة بحمد یه علیهافضل|!صلوه و ۱ کمل ال"حیه بظهور آمده است . این افتراق وانشقاق "رخنه هایدهشتشدانمست» کهد ر قلعه متونه هیثت اجدماعیه اسلامیه پیدا شده؛و آز همین رخثه هاست که دشمنان حقیقی‌دین »بکمال‌موفقیت و کامیابی‌در میان آن فلع رصینه فرجف یاپ دخرلگردیده است.نخستین ضربه‌افتراق که دروحدت اسلامیه زده شده»ویگانه حربه انشقاق که‌وود دین را از سیان‌دوپاره کرده»عماناهمین مسئله شیعیگریو سنیگری یباشد.حالانکة ,در ینعصری کهادلام بفلا کتهای بسیار فجیعیگرفتا رآمده است, از چئین افتراقهاوانشقاتها» بجز ضرروخسا رت هیچ فایده و منفعتی حا صل نعیشود» لابد و ضروری ست؛ ۸5 همه ات ناجیه » که بساسلة الذهب کامة طصه -«لااله الا انتء"محمد و سول انقه»موبوط میباشند؛ اگر در شرق باشند وگر در غرب از هر قوم‌وهر عتصری که پاشند؛به اختلافات فرعیُمذ هبیه | همیت‌نه داده»سادء مهمه اتحاد اسلام را تشعید وتائید نمایند , اگر هزار با پکویند که من‌مسلهانایرانی‌ام ,آندیگر مسلمانءهمائی؛اگر صد‌بار بگوین که من مسلمان اقغانی امءآزدیکر بسلمان هندی»اگر پنجاء بار بگویش دکهمن سسامان جاوه ثی‌ام "آندیگر مسلمان چینی؛اگرفریادها یکنند که من مسامان مبصری ام آندیگر سسامان مرا کویی؛اگر افغانها برارند که من سلعان ماوراءااتهری ام ۳۳۹ معا لا ت محمو دطر رز ی آندیگر سسلمان حجا زی» هیچگاه دشه‌نان حقیقی اسلام و معامانی حواله سمع قبول تخوا هدند کرد "وتا بو قتیکه‌بوحداثیت اله واحد جل‌وعلاءو پیغمبری خداتم الا ییا رحرل مصطفی علیه السلام والتحایا و حقانیت قرآن سبین»و قبله بودن بلدة‌الامین؛ ایمان کاسل و اعتقاد متواصل‌مسله‌انان بر کمال باشد؛ اگر از هر گرودو از عرعثصری که باشند,و در هر کوش از کوش های دئیا که ساکن باه:د؛در نظرآن ملتی که بر کرسی خطابت برآبله/و قرآن را بالا کرده کفتند که :«تااین کتابو احکام‌آن‌در دنا سوجود باشد,آرامی برای ما سفقود است» یه اعدام وانهدام سحکوم خو اند بود . بنا برین» برای محافظة بغاو سلامث اسلامیت ءتهدابها و اساسهای بنای معظم را تاد اسلام» را کد نصا شرعا جماه مشلمانها بران ساصور اند /ضرور بصد ضروره‌باید وفع نمود» و د رینتخصوص ء هیچ یکی از سللی,واقوام مسلمانال روی زسین»غغات و ی پروا ئی‌نباید بکنید, وبقدری که وسم شان‌برسد » در ترویج همین مدعا کوشش‌ورزند, مذعا این نیست که‌همههسلانان دفءع »ید ول لك سیب مجبر , دست بش هشیر شده برسلل غیر دین خود بحرب و و غاتیام کشد . نی بلکه سد عا اینست , که هم مسلمانان روی زسین : عمدیگر خودرا بششناسندء یکد یگوخودرادوست‌داشته باشند , به خیروشرولغع وضرر عدیگرخود راشريك‌شا رند. نامیتواند , بدرجذقد رت و طاعت؛ به د م بقد م ‏ بقام ه بهدد رم ه بهم خیا کی ؛ بهفکری ‏ بغم د رد ی‌بهم رو ی ؛ بهم آ بی "بهم گو بی » بوم شتوی : ببکد یگر خو د مد د و معاو نت خیر و بر کت برسا ند , رابطه مشتر که ب ی که سسلمانا ثر | بیکدیگر شان مربوط داشته ءدین است, دین , در تران سبجن ,9 پیروی سید المرسلین است. تابوقتیکه خر افات وتشعتات و اخقلدفات ما لات مود طر ری ۳۳۷ وافتراقات د و دین داخل نشده بودء اسلام وجود واحدی بوده جهان گیر شده‌بود. قرسوده قرآن کریم است که «انما المومنین اخوة» یعنی بتحقیق که همه مسمانان‌پرادر همدیگر هستند - فرمود فرقات حکیم‌است ک4«واعتصموابحیل اه جیعاً ولا تفرقوا» را یعنی «خوب بچنگگ محکم گیرید, ریسمان خد اوند پرا» یعنی دین راء همه شماء و هیچگاه از همد یگرحدا مشوید» رابلند امرنموده حضرت‌خخر کاثزات ؛و پمغمیرو پوشوای برگزیده صفات سا/ علیه و علی"اله افضل الصلوةوا لتسلیمات» در«حجة الوداع »»از شاهقة بلند جبل عرفات/بر زیاد. از صدهزار مسامانان ی که‌در آنجا جمع آمده‌بود ند آخر رین خطبه بلیغه رسااتپذاهی خود شائرا چون بیان فرمود ند يك قسم مهمی از ابید احتماعیه‌واتجاد یه است‌تاحیه شانراءونشان داده‌اند که‌تنها معتی فارسی بعضی فقرات آن خطبه متدسه راینجا مینگاريم : « ای است من ! سخنهائی ر | که بشما میگو یم » بگوش جان بشنوید » زیر ا اممد ندارم که‌بسال آینده » در ینجا » درسیان شما موجود باشم , ما نند قد سیت و حرمت این روز » اين ماه : این بلد ه مال و تا" هر یکی زشمابر د یگر شما بقد س و حرا م است . این ر ا از خاطر خو د بیر و ن تکشید » که چو ن بحضور رب‌العالمین بر ] ید » از همه افعا ل و حر کات خود تان+ بحساب دادن مجپور خوا دید بو د . «ای امت من ! چنانچه شما بر زوجه های خود تان حقدارید "زوجه های‌شما نیز بر شما حقدارند . با آنها ؛ به رفق وملا یمت معا مله بکنید , آذها بشما يك ودیعة الهیست , تدارك ابر نفقه و معشت شان ؛ بر تما فرضست. «ای ابت من ! بیخنال سرا بیا موزید , بدانید که عمه مسامانها ؛ با یکدیگر ۳۸ 2۸ ات معمود‌طر ز ی پرادر ممباشند ء مال دٍکی ازشسا 4 بر دیگر شیاحرام امبت , مگ رکه خود آزشخص برضا و رغیت خود بش بکتد» در آ نو قت ؛ <-لال فیشود . ازا حرای نا حقی وبیعدالقی پر هیز کنید . کسانیکدد راینجاحاذر اند »اینسخنان مرا پر کسانی کد حاضر نیستند تقل بکتند» . اینست که قرآن سجید خالق اکبر " واجادیث دئیف حضورت‌خیرالیشر » برای اتیعاد ؛ اثفاق؛ اجتهاع » عدل »احسان " اسداد با و نت » خوبی » رفق و بسی خو ببه‌اید یگ و مت ناجيذ مد یه (ص) رابیکد بگرشان‌امروارثاد فرسوده »وا زتفرقه وجدائی وبغش وکین »وحقدوحسل وبسی بدیهای‌دیگر »ما نانرا بشد تمنع وتجد بر نمودء . پس از چیست که باوحودیکه مه مسامائان روی‌زمین» بيك‌نرآن » بیك پوش‌بر قبله ‏ ایمان ونوحه دارند ؛ وعحه‌شان کلم بقد سه توحید خالق وحید را برزبان میرانند ؛ و پدل نصد یق میکنند "چسرا بعضن ود شمنی عمد بگر را؛ درد ل پپروراتند .علی ابخصوس ؛ در چنین وقت وزسالی که از چوب ومنگگآد م‌ساختن؛ و بهیکت احته‌اعیه خود انز ودن لاژم است ! آه ! عذزار افسوس 4 که این احتلا فها , وحد ائیها *ویغض ها »و کینها را در دیال امت ا جید بحدد یه (ص) ؛ خرافاث احتراصات »اغراض شخصی»اسراض روحی بتلهور آورده است : وگرنه :دین مبین مقد س اسلام؛از آغا ز ظهور خود » بر چنان اسا سهای بسبا و عالی »وبسیار ساده » وبسیار صاف: بسیار راست که یحوصلهً ادراله هر دساغ فغر عتل به پسیار سهو لت و آسا ثی + کتجد #ناسیس و بنیاد پا نت بود » و از خرا فا ت و عتعتا تی که در اعتقادات مصریها ۰ برانیهاه یو تا نیها ؛ عند بهاعه دیم ۲ موحود بود اثری درآن بدیدار نمود . عیهات دد رفنلاه ز ف2ه 5 معا لات مجمو دطر ز ی ۳۳۹ آن خرافات زعر آلود »بيك رنگ وصورت فلا کت نمود : د ر پر د ه های د يا نت اسلا میه خود را پیچا نید » » و ستر واخفاء نموده » بمرو ر ایام بظهو ر پیوست . هرگاه» بوئایق تار یخی دیتیه مراجعت کرده » با يكانديشه وتفکر بصیر تکارانه به میعا کمات‌وتدقیقات‌این کوایف پرداخته‌شو د»بسی‌حقایقو بسی‌دقایق این تفرقه هاءوجدائیها ی اهل اسلام ,ازیکدگر شات »بمیدان علائیت خو اهدبر آمد , که درا یتجا کنجا یش [ نهمه تفصیلات راد رصیدا یف حر ید ه خو د تعمبينيم » و هم | زاصل مقصو د خو د که د عوت اتعحاد است د و ر افتا ده , به بعضی میا حذا ت وسشا جرات مذ هبیه سخن میجر میشو د ,حالانکه ء اینو قت وا ین زبان , گنجا یش اینچنین چیز عا وا ندا رد ,و قت ] نست که با همه کلمه گو یا ن محمدی (ص ) , از نش با ده غفات , چشمان خما رآلو د خو د مانرا با ز کنیم . از خوا ب ستگین ر خاوت وعطا لت بیدا ر شو یم .ینا فشات فرعیه را بطا ق با لاگذاشته , بر زحلة تدر یسات حال و احو ال حاضربمطالعة علا جهاي اصلیه مشغو ل شو یم .از ینکه ,بر بعضی و اقعات گذ شته هزا رو دو صد سا له پیش از ین همه عمر خود رابگر یه غسم وما تم پسسر آریم , بهتر آنست که بر حال مو جو د فلا کت آلو ده مصیبت آمو دة اند يشة حسا ل واسقبال خودگر یه کستيم .والحاصل چون و جود شخص مقد س عا لسم | سلا ی , ازاسراض سزسشه تفر قسه و تشتت بی قوت وبی قدرت‌گردیده | ست؛چارة یگانه ومداوات‌عاجلانهآن؛ رفع نمودل تقرقه وقایم ساختن اتحاد ا ست. ایا از يك تا ر«سن» (نام عاف بیابائی) جه | بید خوا عیج کرد» که جه ق-رقوت ۳۳۰ معا لات مع<مو ه طر ز ی تا چه درجه معا ثث را بالك خواهد بود؟ ایاهیچ عقل احتمال‌خواهد داد که آن تار یخ» درحال انفراد خود يك توپ بزرگی که بخردار ها تقلت را ما لك با شد کشیده بتواند؟ هیچ احعما ل ندارد» نی !احالا یکپار ها ن تاره دن» را» اژحال انفراد برآورده» با بسیاری از ثار حای دیگرهمان عاف تا ب اتحاد بدهید و يك ریسدان سحکم کلفتی ازان بو جود ببارید» ببینید که چقدر طو پهاء چقدر #قلت‌عا را کشیده میتواند ! همچنین | +ث حالازتراد واتحادا ست وس تکه اکردتفرد باشند هیچکاری کرد»ثمیتوانند. اما عمینکه بتحد الفکروا لم‌نفعه شوند؛ قوث و ستا نت فوق العادة را بالك شدهه باا متحصال وا ستکمال هرگونه اسیاب رفایت‌وس‌عیشت مدثیه ووسایل ترقی وسعادت بشر به» موفق 9 کا سیابآ مده از تجاوزاغیار محقوط و مجول بیماذند. مسئله اتحاد است»اولا از افزاد هر مات حداحدا, آغاز با ید کرد, یعتی درملت اسلامی؛در عربقعه وهر خطه‌بی کهسکونت‌دا رندا اولا دربا بین خودشان رشتهة های اتحاد و یکانگی را تاب‌بده‌ند.این رام پکوئيم, که بقطنذاز اتحاد این لیس ت که وحود های خود رااتسان مانتد خمیر یا تار های«سن»بههث وحود بسازد.چرا 45 اینچنین يك کار خلاف طبیعت:درتصورنمیگنجد , مقحصداز اتحادء متحد شدن‌فکرها؛ و خیالهای ملت است» در يك تقطه که اهمترین آن نقطه دا در وقت حاشر, ههانا نقطآ زاد ی سلتی آن | ست» از | سارث اچنبی؛ غیردین وغیر ملت.۱ گراین اتحاد؛ پتمام قوت؛ و تمال بتانث مستحک مگرد د؛ ولل| حثبی غير دین وغیر باث این يك ابین و خا طر جمم شوند, که در فلان معلکت» غمچنین يك‌اقحاد فکریه» بر ۱ ستقلال وآزادی شان موحود استعتء درانحال, دچیگاه بخیال وخاطر خودد رخو آب مق لات ممو دطر ز ی ۳۳۱ هم تجاوزوا ستیلای‌آن مات ستحد الفکر راگذ شتانده نمیعوانند*.] یا اگر این اتحاد ذکر یه ملیه در ایران بو جود میبودءود شمنان ازین يك بخوبی خا طرجمم نه‌یبودند که درا بلت بعضی چنا ن | شخا صی که تتخواه خوارو کرو بده دام اسرارشان | ست موجود میبا ثبد, آیا برین يك جر نت ورز بده میتوا نستند» که درحجره های قصرهای پتر سبو رگ ولندن, در پیش دیز های سیا سی خود نشسته, نقشه نقسیم آن ملك‌رابنام« منطق نفوذ» در خر بطهٌ عالم بتوانند بکشند ؟ آگر چه,در باب‌ون مقد س سائمز بهمان سیب ها, بهمین خیالها افتاده بودند, اما بلت افغان, بخد اوند عظیم الشان خود, ملیونها ملموق شکران بیپایان ادامیکنشد, که سرا ج‌الملفواندین یک پاد شاه غیوری به انها | حسانشه | ستة که... مات ووطن را ازآن تهلک عظیمه وار ها نید. ۳ ن سخن را باز از دست داد یم. لهذا با ز بر صدر بحث خودر حعت کرده» ميگوئيم, که این يك عقاگو حکتاً ابت شده, است, که اتحادوا تفاق افکارومآل ملت؛ شیرازهٌ کتاپ‌آزادی وا ستقلدل وترقی وا حلال بات | ست تفر قه وثفاقی که از تشتت‌وا ختلاف مقا صد ومنا فع‌سات.بظع‌ورآ ید؛یعنی هر کس بدیگر مقصدو دیگر میغعت خد مت کند, باعثا ضمحلال حقوق واند راس شرف سلی آن سات خواهد کرد بد. سلیونها ملیون نفو ی ساوراءالنهرو هند ستان ,که در پنجهآعنین | سارت مضمحل شده اند, سیب یگانة آنرا چون دو تاریخ تدقیقی کنید, بجزهمین تشتت بقا صد, وا ختلاف مغافع, درد دگر چیزی نخواهید یا فت. حضرت حق علیم»درترآن‌حکیم ,امت مرحوس میح‌دید(ص) راخطابًمیفرماید: «ولا تکونوا کالذ ین تفرقوا واختاقوا سن‌بعدما جائتهم البینات واولائكلهم عذاب ۳۳۲ مقالاث محمود طر ی میین.» «شما نبا شید ما نند آنها ثی که از عم‌حدا شدند, وباعم | ختلاف کردند, بعد ازانکه برای شال آ مده بود براعین قا طعه : وبینات سا طعه,وآنها ست که برای شان عذا بها ی معلو مداربترراست» این یه کر یمه يك امرو تئیه مو ندیست, که برای‌دحه مسلمائان ووی ز مین اشهراه مستفعم» هدا بت وسعادت شعرده‌سشود, لهذا, ببانگک پلند میگوئيم, که درچنین عصرو زمال» که د نان د ین ! سلام‌در هر طرف» یعتی در تر کستان؛ و ساورء التفرق وقفتاژ؛ وید وسنلر و بلوچستان از سر سب رآ کنو ود یگ ر سلاو اف‌ریقسا ؛به س‌یطواه-ا قوس اسلاستی رادر ز براثکنده های‌اسارت آورده؛ ودر بارة ایراء ووطن عزدز مقدس ماافعانستال» ومقام حلافت عظء‌ای اسلامیان» بسی نشه عی‌استتلال برائدازانه, و افکار اسارت پرورانه کشیده بودند, وپیجوه اضعحلال حکوبتهای اسلابی کر سته بو د ند , ورمقی ها نده‌بود : که این افکا رفاسده: ونوایای غدارانهخودوا از قوه بفعل هم بیاورند» امااز آجا که ذات‌اقدس ارحم اارجمین جل‌وعلا ؛ وعده فرموده اند که «انا نحن فولنا الذ کرو اذاله لحافظون» یعغی‌ذات اقدس بار یععالي جل و علاست! که کتاب قد یم وفرعان ح.کیم واحکام‌دین و یم را نازل قزمودی وذات اقدس او سییحانه است که‌حافظ ونگهیان آنست؛ بنابر ين» فعدصادق ذات‌اقدس خلاق مطاق بود؛ که بر کهر بستدگان محوساختن آن کتاب ستطاب در ینوقت عزاران ابواب عذاب را بازنه‌ود " وسلکهای ااتقام را اژسر کز اورو پابرانها مسلط ساخت ۰ که نزديك است؛ که انشا انته بتیاد شافرا ازعاام عستی‌بردارند. مع‌مافیه؛ در پنوقت وفرصت * برهم مسله‌انان روی زسین ضروراست» که ختلافات وتغرقه را زمیان پرداشته ؛ بئیاد ها و تجداب های‌بنیان‌اتحاد واتفاق‌راء درمابین خودشا»قايم ودایم د ارند, وب خود رحم آرند» داخد ا «#م برآبها لحم فردا ید ! وااسلام علیمن اتیع آاهدی ۰ مقالات محمود طر زی ۳۳۲ ی مسلما ان موی شو ند . سال +جم -شماره ۳ , - دم حوت ۱۲۹ (درصفحه اول‌تحت عنوان «اگر سدلماذان باهم ستحد ومتفق شوند» مینو بسد:) «اگر» ادات «شرط» است؛ بشرطیکه مساعانان ستفق‌شوند؛ کامیاب میشوند! «سگر» هم‌ازادات شرملیه است ۰ پشرطیکه مسلعا نا ل متفق نشو ند » نا کامیاب میمانند, يك‌چیز د یگری هم هست که آنرا « کاشکی» میکو یند» و عر بی آله «لیت» ات , «یالیت» ! ای کاش آنچنان شود واینچتین نشود .. پا کا پروردکارا ! چهعفليم ااشان خالق فال توانا ودانائی» که آبرا با آتش» خال را باباد, د رمحیط محفظطه عچیب الخنقه «ازسان» نام‌بدیمه خلقغت؛ يك‌جا بهم جمع آور ید: «فتهارك الته احسن اخالقعن ۱» بشر بت عجیب يم جموعه اضداداست ! آب باصةای‌حیاتبخدای احلاق‌حسه ء باآنش سوزان خانه و بران صفات ردیه» در کا بد تیره وتارش یکجاکرة آمده؛ بادتند تیز تخوت وغرور حرص وطء‌حش» خا که‌ای‌صبروحام وقداغتش رامیرو بد . مودیذاب شده غضب وکین و بفض* کواآًتش‌فشان نفس‌وهوایش بسیلان وجریان آمد‌آبای صفای‌صدق واخداص وحقوق شناسوش رابه بخارعای غامظ و کثیف حیله وخدعه و غدر وخیانتش تحو یل و تبدیل مید هد . «بشر هه غموما بایدبا هم متحد وستفق باشند. تاحق اشرفیت و ۱ کملیت و سدنی دالطیعی وعی‌خود رابجا آورده باشند, علی الخصوس اسلا میت؛ باید ضرور بالضروره يك‌وجود ويك‌بنمان مرموص گردند" تااسر جلیل قد سیت دلیل «اعتصموا ۳۳ مقالات محمود طر ژی بحیل انته حمیعا» و لا تفرقرا» رااپةا کرده باشند , سلت تجیبة شحیعهُ افغانیه ء لاپد» لاچار» ضرور: مچبور باهم اتحاد ووداد کنند" وازنفاق وشقاق روگرد ان شوند» تا درچنین وقت‌نا زك» دین خودشازراء .,, سلیت وطنیت خودشانراء تا بدرجه ی 4 دروسم طاقت شان باشد, یعتی تایه آخر ین نفس» محافقه و نگهیائی بتوانند . حسان | تحاد اد کرد ؟ اول - اتجاد دیتی باید کرد . دین اد س واعظم اشیا نست, نحاد دینی همین است که‌عموم‌یات ‏ بدول‌تقریق طایقه وقبیله و زائی وغیره: بر ین يك معحدالفکر ومتفق الکلم شوند, که‌سادین خود رانهی‌گذار یم: که پاسال تحقیر وستم‌غیر دین‌مابشود. واين وابسته است باین "ده حکومت ملیة اسلاميه ما برقرار باشد ... داین پوره نمیشود»مگر با ینکه‌سات بصدق‌ایمان وصفوت وحدان,ازدل‌وجال... همفکر هم خیال باشند .,. .., هیچ شبهه نباید کرد» که عر صاحی‌مال, بر«فالت وصیانت‌مال خود از دیگران» بداسوزی حریصتر و بدوستداری افزواتر است . .., آیاهیچ صاحب‌مالی تضور خواهد شدکه به کو به خوردن و موش زدن و برهمشدن و باره گشتن مال‌خود راضی گردد ؟ فی‌فی نعیگردد ۱ خوب می اندیشد» خوب تکهبانی میکند , خوب اجر ا آت بکار میپرد . دوم - اتحاد سلتی ووطنی باید کرد؛ - وآن چنین مرشو د که بایمان کاسل ووحدان پالدفاضل ؛ عزم جزم قطعی پایدداد» کهبا آزا.ي وا-عقتلال پرشرف وشان مقالات محمود طرزی بقل ساتی خودرا؟ وحقوق‌حا کمیت وموجودیت وطنی خود راء بسروجان وسال وتمام هستی خود» درژ بر بیرق ... اسلامی‌خود +دافعه وبحافظه میکنیم » واین میسر نمیشود» مگر باینکه ملتاغراض شخصی؛ وبقاصد نفسی وسیالداری های قومی و رقا بتهای عشیرتی؛وتفرقه های‌جنسی وفروعات,ذهبی رااز سا بین خود برداشته, بصفا ت‌حسنة اتحاد واتفاق حقیقی متصف شوند . نفرت » عداوت ورقابت رابیکسو افکنند. همه «یاه های‌نسبتی قوسی وجنسی وزائی وعشیرتی وابیله‌گری راباهم حل‌وسل نموده؛ يكوجود سا زند ويك «یای نسبت «افغانی», را ازان تشکیل بدهند. وظيیفهُ بز رگ پیشرفت این مقصد خیر» مرصد بررقبهُ سادات کرام وعلمای عظام و مشایخ علو بت متام ترتیب میکند. نصایح ووصایا وتلقیغات وارشادات این‌گروء معظمه» درراه حق وصواب تاثیرات عظیمة دارد . ازدرگاه حضرت واجب ااوجود بیچون وچرا؛ نیازمندی هرزار نانی همه افراد بفت؛ دریئوقت وفرصت همین باشد کهد رچنمن هنگاسه رستاخیز» که‌دنیا رايك‌دریای دون وجهانرا يك‌آتش جهنم نمون ساخته, و عالم را مستعد انقلا بات بو قلمون و تبدلات عبرت مشحون نمودهء همین دولت مقدسه اسلامیهٌما, ملت عاجز را که در وسط لقَطهٌ آسیا؛ ازسالهای سال؛ در پیش مهاجحا ت و مصادمات مد هش دو رقیب دیو سیرت طماع » ررمحافظهُ استقلال وموجودیت آزادانة خود قایم و دایم مانده » پا مال زوال نسازد» وا زفضل وکرم نامتناهی خو یش هرانچه خیر و سعادت ونرقی شرافت که‌باشد, نصیب گرداند! آمین ! بجاه سید المرسلین ! ۲۳۳ مقالات محمود طرزی بابنده با | او .. سال ششم - شماره م۲ . م سرطال ۱۳۳۰ ) از 7 ید آگاعی ماطیه مد متدس ۱ رت عذوان 1 ۳ تس ُ یه ۷ این خبررا یمد هد که4د رماه اپریل ۰۹۷ مطابق ۷ شهررخب : آمایندگان شیعه و متی قفقاز » در باد کویه اجتماع کرده ؛ جناب‌شیخ الاسلام ,وحط رت مقتی مد دگر رابوسیدند: وقسم یاد نمودند, که یعد به رقم اختلافات جانا وسالایکوشند... ازمشاهدة این او ضاع :.غنوم حضار را گریه شادی دت داد :) پاینده اد دو برادر یعئی شوعد وی رت و3 بود با د اخعاه ف ۱ ( محمود طر زی #ر دن خبر آپصر ه کرده میئو یدید ِ( دو فر قه عمو یه ) #۵ بيك طرف سجده میکنندم ۳۳-3 بر يك ترآن 4 بر يك پیغمیر ایما ن آورده اند » همه يك 2.5 توحید میگو یند ۰ عمگی بيك خدای راحدعبادت میکنند » | گرچه‌یعضی باشتع بازوبعضی بادمت بسته »اماعیادت يك عبادت بيك‌ذات فرد وا حدسطاق. پٍس‌فرقچه ؟ فرق اییکه یکی"سلی» یکی« شیعه ً چود کذج وکا و کنی و پیجتاب خوری :سیبینی که هردو محمدی» وهردو مست بادهٌ حام سرمدی ! .,, تثلیث وصلیب تحدی رس تنل "محر اب بعاپد شان‌بم.وی مختلی‌متوحه تست و زنار نمی بندند " قشقه نمی کشود » عردو عمان یعچیز عارا حلال ها يك‌چیزها ۳ حرام بید اند , که‌قرآن اسر فرموده ٩‏ پس‌این چیست که این هردو با ععد پگر گوشت وکار: »عمه دو وازا تیعاد ۴ تی‌نی ؛بدرچه‌یی که میخوا هد آن‌یکی ؛آندیگر رْ ۰« ِط( ۲۲۲۲۲۰۰7777" "۲" """ "ص۳۳ مفالات محمود طر ژی ۳۳۷ از بمیخ وبنیاد بر اندازدء وا زصفحه هستیشمعدوم سازد . بدتراینکه ,آن یکی میخوا هد ۳1 دیگر نیاشد ۳ اگر بجای آن تغلیت باقشقه باشد ءباشد ! ! پدتر پد ثر اینکه» برای سحو یکدیدر 1 به غیر د دن محه‌دی بددهم میکنند ۳۹ ( اشاره به نصارا کرده میئو ید : ) بسیاز افسوس ۰ که مسلمانان .و دود ناززین خودرا بدوشقه ازهم باره کیند » وحردغال عردم‌نمك ۳ بان افشانده » درفراخنای زخم شیق شده سعی» رزند ۳ هردو ازعمد یگر حداحد اسانده »یشارند وپوسیده شوند !... درحاایکه ۱۲ زچوب آدم میسازند » مسلمانان عاجز وغافل, » سه‌ضد ملبون خودرانتزیل داده ازقوت خود میکاهند | ,.. اد آژادی آسیا وافریقا سال اول شماره ۲۳ - ۵ شیاه ۱۲۹ (فصل حوادث خارجه - اجمال سیاسی بعداز مقدمه می نگارد : ) .., قطعه آسیاوافریقا رااوروپا کردنمیخواهند !چقدر جراءث‌چتدر تجاوز!... آیا اورو پا ؛بچه اوروپاوآسیا آسیاشده است ؟ هیچ شبههنیست ؛ که طبیعت » بنابر بعضی قوانیت ی که وضع نموده؛ آثرا اوروپا * ودیگری را آسیا ساخته ! مثلا چنانچه درآسیا وافريقا خرما وهیل 9 دارچینی وغیره خو شبوئیها وسیوه ها" وفیل و کرگدن وشترمرغ پیدا میشود » دراوروپا » گر یگان دانه ؛ دریعضی باغچه های تمو نهُ خانحیوانات ؛یانیاتات دیده شود ؛دیگر هیچ اثری پیدانیست ! کذالك چیزها ئیکه د راوروپادیده میشود» آسیای‌بیچاره ؛ آنرا بخواب هم ندیده است: مثلا در حالیکه اوروپائیان بسیب عادت تعداد زوجات برآسیائیان خورده هاس‌گیرند ء دردلك خود شان يك مردی که‌قوت وروت داشته‌باشد ء بايك ملیون زن‌معاشرت کرده‌بیتواند, درحالیکه د رآسیا ءشوهر باك‌زنی »مردنا محرم رابنزدیاك شدن گوشة چاد رعیال‌خود مقالات محمود طر ذی ۳۳۹ روی رضاذشان نمید هد »اوروپائیان در مجلس های‌بال, عیالهای خود شاذراسینه وبا زو وپشت وسر برهثه » بیکدیگرخودشان برای« کادریل» نام رقص سینه بسینه,وآغوش به‌آغوش عرض وتقدیم میکنند . درحالیکه دربعضی شهرهای آسیا «الکثول» یعنی شراب اام‌مایع زهرآلودمنحوسی برای دواپیدانمیشود ء در کوچه های اوروپا سانند نهری‌جاری میباشد ! درحالیکه اگر درخیمه ای‌دربیابانهای آسیا ؛ يك درد گرسنه یاتشنه ای واردشود» صاحب خیمه همه هستی‌خودراازود ریغ نمیکند »اگر د رکوچه های‌او روپا د‌شخصیازتشنهی با | گرستگی بکه! لت نزع بیفتدء او روپائیانبراق‌واندیشة ان که ۰ «باش به بینیم‌انسان از تشنگی‌چدان‌جان میدهد» افتاده ء پی‌آنکه بیكاب ذانی یایاگ کاسه‌آبی به‌او دمتگیری کنند, یکمال براق وهوس تماشای جان دادن اورامیکنند . این است کهاوروپاازتمرد وعصیانی کهبم‌قابل طبایع برداشته اند به‌اینگونه مدئیتهای آسیا را اوروپا کردن میخواهند !ازایتهم بدترء که اوروپا -آختن آدیا رانیز »ازقند ها ر وهرات و کوشاك یا سشهد وطهران وبغ‌داد انتخاب میکنند !. «ز هی تصور باطل ؛ ز هی خیال محال» این بدان‌می,اند» که یاك هعسایه یی بهساية خودبگوید. « من‌میخوا هم دالانها» وپس‌خانه ها" ود هلیزهای خانة شما را شکافته * برای رفتن خود بخانه های دیگر هسایگان» یك راه آهنینی بکشم » , هیچ شبهه نیست که آن عمسایه" بها ین خانه خرابی خودراضی نخواهد شد . ولی اگرخود صاحب خانه‌آن چنان يك,اهی رابرای منفعت خانة خودمنید ولازم بیند » خود صاحب خانذآن راه بقواعد وا صولی که :۱ مقالات محمود طر زی دای برای خودذافم بداند»وموجب آیادی خانه اش شود نه خرابی؛ خودش خوا هدساخت. اساتاجان داشته باشد » راه‌دیگریرا در خانه خودباژ نخواهد کرد ! ما ۲ » شماره پر اول جوزا ۷٩‏ آسیا با ید از ] سیاآیا ن باشد ماچون ازدردان آسیائی ميباشيم» طیعا آسیارادوست ميداريم" وآسیا راه‌قدس ميشماريم» واسیارا ازآسیا ثیان نیدانیم» و متغلبین آنراغاصب ودزدان میشنا سیم . اروپائمان تذهابه آروپا قناعت نکرده افریقاء امریکا و استرلیارا نیزدر زیرتغاب عرص وطمع خودشان در آوردزد. به آنهم قناعت نکرده؛ از آسیا آسیائیان تیر بسی اراضی واسعذوبا لك جسیمه را پخرج شکم پرو ری‌خود زسانیدند» حالانکه مرض جوع ابقر شان» بوداً فیوم در تزاید است» و میخواعند که همه این قطعه جسیحه را بیکیا رگی اروبر ند» وهیچ چیزی ازآن‌باقی نگذارند ! درحق ایران و عشمانی» هرآنچه که کرد" معاو.ست . ولی آنها رائیز عذوز بروجه دلخواه حودشان سراه‌راز کرء‌زمین برداشته نتوائستند. به تعپهر دیگرء‌بنابر بعضیبلاحظات تایکد د گد یگ رکار رابه تد ریچج گرقت ,اما رقیبع‌ای بسیار مد هش وسخوف روپائیان؟ درآسیاه-انادولت جسیمه پرزفوس «چین» ودوات قوی الشکرمةً «ژاپان» است,علی ااخصوص دولت,ژاپات» کهیکیازمه‌ظءه های‌شاتراچتان کوچك وحقیرو ژبون ساخت ؛ کهنه دربحر ونه‌دربرء چ آبرویی‌برای اوباقی نگذاشت, این است که‌اصل بلای مبری که اروپارا در فروبردن‌آسیابه اندیشه دارد دوات زاپان است. سبحان‌الله ! اگرچنین هم بدرجه ژاپان‌بیدارگشته» ويك قوتی‌بهم برساند» ودست مقالات محمود طرزی 3 اتفان‌را این دو دولت عیمه‌باهم يك کرده دردم سبللاب اهل‌صلیب اروپا بمدافع آسیا بایسة د» عثمانی وایران افغانستا ن نیز آسیا را ازآسیائیان شمرده و هندوستان وعرستان باایشان نیز به‌دست وپا زدن آغاز نهند» هیچ خیهه دٍدت که شیشة آ-ال حرص‌وط-م ارو با را چنان بسنگگ:امیدیبشکنند, که اروپارا نیز بارزه درآرند ! سال هقتم - شمار» وم( قوس ٩4‏ ۱۲ ( تر ی شر ق) آجت عءغوان فلسفهٌ مد نوت ,. وطن عزبزما افغانستان» بسجبی که ازاروپا» یه‌تی آن ملک یيکه ه رکس آنرا م رک ترق یگفته ند؛ وضعیت‌طبیعه کر4 ژمینش دور نداخته" وارآغا ز تشکیل یافتن دولت الی الان؛ براه راسته نه.عاملات ومناسیاتی ونه‌مراودات ومنا قلاتی» فیمابین بظهورآمده " ونهبرترقیهای ,ادی‌آن م رکزترقی» کدام‌عین اایقینی‌حاصل شدهاست. خاله پالك آزاد ماء ازا کثر اطراف » با سستعمرات و متملکات او روپا قرابت وعمجواری پیدا کرده‌است. قوانین ترقی‌وته‌دنی که‌اوروپا برایسستعمرات‌ومستحاکات خودشان ونم کرده اند هم یک چیزدست معاوم. دریچه و درواه» یعنی بد رگاه بحری که‌یگانه مدخل انوار مدئیت است؛ هم سفقود. بنابرین»افغانستان» هر آقدر ترقیات مدئیهٌ که‌بروی کارآورده‌توانسته است» محض‌بسایة استعداد وقابلیت فطری خود» وبقوت با زو وعرق‌جبین نفس خود حاصل کرده‌است» نه بسایذء عاونیت ودلسوزی اجانب جوانب. سددگاری وداسوزی کجا: بلکه مقتضیاتمصلحت وقت *زسان‌عدم ترقی وتمدن اففانستان راباعث‌آبادی وترقی وتوسم تمدن آن سستعمرات و مستملکات جوا ن بگرد انیده است . درحالتی که حوانب ماسلاست وسعادت خودراهترقی عای حوا دس ژ مواادسج فا :۳ مقالات محمود طر ژی و عث‌مدنیت خودرا؛ درعدم-عادت وترقی‌مادیده ودانسته باشنده نام امید دلسوزی ومددرسانی را ازآنعا برزباك دم نباید آدرد .,.. ترقیهای.د ثیت راء مانسیت احوال سابق تاریخ ملی‌خود ترقی ميگوئيم. اول باید مدئیت را بشداسيم, که چیست ؟ بعداز ان :د رترقیهای‌آن بينديشيم» کهبه چیست ؟ حال‌آنکه این يكمعحائیست, کهتابعال‌برای حل کردن‌آن بشریت مدنی» بالطبیعت؛ غرآنقدر سعی و کوششی کهورزیده» نتیچهآن‌بجزجنگک وجدال موضرب وقتال» بردیگر جیزی در نشده است ,آنا همین جنگ رستخیزآ هگ موحوده راء شما بجزحل نمودن همان دعواء پرد یگر چیز حمل کرده میتوانید پمینید ! چه دعوا شا برمعما ! یکی‌میگوید: «مدنیت» عبارت‌ارتجارت وثه,غآن: بعنی روت است» چون این دوچیز حاصل آمر / مع یهعای بدایتزاحل شده با ید انگاشت » ریرا؛ روت کاس شهد است: عروفتیکه آنرا بمیدان نهادی: لشکرطوب وتقنگ پرشررهود یگر همدگونه استیحعبال باحضر) عماندم ‏ باتد بکبان وزنیوران میسر و مستحضر مشود . هرگاه باورندارید این است کاس شهدء این‌است مگسان ! روزچون باگوینده اش‌فیروزاسث » کاسذ‌شهدمت‌فا, وهجومسسگهاا زطر هرقها ءحل بعمارا ثابت الدعوا میسارد ! مدذیت» بروختم بيشود. همه عاام»هدال مد نیت را تسلیم میکند.د رواژه ای بحر عاوبرها,براای قبول کردن ین پرنسرپ مدلیت ؛ پله ای خودرا بازمی کند, هرگاه:- یگ رگوند کدام پرذسیپی برای<ل‌عهای‌دثیت اد رآن د روازه عابباید؛ هءانساعت دروازه عابروی آن مسدود است. دبگری .یگوید. مدنت‌عبارت ازعلم اواتیجه آد‌قوتا-ت" که‌چون‌قوت عامی‌حاصل مقالات محمود طر زی ۳:۳ آمد *قوت جسمی *قوت عنصری "قوت روحی "قوت‌دماغی ؛قوت آتشی »بادی »آبی "خا کی همگی‌را حاصل‌آمده وهماندم "معنیسعه‌ای مدایت رافههیده شد » داید پنداشت "زیرا قوت‌پیدا کننده شهداست"نه شهد حاصل‌آورنده قوت, درگاه شماثروت‌را کاب شهد می پندا رید این است شب ظلءت‌نما | ایشست کا هشهدسصفا ! کجاست مکسانو زنبوران کابهلینتها ؟..*: تا ریخ مدنمت | مطالعه کنید۰ مدلیت طبیعی‌بشررا در دورسد آن‌به بینید؛ که ازدورسعدن آذچه فرق‌و-یز حاصل کردهاست ؟ آیامدنیت معرقدیم راباه‌دنیت آئوریان و کلدانیان» ومدایت زئیکه لیان وا * بامدایت پونانیان» ومدنیت روما ئیان‌رابا مدنیت ایرانیان "ومدایت عربان را بایکی‌از اینان " رباژخمه آن مدئیت های منقرصه را ؛ بامدئیت های د رخشانا ینعصرو زمان؛ هیچ مقایس‌وتعادل خواهيم یافت ؟ کوچك کوچك مثال‌ها عرض کنوم: .یلا مدنیت های پابلیهاو مصریهای قدیم چونبزما نه های لوفانعا نزديك‌بود ۶ خوف‌ود هشت آن‌حال هاه‌نوز ا زدماغهای‌بشر زایل نشده‌بود *ازآنر و قله هاوبرجه‌ای‌دشمد عظیمه مانند برج نعرود "پابل *وا هرامهای مصر چیزها بهو رآورد زد *تاشاید " اگر چنان حالات‌باز ظهور کند؛یا بواسطه» بالا برآسدن‌بر آنها یامحفوظ داشتن کتب و اشیای قیمت‌بهادرآنها يك‌چا ره حاصل آید.اما میدانید» که ایدچنین آثار بدیعه عظيمة الخلته را آن مدنیت ها؛ بچه صورت بوجود آوردند؟ آن خرسنگ‌های حسیعه‌راءاز مسافات‌به‌یده کدام‌وسا یط ثقلیه کشيدند ؟ وبکدام قوت‌جرا تقال » تا بصدهامتر بلند کردند؟ عرض کنیم کهبچه کیفیت.مثلا؛ بعدنهای سنگهای کار آمدرا پیدا کرده بتوت دست هزارها آدم آن معدنها را بکار انداختند. عمود های‌خام ارزق واحبر؛ پانزده متری طول يك‌ونمم‌متره قطررا بریدند, ۳:۶ مقالات محمود طر ژزی برغلطکعا سوار کردند؛ بهرسته نکه تخمیدا حد خروار و زن‌را مالک‌بود "پنجاه #زار اسرای حرب‌را؛ دا دکاو هاپسته کردند. با قمچیدها وشلاقهای سیم آعنین " آنهارا زده‌زده | زسافه های‌بعیده جر کردندء وبهعان قوت‌یعنی بسیاری‌دست ها * وجوروستم شلاقها "بالاء برپاءآ باد "بنیا دتمود زد. اماد رین راه "هزار عاجال درزیرشلاقها حان‌د اداد چه‌میشودآیا آنهارا آثارسدنیه +صرو بابل نمیگویدد ؟بلی‌سیگو بئد ! همینقد رکافیست, مدئیت عصروزمال حاطرایز" ع«چنین آ"ار های مدنیه عظیمه‌را آرژونموده بسی بسی‌چیز های‌مجیر العقول غجیبو غریبی بوجودآورد,«قل»ایفل کهدرباریس است در بلندی بر برج‌بابل واغرام مصر؛ یکسر: شانه سرافرازی نمود. سه صد متره نی یكقل آهنین ! بلیآغنین ! بشرطیکه" بچزآهن دیگرهیچ بواد اساسیث دران‌صرف نشده باشد. کذالك "وهدنیت‌عصوحاضر خواست پرهارابیکدیگر بیامیزد وتطعه ها را به بریدن بهمدیگر رچسماند. , -ویس: کیل" پنابا ؛ وغیره, اماء هیچگاه این زا بیخیال و خاطر نبایدآورد» که‌درین بدنیت؛ استععال بتی‌آدم؛ ماننددواب؛ باعظم ودم بز پرئلاق پرستم‌شد. باشد. نی ی 1 اینجا قنبیه با لعکس بوده است. عمله وفعله؛ یدرجه محتا ح‌الیه, وعاسلان وقاعلان بمرتبه سحتاجال ستت کش آذه تدرل تموده اند. اینهاوامثال اینهاعم آثا رمدنیت عصرحاضر شمرده میشوند) چتااچه آنها آثار مدثیت یابل: ودصر شمرد ه میشدند , دیگر مثال: مدنیت رومانیان؛ چناناةتضاء‌میتمود " که‌درمهمازبها یکلا ن* ازوقت عصر يك روز تابوقت عمح دیگرروز؛ متصل بخوردن ونوشیدن " وبازدواهای قی‌آور خورد. آن خورد زیها ونوشید نیه‌اراپس بهبیرون گاشیدن" و با زخو ردن‌ونوشیدن؛ وژنان پریچهره» واسیره‌های م-تفرشه رالخت‌و برعنه‌ازمادو آمده ساخته "برقص وغنا مقالات محمود طرزی :۳ آوردن» وبواسطه‌آن ساقیدگان یم ساقان‌عریان, تا بصماح‌عیش ونوش نمودن » بسرس ی آو رند. کذااکک,ا زحملهمقةضیات‌مد نیت‌شان؟ ماشها ای‌با زیه‌ای تیا تروبود.عما رتهاوبنا های این تماشگاه*نیاترو هانیزاز چدان مبانی بود » که نظیرء های بابلیه اوصریها رادرب مای شانذشان‌سید اد البته او به‌راتیاتروی عصرح ضربا ریس را» بعضید ید. وبه‌ضی‌شنیده‌باشند, که چیست. اما موش کنیر » که‌او په راتماتر مدئیت‌هصرحاضرهاریس‌را» بان تماتر های تیاتر های مدئیت اعصار قدیمه رومانیها " هچ متا یسه کید . درصعنة او په راتیاتروی عصر حاضر مائیت مغلیه ها و رقاصه های خوش جمال با کما لی را بل خوانی وحر کات دلربایی مشغول میتابید » که یکبار دیدن آن يك‌هفته هر شب تنها بتصو رخبال آن آزعان متلذ ذ میگردد,. هر يك ازآنها "ازکومپا نی تیا ترو » درهر ماه * ازده هزار تا به بدست وج عزا و فرانك سا عیانه میستا ند ۱ حل آنکه ؛ در تیاتروه ی مدئیت رویا ثیان قضیه سراسر بالعکس بود *زیرا » بك بار د یدن نی باکه شنیدن آن تا يك هفته‌از دهشو هیبت آن موه رابر ندامانسان راست بر می خیزاند , بموض دلبران با نازو ادا * يك شیر کرنه موینی رامی بیتید که از قهر وغضصب مه روزه گرسنگی *بحال دیونگی رسیده ود رمقابل آن بك‌انسان # چاره را که به اعدام محکوم شده میبانید . انسان بقتل محکوم » چود نجا ت بجو مقابله ومدافعه نفس مدوم میب.ند پايك خدجری که به اوداده اند *باپنجه ودندان شیر می‌ستیزد ,.صحنهٌ میدان تیاترو * بعد از سا عتی خون های لخته شده وگوخت پاره های ریش ریش شده واستخوان های جویده شده وتازورات ومز خرفات از روده‌ها پر آمده " مماودیده ميشد ,.... این است که اینرا #م مدثیت ؟ولوا زمات مدنیت میگفتند ومی د | ستند ! ۳:۹ لات محمود طرزی دولت روبای عظما ۲ از بتمدن ترین دولت ای دئیا بود؟ آخردیده شد ه که چه مدئیت بود , آگر بخواهيم * که سعحای مدنیت وا به مثال هایاریخی‌حل کنیم ؛ باوحود ی که هر قدر اختصار دهیم » باز هم يك جلد لد مختصر کی میخوا هد؛ کید آنغم در میدان ودعت این سرمقااه جریده گنجایش دخول را تدارد . جاد لد مختصرك گفتیم , آیا اگر جاد عا حلد عا تخربر شود : چغانچه‌شده ادات.» بحل‌آن معما کامیانی حاصل خواهد آسد ؟ عیات ! طوپ‌وتونگگ م اژحل آلْ‌عاجزاست ! مدنیث ایران » این بود که برای بزسهای شرابخوری شان فالینچه های‌يك‌نيم صد گزی از میمهای طلا بیافند , وجواهرات رذگارنکک‌را در بودآن بعوضکنهای قالین بخرج رالد وجون یمقابل دشهدن ییا زنل شکر مخ لد را از بیج ۹1 میا دا بگریوند ءسانند اسیران با ژاجیر ها ببندند ودر اثثای گریز »:همراه زنجیرعا ؛ د رتور فرات غرقاب کردئد ! مدایت‌اسلامیه‌فرس وروم؛تباه کن ! چنون اقتحا مود که آن قا لیئچه های ژراندود حواهر آلود را ۱ عنام تحوده + وبا کارد هاوختجر ها ؛ بکا ل ایر حعی ۲ وبدون‌آنکه برشک-تن‌وریختن جواءرهایش کسی بیخشد"پاره باره کرده "بصورت مساوانی که ۳ میزان ذره تخایداوی وبء‌اذل آدد "برعموم اثراداردو افرد" رد" تقسیم شود ۲ ایا این مدئیت بقدسه فاصله "چنانچه‌بسیاراده و رنگ افتادهآغا ز تاسوس زنیاد یات ؛ تا به آخر برءحان وضع وهمان رنگگ دوام ورزید . نی‌نی اآن ساد کی کد تنها بيك خرقه پینه دا ز ؛؟ ازبدینه تا بتدس اه پای پیاده وگاه شمر سوار؟ برا ی تاسیس‌يكمدنیتی» که اگر برهمان بنماد تایه آغر بنامی یافت » تابه اپدءلایتزازل؛ مقالات محمود طرزی ۳:۷ وهمه کر به آن مشتمل شدئی بود شد *رحل‌مسافرت‌مینمود » رفته رفته » بچنان مدئیت های شعشعه داری دردسشق » بغداد» اندلس سصر سمرتند» غز من * دهلی وغیره تبدیل تا اب وقیافت کرد »که اگر واضعان اسا سی آن مید ید ند ش * نمیشداه‌تندش» که‌آیا این همان مدنیتی خواهدبود که با آنرابرای‌صلاح وفلاح ابدی کراه‌اش وضع نموده بود دم ؟.. حال ميبينيم " که این شاهد رعنای دلارای مدنیت » باچه لباسهای‌رنگارنگث عجیبی ) وچه جلوه ای برنازو وادای غریبی "در پرده‌هایخالف اعصا رامتعاقب این مه تیاتر وگاء آوبیدان تهاشا جای عبرت ذعای این دهر تیزرو تمکین ادا؟ ظهور نمو ده است ! ازین بیانات ما *چنان گمان نشود » که در خصوض رنگ حقیقی «مدئیت» کدام عيخك حقیقت بینی را مالك شده‌ایم »وسيخواهيم »که آن رنگ حقیقت رابنظر قا رئینگراء خود نیز نشان بدهیم.نی‌نی! آن عبنك رامیچکس تا بحا ل ما لك نشده است :۱7 ما عاجز ال‌شده باشعم ,بحقیقت چون نظر شود «بدئیت» را کد ام رن حقیقی نیست ؛ ذا دیده وشناخته شود. درهر برد که‌ظهورنمود؛ تماشابینان تماشاگاء» همان‌جلوه های‌موقتی لمح البصری آنرادیده وشناخته‌اند, وهرقدر کف‌های تحسینی کهبهم زده اند» برهمان جاوه ها زده» وعرتقلید وپیروی که کرده اند» همان‌جلوه هارا کرده اند. حال‌آنکه» ازجلوه هائیکه در پرده های گذشته بظهور خواهد آورد » هرچ معلومات نظری و عملی ؟ هیچ کسی را دیسر سل است . مااز تماشابینان همین پرده عصر حاضر تیاتر ؛ و خانة د هر بی ثبات دستیم. ۳:۸ مقالات محمود طر زی کف زد نهای تقدیر ۰ تحسین‌ما هم‌برای همین‌حاوه هاوئمایش های‌حاضرد؛ پیش دید؛ های‌ماست. اوروپا. ابر یکا» ژاپان» صحنه های عظیمة این تواثر گاه راتشکیل داده اند. جعبیردیگر/ اورو پاء اسر یکاء ژاپان» سه سرچشمه بز رگیست که آب زلال مدثیت رابر تمام کر زمین‌جاری وسایل داشته‌اند بتعبیر دیگر افروپاء اسر یکاء ژاپان ؛ سه معا و پروقی‌سر بو رگست» که تعليم عرم وفنوت مدایت راه برای تمام عااج در عهد. گرفته اند. دروقت حاضره 7-ام‌عاام؛ عمین‌مدئیت حاضره رامی‌بیشند؛ میشتاید د: تقلید سیکنندم تعلیم میگیرند, این‌بد نیت حاضره هم » دوروی‌دارد: یکی روی‌ایرودی آن , دیگرش روی‌د رونی‌آن. روی بیروئ ی آن؛ همین ظواهرات ونما شات دسیا رشدشءه داره رخشان‌آنست, که‌چشمها رادید رخشاند. روی‌درونی آن همان چیز ها یست کهحق حاکمیت, حق برتری»حق پیشروی؛ خق‌محتاج الیهی رابانها کحایی کرده است» کهدلهارا میارزاند. عرروی این‌مجبو به دو پشته دوروبه " روبها رویها نرشته هامیخوادد؛ تایکقدری جمااش روئما گردد ! درآغاز کلام عرض کردیم* که وطن عز پزباء داوحود بعدس‌افه وعده بالك بودن برد ریچه و دروازه" و بر انگیختن عزا رگونه موائع اجاذب جوانپ هستعمره وبستملکه؛ ومحرومیت اژوسایل مخایره" و وسایط نقلیه, هرانقدر ترقیهای که در شهرها مدئیت‌بروی کار آوردهاست» بحض بقوت استعداد فطرتی *39] پات خدقتی خود» بروی کار آورده توانسته است.امااین را هم‌فراموش‌نءا ید کرد" کها-تعداد وقابایت ؛ بدون غملیات وتعا لیت» خود بخود صورت‌پذیر منفعت نميشود, مه‌دن‌قا بلیت "هرگوله حاضر نمودن حواهر رادارد "ولی‌اگر مهندس پرصنعت آن‌معدن پرثروت موحودثباثد : که بنولك پرکار ب رکارذی معرفت‌خود آن‌جوهر آبدا روا " ازقهر زمین بر کنا ر نیارد » مقالات محمود طرزی ۳:۹ ازاجعداد معدن " چه‌ثمره حاصل خوهد آمد ؟ این است کهذ ات اقدس خلاق‌حس؛ات‌صفات کائدات »انغا نستانرا بوجود مسعود -راج‌الملة ایل و سزاوا رگردانید » تا دوات خدا داد افغانستان راروتقی ترقمهای مدئیت عطافرما ید. این‌مهندس مدرس مقدس؛ ازآغاز جلوس میامن ما نوس شا هانة شان؛ به تظی‌ات‌واستحظارات اسیاب.دنیة سلك‌شان: کعرسعی‌وعمت راجست‌برمیان پسته» برتدارك ومهیا ساختن بسی‌اسیاب وآلات مداية حاضره» کامیاب آمدند : قبول قرموده شدندعوت؛ وتابهنلستان عز بمت فرمودل برسیرو سیاحت ممنی برهمین مقصد کثیرالمنفعت بود * تابعضی اىاسها و اسرار ها را رای العین مشا هدد فربوده؛ ذظر یات‌را بععلیات تطبیق دهد اکرچه بعضی ظاهر بیذان" بگمان آنکه تنها روی‌بیرونیشا هد رعنای‌مدثیت رانشان داده" و برستر واخفای روی داخلی آن کامیاب آیده توافسته‌اند ؛ اما این يك‌تسلی وآهی‌بود که‌خودرا تایکدرحه بان.تسلی نموده اند " حال‌آنکه باین پی‌نبرده بودند " کهعشق بظاهر برست کارندارد. سنگگ چو یاتوت شد شرارندارد. مهء. س مقد س ذءشو کت:با دور این حقیقت این رو نجنی که کذاف خفایای مدذیت است ؛ ازهههٌظواهرات عناوین باطنیات را کشف‌فرمودند ؛ وگرفتند همان صفا های را ده بکار بود؛ و گذاشند آن کدر هاي را که بظاهر پاصفات بود , مدثیت حاضرءة دربن روزها ؛ا ین حاوه رابکار آورده است که هرچه هست‌درقوت است. قوت ازعام -اصل‌میشود,علمی که قوت‌را حاصل نکید ‏ آنهم‌ثمره‌بی نمي بخشد. ثروت» تجا رت‌نء زکه‌قوت! زان بوجودتماید هیچ است؛ ولیکن این جلوه هم "سوقت‌امروز است .یا برهمین حلوه "تا به آ خردوام خواعدو رزید؟ نی‌نی ! چندی بیش‌ازین *بجلوه‌های ۳0۰ مقالات محمود طر زی «ثروت و تجارت» حلوه‌گری میتمود» وهوچه که بود درهمان بود. جون چنان‌ماند: البته که چنین نیزهم نخواهدماند. بنابرین؛ دست گاچین با غبان‌حقیقت, با هرنمونة گلهای‌مد تا ینعصرحاضرخوش زینت» چمنستان م.الك شانر امعطر ومثورفرمود ند .گفته بود یم » با زسِ تیم : کهباترقیه‌ای بدثیة خودراء نسیت باحوال سابق خود؛ ترقی‌گفته میتوانيم., .. عسا کرمنتظم تعلیم یافته جراره طو پ وزفنگ‌بسیا رالات ناریه آذشیا و راه های‌سنتظمه» پلهای سیمه کمله "فا بریکهای‌صنایع کو نا گون بیختلفه , همه‌گی درعصر سعادت حصر شان درافغانستان رونمای ظهور کرد یده‌است. تاسیس‌یافتن مات ایتدائیه, ملکیه , عسکریه» انجمنمءارف: که این چیزها راباصطلاح کیمیاوی‌مدنیت حاضره«مولدالترقی, میتمامنده اکرچد بعارز نموزه هم باشد, در همین عصرهدایت حصرد راجیهاست" که‌سا نندتجمههای درخشان انوا رافشانی؛ بد رخشید نآمده‌است, د رسوابق احوال خود , با ینچنین چیر های برنخورده‌ایم. شنیدهه‌رشد» که‌سردمان عالمهای مدئیت* آآش‌برتك آسمائی را بهر صورتیکه باشدبدست‌آورده درسیان‌چراغه" روشن‌میکنند» که روشتیش ازروز رو شذتراست ! آیا این باثژپ باورشدنی‌ست ؟ اگرباورندارید» پیائید»عصرمنور سراجیه را تماشا کنید تا باورتان بیاید که این عصر مدئیت‌بهر»برق آسمانی رانی» بلکه برق خاصیت دای طبیعی زمینی راخیره‌سازعیون عوالم شرقی وغربی میساز د.آن زمین دلنشین " که جو هوقابلوت وابتهداد انواربرقی را داشت؛ درخاصمت قطرت وطبیعت " همین خالد پالك افغاستان‌بود. عصرهای‌بیشماری؛ کهتعدادآنبخصوص‌ذات اقدس‌دورد هنده لیل: نها راست! جل‌وعلی ا. نهرسریع | جریان دره پر پیچتاب نگ «سا لنگث» را همه ء مقالات محمود طرژزی ۳5۱ مردمان‌سالنگی_پروانی» بهحین تمزروانی دیده‌اید. ام آدا؛ بخیال فخاطر هیچیکی‌از | کابر واصاغر» واردخواطره‌یگردید» که در جریان تیز روانیء اینآپ سا لنگی خاصیت؛ انواوبرقی مضمرومستترباشد؟ حاشا که‌بخیال هیچ کسی برسد !پس‌ازاین اتعد اد وقا بلیت فطر تی‌طبیعی‌چه‌سود؟ این اس ت کهپ ر کار عقل‌سلیم پابرجاءوذ کاء و د های خارقه نماای‌سه:دس‌بقد سماء ذات سراج المله والدین آن اسرارخبایای عالم طبیعت‌را؛ بروی کارآورده» بعون‌وعنایت خلاقءظیمالشان»وترقی وسدایت پروریهای عصرانوارتهر سراجیه‌بلندسکان» د راقرب‌ایام» انوارضیائیه وقوت فوق‌العاد؛ محر که آن‌چشمهارا روشن»ودلها را کاشی‌سا زد. انشاء انته. المزیزالرحیم. آیابشکران این عمای‌بیپا بان ملت‌افغان» اگرخودرا سذیون‌احسان‌نداند» کفران ذعمت‌شمرده اخواهد شد» که کشمیره هاوقما شهای فا بر یکهای اوروبا را؛ چون سیدیدیم» آبهای‌د هن‌سا از حسرت جاری۵ده)باخود میگفتيم 5ه: اینچه قماش‌است» وچه فا بریکی که اين‌قماش‌را برآورده است ! حق‌شاهداست که درنزد این سرمحرر عاجز»دریشی کشمورة سماه‌را هدار فابریاك پشمینه بافی» کهعلی رغم موانع اجانب جوانب- بروی کارآمده است؛برهمه دریشیهای که‌درمدت عمر خود ازممولات فا بریکهای خارحه پوشیده‌ام »مرجح تر»ود(چسپ ترش میشمارم ... سال هفتم شما ره ۱ دلو ۱۳۹۰ ۳ صاح‌و گیگ چه‌لیلة سعادت حبله ایست ! آنچنان یشب فیض مکسپی؛ که‌صیاح الخور» همه گونه سعادت ها»هرنوع خو بیها»همه‌اقسام خیرهارا»برای يكهلكومات کلافی ۳۵ مقالات محمود طرزی بانید اقغانستان وافغانیان »ازآن پدیدار ءوطاوع انواری ترقی وسدایث رابرایش ظا هر واشکار سا زد ۱ گردشهای لیل‌ونهار »اینچین ایله عای سعادت باررا ؛ برای هرمات ذردرور ایام واعصار چا بکرفتا ر خود اگر چه‌بارار بروی کارآورده است؛ اباهر کرار تم شیاه روزی خودش سیرمیکند» نه‌ازدیگران ! درصحایف تاریخ عمرافغائی خود ؛ چون‌نظر نیلداژیم ۲ ازین خوشنر وشرف اندوزتر شبی را پیدا تمبتواليم ! دیدیم ؛ خواندييم شنيديم ! غیرازینکه باخوددر آویختیم ؛خودرا محوتلف نمودیم »خود راحت‌د یدیم نه کسی رایراحت گذاشتیم . درعین ژمالا» سلکها هم بای‌داده رفتیم ؛ دکرچه دا ۸5 ایب سعادت حیله ولادت ذ یسعادت (-راج احات والدین)راء صیاح- الخیرفخروشرافت خود وله سيم ۸ وییان ميکنيم اتنها يك خوشآمد گو ی بیجا؛ وسیالغه ای در هوا, نبایدپیذاشت» وعم یجاغای‌بسیاردور احالف نظرئباید کرد. تخهاهمین دقیقه حاضره راء به درل هبتيم , تصوربایدنمود , کائغات همه درآتش ححیم آسای حرب وقتال : حزجر سیسوژا قحط وکرسنگی «روده های ,اروصغار را به پیچ می‌آورد ! پد ره یی بی پسر) زذها یی بی‌شوعر آمیضا زد ! پسر عایتم اندوعرهاستيم؛ می‌افقتد . کشتزارها » پاخونهای بشرآبیاری ميشود !یه جای باران " از وا انیران می‌بارد !تناسخها وث‌سخهای خریبی جلوه بیکشد ! دوحائور پرئدة درندة دوسره عجب الخلته» بهوا پروازی م‌آید ! یکی اژآنها آزقد ر حسیم پا حانوردست که کرة زسین راهم بچنگگ گرفته میتواند !آن دوسر دیگر که ا زآن توچکتر ولی تیز پنجه تراست :ای دوسرة اولعن رامیخورد؛ هخم‌یکند ۲ کره‌رااز دستش سی رهاند ! دا اختاپوت عظیم الجثه بی؛ذر جهتهای نردیك شعال ره ؛ درما بیم‌قطعه غای مقالات محمود طرژی ۳۳ امریکا ارو پا پیداشده » جسم صغیرالحجم»چشم بزرگش درعین همان‌نقطه ستعکم وبا یدار ولواحق لاه اش‌درتمام بحرها * ودرهرهرتةاط دنیا ؛چنال ماحق وسلعق شده‌است ء که غیرقایل اننکاك شمرده میشو د اعقاب تیز پنجذ دوسره » از هوا و زیربحر »بران‌حمله میکند ؛ پزجه بیزند؛ اولی آن‌لوادقلامسه»بد رجه کثرت ندارد ؟ ویعرتبة قوٌ مص‌وبلع ندارد ؛ که‌پنچه های‌عتاب عوائی غوطه خوار بر اه بزودی کارگرتاء ثیرآید ! همه عالم‌درین فرح وسزح * تناسخ عحاثبات وغرائبات دهر » گرفتار آلام ومصایب کوناگون » وجماه جهان وجهانیان را ! فلا کتها و غ-های بوقلموژی پیرابون گردیده ۱ تجارت برهم» زراعت در هم» صنعت همه پرباد "به‌ح زکا رآ تش وحداد ! بوهای خون» بابوهای‌داروهاو غا زها يك‌جاشده »قوای‌شامه‌عمومی راسعطل وبیکار ساخته ! درخشید ن بسرقها ی لیغ وسر‌ئیزه *با روشنمها ی خیرم قعله های تو پ و تسکت , با برقهای چشم کور ییا ز پسروژ کتور‌ ها ودو د عای الوان‌رنگا رنگت یکجا شده»قوای باصره عمومی وا» اژدیدار اند اخته! صدا عای سهیب بومبه هاء وآوازهای کئیب اوبوسها ؛قوای‌سایعه عموسی را که سر کرده ! بیحسی ازگرسنگی, توای لامسه‌را ازدستها سلب نموده ! پعوضاغذیه و اطعتمه » ازبسکه اجز ای کیمیو یه استعدال گردیده /قوای‌ذایقه رابیجو نموده ! ازرطرفی که بخواعید »چون‌ازین دایره‌حدود بقعه شریفه «اففانستان» بخارج قدم نوی همه عالم را» دريك شور وفغا ن؛حهان راد رسیا نیک کرداپب هرج وسرح طوفان‌مشا هده بیکنید ! یکتدری»چون پيشتربرويم ,«مدنیت» نام یک چیزی را که تعنو ژب‌علوم نبود, و هر کس آفرا مدئیت‌میگفت )وملاثعت میشداخت» سراسر ازبیخ وین ۳۵ مات محمو دطر ز ق به وو حشت» میداش می‌دابیم ۱«بشریت» ر ا که یکچیز ست معاوم ازاصل! ساس, به «سبا عیت» محول ميبينيم , که‌این تناسخ» ندپرده دارد «نهاستتا ر ,بلکه درندگی و خونریزی شان, خیز یست بدیهی‌وا شکار ! هر کس که بکویدجنگه وخوتردزی بهتراست ازامنو آرامی کرسنگی‌راهم‌باید نرجمح بد هد برسیری : پیاده روی رابهتر بدانداز سواری؛ عریا نی‌را خوشتر شداسد از بوشیدگی | الحاصل ,سرکیرا اولترشمارد ازندگی ! آری! گاهی این ترجیح همایجاب میکند: امانه درهروقتو آوان, بلکه درانزما که‌رد کاردبه امتخو ان | همچتان احوال‌شاذ است‌ونادر . خوبیها ورجعانیتهای آسایش ؛ آشتی؛ احوا لیست منظور نظر هرغائب وحاضر ! خواندن‌قصه های <دگک برصحا یف کا غذ ها,وبا نوك قلمها, بسیار شیر ین وپر شرنگک‌خوانده ونوشعه‌میشود , ولیکن هنگا میکه, ععلا بفعلیا تش خوانندهو نویسنده دراید, آنوقت ببينيم که چسان‌سیخواند, چگوهمینو یسد !اکر درژیر کدام ناومباران بسیاوشد‌ید الجر یان, خواندن نوشتن ممکن‌باشد »آنهم بعکن خواهد بود! آه‌ازان با ران‌عداب, آتشهای‌سو زان‌عجایب وخرایبی که اگرسا فوق آذش یکچیزی دیگرش بگویند هم میشا ید.میباراند در زین ,سی ترقاندبر هوا ,سی کفانداز آمحانسیریز اند درزمین ۰ میقر تاند بحررابه آتش ,وآتش‌رابه-یال مایع ثبدیل داده»سشوراند "میجاشاند ؛میسوزاند ! | گفتم نی بیکقدم بیرون بگذارو بین ! با | گر د رشکاران ان نعمت عظما ی بیکر ان ۱ عمال و رژیم , عین نا | نصا فی شسر ده نجخو ۱ هد شد, که در هر طرف د نبا :طو فا ن خون مقالات محمود طرزی ۳9۵ و آ تش جوش میز ند» عاامها د رگر سنگیو خواری زا ری‌درخالو خون‌بوغلطد و ماییچا وگان افغا ن» بکمال راحت سیخو ابیم » بتما م بیغمی موگر د یم » خوب‌سیر سعمور بی تکالیف‌شا قه‌ميباشيم » حتیآکر بگويم کمدرافغانستان مابهمین و قتیکه بیحر یراین سطور سیپردا زیم؟ بهزار هاسخاوقی خو اهندبود » که هو زاز ین حنگه‌ای رستا خیز آ هدک هیچ بوهم نبرده اند» کهدر کجا ودرمابین که ها» از برای چهاست, با زهم يك سبالعه نگفته خواهیم بو د ۱ ... نعمت امن وابان را درچنین زان مرگ‌طوفان هلا کت‌نشان, به‌افغان‌وافغانمان محضاحسن نیت وخوبی تدبیر وسیاست متبوع مقدس باش وکت‌وشانی احسان نموده آنهائیکه تقدبر نععت امن وآسا یش رانکنند »لابد به بلاي‌جنگک گرفتا ر خواهند آمد ! جنگ ابا چه‌جنگ | جنگگ‌این عصر بیستم خصومتآهنگگ ۱ . .. جنگ را که بد گفعه توانسته تاسا هم بتوائیم ؟! چنانچه فضیات‌امن‌واسان, در هر وقت‌و هرزسان "وهمه حال وآوان ء بهیچصورت از طرف هیچکس انکار شدئی‌نیست. همچنانسحاسن وسحامد لاتعد ولاتحصای‌جنگث ,در وقت شرورت ولزوم نیزاز چمز هایذ یس ت که قابل رد و اعتراض باشد ] ساز اس وآشتی را ک وکث نمودن , حاضر- یهای حنگث به آهنگ سی آورد :کاهی ,چنان حالها میشود ,که جنک مو جب حیات حاودان میگردد .د رچتانوقت , اسن طلیی راموت فجایی باید شمرد ! مردگا ن آنچدان جیگ هارا مرده نمیگویند ‏ بلکه احیای ابدی‌میگویند .در چنان‌زسان وآوانی که « مقدسات » یعنی‌ناموس‌وشرف دین دوات»سات »وطن »در معرض خط وهللا کث افند , اقدسترین کار ها جنگث‌را پااید شناخت .همه‌سعاد تهای‌دنماو آخرت را؛درآن راه حستجو باید کرد , با وجود یکه ازعصرها به اینطرف اسساما تا ازقوت از قدرت ۳51 مفالات محمود طرزی از شو کت در افتا دند ۰ وهمه قوت ماقد رتها ءشو کتها منحصر به اروپا و دواتهای نعبا را ماند ,اینهم معلوم است کها سه‌چار عصر به ایتسو ,جمله‌دو لتهای اوزوپا, برتتگی خاکث وفوس‌بیشها ربیبا ک آن خاک" و کفرت‌سنايم آن خا کث خود شان ؛وفراخی میدان مشرق وسشرقیان نظر اندازحیرت کرد یده»مجبور۵د ند که از بهر کار خازه دای صنایع خود شال *آشیا ومواد خام تدار کت کنند ,و آن اشیای خام را؛ پقوت اخنراعات صناعیه خود شان , بدیگر رنگهاو قالبها د ر آورده؛ بازيك برده گرانتر بقروش برسانند,وبای‌نقوس بیش رو منمتگر ال بیکا ر خو د شان؛ بدر رقتها پیدا کتن,, مانند سیلابها ءجریانها بسوی‌شرق حاصل شد,شر ق که اکیر آنرا محالك اسلام آشین تشکیل دادهبود: ازعمه بیشتر معر و ض آن حر یا ها سائد . سحرر ها وسیاسمون ورهبا نیون غرب - یعءثی اوّوو پا - بعضی تءیبرات و عبارا تی اییتعما ل کردند ,که بواسطة آن ,عیارات و تعبیر ات عوا م اعالی را شم بندی تموده ,سقاعد خود را پیش بر دئد . مخلاتعبیر عباره «مدئیت‌اوروپا » بمقابل عوازة (وحشت شرق) بر ین مسئله موضوع وبناشده, که درچنین دور ,عا کمیت و نقوذ او روا , خر اقو ام و مال که بیکی از هیئتهایاجتماعية نصرائیت.یعثی بیکی اژ دو لعهای ارروپا - مثسوب و بحسوپ نباشند , آنها راضرو ر میبا ید "له «وحشی» «با ربار» ( یعنی خو نخوا ر) و «غیر متمدن» بگویند وپشناسانند زیرا ار آنها ر ا فحشی:بار بار , غیر تمد ن نگویند ونشناسانشد ,آیا «وثایفة تعدل» نام تعبیری را که ایجاد وخود شانرا موثلف نشرآن درعالم میدانند, چسالاجرا خواهندتوانست ؟ «و ظرغهةتمد ن» شا ن را این حدک خو ریزانه حهانگیرانه شان معلوم جناکنتر .اه جر اقوام شرقية نا توان را مقالات محمود طرژی ۳2۷ که ازقوه: مدانعه عا حزا ند ءاستقلا ل سلی شانرا محو سزز ند ,سلطنتهای مورو ی شانرا منقرض گردانند ,آثار ها بنا ها ,معید ها مقحسات شار ایا عراسر محو يا تغیور وتبدیل د هند ,دگر چه و زهی مدنیت !وخهی و ظیفة آن ! حا لایکقد ری بغور ند قیق بین سل تعمیی فکر با ید نمو د : پیش از ین جنگث, که راز ها افشا نشده بود , وسنگ تفر قه و بی ا تفا قی بيك قو مُ خا رق ااعاد ه یا وم بین مو ظفین «و ظیفه تمدل» نیفتاده بود , همچ شبهه نباید کرد , که اجرای آن «وظیفه؛ تمدن » الی ماشاء نته دوام میورزید . پس » درحالتی که پیش | زین جنگ ؛ همه شان در بجا آوردن« وظیفه تمدن » از عصر با هم ستفق بودند , و در جهت مقابل شان -یعنی شرق - قوت مدا فعه عم سفتو د بو دءآ یا چسان شد که در ینقدرمد تهای مدید وطيةه تعدن(1) را بر بار بارهاو و حشیهای شرق - یعنی آآن اقوام و مللی که بیکی از غیت های | جتماعي اوروپا منسو ب نراشند - بتمامها احراع و بجا آورده نتوانستند ؛ وهنوز از آن غیر متعدن ها » با ر بار ها وحشیها (!) دواتها حکو.تها موجود مانده است ؟ حتی دریئو قتها م سر از نو ازان«بار بار ها » حکو متها تشکیل مییابد ! عجیبتر اینکه , در همین سه چها ر جنگ رستاخیز آهنگ » که همه نلفین تمدن برای اجر ای وظیفه خود شان - یعنی تقسیم مسما لکگ عثمانی وایران و افغاستان - هم آ هیک کردید ند وشرایط معا هدات آن ائتلاف نامه را هم تصدیق وتنظیم نمودند ؛ با ز هم » درمیان آن شر ایط , د ر پیش مسئلة سراسرازد نیا برد اشتن حکو مات اسلا بیه , د نک ماندند . بعد از اند يشه ها وقرار داد های که بغور ملاحظه کرد ند » بر همجن نتیجه قر | ر دادند, که امکان سراسر بر داشتن وحشیها وغیر »مد نها را , از د نیا ۳۵۸ مقالات محمود طرزی بیکبا ره کی ند یدند .بدابرین ء لیف تمد ن خود را برتشکیل داد ن يك حکو مث «عربی» , در زیر سیادت دول متحد » مو ظفه ؛ بر ای با ژبودن راه حچ را بر بسلمانان روی زسین؛تا بیکبارگی تور نخورند - د رز بر تر | رد ادآ و رد ند ! (تفصیل این اجمال درذیل «حوادث خارجیه» گذشته است.) حالا می بینیم, که در حالت حکم‌اعدام ,بازهم جراء ت‌بر یکبار گی اعدامش نمیتوافند , ومیتخواهند برای آنکه سلحانان بیکبار کی تور نخور ند - رم نکنشد - يك ره دینی تان باز باشد , این‌نکته ایست بسیار پنهان » که ب«مضی ارباب‌اسعان آنر | عیان وبیان توانسته اند !۱ آیا چیست آل قوةٌ معظمه بی 45 اسلامیت را به‌اینقدر عصر ها ثاب‌آورستاوست حبد سبه های بعظمه متمد نهای مو ظفها زموده و استه است ؟ صاف وپو ست کنده بگو یم , که آن قوت بد هشه فضایت «جنگگ » است ! بلی ! دول :عارا همه چیز دا رند » اما همه آ نچیز ما صر ف مختص با دیا ت و جمائیات است .قو ای سعنویه آذها از یشان‌سراسر مفقود کردیده است, هرچه قوتی که دار ند » درمادیات است . دین نام , کتا ب تام » چیز ها د ر پیش آ نها ۹ بجز آلذ چشم بعدی گروه‌جا هل اوزو پا , دیگرچیزی نیست ! تا آنها رابرانگیزانند, بر اجرای «وئلیفة تمدن » - بعتی وحشیها و بار بار ها زا ؛ از د نیا رفع نمود ن! - تحریف بتعددة که در تو اریخ سختلفه »در «انجیل شریف » ازطرف پاپا هاوثقیفها بو قوع آسده است؛ چیزی یست که خود شان هم انکار بتوانند . حتی‌درینروزها؛ در لشدن , يك آیة انجیل از طرف گلیسا , بثابر ءتعضای وقت نمد پل‌شدء کدا دثر مقالات محمود طرزی ۳5۹ جراید هندآنرانقل کردند . ذاتاً .در انجیل شریف, احکامیکه در باب ,جنگگ»باشدي و خون ریزی وقتال از آن | ستثبا ط شود , کجاست ؟ ۱ | خلا قها » اطوار ها » عادتهای مدنیت‌اورو پاء بکدام احکام معنویات شا ن تطبیق سییا بد ! ؟ تعد اد فا حشه های رسمی وعلسی ,و آشکا راورپاء ازبلیسون تجا و رد ارد ! مقد ارشراب خوری‌شان , فی آ دسی اضا فسه از خروار د رسالی میرسد ! ایا اینها , بارءحائیات و معنویات شان , که عماد عمدءٌ آن کتاب شانست - باوجود تحریف تجا سربر میخورد؟ ! حس جنگجو می‌شا ن,د ر مقابل شرق» همان ایفای«وظیفه تمدن» است» که‌مذ کورگردید .امادربابین خود شان, محض بر حرص وطمع شکم خالی‌بودن این کلما تست که‌در با ب تجا رت وصنعت وستععرات وستملکات , که تو بیش‌خوردی, وسن کم ؛واقع میشود» لاغیر ! (شماره ه , صحیفه . ,سال اول سا معالهٌ بدیعه بی دارد ) + حال آنکه در جهت بقا بل ؛قضیه بعکس آنست | قوه بعئو یه و رو حا نیه مرد مان «غیرهتمدن ۰(و)اصلاغییروتدیل تیافته‌است:قرآن عظیم الشأن , درسینه ها وذ هنها ؛چنان حرف پحرف» کلمه یکلمه؛ح رکت بح رکت نقش پذیرگزدیده است, کداز آغا زشرف نزواش, نابه آلان يك‌حر که ويك‌نقطه‌آن تبدیل وتحریف ر | بخاطرهم‌نیاور ده است! کتاب وسنت, همه احکام واوامر است .آن احکام وا و امرید رنز د همه مسلمائان» دایمی الا جر است . ا گر دریکجا,کمت رکی‌د رکدام حکمی نقصا ن‌آید در طرف دیگر , بکمال شدت يك‌احکام دیگر آن اجرای حکم سیور ژد ! این است که‌قو ای‌سادیه دول متمدن(, ) غربیه , همیشه‌در مقابل‌قوا ی‌مهنویه مقالات محمود طرزی ۳۰ و روحیه غر ستمد نین (۱) شرقیه ,سپر عجز وناتوانی‌اند اخته است:دآن وه بادیه؛ درپیش این قوة بعنویه ‏ دائشد برگگ ید موز خود لر ژیده است ! واژین بودم که به آوازهای باند, از سرمنبرها ي خطابت فریاد ها بر دشعد نها میکر دند و اساس قوه معتویه ما زا , بدها گر نعه نان میدادند که:تااین را محو نکنرد » هیچگاه برایفای «وظیغة تمدن: (۱) کامیاب‌نخواهید آسد» ! کذالك؛اژین‌بود که‌يك‌بقام بقدس سعنوی» غیر مشه‌دئین ضعیف بیچار: بی که از محکس راندن روی خود عاجز بودند؛ به‌طوپ خراب کردند. :) باشد »که‌آن وه معئویه را تز از لی رسد اعکس عمل بمیدان آمد ‏ گفتند؛ زاغهابیرق‌شا نرا بار‌پاره کرد ب‌ضی‌باور کرد بعضی‌نکرد ! وفتاً که تز لزل در بیخ وبنیاد خودش افتاد »ده تسیسهسا داسیس | یاسکسد خودش عم باور کر د ن سیخو | عد " اساچشم پوشی وظیفه چثه‌ش‌رامیکیرد ! يكسجدی در« کانپور»؛ نام‌يك شهری ازشهرهای ددوستان "شهید میشود ,گفتند در دیوار های مسجد مذ کور »خون‌های افشان‌شده ژیادی دیده شد کسانی‌تصدیق کسانی تکذیب کر دند ! هد گابیکه بصدها کلیسا های شاثرا؛ بمبه های آنشه‌شان»از آسمان خر اب کرد ءاگر چه گاهی‌خود را ندا نا نید» ونفهعا ناندده باژهم دلهای‌فان ازیگان‌هراس خود داري زهیقواند ! آه ! از انتقام افماد واخلالبکهود یه اواه از اخذآثا رقدم نهادن در«بت المقدس » وادا کن متیر کذعراقیه 1! خیلی بدهش افتقام است .صفاً صقا! خیلی پر ارزش‌اخذ ار است ! دک د کا ۱۱ صفی ها ,لین عا, کند کها ؛ آلایها», غبرککعندهاء(وی‌خندها ؛غتدها پی که سانند بئیان عای سر ب ريخته گی آهتبن باتتد ؛ اتصات فرسا دیل, که بجر معذو بات مقالات محمود طرزی ۳ اسلا م/دیگر کد ام معنوی‌را بر آن آمر خواهید یافت ؟ هرفردي از افرادی»سه - صد ملیون یا بیشتر یا کم‌تر را #بر لح عدن وشه‌شیربرافراشتن سلاح اند اختن و اسپ نگهداشتن »وآدم جنکث شدن,» »به اوامرشدیدء | کیده - بقد راستطاعت مامور فرسودند»آیا کدام کدام روحانیات. کد ام‌معنویات»ب رکدام ذوی‌المعانی والروح "۱ مر فر بوده .حتی کدام مادیات,و کدام چسمائیات »بر کدام ذوی‌الاحسام والاجاد تا وود ذمو ده است ؟ سه صد هلیونه يك آردوی معظم! که | گر نظامنامة د اخلی‌نرد فرد آن‌ار دوی تشم ر اپغو رملا حظه کنید » درحسن ۱ تسظام » تشسیسقات و تسشکیلا ت آن حیر اه میما نید , چنان چیصز ی فذیست » که بسظطسر استحقا ر و استخاف دیده شود ! بيك فقره قائوئیٌ داخلیه » يك‌نفری عسکری اردوراء که در قطب شحال باشد» بادیگرفرد نفری عسکری اردوء 45در قطب حنوب‌باشد ؛ چنان يك حریان رابطهُ اخوت و اتیحاد الکتریکی دادهاست؛ کهنفی‌آن‌نفی واثبا ت آن مثبث است !,.. قارئین کرام ما, تصویر اینچنین يك اردو را از تمورات سالیخولیانه سرمحرر هرزه سرا خواهند پنداشت ؟! کجاست اینچنین چیزها ؟در کجاست این احوالها ؟! اگر بود هم یکو تتی بود ورفت »گاو خورد ۱.. عرض بيکنيم ! که بلی‌باهم مادتاً آنرانشان نمید هیم »بصورت معنوی‌وروحانی تعبیر می کنیم.اما بایددانست» که آن غربیونی که خودشان را«سوظفیر وظیفةتمدن» (!)قرارد اده‌اند» تا به سنه های‌آخیره محوو م:قرض‌ساختن و<شیان وبار با ران وغیر متمدنان ۱ |) بلاد شرقیه راعهد وپیمان مینمودند» سانند شرقیون» دوته‌بین یستند . ۳ مقالات محمود طرزی آنها بخوبی دانسته اند» که‌تا آن روح :در اجسام شان‌باشد وبه آن روح معنویات شان قایم و دایم‌باشد» آنا رد وی‌سحتشم ء که‌در بالابذ کو رگردید»دایماً والی‌الابد» در«قوه» موحود است »اگر چه سایعنی عر بیون آترا میدان ندهیم» که ازقوه «بفعل » بياید ! ... این است قوء بعنویه, کهمعنویون خودشان ازان خبردارند,وهییت‌و د هشت آن سوظفین وظیفه شناس راد ایماد رلر زةُ مرگ هراس بی‌اندا زد ! بتاء‌عایه ان توه معئو به قوغ «جنگ» است ! پیی‌جدگگ‌را کدبدگفته توانسته است» که مابدگنته بتوانیم ؟ او هم چه جنگ ؟ ! جنگی که براي محا فظه اسوس وشرف «زوح»؛یءنی دین‌حق ؛ که برداد» وبرابری» وآزادی عباداز ابنارتهاي بندگی؛برآبادیزسین» و زمین نشینان بر رون ساختن جهان وجهانیان ,بتایافته ات ؛ بوقوع آید | نه‌انند حنگک متمدنان که برای حرص ,وطعع بلك گيري عاجز ساندگان ,وبحوو انقراضی ملل غیرسسوب بگروه رهبان, اج رگردد ! جنک تجارت سوداگران و پمشه و ر ان کجا , جنگ عدل برتقوی احسیا ن کحا یت لا برد > این بود تمه های خوش هن گد پرشرنگگ آین‌سر مقالقدسیت عنوان «سرا جالاخبار افغا نیه » در خصو ص « قلسقه صلح و جنک , م که بمنا سیت لیله پرشرافت‌و لادت زا بیع دث سراج الملت :یه آن زعید سر ا گردیده تفاسعه است. ! ای ملت ۳ اغان! نعمت اس همین است, که باد تاساپه آلتعس‌رو بیشا هد هستیم | عمت جنگ یعنی قو ‏ بعنو ید رو حیه با | بتوای ماد ی طو پ و تزنگگه هم ءنسست به‌احو ال سابق خود » چون ببینیم, ازهمه توا ریخ حیات خود بهترتر مقالات محمود طرزی واض ومنظمترش می‌هابیم» بسیا ری‌از حد س رکش نه کمی از انداژه فرو کش؛دوصدسنتظم جدگی بهتر از صد هزارنه‌ایشی بودن‌ر | , پیشینان‌هم فرمو ده‌اند ! ایکاش که‌درجهت غر ب خو د هم ء بل غرب غرب خو دیابه تعبیر د پگر د ر قطة « و سط بین | لطر فين , خود نیز بهمین د ر جه قوت ماد یة ا مرو زه رو زحا ضرة خود باءيك قو ت‌بادیه را قوژ معنو یه عحو بیذبا مالك یبود ! ! این | ست که غیر ازین قو ماد یذ که آنراهم بچشم میبینمم » اصل! ساس قوٌ معنو ی سا راء که جهانها را بلرژه می آورد, نیز فیو ضات خود پیدا کرده است! «سراج الاخبار | ففا نی » که در هرسا لء بنا بر اطلاعی کنه از دایرة بهمة اطلا عات می گیرد؛ و به نشر و | علان مید عد» صرف بر همین نیت و مقصد»مبنی میا شده که ما بدا نیم سراحا املت تا چه د و حه در پا س ومحافظة رو ح قوة معئویه.عو یذما( که‌دار یم‌وندا ریم‌همانست‌ و بس !)۱ قدامات‌و تشیثات خیراندیشانة دیندا رانهیی بکار پرده ائد. !چون مقا له به‌ر ما له کشید» از آنرو, همین دو فوة عظیمه‌راء که بسایذ شرف‌همین شب شرا فت مکسب» پرای حا صل آمده ا ست؛ برای سر مقاله! کتساپات علو یت معانی خود» کافید یدهء د ست بر دا شته دعای با صد ق وصفای محافظت د ین مبمن,واجاحوفلاح | مت‌نا یه مح‌دالامین (ص)- وزندگی افرادخوب خوب و حقیقی» این | مت‌حقیقت‌ائین»از آنجمله افرا دخوب"وملت وو طن‌نجیب عز یز چون بهشت بر ین خو یش » ختم مقال عجز | شتمال میورزیم. زنده باد» پا ینده باد» دین سبین سربدی ! ۳۴ مقالاث محمود طرزی قوی و در تر قی باد قوای ما د یه و نو یا مت اجب بحمدی(حر ) ! مخلوب و +تهور باد د شمتان د ین و است و مات وو طن چون در مین . آمین آ ین آ مبین | تجاه حشرت سید المر نناین تا الیتا با رب العلعین ! > 2 ال هشقم - شماره م- م ۲ عقر ب ,و ۱۲ زد ره حجخگث جها ای تحت عنوآن«نتیحه»- دقصد جنگ عهومی«علو مگرد ید , که از آغازبرای سسئله پی آبرديسم که باوچود ایتیمه پیش قدمی وفتوحات عفليم‌الشان ارد وهای متحده «باز چگونه يك حاصبل شدن«صلح عمومی »و«ترك سثلاح عمودی»بود ! ۱ هیچ کرامتی بظهور آسد, که بدون يك سیب»عاوم ويك کمکی مقهوم, غالب مغلوبو مغلوب غالب کردید ؟, . . . . .اینست که قراردادآخرین همین است ک* عرض شذ ابا حر ص و طمع , یکث درد بی دوائیست, وجون اساتها بآن تُرفتار آیند )آغمه‌چیز ها را مادون متفعت شخصی میدانند.لهذا از همهاين انسانیتها و صلح وصلاح؛انسانها چشم پوشی کرده بءلیون عا روپیه خرج اخیر عای رات را*از چهار طرف بریدن»انواع خبرهای‌دروغ ر نشردادن» از چنان کار عالسبت که بجز بسیار جسورهاءدیگران‌برا جرئت‌نتوانند ! ۱ . بعد ازین» آیاچه خو | حدشد ؟ اسیرها , بحرهاء برهاء آژاد»دلشاد» آباد خو اهد شد, همه ملل و اقوام دئیاءبا یکدیگرمزجو جمع خواعندند , تست تچ مقالات محمود طرزی ۳۹۵ مین بی ریل و تلگراف؛در تمام گره زمین باقي زخواهد ماند, به بحروبرءبخیر شر؛ به نفم‌وضرر» همه بنی بشر شريك خواهند شد.قیمتآفنکک هاء وماوپ های‌هاوزر و مارتین»به دوپسه تنزیل»و قیمت‌قلم های‌خود رنگگ خیلی‌افزونی‌خواهدگرفت ! ! کرة زسبن .مس کن‌عموسی؛و آبادی‌آن هم وظیفه عمومی خوا هدگرد ید. خصوصمات وشخصیات هیچ باقی‌فهانده»تحا مد نیا بمنافع عموم ذدر خدیت خو اهندبست. آباد بها» ترقی ها بدرجه هی خواهد زسید: که بك‌وحب ز مین را؛د رهیچ طرف د:یاءنشیه‌نگاه بوم و غراب نخواهیدد ید.ذه تنهاخشکه ها ؛بیکه سطح بحرها هم با اوتااوباغه دای معلق»و چراغها وتافونها و تلگراف ها آباد خواهد شد.سیاحت ونقلیات»۱ کثر ار روی هوا بعمل خواهد آمد.سیاحت روی‌زبین»بدرجة بی آسانی پیدا خواهد کرد که رای يك قدری زحعت سفر ر اد بدن»خیال سیاحت دیگر کره وارد خواهدشد» چنانچه» کسرة زمبن؛عرضاً بار بار گردش شده؛همچنان طسو لا نیز بار با سیر و سیاحت خو ادد شد ا... سال هشتم - شهازه ده - ۳ توس بو ۱۴ ۲ ( صاح عمو می من است ؟ [ تحت فصل حوادث خارجیه مفال سخصو صه: ] از صلح عموسی‌چه کنی‌هر زهسرانی ؟ ای‌ذءع بشر»صلح نباشد به نيد ! از جنگ‌عموسی »سخنی گوی چو.حمود تا آب حیا تی بشمارندمدادت ! ر«پرا گنده » فی. ۱۳۳) ۳۹ مقالات محمود طرزی هرانقدر که خبر های‌صا عهوه الیشتر توا تر دیگیرد؛ این وال ها هم یخی ی دیگروارد خا طر میخو د ۰ - آیا صلح عمومی سمکن است # - اگر سمکن باشد ‏ آیا بچه صورت ,و بچه لیفیت ,سمکن خوامد ود ! علی | خصوص«-راج الا خیا ر اثفانیه» : له بسچ ذاء حوذ »ییا ید 5ه‌سجمم خبر ها باشد, ودرخیرعا کج و داوها کند ؛وبی غم خیردابه اوبردد عم آن حر رها اید بر يك‌طرف منحصرنوده :ازعر غر طرف برد :ونیزآن اخبارها باید اخبار های طر فين سحاریین باشد ءتاخیرها ففگرعا یه دو طرف جنگ کناد کال معلوم ردید:ءبرای مات عاجز کوشه شین :یذ رایع و+ضا بِ حود » کهتشنه حگر خبر شا شستند وپجز همین جریده وطنیه عاجزانه, | کفر بردمان ولایات واطراف «نواحی‌وطن غزیوها را, د یگر وحولهیی برای استخبار خیرها هم پیدائیست/, 45 پاین سمجها, و نایز اخیا ر تنها بر عهدة همین اخمار پرانکسار متحجصر بانده امت , له تا معاومات را اعبلام بتواند . چون ذرایع راسفتو: وسبدود نموداد, اخبا ریتجا ره بجر اینکه به طق طقی منطقی به استخراج »جهولات از سعای. ات »واستتاج کدام دعنوم مجهول مانده :۱ ز چند چیزسعلومشد»: کوشش‌ورزد ؛وچیزی چیزی‌بگویدد پگرجه خواعد توانست ؟ ۱ عالاء اقتدار نقود ونفوذ آژانس «روتر , را نلاحطه‌فرائید , کدتدهانه درسلك عای زور سود خسودش :که درر1 لاهسا بیس یرف | , حم‌چنان اجرای تائیرنفوذ توانسته , که‌در هر جا وعر سوضم , که کدام‌ما بو ر ۱ ز خد ا دور وجدان وایمان وامانت‌فروشی را در کدام سر کز داند خانه سلك عای بیطرف, بدست آورده توانسته است هماندم: بهرفسیله وثیراگی که بوده بد امش طرزی ۳۹۷ مقالات محمود آو رده ,وبواسطه آن , چزان‌آده‌کها سکتوبهای سر بیته لاك شده ر اکه محفظه های اسرار ولهذا نوایی عانم است؛» پاره وخوانده, وبرسدء" ها وسقصد ها علم آور ده,و بارآنرا بدیگر صورت برعالم شرح و حاشیه داده انت.. ایدها عمه واقءا تیشت» کذا ین حنکث ععوسی نابکار, بروی-" کارآوزدهد ز امن وقت, این صلح عمومی فبض آ؛ ر, آن را اشکار نمود.؛ حتی در آ-بین ,وبرشین که دلت های بیطرف است, وقوع ار نگونه حا لات‌را *بعضی حراید رکاشحه اند ؛ که العق انسان را برین قدر اقتدار وحرات حیران‌میسازد: ودرعین ز-ان» يك سرسشق | نتباه وبیداری "برای ناظر ها ی .ام پودتد خانه عای دولعها باید بشود: که دا "یماد ر مامور عایی که مقرر میکن د :ا راب وان ونامو س را انتخا ب بنند . اول فقرء‌یی کهسطرح مذاکره صلحیه‌شده‌است »با زخواست عمین‌قدر دروغها وپنهان نمودن حقیقت عاست ؛ که درسما لك د وت ود شمن : وطرف دار وریطرف؛ نشرداده بسها ری‌مرد مان رابا زی‌دا ده‌اند؛ ویواسطه‌ا ین دروغ ها؛وپنوان کردن ها :و بازی‌دادن‌ها بسی مطالب خود را که خلاف حتوق انسازیت ات پیش 3 » جا لآدکه جنگ۵ بزای «حقوق انسائیت, چسپید, وصاح عمومی بر محقوق انسانیت» آغاز میکند,لهذا, چدانچه جواب‌دیگر حق ناشنا سبها را بدهند : این حق تفای را که بد رجه بی عاری کشیده است »نیز خوا هند د اد ! حالا» باوجود بيخبري ازخبرها »برین سدعا؛ ک-یت خاسة جون‌بادسبا رابجولان آريم , که آیا صلح عدوتی سمکن است‌وا کر یخن باشد : بچه‌مورت وچه کیفیت سمکن خو اهد بود ؟ دربن حصوصيك <کمی د ادن « وسهکن با میرسمکن بودن‌آن را گفتن چند ان کارآسانی ۳4 مقالات محمود طرزی آحوهاشد. چرا که خن در عموسی بودن آنست. «عحو م» ند «خصوص ,م است‌متاا ۰ «افغا نستان, خاص است, نسبت به تمام دنیاء چنانچه المان ؛فرانس: امريك؛ انگلیز, عر کدام جدا جدا خصوصیتی دارند, نسیت بتعام کره ارض , صلح عحوسی که کفده شود , معتی «صلح کرةٌ ارضار را در بر میگیرد , یعتی صاح همه مال واقوام روی ز :۰ بخمال عاجزانة قاصرانة ساهم"چنین يك صلح عامی, درتمام اقوام‌و ملل ردی زمین , باوجود احتلاف رنگ: جدی «ربان:دین ؛مذهب خیلی‌د ور از قائون حکمت وخارف‌قواعدطبیعت‌میته‌اید تضاد ؛ونخا.ف «بعیت» دلیل یِکانه-تغیروس‌دل‌بودن آن «این‌عوا رض :غییر و تبدل‌اودلیل حدوث اوست؛ کهقدم «یعنی‌صفت جلیله قدیم بودن دات حق دانه‌وتعا ی جل وعلی راء ثابت وواجب میساژ د , در تمام موجودات‌عام طبیعت ۱ گر نظر ۱ :داز رت شوی ۰ بجزيك کیرو دار وجنگ وپیکار عمومی؛ دگر عیچ چیزی دیده نميشود "ویجز تضا د وتخا اف طبا یم ع-ومیت ,د کر هیچ خصو صسیتی بدپدار نمیگر دد , حضرت بو لا نا جلا ل ا لد ین ر وی : صا حب مثتوی معنوی ؛قد سس در ه العز یز , که یکی ازا جلً صوفیه کر ام | ست .ید خیر | لا نا م علیه افضل | (عبلو ات وا اتسلیمات میبا شند , د ر کتا ب خود که لب لیا ب, م۱ لکتا ب را ؛از رطب و با بس کا ثذا ت شرح و تفسیر مید هد ,درین سدع چنین زغعه سرا کردید » فرمود » اند : اینجهان جنگست , چونکل بتگری ذره ذره هچو دین با کافري آن یکی ره عمی برد بچپ وامد گر سوی یمین اندر طلب مقالات محمود طرزی ۳۹۹ وت تست ذره بی با لاو آن دیگر گر ن جنگ فعلیشان ببین اندر رکون حنگث فعلی هت از جنگ نها ن زین تخا لف آن تخا اف را بد ان جنگ‌فء‌لی » جنگث طجعی جنگ تول دربیان جز وعا حر بیست هو ل ایذجخان ,زین جنگ ها تا یم بو د د رعناصر دیدگر تا حل شود هر ستو نی اشکنند ء 8 کنو استن. آب ا شکنده هر شر ر پس بد‌ی خاق بر افد اد بود لا جرم جنگی شد | ند رفر و سود این کلام حضرت مولا نا عدیه رحمة|!-ولا » بزبان شکرنشان روحانی بیان خود از اجزای فرد به‌ذرات کاننات »ازنقطه نظر حکنّت و کیمیا : ند یت وسخالفت را در تمام اشیا ی‌دنیا ءچنان‌عموسیت داده ,که قام نود جهان رابرجنگهای‌فرروسودي له‌ازین تضماد وتخالف بعحل میابد, کم قر مود: است : بازد ريك جای دیگر ,این خن چون گوءر راءبه,اینصورت بیان سیفر ما ید: زانکه تو هم لقمه یی هم لقمه خوار آ کل‌واً کولی ای چان هو شدار برغکی اندرشکار گرم بو د گربه فرصت یا فت. او را در رنود آ کل وما کول بود آن بیخیر زشیکار خط منیا د ٩‏ گر کر حشیش آب زا اي بیخو رد معدم حیوا زش د ر پی میچر د آ کل وبا کول آمد آنذگیا ه هبچنین هر هستی بی غیر | لاه این فرسوده های حضرت مولانا ؛ندس -ره العزیز راد ر چنین موضعی که بحث از سمکن بودن ونبودن «سلح عمومی , باشد ,وحل آنهم صرفبنی بر قبا س وخیالات باشد ,وخیال س ازحماه آ کل هاوما کولها باشد ؛ که يك‌خیال, خورند ه آن دیگر خیال باشد , تبر کا درقید تحریر آوردن "اگرچد ازجهت | یکه قار ین کاب رنه حِ ازستدبه وعنوان مقااه منتطربه نتيجه آن سیباشند وسر محرر بیای سنوی خو انی را گذاشته, زايك درحه دو. از موذوع مو عاید ,ایا « مقاله عاي مخصوح , چون در حد ذات خود :دك مخصوصیتی دارد ‏ که‌در د ایرة غمال‌حد خود ءنابم يكاجمال سیاسی ,يايك سقالف ادبی یافنی نبوده ,د رعر موذو عی که عنوان‌افخاد ک داز هرعرچیزی سثالی ,واز هر تخیل دك‌خیاای توه تی‌آورده بیان‌فکر--یاید , ممکن اب" کهآن فکز ححیح بر آید ! زغی سراد ! نه براید , خهی قوت آاتنلی وبا ذو ی‌خیالات دعر ی بنیاد ! طاثر خیال تمز بال بمی اوباب کال , باز برهمین‌نقط منحصرامت ؛ که صلح عموسی ملل روی زمین سکن نیست ,واگر معکن باشد ,بصورتیسکن خواعد بود کهزضا دما وتخالف های‌رنگی جنسی *زبانی*دینی*اخلاقی "عاد اتی ده بر رف کردد , لهاین همريك چیز بعید الا حتماای شمر ده مشود , اختلاف طبایع ,در عالم نوع ایسانی ,چنان عام کردیده , کهآن اختلا فرابه انحاد دعوت کردن,طاب محال کردنست. (در کتاب ,«ازهردهن سخنی ,وا ز هرچنسحنی , کهاز آنارقلمه عاجزانه‌است "درین خصوس ؛يك با 2 +سیا ر شاءرانه وفلسفیانه خونی درج است ؛مطالعه آثرا با اخاصه یو صیه وسفار ش ميکنيم, حتی بمیاری از یلسرفان , پناه رفح وازاله این بحال راء مر | گر چه تا يك در حه قریب الا حتمال تصور کرده باشند :اما (الکسا ندر-»اسکر)*نام فیلسوف بسیا ز سمشهور المان, 4 با کلید حنگد کویا قفل در صلح راباز گرده است" بر ین دس له حجج قطعی داده ؟د ومحاون 4 موحود بت د رعادم وِ حود ؛ خواه دریوا ده خواء در مقالات محمود طرزی ۳۷ انسانها :پحز اینکه یکی آندیگر را دفع کرد «حایش را بگیرد "ویگی آند پگر را تلف وبه اتلاف آن حیات خود را بحافئله کند »دگر صورت ندارد, ودرین خصوص بك نطق بسیار بلیغ وسشهوری دارد» که در دارالمعار ف شهر « فر لبود غ, و ریما عیوی,ایراد وبیال کردهءاست ۰ که از همه حهت لایق ترحءه و مد ار استفاده سیباشد . ولیکن » پیش از آنکه به تر حمة آن آغا ز کنیم»هرگاه ا نتظا ر قارئین کرام را خانعه داده : ازسمکن وغیر محکن بودن همین صلحی که هدین جنگ روجوده با ختم داده است ۰ بحثی برانیم ؛ بسراق اهل مذاق"بهتر خدست کرده خواهیم بود . اکر چه طرف دا رصاح عمو می نباشیم ؛ولیکن این صاح سوجوده را" که ازنتیجه متار که پوقوع آمده:وتواتر پیدا کرده آست ؛د وگرما کرسی‌بمکن| حصولی سییا بیم زبرا, جنگث یاک چیزهت که آخر ننیجه آن برصلح/ کردنو یا سرا-ر عدم شدن وا زد یار هست ی کوچ کردن».نجر ميشود, یکبار تصورشود که از آغا زحنگت تابحال ؛چقدو ها ذفغه‌س "وچقدر هامال‌تافخدهاست؟ حسسابا ها در بتو قت *از قرارصحت کامل»بدست ثمی آید,سگر بعد از صلح : کسجادات‌تاریخ این جنک هشت‌اورنگگ ر ستخیو آعنکد,: ر"یادی عالم متداول گردد . درین چهارسال کال»عمه دوات عالی که پجنگ د رآیده اند» آنقد ر صرف‌قوت نموده اند, کهحال و مجال برایشان باقی‌نمانده است. بعضی خسته وشکسته ‏ بعضی زده وزخمی, کسانی ذلیل وحقیر»ویگانی سرامر عدم ‏ یائزد يك بعدم شدن رسیدند» که نقطف آخرین جنگ هم همین اسث. حالاچون بیشد پشیم * که آیا این حنکثر | چون جرک ععوه‌ی نام نها ده‌اند؛ لابد ۳۷ مقالات محمود طرزی اک عم آثراهم سلح عموسی باید بگویند.ابته !زیرا,۱ کثر ملل ودول روی زمین یا راساً یا بواسطه؛ بضرر و زیال جنگ شرا کت و علا قه بیدا کرده اند. پس چون صلح, شود, هیچ شبه نیست , که تاثیر آن برعموم مدل کمو بیش شمولرتءیگیرد. لیذ ,چنانچه جنگ جنگ مومی گفته‌میشود, صاح را هم صلح عموس یگفتن لازم‌می آید , هرگاه,مذا کرات این صاح عموسی هما مذا کره‌عا و همان ساده ها وفقراتی باشد, که ث بال پیش ازین معارح مداظره تده بود :احق که این صلح عمومی , بمنافع عموم پتی بشر مصلح خواهد بود» زیر ! چیز-که ما بیاد داربم, آن سا کراتی که‌از طوف خبر خوا ها عالم انسائمت, نه از طرف حریعال خورالك حقوقیا؛ساثیت؛ موضوع بحث شده بود ؛چنان تصور ها وخبال‌هایی‌بود, که دئیا را آباد؛دلهارا شاده عر دس رابحقش قانع "وبر حقوی غیرش از تجاوز سانع ییات + هزار اف وس که د شمتان داخلی:و تضاد عای اخلاقی ,آنچنان تصورات و وخیالات را چنان درسدو کردن بود» که امید های شعرین و رنگین خیر خواهان دنیا رارسه. وهبا بینعود.۰ط - م - ع» ام شکم کاوالت های خا ك ها و نقوس هاه بر چنین صلح قناعث کارانه,آیا چسان راضی میشدندی؟ ار رای میشداد.آیا از خرانه حای لایفنای‌هندوسیان» از جنگل حا «معدنها و تفوسها ي‌افريقا» کانادا:جزا بر الهند» اوسترا لیا .و اقصا ی غریها و شرق عا,جان مرف زفار کرده آن ملكها رابرای خود ملك دارهای آنجا هاءبابددها و معاوات ماءواگذار میشدندی؟ تنهاهد ولت هایس ر؟زی او روپاء بودند» که‌آن چرزها را بد رجغُدیگر سالك‌نیود ند وبان سبب, یعورت حدی و صمیمی, به آرز وی خیر خواهان نوع بنی بشر * تبعیت میته‌ودند؛و میدپدزد که دیگران در میدان وسعت‌دادن سلك؛» و محو واتلاف‌نمودن مقالات محمود طرزی ۳۷۳ نقوس؛ چها ر فعله میتا زند, و صلح وصلاح, و غیر مسلح نمودن دیگرن را از سلاح: محض برای منافع شخصی و نفسی خود میخوا هند.علی| ایخصوص که؛چون تقسیم مالك اسلامی, از طرف رئیسر ائتلافیون»در میان آورده شده» رفقا و دیگر بعضی ها رایگان لقمه های شیرین و چرب نشان سیدادند. د وات آلماذرا؛ بجز اینکه«از صحن خانه تا بلب با م از ال سن- از بام‌خانه تا به ثریا ازان تو»گفته"ححيه دار بسازند, دگر چیزی نبود ! این دولت» چون تمام در وسط اروپا واقع :و از هر طرف بد رررفتل برای توسیع خود ند اشت, بلکه روزبروز در تخعیق وفشار هم میشرا مد!پکار خودحیرال سائده بنظر دهشت و حورت, بسوی این هنکامه ها نظر سید وخت. هرانقدر که تضیقو فشار میدیدند ؛بهعان مرتبه عام و حکمت, در آنها انبساط و کشاده‌گیگرفته » ترقمها یه و فنید؛ و علی الخصوص ننون عسکریة شان بدرجه محیرال‌قولی بیش هپزفت حال آنگه, برای اینهمه صنایع بدر رفت هالاز م‌بود؛ تا آنهمه‌معمولات صناعیه خودر | بخرج ر ماندهید رینتخصوص هم دز پیش روی بقاصد انبساطیة خو یش؛در هر طرف دنیا/ بسی پسانعه هاو تضییق هاهشا هده‌س‌گرد ,یلا دولت انگلیز؛ همان رنگگ اشیا ومبئوعاتی را که بسیار ربح وسود در ان برای آلمان نباشد» وادنا ضررو د که بعنایم تعودش یعنی به کار خانه حات لند ن نرساند»آزاد,و دیگر زار حا چیزرا؛د ر زیرا زا رگو نه ید و ا نداد یی ورد * فلا درحا لیکه پر ای لقمسه ربا ني‌ها ؛ روس »فرانس »چهاردسته کوشش میور ز یدندء‌یگان (قمه های کمتر چرب و شرین به المان و اوستریا, مجار متان‌نشان میداد ند. وآتراعم نه بصورت‌فعلی وعملی » چون خود شان ؛بلکه به بعضی و عده ها و و عید ها ی‌بعیده احاله مینمودند» با این همه ۳۷۴ مقالات محمود طرزی حال حاء از «صاح عمومی » دم زدن را» المان بلکه تما م عقلای زان » بل تتا ب پر حجاب‌دو رنگی پر ثیرنگی میدانستند, دران ائنا بود که »يك سئله مهمه دیگوی راءم‌دپیلوماتهای پارلمت‌های اوروپا, به پيروق, بعضی زجز خوانهای که براین اسر اصرار میت‌ودنده تاقرآن‌و پیروی قرآن بدنما باشد, دئیا آباد تمیشود »(حاشا! !) تعقیب وتطبیق کردن‌سیخواستند ! یعنی برای لقمه ربائی * خو شتر وشیرین تر از مالك اسلامیه؛ خوانی‌وااوانی نمیدیدند, این مه ربائی‌وا "دربین خود باه یعنی‌اهالی تصرانمه, بك تشبو اقهام بسیارمقدسی برقم دادء ,درف‌عدها »گروه عوام الناشاروپا؛ ازظل‌ها وجورهای دولت علیه عشمازرد : و عادتها ورواح عای بدس,لمانال روی‌زشین , به لکها رقم رساله ها؛ وجرید.ها و کتابها نشر داده, وپر و پاگندها کرفه , عمهافکار عااج تحوانیت راء؛ بر علیه عالج اسللاسی ؛یعثی برضد ماما نهاا بر می‌انگمخنند, 45 یگا.ه حرئومه های فساد, نشر اینگوئه عذیانها, عمانا سیسیو نر یا میشیر عا بودند, وهستند , که بگروه رعبانیه یکی از گروه رهبانهای حردو لث موب بوده ؛ و میپاشند, آبا میسیو ر های کروه رهبازیه انگلستان» در یتخصوص از همه‌گان گوی مبقت وا ازمیدان در ربوده‌اند ! قارئین کرام ما ,این رابخوبی بدانند» که‌این سبشله برانگیزاندن تصرانیترا بر ابلامیت؛ ود دگردینهاءيك کاربسیار عمده ومعید پواتيك دولت های اورپاست» که بواسطه همین وسیله, بر ممابك اسلام‌و هند نشین من د نیا ؛ !ام استعما رویا تاسیسات ناقعه پسعی بردمان پیسروپا را که در قطعه خوردترك آوروپا جای نمیشوند سوق و تین دادء میتوانند این سئله؛ برانگیختن رابواسطه حععیت های بسیا ر توانگر گرفه رهبان ۲ بل رحه یی پیش بردمازد؛ که زه دغها تصرانیت را پترعلید عالم ات (لاسیت مقالات محمود طر زی ۳۷۵ بلکه خود اسلام های‌راهم که‌نفوذوحلول درآنها کرده‌توانسته اند, برعلیه خودشان‌ینی برضد مسلما نی ؛ به بر | نگیختن کا میا ب آیده اند,معال سیخوا هید ؟ بصد عا ! در تقسیم سما لك اسلای که‌بسربمیز هاي سنگین روی باهوت ساشی نقشه کشیده میشد, همان پارچه عای چرب‌تر وشرین ترم مال همان‌هایی که‌پیشتر از همه در بجر وبر بحالك خرثك وتر میبود ند شمره شده, برای‌دیگران ) چیزیکد مجماند , آنهم برآن شرط متوط میشد, کیالابد» دريك چیزی‌خود آن دردا نوشان هم شريك باشندم علی الخصوص شرط اعظم اینکه, درتللآ زاد و سقله ایشیائی م رکزی بغیرازدو جهان خوار ,دیگر هیچ کسی را بقدر ذره مقداری هم حق نباشد. اینراهم بایدادانست , که این برانگیزانیدن و بر انگیختن عوام نصارا را » بر عموم‌عالم اسلامیت, اولاننها برد ولت‌علیه ععبانیة آغاز بینمود , جونکه رعایای دولت مشار الیها/, | کفر از سلل مختلشه نصازا وسسلمانان, آنهم اثركك وعرب و کرد وغیره اقوام مختاف الجنس تشکیل یافته بود, کهبرایا پیش بردن مقاصد؛ يك‌زمین مداسب وموافقی بوجود می‌آو رد.بهانه‌یکانه بر انگزانیدن هم همین بود * که ارض مقدس و سلت بمقدس, یعنی امالی نصا را راء از ظلم هاو شیاعک هایعوما نی بر آورند. و دئیا راء بزعم خودشان »از شراینچنین مردم "وحتی که کویا د شمن مدذیت وبشر یت عستند ,وارحانند. وچود یکبار , کاردولت عشمانی راتمام کنند, الپته که دیگر ها خود بخود تمام است. , بلی | تمام کردن دولت علیه عومانیه» برای‌آن سردمانی که دريك وقتی اگر کدام شْتی سزین با بیرق هلال و مشتری "د رکدام ماحل باك‌شان‌و ارد میشد»مسلما نان آن سر زسین ز ینه عای‌آن کشتی را بوسید ه بر ای زیارت آن کشتیبالا میشدند, ۳۷۹ مقالات محمود طرژی از الزم لوازمان تانون: حفاظت‌آن مالك شمرد ه«سيشد. ازین بود » که چنانچه از يك طرف‌عالم [عبرانیت ز | بر اسلام»پنام دین بجوش سی‌آورد ند؛ از طرف د یگرءدر تخییقات امتیازات اجنییه وقونترولها, ودیونها, واحرای‌نقوذ عا , وبسی چالها ونیرنگها ؛ در پیچاب واضطراب داخلی اش افز ودن,وبه آن‌وسیله روز برو ز از اعتبار خارجیش در کاستشس 1 تترل دادن «درجه‌یی که اکن باشد اسعی‌و کگوشش عمیو ر زیدند مستله «روم‌ایلی شرقی » مانند يك‌داغ ناسوری , هرگاه و بیگاه موضوع بحث کرد ید ه» آخردد رجف رسازیدزده که‌تئها یك‌ناسی‌از عشمانی درآن بوده دیگر دمه چیزها را خوذ گرفتند, اینهاء عمه تدار کانی بود که‌برای بیرون کشید ن ععمانی را » از اروپا دیده بیشد , چهباید کرد ؟ باید پو آید ! یکجا ؟ به آسياي صغیر بایدرفت , حالانحه آسیای عهمانی ر! نیز »ازقرار شرایط موسایط , یعقدرات حواله کرده, هدد امتیازات سود آور آثرا روس میخو است بگیر د . درین تقتسیمات و سمقدرات نیز» برایالمان »حصلء های‌بسیار خشك و غیرسغدذی آفراز میگردید ,«موازنه دولیه»نیز ,رو ز بروز بچدان حساسیت‌وبار یابیتی میرسید» که اگر يك نخو د چیزی درکدام کف ترازو بیفتد ؛ نقد ريك فرق معاوم داری ید | میشد, که حهت مقابل /هماندم بتدارلك برابری آن؛ ؛چهّا ر دست‌اهته‌ام باید عمیکوشید , دوات ابتالیا » و دوات‌ت رکیه, دوسنکی بودندء که.ند رات‌وازنه ازآن‌بحقبقت مجد ل میشد . کفه رو س, فرانس انگلیز, بمیل تمو دن ایتالبا, بطر فشان یکی یکبار آنقدر بالاثی گرفت» که غثر اصلی مناععت بوازنه, یعنی عاسلین صاشت مقدرات دنیا؛ وقت و هیام رسعدن فرصت را بر ستاقین خود, اعلا ن نهووده: پر عمر دساید نمودن ‌ مقالات محمود طرزی ۳۳ ملت سباحه الحان و پاك ساختن جهان را از دوات های مسلمان » بیمحا با اقدام و رز یدزد؛و بواسطه يك قطی کبریتی کهبقممت روبع خرح يك ثانیه جنگث بد ست آورده بودند ؛ بقدل نا حق و ناروای يك ولیعهد رخید يك دو لت بعطهه با شرف و ناموسی؛ نایرة جنگ را در دادند. دواتین متعلین آلمال» اوستر یا ؛»جارستان» تدها به تدها؛در مقابل دولت های معظمه سنگین وسه‌کینی/دانند ر وس پر نفوس؛ انگایز از دنیالرریز »فرانسیس‌عسکر و سلاح‌تاسیس» بلجيك به‌آتش نزديك» مقاوست‌و توانائی ورز ید.» چنان کارستانهائی نمودند, که تا به ابد)در صحایف تاریخ یادگار خواهد ماند. یکی آنکه آ لما نها ز يك ءصر ؛ یکث ونیم عصرع, که رو به علو م و فنون نهاده اند؛ اول‌چیزیکه نظر ارباب نظر وفیلسو ف ها باخبر شانرا حلب کردءحکمت و فلسفه اسلامیه بوده است؛د رین خصوص‌دیگر هیچ سلتی‌با لد رجه پیشی‌نگر فته است . چون نيك نظر شود »درامورعسکری‌و< کعتءغیره نیز » در بسیاریا ژچیزها؛ حکمت سا سیه و فلسقه اسلامیه را »پیشنهاد اقدا مات نموده‌اند ,دو ات اوستریا مجارستان ؛ بسیب محاربه های متوالیه» که از یبال ها در مابین دولت علیه عمعانيه و دوات مشارالیها در حریان‌آمده بود»و مناسیات‌و بعاسلاتی » که پسیپ همحواری از سال ها باهم داشته اندء خوب به احوال همد یگر خود با خبر بودند»لهذا بر دو اسید بسیار قوی وهتینی براتحاد و دوستی دوات عشمانیه همال‌دولت عشمانیه» که‌از طرف حریفان تقسیم‌و به این دو دولت کم ترحصه از آن نصیب‌شده بود‌قرار دادند: یکی امید قوی آلمان بحقیقت کلمه توحید مسامایی»و دیگر اینکه شجاغت فطری؛ و موقم بسیار با اهمیت مما لك ثر کیه, که عتب آلمان و او ستر با را نسکهبا ی ۳۷۳۸ معا ات هم<مود طر رز ی سس موکرد» نیز ازچتان‌بدد ها وقوةا للهر عایی‌نبود » که ارزان‌ورا یکاند یده‌شود, دو ات‌علید عدمانیه ‏ آگرچه‌سانند گوسفتدی ازهول حان بطرفگ رگ دود بطرف دوستی انکلیز: سیب !سیر چیزعابیشتر تمایل‌داشت ,اما انگلیز ءچون در قابل او ایتالیارا باخود يا رحاخ:ه بود ,وسات عرب‌راغم ازوقت‌ها ی وقت , خوب بخودآی:) کردهو براحوال روحیه د یگرسهادانها هم خوب آ کا عی‌حاصل کرده‌بود, ازان رو ایتالیا را چرب ترمیدید, اینست که چنگکتد ,ودروقت حاضر برای‌صاح کردن‌ستار که همماعلانگردید. واقعات| خیره چنک‌را, که چگونه متار که‌مو چکو نذا درس لحیه شدمو میشود , سانسورانگلیز .برایایبظرف هاش ازخبر های لاژم الابر اد خود شان » چنانسد ویندنموده که بغیرازخبر های منتش رکرده‌خودشان, هیچ ون خبری» که برحقیقت سبلی باشد,ودرذهن های‌آرباب مطالعه‌شع‌تول ودل‌نشین کردد ,فه‌میده نمیشود, کهانشاء الله, بعضی خیره‌ای تاگرافی روتررا,درذیل , جرای نمونه درضبط قلم‌سی آریم بتا قارئین‌گرام "تضادونخا "فرادرالا خبرعا, مااخظه‌فر بایند , حالا سخن را براین‌خا تمه بدهيم ء گه‌آيااین صبلیت؟ مان صاح غمومی ایست که عثاز وفضادیعا (م انساثیت» آذرابرای رفاه‌و-عا دت عموسی پنی بشر» وشاد ی وآزادی بحرو پرتاسیسو بتیادد ادن میدواه‌هند ؟آیا چنین یکث حیلحی خوا <د بود ؛ 5سا سور «7] نون تحفظه هندا تراد رفکر عاء وخیا لهایسا بعورت-قت شازدا رازدادیان. ذشرمید :2د ؟ هرکادشق اول؛ یمنی«حطلح عحومی "عالم اذسافیت باشد ذهوالحراد و النعمه ! فر کس که انسانسته آثرا اخوا ها وبرایحصول آن‌دعاخو انست»اگر چه‌آنهم‌سانید بحال ات , عرگاه‌بصورت‌شق تا نی باشد :د رات حال , آذرا وصاح عحومی نبا ید کنت, باه «صلح مقا لات ۰ -<مو د طر ری ۳۷۵۹ خصوصی» بایدگفت, که تنهاد رسابین یک‌چند نقر لقمدربایان ءجها د‌خو اران برسر دسترخوان تقسیم نمودن عاجزان‌پیش آمده‌است . اینست فلا کت‌عظما یی که جنکث و الی‌الابد ,دربین بنی نوع بشر دوام خواهدد اشت. شش‌سال پیش‌ازین "سراج الااخبا رافغانیه ؛دریکی از علاوه‌های خود»چنین یکث بانگی براورد ه‌بود. بغنو پدایدوستان, این ماجرایغرب‌وشرق عبرتی‌گيرید, ازاسرارهای‌غرب‌وشرق شدطلوع آفتاب! زغرب وشن ذزد یک حشر فاش‌گویم‌سن ترا, ازرازهایغرب وشرق آفاب و غرب وشرق وحشرمیباشد ر موز فهم‌سعنی کن, چوهست ی آشنای غرب‌وشرق وقت استغفا روتوحیداست, ای‌اخوان دین متحدگردید» د روقت غوغایغرب وشرق تاقام‌داری بکف«محمودطرزی» درسخن آگهی‌ده‌توم‌را, ازنکته های‌غ ب‌وشرق «و ماعلیناالا البلاغ المپین»(اد بدا رفن ,صحیفه +۳ فی/ ۱۳۳) این اس تکه د رشماره پشجم سال, خود» بازآنر اقذ کاروا خظار نموده» بدرگاه محدث وسوحدعظيم قدیم لا یزال کائنات» برای صلح وصلاح عمومی عالم انسباثیت» مثاحات میکنیم (انقهی) . ضر و رت عنه‌اد به نفس شرفیان سال هشتي - شماره م- ۲ عقرب ۱۲٩,‏ خو د ٩‏ بینی ؛ بیگا نه بیغی ! [ در قعل دبیات بء‌دازاشاره به لطیفث کحال خجندی « که آن بیچاره خود بینی ندارد»را دربارهٌ یک درو یش ببر یده لین یگفته یود و در کذاب: از ءر دهن سخن» آ ددم در معفی بر عکس, دٍعنی«از خود کش بیگا نه پرور» می‌نگارد]< , - شر قیو نا ما از عبر عا به | ینسو عرچمزی را از غر بیون د رده و بافتدازد, واز خود را سراسر فوا موش کرده‌اند, بحال بسیار بیچازه گی ودر ساندگی افتاده‌اند. يكآدم شرقی, هرقدر با فضجل و کمال باشدءبازهم در بیش خود شر ق هیچ اعتباری پیدا نعیکند , همین که غر بی شدبا اعتباروذی اقتدار شحرده میشود.| گر یکشرقی» د عوی دپیلو ما سی دا کتری؛ سهند سی و غیره بکاند بد عدش میزنند ! چرا؟د یگر غیج چون و چرا نمیخوا دد. ححینقدر کافی, که غر بی نیست! عرگاه یک غربیبی‌ادبی کند؛ عین ادب» وا گرشرقی با ادب باشد, عین بی‌ادبی‌شمرده بمیشود. غر بی؛ و قتیکه در يك مجاس کل ن بیا ید پای بر پای گذا شته, بچنان طوولا بالیانه می شیند, که یکشرقی, در پیش آنچنان و قعیت حیران سیما ند, اما مقالات معمو دطر ز ی ۳۸۰ پستد بده است! چرا؟ زیرا, ازغربی است. وهر چیز غربی زا«الافرنگه» با ید داست؛ و ژقلید با ید کرد, رگاه یکشر قی, مهند س شود و بشر قیا د خود بگو ید که ۰ « من مهندسم» اولا" باور نمیکنند:شر قی و مهند س شدن اینچه سخن | مثلا" بر مهند س شرقی‌این عدم باو رکردن گران آ مده» در خصو ص | ستفا ده از قوای طبیعیه, بقوت و قدرت فن ريیاضيه هید ممیه : برای فوا ید عامه»يك نقشه وبلانی حاضر میکند» ازهمه‌جهت مفید رعقول خوب دیله مرشود . تحیتینها آفر ینها بخروار هاء ممینکه‌بجاید متخط رسند,ونام کدام شرقی- که اند محمد | حدد» ابو بکر,علی؛ جمال حسن واءثال آنها با شید خوانده شود, آن نقشه و پلدن؛ درنظر شرقیان؛ هماندم از قیمت ساقط مشود م ژیرا نظر شرقی» در آخر کار منتظرآن مییااشید کهنام چلیبا وارمعکوس الکتا بتی‌ببیند: که بنامهای غر بیون لتسو ابا شد. هرگاه کادام شرفی ء برای‌شرقیان خود , ار زوی سیاأ سی > یا علمی » يا مصا لح عا مه کلام تجو یزی پیش کند ء میخوا نند » سی اند یشیدء از همه جهت معقول مقبو ل !,پا زیر پنشد که: آیا آین تجو یزاز طرف کدام شخص پیش شده؟ در صف نءال يك شرقی زشان داده سیشود, بازسکو یند. سبحا ن الله ! فلا نی کك و اینچنین چیز ها ! ؟ چه سخنان بیجا! چه معا نی مبهم پادر هوا ! نی.نی بابا! سرا سر بیقیمت وهم بی بها ست 1 .. شرقی ء اگر بيك مرض سخت د شوار درما نی گر فا و آ یدء اما بحذا قت و و سهارت کدام دا کتر شرقی صحت یابد , بازهم آنرا باور کردن نمیخواهد ي وبهمینقدر تسلی با ب میشو ده که بگو ید, خا نه فر تکستا ن آباد اگرا ین شرقی راه آدم» نمیسا خت ع کحجا بما فا یده میر سانید ۱., ۳۸ مقالات محموذد طرزی سال اول ب سمارة ۷- ۱۵حدی ۱۲۹۰ | د رزیرفصل :اد یات» تحت‌عتوان«خبوطن ,نله ی‌داده شده‌وضمن آن‌آسده‌است؛ 1 «. ..ای‌هم وطنان دانش‌قر ین»وای؛ همعلتان همدین وا ین ! ایا بامیدائیم که‌وطن خود سائراچرا دوست میداتته باشیم ؟ اگرازحه سیب شای بیشعا رآن؛یگان یگان؛ بیان کنبم میبایدازعمکائثات‌سخن بگوئیم, زیرا کائدات سا وطن است. بوحودیت مابوطن وابسته است. مفصدا زدوست داشتن وطن تنهاعبارت ازدوست دا شتن خالو جوب ومنگت ومتوه وباغ وغیر ه نیست؛ بلکه وطن +ودرادوست د اشتن است, شرف‌وعزت ملیتا موس خود رادوست.د اشتن است , آزادی خود را دوست‌داشتن است ار مه مه مه وطن هدیهسال‌ششم شماره ج ۲؛ . سرطان ۱۳۹۰ تام رساله ایست که » بااین نییخَة م۲مین صراج الا خبار افغانیه بتراروعده همه‌ساله ؟هدية لاناظرین *تقدیم پیشگاه مطالعه قار ین میشود ! مااین رسا له را؟ بسبیی کداسم متدس‌فطن فزانست »اززوی)شکستد غسعی تواضع «رسالة ناچیزانه - یاهدیه حقیرانه » گفته ننیتو انیم ! مقصد از تحریر ابن رساله " همین است کدباردا بارسراج الاخیار افغانیه » درین‌شش‌سال؛ ازحب‌وملن وقدسیت وطن» وجان فداساختن درراه محافظهٌ وطن؛ نظاً ونثرا" بسی چیزها درج نموده است . بريذهم اسید کامل دارد * که نسبت بسال اول » درین‌سال ششم؛ معانی دانان کلم وطن؛ و دسا غهای متحسس بحب وطن *به‌قدر ب درجه افزونی گرفند ناهد ۱ مره اما ؟| ین يك هیچگاه بخیال وخاطر هیچ کس‌پایدنرسد, که (لاسمح انتء »لعیاذ1" بانته) ملت دعظمه زحیباه ما " قیل ازسر اج الاخبار افغانیه 1 هیچگا ۵ (جب فطن ۸۴ هقالات محمود طر زی بتحسس تیوده اند "وحالستحسس شد‌اند ۱ ! صیحادف داریخ افعانستان را مطا لعه فرمائید ! بیوئید » که‌چه صییفه های د رخشان حب وطنی بشه‌انشان میدعد ! که هريك‌را باب زرندرسیته وحگر "ودر سفزهای مربیاید نگاشت ۲ آیا دف بار * يك دولت اجنیی غیر دین‌وغیرجدس خود را »مات بهادار دیندار وطن دوست معظم‌ما ؛ بجرسلاح حب وطن ؛ اشد ترین اسلحة حفظ وطن است ؛بدیگر کدام اساحه دقابل بالمثل ۴ دمن خوواکشیده توانسته است ؟ بر کوه‌های سرنیز ؛ بايك شه‌شیر تیز درزیرتوبها و تفیگها ی‌آنش ریز؛ آدا ابجدحس دین‌ووطی * کدام چیه آنها,۱ دوائیده دشهترا سراژیر لموده ؟ این « حب‌وطن ۰ ؛ خلقیارنظر تا د و,خمیر مایه سرشت مات افغائیه * مودوع دت قدرت شده‌مانده آست ؛ويك چیژصضعی عاعی, نظری ذیست .قعلی؛عملی»معتوی یلچیز یست , مقصداز ددرجه افزوفی یافتن| ین است: که درزبانیای ملی ما تا بحال چون«حب فطن بنأم» ثه یلك فقره‌تی د رقید تحربو آبلهز و بعبورت حدی‌ازان بحگی درمیان رفده »وجریدوطنیه افغائیه»«وطی وقد نیت آنراآزروی عم وحکمت جهت نظریات آبرانشان داده‌است , که سد عا ازافزونی پافتن :دما غهای متحسی بحب‌وطن ؛ افزونی یافتن خوانندگان سراح الاخبار اقغائیه است ! دردلما " همچ چیزئیست که ازجهت نظری-یعتی که‌علما بقراشت خوائده‌شود.- وارجهت‌عمای- یعنی که‌فعاد آن رایکار بیرد-خالی وعاری باشد ء حوت‌عمهلی‌حب وطن » همااست: که‌سلت تجیبذ ما آذرافعلا بار بارائباتکوده‌ائد جر ید 4وطنیفتان: بر اینکه ح<هت نظاری حب وطن را؛بدلایل عقلی 0 برا شین حکمی » دجا دعاث مقالات محمود طر زی ۳۸۵ فلسفی * جاوه پیرای انظار قارئین کر ام هموطدان عزیز خود دا رد » د کر چه توائد ۱؟ گرپسند افتد؛ زهی‌عزوشرف ! بسم اه الرحمن الرحیم د طان معا نی مدنوعهوهحا کمات حکمية آن بکد 3 کلمه عرض در هرد پعد ادای ماوحپ ‌عامنا ‏ عصرعصر ترقی؛زسان زان تجدد ونوی‌است . اینعصرئو » ازتار یخ بکار آوردن قوت‌بخار :و اییعادقوة الکتريكآغا ز کرده‌است, این ده‌قوه,وتفرعات آنء اولاد اینعصر وزسان را * بسرعت وتیزرفتا ری‌حیرت بخش عقلها ‏ بشهراه ترفی»به بیش رانده‌است. درینعصر ءچه کارعایی "وچه صنایم» چد اختراعات و "چه آدسها ؛چهاخلاق‌ها چه اطوار هائی "وچه سخنان ؛چه کامات‌نوبظهور آمده ود رآمله ,ایست ؟ ! ازحملها لفاظ و کلمات نو یکی دمدهتدسه « وطن » است ؛ که قد سیت آن وزبان زدشدن آن :درسیان قو مها وساتها نیزءازمحصولات همین عصر نومیباشد ۱ اگرچه این حکم غاط محض است » که مابگوئيم لغت لفظ «وطن» نو وضع شده‌است "ودر اعصار سابق ۸ همچ نبوده» و هیچ شنیده نشده ا ست ء خر ! بلکه : قدیمترین کتابهای لغت را که‌ببینید» این کلمه رابه همین معنای موضوع آ ن ؛ درآن می‌یابید . اسا مقصد ما" ازئو بودن آن؛ حهت استفاده برداشتن ازآن است ؛ ۳۸۹ مثالات محمود طر زی که این سعلة فایده برداشتن ازآنا را :تومیگونيم . ادن الخلا جه تر ین فایذ» برداشتی این است که ۶« حب وطو "وذام آوری آیرا [ زر ند ای افراد مان فطن کا شتن ؛وبه ایتصورت فایدهٌ نگهبانی ومحافظد آنرا ازتجاوز *تداول اعدا ءحاص کردن" وشرفو#ان آثرا اعلاورالا نموددست ای این ات کهداین جهت ,لد فایدد «رداشتن راء تودیگوايم , کتابهای دینی اخلاقی وغیره؛ کداز هفعصد فشتصد مال ید ای طرف: ذونته شده: و برای امتفادهة مابیادکار گذ اشته شدهاست) درآنها؛ باین چنین طمتار اقا و ود سیتها وف رده ۳ وحوش فخروشها» کهد زر تقعصر <اضرد و هرستون حرارد ورو زا مه هادر خصوصر اج این مارا د رده وخوازده میشود» +یچگاء دیده ویطالعه تشد است فایده وکرمٌ این د یداها ,وخواندنها, همین ميشود: دهد حس و طنپروری را در خونهای اولادوطن بجر یا می‌آرد * ونتیج‌آن ؛ این میبراید: کهدرراه حفظ خالهآن و اعلای شرف وشان‌آن؛ خون ر بختی,بتتیار اسان شتلا» تیشود : دروطی عز یزمةدس ماافغانستان» چنانچه همه‌چیز دای اسیاب "رقی و تمدن عصرئو: درآو آن سعدافتران (سراج المات والدین) بذراز نوسرزده یور گردیده‌است ه‌چنان؛ فن جر یده نگاری نیز که یک کی‌از لوا مات ضروری ترقی وتعدن ععرنو؛ واز حمل ر ایحتاج لابدی مردمان لو بين نوشنو میباشد» درهبن ز-ان سعد اقتران؛ در وطن عز یز ساافغانستان پیدا وعیان شده است . سراج الاخبار افغانیه»؛ نخستین جر یده خادم‌دین» دوات» مات‌ووطن است کهاز شعشید پاشی بسیاردرخشان انوآرترقی تثا رءرفان بارایتعصر فرخندگی حصرم تفا پار شو کندار ایرتما ره مود 4 ۱ ودرآقای وطن عب یز ما طلوع ۳39 آسابی یاا-ه ؛ مقالات محمود طر زی ۳۸۷۲ درماه دو بار* يكءرض دیدارییتوا ندبنماید. چون‌د رقاموس فن جر یده نو یسی‌این زمان‌ی‌این کامة مبا رکذ «وطن» یك‌بقام بسیار مهمی داردء که طنین ترانة آن؛ دماغهای جر یده خوادان وطن را * بی‌اختمار بيك‌جوش محبت»و بيك خروشمجلو ببت درحرکت وا هتزاز می‌آورد » از ینس ت که در ین شش‌سال؛ از پسی‌ترانه های‌وطنیه * یابسی‌آهنگهای مختافه, ونواهای متنوعذُموس,قار آداء فغانها کشیده» و اگر زنده باشد , عنوزهم خواهد کشید ! این کامة تشخص یات عصرئو؛ د روطن عزیز ساء چو سراسرنو ترو پو شیده ترمانده بود * و بجز در بعضی نغمه‌برانیها کد: باز هوای چمنم آرژوست کابل نت وطنم آرژوست ۳ اینکد 4 در غر بت اگر مرگ بگیرد بدن م" + آیا که کند قبرو که دوزد کفن من ؟ ! تاپوت مرا بر سر کوهی بگذار ید » تاباد برد بوی مرا در وطن من ! با اینکه: درخ دام بیا د وطن از یه سی ند چون بلبلی که بهر چمن کر یه سی کند يا اینکه ۰ مرخ دلم ز 5و یتو دور است وروزو شب " فر یاد می کند که: خدایا وطن وطن ! ۳۸۸ مقالات محمود طرزی ی سس خی ی امثال ایتها» دیگر ترائه فچعانه شنیده اشده بود؛ واینها واسال اینهاشج چدان زغعه های پرد رد ۳ یی وا فر دیجت؟ ند مور وان درد وی زا یاه اجی فد و | داده اعت "وگرنه از ین چیز ها نیکه حر ده نکاران زه ل تو در خصوص این دلمذفایده بخشای نوءسروده ومیسر اید : جذانکمان نیشُو3؟ ۳ جیوی برد او بطااعد شدءه باشد ! (هذا «سراج الاخیار افغانیه» ؛ در دنبا ر خواست ۰ له پا این عدیه محتصره عاحزانه اسسا شخ د؛ معا نی این کلمهة‌قدیم الوضم حدید الغاید » را " با مجا کداث حکیمهء بقارئین کرام خود خوب معرنی وتل؛ دابر هر گوژه احکام آن و موازند وبحا کم نهر حکم آن؛ بجو بی علي آو رد نیج حس وطین واخود بخود استخواج س من لته التوفیق و2 ط رز ی ۲ 4 ۶سفه و طن تعریف ای لغو ی وطان وطن موروت ‏ سبط ۲۳۳۳ -وطی متخلی وطن حقیقی -وطن مشترلد- قطن سیاخی دمیجاه _ وود عفق و طیل 4 تعر دذف معنا ی لغوی دطن در کتاب «شعس اللغت» » که بتداو ترین نا بها لغت دروطن عزیز ماست» دلمد «وطی » بهمین يك عبا ره «جای اقاست کردن مود م ۱ تعءردف و 43سیرشده اودر «عغیاث االغت» که کتاب عامی اغات دتد اول وطن عزیز ماست» هیچ نا می هم ار آن د در نشده امست! یکتب لخن عربی که بر آحعت شود : با هم د رخعموض این آلمد بپا رکه خحلاحة الخلرهه » حمان عبر وتفسیر محذعبره شحس اللغعت؛ مقالات محمود طرژزی ۲۸۹ هت نتیجه پذیر حقوقت می گزذاد . دیگر کتاب مراجعت» یعنی کتابهای کمانند کلید باشد»وچون به آن مراجعت شود قفل مشکل‌رابه آسانی‌بکشایده وآن,آ نسکاو بیدی» ها ؛ یعنی قأموس العاوبها میباشند؛ آن عم بزبان تومی وسلتی ماء بوطن عزیز ما؛ تام ونشانی ندارد ,چیز یکه درین خصوص در کب فقهیة شریغه و تفاسیرواحادیت مثیفه مذ کور وسطور باشد ء آنهم در خزیته ها ودفینه های‌سینه ها*ودماغهای ارباب آن محفوظ ومستوو مانده است , که استفادة عحومی ازآن کحتر شده‌است : پس آیا ؛ این کامه ی کدچراید دنیا » واز آن حمله جریده وطنیه ماستوذها ستونها مدا یح وثنایااز آنیَانآود رمیان‌می‌آورند؛ قارئین کرام‌ما» پیش ازین , درآنباب از کدام ذریعه وکدام وئیقه معاوساً تی پدست«آورده توائسته پاششد ؟ واگر تواسته پائشد » هم آیا این کله یی که تدها سحنی «جای اقامت کردن سردمان» را دربر بگیرد * چه جای اینقدر شرح کشاف : وسدح واوصاف را داشته با شد :ء که محرر درانیاپ خامه فرسائی نعاید ؟ وا گر این راهم در پیش نظر لاحظه آریم ر که چون « اباب مطا لعه»: یا «قا رئین کرام» گفته‌شود هماندم در پیش نظر | نسان * هیثت معظمه همه ملت افغانیه جلوه گر ظهور می کردد : که در میان‌آنچنان يك هیشت-ءظمه ؛ وجودنابود يك سحرر » نسبت پشه را به‌فیل » بانسیت ذوورا به آفتاب » هم نمی گیر د ! هس چسان جرامتگستاخانه هی خوا هد بود , که بر شرح 9بسطي کلمه» که‌فن‌لغت: تنها «جای بود وباش‌سردمان » را برای آن وضع کرده باشد ؛ به تحریر وترتیپ يك رساله علیحده اقد ام و رزد ؟! ۳۹۰ مقالات محمود طر ژی لکن متعبد یکاذه عاحزانه مادر ین رسااه ۰ تنها عمینقدر است؛ که آن‌چیزی را که «وطن» می گویند » اثواع احکام آثرا , وموازنه وسحا کمث حکمیه آنرا » از روی فلسفه حکمای نو : و د2ابهای‌نو ؛وفکر أی نو: عرض انظار قا رئین کرام‌داريم زا يك فایدة اجمالی در ائیاب حاصل آید » وگرنه کلمه «وطن, همینقدر معتی‌اغوق فارسی دارد ؛ که بگوئیم «جای اقاست کردن مردم» و السلام !۱ 1۳ رالحتحاح» نام لت بسیار معتیر وعلعی عر؛ی که در ثاریخ ۳-9 هجری » ازوارف «محمد بن"انی بکر الرازی» تدوین‌وتالیف شده/ کاده‌مبا رک «وطن» را #چنین شرخ هید هد : اوطن ؛ محل الانسدان + واوطان العنم مرا بضغا ...» یعتی » و طي جای اسان وچون وطنهای گوبفندان گفته شوة یا از «مرایقی» شانست,سرابقی‌جمع «ررض» منت که حوالی راآمدگویید , مفلا می گویند «ربض المدیند» -یعنی شهر وحوالی آن» که برای حیوانات معتی« آغل 1 دربر سی کیرد . پس اکر مدغا از «وطن» ر محل انسان پاشق : آنوقت نوع بنی انسات 2 رغر جاثی ده موجود اعت » عماذجا را «وطن» باید کف ۰ ثه به | ینعبوزت , ام کره مین اوطن انسانست » چنانجه شاعر گذنند: «ملعم سلت انسبال » وطئم روی زممن ۲ ۸ بای ! اول با بد معنی «وطن » را از مین نقطه نظر تلقی لرد » ز بر ,سعی حقیقت انسانی هم درعمین است » که انسان باهمه بنی آوع خوک مانتديك مات ويك عشیرت » حتی همچون يك عاثله زیست نموده ؛ یه اتفاق ووفاق عموسی .بد اعما و وترقی‌وطن عزیزخودشان "یعتی کره زمین #سعیو کوشش ورزند .ولی هزار 2 یت تس تس تس و رتسگ مقالات محمود طر ذی ۳۹۰ اسوس ‏ که از قوه بفعل آمدن‌این گونه‌سلیت ,موطنیت ؛ به این متوقفست» که حنبه ملکیت افسان ؛ برجنبه بهمیتش غالب آمده آنرا مجو سازد ؛ودشمنان داخلی مانند حرص ؛ طحع ۶ بغضس »حده کین وغیره ۲ سراسر معد وم شود » ويكه‌ساوات وآزادی تما می»برای تعام‌نوع ذر حاصل آیده »اختلاف ادیان,مذاهب و کشعکش «تو بیش گرفتی ؛ ومن کم» وتو یگیر » که من میگیرم» از عالم سرادر «رطرف گردد , واز طوپ تفنگ ؛ شیر » خنحر دیناست ؛ بومپه » غاز زهر داروغیره» هیچ نام ونشانی نماند * ويك عدل وعدالت تایه * ويك حق وحقا ثیت کا له ؛ عالم را فرا ک فده وه کس بحق خود نع گردد حتی‌دعوا های| ختلاف‌سایت ؛ وقوسیت » وجنسیت » ورنگ وشکل »وعادات ,واخذزف » واطوار وزبان همد رسیان بخریت هیچ با فی‌نماند ! این است» که‌دران وقت ؛ دره زسین پرای انسان هاوطن » وهمه انمانها مانند یکث عابله ءدرآن سمکن پیتوانند نمود ! واگر این چنین‌شود در آنوقت » در ته‌ام روی سجن ؛ یکك وجب جای خراب!وبی عمارت وهیچ انسان فقیر وی عیشت ؛ باقی نعیماند ! صذا یع وا یجا د ها بدرجه بی ترقی حی کندد که کره ارض ,با کرات همجوار خود مخابره, واز همدیگر استنا ده‌سی کند , سطح بعر هاء با چراغهای‌الکتر يك رنورگفته » موجه های کوه آسای آن با دو اها رام وآرام میگردد ! حتی » بر روک بحر ها, اگر خطوط راءآهن تمدید یا بد» و بر ای سیر و سیاحت سفاین تدها زیربحر ها تخصیص شود * هم احتمال‌دارد ! بر آبناها و نهر دای بزرگ وسشهور دنیا ؛ پلهای آهنین عظیمه ربط کرد ید ه . راه های آهزتر ارو , خطوط ارتباط بشریت راد ر تمام کره زسین یعنی «وطن» شان , با هم ول ی کنند ! افزونی گرفتن نوع بنی بشرم خانه رابر خاندنشینانش تن کرده ۳۹ مفالات محمود طر زی برای «وسعت دادنش کمشش ووز یده میشود ! بخها وحدودیه های قطب شما لی وجئو بی‌را, بر عوا کرده, »4اجرین دران اسکان‌شد‌سرود احتی آنهم کفایت تکرده؛ وئسبت بحر رابه برخیلی| زخولی بیشتر دیده, وآله های‌وا جزاهایی‌میسا زند که آب بحر را بخشکاند , وگنوایش‌را روبیده در :جا زراعتگاه ها وشهرهااععارمیشما ید | البعه‌آشر ددام,دابة الارض» دیگری ظهورخوا عد نمود که عمه راباعید.و روپیده" نهازوطن ونه از وطن تشینا نفاثری‌می گذارد ۱ ۱.... هیهات ! هیهات ! بشربت کجاو نایز شدن‌بحنین وطی کجا همه روزه رای‌العین می‌بینم که پشریت هر آنچه تمدی‌و ترقی کرده‌میروده هما نقد رآلات‌وادوات خود تشی ان نیز بیشترمیگزدد وهرآنچه آلات وادوات خود کشی‌شان ثبز بیشتر میگردد وهر آزچه درعلمو کعالش‌می‌افزاید ,هیال اسیت,درسحووافنای يك دیگر کوفش‌شال نیز او ون مشود ! لهدا ازوحود یافتن‌خنمن وطلیت و ملیت د زدان طحع را بکلی بر کند» دیگر احکام معسای«وطین» را ملاحظه باید کرد ۰ «ببختا رااصحاح» د رشرح لفظ«وطن » چا نچه‌د رفو ق کدد ت ۱ وطانالغنمر ابضا» نیز فرموده . پس به اس حیثیت , گویا وطن ازسان «دان‌شیره حوالي‌آن باشد هدر آزجا پیدا شدده باشد و ازعدم‌بوجود آمدءوبود وباش:3, آن دا3ته باشیم مانتدمهل وماو رای پید ایش‌بره ها درآغل و گوسفند شدن شان‌درآن ! اما این راهم بایداند یشید کداولاد انسان درحائیکه پیداو سوحودهیشود امانند بره‌همرشه بودباش کرده اعیتواند, چونکه از وقت پیدایشخود:تا بوقتی که رجل کاس شود, ممکن است که‌موجب بسی عوارضاتو قحولات وتقابات کردد. مثاد بكبار بوناء یوم : بکث آدمدر زحم‌باد رد ر آفقاه ۳ ۰ بات دز دا 4 عامیله دودن با مقالات محمود طرژی ۳۹ والده اش‌د ربغداد آمدهدر آنجا تولدیافته باشدوهنوز در قونداق باشد که‌به استانبول آبده‌عالم طفوامت خود رادرآنجا گذثتانده باشد ؛ وباز از آنجا بمصررفته عالم صیاوت‌و جوانی خود راد رآنجا پسرآورده پاخد »,وا ز آنجابه‌ند آیده» امرارعالم پیری ومدفن خود راد رآنجا کرده باشد» آیا برای‌آذچنان یکک‌آدم کرام‌جارا شماوطن قرارخواهید داد ؟ البته هد رباب‌حل نمودن این‌معمای وطن » بسمار زودی کردن» امجاب‌نمی کند ؛ ویک قدری موازئه‌و مجا کمه کردن لازم می آید . اولا,نطذه«نام جوهر مایعی‌را؛ کهاز ثمر فیضو ب رلتمزروعات اراضی» واثمار اشجا را وایحم وشحم حموانات قفا سیه‌نام‌د یار حاصل شده‌است؛ آنچنان یکثچیزبی | عحمتی نباید پنداه تکهکویا اهمیت‌وطنیت‌را ازوزایل نمایده‌زیرا او از همان‌نطفه پی‌پیدا هد که‌آن نطفهاز حوهرخونی که" زمزروعات عالد و آب ففقاسیه بوعود آمده‌وحاصل شده است : ,۰ تشک جمم وعان بش ز آب نطنه ند آن آب عم ژجوهرخون آب‌بسته شد خون از غذاو آب‌و غوا حاصل آمده از استزاج این هه آن کامل آمده خالد « وطن » بود که بد ید آو رد غذا عاك « وطن » بود که شدش آب وهسم هوا ال « وطسن » بدایت تشگیل عرو جود کر د امت با هز ار جد و جهد و تا رو پو د ۳۹۴ مقالات محمود طرزی خال « و طن بحکست حسی فد یسم فسر د از بدا جسم وجان پشر * ابتداء کرد ( « پرا گنده » ۰ صحیفقه + ) پس يك آدمی که يك خالد برواينهمه حقوق را دائعه باشد *۲ نرا چسان قدسعت « وطنیت » نه‌بخشد ؟ حال آنکه کار به ایندرجه هم نهبماند ۰ - ششماعه بود که به بغداد آمد * اصل خدمت صفیهٌ خون را هوای بغداد برای اه بعمل آورد ۰ خونی که از آب وهوا وغذای بفداد " برای والده‌اش حاصل شده بود ؛ به آن پرورش یافت " وول بار عوّای نسیمی بغداد را * در تخستین بمقوط راس خود " دعنی ولادت‌خود ۰ در بغداد قدفس کرده است ؛ واول بار چشعش چون باز شده ۲ بیدالك بغداد بر زده ۱۲ول صدایی که شنید ه * صدا ی سردم بغداد بو ده - ال نس که با عث مد حیات بو د از آن هواست کان و طشت را مها طبو د حی بضیر که نامت عنلما ی خا لقست اول‌بخاك پا لد,وطن در تعاق است یواست وسو ۳ زد سحیع عليم ی اسان نمو ده است‌ید اسان فيك بی اول صدا بگوش زحب وطن سید صوتیکه شنود همه زا هل وطی شتیا. اول شام شم زوطان (و که ت یا وس ذوق از وطن بدایت لدات رژق با قت ۱ 1 پراگنده 1 مقالات محمود طر ژزی ۳۹۵ حالاءچون این فیوضات وبر کات بغدادرا ؛آن آدم در زیر نتلر سلاحظه درآرد ؛ لابد در حق بغداد » پكحس حب وطنی » وحق سقط راسی را تسلهم می کند» حال آنکه » حب وطن ورابطة قلب باوطن » يك حسی است که آن حس ؛ برای انسال آنوقت پیدا میشود که عقل و اذ .عان اسان ؛ :۱ يك درجه نشوتماحاصل کند ۴ وچون این قوت ابتدایی + در عالم طفولیت امتانپول حاصل شده » لا بد ارتباطآن آدم زا با استانیول‌نیز , بدرجه قفقاس وبغداد » اهمیت ممبخشد . این شم ازضربالمتلهای مشهورادت که: «انسان درجائی ژست بیتوانده که میرشود: نه‌درجایی, که زائیده شده باشد»: لهذا, آن آدم که عاام‌صباوت‌وجوانی خود را در هر گذشتانده» ویهء‌د از آن.نصف ایام عمر خود راد رهند بسرآورده تا به مادام حیات خودد رآنجاغا زیست کرده باکدء واگرا۳ عا دش شم درعندوستانل شده‌باشده هیچ شبهه‌نیست که مصرو هندوستال» نیز برای‌اوپدرجه تفقاس‌وبعداد واستانیول» حیئیت واععیت وطنی را داشته خواهد,بود ! محا کمات حکیمه که تابه ایجا شنیدید؛ آنرا د,ونار آعمیث خود نان خوب حنظ کرده؛ حالا به جهت دیگر این مسله* يك‌عطف نغار بکنوم : آیا چیزیکه ما آنرا «وطن» می‌گونيم» خا نذمعیشتگاه يك سلت‌شمرده‌نمیشود ؟ حال آنکه سلیت» چون بحتمنت ترجمه شود معنی يك -ایله ويك‌خانواده*ويك دودمانرادر برمٌی گیرد , شایان حمرت اینست که بعضی و طتها بی میبینم: که يك جند ملیت را يك‌حا درخود جمع آورده است» بازند معا لك عشمانیه» و سمالك روسیه وامریکه, وابثال آن, آيايك‌وطنی که خانه يك مات‌ميراشد, برای هر دام ۱ زان ملتهاء حدا جد اوطن شمرده خوادد شد ۳۹۹ مقالات محمود طر ژی اینهم بك معما ؛ اما مشکثتر از آنهم ایپنکه: وطن ش-ااوغاستان» ملت شا انغان» حال آنکه اثر برملك ایران یاممالك عشمانی يك تجا و زویا بك فلا کنی وارداید ۰ اکر چه چمزی کرده نتوانید» ولیکن بدرجه یی 2۰ا ثر میشونده که لوها ار وطن خودز شماوا ردآمده باشد ! عی الخع‌وصي فش اک آن‌تجاوز وفلا کت به‌متامات مقدسه, مانٌد که مدیثه : بغد اد وامثال‌آن وارد: آیدپد رحه یی‌بجوش وخردش مب آهید, که حسیات فدا کردنجان همم»ماخ‌شما رافرا میگیرد؛ وچون,«قیقت‌ینگرید: اهآنجا ها وطن شما» وثه‌آن ملت سل شما میباید ! آیا این زچیست؟ این راهم گذاشته : ازین بشنوید: مثلايك آدم‌افغان دراستاتبول تولدمی یاید ۱ ود رآنجا کذ رانونتعدشت خود راسهیا کرده:د رآنجاامرا راوقات حیات‌میکند , ولیکن بازهم آنرا«افغان,میگویندم ترلك نمی‌گویند؛ حال آنکه‌مایه خلقت آنراه مره برگویدهفیض وبر کت زمین استانبول تشکل داده: واول‌با رس‌قط رأش استانیول شده, واول بارچشم خود رابخا استانبو ل با رکرده و اول‌تتفی بهوای استا نبول‌نموده: زای؟ ی وت خودوا درهمانجا حصر لرده: ولی با زهم؛ جراآن ممکلت را وطن او نمی‌گویند» وافغازستان؛ را هه‌ندیده ونه شناخته» وطی او مین گو ند و یه افعاثیت ینش مود هند : حالاچون اینهمه احکام این لفظ سه‌حرفی«وطن» د وزیرنظر سلاعظه آورده شود؛ معلوم‌می گردد : کهمنی‌این کلمه مقدسغمبار ده , تنها بهمن تك‌تعییر ,حای اقامرت کرد مردم» ویا ,درا یقی غتم ,شمام مشود بلکه انواع و اقسام آثرا در زیرنظر سطالعه‌گرفته : بعدا زآن د رآتخصوص بل‌نتیجه یاید داذ, مقالات محمود طر زی ۳۹۷ وطی مور وث وطن‌سوروت ءآناحا؛یست که ازپدرهاونکه ها »به اسان میراث مانده باشد ؛ مثلا برای آن‌شخص ی کهد ر تفقاسیهد رشکم مرادرافتاده باشد »مك‌تفقاس» وطن‌موروثی اوشمرده مشود , زیراء پد ر وساد رش‌قفقاسیا یی بوده اصل‌مایهخلقتش , یعنیذطفه اش؛ ازمحصولات اراضی قفقاس بحصول آمده است .کذالك ؛برای آدم افقانی » که در استانبول تولد یافته ؛ودرآنجا بعیشت وزندگانی خود رابسرآورده ؛ انغانستان "وطن موروث اوشمرده میشود * زیراپدر وما: رونکه‌اش افغائی بوده است ! اماموازنه یی که درینیاب » یعنی درخصوص « وطن موروث » ميشود ؟ اول برین‌موقوفست ؛ کهاین يلك بخوبی‌دانسته شود که وطن موروث " آئوقت گفته میشود » که ولادت انسان دران نشده باشد » وعلی|لخصوص ‏ د راد وطن مورونی یااصلی خود کلان نشده باشد .اما, اگر اینچنین نباشد ,درآنوقت»سسئله بد یگر نوع های وطتی, تعلق گرفته این‌موا زنه واین حکم صحیح نميشود . پس اگربه نظرتدقیق حکیمانه غو رکرده شود قدسیت وین اضلیْ » و یا ون موروث‌را؛ خیلی نا زلك ودقیق مي‌يابيم ؛ وجسان چنین نباشد ؟ ! باآدم » وقتیکه تصورکند که این خونی که‌درسیان رگهای من درجولا نست, آیا ا زکدام خول خواهد بود» وچون یکبار بداند » که این خونازخون آن آباءو | حداد است که از قفقاس یااغان بعمل آیده است :د رآنوقت ؛قیه‌ت: وقد سیت ,وطن موروث» ظاهر و بدیدار ممگردد . عنوان خاندانی * نام‌وطنی‌ترا ,وطن موروث »تو دره‌رجایی که تولید یابی؛ برایت باقی‌میگذارد . آن نام‌وعنوان را» همان يك مشت خاکی که آباء واجداد ترابسررسانیده 3 پتو بصورت میراث» بخشش واحسان نموده ات آیا کدام آدسی ۳۹4۸ مقالات محمود طرزی تصی خواهد شدء که بانند سماروق «حود بخود روئیده, و هیچ اصل وتخ‌ش پدیدار نبوده باشد ؟ این ات کدان تحم وآن اصل را , عالد وطن وروت و رورش داده "ور رسائیده ات 1 حعی اسان * دشها شا خن پد رخود هم ۱ کحفا نمیکند » بلکد میخواهد » که‌نکه خودرا ؛ونکه کلان خود را ,حتی چند پشت خودرا ! تابه زافی وئسل خود را هم بشناسد , این است که این آرژوی شدیده انسانها ؛ آد , را کشان کشان تاید رفن موروت کشیله بیبرد !۱ وی این رام با ید دااست : کد بموحب بعنای حلیقی وطن سوروت » 34 پیش‌ازین مذ کورگردیذ *یعنی کهولادت انسان در ان نشده ودر آن کلان ویسر ترسید: ؛اشد ‏ به این حعثیت یت , وطن موروت» میحد ود بائده ؛ به ]ند رحه يك‌توت ورابطه پید انمیتواند ۳۹5 انمان رابه,ا لای ,عشق‌وطن » نا م‌سود ای عیرقا بل انفکاله بیتالژ گرداند ِ ا گربسیار بشود + همینقدر است که برای‌انسان ۶ درخصوص وطن موروت ,دا یما یات حس تعخظوم واحترام تقدیین وا کرام , حاصل شده»یباتشد ؛وهمیشد ائسا نراد رحق آن خااد 0 يك ۱ ند یش دج سنا ناو مراق , و حسیات محیت پرو را نه‌وا شتیا ق , پید | می شود .و لی " به این د رجه عشقی که خون ربختن خود را در راه آن آمان بداند » پیدا ت«یشود ؛ مکر که د یگرا حکا ۰ ۳۳۹ «وطن» نیز " در آن داخل شده باشد , آنوقت حکم دیکر کونه میشو د ! مسقط رس جیزیکه معنای (فغز "1 قطن 1 ۳ زد ال موضوع " اوطان‌الغشعی »آن‌شرح‌وادا بدیکند 4 ها نا شجدن یط راس امیش 1 مقالات محمود طر زی ۳۹۹ ماهس جاح تجح تجح واه ! چه بقد س است آن اوتاقی که به‌حرد یکه از کتم عد م بعرحبه وحود در آن خانه سر بزمین فرو آهده ام » بيك بکای پ,وا ویلایی » که گو با از حسرت وافسوس بربن فرو آمدل خود بر آورد» ام » درو دیوارآن اوتاق رابسرورداشده‌ام » وچون من : برین زینت ها وسرور ها وشادسانیهای دنیا , که بجز يك‌با زیچة اطفال دیگر چیزی نیست , اول باريك تبسم حیرتی کرده باشم ء هد د رودیوا و آن‌خانه واوثاق‌نشینانش , بخنده ها درقصها درآمده اند ! لهذا . تقدیس کردن ومحبت این چنین افق مبار کی را , که اول بارفیض حیات را بمن رسانیده است , از واحبات ذست حمیت میشها رم . آما قوت این قدسیت « سقط رأس» یز بذرحه قوت قدسیت« وطن موروث » يك‌چیزیست. يعنی » اگر دیگر احکام معا نی‌وطن د رآند اخل نبا شد , تنها خود مسقط راس م بجز يك احترام محبتانه ويك تقدیس تکردم پراو رانة » دیگر چیز ی مزیتی را در بر ندارد ؟ زیرا در آنوقت یعنی از آسدنم به دنیا تا به ایام سن اد راك طفوليتم ؛ من کویا هیچ موجود نبودء ام . در اول چشمانج برای دیدن یکچیزی توجه نمیکرد . بلکه بدون اختبارس , خود بخود به آ تچیز متو حه میگرد ید . ؟وشهای من نیز , هر چیزیرا دون اختیار من مین نید . بدرج* بی بی قوت و ضعیف بود م ء که اگر ا زگرستگی میمردم , چا سلامت جان خود را نمی یا فتم , مکر يك گریه یی که خود بخود از حالت گرسنگی ا زمن بر دیخاست وادن حال گرسنگی مرا , بوالده‌ام میفهمانید . دماغم آنقدر ضعیف بود ؛ که آگر یکچیزیرا حس میکردم , بعد از پتج دقیقه آنرا فراموش مینمو دم , و الحا صل تا بو قتتحه چهار پنج ساله شدم , بمن گفتند که : -ه تو از چهارپنجسال است که در د نیا ۳۰۰ مقالات محمود طر ژی تست تس تست میباشی ». حالانکه » من عر آنقدر که قکر کردم , وائدیشيدم , شیر از حوادث باك‌یا یا ونیم‌سال پیشتر ذ کر چیزی را بیاد آوردن نوا نستم ! اس معلوم شد .۸5 من به مسمقط راس خود ه بدون مااك بودن برخودآمددام 3 در بیان , :ها دا نامی امن بوده , و خود من ژبوده‌ام پس چون به | پنحا ل خود نظر کثم 2 در ماپین قدسیت مسقط راس خود + وقدس.ت وطن موروث‌خود, چندان فرقی نميبينم » مگر ادنقدر کهددر وطن موروث خود , هیچ بوجودنبوده‌ام»؛ ود روطن محقط راس خود , یکتدری موجود عم بوده ام . مشاه یعنی دروطتی کهانسان درازجا تولدنیافته باشد " وبعیراث هم نام آثرا سالك نشده باشد ؛ ودرعالم طفولیت دراتجا آمده کلان شده‌باشد " و هرچیزی را دراجا د یده وتتدو وآموختد باشد ؟ وزندگاتی وسعیشت خودرا تایکوققی درانجا تدارا کرده باشد" که آذرا مشاء - یعنی <ای ظهور وزشأت - میگو پند ۳ وطنی که انسان‌آرزو وسوادی آنراد ر دل میپروزاند» همین وطن‌بششاء اوست. منشاء آتجاد.ست کهانسان؛ دردیگر مستط رأس زائیده ده ودرانجا بعدازان آمده باشد ! وچون‌هرقد ر فکر کند و ریند پرژ لد موجودبودن خودرا بغیراز همانجادر دیگر حایخاطر آورده تتواند, چشمش‌اول د را نجابا زشده» تم‌ام د نها راعها رت از هما نجا پفد اشته " درچمنزارها وگلزارهای همانجا چمیده ولمیده» ازچشمه سارهای آنجاآب نو شیده؛ از بر های شیرسمتآن سرزسینها گوشت برداشته و برورش‌یافته " ازمیوه های شیرین و بستانهای رذکین همانسر زمین‌شیرین کام وسستنید المرام کشته" با همزولهای ذ کور واناث همان‌سملکت» در لکش | وسکتبها گردش‌وئحیل کرده ؛ بو با و مقالات محمود طر ژی ۳۰۱ سس سىسح_حس شح‌‌سح‌‌‌_ سح متسه عادات واخلاق آنجاتکلم وتعود وتخلق نموده» بزی‌وقیافت همان‌جا داخل شده" خود راوپد رواد رخود راد رهمانجاد یده‌وشنا خته,اگرخانه "اک رکوچه» آگربا زار" اگرسکب اگر باغ » ودگرهرچیز یکه متعاق بشهربودن است دیده‌باشد ؟ درهه‌انجا؛ وآژهما نجا رادیده» ود رهمان‌ها بودو باش ورفت وآمد کرده است . زبان صباوت؛ الذذتر ین عالم‌حیات است ! زیرا» زمان طفوایت* که یك قدسه بیشتر ازانست» چنان يك‌حیات بیخبری و بیهوشیست» که‌خود انسان‌را؟ ازاد‌هیچ خبری‌نیست. اس زسان عباوت» همان زمائیست که‌خون انسان‌نو درجولان‌حرارتنا کی دررگهای سی‌آید » وازامور دنما ؛ بجزشوق‌وذوق باز یگاههاو باز بچه‌ها؛ دیگر هیچ چیزی نمی‌انديشد. ازغم وکد ردنبا» بجزغم واندوه آخندوسکتب؛ دیگرهیچ چیزی ندارد ! حتی» تدا ركامورمعیشت وزندگانی دنیادا وی اوتوز» برووظیفه زه‌شده؟ وازهمه تکالیف آزاد بوده است ! ... آه ! چهبتدس سقامیست) آلمقام که‌انسان آزچنان‌يك زمان‌بیغمی» و تاذزگی خودرا دران‌دیده باشد؛ و باسردوزنو کوی و برزن‌آن شنانتایی» آشتائی پیدا کرده باشد. هردخترو پسرآنجارا؛ مانندخود» خود رامانندآن دیده» ویاهم‌دو یده‌ونشسته و برخاسته باشد ! آیایمکن است؛ کد‌خود راباآنهاه وآنهارا باخود» اولادمادر يك وان نداند * ونیندیشد؟ حالانکه آگرآنخالك بز بان‌آید؛ وقوه تکلم‌را داشته باشد» او نیز به‌آن‌آدم میفهماند که «ترابه نظراولاد خودمحبینم». ز برا آنخاك مبارك است؛ که ترا مانند يك والده؛ درآغوش تر بی خود پرورانیده* وتر بیه کرده* و چون شما نیزاین جهتهارا ملاحظه وموازنه‌نمائید» هیچ شمهه‌نیست» کهبانخال سبارك, بنظر والده نظر خواهی دکرد. چونکه شمانیز بخو بی معدانید» کهد رآغوش شفقت‌هدان ۳۰ عقالات محمود طر ی ی سکس سس سب له با سک اس خال‌ممارلد» دئیازا دیده‌اید: وخودرا شناخته اید. رهذا» ازتصویر وتحر بر یکه‌تا به‌اینجادر باب «منشاء» بیان گردید, درجه فد سیت وسیب محبت آن, البته تا يك درحه) فهمیده شله یاشد , حالا باید که یك موازنه حکمیهد ر این باب بعمل آورده» حکم باید کرد * که‌اصل‌جایی که | ثرا اسجدون ومف‌تون خودسیس زد , همان حائیست که انسال‌درآنجاتوطن؛ بعنی‌آشیان بندی» خانه دا ری خود راد رآن کرده‌باشد» وسدا رمعیشت وزندکی خود راد رآ کرده باشد حال آنکه زر متشا»نام وطن ؛ ای صفات روحانی و استفاده معتوی راد ر برندارد »ازآنسیب آگرمشا خودرا| زدست‌ند هد, با ازمتشا حودجد شود گویایککچیزی بزرگگ ضایم وغائب کرده تمیباشد ! بلی ! این<4ت موا زنه جکمید راد رهیچگاه| زپیش نظر دوزنماید داشت» که‌انسان تابوقت داخل‌شدن :4 قبرخود» بمحبت»سودای«دتشا» خود میم ند؛ود رهر جاوءرحالی که باشرد ازتفکر وسودایآن حالی‌نمیگودد, حتق‌د رخواب»مگاهی کهرم:شا» خودرا ببیند, یکث!ذت عجیبی‌حس‌سی کند: امابد رجه یی که‌قد ای جانرا در راه‌آن‌آسان‌ید اندئیست. آیا «قتضای خلقت ی گویند» طبیعت می‌گویند "جیات‌میفرهائید, هرچد که هست, این یک هیچ انکار شدنی فیست؛ که دردنیا: هیچ حیوانی برای آن‌زائیده نشدی که زندتانی خود را تابه آخر عهر؛ در آشیان پد روماد رخود ؛ یعنی منشاخود "بسر بیارد. ذات اقدس خلاق کانثات, جل‌و علاشانه نظامو انتظامی که‌برای هر کار وبار دنیا وضع قرموده عقلها راحبرت می‌خشد !قانون‌تو الدو تناسل, که بر ایابقاءو دوام نوع حیوائی اساس مشاه راتش کیل‌سید هد , اژچنان قانون عاسیست که حکم آن برجمیم‌عالم عضوی‌بعنی مقالات محمود طرزی ۳۰۳ ی کچ ی یس سس حاندار ونبات - شاسل است. بدون اسر توالد و تناسل , بقا ودوام نوع حاندا ران وروئیدنیها سمکن امیشود . این حکمت را ببینيد » که ین-حبت و شق پد ری‌وهاد ری وفرزادی, ازچیزهائیست کهعاپلهرا» وعاد اه ها خشتها تیست که ما رت های قومهاو قبیله عارا؛ و قودهاوقبیله هاعما رتهاو بناهائیست که شهرعاوقصبه های‌ماتها را؛ بوحود آورده, نظام و انتظام عالم راء روز افزون نموده است ! حضرتذ ات اقد من‌با ر یتعالی حل‌شانه» اینمسگاه تشکیل یافتن عایاه وخانواده عارانیز, به اینصورت نظام داده است» که عشق ومحیت‌نام سود ای با نتما را ءاول درمابین زوحوزوجه تشیدو تتورت‌داده» مره های‌حیات»یهثی‌اولاد ها را بوجودمی آورد. حس عشق‌و محبت سابق»دو بالا کردید», یک کیفیّت دیگری‌پیدا م ی کند: «فر ژند» نام » خلاصه جو هر حیاتی» که بدنیامی آید ءد ردل پدر وبادر عشذق وبودای عجیبی د ربا رهآنسی اند زد » که همان‌عشق وبحیت* سوعب زندگی ویسعر رسیدن‌او میشود , وگرنه, یک مخاوقی که‌ازمگس براندن خود عاجن حتی‌ازبودوابود خود هم بیخبرباشد»چسان میتواند که بدون‌سددسحبت پدرو ماد ر بزندگی‌خود کامیاب‌آید ؟ حیاتمعمت مادر انرابه اولاد ءقله‌هاي سز عران بسیار ماهر نیزءاز تصویر کردن عاحزاست !]یا این جسان<س غرام پر ردست؛ که پدران اطفال‌دار‌برای تدارلنان ونفقه آنهاء سود شان‌راد ر هرگونه مهالکث»بی محاباپرتاب مینم‌اید: شیر؛مارهنکگ فیل‌شکا رس یکند در حنگلها با خرسه‌ای‌درنده‌وپلنگهای ززنده‌پنحه داده ءدرختهای بیست گزی رايزسین میغاطا ندءد ردرون زیرعای زسین »در کانهای زغال‌سنگ »میدراید و از صمح تسا پشام کانگگ مبز ند ؛ و ازخفه خدن به غاز کاربون ۳*۴ مقالات محمود طرزی یعنی گیس فحمی " هیچ بر وا ثمی کند , درکندن کار یهای توئل ها ی بسیار درا ز ی که‌در ژیر کوه های بلند * بر ای گذر انیدن خط های راه آهن کند ه میشو د * بی ] تکه از غاطیدن خروار ها خا کها وسنگها از يشه یی بخاطر واه د هد ؛ بیل بٍ*ف میدراید . حبس أفس کرده ؛ د ر زیر بحر غوطه مرزند , سنگها را * برای سزکی بستهای کلان بذدر گاه ها " یاپایه عای پلها ؛ یا برآوردن صدف مروار ید ومرجان وغیره * صرف سعی وقدرت میکند ؛ واز حفه شدن یفشار تنگ »ولقمه‌شدن یدعان نهنگگ ؛ باکی نمی آزد . در پیش کاوله های آتشین پیکانی» وسرئیزه های جال ستائی "و بومیه های توپهای صدمئی ,سیئه سپ رکرده» بیبالكازهند وکانادا؛ به اروپا میدود ! ... ایئها * وهزار ها چون اینها کهکاهن به ردا خلاقیها هم انسان را مرتکب میسازد * چمله پر ای آنست » که ْفقة عیال و تأمین استقسلال ثبره های حیات خود را بدست‌آرند ! این راچه‌بوجودسی آورد ؟آیا بگر نه محیت زوح با ژوجه واولادی که ثمرة آن محبت است ؛ انسان بءچاره زا برینها مجبو رکردانیده است * آری آ ری ! چتاب حق » که قادرسطلق است » چل‌دعلا ءاین محبت رادر تمام الم ذی جان » ته تنها ائسان » بيك نظام بسیار غریبی تخلیق فربوده :که اگر بدظر غورحکیمانه دقت شود » درپیش آن زا کت پرلذت ضبط وربط آن‌نظام و انتظام»بجز ایتکه سر بسجود حیرت برود "دیگر چه تواند ۱# اگر هیچ نباشد » آیا در خانذ نشیه‌نگاه خود بکدام آشیانة گنجشکی ؛ یاغجی کلام وقتی عای اخصوص در اول بهار " حصر ظر دقت کرده باشید . اگ رکرده پاشید ؛ هیچ شبهه نیست ؛ که ملاحظه فردوده باشید» که‌چون آفتاب جهانتاب ۳۰۵ مقالات محمود طرزی بهعاعات حبات افزای خود : در او ایل عالم نو رو زی بهار طر اوت بار به پرتو نغاری آغاز سی کند , چنانچه در عالم نامه نباتات , حر کات هیجان آمیز شو ق ونشو عجیبی بربیخیز د؛ درحیوانات » که از آنجمله گنجشکان وغچیان با شد : نیز يك مستی سرشار عشق وسودا انگمز غریمی درمی گیرد ! | زبهرحیات , کرد خلقت از بهر همان لذ ایذ جان بسك حس عجیب عشق و لذت بجلو ب شد ه ست نو ع حوو ان تفر یق نعوده برد و فرقعه يك فر قه «نرء‌ودگرچه ؟ «باده» ! وه‌باده ! موادروح با و عشق از تو ود ت تو هر سو درطای‌رو وحش وبا ی وسدر عشقی بنهاد ولد ت‌ونور نو.ی و چه نور ! نور اسرار ! کاریکه حیات را ثمر د اد زان کار بروی کار آسد عشقس مسدار زندگکانی ازعشق بپاست کائشا تسش در «حاذب؛ة عموسی » بنگر زان جاذبه » عالم است بر پا درطایر و چار پا و انسان زان سو زش و شوق‌ولدت‌و نور يك قطر ء آب کر م ما یع ازسیع صلسب و القراسب تخلیق نموده » بهر آن کار کار ی که هزار نوع ایجاد جان آمد. و عشق يار آسد بی عشق کجاعت کابرانی؟ از عشق قوام و #سر نباتدش کو عشق بودءثه چیز دیگر زان عشق؛حیات‌شد هویدا شد جوهر نو ر عشق-سوزان گردیدعیان» چه‌شورش و شور با ق ت‌پمیه طیا بح احرا پم ری | ۳۹ ارت مقالات محمود طرزی ۳۰۹ آن [ کل ار ۱ ۱ #۲ اص ‏ 4 ۱5 لا اب عد وب گوار بر طیسع اطمف نععه چپ ۳ بلعش بتموث و در رحم برد ید آب و ویش «جنین » براور د شدطفل وقده نها - بر شالد سادر پدرش» خوش و صفا نالد (فصل «تو حید ».ر رباله « پراکنده » ) جهازدواجها چه‌بج‌تها »چد عشتعا دود ابین گنحشکک تردسادء :ظهو رس رد چه پوسه های شیرین, چه هم آغو شیهاسو داآ گر حاعل سود : کعی‌تهی گذرد, که آنءخق ووداو هوس‌ودوا, بیك‌حال تلاش کونی انتماتبدل میورزد, هرد وعاشق سودا مطلب آشیان‌طافٍ مشود , خس خای‌نارلو نرم‌راءازهزارال 2 متاعی که کا بین‌طبیعت , د ررعر طرف‌دنیا «باژوانماژ داشته | نتخاب‌سوده/فراشآراب‌گاعی آماده‌یی کنند , حندی نمی گذرد , ه‌ساد:درشاخیارعا وججه ها پدیداراميشود, در آ شیات يك‌نورو «رو دیگری آشکا رم گوّدد, این چه ؟ ! ازآدیان؛ غیر از ان‌دو صدا یممطزای‌دارما دروپدر ‏ يك‌آواز«چیوچیوه اعلیفد یگر ظهورنه‌ود -یعنی «جوچه »نا م خلوتی شعرف ژ«بیظد, نام‌حعا دبیجان ۲ ام آ ه بدیح ,بدئیا پدید اواید ۰ غوری تونکن بئوع حیوال اسرارخد! بمین نما یال دربمضه -یخت کاس مانند ترحاد‌اثری نداعتء ای‌رند بدگ رکه جب‌ال حکيم مطای زاثارحیا ت داد ره لق آبزردیه اي درواش چوچه ند ود سفیدی خواش اززردینخم وشم‌ستیدی عرغی2د و رفت در بلندی (فصل توحید درپراگنده) مقالات محمود طرزی ۳۰۷ این برواژه‌ای باهتز ازمادر پدرچوچه گگ‌ها را بسیذیید 2 بچه حرص, بچه شوق بچه آرزو در بی تدارد نفقته‌ورزق آن‌اخکهی گوشت عاجز وضعیف, بال| فشانی سعی‌و غیرث دارند . گلوی خو درا ند رحلقه دا م‌حیاد تس خود را هدف‌نیرسا چمه بیداد؛ وحود خودرا وقف‌حنگل‌شهبا زجفا بنیاد کرده, وازیکی ازانیا؛ ,ال نماورده ءرزق‌قابل رعده‌آنها ؛ را پمنقا رسحیت تکار خو دشان‌برمیدارند. همینکه‌به آشیان‌نزد یك‌یشود يكقیاست‌سرور ونشاطمست , که د رآشیان بربامیشود . آن کلهگکهای کوچك کوجك زردسوء و آن بثقار کهای اف <رص نمو وان‌جشمکان مهرد اسأی متو <ددهر سواو آن‌بالکهای‌ریزهگک ی که بجزيیك حر آتد ادن‌قوت‌د یگری‌ندا رد بچه شوق؛ بجه هوس 1 بچه حرعی !۱ پبچه,قا بت »بر کت و اهتو از میاید . برای ربودن لقمه را پیشتر پد رحه «چیوچیو, هاء وبال افشانی ها وگردن بلند کردن ها؛.می‌بينيم.افتاد ن‌شان ازآشیان برحسیا نم يك‌ارژه واردس آورد این چه انههالك است ؟ این چه محبت سوزناله است؟ واببکن » عچیب ترا زان, واغرب ترازن عیریک‌قانوندیگر حکمت نظام‌دهندة عالم‌جل جلاله را تعاشا کنید" که خواهدر یه ا۵ , خواه دراسان ء این حسیات»تا یکوقتی دوم ورزیلق یعد از آن ؛ تنها با يك حبرهعنوی فرزندی «پدزی| کنات میشود» ومفارقت‌حگر پارد های‌خو د را از خودحواز میدخد ! وابن , از نظام محبت پدری و فرزند یست» کهاگراولاد نودساله شود « پدر دادر او را بهمان حای‌مینید ارند » که گو یا هنوز در آغوش شان با زک می کند » اولاد هم از همان ناز هاودلالهای بچه گی خود "و پیتیدی که دارند » به همان ردی دادنها وتاز کدانه گیهای عادت گرفته گی خود» یدر ها رانکازرف مقالات محمود طرزی ۳+۸ میدهند , حال آنکه «هر سخن جا نی و هر کته »کانی دارد »! وقت‌وزسا نی‌میرسد: که چنانچه درسا بق خودش ‏ بعشق والد؛ چوچه ها ء آشیان پدر را ترلك کرده؛ سر اژآشیان نو بند محیت گردید ند ؛ دورانی میر سد » که بچگر پاره های خو د بگویند که: «شما هم رنته برای خو دآشیانی‌تدارلك کنید ۰۱ حالا بر موازنهحکميژ خود در باب «سنشاء»رجعت نودسي‌گوايم کهءانتهای حدود وطتی که آنرا وثشاء » میگو بند » تا بهمان وقتیست؛ که این حکم خامی؛ بر تما م لوع حیوان جاریست؛ در بو قع اجراء آید » وآن حیو انی که برسر چو چه های خو + ۲ مانند ٍ کل بید میلرزید » وقتی که دید حال بخود اسر معیشت‌خو درا تدارك بیتو اند" لکد پیخ » ؛ پنجه » زده آثر | از خود دور کید! هر از ین موازنه» این نتیجه را تخر اح‌دیتوا نیم , که انسان‌بایحت «سناء خود وفات می کند » و آل محبت را * با خود بخا لك بیپر د ؛ و لی بر ای محا فظة يك و طنی که تنها صفتنشائیث را در بر داشته باشد » جان نميدهد » سکر که آن منشاء برای او « وطن ستتخذ » هم شاه باشد » وطن دح یعنی جایی که اسان آثرا و طن اتخاذ کرده با۵د ؛ وبرای خود آجا راوطن گرفته باشد . آیا چنان گمان سمی کنيد ؛ که درج محبت انسان بوطن سخذ » از د رح محبنش بهسنشاء , کمتر خواهد بود ؟ سوازنه کنیم ببينيم که‌چسان‌است, اولاد انسانرا, از حا ل طفو لیتش » با لتد ریج کلا تن کرده؛ تا بحال يك نوجوان رعنای توا نائی بیا ریم . ینیم ؛ که در حال او » چه چیز ها در نظرماحلمه در ود * مقالات محمود طرزی ۳+۵ آن طفلی که پدر و ءادرد رنظرش +جز يك يك بلا یکه بقدمه , که او را نگهبانی کنند وهر خوا عش آنها را بجا برارند * دیگر هیچگونه حسی‌در باب آنها قبول کر ده نمیتو انست ؛ و درد نیا بهیچ چیزی » بجز باز بچه ها و اسیا بهای سا عت تیری خود شان علاقه ومحبتی نمی بست ؛ همینکه بسن چهارده‌پانزده‌رخ مینهد » یک دیگ رگونه‌حسیاتی‌در خود ملا حظه بیکند , خود بخود يك د لعنگی گرفتا ر مياید .بعد از ان » آن باز بچه ها و ساعت تیری ها که داشت , او را مسرور نمیسازد » وسا عتش راتیر نسیکند .پدر مادر "درنظرش ازحال‌ملكا لصیانه کی ض [ سد ه » بخضو پسی سید | شد که مسب حیات‌وباعت‌ و حعود و مر بی جسم و روج اوآ نها ست . له ۱ پيك حسس تعظیسم و احستر ام » و يك وظیفهة اطاعت و خدست» در خود بمقابل آذها حبر‌بیکند . باز يك حالی می‌آید» که پسر خوذرا چنان میپندارد » که سر از نو بدنیا تولد یافته است ... تابه آنوقت ,بچه چنان سیپند اشت, کهدر دئیا تنها برای بازی کردن,و چون از بازی فراغت یابد» بردوش و آغوش بدرمادربرجهیده» رخساره ها ومویها وجبینهای خود را بان‌ها بوسانیدن» آفرینش‌بافته اسیت ! حال آنکه» چون به آن سن وسال برسد» حکم بیکند» که بسیار وظیفه های دیگری هم هست» که اوبرا ی‌آن‌خاق کردیده؛ و تنها بهمین قدرها کار تمام نمیشو د ! يك‌وقتیبود, که بادختران همزول خود» چون درعالم-عصومیت بازی‌و نشست و برخاست‌میکرد, آنها را عم مانند خود يك چیزی خیال کرده» هیچ گاه د یگرگونه بحا کمة و فلسنه در اتخصوص صرف نمیکرد رفته رفته» بشریح وتفسمرسعانی لفط ۳۰ مقالات محمود طرزی «دختر» صرف فکر نمودن میگیرد ! عرشب یتفکرو حل آمودن اینمعماعلا. نحز بخو اب میرود ۳ آنکه حدوو طیععت, ملک خر او از شبها اورا در عاام منام ) برحل آن معما کاسیاب‌آورده میداند, که‌درین لاه 3 ,چه جهان جهان مضمر و مستتر است |اپن است ؛ که‌سر اژین عاعت/, احوال پسر »سراسر ده 4 ول میشکو: ۰].... حالا دك اسداذراتابه این من یبال وفخبل و کهال, دردةشا اش سیر یه ) فرض کنید ۰ و در عمرن,خال, او را بر داشته ۱ دیکجای دیگر بیرند! بغلوم ابت: که بهد از حل معمائیکه خوایش آنرا حل رده احوال آن انسال عاقبت نیند. یشیده بدیگر گونه شده است! بعضاً بیخوابیهاءبی اش ها نیهاه برایش پیش سیاید ! بعضاً ‏ ی اندیشه های دیزو دراز,و تصورات ؛ذایذ عراز بسر میارد! جنان‌سیپندارده که‌يك چيزي سیپالد» و لمی‌یابلا ؟ چشمانغر بجز ع-ان پا لیدگی خود دیگرچیزی نمیبتد» طایر خیااش , دایداً در پی‌عما پالید ی خو دم در هر طرف پرواز میکند ! آیاآ پالید تی آو؛ چیست , چه خوادد نود ؟! بحزایتکه مك وحودی‌میخوا هد, که‌وجود خود را, باوجود او امتزاج داده , یب تشدگل و وحود یا فتن بسی‌وجود های‌دیگر وه رون عر يكوجود +صدرعد عاهزاروحود عريك‌جهان , مزا رجهانراد هدنشان رفه رفته پمتت‌ای: «مسعص.ر ع > عا قیت حو دنده پا بنده ود ۱ پا لید نی خود ۳ میداد ! .یود ادل, يلك عسة ق‌سورزا 5 ی‌به طهو رم ی آد ید , جند ی به بلاهاي آز روید یدارو انتظاروصال بار گرفتا و می‌آند ! اج : دك حاوه ۶ جیس: حگه ند مقالات محمود طرزی ۳۹ بارنیست ‏ که مقصد ازآن , این است که اگر در نظرانسان, دئیامیتا جهان .هان چیزی‌باشدد , بجز او نباشد , و آن محبت را چنان محبت پر قرتی سیکندء که همه محینها را در هم شکسته بجی آن تنها همان يك هوس؛يك آرزو, يك محبت يك سوداء يك عنق , يك والگی را ۶ .م بیسازد ا... اباخواهدگفت» ک»]باطبیعت این مقصد راحاصل کرده‌میتواند ؟ بلی‌بلی ! به آنسو هم می‌گذر د «چو نکه حکیم علیمذی‌قد رت : خالق کار گاه طبیعت ؛ و اشیای کارگاء آن حل و علی ؛ چنا نچه پر ای نظام وا :تظام حکمت عالم * و افز و نی بنی نوع اد از د واج يك زن را پا برد -صنوعه‌طیعت امر ضروری نموده ۰ تشئید و تائید آثرا, با ساسلة الذهب احکاه رایع نوم دشر محکم تر وقوی قر سا خته » که آنم , معنی بانسو گذ شتن ر امیگیرد! در ازحال ‏ جنان يك حالی بر او بیا ید » که بر ای يك شکر خند ‏ آن ر فيقة جديدة .ات خود * بغد | کردن بسیا ری از بحی‌های د نیا حاضر میشود ! حتی لذت و حلرو تی ز ین عشق و محیت سو ز نالك پر اذت جدید خود ممگیرد , به آن محبت پر قدتئیت » وسراسر تعظیم و حرمت سا در پدر سراسر شفقت » هءچ مداسیت وسشابهت داده نهیقواند ! اناستوا فد رگفت این محا کمه هم ء مضر وعم خارج د ایر؛ اخلا ق , يك محاکمه ایدت کدانسان بمحیتسودای‌پد رماد رخود »سستی وضعیف رواد ارد ! مضر و خارج دایرة اخلاق بودن آن‌داخل بحث بانیست . چو نک»» بحشباء فلسفة وطن است » فلسفه يك چیز بست» که لب اباپ‌هر مسثله را بربد یهیات فمرئمات تطبیق داده » شرح و تفسیر میدهد .لهذا » چون درعالم طبععت ؛ این را مو جود می پینیم » از انسیب » دا خل موازنه نمود دم [ ۳ مقالات محمود طرژی آ یا شما جاوه یی که درین حکعت ربانی » در عالم طبیعت جسحانی , ظهور يا فنه » يك چیزی بی حکمتن وبی آهمیتی میشمارید ؟ نی [ یکبار شماد رسرحکمتی کد در آن سضمرو سستتر است »یکقدری غو ر وسلاحظه نموده "بحا کمه‌فرمائید! انسان » پدر خود را که ار صلبش ؛ ومادر خود را که از رخمش بدئیا آمده ؛ وذیگر خو یش و اقربای خود ر ا, بخود خو یش وقر یب دااسته , با همان مجیت صا ارحامی » تا به آخر دوام کرده میرود . ابا : يك آدم ناشنا س‌بیگا نف محض را» که | کثر بقو م وقبیله هم نزديك نباشد» آیا کدام رش بر قو تی خوا هددود؛ که او را باتو چنال خو دش و اقر با ساژد , که و جود همد یگرشان بیکد یگر مز ج وخه.ر شده ؛ از آن خمیر سای م‌شزج شده , دیگر وحود ها بوجود آید ۰ ودر بزم‌سحل اس قسو نبا 9 رز ظا یکی آ ل و ود بسن ابو یسن؛ که | قر بثر ین و جود ین است ؛ بیگانه بما ند * و محبت ید رجه پی افر اط گیرد , که ترلد بر وبادر وخو یش وتعلقات » حتی و طن نیز برای آن و جو د فیعفه بیکا ته » آسان » و ترله جان نیز دراه ژوجش ارزان نما د ۲! هیچ شبهه یت ؛ که این رشته » همان رنه غشق وسحبت پراذتیست که از طرف زوج بر زوجه » تاثیرهقناطیسی انداخته است! وسبنی بر همین حکعت‌است؛ که عایله ها تشکیل يا فته, نظام وانتظام بقای نو عی حول پذ یر گر دیده! حالا دیدید حکمت را ! پس اگر در حا کم بالغه حضرت حکیم «طلق ,جل وعلی , که احظه بلحظد در عالم طبیعت حلوه پیر ای تجدد وظهور ابت , کد اء حکمی بیينيم » و اسرار حکمت آن بجوی له عقل سا زگنید ) عماندم به اعترا ی بر خمز یم ۲ بلکه د و مقالات محمود طرزی ۳۳ اسرار حکمت آن » کنچ و کاو کرده کوشش ورزيم » که خود را به‌آن بفهما یم ؛ با ژهم ء آنرا بر عجز و ونقصان فهم محول نمودهء ابد آ بر انکار واعتر اض‌جراءت نورزيم. حال آنکه وطن متخذ ءتنها بهمین احکا ما شیان بندی جد ید بخحصر نعیما ند . بلکه بعد ازآن ,تدارك نمودن اسباب معیشت »واز روی‌وفاه وسعادت نیز دا منگیر خیال شده ‏ از اندوختهکیهایی که‌درعالم صبا و ت »از ژ نان تحصیل خود بدست آورده, باستفاده ومتفعت برداشتن , آغازمینهد.سعی وکو شش را »مشعلة راه خود ساخته > باغچه ءحائه »سزرعه »یاذ کان "تجارت »یا خد مت برای خود تداركك می کند .آیا این راهم دقت. کرده باشید » که انسانء باغ وخانه ویاد کان وسز رعه یی که خود بعرق جبین خود تدارك کند ءازخانه وباخ ود کان و کاری که از پدرش مانده باشد» زیاده تر دوست داشتههیباشد اچونکه , درآشمانة پدريكزوجه‌بی يك رفیقه حیاتی نبود ؛که‌افرا استقبال کی .د ر آشیائُ پدر‌خود رادیده بود » که چون پدرشان‌ا زکا روبار خودسیامد»خوداو درپیش رویش دویده ؛بدا منش سحپیچید ؟ حال درین آشانةخود, ی‌بینمد که‌چوچه ؟کهای خودش را» بايك رفيقة »<یا تش» یکحا استقبال میشماید ؟ احکام قدرت لایتغیر است .جریان‌آب‌دایماً از بالایپایان است. از پا یان با لا طبیعداً بمکن فیست »مگر بصورت صنعی , وغیرطبمعی»آنهم بشق انفس,جریان محبت از والدین به اولاد »یعنی از بالا بپا یان است, سودا ی‌محیت بادر پدر, دل| نسائرا مالامال کرده می‌آماساند» اسمايك سوزش‌دلخراش یکه بسیا رشیرین واذیذ يك سوزش باشد "حاصل امیتوا ندو بعضی‌متعصبان, که درین خصوص | عتراض کنند » و این سخن راقبول نکنند »اختیار دارند»اما بازبحقق بداند» که احکا م طبیعت لا یتغیر ۳۴ مقالات محمود طرژی است .از آغاز خلقت ؛همچئین نظام وضع شده‌است , کورت یافتن وعی ا نتظا مات ملدئی ؛ برههین‌قانون مبثی شده آمده است. ان است معثی «وطنمتخذ» که عرض شد .اما؛ این راعم باید داستت: ند | گر «وطن بتخد » تنها بهمین صفات خود باشد ؛ واز دیگر احکام وطن چیزی در ان داخل نباشد ,با زهم؛ آن محبت وقدسیت‌راءسزاوار نمیشود» که‌فدای جائرا انسان برای‌آن‌آسان وشبادان اجرا ء کند؛سگراز احکام‌دیگرسعاتی وطن هم؛یدر جه کفایت چیز ها درالس‌حود باشید , حالاسوال خواهید گرد, که کدام وطن است آن وطنی که انسان د رواه مودای محیت آن *فدا کردنخاثزا" بکغال رنا ورغبت‌وتمام شوق وسفخرت ارزان وآببا ن دائد ۲ آن‌وطن » همان فطن است » که‌نام آن بمیرات؛ به اسان رسیده باشد - یعتی آبا واجداد اوءاز آن خالك پسر رسیده باشد "وه رکس.-اوراد رهرجا,هنام همان خا کث یاد کردء باشد, وهعد ازان »اول‌بار سرش پدئیادر آنجا رز ط نموده با شد؛و بعد از آن: اول بارخود راو دنیارادرآن شیناخته * ودرا ن نشووئما یا فته باشد »واخر الا سر , حمانجا را برای‌خود آشیال حیأث ودمات اتخاذ کرده‌باشد؟پس عروطتی ء که برای انبال‌این چهار صفت را بته‌امها جاح باشد ؛ آن « وطن حقیقی » انسان»میب‌اشد :و معی اصلی لفط وطن را» همان وطن بتما مهاافاده میتوائد , مقصدسائیز» ازینهمه شرح وتفصیل ؟ همین است که همین و طسن را بو بی بشناه‌ائیم ,ٍ که هم بمیراث به‌انسان رسید ه باشد» وهم مستط را یس ا نسان »9 هم منشاء :وهم وطن‌بتخد با شد , مقالات محمود طرزی ۳۵ هر گاه تنها ون موروت باشد , ودیگرصفات را حایز نباشد» انسان‌چسان سیتو اند کهانرا و طن گفته بتو اند ؟ وا گر تنهاس‌قطراس ویامتشاء و يا و طن متخذبا شدم ودیگر صفات‌را حایز نباشد , باز هم اسان آنرا وطن گفته نمیتواند. وطن‌ همین است؛ که همین هرچار صفت را حایز با شد ,9 | گرهیچ نباشد ءلااقل » سه‌صفت آ ثر | بهمه حال پا ید کهد اشته باشد.مثلا آگرفات وطن سوروثی »ووطن منشاء‌ی‌وو طن متخذرا د اشده باشدوتنها بسیب کد ام مثر»مسقطراء‌س‌در کدام‌جای‌دیکر شده باشد, باز هم وطن او همین وطن حقیتی او شمرده میثود ,وا گروطنموروث ومسقطراءس , ووطن‌متخنش بود ء وباز بسیب وقایع دز مثشاء‌ش‌در دیگر جاباشد, بازهم وطن‌حقیقی او همان و طنست که صنا ت مه کا نه.دیکز ژا حایز است»و ا لحا صل »و طن " حقیقی همان وطئیست ؛ که‌همین صفات چار گانه اویاسه صفات آنرا بح حال مالك پاشد . بس انچنان»يك جای» که‌این چار خاصیت واحکام وطن ر ا جا مع با شد) اگر آ نجاوا آن باء وا را دوست نداشته باشد » کنجا,رادو مت داشتقه خواهد بود ؟ ۱ حقیقت و جودوطن »عبارت از همین« وطن حقیقی»میباشد» که از همین چار عنصرتشکیل یافته باشد, با که ؛ این تقسیمات وبحا کمات را تابه ایتجا پنظر قارئین کرام بیال مود یم »ازین بود » که این لفظ وطن :را خوب تشریح تحودهء, وهريك عنصر آ نر | جدا جدا تحلیل وتهء‌ریف کرده» «وطن‌حقیقی» را بم‌یدان براریم ,آیابرای‌ساءچیزیکه آنرا عالم می گو یند»غیر از همین چار د یوار وطن ساء ده گر چه چیز خواهد بود ؟ شرف وانتخا ری‌را که از اباو اجداد مابما میراث گذاشته .همین خاكپا کست . او ل نش حیاتی که‌بما رسیده» از آب وهوا ومز ر وعات مین خالك پا کست! او ل لقمهٌ ۳۹۹ مقالات محمود طرزی رزقی که دردعن سا آمده؛ از محصولات همین خالك پالك است!| گوشت »پوست؛» ایخوان *عقل» ذ کا » حواس سارا ؛جمله همین خالذپا کش‌پرو را نده ! د ر آشمان پدر »در همین خالك پرورش بافته ایم ! خود باءدرهمانجا» آ شیان بسته» وعشق با خته مانید پدران خود »اولادیسررسانیدها یم ! باخ» باغچه»خانه سزرعه اد کان؛سرا/دواب مواشی» راحت » امئیت» سعادت والحاصل هرچه بود ونبودی که‌داری همین خا لك پا کث است ؛ که‌بتویخش‌وعطا ة_بوده است! ناسوس» شرف , افتخا ره همه را خا اد پالك وطنست کهبتو بخشیده! درغربت :۱ گرهر قدر بسر آری ۰ هیچگا ه تر | ؟سی بجز نام وطنت , بدیگر ون منسوب‌لمی کند» | گرچه بستط راء‌س توعم باشد» سثلا | گر افقان بچه‌بی؛ در بطن والده خود پمک معظه رفته »درانجا تولد با بد »و | یام طفو لیت و صاوت‌خود را #م در انجا بسر آرد» باز هم»او را افنغانی میگ یند ژد نکاویو اوعم » به سیت افغانی مفتخر مپپا شد . هیچ ذی عقل وشعوری» در دنیا تصور نخواعد شد که بگوید دو بار د و 4ج میشود نه‌چار ! کذالك ؛اینهم بهیچ صورت تبول‌تمیشود , کهغربت را | زو طن بهتر وخوشتر بگوپند .فرق غربت ووطن را آنوقت کسی میداند , که‌به آن در د گر فتا ر آیده باشد, انسان را ء آرژوی‌سیرو سیاحت» ضرور پیرا بون خیال می گر د د . سیا حیت سم مسی کید بلکه سا لها د ر سر بت با نده هم بیتو اند , حتی سنا ء و و طن متخذ هم کر د ه میتو اند. لکن هیها ت ! چون آ تسجا ها ء صفا ت و طن حقیقی ر اجامم یست ؛ دل انسان دایما مائید سوزن قبله تها »بهمان جهت وطنش ستوجه‌ومایل سی باشد, وعمینکه یلفرعنی بدستآردءمانندمرغ »رشته از پا سسته »یه آنطرف, یا تنها اهااگر مقالات محمود طرزی ۳۷ بتواند با هم آشیان‌وخاتمان » پرواز کرده‌می آید ؟ آیا نمی بیتید » کهدرزهانهاي‌جنگهاوجد الهاء درمایین دواعهاوملتها, يك‌المانی که درهند وستان وطن متخذ کرده‌باشد , يايك فرا نسیس ؛ يايك یونا نی که در چین یا اسریکا مقیم باشد » هماندم »سيبينيم , که‌اگر تچارت داشته باشد» تجارت خودرا , اکر مزرعه داشته باشد ,سزرعه خود راترك کرده بسوی‌وطن خودمیدو د. این از چه پیش سیشود ؟ ازین پیش بیشو د , که وجد آن ایمان» عقل :۱ ذعان همه برین حکم می کند " که آنو طنی که حق ورائت ,حق ولادت*حق پرورش» حق نوش وخورش ؛ حق شفقت مادری ؛ حق تربیهُ پدری, حقازدواج ,حق بسر, رسانیدن اولاد »حق تابعیت ,حق ستبو عیت , ویسی, حقوق دیگر دارد , درتهلکة حملة دشمن افتاده است ۱ به تعبیرادیگر »,وطن) که مادر است » وطن که پد رو اجداد است , وطن که زن واولاد است , وطن که شتف وناموس وا نتخار است , ببا دا که د رچنگه دشمن جمانستان آن‌دزافتد !این است که این حسیات » انسان را د وان ۰ کشان کشان؛ مید و ائد, و سی کشا ند » و توشدان بدوش ؛ و تفنگث بدست» بر سر حد پرتابش می کند ! این راهم بگوئيم » که این حسیات بحیت و فدا کاری‌خود بخو د و بمهوده يك حسی نیست که دباغ را فرامی‌گیرد : بذکه غیرازان سیبهای‌چارگانه, که‌تا به اینجا بیان گردید ؛ بعضی سجبهای دیگری هم است »که هرانسان‌باوجدان‌را, برین سحبت‌و ندا کاری‌ر مجبورسی کند . ۳۹۸ مقالات محمود طرزی اولا این راباید اندیشید» کهنسیت وطن انسان ؛بهمف کرة ز مین نسبت خا نف اسان است ؛ بتمام يك‌شهر یکه دران‌سا کن سیباشد . هیچ شبهه نیست: که‌انسا ن؛ خانةٌ خود را " اگرچه نسیت به‌دیگر خانه های شهر کهتر و حقیرانه ترهم باشد,یاز هم‌طیعا انسان آذرا ازخا :ه هایدد گران زیاده قر دوست میداشته بائدد ؛ودر وقت تها که حریق یاسيلاي, یاغیر از غمه پوشتر ,طیعاً اول‌برهائی دا دنه »و سیحا فظه کردد خانه خود بیی کوشد؛ لهذا انسان وطن خود را ,ارنمام دنیا پیشتر دوست دا شته میباشد ودر راه محافظه ونگهپانی آن بیمحا پا بانولد سرئیزه تفن »مد افعه مینما ید , انیاً ,چون این م از محقتا تابور است» که انسان,بااعل خائهوتعاقات پیته خویش؛ بدرجه یی انس.ت والفت‌ومحیتث بهم رسانیده میباشل کدیه! حوال ظاهردو وباطنك مد یکر»یلهجه وزبان وا صطلاجات ومعا.لاتو عاد ات و هرگونه حالات‌دیگر بانندوجود واحدبا خیر »وبه نفع وضرو ووخیرو شربا همد یگر شريك‌و همسر سیباشند حال آنکه باتمام اهالیآن‌شهر »این کیفیت وود یست ,لا ء اعالی وطن خود را ان.ان سیت ند اه.لی دیکرتمام دما بانند اعل خانه ود دائیعته زیادء تردفستدادته باشد وخیروسنفعت آذهاراطیعاً برتعام‌دنیا ترجیح‌سیکند, ثالجا ؛چون ما بین اسان و ابدای وطن ۴ بسیب اشتراك لسمان واتحاد بقمعت» و کفرت موانست بك قرابت قلب ويك اخوت افکار حاصاشد است و کشش رگد و خون‌جنسیت و هم‌وطنیت, پدیدار آمده است »طبیعت , جبراً براف حکم می کند » که عل وطن خود را ؛و وطن خود را از تمام دئما ببشتر و افزو نعر دو ست داشته باشد رابعاً : خون انسان د رداخل‌حا کمیتی که دروطنش‌یافته »لا اقل بريك‌جوءآن که مقالات محمود طرزی ۳۹۹ عبارتاز چاردیوار يك‌خانه» یایکتد کان یا یکک‌حریب زمین باشدء باتصرف حقیقی شرعی‌حا کم وهتصرف میباشد»لهذا» انسان,وطن خود رابسبب با کتبودن خود » بر یک‌جزاز اجزای‌ان»زیا ده‌تراز جا ها ی که هیچ علاقه وتصرفیتی دران‌ندارد "دوست میداشته باشد . بلی‌سمکن است که این‌حق سااکیت وتصرف‌راء درد یگر وطنهای‌غیر نیز؛ جایز شود اباهیهات . هرد.ود لسوزند »اباماين کجا وآن کجا! دروطن غمر » انسبان» مالکانه‌و متضرفه خود رادا یه‌آینظر عاریتی یک‌چیزی‌تصور بی کند» به‌اطراف خود »چون‌نظ رکند» ازقوم خودء ازقبیله خود؛ ازسات‌خود همسایه نمی‌یابد. حتی‌اگرآن خال بزیان آید» هم خوا هدکفت کد. آباو | حداد تود ر من‌مدفون نیست ! اول به هوای حیات‌پر ور وبحصولات‌جان‌آورسق پرژورش‌نشده بی‌تا بع حاکمیتی هم‌ئیستی »که برمن حا کم‌است؛ بناعلیة؛ توا ژ من نیستی | آه چقدرایمان ضعیف»و چگونه سست عنطری کثیف » که بعضی هار اگر چنین گمان‌باشد , که«وطن» چیست؛ وطن عبارت‌از همان باخ" وبا غچه و د کان‌وخانه مشست؛ که سس مالک آنم؛ خواه‌در شرق‌باشد خواه‌د رعرب خواه‌حا کم آن‌خالك انگلیس باشد» خواه روس, و بعضی چنانهگمان کرده‌اند, که «وطن »چیست ؛وطن‌عباوتست از همان خط موهومیکه بروی کاغذ بنام اقغانستان یاهندستان» باغیره بنو ك قلم بعضی زقشه نودسها ؛ ذشان‌داده‌شده است پس برای اینچنین یکچیزی» که عبا رت‌ازوا همه و بوضوعات پشرمیباشد» وبچزاینکه‌برای برادری‌و الفت‌عموم انسا نهایک‌سد مما نعتی مس یکشد, دیگرچه‌تا ثیروحکمی داشته‌خواهد بودء که‌انسان برای آن‌فدا کردث جان راآسان‌یدا ند ؟ ۳۳۰ مقالات محمود طرژزی | زينهم یدتر: ایکه بعضی چنان‌کمان می کنند» که‌سعنی« وطن ۰۰بر همان یک‌شهر ویایکک‌ده»ویایکث قریه که خود اوستوطتست ؛ شا مل بوده , بردیگرجا حائه که‌عتوان تمام‌وطن بران‌حاویست؛ هیچ حکمی ثد ارد ۱ امابایدد انست» که‌این گمانها,سراسرغاط ,وقابل‌قبول یک‌چیزی ثیست ؛ژ یرا زندگانی‌قومها وملتها؛ و پایدا ری<کومتهاو دولتها؛ در عمه او قات؛ وعلی | لخصوص د ریئوقت‌و زسان حاضر ؛ اول‌بر مين وقوف است, که نسانهایهر سلت هر دولت, وطن‌شناس» وطن‌دوست» وطن عزیز باشدوقاچتین نشونده مایت وطنیت؛ حا کمیت خودرا ؛محافظ کرده‌نمیتوانید , وطعمه همان ملتهاودولت عای میشوند» کموطن شناس ووطن د وست باشند چوگشت‌حب وطن, جای قزدل مات عدوباردفتد» میشود علالدوطن وطن بحب وطن قا یست وغم محفوظ که هت حب وطن » تین سهمنا لك و طن اکر محبت وطنی, در دلهای انسا نهای يك وطن نبا شد, حبا آمنشورا رفتن آنراء هیچ پروا ثمی کند, وتنها همان خانه وباغ مزرعة خودرا اند یشیده؛ درآبادی و از د ست نرفتن آن, سی کو شد, فر ضکنیم» که آن خانه و مزرعذاش, محفوظ مائد, ودیگرهمه خاکی را که عدوان وطئی براث شاسل ا ست , ( مثلایاوطنایران» برای ایرافی» یا وطن افغانستان, برای افقانستائی و یا غیره) د شدن استیلا کند, اکر ذره بی و جدان, گربقدر يك نخود يك دل, اگربتدر يك ماش ایدا ن با شد, آما چسان حسیات در خود حس خواهد کرد ؟ هیچ شبهه یست که مورعه وخانه خودرا» چون کشتی خواهدد بد, که پرآب استاده ! مائند سفینة نوح(ع) | همه عالم‌غرقاب مقالات محمود طرزی ۳۳۹ اجذ فنا شده وآن مزر عه وخانه با قیهانده ! آیاآن خاك, هردم وهراحظه:با زبال‌هر سبزه‌و خار خودء بدآن‌خانه و مزر عه | ستهزاه کنان نخوا هدگفت که :«ا وحانه !او مزرعه ! توبر من‌عار یت‌نشسته‌بی ! اصل‌خاله که‌توبران بنایافته بی, ازآن شخصیست که(لا سمح الله)حا کمیت»لتی ترامغلوب و سنقرضص ساخته ابنای‌ملنت‌راا سیرنموده , وطئت را که حق شفقت و پرورش مادری بر تودا شت ازخود کرده تا رب آه! چه بد بخدا نه فکر یست که د ست قدرت, بقدرو سعت نك« افغانستان» اراضی‌وا سعهیی را , که‌برای اووطن دق رکرده‌باشد واو خودراتنها کابلی ؛قندهاری, ننگرهاری, هراتی, ت رکستا نی و غمره بگو ید! يا تنها خود را, بيك ده و يك فر یه مش‌وب سا خته : چاردهی وال,شی وک وال , و غیره وغیره یاد کند 1 آیا شما گمان میکنید, که اکر بخارج برو یداو هزاوبار بگوئیدذ« من چاردهی وال,یا ار غستانی» یا کو هستانی؛ یا غیره هستم» کسی شمارا بشنا سد؟ خیرا هیچ گما ن نکنید ! حال[ نکه اکر در چین و ابر یکا با شید و همین که بگونید «من افغانم !» هماندم, شما را هر کسی بیشنا مد ! بی وطتیآنوقت برای انسانها میسر میگردد, که تمام کره ژ مین , برای جمله بنی‌آدم » سکن وا حد شود, و ملیتها وقو میها ازمیان بر خاسته: همه افرادبئی آدم » تنها بعنوا«انسان» یاد شود! چدانچه درفصل: معنای لغوی وطن»گذ شت. حلا باز, بر اصل بحث خو دکه«وطن حقیقی» است, انتقال نموده, میگونيم » کدو طن حقیقی . عبارت از هحین است, که تا بد بنجاء در حق آن بیان» مطالعه و بر وتفصیل لازمه, و موازنه ومحاکمه عرض انظار خوانند گان کرام‌گر دیده. اي اپنای با تمیز و طن عز یز! براي ما, تمام دنیا عبارت از وطن عز یز و ۳۳ مقالات محمود طر زی مقدس‌سا«اقغانستال»است . ماچه کنیم, د نیا یی‌را که ازمانباشد ! از ماست. یعنی از اجدادما , بماموروتا نتةال نموده از خودما :از دین‌سا از ملیت ما,ازحیسیت ما , از افغاتیت‌سا ,حا کمرت وامتقلال‌ماد رات برپاومهابت‌تها مانده است, وائشاعانته , تاعصر ای بیشدار خواعد ماند ! ولادت سا نشو وئهای ما , دران شده است, بدعا دت خا له مادر پدرما, آیانة استقیال اولاد ماه همین خالك پالد گریده‌است !از باخ ارم بما قیه‌تدار تر ازهمه چیزبماعر یز تر همین خالك با لك است | دین ما عرض‌ها, اموس‌ما , عشق با, مودای »۱ , اذت ما,محبت با ۰ والحاصل دردئیا انسا ثبت ما , عبارت ازهمین وطن مقدس بازآزهمین خالدالد سمززها «افغا نسعان» است ! اکر کسی بخواهد که‌آترا ازدست مابکیرد + گویاهیة این‌چیزغارا ازماسلب کردنمیخواهد, ومااز عاام هستی ببردن‌برآوردن ۱ ودرعالم سیاه‌عدم انداختن میخواهد !بنایرین ؛ برمالازم است , که دایماً من خود رادوست داشته‌پاشيم , وبرای محافظهٌ استقلال, حا کمیت دواتی , ونگهبانی‌شرف وا زادی ملتی خود , مابدودست حرص وانهمالد, ودزداتهای عضب ویالد , برای ازدست ند ادن آن, چم آفعه وحانسپا ری , بسروسال : بجان وعیال , درمقا بل دشمن‌دین‌ووطن خود ۰ کهدر هرفتت , چون‌فرصت‌یافته, خنجر جان شکاف غدر وستم خود را برجگرگاه این وطن مقدس سا حواله نعوده , حاضر وآمباده باشیم ! دشمن دین‌ووطن واءتقلال وآزادی‌ما , بسیا ر غدار ثایکار است . اول, وطنهارا بحیله وچا پاوسی می‌گیرد , چون ستولی شد, تنهابسلب‌نمودن همچیزهائیکه مذ کورگردید اکتفا ورزید ء , به دعوای خدا ی , عم برمیخیزد ! باوجودیکه ورد ژبان سامین باشد که ۰ مقالات محمود طر ژی ۳ «د شمن اگزقویست , نگهیان قووتر است » ولی با زهم , هیچگاه ازین اندیشه هافارغ نبوده ء بقدر ياث احظه ,د رحب وطن وجانسپاری‌درراهوطن , غفلت وبی‌پروایی‌وبببا کی راازخود دور با یدداشت: بحفظ وحب وطن, لحظه یی مشو بیباك ۰ پنوش بادة حب وطنن زتالك وطن ! مسق نیا کل عافق وطن « محموذ » که دشه‌نان وطن » باد زیر خا لك وطن ! آ ! چه‌شایان حسرت چه‌سزاوار اسف حالیست , حال آن‌ملتی » که ازغفات وبیبا کی وبی پروایی , بخواب‌نادانی 9 بیخبری‌بسر آوردند » وچون بعضی ازآنها بیدار شده , وملت رابیدار ساختند , وچون هشیارشدند/, دیدند که يك دشن غدار نابکار بیکانه یی که نهپه دین , نه‌به حنس» ه بقوم » نه‌به‌سلت ءنه خالد؛ نه‌برنگگ , نهبشکل » باآنها هیچ توا کت ومناسیت و مشابهتی داشت, بر فطن موروث , بروطن سقط رأس , بروطن‌منشاء » بروطن مت , بروطلن حقیقی ؛یعنی برهمه موجودیت مادی ومنعوی آنها , چذان مساط آمده , و پتجه های سبا عانهٌ آهنین خودرا چنان دروجود شان فروبرده * که نه از حا کمیت , نهازآزادی , نه ازوطنیت , نه‌ازملیت , هیچ چیزی برای شان باتی نگذ اشعه , وأگر ادنا حر کتی درباب طاب یکی ازآنهمه حقوق از آنها سرزده باشد قانون «مارشال لای» ظالم بی‌امان , سرومال شانرا بربادداده ! .... اللهم احفظنا من هد الحال »وبدل حااناوحالهم , الی احسن الاحوال. آمین "۳۳ مقالات محمود طرزی ودطن هدر 2 پیش ازین ‏ درسقدسة ساله ناچیزانه خودکفته بوذیم» که‌اگر چه (فظاوطن یا ۹۹ لوتینست, : فای , حهت فایده برداشتی آن نوست . حهت نا ده بر دا شتن آن ,دربتعصر وزمان حاضر ؛عمین است کهمحبت وطنی را دردلهای ابنای وطن؛ چون نقش فی‌الححر , حك ونقش کنند تایواطة آن , دروقت دفاع فطن , اهالی وطن تادان خدادان ؛ دوان دوان» برضا؛ ورغیت تحام , دوراه بحا فظه ورد اقعه ۰ جان‌با زق‌وتر کتازی نهایند , واگر يك وقتی , درراه اعلا نمودن شرف‌وترقی آن. حمله کردن ایچاپ کند , بازم , اعالی وطن را, عمان یادء سرشارعشق وسحبت وطن , بجوش وخروش که آورده, هرگونه مهالك را در آنراه بر خودگو ارا دازند ! وظیفه‌این حکا کی ونقاشی ر,_درین عسر هاء قنهای ادبای شیوابیان, شاعران شیرین زبان, فیلسوفان حکفت بیانعصر نود رعهد, گرفته ات .د رمکتبهای نون , دربدرسه های علوم .علی الحخصوصي درعالم عسکری , وجراید وطنی , درخصوص وطن , ومحبت‌وطن »بسیارچیزها خوانده وشنمدهمیشود «بتابرین ,درین خصوض, وظیفه یی که بقلم سل یر عاحز پسیار کم بضاع حریلدة وطنیه"-راجالاخبار انغانیه » ترثیپ می کرد , همین بود, کهبتد ر عجووعدم ارحطاغت خود , درئن شش سال ایا تمودء , ودرینبار , بااین رسااه عا حزانه , در تشریح آن , تابه ای جا قلم چلانید »وطن حقیتی رانیز تابياكدرجه شا سانیاه , حال‌د ونوع وطی د یگربیناند » که آنرا هم زنظریگذا زیم : یکی همین «وطن مشحرلك» میراشد, که دراببلامیت بجز همین‌وطن , دیگروطنی شغاخته نشده است . برمطالعه کنندگان «تاریخ» آشکار وپدیدار است, که پیش از ظهور یافتن مقالات محمود طرژی ۳۳۵ دین‌مبین برحق اسلام, هردولت, ازهر مات ی که ظهور یافته : وبدرحصاحب قرافی وجهان گیری‌ترقی کرده, اول کارشان؛ همین شده‌است که ماتهای دور و پیش خودرا, محووس‌قرض بساخته, خودرا بجای آذها قایم ساخته اند. مثلاء سلتها ی با کتریا ؛ ممدیا» بابل, آئون کلده را کهدر ینو3هاتنهاناسی ازآنها درتار یخ‌دیده وشنیده‌بمشود, سلنها ی تدیم‌ا یرال مح وکرده اند وآن‌ایران های‌قدیج نیز دردست بلتهای‌ا کدهنا, وانطا کی ویونان, محوشدند.یونانیها رارومائیها پامال کرده وآنهارا نیزدیگر ان نا بود ساخشند. واین" از بن بود که «وطن مشترلك» نام چیزی نه‌آیحاد شده بود» وله تسی زام آثرا شنیده بود. . دیانت حلیلة دقلسة اسلامیه.. که‌اساس عدیم الاندراس‌آنء بر بنیان حکمت ذشان مدثیت بنایافته‌بود, قاعده «وطن مشترك» رافضح انیود. د رنظر قافون اسلامی؛ یا مسلمان بعتبر: باحسب ونسب مسلمان بايك بهودی يا تصرا نی عادتی؛ در نزدشر یعت غرای محمدی (ص), د رمعابملات حقوق‌سیاسیه, یعنی‌شرعیه ؛ مساوی و براب رگرفته شد. هران‌سلتها وقومهائی که‌درز بر تصرف احکام,شر بعت غرری اببلامی د رآمدند, عرض‌شان, ناوس‌شان, سرشان» مال‌شان» دین‌شان" آئین‌شان, جملتاً ذراسان ماند, هیچ سمام فاتحی‌را حقآن آبود : کهبر یلكذ ره حقوق‌ذسی تابع تجاوز وتطاول نماید ! وتتیکه اینگونه رك‌قانون‌عدالت ومساوات, ازطرف حکومت اسلامیه, اعلان‌گردید, همه عالم رايكحمرت ومحوبت عجیبی استیلان‌ود !وبحقیقت که‌شایان حيرت‌يك‌حالی هم‌بود ! زیراتمام‌جهانرا, ازخیلی زمان‌ها, چدان‌یاك‌ظام واستبداد پرحفا وبیدادی استیلانموده بود؛ که‌این چنین عکومت و خا کمیت را؛ رت خود هم ندیده بود, رومها, همهٌ‌عالم‌را, بزور بیداد, وجور استیداد؛ ۳۳۹ مقالات محمود طر زی عبیدخود ساختد بودند, فرسها اژانهم با لا تررفته بود ند , درسحار به «قادسیه» بهزارها نفرعکر فرس, کهاسیر بودند, ویژور وجبر بزنجیراآنیا را بیکدیگر بسته؛ درپیش بیراندند, دروقت,قاو بیت" عمگی بازئجیرهای#تات‌فرسا» غر یق هر فرات‌گرد یدزد ! حال‌آنکه دین‌میین اسلام , درهر سر ز مینهابی که داخل ميشدند, وطنیت, سلیت؛ دیائت آنهارا برقرارگذاشته, بعدل‌وانصاف وآزادی و برابری, وبلئیت شود راوآنها را باهم مشترك مینمودند. آنهائی که اسلام را #یول س ی کردند؛ در مابین بومیعهای آنوطن, وفاتحان‌آن, هیچ فرقی د رسلتی ووطنی باقی میه‌اند. آنها ی که جز یه‌را کهسعنای حماییت وتایعیت راذر برس‌گیرد, قیول‌سی کردند ؛ بازهم؛ بچز همان‌تکالیف س رکاری, که‌عبارت ازگرفتن يكقدار جزوی جزید, که بصورت صفت تایع وستیوع از فا گراته می‌شد : دیگرهیج تجاو زو تطاول, برهیچ یکی از حقوق‌سادی و معئوی‌آنها آمیشد, وآن سالگ:یزا زوین اسلاشیدعدود شده: دروقت حاحت مداقعه؛ ومحاظه همسیشد, پم با ینصورت , به هیچ وطن : جداگانه‌بی برای عالم اسلامیت, حاجت باقی‌نمیماند, وعمة سواطن»یلکه تمام جهان ؛ معنا ون اساام شعرده میشد ۱ این را عم‌باید رنظرمطالعه ودیدا کیه درآو رد, که‌چون د ین مبین اسلام»برای روشن ساختن تام دنیارا بتورهد ایث؛ دین حق واشرانوارعداات مطلق‌ظهور یافته بود, ازآنسیب * بمجردیکه آنل تانون‌ساواث بل استهتا راءدرمیان تیعفورعایای بلاد مفتو حه خویش‌اعلان مود #ر دس را به آنچنان عد الت‌و... اد ات حیران ساخت ! حال» ادن حکم‌را, بامدثیت؛ از تقطه نظر سای حیانگیری سطا بقت داد.: يك موازئ حکمیه اجرا نمائيم . مقالات محمود طرزی ۳۳ اولااین راپینديشعی کهدر ینقدر سه‌لکتهای فراخی؛ کهدین اسلام برال پرتو افشانی‌نمود, یعنی ازحدود بحرمحیط اطلسی, بنا مد یگر بحر | وقیانوس تالا نت تا به‌صور چین , وا ژصورة-طنطنیه , تابجزایر بحر محبط الهند, غر با , شرقا, شهالا, جنو باء در ینقدر اراغی واععه, آیاچه‌قدر ملیتها, چه‌قدروطنهای بوده باشد, که آن ملتها, آنوطن ؛ آن وطیعاو آن اولاد برو رش یافته خود ها را ؛ بهعین حسیات عشق وسودا ۱ دویت داشتند, که‌نتا به‌اییجا, درحق آنتصیلات وسحا کمات بیان شد پس هرگاه ء دین مبین اسلام نیز » مانندحکوهتهای سا دنیا مب محو کردن و بر باد دادن آن وطتیتها وسلیتغا اقدام میورزند » آیا که‌او را مانع میتوا نست بشود ؟ هیچ کس نبود که‌مانع بشود ! ولیکن /احکام خود آن دینمقدس‌سانع آینچنین کار ا بود . دین متدس اسلام ؛ انوار سعادات‌وفیوضات رحهمت را به تشر نمودن » وهمهٌ نفوس بنی‌بشررا بر راهحق وهلایت دعوت فربودن ؛ و کامة مقدسة « لااله الاانته »-حمد رسول‌انته» رابرای تدام سییلمانان دزیا وطن اصلی مقرر کردن » وعالم را به برادوی »برابری بزنجیر جامعه اخوت و اتحاد,دینیه ربط دادن , به اقداهات صاحبقرانی وتشیثات حهاذگیری برخاسته‌بود »که برای‌حصول این مقصد, قرآن‌عظیم الشان‌حضرت خالق کون‌ومکان ۲ ودستورالعماهای حضرت نمی ذ یشان (ص) اوابر وقواعد بسیار واضح وبتعددی آعیرن وضع فرموده است , این است » که برای محو نمودن وبرباد کردن وطنیت ومامت.واطن واقوام دنیا » خود دین سبین اسلام مانع بود . وقتیکه يك سات , يك مملکتی‌را فتح واتیلاءمی تدم بقرگاه به‌سردم آنجا از حریت وهعا دت وراحت‌وامنیتی که پیشتر ازان داهن پیشتر وا فرترحریت وسعادت ۳۳۸ معا لاات محمو دطر ۹-0 وراحت وامئیت نبخشد؛ وتنها برای یغما گری وقعل نفوس , آثجا و فتح کردة: در بگذرد , چنانچه چنگیز ها » هلا کوها , آنیلا عا ء وامثال آنها کرده الد : آنچنان ملت فاتح را » يك مات مدنی عادل نی , باکه يك جمعیت فا لك قاتل باید گفت . حال آنکه وحود مسعود حخرت رحهةالاعااحین ؛ ودین مقدس حق , وعدالت کین آن يك رحه‌تی بود که برعالم پرتو افشان گردید ,تا ریخ اسلام‌را: کسانیکه یدید غورو امعان مطالعه کردهباشند , غیناامقه ین میدانند ؛ که خواه در زان آنخضرت صانته علیه ,وسام ؛وخواءد رژمان خلفایذ یشاناسلام رضی انته‌عنعم؛ بلاد واوطائی را که فایحان ذیشان اسلامیان‌فتح کردند , بجزاینکه کردن های حبابره وست‌کیرین را شکسته ؛ عالم وا از قید اسارت‌وجور واستبداد رمائی داده عدل اتعب‌اف » راحت » آمشمت حريک را تامیت نموده اند ۰دیگر چد کرده اند : ! اگر یکات‌یگان:مثالهای‌تا ریشیه رادوین خصوص بیالژما يم سخن بدرازی‌م ی کشد. ذهم چه حاحت ! یکیار ملاحظه فرما نید وتتیکه اول بار, دین مقدس‌اسلام, پنشر ائوار هدایت آغاز تمود , دردنیایی که استلامعا برال غلیه وظفر یافتند,آیا چقدر ملیتها برال قایم وبوحود بود ؟ آنکه در وقت اضر ,چون نظر کنید »عم آن ال را موجود می بینید . :4 تنها مانند دیانتهای کلان نصرابی وموسوی ؛ بلکه به امتیازات دینیه وقومیه هیچ يك قوم وملت تابعذ خود » غرضدارنشدند! بثابرین ؛ در نظر اسلاسیت » چیزیکه آذرا«وطن» بیگو یند ۰ به‌اینصورت‌دیده میشود ۸ که وطن »سانند يك والد یست ه که برهفت هشت اولاد ذ کورو اناث خود ء اگر چه ع رکدام بهاخلاق وعادات مختاف باشند ‏ والده گری‌خودرا اجراء بیکند . عر مملکتي ۸ که در ژهر بیرق حدا بت وتابعیت اسلام درامده مقالات محمود طرزی ۳۳۹ آن ماك ووطن » یکی از اولاد با د ر و طن اسلام گفته شد . هلا همینکه مبافین و فاتحین اسلام , درزهان خلیفة ثالث , درحدود افغانستان آمده دین حق‌را تبلمغ نمودند ء وافغانها هم دین سپین را قبول کر د ند , از هما ند م , اغغا نها وافغانستان یکی از اولادوالدوطن اسلام معد ودگ_دیدبموجب امر«انما الموسنون| خوة» از برادران اولاد وطن اسلام بحیماب آمد ! واز یی است که درانلامیت , يك وطن جدا کانة مشخصی ذ کر نشده‌است, هرگاه اسلامیت » يك وطن معین وسثخضصی میداعت , میبایست که مکهد‌کرسه ؛ یا مدینة منووه را بنام «هوطن حقیقی » مسلدانان تعیین ومقرر میفر مودند, و تنها مات عرب رااولاد آن‌وطن گذته » دیگر بلل اسلانية ؛ از ین شرف‌محردم‌میماندند. حال آنکه , اینچنین يك چیزی هم نشده است . سین زا , میراث عبا د صا لحیی مقرر فردوده ؛ نه مخصوص عرب وعجم وترك وافغان و هندی‌وغیره! و عبادصا ین » همان بزرگواران‌دین بودند " کهقدم برقدم , بقوانین عدل‌وانصاف » واخوت‌واتحاد شریعت غرای محم.یه ( ص ) » پیروی حر کت :ده » زنیّن را مالك شد ند ! هزار افسوس ؛ که چنانچه همه فضایل و محاسن مدنیه را اسلا میت و ضع نموده » ورفته رفته خود شان فراموش کرده » فرنگان آنرا بدیگر لباس‌ونشان‌ود بگر نام وعنوان * بخود دنسوب کردند.این سمثلة « وطن مشترك » رانمز بعد ازنسیار وقتها ادراك کردند » اما بصورث بسیار قوی وتدید ؛ به اجرأآت‌وفایده‌برداشتن از آن آغاز نهادند . آن او روپایسی » که تا یکچند عصر بیشتر , غیرد ین خو د شانرا بهم وطنی وهمشهری گری عم قبول آمیکردند , بلکه با ن اشخا صیکه در مد هب هم جیزی مخاافتی باهم ذافدند 1 بثظر ملعون ذظر میک دند 1 رفته رفته 1 +۳ معبا لات +<مو دطر زک این نکته مهم وطن مشترك ا-لامی را » که اساس الامماس‌قتوحات‌جدا نگیری‌شهرده میشود " بچدان يك اسلونی از خود کرده پیش بردئد » که اکثر کردزسین را تسخیر واستیل نمودند ۱ والحاصل , معتی فطنی را در اسلابیت " مین وطن مشترك د ربر میگیرد » که ااس آن بر اتحاد واخوت هه موی ر وءدل وساوات وآزدی هم اقوام روش زمین مینی بودة است . اوروپا اگر چه تقلید کردند , ولی ؛ چونْ ساخته گی وغرضی بود رواعلی وسع-نی نپود » مدثیت غیر قاظله را نقیجه بخشید ؛ ‏ آگر چه لباس‌ظا هریآرا غعان اباس وطن مگ 2 اسللاعی نشان سیدادند ۰ هماتها رادراول بهمان اصول وئواعد رام وآرام بخود میساختند * اما در <قیقت حال ‏ باقسماقسم نبرنگها وحیله عا ضنثا ذر سلب مود هحه حقوت آنها دوشش ورزیدند . دررئوقت ؛ شمه سلاهای ری سین , پر حیله ودسصه خان واقف گرد یدند, وبر عر چیزی دانا شدند » ولی افسوس که کاراز کار گذشته است ! در لا دطم سیا یی ازوقتیکه دوات‌های اوروبا این ترقیات خارقه‌نهای واین جهانگیر بهای حیرت بخشارا اجرا کرده‌اند و اسلاسها بعکس‌آن , درماك باخنن وزبون شدن‌رو نهادند؛ بناه, عام‌حقوق دول یک‌علم‌جدیدی <درمیان برآیده آن علم بتام,وطن‌سیابی »یا وطن دیگری یز بوحود آورده ات , وطن سیاسی, سراسر جديديك چیزیست, کدبدءا از سالك مفتوحه ویا کشف کردگی شانست. اوروپا. وقتیکه بسیاحات و وکشقیات آغاژ کردند, !سی قطعات مجهوله‌وارضی واسعه‌یی کشف وبیدا کردند, که پیشتر هیج خیری‌از آن نداشتند, مقالات م<مو دطر ز ی زفری ! رئلا قطعه جدیدة امریکای شمالی , وجنوبی ۰ وقطعة اوسترالیا وجزایر | و قیانوس الهندی و اراضی واسعه هندستان , ( که‌در بعضی افسانه های حکایات اساطیری آنر اشنیده, و پخیالخا نه های بوهای خوش دارچینیهاو میخکهاو زدجییلهای آنسر زمین خزانه‌آسا آبهای د هن شدان میریخت)وغیره رابدست آورد ندواز اهالی بسیار وافر,و زسین تنگث پرفشار خود, به‌آنجا هاسردم فرستاده, اسکان نمودند, وآنها را برآنهاسسلط نمودند. با هالی‌خود, همانجارا برای منافع شخصی ودالی خود , بکار اند اختند . این است که آنجاعا را«علم‌حقوق‌دول» از اجز ای متهء4 لایثة ك هر دواتی کهبران رتصرفو دستولی شدهاست, می‌ما رد که چون بحقیقت نظ ر کرده شود , اینهم يك چیزیست که معنی, وطن مشترلد»را , بيك قالب‌دیگر» واصل سوضوع آنرا» ت<ریف کرده بيك ققرة قانونیه آنراحاوه گرساخته اند ! زیرا آن باتهای که مستملکات و مستعمرات خود را,وطن سیاسی» فته برآن حکمرانی میکنند مانغد اصول دین متدس اسللام د رروطن مشترك» نیست که آن وطنهای بفتوحه یامکشوفه خود راعیذاوطن حوددانننده دوست‌داشته باشتد وخود رادرهمه حقوق انسانیت باعمه انسانهای آنجا, بلااءتثنا, سباوی و برابر شه‌رده , مجامله کردة باشعد ,نی ! بلکه, ارو پاا رتباط<سی وهعتوی شان‌باستعمرات , یعنی وطن‌سیاسی شان تنها ازجهت منافع‌و فواید یست, که از آنجا ءا برای شان‌پرسد درجهُمحیت‌شان و د رجفدا کاری شان نیززسبت بفواید و منافعیست» که از آن وطنهای برای#ان حاصل‌آید. آگرمنافع بسیاری ازآن‌برد اشتنی باشند, در خصوص محافظه آن نیز هم نقدر فد کا ریس یکنند.واگر کم باشد فدا کاری شان‌نیز کمتراست میلادولتاذکایز ‏ که‌هندمتانراازانگ ان زیا ده‌تراهمیت.ید هند ود رآنراه‌فدا کاری‌می کید ) بسمب فوا ید ومنافعیست که خزینه عای لابء‌دولا یحصای خودرا ؛ ازآن پر کر ده‌اند. مسحت تست تا زازان مقالات محمود طرزی یرجه (سالة عاجزان «وطن, یاهر گونه تاب‌و شکل , غر آنتدرساوماتی که در خصوص این کلمه‌هل الاقظ صعب اععنی , ازتتیم و مطالعه آثار یسی اریاب ذ کاء و یز از قریحه ناقصانة عجز انتما که لازء سید انست, تابه اینجا بعرض‌معاومات پرداخت, د رین عم هیچ شبهه ثپاید کرد, که درخصوص وطن و مجا کات فلسفیذ آن , ازین بیشثر خن کفقن, انسانرا بد یکر وادیها سوی:.اد» , از دایرهبحت خارج‌میسازد و ود یگر مباحث‌عوالم اج:ماعیه و حتوقیه و | حلاقیه, جیت تعلی پید کرده , رساله زا بقباله میکشاند. مقصد ازنوشتن ومغز سرخوودن ازآن ۰ مین يك‌چیزاست؛ که «حب وطنی م را ار دلهای ابنای وطن ,کا شتن است . هر عصر زسان , ازخود پبسی مقوضیات و لوازماتی دارد , که انسهای آن‌عصر وزسان + مجبورمیشوند, که برهمان مقتصا و همان لزوء , خطحرکت خود ثهانرا نعین ؛ وبرهمان خط حر رکنم روش ورفتار خود را بیروی‌وتعقیپ کندد , هیچ قرتی ثیست : کهزسبت به نقصانه‌اي قرون سابقه سکماتر دیله نشود. عرترن, هر زمان, همان مقصد و مسلك مقعضی خود را تابل احرا و متروق حق وصواب‌میشما رد . هر عصر, يك روش ذو, يك اخلاق نوء اطوارنو: يك‌احکام ومعاسلاث نودارد, که انسانهای آنعصر و آوان , نام آذرا « استعداد زمان » نهاده, پره‌قتصای‌آن , بحر کت کردن کوشش میورزند. بنابرین ؛ چوت‌وطن زام مجموع4 اسرارقدرت, درینه‌صر ها و زسانها . يك اععیت وسوقعیت عظیمی حاصل کرده, واز اهمیت‌و مو قعی که در اعخار سایق داشت, يكجهت ذایده برداشتن نیز بر آنّ علاوه گردیده, که همین دا کاریها وجاسپاریها , وسخت حانیهایی , که درین حنگهاي ر-تاخیز آسای مقالات محمود طرزی ۳۳۳ عموسی میشنويم, وشنیدنش خیلی شیرین وآسال مینماید , و عملیاتش از ترلك جان نمودن , باربار دشوار تر گران می‌آید , همگی را سیب یگانه , همین جهت فایده برداشتن حب وطنی شده است . در شدیدترین هاگابه هاي رستا خیز حنگی , مو زیکهای عسکری لاره های «حب وطنی» ترانه های «غیرت‌ملتی»را مینوازند ! عمینکه, انی تراذه ها ونفعه عا را ؛ صفوف آهنین عسکر بییشنوند, بچنان جء‌ش‌وخروشی مید راید , که‌غاز زهردار را , رایحه طبله عطازن, بوسه های طیازها را, لکه های ابر رحمت بار, گله های صدء‌نی راء خوار وانی‌قدار دانسنته» برادتحکام فولادی» وخارزار ای آش؛ ق بجا با میدوند, و برقدمه هاو پیشه های حسد های مد پگر خود بالا بر آبد هم بر کنگر های آن قلعه های فولادی , بیرق شرافت فقح صلتی خود را میخلانند! در آغازفتوحات اسلاسیة » درراه -صول وطن مشتر(د اسلاسی» در وقت مقابله آحرداد #صدا ها و علهله حای والته! کیر!» ۰«بولی» دجوم داده مد روگردانیدن بعد از آن؛ بر مسلم‌انل حرام مهد ! لا لد ماو 4 ۳ و تیه اینکه »براي‌ما ات افغان ۲ خااه پالد متتدس «افغانستان» از جهت معانی بختافه ,و بحا کسات حکمیه که‌تابه ایحا درآنخصوص صرف شد 1 صفت «وطن حقیقی» را دربر دارد, واز جهت نقطة نظردان «پین‌سیداله‌رسلین (ص) صفت « و طسن مشتر لك » ر | کسید ع با رت ا کلمة طیمد و نقطه اتحاد جامعة اسلا میه وا باشد» حا یز مییا شد . لهذ ۱؛ بر با از هر جهت, فرض وواحب است؛ که حب آنرا در دل بکاريم ؛و بسودای آن عشقبا زیم ,و حسن ۳۳۴ مقالات محمود طرزی رقابت ؛وحرص , وعضب ؛ کد ازبد‌ترین صوّا تست ,دوباب از دست‌ندادن آل»عشوق حقیقی خود ؛ شعارخود ساژدم به دعحب‌ي تام »دراه محافنه ود اعد آن یکوشیم ً چونکه ؛دیندا: پدرمادر ‏ ژن‌وفر زندها ,شرف وافتخا ر سلنی سا همین وطن مقدس ماست ,اگر اینچیز ها, بر ماعزیر وکران‌نباشد ۰ چه خواعدبود #بيدی (وعذی که حا کحیت ذین وبلت خوداشبات نباشد ۱ بی #دری؛ بیبادری و غیره را که دوست دارد که‌بادوت دا شته باشيم # این است که‌ناید بنجا, غو انچه دریتخصوص لازم بود ,عرخر انتظار قادین کرام نموده ,حال بردعای واجب‌الادای وتر قی روز افزون دولت مسبتوعه مقد سه خو د, نگهیانی وطن ستدس خود ,از شردشنال دین » ختم‌ستابل نموده, يك اشیده عا شقا به وطنیه را کهءقبل ازچندسال ,از طیع حقیرانف‌ببرزده ودره پرا گنده» نام مجموعذاشما ر عاجزانه , در مطبعهیبا رکف «عدایت», بطبع وسیده , برای‌تشیط طبع قارئی.: کرام» از انجا بالمناسبه نقثل اعوده , حدوه پیرایعیون اولی الابصار سیدا زنم ۰ عشق و طی هر کس که دل به عشق وطن کرد مبتال ایسا ن و عل و دین‌دنشوعیچ ازو حدا قول رسول برحق ما ا باچنین بو د حپ‌وطن اساس به ایمان ‏ دین. بود حب مان بخ1 کث وگل وجوب وم-نگف نیست ژیرا بجا که و مگ قرا رودر نگل فیست مقالات محمود طرزی ۳۳۵ جب وطن ؛ بمیوه وگازا رو با غ نیست حب و طن , بکوه و بصحراو راغ تیعت حب وطن ؛ بشهر وبه | نها رو دز رعسه نبود , چرا که پر شده دیا به این مه اینها عوارضست و سحیت :هاعار ضیست آن حوهریت خاص که از فیض معنویست حب وطن معا نی د یکر,بسو د ووا تکز هب 8 ک وسنگ ود رخت آمده جدا ایچند چیز باعث حب وطن بود گویم ترا که ؛ تجر بة اهل فن بو د تشکیل حسم وحان بشر زآب نطنه شد آن آبهم ز چوفر خون, آب بسنه شد خون از غذ اوآ ب و هوا حا صل آبد ه از ا متزاج این فد .ء آن تال آنده خاک وطن بود که پد ید آو رد غذا خا ؟ث وطن بود , که شدش آب وهم هوا خاک وطن , بد ایت تشکیل هرو جود کر ده ست با هزار جدو جهد و تارو پو د ۳۳۹ معا لات محمودطر زی خا کث وطن به حکه‌ت حی قديم فر د اژبدء جسم و جال بشر اپنداءه کرد حس‌بحصر ۰ که ۳ عظءا ی حاال اسست اول رخا کگ پا ک و طن در تعاق ای سهگرت ی تیکه ند اجه علیم حنتی احسان نهوده‌است ‏ به انسان ئيك پی اول صد | بگوش ز حب.وط صو تیکه بشنود عمه زاعل دطن شب نطتت خاصه که خد او زرلا یز , ل فرق پشر نعو د , زحیوان با ین کما ل اول کلا م , چو نز دها ن‌میشو بر ون عطق زمان ۱ عل وطن گشته ر هنمون او ل مشام هم زو طن بوی عشق با قت ذوق ا زوطن /ید ابتلذ ات رزق‌یاات | و ل‌قد م » یعشق چوآغاژسی کند | زاس خالد پاله و طن نا ز سی کند اول نس که با عث مد حیا ت بو د ازآن عو است کان وطنتراسحاط بود پس گر سرا جعت سوی و جد ان کنی بچد مقالات محمود طرزی ۳۳۷ با بی ز بهر عشق و طن خو یش ر امطیع مجبو رحب او ست , شر پفس تگر و ضیع ای خاك پا لد » عا شق افتاده توام با جسم وجان , فد ای د اد اد و توام مجپو ر حب ست ؛ حو اش و قو ای من عشقت ز بهر هر بر ض سین د و ای سن بشنو که عشق از چه به | نسا«ن شود یلا تا گو یهت زتول حکیمال سرد ها هر نقطه یی که جمم دروشد ,حواس خمن 3 ,مر ) ستأ 9 وم کرش ذو ق و امس معشوق نا م مجمع | ین پنجگا نه است عا شق ما لگه جمم جوا دش بها نه است سمشوق من وطن بود ازا بن سیب کهاو مچمع ز بهر جمله حو ام شده ست | و عا شق از آذ منم که جمیم حواس را کردم‌بخا لد پا لك و طن , جحم د پا بجا عشق و طن‌حو اس‌ود لوجسم و جان من مر بو ط کرده است بخو دبا هزا ر فن چون اصل فطرت و نسب و قوم و سلتم جولن‌حسم وحانو رنگک وزبال‌شکل وهیبتم هنت مقالات هحمود طرزی چون | ب وحد و جده و با درز هت چشك از تست ودر تو بود ه و د رخاك نو بخفاست چون جمیة حواس من ازجمله و حو د کر دهست با تو وا بطه ازجعنه تارو بود پس عشق تو چسان زسرمن ند رشو د ۲ ور من ند رشو با شیر | ند رو ی شد ق با جان بد رو د شهد ما لها 5 د ۱ خ ]۹ ونستمه نج دی وارثر لد جر عامر و فن که خو ا زذء و تحصیل گر ده ام | میدم آل بو د 43 ان نیتم برفت ر ء سیه نی و بد که مسن و شبد عطاً ۳ حمله حفا ت ردي س.ن | 41 ذو | لعلا ل : ۳ غالا خ عیمها ست 4ج شا 5 .211 ی خان پاند و ای و طن خوش مین من مقالات هحمود طرزی ۳۳۹ مسعو دبا ش و شاد بزی تا ابد بما ۵ د رحفظ و د رترقی وعمو ری واسان از شر د شمنان شر پر فقو ی بسد «حفو ظ با د خالد تو د رحضرت احد د ر ساك نتعدن عمران و بر دسسري د رعلم ود رصنایم ودر عر هضروری رثك آو ربلا د.تعد ن نشا دم شوی د رشر ق , همچو شس‌در خشاد عیا دشوی اچا و امل تو رطوضاتا تفا که کر داند بهرهیاب وبر | یند از نفساق گر د ند يك و جود و نما یند د یت‌بسيسك ۳۷ 9" حملگی کسسر ههمت و نك از بهر د فم د شعن و جذب علوم وفن از بهر | خذصنعت وهم عمکری شدن لاش ذوااعاه لا عنا یت کند ترا ان‌واع عزت و شر ف ونءمت و سنا امنیت عمو می وحق و حقوق وعدل آسا یش ورفاه و مساوات وعلم و عقل خیر بت فسعادت و ثروت ام و نظم قانون حرب و نظم سیا سی و جند رزم +۳۳ مقالات محمود طرزی آزادی و تجارت و صبعت ژر ععت سال کثیر وراه و سیع و عمار تست ازاین شمه توانگرو هم بهره ور شوی دو ره زمیی به ترد « بحمود» بینوا, پشب وروزا پندعا مسیکرده است و با دا حابت ز کیر نا له سرسمت چاپ مطیه ۵ حرو فی کابل ۱۳۳۰۰ یگ دین» دولت »وطن»ملت سال چهارم - شحاره . بت مب جوزا ۱۱۳۹ دحت عتوان دی دوات» وطن» بلت»:در فصل «اخلاقیات» میئویسد: این چا رکامه مقدس را میینید؟ اینها چار عتصرتست که قوام انسانیت انسان به آنست. کسیکه وطن خود را دوست ندازد, شرافت سلتی خود را محافظه نمیتواند کسیکه شرافت ملتی خود را محافظه نعواند, حقوق.خدست وصد اقت دولت خود را دمیشدا لد کسیکه اینچیز هارا زد اشت» و فتوانسس ونشناخت, دیدش راناقص» اخلاقش را فاسد» تر بیه | ش را مفقود» و از هیکت احتماعیه‌اش مطرود باید شمرد! «وطن» چست ؟ و طن يك ظرفیست که سلت مظروف آنست,چنانچه ظرف بدون مظروف خالی‌و بیکار است» کذ الك, مظروف بیظرف نیز از حمعمت به پریشانی سر دوچار است. «وطن » پدر سهرباد, «وطن ما در شفقت شان است که؛ .لت اطفال برورش یافتد و اولاد حمایت دیده اوست. روز مقالات محمود طرزی چانچه بادر و پدر بی‌اولاد عقیم وعنمن است» کذااك اولاد بی پدر و مادر را نیز بتیم ؛ اسیره وحزین پایددانست. وطن؛ شجر ا-ت, سات ثم !وطن چشم است:.اتنظر ! وطن مزرعه‌است, ملت بحصول آن اون خزیده است. »لت نود آن! پی چنانچه شجر بی ثمر, دید بی نظر کش زار ی حاصل, خزیده بی معامل از فایده و نفم مبر است, تدلك, وطن بی ملت:« مات بي وطن لمز از همه چیز سعر است , حالاء ازین تعبیز های شاعرانه درگذشته یکدرعناهای حقیقی این کلهات میارلد و مقدس را بعبارات ساده بیان نی تا اولاد عای وطن بذانند وبنهمند ده ادهاچیستند, و چه تاثیرات و اجه درجه اعمیت دارند, پیش ازسه جارسال که اول با ربه نشر این اخبارعا حزاف4 خود آشساز نموديم , کلحه بلج وطن را 5د مینو میتی , بعضی از اینای و طن عز یر ما در خصوحی قدییت آن, ود رح اععیت‌آن تر ذدمیک ند ,و بی‌قیقت» منا ی آن‌پی تمیپرد ند له بحت قد میت وبحبت, وفدا کاری آن, يك حلر عجیب .و غر یب بیگا نه بکو ش شاد پر سیخورد , حتی دلهه عای انگلیزی میشم,دند | زیرا بمسخی کاکه عا واوب-اشهار وا خطا ب « پچ وطن»داده #هسپیر اولا د و طن را ازععان قبیل يك کدمة محقرا نه و بد رحه ستهز یا ثه مان میکر د نید [ رقبه رفته, باین کلمه « و طن 4 و شها غاد ت 1 نت ۲ ود رح ا همست وقدست آن ۱ تا یک ره بعتي ذهنها ففکر عارابشور و ح رکت‌آورده اما با زهم؛ بعضی چنین‌گمان خوا هند کرد, که مراد از وطن ؛ همان قریه یاقصیه یاشهری خواهد بود که در آن توطن وبود وباش شان باشد , و مقصد از دوستی و صداقت‌وفدا کاری وط ؛ منحصربهمان دء و قر یه و قصبه و شهر خواهد بود» حالانکه معنی حقیقی وطن, این نیست ! مختصرترین و بحقیقت نزدیکترین معنی وطن اینست که ء وطن همان‌خا کی را باید شناخت, که باخطهای سرخد ی غربی و شرقی‌وحنوبیو شمالی, ا زخالددیگر دولت های همسایة خود جدا شدم باشدبه ذعیزر دیگر وطن همانةدر ملکهاء رمینغا وشهرعا وقصبه ها وده مائیست که حکم‌ريك دولت‌و یكیکوست بران نافذوجاری باشد. وطن کابلی, جلال آبادی» مزاری, اغمانی» کذری, ورستانی, شنواری؛ سفید دوهی: خو-تی, مدگلی: حد ثانی, کوه‌ستانی کوهد دابتی» نجروی,تگاوی؛ پنحشحری غز نیچی, هزاره‌ثی, وزپرستانی, بدخشانی, قطعفی» بلخی» سزاری, بیعنه ثی» هراتی؛ قند هاری وغیره وعیره» همه گی همان خالك پا کیست, که آنراافغانستال» معگویند و میخوانند, و مینویسند ! 5 ۶۹ بات ی حا لا بيانيم در معی «سلت» نیز مانند لفظ«‌فطن»؛ يك شمولیت عامی دارد.اگر چه هه اهل اسلام را مسلت امملایبیه ميكونيم ؛ و سیدا نوج » ابا مب وا د با از کلم ملت؛ همان سردم وِ نفوسیست کهد ر خالك پالك وطن بمعقدس افغا نستان ) معدشت و سکونت و بودوباش‌دارند زد ی مقالات محمود طرژزی ورعیت ولاپم يك دولت و بكث حکومت هستند ؛ که بر حملة آ نها , عتو ان . سات اقغان اطلدی ب‌شود . تعبیر قوه . معنی ملت را در بر اءیگیرد , زیر امات از اقوام مختلفه تر ثءب وتشکیل یازته است , وچذانچه نامه وطن تنها بر یا شهر ویاث قصیه ویاث ده متحعر نمیماند , شچذان : کلمة مأت‌نبزعبارت ازیبك‌تومو يك قبیله ويك زایی تعست , درانی , غلجایی , تا جياك , ترلد , اوزگ : ساره , آدوعستانی , پنچشیری و عیره غیره جملگی سلت | ذما نگفته میش ود + چرا که , د ريك وطن , وزیر خکم يك دولت/ سکوتت ومعیشت دارند , وآن وطن ؛ وطن مقد س افغانستان , وآن دولتا , دوات‌سسقاه افغانستان است وبس . آديم پر کلم « دوات ۰۰ هزار اقیوس ۳۹3 در عوام الا سا , دلمفقوات, تاهابر پیسبه ورف پیه دما وبال هعنی توانگری اطلاق مشود [ مثلا میکونند فلال آدم بسیار دولت داود, پاقلان آدم دوات مند است . مراد عشاناییاست که یعتی آنشخص بسیارصاحب دیحه وروت توااگری محیداشاه بر و چول طارذد هنود ) باحور صرافی مشغول : و ۸ ثروت وتوانگری مه وف اد , القاب وخطابی که ,رای آذهانوشته‌شود« دوات چاه » توثته میشود , و اگر بان طابفه براسمه‌سلام و کلام آبتدائی سلاقات‌بوقوع آید, بجواب ۰ خدا نگاعدار ! » آنها « دولت ز باد !»گفته میشود ۱ عجب القاب ۰ وخطاب نررگی داب ! ابا عجبتر اینکه ۰ این القاب فوخطاب را ؛ ازروی کم زدن وخوار شمردن میدهندا, نه از رو ی اعزاز وا کرام ! چرا که آنها را چون لابق خطاب و ا لقابی که بمسلهائان داده شود نمیبیتند , از آثرو » بچنان خطاب والقابی که لابق همست مس مقالات محمود طر ژی ۳۴۵ مسامانال نباشد » مخاطب وملقب میشوند . حالانکه لقب دولت پثاه ؛ پایدیاك لثبی باشد که مخصوص وزرا و وکلای دوات شمرده شود . بهر صورت , حالا از این سخن صرف نظر کرده , اینرا بگوئیم , که دولت در لغت اگر چه معا نسی بسیار وپرشاخ وبرگ داری دارد , اما برا ی آنکه سخن دراز نشود , وازراه کوتاه تری بمقصد برسیم , بهمینقدر التفاء‌ميورزيم » که « دوات » عبارت از وه حا کمه ایست » که زمام اداره وانتظام , واحکام عدالت ورفاهیت وروت وسعادت وآبادی وعمران يك ملت ويك وطن , پدیت کفایت و درایت آن قوه حاکمه » که از وطن ومات ودین خود شان باشد / غهرده شده‌باشید , .. چول این سه چیز » یعنی «وطن ,رملت , دوات » نباشد , دین هم ناقص وبیکار میماند . بکوئید که ۰ چرا ؟ میگویم ۰ ارت سب کلا تاریخ وواقعات پومیه , بما عیائا نشان‌میدهد » که آن وطنها ومات‌های اسلامیه , که در زیر احکام وقوانین فرسان روابی غیر دین شان درآمده , وآزادی بلتی ووانی شان به اسا رت متقلب کردنده » بر احکام دینیه خود آزادانه مالك نیستند.یکبا ر با طراف خود بیبینید : آیا گمان میکند . که آن برادران دینی سا که در زیر پنجنولادی اسارت غیر دین وغیر سلت خود درآمد» اند , مانند مایان , آ زا دی د ین » حق وطن : شرف ملتی را مالك خواهند بود ؟ لاویته ! جاشا ! هیچگاه ! ۳۴۹ مقالات محمود طر زی آیا نمیشنوید که سجد مسلمانان را خراب بیکنند ؛ عزت وحقوق و اعتبار مساجد ومعاید اسلامیه : یت به کلیساهای خود شان لا شی میماند ! اگرسرله یا راه ریل شان بر کدام معبدو زیار تگاه مقدس اسلام برابر بماید: بکمال‌بی‌پره‌ایی و بیپاسی, آنرا مذکانند , و خراب میکنشد , درغرزت و اعثیا رو حقوق : هیچگا «يك صلما ن بسیار معثیسر و با حیثیت , بايك آدم معمو اسی خود شان:برابر ی کرده زمیتواند ! آگراولادساحان؛ هزاربار بد رح خود شان‌تهصیل دافقه باشد» باز #م‌در رتبه ومنصب وماموریت؛ د رجه اولاد تحصیل یافته خودشانرا نمی‌یابد. همیشه حود شانرا دارااو دیگران را ت کر مد انند.آنائیکه بوطن‌ومات: ود ین خودشان خاین,غدا دشمن باشند, خطابهای بزرگو القابهای مترک» وعزت واعتبا رو برتری‌میگیرند. آذ نیکه ان ؛اسیل ورغبت‌بوطنو ملت ود ین خود د اشته باشند »ود رواه‌حقوق‌د ینی ووطنی‌وماتی خود زبان بجی‌انشد» یاقلم بزنندء ضبط بیشوند, تاراج میشوند "بندی ميشوند ؛ اعدا م‌میگردزد بر تحریف» و کشیدن. کممذه کافرون» راازفرآنعظیم الشان " جرنت وتثبث سبورزند, سلاه‌او امامهایس‌جدهای مساماذان را *بردانستن زبال خودشان» برعالم شدن‌علوم خودشان»مجبور میسازند.قاضی ها سفتی‌های سردم سداعان»اکر احکام دبئی وقوانین ملکی‌شانرا نداندسجازات بیشوند و الحاصل"برای‌آن اخوان‌دین‌با کهدر زیرتساط و<ا کمبت غیرد بن و غیرسات خودشان د رآمده اند. نه‌,حافظه دینی اه شرافت.لتی: زه حقوق ولفی» هیچ چیزی باقی‌نمانده است . اسیرذ املحقیربیچا رگانی هستند که خالتیعظیم انشان کون و مکان؛ و رو-الیت مقالات محمود طرزی ۳۴۷ پیغمب رآخرزدان وب رکت‌قرآن‌مارا ازآنحال نگهدا رد وآن‌ خوان‌با را هم نجات‌بد هد ! آمین ای اولاد وطن ! دین؛دولت» ملت؛وطن خودرا عداصر چارگانه حیات‌خود بشناسید ! در پابندی دینی‌صداقت دواتی»حفظ شرافت‌سلتی» محبت وطنی خود " بجان ودل کوثش‌ورزید ! درین‌شما ره بهمین قد رسخن| کتفاو رزیدیم.انشا انته, درشماره آینده» از ه رکدام‌این کامات مقدسه چارگاند» خدا حدا بحث خواهيم راند . ال چهارم - شمارد ۲ ۳( سرطان ٩‏ ۱۳ ذین ؛ دولت ؛ مات قطن . مات‌ووطن , آنچنان با هم مربوظ با یکدیگر پیچیده ورشته و بافته چیز های میباشند , که اگر هردو رايك چیز واحد بگوئيم , جادارد زیرا ؛ این دوچیز» بدون همدیگر يكمءنی مستقلی راد ربر نمیگیرند . ذانا ند راولمقاله خوّد, ثابت ساختيم که‌این چها رکلمة بقدسه ؛ بایکد یگر بد رح برابطات و منا سبات دارند ؛ که اجزاء لاينفك شمرده میشوند » ویکی بدون د یگرقایم‌ودایم تمیما ند . چنانچه قبل‌ازین گنه شده بود , بازتکرار ميکنيم ؛ که اگر خدا ناخواسته ؛ وطن يكمات ازدست شان برآده , بدست دولت غیر دین وغیر سلت شان بیفتد , اول چبزیکه باوطن یکجا محوشد نیست «د وات»وهدین»آن مات‌است ؛ زیرا , مقال های تار یخی ؛ بصورت واضح بمانشان مید هد » که بر يك ملت و وطن : که اجنبی سستولی شده است ؛محو شدن «دوات» آن ملت ووطن ۰ بصورت آنی ودفعتا" واقع ده است , چونکه ۳ تادونت با مات ووطن مجو ومنقرض نشود, برال وطن ۳۴۸ مقالات محمود طرزی وسلت, اجنبی‌س‌توای شده‌احیتواند , امادین آن‌سات‌ووطن‌شان, بعبورت تد ریجی , آه42] هستد مجو وباترض بمیگردد ,وشرافت حقوق , اخلاقیات , ادبیات ؛ ژبان؛ تهذیب ترتیب آل سلت ؛ یکی بعددیگر مجو ومتترض شده میرود, تاهیچ اثری ازمات آن هم پاقی‌نماند . داعتير خواهندکفت, کد + «آفای بر محرر در یشاب مجالغه کود یی میکند !این‌است بعضی سلکتها ی‌بسیار زدیا هسایةٌ شعا, که با وجو د استیلای بر دین وغیر ملت شان‌بران, بازهم بایند رجه هائیکه سرمحرر میگوید؛ چیزینشده است ». حال آنکه ,این یل تسلی وذ لخوشی ایست, که خود آن گو ینده بخو دش میدهد . وچون عینك دوربین حقیقت رابود یده نها ده, یغورو انصاف نظر کند , بعضی ازآن متدسات را سراسر محو و منقرغی,یی بیند , و بعضی رانیم منقرض : وبعضی راروبانهدام , وانتراض ! مغلا , دوات دوطن شا را سراسر بیحو ومتقرض می‌بینیم ژیرا دوات شان ‏ هعان دولت غیرد ین ۰ وغپرهات‌شان است که برانها حکم میراند » وازخود دولتی تدارند , وطن شان. یات پارچه ازاعضای‌بدني همان وطنی است, کهوطن اصلی دوات‌ها دم شان میباشد , چرا که قانون هر دولت همچئین حکم میکند , که هرپارجةٌ ازپارچه های‌قلمر و مردوات , با‌عضویست ازاعضای وطن همان دولت , آگرچه وطتی اصلی آن دولت درغرب باشد , وآن پا رچه اش د رشرق . دین‌شاثرا بايدنيم ستقرض بد انیم , ژیرا الا ژعاز حعد وعمدین , کهبخطبه موقوقست ا قص‌شمردهيشود , وبعضی | زاحکام دینیه , ینما دیا احرا نمیشود , که اکر یگان یکان !زآنها بحث برا تیم ,يك کتا ب عقا ید باید بتودسحم , مات‌شان را : روبه انهد ام و انفراض‌می یابیم ۱ زیرا زبال خود شان ۱ ۵ الات محمو دطر ز ی ۳۵ 5 یکی از اهمترین امتیا زات ملتی شان شهدرده میشود , زبان رسمی دولعی شا ن نمست. باوجود یکه زبان‌شان ازفارسی وعربی » #اصل زبان خودشان م رکب است » رنته رفته بعضی ازاجزای مرکبه آنرا؛ سراسر کشیدن وحذف نمود ن میخواهند . مثلا زنان‌فارسی , که‌د ریکوقتی زبان‌رسمی سلطنتی سلتی شان ؛ وزیا ن ادبی رسمی ساطنتی سلت‌شان, وزبان ادبی اصلی شان بود» ودر وقت حاضرزبان دودوات مهمةً اسلامیه سیباشد »واز زبانهای‌بسیار عمده شرقیه شمرد سیشود , این زبان‌را , سراسر میخواهند لغو کنند , وتحصیل وتعلیم آنرا منع‌نمایند , وس‌کن اس ت که رفته رفته زبان عربی راهم که‌جزوژانی زبات شانرا تشکیل داده نیزمحوسازند ؛ و بالاخره , زبان اصلی‌شانرا فیزا زسیان برداشتهم زان ملی وحکومتی خودشان راقایم گرد انند؛ کهاینسلله » حقیقتا خیلی د هشتدا لك يك ضربه ایست , جانکاه که پر ملیت شان حواله مینمایند , تنها نه‌زبان باکه بسماری ازحقوق مای‌شال پاه‌الست . این احوال ملکتهای نزد يكیاست» که‌بسپب اسئیلای واث غیرسلت وغیر دین‌شان, باین‌حالها ئیکه يك‌قطرهازبحر ازان بحث‌رانده نتوانستم , گرفتا رآمده اند؛ وچنانچه/ وطنیت وحا کحیت شان سراسرمحو ومنقر ضشکردیده * دین وسلیت شان نیز تدریجا زایل‌شده میرود.حالانکه اگر یکقدری دورتررفته, به‌«اندلس» نظر بیندا زیم, درآنجا هیچ اثری‌ازآثار این چاز کلهد مقدسه را بامیکروسکوپ‌هم دیده نميتوانيم ! پس » ای نو نهالان چمستان وطن عزیز ! برحال واحوال عالم بینا شوید, وبرنعمای که خالق یگانه بی همتای ماجل وعلا برساوشما احدان فرموده, داناگردید, این‌چهار عناصر مقدسة حیاتیه خودرا, +۳۵ مقالات محمود طر زی ازجان وجهان عزیز تر وقیمتدارتربد انید» زیرا , منافع دین ودتیاء دردوست داشتن همینهاست, زیرا, حاصل کردن حیات ایدی: درفدا کردن حائست؛ در راه هن خاست, زیرا :مالك شدن بر بهترین اخلاق حسنه , نقش کا لعجر ساختن محیت درداها؛ عسینهاست زیرا, صاحي‌شدن برهمه علوم عالیه؛ تربپه کردن دم!اغست بردوست‌داشتن عمینها! زیرا اسوس ؛شرف, عزت: اعتبار, سعادت, افتخضا رهمگی درسحبت به‌اینها درارتباط قلب‌ایها, وی اینها؛ دردا پم‌ماندن اینهاست ۱ ای ابتای وطن عرزیز ! ای ملت نجیبه باتمیز الحمدنته , دین مقدسرما» احسن واثدرف‌واقدس واعلاترین همه ادیانست, زیرا دود تعالی‌را به یا نگی وبی‌-انندی ولاشریکی میستاید , ممجان‌انته ۱ آن‌ملتهانی که :هداب ندلیث گرفتا ر آسدها ند , چقد رسعذپ» متردد, چقد ر سشغول الفکرند, تاباث‌رادو, دوراسه: وبا زسه‌رايك کنند ! چه‌عذابها, چه مشکلاتها می‌بینند ! بیغمبرارحق ما؛ قرآن‌قادر مطلقما " بجز خوبی, بجرنه‌کویی, بجزعد اات, پجزراه‌های نجات‌وسعادت: دگرچیزیبما نشان‌نمید هد. راء‌های‌راست: دئیآوآخرت‌را: برایسا بازداشته است با همه افراد بی‌نوع بشر ,ما را ٍ رخودی وحسن سلود باسورارموده, وبا عمه‌ماتهایی که همدین‌ماباشند. خواهد ر شرق باشند خواهد رغرب: به‌برادری و عمدردی ویکوجودی دستور داده است , دوات,تبوع ما,دوات املامیه افغانسعان» است, که‌سا تابع آ نیم ., ... مات‌با «افغال» است: ازحیثیت تابعیت دولت افغا نستالا, اقغا ن است. از حیشیت سعوشت وسکوزت د رخالك رالد افغانستان, افغانست, دیانت, شجاعت امطاعت بهاوولوا لامر؛ د رنهاد وفطرت ما و دیعه‌الا هب-ت. افتخار: شرافت سلتی ! بد رح افراط 1 مقالات محمود طر زی ۳۹ اب 0 سس مسج وطن دوستی‌غیرت ناسوس: ذ کاء. هوشم‌ندی؛ ازشیم‌عاای‌ایست» که خدا وندعالم؟ بصورت بسیار وافری بما احسان فرءوده. وطن‌مقدس ماه افغانستان» است, که حضرت خااقی ارض‌وسماجل وعلا, ازهمه‌؛روتها وتوانگریهای طبیعتآذرا معموروسماود اشته است. چه‌زسینهای زراعت‌نفار چشمه های ساره‌ای خوشگوار, چه جوییار های با آبشار. چه کوه‌های سربفاث کشیده" چه جذ گاهای تبرندیده " چه سیوه دای حلاوت با ر"چه غله های‌مشهار ) چه‌معدنه‌ای.ختلفه» چه حیواناتم2:وعه نیس ت کهد رال ایست ؟ لاجرم ؛ اینچئین دین مقدس ,ابنچنین دوات مقدس اینچنین ملت‌مقدس ,ایذچنین وطن مد س خود را , اگر پهمام وجذان‌وایعان دوست ندار یم ؛ودر راه | علای‌آن در راه صد اقت آن , دراه شتزافت آن 1 درراه برحافظات آن حان فداساختن راشرف عظیم نشمار یم , خدای ما برنااغضب خواهد کرد ! دولت برما لعنت خواهد کرد ! مات مارا مطرود , وطن سارا مردود خواهد نمود ! ای براد ران همدین» وم تابعیت وهم مات وهموطن ! بیائید , که همه دست يك کنیم » داهای عمد یگرخودرابژنجیر عای‌محبت این عناصر اربعة مقدسه , چنان بیکدیگر مربوط نمائیم » که شیر های قوی پنجة بفترسه , وخرسهای عظیم الق وحشیه ؛ نتوانند آنرا ازهم بکساند .اگر د شمنان این مقد سات , تصورچشم زخم رسانی‌را در يك گوشه از گوشه های‌دل خود:د ريك حسی ازحواس دماغ خود ؛ حابد هد » بقوت اتحاد وارتباط همالسحبت اینعناصر مقدسه » دلهای شانرا از درون شان بر آورده , ریزه ریزه کنیم , سغز های شان‌را از دما‌هاي شان کشیده , حواس باثرا پاره پاره نمائیم ! بلی بلي ! برای حفظ این مقدسات خود , بیدار گردیده هشیار شویم .هردم و ب۰٩ب۹بپ۰پ۰ب۰‏ 0 ۳۰ مقالات محمود طرزی حتف هر لحظه » حاضر باشجم " بماموزيم بيندوزيم ؛ غیرت ورزيم ؛ همت کنیم 6 بهترین اخلاق حسیه * همین است. والسلام ! (د رین‌شماره عمینقد ر » انشاانتهدر شماره آینده احقوق‌تةابلة اینها بحث‌سیرانیم ). سال چهارم - شماره ۵-۷۲۳ اسد و۲ دین - دواث - ملت - و طن حوق متقارله | نها حالا یکتدری ازحقوق متقابله این مقدسات بحث وبیان را ندن لازم است, تاب‌علوم شود » که حق يك مقدش » برات مقدس دیگر چیست؟ ازین چار کلم سقد.د , کلمات اول وآخرآن , یعنی دین ووطن , حق‌دار وصاحب حق هستند .امادولت وملت ء چنانچه یکی باد یگر خود شان بادا ی<ق عمد یگر مجیور, وسکاف ي‌اشند : هه‌چنان , هردوی شان در بچا آوردن حقوق دبن ووطن ئیز درز یر تکلیف شمرده بیشوند , اولا از حقوق بتقابله دولت ومالا7آپاید بج,يژانيم ۶ که‌این بحث خیلی مهم فبسیار نازلك است وبیان آن "براظهار حقیغت عدم کته‌ان ,وآفتایی کردن هرچیز موقوف است . بااینهم » محرری که‌بیخواهد |ژیت‌سئله بهمه بحث راند ؛ میباید که‌يك‌معلوسات وعرفان فوق‌العا:ه واسعی را مائك باشد؛و قتی که میخوامد اژین نحتة سر بسته‌چیزی بدگاردمیشاید که يك میدان فراخ‌بی سنگلاخ آزادی را صاخب باشد , تا جولان شعله حواله آسائی خود را پتمامهایکا رآرد ,حالا نکه , این محرر عاجز را » ثه معلومات وعرفانی آشکار است + وه قلم لیگ باپالهنکش را فوت جولاتي پدیدار است ! لاچرم » از بعضی پیانات ساده وبسیط , بدیهی و مقالات محمود طرژزی ۳۵۳ آ شکارايك سسثاه دهحه چیزی چیزی‌سینگارنم» تا در ترتیب‌سو ضوع بحث مسا بی انتظامی نیاید ‏ آیا دولت بی مات » یاسلت بی‌دولت را » بچه چیز تشبیه داده میتوانیم ؟ « بار ها گفته ام و با ردکر سیگو یم » که‌مات بی‌دوات "پيك کمند اسپهای فر به وتوا ای بدمستی میماند ء که افسار وپچاریهای شان کسلیده , و لجادها از سرشا ن کشیدشد » و دز يك ساحه بحدودی » کدباچهاردیوار ؛ازچها ر جهت محاطباشد به لکد کوبی» کپ کیری هملد یگرآمدهباشند؛ یابه رمه ها یگوسفندی‌چوپان؛ یابه عرابه موترو انجن ریل چالان شده؛ بی‌موتران, مشابهت میرهاند. آیا دو لت بی‌مات چه خواهد بود؟ هیچ ! بلی‌يك هیچی, وعدم مطق دوات, بوجود مات عنوان‌دولت راگرفته میتواند, وکرنه, يك‌یادشاه ويك‌چند نفروز بر و و کیل‌راء د ر يك‌دشت بی‌آدم» چه‌نام خواهیم‌داد؟ پس‌بعلوم میشود که دولت و سلت» يك وجودیست که سرآن دولت؛ و بدن‌آن‌مات‌است. چنایچه تن بیسرزنده شهرده‌امیشود ؛ هه‌چنان» سر بی‌تن نیزهدان‌حکمراد ر بربگیرد. چون‌بحث‌سرو بدن» درسیان‌آمد لازم شد که حقوق»تقا بل د ولت وسلت رائیزازنقط4ُنظر فن «منافع الاعضا ۸د وژ یر بحث بياريم. معلوم است که همه اجرای حر کات اعضای‌بدن بع دساغ , یعنی سر است زیرادماغ » موضع عقل وخواس میباشد که‌برتمام اعضای بدن» اراد حکمرانی را اجرامیکند. عقل تمیز, تصور, تخیل, تفکر محا کمه, دد ۵, شنیدن, شعیدن چشیدن, دانستن اگرباشد» اعضای‌بدن حرک تکرده‌نمیتواند, واگرح رکت بتواند؛ آن‌ح رکت» همان‌ح رکتغی | ختیا ری بی لگاماانة بهلکه‌خواهدبود, ایس ت که » حق دولت برسات؛ بمشابة حق‌دماغ است براعضای بدن . ۳۵۴ مقنالات محمود طر ذزی صات. بدست: در بدتن/ پای, دست, پنجه: شائه؛گردن» کمر؛ دعده» جگر: قاپوغیره اعضای‌مهحة موجوداست: کهعر یاثازآنها وثلایف حقوق حیات را بجا می‌آرند. دست, پای, پنجه, شانه» کمر, سعی و کوشش زراعنی» تجارتی؛ صنا عتی؛ عسکری سلت است که‌بواد غذائیه وساایه , ودعدنیه, ذهبیه و اضیه؛ وتدافعیه را تدارك واحضار میکند. معده, امتغلا کات ثافعه را اجرا کردم داده مابه ااحیات خون راحاصل؛ و کیمیاخاته» وضراخانه, واداره خانه های جگرها؛ وگرده‌ها, و زهره, وغیره آثها را تصفیه وتر بیه , ودیگر اعمالات نافعه‌بکار برده, زر مهنای خون را, درخز ره عامرة قلب, جمع آوری میکند» کهاز آنجا, بوادط مامورمای احراآت شرانون و و رید ها درآمام یدن ساری وچاری داشته , واعصاب واعشارا حیات‌وقوت بحشیدی پب<خضرت دهاط عرض وتقدلم میثاید, این‌است که حق دلت‌بر دوات؛ اب حق اعضای هدنست برده‌اغ ۱۰ اما ایتراهم باید دانست» کهحقوق متقاءلدوات فبلت؛ چذان با عم رشتته و بافته است, که‌اگر یکی درایفای حق خود قصوو فتگاسل ورژد , در بجا آوردن ح‌آن دیگر نیز قصور وتقصان واردمیشود» مثلآگر دواث, در وضم قوائین متين, ونظامات مفیدذهن نشین, برای اجراآت عدالت وآ-ایش مملکت, و -عمور بت و سعادت ورقاعیت فراعت عموسی, وتعميم معارف عموسی, و اتتظام عسکر. گیوی: واعتدال ماایهگیری, وترویج ص اعت, و افزونی تجارت, و غیره غیره: کوتا هی وسهل انگاری > دم ازفواید ومیافعی که ازمات حاصل شدای‌باشد؛ اسیدبایدنکند, د رانحال»؛ دوات‌بدساغ مختل وضعیفی مشایهت میرساند» کح رکات اعبای‌بدن نیزه تابع همان قسم‌فعالیت دماغ مانده؛ درعرآن وعر لحتاد» تهلکه افتادن و غیر مقالات محمود طر ذی ۳۵۵ انتظامیهای دسددضم, و بیها ر یهای مختلفف, ازعدم ا::ظام‌جولاندم ملحوظ است. کذالك, آکرسلتی, کدبه‌قوانین موضوعه واحکام مرعية دوات خود, عدم صداقت وعدم اطاعت ورزد, آن‌سلت رامفلوج, معیوب و به‌انواع امراض‌عصبیه میتلابا ید شناخت, که زد خودشان از دولت, و نه دولت ال از چنان ملت, هیچ استفاده نمیتوانند: که‌بيم محووعلالك هرآن باآن توأم افتاده است . اگرچه, قواعد حکمیه ومنطقیه و سیاسیة بسیاری, در باب این حتوق متقابلة دولت ومات؛ ازطرف عامای حقوق‌بیان شده است, وای ما ازان سبا یل مهعه مغاقه صرف ذلرنموده؛ به‌مچنین بیانات خود کرندی ساده و قریپ الفعهم وجیزی قناعت ورزیددم. «درخانه اکر کیسبت» مکقک سست ۱ ۰ . در حالا این را بگوئیم » کهدوات باملت »وسلت بادولت , چنا نچه به ا یفای وظایف حقوق "متقا بله همدیگر خودشان مکلف نیباششد » هه‌چدان /دز بجا آ و ردن حقوق دین ووطن نیز مکافعت ومجبوریت قطعی دارند ,دولت » چنانچه بقو ا ین ونظامات » وسر رشته ای تدپیروسیاست ؛ ملت راآسایش »سعادت بعرفت اصنعت؛ تجارت می بخشد »وسلت نیز * بسعی و کوشش وعلم وصنعت خود »دولت رائوت» ثروت ء خدست تقدیم میکند . همچنان *لازم وواجب است » کهدوات ومات هردو» با هم دست يك کرده »باتماس هستی ؛ ودحه قوای خود شان *حقوق دو حقد ار رقدس خود شان » پعنی دین ووطن را بجا آورند .نض‌تمن وظیفه بچ؛ آو رد ن حق این د و مقدس همین است ‏ که از هجوم وحمله د شه‌نان دین » ووطن » آنها را ای مقالات محمود طر زی سس میدافظه ومدافعه کنند . یعتی اگر دشمنان دین ووطن بخواهند ۰ کهدبرخالك پاله مقدس وطن که دین /دولت اسلت در آغوش شفقت وحها یت آن غنوده‌و کهو ا 1 سعاد ت وراحت‌است / بدر يك قدم از حد خود تجاوز کندد , هماندم )دولت» با همه قوتها ی ناربه کوه های آتش فشان آدا : واسلحه جارحه برقی‌ثما ؛ وسلت »باهحه هستی وجود توانا » بمرد وزن وپیر وبرئا ؛ چنان صولدهای شیرانه , وچدان‌بدافعه های مردانه نشان بدعند ؛ که تهام هستی , ملکیت , ومایت د شمنان را از بیخ وبنیاد بلرژه انهدام» وز لزله مجوو اعد ام درآورند , تاحق دان وومان‌یجا آورده‌شود احکام دین را بجاد اشتن » وسحبث مفرطهُ آنرا دردل کاشتن , نیز ازحقوق مرعی الاجرائیست که دوات وسلت به اشد !زوم بان مکلف‌است آبا دد اشتن و طن , ومزروع ساختن وطن , ویکار انداختن معدئهای وطن , وهمه چیزهائیکه موجب زندگی وتازه گی ورونق وثروت وسع‌ادت وطن باشد ۰ حاضر وآماده مو دن ؛ نیز از حقوق مشروعه لازمی ولابدی ایست , که بررقبه دوات وملت فرض وقرض است درعین زان , محبت مفرطه وعن را ,در حواس وقاب بروربدن , ایز ازوطا یف حق شناسی , عظیم دوات وسات است , دربجا آوردن حتوق وطن . سرلوحه اخلاقیات ما , د ر باب این‌چار عنصر مقدس ‏ بااین مثاله عا جزائه خود ؛خاتمه مید هد , انشاءانته : درما بعد, ازدیگر محاسن اخلاق وفضایل تهذیب, که‌سوچب تنویر اذ هان اولاد وطن عزیز ماگردد : نیز بحث وبیان خواهيم راند ,ذاتاً وظیفه یگ نه قلم عجز زقم «محمود طرزی » , وذرین اخبار و طنیه مقدسه ؛بجز ه‌چنین بحثهائی يك خدمت عاجزانه شمرده شود, دگرچه چیژ است ؟«ومن انه التوفیق ۱». [افغا نس‌تان و نعمت‌ازادی] راجت عذو ان «مو عظ44 ای برا دران وطن ! خدای یکا نة بیهه‌تا ی‌خود ما نراسپاس بگوئیم که‌ومان مارا بنعست«آزادی » متا ز فر مو د ه‌است وبا ملت افغان را«آزادی»ءطا فرموده‌است, دولت متیوعه بار ا استقلال وا زادی» احسان فرسوده است ... . .‏ نی‌نی |آزادی, بیحکو متی » بی‌قانونی نیست. آزادی‌مانند اسپان بی‌اجام» شتران بی‌سهار »ساندن نیست. آزادی مانند يك‌عرابة موتر چالان شده, ويك ویل براه افتاده بی‌در یور مانده نیست, آزادی‌آنست که يكملك و یكمات, استقلا ل حکو مش خود را سالك باشد ».وبزیر حکم‌وادارحکومت غیرحشسروغیر دین خودنباشد,صاحب آزادی» حقوقحا کمیت ؛ آزادی‌حقوق, دین وسذ هب آزادی‌لسان و قو میت آز ادی ادبیات ومدئیت خود با شد . ای برا دران دین‌وو طن ! سپاسهاسپاسها ء ثناها ثنا ها ,که ما افغانیانرا این نعمت آزاد ی‌با همسعانی آن‌حاصل است, , قا نون ما , حکو متا ازخودماست‌شرع شریفمحمدی , همه‌حقوق دینیه ومذ هبیه مارا بحفو ظ وآزاد داشته ,آزادی قومی وسلتی ما پا بر حاست . از همه ۳۵۸ مقالات هفحمود طر زی تسلطات احاثب فارغ وآسوده ایم.وطن بسیار آباد وآژادی داریم ,دا رامت که‌قدر این نعمت رابشناسیم »ودر تصحیح اخبلاق واصطلاح حال ومال خود کوششو رزیم. بعلم وسعرفت, یصنعت‌وزراعت 4یحرفت وتجارت, با کناب آروت‌وسعادت به! کمال قوت وث و کت دو لت خود, بروح‌وحواس , بصدق و اعلاص : جر و جید نما فیم. با همد یگ رخوددوست‌شويم.دش‌ییهاویغضها و کینهای‌قد یمةجهالت را از سمته بیرول کنوم,هنفعتها راد راسیاب سا زیها برای| زپا اند ازیهای بر اد ران‌سسامان خودنجونيم. حیف است ,بزماند گی فکر وذهن ساء که باینچیز ها صرف‌شود ,زیرا آن فکرهای‌رها وذ نهای‌وقا دما, درینمعر و زمانی که‌بادرال هستيم » دیگر چیزها ازها امیدس‌کنده خزینة د و ات را کیسذ خود بدا نیم , توانگری آ ثرا تو اذگری‌خود بشنا سیم , پرشدن, بیت‌الحال مساءین در رفا هیت وسعادتد غقان ات نولذبیل‌دهقان را تیز کنیم» یهنی برای‌يك حیه نفم خود , بلزرعه را وبران نکنیم , رحموشفقت کنیم , تاپرورد کار سا برسا رحم کرد نض‌های‌خودرا معغیر تسازيم »تانعت [] ژاد ی‌تو می ووطنی ما پفلا کت اسارت متغیر شود ۱ .,. (درین جا مثال مظالم‌خارجی را برعلت های ذیگر ی دعد) ای بر | دران وطن ! این یکدوسه‌سیا!کی جدید بود که‌برای‌شمان‌بیان کر دیم,ا گر از ین قبیل معالها را بخواهيم, که‌درقید تحریر آریم »بجلدها کتابها نوشتن لازم‌می‌آید لهذا؛ به بسیار زار تاله ۳۹۹ وبسیار دلخراشی‌با ز تکرار میکنيم , کدهزا ران‌هز | رنی, پلکه مایونها سملیول شکر و ثدابدرگاه ایزد بیهمتا جل وعلام درعراحظه وهر نفس با رم » کهالحمدانته آزاددم /واسیر وه در و للم غیر حنس و غیر د ین خو د مقالات محمود طرژی ۳۹ خود نیستیم.ماراست که ازین آزادی خود استفاده کنیم و به اصلاح ا خلا ق و نفسهای خود کوشش ورزیم؛ ودقیته بی ازین‌غانل نباشیم , که صیاد ان پر گین وعدوان ما, ازسا خافل هستند .از شرق وشمال‌ماء هميشه بکستر دن‌دامها وشیکه‌ها برای ما مشغول | ند . | فسوس که‌سراج الاخبا ر افغانیه تابقدر یکه میتواند,و ظیفد خودر | ابنا میکند. وای باز انسوس» که‌صدای اود رگوش هزار یکی از برادران وطنش نمیرسد. اینچنین موعظه ها ءاز موعظه هائیست که از ایجابات ولوازمات عصر وزمان ووقت و آوان موحوده حاذره است . عروقت ور زمال »یکنوعی‌موءنظه بکار داشت »درینوقت قدر وقممت آ زادی ر ا؛ وحقیقت‌وما میت آزادی را وبظیبتهفلا کت اسارت راو کیقیت حقیقی وها هیت طبیعی اسارت را بعموم اهالی دانائتام از اهم و اجپا تست که آنهم وظینهءاماست اماءو لکن ... فقط ! . » افغا نستان واهمیت موقعیت سیاسية آن سال چهارم -شهماره - ۱-م منجله ۱۲۹۳ يك‌سیا حی که از اقصای غرب‌شمالی مثلا از اندن ؛ برای سیاحت آسیای‌تر قی ره پیه‌ای عزیمت‌شو د»وبحر های محیط را ۹ فسیحه هند راغر با بشرق سرور کردن بخواهد » وبسوی‌شمال شرق وسط آسیاعنال سیاحت خودرادور بر هد , د رپیش رویش یکی یکبار دیوار يك‌بام بسیاربلندسربفلك کشیده ثی‌تصادف‌سیکند, که «عروج بر فلك سرو ری‌به دشواریست گفتهمجبور بر توقف میشود ! سح سس تست رت ۳۹۰ مقالات محمود طرزی یتتتس وساخح 0 این نام پلند معظم قطعٌ پا کك «اففانستان» برو »دمحتشم لست ؛ که يك قطعةٌ بزرگی از آسیای وسطی سباشد .این"بام ذی احتشا م ازطرف شرق شمالی با دبوارعظ‌ت-دار « عند وکوه» که زبانزد به رهند کش م شده‌است :وبا زد کوه بابا» که پحسر بطرف غرب ممتدشده رفته است ,و با کو هستان «غور» مربوط است . شرقا پالتدریج فرودآمده‌با « کوه سلیمان» , که از شمال یکسر بسوی جئوب ستد شده‌است م کسب‌ارتباط میکند .جنویا تابه «بلوچستان, واز] نجا تابساحل بحريك سطح مایلی تشکیل‌میکند ,درطرف غرب ؛ رفته رفته؛ يك تشیبی پید | کرده ودر اطراف کول رر هامون» یکث‌حوض داخلی, ود رجهت جنوب غربی يك‌صحرابی‌تشکیل داده , بعدازآن باز بطرف کوه‌های و خراسان» بلند شده میرود , د رجهت غرب‌شعالی تدریجاً تابصحرای ریم » وحوض ««جیحون» سرراست فرو سید , بلند ترین مواقع افغانستان ۲ هه‌انا جهتهای‌شرقی شه‌الی آنست کدبا کوه های بابرف دایمی مستور بسیار بلند ی دربرگرفته ششده‌است .بعضی | ژ ذروه های! ین کوه‌ها ؛ پقدر(. ٩.۰.‏ ) ششهزار مترو بعضی بیشتر اژآئهم اسطح بحربلندی‌دارد . حقی بعضی دره هاي‌این کومها ؛ که‌گذرسید هد؛نیز کمتر ازچارهزار سترنميماشد, ذروه‌های ررسفید کوه» یزدر تزدیکهای حلال آباد »تاه ارتفاع (, ۸ ۲۳) مثر میرسد که دا یه] بابرف مسنتور است ,ذروء عای؛ابرف‌دایمی سمتورود کوه بایاک, که در محل التصای ساسله و هندو کوه 6 وسلساه « کوهستانغور م واقع است :نیز تا (۹۰۰ج) متر بلندی دارد . درمابین این کوه ها وسلبیله ها؛چنان‌دره های‌جعب ا(مرور تنگگ بر پیچتابو دهشتدا کی‌موجود است ؛ که خیال رانیزاز گذشتن آن دراضطراب‌سی‌اندازد , ایتراهم مقالات محمود طرزی ۳ بگونیم , که‌این خا کث پاک تنها عبارت ازهه‌ین کوه های بلند پر برف سربفلکث کشیده , وهمین دره های‌سد عشه‌یی که ند کور کرد ید نی م بلکه , سی وا د یها پر آبمار لطافت نعار ,وبسی زدینهای‌پرائمار محصولدار ی‌رانیزمالکست, که از عر ونه روتیای طیی هید بد رح عال انعال پر فیضص وبر کت اخستت, ج د رخحوص آهمیت بوقعیه این ءطه با کث » بهمینقد و | کتفا کرده »دکقد ری از اعمیت سیاسیهٌ آن بحث‌مرانیم.ولی ازهمه اول تر این رامیگو نیم » که این بحث ما , ,حض‌ازروی‌افکار حریده نویسی بوده م بسیاسیاتدولقی , هیچ هت تعلقی ند ارد. ذاتاً اخبار ماءویک جریدم,رسی,ذونی نیست؛ که ازرسمیات سیاسی دو لت ستبوعة خود دم بزند . «افدان-یانع يك‌دولت باهست و ذی‌اهمیت سای "قلعه آدبا ست ؛ که درجة اهمیت -یاسی4 آنرا ء باريك بینان عالم سیاسی بخوبی د رکث و تقد بر سیتوا نند . برای دانستن درجه اعمیت آن»اولا میباید که یجهات اربع آن یعطف:ظر بکنيم : جهت شمالی قطع افغانستانرا :-عالك وسیعة تر کستان"ژوسی, پعنی‌داوراء انخهر وجهت حنوبآنرا « بلوچستان» ؛وجهت شرق آنراثطعة وهند.تال» ؛و جهت‌غر ب آنرا بمالكث دولت علیه و ايراني در در گرفته است .این تحدیدحلدود افغا نستا تر | که گفتیم :هر جفرافیا خوا نه خریطه بین‌میداند ؛ومی‌بیند. ولی , مقصد مادر یتجا این است ۰ کها زنقطه نظرسیاست اسلامیه *درین حد ود يك نظری بغور کنیم؛ تا معلوم شود کهاگراففا نستان بخوا د » چه رولهای عجیب وغریمی در عالم سیا سی وچه‌اتفاده های ماد ی‌ومع‌نوی‌بدیعی از فر عت‌ووقت بدستآورده ستواند. بلوچستان, تقریباباسه سه ونیم ملیون‌نفوس‌اسلام , که عمه يك جنس ويك لات م<مو و‌طر ز ی ۳ سلت اند :کون بییاشد .تر کستان .باپا نزده ملیول مسلماد خالاص ؛ ودر عند وستال بقدر صد ملیون نقوس سلمان چاند ی ,وایران‌یخدواث مستقاه اسلا می میباشد دد همین سئله :تا یکدرجه ما را به بسی چیز ها ر هشما پی‌سيکند,, , ال چبارم - شماره + . م ستیله ۱۹۳ (۱دامه معا (4) ۳۹9 بعغعی خام خیالان راحیال‌افن است , که تعناسیت رفا بت‌سیا سیه که بين دو لتین روش و اکلیسی در آسیا دارند « افغانستان»» بسیب حد نا صز بودن خود سوقع خود وا- محا فظه کرده واه است» حالانکه »اگر عکس این قضیه‌اد عاء کردم شود ؛نتیج آ صحیحتر کرفیت مبیچشد, مثلا اگر کته شود که بدار موازنة صاح و مسالمت | سا افعا لستانستة له چه وه بیتواند + صلح و اه اممیا اجْغَاً 2 ۶" جه نید وم .۳ بای ! افعانستان, حجماً ,فوچدد, سادتآخیلی پورگ يك دوا تآسیایی ,سا شد نه درسموازنه دوایة شر قیه , اهمت؟ عتلی 4 رادار ست., ددها بمحااظت موقع خود را بسا یه قایت سیاسیه دولنین ره مروانگلیش نی بکه,د9 تین سنا راجعم,محافظة پسمایه ز فایّت سم خر و9 خر9 عنص ای , ۶ 2 -ین ر ۲ج ۳۹ یش وآرا می باوراء اهر وعند ستانراه بسا به حلچزه ری افغانستان؛ بحافظاء درده تواسته اند این اد عای بار ععی »رد مال :ی باند پر واز حواعند نمود , اباه چون درا هدیت بو قعية افغانستان نظر کرده شود هیچ شبیته یرت ۰ که حلابقته در عمین نهد نظاهر خو احدد نمود, اقفا زسعال» ار حهت عرب؛ با پانزده مب نز ده سیون نع س. براد رال ایرانی حود مر پو ملست فا زجهت شری نیز ؛ یا ق#ر یصد مه برد سلیون برادراك هدغ معا نی از حات خنو ته خأ هه جهار ملیو نت مقالات محمود طرزی ۳۳ نفو سس برادران بلو چی, واز جهت شمال ,بابیست سی ملیون براد ران تر کستانی دود التصاق دارد. پس؛ اگر دولت عليه افغا نستان,جهت صلحپروی را التزام نمین‌ود, وبح کات فعالانه | ختلال اندازانه , درعر گاه و بیگاه, به اینسوو به آنسو به توز یع اساحه متنوعه و پرو پاگاند های پرواول خفیه , ورقم رقم حر کات مز عجانهتشویت وقیام میدا شت ؛چنان گمان سیشود که با بسی غوایل هایل همدا یگان‌خو درا از را حت و حور دور سیتوانیست:.ود.علی الخصوص در ایام فرصت »واو قات‌فترت ! .., بااينهم دولت اففانستان, همینیه جهت‌صلح و بسااعت» و عهدو پیمان موذت ۳ مراعات کرده آ مده یت . حشی, درین عتگا مه حای خال حاضر که عر کس‌بفکر ر بودن کلا ی افتاده وعر دودرانتها.زفوعتی بو آ مدهء با ز هم مسكك‌بیطرفی راگرفته است. هیچ شبهه نیست, که این طرز روش؛دوات نك -8با را علا قه داران شرق و شمااتی باآزنکه تقدیر بکتند, ابراز تشگر راثیرٌ از اواز مات ه-سایه داری‌بشمارند. اقوام افغاك که در جهت شرق و حثوب شرقی,در علا 4 غیر دستند‌در هروئت و هر زمان, | ستعداد تشکیل يك حکو مت سمتازة جدا گانه۳[اً حا یو سیبا غند, که | طراف و جوار خود را تهد ید بتواند نمود. حکو مت غای کو چگ شما ‏ ی و غرب شما لی» که سا ورای در پای آ سو عستندء نیز علی هذ ااقیا ص . قو میت ؛ ععبرت: حضسیت» مذ هب» اسان تا ثیرات عجیبی دارد. اینهمه: هنگا مه های‌ر ستا خجزا 2۰ که‌دویا ای خونر ادرو قت‌حاضرجاری نعوده, آیا غیرا زدعوای عصبیتا ملا وق و جرسانی‌دگر چه‌چیزاست ؟ افعانستائرا که يك‌حکوست ذم‌ژورو کم قوت‌نش ن سید غند, بنا بربعضی‌اغراضی ست : که آنراقصدا حزم کرده‌اند ,حالانکه افغاستان ,حدذات خود ؛جنان ۳۴ ۱ معا لات مجمو د طر زی ‏ بسیارعالی‌ولی بسیار خقیضمر داود . که لمتر کسی رازب شدهباشد, مثاز بسیا ری ازبلل‌عاام : درمسگله شورایسلته استبدادحکو مت ؛جا«کنیها کرده»: خون حگرها خورده‌اند ,حال‌آنکه کل حگوست افغانستان »خاقتا و طییعةا ؛حکو مث مانی‌نقرر یافته‌است, ود رسابین حکوستو ملت, يك جزواستبدادي له تفریق داده‌بتواند , وجود ندارد . این‌قخضمه بابعضی میالها ؛ا بث میشود :-»ثلاد وسنهم , ج , هجری: که روسها ازحجهت بر و بر پالامر غاب پیشقدمی رده ‌بودند , وعنوزاوایل استقلا ل ساطات افعانیه بود, که ژه حودس‌عود خی > الملةو الدین تشکل بافته بود ؛وینابردعوتم‌که ازطرف ابو,د دوفرین وا یسرای عند بوقوغ آسده بو خاقان مفقوربهندستان تشریف برده‌بود ند کهد رد:جا بعضی‌فقرات مذا کراتی لهدرنابین اعلیحضرت‌مففوره لورد بذ کورجریان یافته ادت بفالا درج بینعا لیم ۰ و یسرای_سثل خو دشما, اسروز مردشجاع دان| کعتر خواجدبود , ومیل مات شهاقومی قوی‌ودلیردر عالم کم ات . اعلیحضرت- شحاعت‌سن برخودمن, بعلوم‌تیست ,اودآنا نی خود راضی‌هستم نه آن‌دانائی‌سن تاامروزبکار فوم وسلت.ن آمده ؛ فخبر « بهبود آنهار | اختیار کرده وبا زهم ابییدبخداوند دارم» که خوبتربکا رسلت‌سن خواهد رفت . وایسرای-دولت افةانستَانْ , درسیان‌دودولت‌قوی و کلان افتاده لازم‌است که بایکی‌خرور دوستی‌داشته باشد , اعلیحضرت- من عم یته‌هنی رادانسته ؛ برای‌نفم ملکك وسلت‌خود د وستی دوات شسارااختبار لرده‌ام, واپسرای -7شریقف آهری‌شما بدوات‌مادلیل‌ظا هر دوستی و بگانگیست . معا لات محو دطر زی ۳۹۵ اعایحضرت- بلی ! دوستی دوات‌شما را , برای‌سنافع ملت‌ووطن خود ,ذافع وسفید دانسته| ختیا رکوده‌ام» و اس‌دمکنم که | زبرای»نفعت‌سلت خود :با «ولت‌شما سارقات کنم ودوستی بردهام‌باشد. وایسرای- امروز بپایه تحقیق وثروت رسیده‌است؛ که روس د رقفقاز ومرو» برای تجاوزیر داك افغانستان لشکر تیاردیکد ؛وایکن شمار اتامب ات‌مید غم: ۲داگربرین کاراقدام ,کند 3۰ رهرطرف:3 ی با اوجنگک آغازخوا هدشد ,شه‌ابردولت ماب بداعتماد تام‌د اشتته باشيد , | عایحضرت - آگر چه شیخص خود من اعتماد کرده میتوانم , لا کن اعتما د ملت ا فغانستان آنوقت حاصل خواعد شد ء کلذابه ابراز د وستیها و معا و نتهای متو اترشدا ء دعفت ودل زد ی آنها , که از خو نود یهای چندی پیشتر | ز بن» دردل شانا حایگیر شده , بر طرف کرد , والحاصل ۲ از مد محافراتی که د رما بین خاقاان جنت مکین ضد؛ ‏ | املة والدین سر حوم »و جناب لارد دو فرین وایسرای عنك » که ر ناب سذا کرت‌دولتی در راول پندی اجرا شده , ويك کتاب سستقلی‌میباشد ءصاف واضح میشود» که حکمت محاسنگ دولت علیه متبو عه مقد سه ما افغانستان » صرف بر شو رای ملتی‌مجتی است ۰ حالا از محا ورات خاقان مغفور , بهمین چند » فقرة فوق» بر اثبات سدعاا کتفا ورزیده از بعضی کلام های حکمت پیام سراسر الهام سراج الملتوالدین امیرحبیب انتّه خان ودولت‌سنقلة افعانستان در ینمدعا بیان کنهم . سراخ المله , د, سنة هزاو وسه‌عدو بست‌و چهار هجری, محض به‌زم‌سیاحت؛ ۳ مقالات مر <مو د طر ز ی تشریف فر مای عید ستان شدند , که این تشریف میتی بر مذ اکراث سیاسی و بندو بست دو لقی مود , زیرا آن مذا کرات و دند و سعها » پیشتر از ان د ردارالساطنة کابل 6 یا [ومیسیون ( کو میشی ) که از بارف حکومت حند یه | تسه آمده بو فحسله شرله بو 3 , جون حزاب وایس. ای ند ۰ سرا المله را دعوت مود 0 (#جن : 3 و شرط احابت فرمودند . ثه تشر یف شان م<ض میتی بر سراحت وملاقا آهای دوستاند دور از سیاست اند ٍ معا فیه )در بعضی مجااسر و محافل : بد ربا رها , | زین رعگذر توت ها ال اما 3 سیان آو,ده «ممُلدا ,بح ِ یکی از محأق(_ خی سرا اامله از قر | ز ذیل يك,ققر بری)/پياك فرسوده اند , که , حکعت میا سیذ حکوست متبو عذ سار و اضح میسازد , در بنجا تنها يك فترمٌ آ ن تقر بر که دلسل‌اثبات دعا میشود ۱ تد کاز تیتعانيم مد از آنکه‌درازوم قطعی دوستيی دولتین اففا زستان ایکسعال پیات وائحه بر این فاطعهبیال او سود زد , ذ نله «سن از دواتما هیچگاهعرت واحتراه شخصی خود را تظور دار م ؛ وبه آن مئون خینوم با سیباید 1 ده حیذت عهوسی دولت وتات مر آمعرز << م با رید, زیر ا من شم يك فر د ی از افراد مات افغانستانم ,دهیتی » دشعتی شیخصی و | حد خود م ؛. پرای ۱۷۳ هیچ مر وضرری تجهج سل ۳ ام اکر تما 1 ره ۱ برازد و ستیها ۳ صمیییتهای روز افزول خود پامتجلاب امتیت ومحیت عیثئت عموبية دوات و ملت صادقة من ذوشش ورزید , وسوفق شوید ۰ در انحال ,ازد و متی و اتجا د د وات افغانستان امین #وخاطر حمح گ خوا شید بود, » عبر از ین چیز عا ثه بیان شد «جشن‌اتفاق علثی» نه هر سال در تعام‌دو ت علیة افةا استان احرا میشود « نیز يك مغال واضح وداندار اثبا ت مد عای ببا سعت.. مقا لات مجهو ‌طر ز ی ۳۷ وا رساا سراج المله در حلال آبا د : در ایلة شب نوی مبار که مولودی , بر عم اعیان واشراف ورژ‌سا ی قبایل وعشایر ملت , رسها بیان فرمو دند, که هیچگاء ؛ د رامورسهمه خا رجیه دولیه ؛بی استشاره‌وانضمام‌ر آی سلت » تشبت‌واقداسی نخوا هدشد. مقصد یگانة ما از بنهمه بیانات‌ایناست؛ که درجه قوت و ش وکت‌اقتدار دولت متبوع مقدسف خود را تا یکدرجه بهنظر بار واغیار نشال بد هیم ,آیا یکد واعی که اینچنین یك اتحاد ملت و حکوست راحایز باشد ؛ برتر از آل‌قوت وبهتراز ان هیبت پردهشت » چه تصور خواعد شد ؟ به آیئصورت ۰ درهر دقیقه ,وهر لحظه, بملمونها عسکر برای دولت افغا ستانحاضز فآماده ایستاده است . در هر احظه ؛ عمذاروت تو انگری مات » با حزینة دولت ا اح ق,موشود ,,ظر دشمن خارجی که عی الخصوضص غیر دین هم باشد, چون خیال خام قدم برداشتن راآبسوی,این خاك پالك سقد س درسر آرد » چنان يك کتلذ عظیهة مد هشه «ويك حیئت مجتمعه تمه رابقابلة خر د حاضر می‌بیند , که آگر کوه هم باشد بارژه اش مید واود ! انن‌سخنان‌سا راثر رجز خو انیهای‌مبالغه آمیز حمل نب ید کرد[ آقغا نستان»حقيقتا يك قوت عظرمه فوق ا!عاد ما دی‌وهعنوی راما اکست, اتفاق‌سلتی ععبیت د یی»شجاعت حبلی؛ استقلال پروری قوسی , و بد رجها فراط وطذپرو ری‌شان ؛ ارقوای‌معنوی غیرمتزلزل شان است. بلح بودن عمومی»ساحشو ری وحنگجو بی‌طبیی؛محبت سفوط به اسلحه , نشان‌اندا ز بودن. + کشریت؛ محارب بودن ازروی‌طبیعت ؛ برسرآنهمه ؛ تقرییادوسه لك لش کرسعام سسلح یه اسلحه جدیده؟و بقدرهفت هشتصد طو پهای کو هی وح‌حر ایو قاعه کوب سر یم | (حر که, از چنان قو تهای‌نیست که‌انسان آنرا بنظراستخفا ف‌دید ه«بتواند. افغا شتا نقصانی کدد ارد تنها ازجهت علم‌و عرفال عمومیست: کهد رال خصوص نیزد ریدعصر ترقیحصر سراجیه ؛جداً سعیو کوشش‌ور ژیده میشو د . این بود کدد ر باباععیت سوقعیه‌و سیاسیه وطن مقدص خو د: بررای‌نا قعرانه :و «شقودات بدیهیه, همینقد قلم جاپانيده‌تواستيم ,اما یقدريك سو ال‌شبهه آسیزی د وفکرعاجزانه ما باقی مانده که : آیاسیاست خارجیه دوات‌نتبوعه سقدسة ما, که‌عهدا میثی بررقا بت وعدم انتارف دو همسا به‌شرقی وشمالیما بود:بعداز انجادواتلاف آنهاتاچه درجه‌حکم استواری وپایداری راحایز خواعد بو د؛ انشاءالله در شمار و آینده آنرا نیزتشر بح‌بيکنيم . سال چهارم - شماره بم ۱ میز آن ۳۹۳) اد امه مقا له دوستی واتثاقی که دولت متیوعة مقدت4 2 فغانستان پا دهلت معظمه انکلیس, داردءصه‌یعیت و حد یت آن ,دانند عِلا حای دوءتی و پیمانهای اثاق زبانی دیکر امست: زیر اد ر سباست و پبواتك افهااستال»در زیر مه یم کایه عذ» ود ز بر پرده پرده‌ها کتجایشد خول ر اندا رد.صاف‌ساده: 3 4 اصطلرح خودماهافغانی» يك پولییکبت, اذا ؛ دولت دوست و متفق افغانستان یعنی انگلیس؛ازین يك مطمئن و خاطر جمم شده دیتوانشده که در هر وقت و هر یحظة که دوات روس خیال تجاوز را بر هندستان از راه افغانستان‌یااز کنار سلك افغائستان مصعم کند همازدم» افمانستان را باهمه قوت‌و هستی‌اش سد راه سمانعت‌خود خواهد یافت, در عین زان افغانستان نیز بکمال آعو دگی مطهین است که اکردوات روس»چشم زخم خیا لی را در حق او بتصور بگذر ازد "هما نلحظه! دوات‌دهست و متفق خود انلس را " با همه ق-وت هیبتش: به‌هاو لت غىدد گاری خود حاضر و آماده خواهد دید چتأنچه اين مدعا را مقالات محمود طرزی ۳۹۹ باژ بیکدو فقره سوال‌و حواب ذات خاقانمغفور حتت مکی ضیاءالملقو ابد پن » وحناب لارد دو فرین»وایسرای اسبق هندستان ء اثبات‌بیتما نیم: اءایحضرت - در باب حملة روسی بیخالك افغانستان»واین پیشقدیی که حال‌بر سرحدات هرات کرده و لشکرمابالشکراو متابل شده اند از قرار اقرار ثام که دوات | ن_‌گلیس بما داده و در نزد ما موحوداست ذمه دار دفع‌آن بیباشد. پسرد رینوقت آنا جچه تدبیر اند پیشیده اند ؟ یرای ت جمیح دوات‌وسلت با آساده وستعداند, که در حمله روسی پر خالد افغانستان, سحار بات مخت و شدید دریرو بحر با او بر کنند, و نیز دول دیگر از هر طرف گریبان گیر او خواعند بود , ازین فقرة سافوق بخوبی واضح بیشود, که انفاق و یگانگی د ولتین افغانسانل و ابگلستان, بر خد دوات رفس تا بچه درحه شعدت وحدت را حایز میباشد, دولتبهیه انگلیس +ا همه هستی دوات وسات‌خود, مد افعة دشمن خالك اقا نستان| کتفا ندیکند» بلکهماونتو گیرو دار دیگر دولتهارا نیز در آذراه به‌او وعده بیدهد. این است 45 به ایندرحه حب میت ها »باه استتجلاب دو-تی صموحی دولت افغانسان سو فق آرنه | دد و دوات افغا ستان نیزدر صعیعیت ؛ دوستیو درستی عهد و پیمان خود تا یت تدم است , این دوستی و اتذاق,اگرچه دیگر سیبعا عم داته باشد؛وای سیب اهم یکانه ظاعر وباهر آن,همانا تضاد منافع اقتصادی و سیاسی آسیایی روس و انگلیس میباشد. روس يك سطوت‌و قوت بزوگی دوآدیا مالك است»واز سه صد سال به اینطرف»خیال #مش قدسی ر بسوی عندوستان‌در پیش گرفته او دروسعت بلت‌و کذرت زغموذ واقتدار سیاسی‌واقتصا دی» خود »در آ.بار و ز بر وز ازسعیو کو شش پاز نبایده و نیخواهد آبد و عمان وصمت بت رکییر رکه به اخلاف خود.برای گرفتن هندستان سفار شکرده - .۳۷ مقالات محمود طرژی عیچگاه فراموش یخوا ند کرد . انگلیس : که عروس نازنین.دعا - یعنی هنلستان قیمت بها را د رآغوش کشيدء "این آروز وهوس حریعانه * و این دست د رازی جرأنکارانة آن رقم دیو سرت خود را دسبدم ملادظله فتعقیب کر ده آ مد ه است؛ ودر هر جا وهر باربچه درازشده: آنرا تب داده " وبایه‌ای اورا از رفثاز ساثم آسده است . ولی آن رقیب دیو سرت لیر , هیچگاه * از تیرنک بازی وحمله پر دا زی غافل نمانده ونخوا هیم,داند , حتی بعضی را را ی بر ایست که مین محا ر یذ حاضرء نیرنگه‌ایاوست ۰ که بعد از آنکه انگلیی را حوب میده و ما ندة حسر ب بسارد ۰ باز خود را بيك تقردمی وبيك نیرنگی از حرب و اپس کشیده " براصل مد عای خودپیشتدیی بیکند , اگر چه این يك رای خیالی «حجوریست "و ی با زهم خا رج ا .۱۶ ن يك جیزی شمرد دمیشود . روس انعاني را که از حرب ژابان یافته " بد یگر هیچ چبزی تلالی کرده نمیتواند "بگر په قیضه نمودن بر هتدستان ۰حا لا دکه بر ای نایل شدن باین کوهرهتصود ‏ دراول اتو ها ومافظلا ی ایران‌وافغانستائرا ذبوده نعودل ایجاب سیکرد ؛ واینوم ی ی ۳ 4 «ممن انتلاف تحو بث اوصافیکه اذعقاد پذیرفت . و چوی اسروژه روز " قو تهای د ما یذ نه اززمان + ع۱ و « گلادستون 4 عا یکدی گر حو د و ایا مس پوت تا پا » حاایسرو #۷ ستخلاف کوده آردع رود زد * وود تمه ۵ ۸ ۳ ۳ به بسیا ر آسافی پرین «2عبد خود کامیاب آیده * انتلافتامه ,| بر انگلیس ‌ تصدیق گرد انیدزد ‏ اگر چه از علم نصد یق ‏ نمهیر ا«اغانستان + برآش نیم پخت روس ۰ آب دردی ریخت ۰" امابازهم: وهی اد یل ای ال ۰ 5 پسیاو حاعا دار با بیتر رده توا ۱۳ مقالات محمود طرزی ۳۷ حالا اصل سب‌اه مهم که موضوعر پحیث بارا تشکیل میدهد» این است " که آیا بعد از ائنلاف روس وانگلیس » برای عهد وپیمان دوستی واتفاقیکه برد روس د ر بین دولتین افغانستان وانگستان بدعقد است » تاچه درجه اهمیت وقیمت باقی مائده باند * در بدخصوص ‏ اگر چه مارا حق وسلا حیت سطااعات و بیان مجا کمات نیست ؛ و لی چون حریده ما هیچ و جه-ی من | اوجوه صفت رسعیت ويانیم رسمیت راندارد ,:چمزیکه مينويسيم »حض از نقط نظرنامه نگاری‌مینویسيم, مع ذالك ؛ دربتیاب ؛ باز عم همه تیا درات اتکار خودرا بنا بر بعضی ملاحدظات نمينويسيم . واین نا آوشتن نا از بن نیست که اخبار ما آزاد ی تحربری فکریه را مالك فیست ! : ! بسباوه یت یاه سراجا حله, چریده « سراج الا خیار ی ای اقغا نی ه 4 بر همه حقوق شرچ#صیه <ویش 0 که عبارت از تحر دز ات ۱ و مست ۳ آزادی تاه را حائز است "اما باز عم ۰" والی اجیب آشا ره » گفته بر همینقدر ذَهصیلات حعم متال میتما ليم ‌ ودعای خیر نما ویدعاد نها وترقیاق دوات‌تبوعة مقدسه خود را » وردزبان صداقت نعوده سخن را برین وادیدورسید یم » که‌درین زمان فترت 0 وفرصتی که دولت بعیوعة مقدسهما مسا پیطرفی رااعلان‌فرموده‌ازد؛ باسلت صادقة انغال را لازم ایت ؛ که پسکونت واعتدال ؛ دم به اننظار نتمجه ازقلابات وتبدلات عظیمه عالم سیر بیئی نما نیم تا بینهم » که چه بمیشود ! هیچ شبهه نست ؛ که دولت مقدصة با ء این فرصت را غعمت دا زسته ؛ از تدار کات وامهتجهٌا رات اسیاب تکامل وترفی اد چش‌پوشی نخوا هندفرمود, ترقی دعارف عمومی و پیشرفت حنایج داخای » ت:سوقات وتدظیمات امورء‌سکری: وضع قوانین ونظاسات ما ی واشکری (عکیعات وترصونات و تیجهیر ات اایتچطامارنت ۳۷ مقالات محمود طر زی سر حدی ء حر رشته امور زقلیه وبار برداوی » استفاده از عم ثر و تها ی طبیعی وغیر» " از وظایف سهمه ایست که در هدین فرصتها بدست سی آید » زیر | اگسر برای اوعطاف کهزه عای ۱۳ نا فرخت یبد ست خان پیادلء 0 کار از کار گذ شمه خواحد بود 1 ازعها "0 [مسا و ات حقوق افغا نعتان با ددگردول| سال پنجم شماره -ن -‏ عقرباج ۱۲۵۹ در صوحه اول بت ۶دوا ۷۹ تعناسچت عید. عید اضحی »مرو یسد , ۰۰۰ مات افغان حعات ملت با عر و شافت ؛ که بتوت حلاد ت و-رتیز شجاعت خود تشکیل‌دولت وایتقازال له‌وده: و آزيكعشررتمختص 5 درسنه ,بر »یکدوات معظمه‌س 42 بوجودآورد,:۱ زهندوند تا پیجاب, حتی تایه د هلی و کشمیرو داوراء النهر 1 به تو سیم محاك پرداخعه : واز آن تاریخ تا الی‌الان , وانشاانته تایه آخردوران:بر بمحافقظه امتقلال حا میت آزادی حو موفن‌و کامیاب ین وس آید ساراست که دا ی آشراقت وحیثیت ملی‌خومآذرا مدنظرد اشته» حق امتقلال خود رابقیمت جال‌خود مح فظه نهاليم. ژیرا *شرافت وحیثیت دواتی‌سلتی قوسی ما ؛موقوف‌بر اسنعارلو ح<ا کمیت است, استقاژل‌و حا لمات آنست که ميچيك دوات بیگاند؛ درهمچ اور داخلی‌وخارجی دواعیدا .حق هیچ گونه مدا خلهوتج وز را نداشته باشد اگرچه درو-ءت‌ماكوتءداد تغویو غیره‌برابردولت‌های کلان‌نباشيم :کی شموعاع رفأفا نوا را ههد دوات عای کاا نس تقل مسا وی‌وبرابر شناخته شوم , . . سال پنجم » شهماره ۱۰ جدی۹ ۲ , (ب- ب- ۹۱ ب) و علی الفلاخ « نما راتلخ ترمیزل» چوذوق تمه کم یابی ۱ حدی را تمزتر میدن » جوسحمل را کران بیفی ! آری! آری ! هرانقدر که‌سیتوانی» نوارا نلختر ین ! همانتد رکه دردنجره‌ات سفیحه اول ودوم , بکنحد» حدی‌را تیزتر بکن ! زیراوقت مانندنفسه‌ای آخر ین‌بیماره دو گذر است" و محفل بیخیر ! تا بخواهی که آهرگث نغمة «آسا» را راست کنی؛ سرود نوای شام « کلیانی» بیوقتی» تاه «اصیفهان» و«حجازت» می کشاند! چرا که ؛ منزل خیلی دراز است؛ وسحمل بدرجه‌ بی سنگین‌سبرود؛ که‌صداهای حدی, باآواز های در هادسماز آمده: شرق‌وغرب رادر يكاهتزاز ساسعه خراشید رآورده ! اسا هزار افسوس؛ که‌اشتران بار بردا ر" محمل یا غمکساررا " از کسالت وعطا لت وانمیرهاند,وقدما زقدم برنمید ارد. بشذو ! بشئو! کهنوای هرنغمه رامقابیست» وذوق‌وآه‌نکگ هرمقامی» با وقت -یعا دسعین آن کاسل وتهام ! وت جون مسماعد آسدم از فرصت امتفاده کرده؛ مقام بخصوصش رانواخنن لازم‌سی‌آیده که‌اگر مقام‌بادقت تعام‌نباید, ذوقآهنگ‌درزفمة او تار تارو بارمي‌گردد ۱ حیح شد بر خیز ساز واستی آما واز ! شام‌حرباند رعقب باشدد » جووقتارد.ت‌شد ۱ میلفین اگم ؛ بابلا خ ای حفیقت سقام تغمه ۶ا یسراید حدیعا میخواند, آوازها »یدشد» فر یادها میکد,«بیدار شو ید ,گفته , فا :هایر میخشده « هشیا رگود ید » دا عا کرده‌سنا پهاسلوانه ,ایا که‌س‌شنود؟ ۱ که‌سیخواند ؟ که کوش سینهد ؟ چندنقر میفامد ؟ چندتتخشمیدانه *چندئن برمیخیرد؟ کو؟ کجا؟ کی آتشها افروختبه میشود. جهاثراآتش فر امیگیرد , کرهزمین »شکل یو اکان»جیبی را (سب بینماید. انفجارهاي عظیعی؛ بعمل سی آید, سیلا بهای موادهذاب شده مانند ادها های آتشین سهه‌گین؛ ازهرعارف میلال‌بینما ید, خشلث» تر* خیب؛ بده هرآنچه در پیش. و یش تعبادف میکدد » پالدتوخته ومحو کرده سیرود. ارقعر بحر* آتش‌نوران 1رده) بکرغاسیعی تآثیر مبیکدد. بعوض بازان رحمت: ازلکه عای‌ابرژ بپاین ع۱۱ قطره های‌پوسبه عاغضب میر بزد, بر ده سیر یزد ؟ در کجا سي,افتد ؛ برال نهرود عا" فرعونهاء شدادعایی مر یزد, کهبخداوندی‌سر عا مدعی‌شده اند. شیپور تج و پیج اذعای خداوندی برهارا: بر کر آویختند؛ ودر بیرق برافراتند. میلیو نها معلیو نها بشریت راه اسر غبود ساختند.چها‌تقل اها چه آژاد بها »چه حکویتها» ,اپایمالنمودند ! چه خانه‌انها, چه خاندانهاراء بر باد کردند ۱ عنوژهم: خیالها دارند" ده چها کنید وچه تقسیمهای برادرانه وجه کاسه بخشیهای خو یذاوندانه بکار بر ند ! انته انّه !«سادرچه خياليم وفاك درچه خیال»! فرعوتی‌دعوی ر بو بیت‌بیکند: مقالات محمود طر زی ۳۷۵ ی ۰ ۷ سسسسسسس وچ دساغ شکئی درعانة خودش تر بیه شده " بسره.رسد» و بيك عصا: دانند سنگیقه» در قهرقلزش غرق‌دینه‌اید ! نمرودی بدعوی الوهیت بربخیزد * پشذپا شکسته یی بمفز خوردنش مامور میگردد ! پر دار داوان‌پر کاری ظهورمیکند؛ یك‌تولد پر کارخودرا بر يكءط4 وحیدغرب شمانی گذاشته» دیگرنولد آنرا برهر هرطرف کرده دورداده؛ د رخر بط عالم هیچ قطعه‌ونقطه رائبینی که ازاترخون آلودنولد پر کار غدارانه اش» خالی بانده باشد ! پحرها از منشست! برها از مشمت ! د رقطعه عهای پدحگانه زمین ؛ اراضی‌های واسعه ازمتست .مالك قسیحه ازماست ! نفوسهای بیشحار سیاه» سرخ " زردء رنگارنگگ ازینست اطلاها ونفره ای بیحتساب شوخ وشنکه» ازمتست ! درعانم وحیدا منم ! برزفوس بشره حباو قتيدیتم ! ذوالطیش الشدید منم ! مد مدید منم / درهای همه آبنا های‌غالم را کلید منم ! منم‌منم ![دیگرنیست, همه هستیها » در بر #ستیم بافنل قیتنک / 1 ی دیدی که چطورشد؟ ازاصل م رکزش, بلی! بلی ! تام‌از اصل مر کزش" يك دینامیت کفید. مه محیطش را بلرژه درآر رد ! آنش‌دادء:درداد» سوختا ند: داهیه عهای عظمایی که عاام‌را ازگهتری انگشت خود میدانستند, عقل عای خود را گم درده ۳۹ ت‌زده شدند , خز یده هابی که‌گو یازمین از برد اشتن آل‌بستوه انظ9 بود » وا زکوه آمداد میخواست : بد رحه یی خالی‌گردنده که نت های ز بر ین‌حم:د وقها ی‌آن پد ید ار آید ! خرسها ی سدفید قطب شمالی؛ صورت شیر عای برفی را گرفته» انجماد یافت؛ ذاخنها یش در کفهایش‌فرور یخت. آتذها» دودها»بخا رهاینجمدش ساخت ! بلی‌یخت حون بر گرددء آتش کار برف سیکند ۱ بما وشماچه ؟ ببلای‌ما؛ بدردسا ! خدااز پنهمبد ترش کند ! ماغم خودرابخوردم. ۳۷۹ مقالات محمود طرزی بحال حود بينديشيم. عرغعه یی له بسرآييم: از خود بسراییم ! هر سازی ده ميخوازيم؛ ازخود بتواژنم ! حادی‌حدی محمل خود شویم. اما,نوارا تلخترزدن لازم ! حد ی‌را تیز کردن ضرور ! برا+ ا زکامه جمع «ما» مسلمان است, مقصداز تاختر توازی نواء وتیز کردن حدی, عاف‌صاف گفتن پالدپالد فهمانیدن است ‏ «سراج الاخباو اففانیه». يك اخیار بسامانیست؛ نه انگلیز پست» ف. روسی ؛ له ف رانسو پست؟ ثه ثنیانی:!هجربایست؛ نهاوستر بایی» ‏ چینیمت ؛ نه ژایاتی ! صرف مساهایست ,د وسبیاء‌ا نی عم ؛ محض افقائیست هرچیز یکه میگوید؛ هرتغمه‌یی له میسرا دم هرئواعی که‌سینوازد, ازنقطه :ار افعاتیت میگو ید؛ ازمقاماتعلویت افغافیت میسراید ؛ ازئواعاق شرافتث ملیت بینوازد ! اققانیت که گضه شود« کل دلاوری و غیرت را: بنظر باید آورد, افغائیت که کفته شود » مجسعه دینداری وحمیت رادر نظر باید تصور کرد. افغان» ال انغانست» ده در راه حظ شرافت سلی خود» در رام آزادی ۶ استقلال ماکی خود» در را رها بی دادن ناموس وطنی خود. «آیما بریختن خون خوده بفُدا کرد ن حال خود, به عیا ساختن ال خود * د ر مقا یل دشه‌تان دین وو طن خود . افتخار ها ؛ سیاهات ها تموده امت ,دوه های‌خیبر وبولان ؛جتگاها کوه عای‌پیوارن کرم* کوژك * آسایی * شیر دروازه *میدانهای بوشکی غزئی "مموند ؛ وا دیها ثبه های چهاردهی : بیه‌ارو " مرجان قلعه های بالاحصا, /شیرپور ,مرغاب* شغنان را بپینید , که مريك شاهد عدایست که اگر خاگهای هر انقطه ] نها مقالات محمود طر ژزی ۳۷۳۷ ور هایی د هندگان دین ووطن ازدیگر چیزی‌سم‌زوج نخواهید یافت ! افغان , همان افغائیست که بشرافت قومی»وحیثیت ملتی خود مینازد ! برخود میبالد ! آگرانفان را بغیر از افغان » هرچیزی بگویی * یعنی مکی »سدنی ؛حتی اگر ملاکه بگویی» هم کویا بخنجر زده اش خوا هی بود ! خود این‌عا جز »در ائنای سیاحتهای ی که درعالم کرده ام ؛بهرسرزمیتی که رسید » ام »وبا یکی از اففانا هم ملت خود برخورده‌ام مآن افغافرا »بحیثیت افغانی وشرافت ملتی خود »بشدت وعصبیت فوق العادة افغانیتش ؛متسك دیده ام , حتی با یکی از علمای فاضل‌وفیلسو فی »که | کفرعمرگرانمایه خود رابسیاحت وتحقیق رتدقیق احوال عالم واطوارا چم ٍسر آورده بود * دریکگ کشتی بخا ری » در بحر سفید " ملا فی وهمصحبت شله بودم » کة آن ذات محترم » بمن چنین‌فرسود: «یقین دارم » که شما ملت افغانهه "استعداد وقا بلیت آنرا دارید که یکی از ملل معظمه غالبه دنیا بشوید » . چو ن پرسیدم که : «آیا این را از چه استدلال فرموده اید؟» بجواپ فرمودند که «من در هرجائیکه بایکث افغانی تصادف کرده‌پرسیده‌ام که ۰ شما کهستید ؟ بچنان یک وضع مفدخرانه » وشدت دلاورانه ءدست برسینه زده »و-و من افغا نم ۱» گفته است * که مرا حیران ساخته است ! لهذا یک ملت ی که به‌ایندرجه بشرافت بلتی خودمفتخر » وبر غرور قوسی خود متعصب باشد ؛.ممکن‌است که یکی‌ازاقوام حلیلة عظیمه دئیا بشود» , ۳ مقالات محمود طر زی ۲2 علی الفلاح ! اني سات نجیبه افغانیه ! شرافت ملی * عظمت قومی‌خود را محافظه کنید ! استقلال وحا لعیت دواتی خود را صیائت نمائید ! افغان که بد یات ودیند ار ی *به شجاعت وبهاد ری " بقیرتدناموس شعاری "در تا م دنیا مشهور و معروفت شده باشد آیا این را برو وجدان وایمان وشرق و نا موس خود چسان گوارا کرده محتوااد ,که نام حعایت وتابعیت دولت اجنبی غیردین و ختر ملت براو بوده باشد 5 حادا حاشا ! کلا "کلا ! افعال به بسیار آسانی "وخوش‌گواری مرگک‌راقبول ۳ نس درده میتوادد »«ولی غیچگاه ۰ به هیچ صورت ۸ قطعا" روا طبا و کل ت »تعقنه معدهبشور آورئد, تایعیت وحمایت زا عضم کرده نمیتواند " معتی صا ف و صر یج تابعیت ؛ وحها یگااین است ۲ 3ه بکک د ولتی * بد بگر د ولتی بگو ید که . «یقیر ارم دیگری را ناس ! بقیر از من "بادیگر دولتی حرف رل ! بغیر از ۲ ند * من , با دیگر دواتی عقد معاهدات یا رابطف مناسبات ومعا ملات مک دن : بد پگر دوات ته سفمر بقرست ؛ ونه سفیر قبو ل کن !: معنی دا و صریح اسحقلال تامه/ وآزادی کاسله تیزاین اس ۰ له هردوات؛ در شده چیزهایی کهدر با لامد کور کرد ند»سستقل واراة باعدم دما یلك حال تمیه‌اند. سر یت ؛ پرمدا رج ختاعه سیرو دو رریکاد : طفل مماشله : ۳ 5 ۰ ۰ ‌ وی ۳ ۳ 5 هی موجو ود ۰ حوالب-نود: نیو (برمیگرد د» یکمال سیرسد, خودرا امل میکند + مل زجیده افغان» بینائی؛ دانانی, آکاهی حاحل کرده: به‌خیر وشربه نفع وسرر خود یی برده,شرف آژادی‌قومی»-قوق *ا-تتلال ملتی‌خود رابخوبی‌شنا ختذ. تابه حال شرچه کهبودبود» هرچه که‌شدشد ! لکن بعداژير. ءاقغان آن‌افغائی نمست؛: که زحقوق خود 94 پو نمی پتوا زد ر (باقیدارد ) ذ کر : این‌مقاله حی‌علی الفلاح» را خوانندگان جریده حتی‌در کابل نخواندند, بلکه‌مبحمود طرزی مجبورگردید آنرا از حریده بیرون کرده بجای آن . بعضی اشعار سردار لام محمد طرزی را بحیث‌صفحه اول‌و دوم بچاپ رهداند. یکی از اوراق کنده شده از آن شمارد بد ست علا قمند ان با قی ما ند وا کنون نظر به اهمیت آن در 5 بخانه نسخه ای خطی وزارت اطلدعات و کلتورمحفوظ است . در ینجا مقالف ,«حی علی الفلاح» را از روی ورق چاپی محفوظ در کتابخانه گرفتيم 1 در کلکسیون ها ملد به ملاخظه نمی رسد . سس لا ما لا اس سال هفتم ب‌شماره ۱ 5 دلو ۱۲۹ [استقلالافغا نستان] دعالم اسلام» : جریدة شریفه «چدن » بعتوان‌بالا» در شحاره (ب م)سال سوم خود مورخة .۱ ریم الاول سنه م۱۳ * يك سرمقالة غرابی؛بتلم آورده: اسرا ر خفا یای «اتحاد اسلام» را؛ که درمحفظه های دساغه‌ای سساءانان بیدارمغز ازبسیاروقتها به پنهانی درجولان بود,وسوقع ازتصوربفعل آوردن آنل-یعنی‌موقم اینکها ریاب‌قلم ار ان "آن تع‌ورات قکریه را به تحریرات قلمیةٌ خود بیارند نرسیده‌بود " بصورت واضح تصیل داده‌است: که بنابر عدم وقت؛ بد رج‌عینی‌آن در ین‌شماره فرصت [ءأفتو م. شایده رشما ره‌آینده ۳۹ آذرا فقل کرده بتوانیم) اما سلفا اینقدر سیگوئيم: « افغائستان» » دولعیس ت که مستقل بوده ؛ و مستقل هست ؛ و سبتقل خواهد بود , تعبیر ی که ۰ درسیا سیا ت خود آزاد خوا هدگرد بد » چنان قعبیز یست ؟ که در قاموس اللغات حکوبات خالعی بخاص اسلامی پیدا نمی‌شود., آن تعبیر اتیست که ایجاد کرد ,موظقمن‌وظیة تمدن»است !حتی قانون دولتی که بنام«حقوق‌دول» وضع شله‌است ؛ نیز اختراع کردم مستجدیست که هتو ز بسیاری از شرقیون ؛ به آن نه علم آو ری دارند ونه‌پابندی ! مقالات محمود طرزی ۳۸ زیرا ها بندی کسی بيك چوزی» آزوقت سکن میشود؛ کهآنرابدازدوبه‌ناسد. استقلال یا خود بخود حا کم بودن- یاخودمختارشدن- ازنقطه نظر اسلامیت که شناخته میشود؛ این است کد؛ شرعاً عرفاً يك جم غفیری * ازمسامین " بقوت‌با ژدی اجتهاد خود؛ يك حکومت آزادی تشکیل داده" هههُآن‌جم غفیر "که عبارت ازيك قوم ولت «علو م ومعروفی باشند؛ آن حکومت تشکیل دادم خود شانرا؛ حکوت مشروع وسعروفی چکبتا ستاند ویدانند واعتماد کنند. اگرایذچنین ندانند" واءتمادنکنند» بسهاری ازاحکام شرعیه ؟ د وان سلك وسلت ساقط یاناقص میماند. لهذا: درسعتی امتقلال يك‌حکومت اسلامیكُشرعیه" جنبه‌های داخلی و خارجی قطعیاً گنجایش دخول ندارد. زیرا تابع بودن بدیگر دولت » که‌غیر دین هم‌باشد؛ مع‌اثی باج ولواز م آنرا دربر میگیرد "که دولتمستقلة آزادخود مختار داغلی‌وخار جی مشروعه انغانستان» همیشه‌ازدیگری پا ‌ستانده ؟ نه‌آزکه بکسی‌اظهار تا بعیت‌وباج‌دهی کرده باشد . این حسیات دینی مای افغانیه‌ماست» که عموما به‌آن متحسس هستیم " و اعتقاد و اعتماد کاسل دار یم . کسانیکه بخیال خودقانونهایی بسازند, ونام‌ها واصطلاحات جدید وعجیی اختراع کرده برایحونمودن استقلالها,بزعم خود شان ایجادوا ختراع کنند» اختهار دارند . افغانستان؛ ازدوعصر به اینعارف * خودرا خود دولت ستقل‌ساخته " و خود را مستقل شیاخته , چناذچه دولت علیة عشمانیه را دا یمآدوات مستقل و آزاد ؛ حتی بقام خلافت د انسته, وهمه دواته ای اجنبی غیراسلامی را "ا زد ورونزد يك‌نیز ؛ در ملکهای خود شان‌ستقل وآزاد وقویوبااستعداد شناخته» ودانسته‌است. بنابرین»اول باول» افغانستان رابهمه بعانی آزادی و استقلال مسلمانی شناختن " وبعد ازآن‌فقرة قضیة ذ هنة را » که حرید غشریفه«چحن»؛ در باپ غواید افغانیتان؛ از نتیجه‌اتفاق متصور ی ۳۸۹ مقالات محمود طر زی رادی- یءی‌انجاد یتغیرد‌هنوی روحانی- بیالا فرسوده ؛ موضوع بحت باید ساخت . آز ها انته " د رشعاره آینده: دلایل عقلی وتقلی وتاریخی " که در با ب امتقلال داخلی وخارحی دواتمتبوعد مقلسه خود باه اففانستان» نشتست داريم "با معا رفیق *«قام خود تردپف خواشيم نود . اسدقلالا فغا نستان مال شفتم - شماره ۳ , - م + داو و ۲ استقلال ده بت علیه‌ستتة افغانس ان, «قلف» کم واند کی رامیکو یند »,که عربی است , استقارل,مصدریاب -فمال: ونمعنی کم دیدن وازد لد شعر دان می آییم, دا اصل بعنی | ستقلال راء بدرخود بودن» وبهیچکسی تام نبودن »وخودبخودشدن !وسختا ر بذاته بودن »دربرسیگیرد / که اینها معانیاغوی‌استقلال است . ازمعتی اند شمردن‌لغوی‌آن نیز, عچین استنباط میشود ؛ که خودرا:پسر خود؛ وخوة بخود دیدم,ودانسته "تایم بودن‌بدیگری‌را کم واندلك چیزی برای +ودبشمارد . ءلم حقوق دول بنام د یگرحتوق‌بین المللی اد رخصوص حق استثلال دهات عا از قرار یل ایجاحات بید عد. ۱- دواجها » داند اشخاص وافرادی هستند که هرفرد برنفسهای خودشان‌یعنی بر خودی خود ان - مالك میراشند " وچذانچه عرفردی‌ازافراد این حق وصلاحیت رادارد , کهنظرید اخنیار وداخواه خودشان؛برای حودی خود ؛ عرگونه تدا بیرا تخاذ یکنند . همچثاشست : دولتها که عردوات دکيك شخهر منوی و هیشت‌قا زو زرد خر ده 4 ۰ بو ۵ ۴ مقالات محمود طر زی ۳۸۳ این اشخاص بعنویه » یعنی دواتعا ؛ ازتحکم و تسلط یکدیگر و ارسته وآزاد مبباشند. »ود رد ایرة اسکان » بهرنوع معاملاتا۸ بشرطیکه هرگونه مسئولیت وبازد خوامست پخودشان عاند وراجع بائد ۰ بهرگونه احرا آتقد ام وقیام میتوانند "وسااك حق حروآزاد شدن میباتنند» کهاین ازقابایت داتید ولعهاست ۰ م- زا رداب‌قام,شا هیراسریکا «سیستر ها ذریت پچرسو» نام يك‌سیاسی‌د زباب تعبو بر احوال اسیران امریکا چنین يكفقر بیان کره است : «حق‌حر وآزاد بودن براید وتها اینست که دوات شوند؛و-ق‌حروآزاد شدن برای انسانهاایستکه «اسان»خوند»نه آذکه حن <یوانیت برای اما نهاشمرده‌شود ». حناب مالك الملك والملکوت‌تعالی شانه »ابدای بشر »راحروآزاد وسالك پذاته وفاعل مخنار خاق‌فرموده است‌وازاین" آعحت حروت است که انسانها برای محافظة نفسهای خودشان «عرئوع تدابیر رااتخاذ بعتوانند بکند . هر اس چون حر خاق فرموده خیده. ابنت ۷ أز آذرو در احرای کار عهای حو؛ی وبدی مختار ات , اسا اینقدرهست که مسئولعت وباز خواستی که.در زتیجة آن کاره‌ای‌شان پیداشود , به نشی ای خودشان انحعصار میکند : مثلا , یکی ازافراد اعا ۳ "پریین کار سختا راست که برحق دیگری دحا وز کی و ابا درعین زدان ۰ ریاغم مجیور انیت که سئولیت محکوم یت رانیز برنفس خود قیول فد ۱ دولدها ندز درخ حوص‌حق اختیا ر خودهال ؛عونا مین یكك‌حقی سالك‌بوده هر دوات در امریقا» ورحافظه ود » به‌اتیخاذ کردن‌هرهرگونه مدافیز واعرای‌آن حروآزاد است. حتی این حق ترجه بر حیوانات هم شاءل است » ولیکن احجرای تحکم و تسلط اذمانها سانع این حق آنها ده است , ۳۸۴ مقالات محمود طر زی ۳- دربا بین حروت - یعتی استقلال - یا مختا ر با لاراده - بودن اشخا ص وافراد ؛ و دول:ها کد هر کدام شان يکيك شخص ,عنوی شمر ده میشوند ؛ فرق بسیار عظیمی سوجود است ؛زیرا حریت اشخاص وافراد بشر ؛بااحکام موضوعه؛یعنی احکام شرایع وقو انین تقیید وتحدید کر ده شده است , حال آنکه ؛ دا بر حریت اشخاص معنویه + یعنی‌دواتها » بدرجة نهایت وسمت و دابان فراخی دارد ؛ که صلاحیت حقوق حریت آنهارا تحدید کردن غیرقابل است . م- چنانچه برای یکدولت »وجود يك‌آمر وحا کم دیگر راتصو رکردن ممکن نمشود ؛ همچنان برای «صلاحوت» آنها که‌قصور وتحدید شود نیز هیچگو نه يك شرطی‌بیان ؟زدن درایکان نیست . ۵ -«حق‌حریت دولتها» - یا «حق آستقلال دولتها»,یادحق حا کمیت‌دولتها»وا«حق سختا رسر خود بودند ولتها» اکرچه همه کی‌نامها وتعبیرها ثیست که بيك‌نقطه عربرمیرنند,اما «حق‌حریت دولتها» »صحیحترین تعبیرات شمرده بیشود » که مقصد ازاین حردت یا استقلال وغیره ایاست که به اجراآت یکدولت دیگر دواتها غر ضد ار نبا شد ؛ وبداخله تکند , دس۱ ۱ و صنتاف احامیا حسق سا کیت صردولدت امست.: که شکل حکوبت خود را » و اصول‌ادارة خود را : ید ون آ نکه هیچ بد | خلهً خارجید بوقوع آید » تعین بکند "ود رخصوص تدظیم وثفید کر دن‌قوانین داخلیة خود ,۲ زاد مطلق باشد ۰ که اینگونه حاگمیت را حاکمیت‌تامه میگو یشد .واین میسر نمیشود " مکر یه استقلال وآزا دی تمام . مقالات محمود طرزی ۳۸۰۵ - هر دولت * چذانچه در خصوص تعیین کردن شکل حکوست خود حق‌و صلاحیت کاسله دارد » کذالك درحصوص انتخاب شاء خود شان » وهرگونه‌ناء وع:وان و انقابی که به بادگاه خودشال بد هند انیز حق وصلاحیت کاسله را دارند. (ازناخیص حقوق دول . اثر حسن فهمی پاشا - وسفصل حقوق دول اثرعلی‌شهما ز افندی ؛ معلم عم حقوق ترححه واقترا س گرد ید 2 در خصوص ایضاح مطنب ,از علم حقوق دول ۰ همین چند فقرف بالا ما را کفایت بیکند زرا : اولا - این علم يك علم لیِلیست که اکرچه قواعد اساسیه] نرا ازقدیمالایام در بین بشر حاری هم بوده باشد » ولی از وقتی که دوا-های ستمدن‌غربیه به‌ترقیات روز افزون خود شان آغا ز کردهمالك واسعة غر رمتمدنی4شرقیه را مطمح نظر‌وده اند؛ به تدوین نمودن این عام ووضع نمودن قوائین آن يك .جبور بتاحش کردند . ثنیا_تدوین» تعلیم وضع هم نمودند » به اشد درحه سرعی الاجرا و پابندی آنر هم اعلان نمودند . اما انسوس که این جنگ پرشو, »شر پرده در » برای‌هیچ چدزی آبرو یی باقی نگذاشت . دیده شد که این‌حقوق عم ؛ ناچه‌درحه پابندی و پایداری را حایز بود . چون هیچکسی به احکام آن پابندی نکرد » ماننددیگر راز ها * اسرار علم حتوق دول ء عم افشا شد که‌سعانی تعبیرات «نیم سسنقل »و «غیر ستقل »و تایم مد غم وغیره» برای دولتها - وملتهای غیر متعدنهشرقیه منحصر بوده است ؛ ود ر »مان خودشان این معانی هیچ شممولیتی ند اشته بوده است ! ! هرقواعد وقوانینی که درباپ نیج مستقاهاوغیر مستقلها و تحت حهایتهاوغیرها بیان‌شدهاست؛ ۳۸۹ مقالات محمود طرزی مخصوص حکوتهای غور برتمد ن شرفیه دوده است ! آیا د وتما< ارو بامنطقه ود نام يكث ژسینی شتاخعه مشود ؟ استقلااهای داخلی خارجی‌د رکجامت ؟ عرچه که هست ۰ عمان ا-تقلال تام است که در فوق بذکورند ! خیر " بهر صورت ! جریده «سراحالاخیار اففانیه » چون يك اخبار یست له 15 زبان زسعی دوات ِ ۳ بلکه ترحدان حسیات ای ات کد در حقیات‌دولت هم از خود آن مابت است - مپاحثش نیز | کفردینی»علمی:ادبی ادت؛ که‌حوادت خارجیه را نیز از تقطغععسق بعام اسلا تعقیب وپیروی‌میتواند بکند.اژین است ده در دهاوه ۴ خود - از بتاله حر ید شریفه («چدن ‏ اشدارتی کرده ۰و عد و درحودرح آن مقاله را درین شمارة خود نءوده بودايمٌ .از همه بیشتر * جان بحث‌»ارا دسداه «استقلال دوات افعانستان » تشکیل میکند ")دولت افعاتسدان مستقل نباشد » و ستقل ثغاخته نشود ۲ زمیتی که تم اثدلاف واتفاق‌دران کاشته‌شود چسان حاضر وآمادء خواهد گردید ؛ بنابرین *اگرچه خوژو خوظر در فترات‌سائرهوظیفة ارداب حل 8 راب امور حاثبین است : اسا درخصو ص بل فقرد ب ی ۳ استقادل نام و حیائیة دولت میوعذ مقدسذ -اتعل میگیرد ءقدرت سکوت را در خود نمی بیند "و برضیط حسیات خود توانایی تمییا بد "لاجرم "هر آزچیز یکه یعقاتی‌میر-د ۱ و میداند ؛ وسیتواند بگوید, گنه میرود .واین گفین و ایذایر وطیمه -قد4ه دین د وستی ادوات دوستی ۰ ,وت شرف وناموس مای افغانی خود میگوند : تیوخواء معترخش شو تو خواء کن تصد یی ۱ 4 از ره پیشتر ۰« سراج الاخبار افعانیه بقوت خرچه تمایتر , بر شعه براد رال مفالات محمود طر زی ۳۸ دا غل وطن عزیز خود , وعموه براد ران‌خارج‌وطن‌عزیزخود , که بواسطهٌ کنمه طیبه «لاالهالاانته , محمد ردول انته » یکوجود مياشيم ء بغرباد بلند اعلا ن میکند که : , دوات علیه مستقلة اتغانستان » نسلا باعل باهمه معانی «استقلال » سه‌تقل و آزاد یکدواتی بوده و عست وخواهدبود +چرا کددوات اسلام ات ؛ دراسلامیت بغیر از دولات آزاد وستقل » دیگر گونه حکومتی شناخته زشده ون‌یشود . وز خواعد تمد , دو ا- 9و2 غلوبه» منهازم» پریشان‌حتی‌سراسومتقرضش وبءدومهم میشوند» ولیکن » غیرستقل» نمم مستقل وزیرحمایه داخلی وخارجی چیز هاشدن را؛ ازروی حقوق حیل تین لایتر نزل * نهازروی «حتوق دول» هردم متبدل " در قوه وتصورهگنجانیده نمیتوا نند.. چونکهفقرات قائونیه شرعیه محمدیه " (ص ) حکوست تایع وسحمی‌وغیره رابغیردین‌حق مانع است» بتابعیت‌وییحکوم کردن دیگر شرایع را بخود اسراست" زیر ابعد ازترآن نهقرآنی, ونه بعدازنبی آخر زسان کدام پیغمبری هست. وچون‌دولات انغانعتان» نسلابنسل »یعتی| زوفتیکه احفد شاه‌ابد ای ساطنت تاسیس‌دا ده" تابه این زمان سعداقتران حاضرسراجیه اد ولت مسبلمان وتابع قران يك دولتی خودرا دانسته‌وشناخته" وعاای هم اورا اشدترین ایتگونه دولتهایسلما نی دانسته وشناخته اند؛ بنابرین؛ چون در اسلا میت «رقیت» که ضد,حریت» یعنی استقلال است سوجود نیست؛ ازآنرو دوات افغانستان »حقابالشرع» ازایتدای تاسیس خود حروبستقل بوددوخواهد بود. ازآغاز که افغانستان خودرا دولت مستقل وحر وآزاد ساخته است تابه‌ایند قیته تحریر» هیچگاه" هیچیعی ازافراد رعایای اسلامی اغغانیه باین بو عم نمرده اند وخبر هد ارند کر ارامتقلال وحریت ده تی «سلتی ۳۸۸ مقالات محمود طر زی که‌د ارند دیگراوع حکودتوساعاشت هم بر ایشاد‌یتصو, خواهد بود. این تازه قباها ورد ا هانیده مقراضهای حرص وآزخیاطه‌ای‌سوظفین , وف ت-دن»(! !) برایسردمان بیچاره شرق که‌یزعم خودشان آنهاراوحشر وحشراتضره بیشارد (۱ ۲)؛بریده ودو خته اند: ود ردستگاه تصوری خودشان بردوشهای آن بیچار ها انداخته وخیال درده‌اند که خیلی رع:ا وج,‌هان‌آنده است؛ تاحال آنکه تبادربش خودش, «جودم‌در پیش خودم » پسچس الاچسپان وبرابر آورده قوانسعه است * یکی گفت: کودت راپعك بود! س کوش خو درا میم یاد رعقب گریه بدوم ؟*منکه خودراحر آزاد مستقل دیده وشناخبه واعدقاد واعتماد کرده ام ؛وحالا عم در همان حال عستم هیچگا: بجز قبای استقلال دیگرقبارا بوخود راعت‌آورده نمیتوانم وله آورده ام, د وبا رخوا-تدد آن خلعت خد آیی را ازبرها بکشند اولی‌قا نوت حبل ابعتین لا یتردزل *برق نون دول» هر دممتردل غالب آمدء ؛ تتوانته بربا یند ! اپن است <بیاتد ینیه ووجدانره #سراج الاخبار افغانیه», حالا لیا لیم برقهاعد حقوق دول دهسر له حشقا ماو تشکیل موده است, عقرات عام حقوق‌دول که‌دربالا ذ کروبیان‌شد اختراع گرده خیالخانه خود این -رمحرر عاحز یست, از تتابهای.مء جراین علم هحال‌فتراتی را ه دخعوص استقادل دو اتها مسطو رو مد که رنوده اسدت‌ود رخصوص امتقلال دوات معیوعة مقدسذبا دایل‌وبرهان اتیخ دنیعد بالا نتخاب سنظورتظراولی‌الالبابگردید. بموجب فقرات فوق چون‌بغه ر ملاحقله شود وبحال سا بق ولا حق دوات منبوعه مقدسه خود ما تطبیق داده شود « افغانستان ۰ بهحه سعانی استقلال, مسقل دید» مشود , او لا دولت افغالستان ازهنگایکه هست‌شد»؛ تاسیس‌یافته ازهمانزمان برخودی خودتشی خود.الك گردیده هآ که د یگوی‌او را آورده ودا لك حاخته است ) وا ععان مقالات محمود طرزی ۳۸۹ روز حق وصلاحیتآنرا حاص لکرده است که به‌اختیار ود لخواه خود برای هستی و بای خود هر کونه تدابیری که داش بخوا هد اجراء واتیخاذ کردهاست ؛وهیچکس‌هانع آن‌نیامدهاست. این‌است که ازهمانروز يك‌شخص »ءنویگشته دریان‌دواتها داخل شده وه رکسر اورا دواتافغانستان‌شنا+ ه است . تساط وتعک ی که دیگر دوات بران‌روا داخته باشد» کدامست # ثانیا- چنانچه حق حروآزاد شدن برای دو ادها اینست کهدوات شوند به اینحساب «افغانستان» کهدولت شده است *حق‌حریت وآزادی راهم طیعا حاصل کرده است. دوات شدن اگر بهمین چیزعانی‌شود که دیگردواتهاشده ازدءد وات اففااستال سس همان چیزها رامالك است. ادارة.حکونت خود راعود کرده است , تنظیمات وتنسیقات ملکی وعسکری خودرا بهراصولیکه دعخواه خودش بو ده‌است احراوانفاذ نموده‌است. د رسحاربات واحوالات داخلیه اش هیچ گاه هیچ دواتی مداخله نکرده است. دایم خود را خودش‌ماخته است نه آنکه دبگری او را پنتازد. لهذا دف ات است و چون دوات است *بقواعد منطقی حر وستقل است . حضرات ذی العقمه و الکیسر یا و ااجبروت و تقد س و تعااسی یا ن-ه چون جمله ابتای بنی بشرراحر و آزاد و سااك بذ ا ته و فا عل مخنا ر خلق فرموده با شد , [ یا د لیلی که برابنای بشر نیودن د و ات افغان وافغانیان ابراز کر ده شود کدام‌است؟ تاریخ افغائیه را که مطالعه کنيم ؛ دوات اغانستاثرا » روز بردز دوات شده ميبينيم » وافغانیان را دمیدم انسان شده مي بابیم . مولیتها وباز خواستهای که در نتیجة اعمال وافعال خود دیده هم .۹ مقالات محمود طر زی بخودش عاند وراحم بود. ؛ عیج کسی آترادرمحکمة باز+واست‌وسوّایت‌نکشيده, ۱ ر چه ناریخ با ؛ یعضی چیزهایی (حانغان مید عد ؛ که بوحب بعضی تجاو زات مسولانه :وات اجنجی شده ایم , ابا , آن تجاوزات ومداخلات ؛ عبارتا زتجاوزات استیهد کارا.4 عادتی «ستمدنین »بودهء که اگر مداقعد خدیده ز برد ستی ذمید ید اد : الیته که باز خوا-ت مسولیتی ,ا که بر خودسا عاید 7 راجع می آبد دیگری‌آنرا عاید وراجع خودسعجو است بداند بٍ اما موقق نیامدنش عم بدبهیست. باایهم‌آن تجاوز بر حق,غیر که ستوحب مساایت شود , نم الحمد ۰ که یج گاء از دوات افغانستال بعد ازدور ابتیلای شا ن » بر دیگری بوقوع نیامده ؛ که برای«ایقای و لیفه ت-دل 1 از طرف سو ظفین تعدن بوقوع آمده است ۸ که فناً وقائوذآجرم محانعت حریت وآزادق واحتقلال سل شرقءه( «غیر متدنه» اصطلاحی خو دشان با ایحقیقات والعیان) برال موظقین تادت له #۵ - هرگاه گفته شود ۰ که دایره داسانن وسعت وفراعی صلا حیت حقو ق حریت آزاد ی دولت علیه افغانتال» نصیبت بهمگان عیز محدود تر است " هیچ میالمه اش نیاید پنداشت , در هیچوقتی هیچ يك دوات اجنبی ۰ چانچه بران تحکم وتسلط نتواسته ات ؛ کذ الك ؛ خودش نیز » عیچگاه پا بند عرجتو ند شرایطو حقوق دوایه «گردیده است , اما بر اواختیار خود » خودش را پا,ندنگردء نه آنکه دیگر ی برو حبری روا داشته باشد , ذرد جا * يك فقره تحفه؛ءاز مسموعات مووقك خود » روایتا از گذشتدانبخاطر آورده , از ۵ کارآن خود داری نوا لستیم ۰ مگر درژهان یکی از اسیران حلیلاشان افغا نستان * يك هیئت مر خصه از دولبت فرافس ۱ برای چاره حویی راه ای افتصاد ی وتجارتی ۳ د رما بچن + و لح مقالات محمود طرژی ۳۹۱ بدا رالب‌لطنه کابل آمده » وبعضی شرایط سفیده » بحال جانبون درمیان آو رده شده بود , در ایخص‌وص ء از | کابر قوم يك مجلس رشاوه‌ویدا کره احتما ع تمو د ها نتیجه برین قرار گرفت که تعلقات مناسبات را با دولنهای اوروبا قطعاً بحال خود نافع نيافندد و گفندد که ۰ دولت بریتانیا ثیز ؛ اول که هندستان ر" استیلا کرد » از راه تجارت وشرایط نافع سفید, » داخل گردید * رفته رفته ؟ بدرجه یی آن‌تجارات را پیش برد ۰ که عندوهند. یا را یحو , وخود را پجای آنها اثراب نود ؛ اهد ۱ : بهتر همین است که اژین گو نه,پابند بهر آزاد بودهء بهمین هست موجود خود قداعت ورزيم ۰ ودر پی راگین وزرین نگردیم ! . حالا میبينيم » که این عله پابندیها اختیاری بود, است نه اجیاری,اما این زا #م بگردیم , که در آنوقت » حقوق دول نام يك علمی ر کسی بخواب هم نشنیده بود م که هت پائیست.غر گاه » بدوحة ایتوقت مردنان از حقوق د ول وابرار دول ووظایف دول وسدئیت غرب » بمنابل وعشت تبرق»ووظاً یف‌تمدنین وغیرهاحطااحاتی که در پتوقنها حیوه عای آدرند های آنها ریخته ؛ و هسر چیز آنطرف آنها دیده میشود ؛ با خبر سیبودند ء بلک دیده واند بشیده داخلمم! هدات دوایه هم سیشدند . این داخل نشدن ۱ اگر چه د یگره‌هنا ها هم بد هند » اما آنگونه معنا عا دخلی درینیاب ندارد. رابعا ۰ بردوات مستقله افغانستال هیچگاه يك آسر وحا کم خارجی دیگر د ر تصور نيامده * وعیچکس " هیچگاه ء هیچگونه تحدید وتقصیری هم در صلا حیت او از عیچ طرفی بوقوع نر, یده است ء لهذا حرو سستقل است, مقالات محمود طرزی ۳٩۹۳ خاسا : چون به اجراآت دولت افغانستان ؛ عیچگاه؛ هیچکسی دخل و تعلق ذجرفته ) 1۳1 و ؛ دولت افغاس‌تان مه صفاتی ر که امتقلال حاأئز است او ۳ حانز مجباهد ۰ ابا ب توت ستد.. 416 افعخااستان دایماً کل حکومت خود را: «هر‌ورتیکه حواسته امس «خودش‌تشکیل نود "و احیول ادا و خود را ۲ بدونمدا خره غیر خودش نع جم* ۸ ن ودرتنفید کردن احکام قوانین داخلیه خودآزاد مطلق بوده ات » که باین حوفیت یت حق ام:قلال تام وا بحق سزاوار گردیده اجه بح ساپعا - اففاستان دایعا یادشاه خود شانراخود انتخاب وبهررنگی که جمهورآبران اتفاق نموده اند "همان عنوان والعاب راعضا نموده اندءچتانچه به اتفاق آراء عنوان ولقب‌ضیا ۶(علت والددن را یه ذات اعلیحضرت خاقان مغقوز امیرعیدالر<من خال * عاپ مثواه ۰ ۱ عطا نموده بودند . ,کذااك اقب ثرافت آردن سراج اعات ا:دین را, خود افقغاد-تان "بروجود قدسیت آبود همین متبوع واولی الا بر حافر وموجود دوات حرو ژاد متتهل ۰ چپان‌یا قدید ‏ #۷( بب این :ود حسیات ایمائیه وو حدایة «حراج الاخبار افغائیه» اد خصوص استقادل دولت علیه مستقله‌متبوعةخود ش " که‌او لا" دیا شرعا » انیا حقوقا «سیا متا" ؛ عرض‌بیان گردید .سارق قام عجز رقم ءاجزاده *حسیات وجدازیه واعتقاد و اعتیاد باطنیه ایست که خیلی رقیق‌ودقیق است مراجالاخپار افغانیه زژده وگوینده بقوت همین حرارت عریره | ستقلال احعت .د وزسین غیرمستةل ستزازل "فشوولهانمییا بد, بهتر دلیلی ازخود:.در باب امتتلال خود عم نعی یابد . شش‌ونيم سال است» که مقالات محمود طرزی ۳۳ دوات ستبوعه خود را مستقل وحر آزاد گفته اعلدن کرده است وبرخلاف دعوای خود ۶ هیچ مدعی ندیده است . همچه حا جت ! تنها يك دولتی‌بود که باسا رفت وآدد ومعامله پید | کرد» با رابخا رج » بهر صورتی که مثافع وفواید خود را ملاحظه کرده بود » معرفی وئناسایی داده بود سردمان بیرون عم ء بع‌مانصورت مارا شداخته بودند »حالانکه ازآخرترین تقاریر شان , اعتزاف وتصدیق استقلدل افغانستان‌صراحتا معلوم‌گردید. (چنانچه در شماره دم صحیفه پانزدهم حریده خود درج آموده‌ادم). اهذا آدسانع هم پر طر ف گرد رد سس اگر دولت افغانستان‌را, سمتقل وحرو آزاد وبالا | ستقلال تام نگو ژیم؛چه خواهیم گفت ٩‏ حالا فقره هی 45 به سراج الاخبار افقائیه تعاق داشت , همین‌سئله استتلال بود ,وزندگی خود را مدحصر بان بیدید , چول حل کردید , سردقاله همقلم‌سعزز وبحترم خود «چمن» راعیدا در نظر قارئین کرام خود,غرض مينهاني/, از هر سطر, وهر فا د این مقاله يك ردح تا زگی دردلهای آرزو کشاق انحادابلام ,سیدماند وگلهای ابید استقبال را » در چمنه‌ای قلوب مشتافااش میشگفاند .بجز همین‌فقره استقلال » که‌بیان کردید , دیگرفقراتی را که رفیق‌ما«چمن», برای زمیته اتلاف واتفاق بیان نموده ؛ ماعم آنرا بر وأی زر ین ادلی الالبابش واميگذاريم چنانچه آنهانیز همچئین کرده | ند . این یک تخمیمت که دربورعه های دلها و قلبهای مسلما نان , از طر ف رنجبران حتیقی است , اگرچه از وقتها افشانده شده است ,اما هزار | قسوس ,که سعی و کوشش نشو وئما را ءاز دمقا نان غافل خود ندید . مگر چون تخم خعلی ۳۹۴ مقالات متمود طر زی درست وسالم وزندطبیعی بود »باوجودیکه , درین سالهای سال , هیچکسی خبرءم نداشت , که همچنین تخی دره‌مچنین‌مورعه ها آبا خواعدبودیانه , بازهم دیدیم که طبیعت ؛ خود بخود. آذراروبافید: وآثارنشوو تعاوشمه هاورحصولا تگراننها را ازآن بظهور آوران گرفت .بلی بلی ! آبیاری کرنجبری , خواری کشیلا زم است. این‌شجره طوبی منش سعادت‌را, پرورش دادن, وسیوه های‌شیرین بهشتی‌آذراچیدن‌ضروراست ! حالا بشنویم» که بلیل «چمن» اتحادء عمقلممحترم| برانی نژادهاءچه مپقرسا ید: آیا ی وسعطی و افغا نستان استفا دء ازموقع حریده شریقه برکویل 2 « چمن , ح- شهاره دم سال سوم --ورخه ,۱ زر بیع الاول مه دم م۱ فکراحتفاده مسامانان‌آسیای وسطی: ازاتحاد دول اسلامی"چنا اچه درشماره‌های قسل ذ کر کردیسم , قبسل درد مغ حوابظاً راب اسلام و سامین جر بان داشته : جراید تر که » معیز: شدستال و ایسران درینخصوص بحث کرده‌سقالا تی توش تهاند.| زآن‌قبسل :شیخ محمدعیده , که یکی ازاعاظم ءامای مصر است» در یکی ازمقالات‌خود» که تحت عتوان, ابرال وافغان» نا شته است مینویسد ۰,علای برمناسبات د بنیه‌وبلت مزبور نژاد افغان‌وا یرال | ژيك اصل‌و متشا واحدبوده؛ زبان ایشان هم که وحد تآن پایمات و بگانگی می باشد» وشناسائی عرسلت وقوم بسته‌به یگانگی زبان‌است؛ همان فا رس است.امروز برهریكازبزرگان ایرنو افعانستان» که ترفی قدرت وحیات آنیاملت خویش را بحواهند تامین‌نمایند: مقالات محمود طرژی ۳۹۵ فرص وحثم است» که بوسایل مینکنه,اسیاب اتتحاد دولتین ایران و افغانستان رافر هم ساخته, تشکیل يك دوات قدرته‌ندی درآسیاوسطی‌بدهد» , آنرو زیکه عالم سزبور»قاله خودرا نوشته است»سلطنت افعانستان بادست مرحوم ضیاء اله اه وا لدین امیرعیدا لرحمن خال ‏ طاب‌ثراه اداره شده تاژه سیرفت قدم براه‌ترقی ودائره تعالی‌گذارد ء ودر آتعصرفسایل ایجاد این اتحاداین کمترفراهم بوده, افکار سلتین ابران‌واففان تاريك اوضاع‌سیاسیه دنیا هنوز تشکیل يك زمینة سعاد تمند برا بمسلمانان, مشرق احا# نمیداد. لاکق امروژ احساسات ملل اسلامیه روشن شده. هرفردی اژافرا دیمسلءانان , احتیاج امت را بوفاق و اتحادحس کرده, مردم » (زوم‌ایجاد يك حکوبت‌قدرتعند اسلامیه ارا از اتحاد دولاسلامیه, برای‌العین مشاهده میتما یندر وازجانب دیگرهم, درظل توجهات کامله سرا ح الحلة والدین » که از دانایان رسوز سیاست عا لم میماشند , اوضاع سابقة افغانستان‌بکلی تغیر گرده .صناعات جدیدم, فابر يك‌هارو کارخائه های عالیه در پایتخت و.واد اعظم مملکت مزیور تاسیس گردیده» سخصوصا تشکیلات عسکرية اقغانستان »بعز وطرز تازةقابل تقدیری تبدیل و کار خانجات این مملحت ؛ ازحسن توحه وزارت جنکو مساعدت وحدیت امثال سردار حمدذاد ر خان‌سپه‌سالار افغا نستان» روز بروزیر تزئید ذخایر دوایه‌و قورخانه توپ‌ریزی» تفنگت سازی وغیره کوشیده,افراد بزرگان آنجا دشب‌وروز سعی‌و کوشش دارند, تا احتهاجات خویش راازمال اجنبیه سرتفم ساخته برتوسعة قوای نظاهیه؛سا لیه و اقتصاد پا ت محلکت بیفزایند , ازجانب دیگر وقتیکه دروضعیات سیاسیه‌دنیا می‌نگريم , تمام حوادث فعلیه را بری تهب يك زمینه صبا لیه منقعت بخشی »در اتحادو اتفاق دولتین و ترتیب يك اصول ۳۹۹ مقالات محمود طرژزی تحدی درسیا سمات‌خارجه اففان‌وایران از نَطه نظراتحاد ذات‌البین ناب وسساعد دیدی مواع سایقه را مرتفع ووسایل‌بفقوده رامهیامشا هده میشما لیم 1 آری ! حقیتتا د راطراف‌این قضیه ذهنیه , که دنوز بدائره کرداروععل ارسیلهاست وقتیکه عطف توجه مخصوص فمائيم, فوائدآنس؟شوف و مبردن‌سیگردد. د رخصوص منافعیکه رای دولت ایراتا زيك چنین اتعا د اسلام عواعانه‌مرتپ خواددشد .ماچیزی ذ کرنه مینما يم اکزلچه تا یکدرچه هم‌سافع مزبوره آشکان وشا یدبیشتر قا رثمن محترم برخی‌ازآن‌را افتنباط فرسا یند, واکن درصورتامکان, يك»قال4 از شما ره های‌آنیه«چهن » رايت ذ کا ررقصسا نی که سنانم آزیبا , درلتیجه این اتقاقعاید ایران‌بیگردد, اخعصاص خواهیم‌داد. یگلازآوبی ازفواند تم که باففا زستان‌متوا ند عاید گردد ,وا جملة مسایل حبائیه سوبس آید ,«یگی عمان استقلال آئد وات است که در سیاسیات خارجیه خود آز ادف ستقل حواعد گود ید 5 و دیگر ی ترقی تجارت واةتصادیات آن میراشد , بالخصوص بعد از ,پدهت آمدن يك ناحیه سا حلیه از جنادر خلیج عمان , که‌سالها ست سیاننت اقغان دورو با هندوستان و برطا نیا ازآن تعاقب کرده » وان گلیسها مساعدت اکرده انس در عصورتیکه فقط خسارت واردهٌ این بخشش بربوط به پلوچستان ء وعشایر آن ایاات خوادد بود که عتو ژ فقر یبا نیمه بستقل مهباششد, بسزرگتر ین قفا بط ه‌دیسگری که سرکسن است برای دولت -دا داد ستظور کردد : همانا تجارت وخلاصی ازمعاهدات بر بتائیاپاروس وژاپون و غیره» دردالهایم ۱ ٩‏ ,وم , خواهد بود: که‌قسمتهای شمالی اتغانستان‌رامورد بحث وگفتگو آورده. شایدقر یانی عند ستان میخو استند بدمایند " فرضا که‌حالا ازترفات رونیه ائداژه باعت شده باشد؛ ولیکن مقالات محمود طرزی ۳۹۷ درآتیه خوا هندبود» ادها مانندآن حر یصیکه ممکن است» یکی‌از آنهاخود بریتانیا باشد که برای‌جاوگیری از ترقیات افغان و حفاظت هنستان از تصرفات افغانستان قدرت‌ند آتیه‌در مقام انفاذ پواتيك انحلال‌قوای مشرق زسینی ها برآمده اقداماتمرا که همه دیده ومید انيم. درموقم افغانستانیکه بعد ها برای جلوگیری رو-یه لازم نخواهدبود, احرا نماید ؟ بالاخژه فواید وسنافعیکه ازایجاد یگ اتعاگوا نتلاف‌سحکی مابین د ولتین ایران وافغان که فرزندان يكآب و خالك وملتین مز بوراز یك‌اصل‌وشاخ میباشند متصوراست» هر يك‌را بجای‌خود ثرحمیسوطی است, کلسا د رنه‌رات‌آتیه «چمن ) نکروا خواهیم نگاشت. اینك‌اولیاء معلکت وسلت راست که در زمینة فوق, بانظر دقت و اهمیت ذگر یسته, اطراف آنرا مطالعه فرمایند , (ختم اقتباس از برقاله حر یده «چمن » ) شدا خ<4 شد ت استقلال | فغا نستان سال هفقم -شما ره ۳ ۲- 9ب سرطا ن ۱۳۹۷ فصل هفتم |زموادعهدنابه » که درسوم سارجم۱ و , درسابین دول غالب‌با دو لت ویبیه د رشهر بریست لیتوفسك عقدوامضا گردید ه است : «دولت های ایران دافغانستان جر دو ستقل اند » ضمیحه هیچ دولت د یگری نمی‌شوند, دول اسضا کفندگان صلح » موظفند که‌استقلال‌سیاسی واقتصا دی ایر ان وانغا نستان رابحترم شما رند » . چون این فتره عهد امه دول بعظمه»از مسائل هستی وحیاتی دولت متبوعه ۳۹4۸ مقالات محمود طرژزی مقدسه ما ءافغانستان شمرده بیشود »,رسراج الا خباوافغانیه , نقل‌وثبت نت هفتم آن را ؛با ایفای مراسم تشکروامتنان * اژلوا زمات حقوق شناسی سداند»و بصورت يك وثیةه بهمه »ثیت صحایف یادگار حیات خود مسا زد : ای‌سلت غیوروجسورا فهانیه ! دوات های,م‌عضمةغالبه دنیا مانید دوات های معظه قوی | لشکیمه المان ودولت بزرکک اوستریاوسچارستان و مقام خلا فث ؛ بعلی دولت علرءه | ل عتمان »ود وات‌تازه جوان بلغا رستان :د ر عهد ناس بی که يا دولت روسیه اسضا(آموده‌اند »استقلال‌دوات محبوعمقد سقما افعائستا ن را ء بفصل عفتم آن عهد نامه »داخل شرایط صاح 4 ودوات روسعیه هم ان راقبولو ابضا نموده‌است. دوات‌ستبوعه «ستقلة افغائیه ما که‌ازآغاز عستی و وحود یا نتن خود سستقل پرا سه تشکیل یافته »وحود. خودش را اداره کرده , ونسلا نسلا بادشاحان ذیشان افغاستان »۱ زخود قوم وحنس افغان‌بوده ود راقل تشکیل دو ات خودبقرار قاعد ء طبیعی 6 تسنباط ورزیده, ناهد من / کشعیر تر کستا ن جاعا را وه انیسا ط4 طبیعه خود؛ پرواملا نموده , وبازد رمیان‌خود » حود بخود:4هرگونه نشفیب دفرازی کهدیده» درخود وازخود د ید ر وعر سود.و ز یا نی که ازان | نقلاب مای پر قراز ونشیب هم‌دیده .بخودش عائد بودء ؛ که‌این چیز ها طبعاً وفتاً آزا د وستقل سیاسی واقعصادی بودن‌اففانستان را ,از روک تاریخ ؛آشکاو می‌سا زد ؛ اما« حقوق‌دول, نام يك دستور العمل تو ظهوری بعدازآغاز تشکیل یافتن د وات افغائستان »ننها درهابین دول غریبه آوروپا قرار گیر شده» وسیب‌یعد مسافات؛ ومو جود بودن.علایق وروابط مناسبات ,دوات متبوعه مستقلة ما ,داخل آن دستورا لععل شدن نی ؛باکه ۳ اه پسیار (سانها ۸ وحود داشعن این گونه دبتو, ااععلی عم ید از مود مقالات محمود طرزی ۳۹۹ ا زین بود که ازتصدیق شدوسحترم شناخته شدن اتقلال دوات متبوعه با ازطر فدولت ها ی‌معظمة غربیه,در تعویق‌مانده بود ,حال آنکه؛بشنا خته شدن» يك جیزی وجود نداشتن آن چیز لازم نمی‌آید ؛بلکه بعضی عوارض وحاهل میبا شد که بودن‌وشناخته‌شدن آن چیز را مانع آمده میباشد !مئلا آنتاب‌طالع ؛ اگريك بدت مدید ی بواسطه عارضه ابرهای کثیف‌یاتد بکره‌دیده زه‌شودوشنا خته نه‌شود با آنهم برع م وجودآن حکم نمیشود: ‏ ولیکن "چون‌اعته‌اد ر وحانی‌سا »بر این است که چون وری‌را ایزد برافروخته باشد؛ و کسی خواهدآن‌راپف کند ؛ نمی تواند » بلکه نورخلقی وطبیعی که آن راروشن کردهباشد ءشیاپاشی وانوار نیاری آن بقرا ر قواعد طبیعی «خودبخود کامل وتام‌شده‌سیرود ,اپنست » که‌آن ابرها و عوارض را ء قوه خارقه باصره ازهم پاره پاره نموده, آن حقیفت. که دولت افغائستان ستقل و آزا د خاقتی و فطر نی بوده است »بظهور آ مد ؛ وآن‌حقیقت از طرف جقیقت بیان‌دیده شد ه؛ تصد یق ومچترم گردید ۰ ای کهن سالان معظم ومحترم قوم مکرم افغائیه ! ای جوانان‌غوور و برو مند ملت افغا ثیه ! ای‌نونهالان آمال استقبال ! ای‌عزیزان با کما ل ! چشمهای تانرا باز کنید !گوشهای‌تان را باواز! رحمتهای‌بلا نهایاتی کهاز خزینه های غیبی لا ریبی /ذات اقدس خداوندی» حل شانه »برافغانستان و افغا نیان» در چنین زما نوای بلا باران ءوآوان‌آفت‌رسان » که برتام جهان نازل و وارد آبده ارچنا ن چیزها ثی نیست که بمقابل شکران‌آن چشم پوشی کرده شود,واین نیست سکر ازفیوضا ت نعمت بزرگی حق..چون‌این نخستین بار است کهاز طرف دولتهای بزرگ دئیا ؛ استقالال‌سیاسی واقعصادی :وحا کمیت وملکیت زامه افغانستان تصد یق 7 ۴۳۰۰ مقالات‌محمود طرژی وقبول وسحترم شناخته شد » است؛شکرا ین نءمت عظمهای عیبی ؛ربافی راء ز یپ وظمقه بندگی دانسته »بود ولت عای معلمه کهمحض ازراه حق بوتی وحق شناسی, این‌حق صر بح‌طبیعی مارا شناختند »وتصدیق فربو‌دند ,ایرازسنت‌داری وامتنال را از اوازم تربمه انسائیت بی شناسيم . استعداد ثرقی افغانستان سبال هفتم شمای۸ اول: ۲ اند ۱۲۹۲۰ نحت عنواق : افغانستان حقدرسنعدد قابل ترقی و تمدن است : ماد مذش گران» ایزدد انا وتو ناءخداوزد.بزرگ‌بی مانند یکتا جل‌وغلی رابکدام زبان عجز بیان شکروشازوا نگ تکه ماسلت اففانیه را بهافواع نعمتهایگونا گون,واقسام کیفیتهای قا بلیت عون امستغرق هزاران هزا رفضل واسان فرموده , که »اازشکر میلون يك آن عاجزود ر سانده‌ایم یعضی‌ازان نعه‌تهای نمایان زاعرض می 3 ۰ بهترین وبرترین نعه‌تها » نعست"اسلام»است/ چسعادتِ , چه‌قدسیتی است هیا رااز دوازده عبر و کسور به اینسوءبدین مپیین اسللام مشرفوسدر افرازه واز آغا زنيليق تابه اسروژ ‏ سلت تحیبه افغانیه‌سا رابراله سبتقیم وبا ثیات؛و به تقویت و محافلت آن بر گزیده ومعتاز فرسوده است ! الحمدنته علی‌دین الاسللا م ! ایا بعدازان نععت‌عظعا ) پرتروعالیتر اژین‌دوات اعلا؛ د یگرجه خوا هدبود که بلت تجیبه افغا نیه‌سا رانقریباازدوم‌صربه اینطرف» نك ملت‌آزاد حا کمه‌ودولت دلیاد مستقله‌عاخت؛ و د.عصراست که‌درهمین بتعه خاك مقدسی که آثر اوطن عزیزخود «افعاس‌تال» می‌گوئیم ؛وبندا کردن حا ل خود رادراه‌ان با ربا رائیات لیاقت‌وشحا عت مقالات محمود طرژی ۳ نموده‌ایم»ازخود خود »یعنی اردین خودء ازملت خود بکما ل آزا دی بصو رت با لاستقلال حکوهت‌ميرانيم‌وحا کميت‌داريم . آه اجه رصییت کبرا ,چهعذ اب جوم آما ؛چه عقابتحمل فرسادت که یکملتی که ازخودسلیت مشخص و معین داشده داش تابم و رعوت ومحکومغبر د ین و غیرقوم غیرمات خود شد:باشد !اللهم احفظنامن هذا ابحال ! آیا کدام زیان‌و کدام توان‌را طاقت‌ویارای ادای شکران این نعمت گرانبهاو عطیه بیش بهای خالق یکانهیه‌ی:تهاخو هد بود کهسراجالملله‌واند ین فرژ:دضیاء المللة والد ین معفرت فر ین است که و لیق"عزیز و مقدس خود را و ملت عزیز و محنرم خو د را از لکد کو بیسم ستوزوان یکت دولت برقو بت نیک نه پی که درد سیسد وحیاه‌شیطان از,درو: میکیرد و د رقوت‌,بلاح و اباب و توانگری نسبت مابا اودو راز مداسیت‌می افتده باسیاست‌تد بیروقوت تهدید صد هاگ ازنفوس ازملت سسلحه افغانیه چون‌حد ید آن دشمن ذین ووطن را که‌ساك مارالشیروبنده کرد سیخواست, وحا کمیت واستقلال‌سا راازبیخ وین‌بر کندن آرژوداشت/ لا ص‌ورعا تمود,نخستین بار-وسس بنیان‌سلطنت‌ستیه اسلامیه افغائیه اعلیح<شرت «أحمد شاد» ابستا که سلتب به «بابامو «غازی»میباشد (ازصحيةه و ثابه عحینة وس جلداول کتاب‌ستطاب «سراح‌التوا ریخ رامطالعه‌فرما یند !) اصل نشءونه‌ای‌طمیعی ساطنت افغانیه ثیزهمال حدود مملکتی بود که‌دراول تاسیسو بنیان‌خود یانته بود , آمدشمنان خاین عداروطن کهازسالهای سال چسال باقیچی حیله ودسیسه ومقراض خیانت‌وا نتریکه از اطر اف وجو انب و طن‌عز یز مقدس ما به تنقیص وتقطی کو شش‌ورژیده رفته اند" وحالازسه ححصه بیک حصه بارا فرو آورده اند.الحا صل چنا نچه | علیحضرت احمد شاه بابای غازیا زسلد !4 شرینه د وانیه افعا نیه نخستین بار بتا ء‌سیس‌وبنیاد نهادن‌سلطات بایه اسلامیه‌راد ریک سقیاس واسعی کامیاب سدح ازبی‌وجودی وحود داد؛ ی‌چنان ذات اعلیحضرت اسر کبیرامور ۳۰ مقالات‌محمود طرزی دوست‌سدءد خان موس‌نانی ودّاتا عیحصرت «تیاء الملله وا دین» موس ثالت شمرده میشوند زیرانانتاء سیس‌وینیاد کرده احمد شاه غار ي را »دشن حفقی دینو دوات ووطن مقدسها؛ بحوله زد یه -بعلال پس؛دانه /اول با رد رستهه ۰ +۱ دجوی‌سطا وق ۳۹ م ۱ سلادی «شاه شجاع » ناسی ازاحفادموٌسی بدیان ساطنت افغانیه | عیحخضرت احمد تاه غازی را/واسطه‌و آله شروفساد خود ۳۳ خته , ودر پبس روک خرد اند اختد باعسکر انبوء وقوت پرستوه ءوطین غز یز ما را استیلا نمود ,حعان بو د که دا ت اعتیحضرت‌امیر "کبیر ,۶ اولاد مك نیاد تان, بتوت اتفاق وا نحادرئیسها وسرد اران اقوام سات دعظه اففا نبه تیک تغل عاسی, اردوي دشمن دبن‌ووطن را گر فتا وروا ز خالد وطن مقدس احراح داد ,راز و به تاسیی سلطنت اسلا سیه مستقاه | غفا یه کاسییاب آبد ! باز درسنه بو ۲ عجری» آن ذشمن دینو عاین‌عدار کمین‌مانند ازدر زمر آ کین »سرندوست اثر خود را از درة خببر ی پیوار و کوزد برول برآدرده, وبا چنا نچه در استیادی اول کرده بود ,یکی از احفاد ان مغسان نيك ژهادان‌را وامطه وال ابضا نه‌ودن اعدام ناسه؛قغانستا نمود»ه وآشیان مسلطنت و استفل لی را که پبخو ن حکر مت عجو رددن پر ور افخانه سعاحنزه پوذند؛ ذ یرو پربگی3 ائید_ شمان بود که‌در ینبار ذات اعایعسرت ضیاء المللةً والدین درد رو هجری : بار دوم 1 وطن ءسلت را ر‌اثی دادء بتاء سس لطنت ‏ فغانیه) دوم بار کاسیابی‌حاصل امد ! مقالات محمود طرزی ۳۰۳ سال هفتم -شمار # اول ۳ , اسد 9 ۱۲ | سدعد اد9 ق) بایت دینی ۰اجعماعی " سیا سی اذفغا سدای «آنکس که خود راشناخت خدا راشناخت» ! این دك دستور | لعمل فلسفه د یه اسلامیه است. کرودحقایق ثینا من صوفیه اسلام ‏ رحدیٍ انته تمالی ,این دستور العمل را مسباك خط حرکت اتتشخاذ کرده, ا ول د رحقیقت ود وحةیقت‌اشیا نکر فتدبر کرده از انجا خودبخود بربدارج ومراّب‌انقی وآفاق مرو دور نموده‌توا نستند . سراد ازین تصوف خواثی اینکه , هرقوم وهرمات نابحقیقت وهویت ذاتیو نفس خود بخویی آ گاه نشوند »موقع وحیئیت خودزا, در هییت جمعیت بشر ادرالك کرده ذمیتوا ندد. وتا بر نفی خودوذات خود يك‌اعتماد واعتبار کلی‌حاصل نکنند, و خود رابنظر خود مو قر معز ز مشرف نشذاسند , برسحافظه شرافت وحیثئیت وحا کعبت وا ستقلا ل وآزادی قومی‌وملت._خودوحق خود مو فق و کامیاب آمله نمی توانشد ! وا حو بی‌ها؛ ما سن وطن خود را خود را وحق آنرا برخود بخو ب آشناسند بقد رو قیهعت آنرا وحان فدا کردن را در راه آن استدرالك کرده نمیتو افند . اول قابلیت دینی آنرا بیند یشیم : _افغانستان درهمه اطراف عالم, بصلا مت و عصییت د پذیه معروف اسم گردیده است. واینمعروفیت, تنهامك‌شهرت کا ذبه نی: بلکه عين حقیقت بت .سمند شریعت غرای محمدی(ص) »در محکحه عالبه‌شرعیه گسترده: و احکام قوائین الهی » برای رفاه وسعادت اهالی-مهد وآماده‌است .جوامع ۳۹ شیر دقرهه /باحیا عتهای مصلیی ماب »فاحتساب درو وعات بشدت تعام حار یست ر ۰ با ی 4 ب او ۳۱۰۴ مقالات‌محمود طرزی اهالی علی العدوم , به‌محیت رسول برحق خود حضرت محمدمصافی‌صلی! نت علیه والله وسلم .آل بیت او اصحاب ع. ححبت اوءاز دل‌ودان وصدق ایدان بحیت وصداقت میور ژ ند, ودر دل بیکینة خود؛ در حق عمج یکی از بزرگان د ین‌خو د, بوض وکین نمی پرورانند به تعبیر دیگر, تنها د اهای شا ن با محبب و خاو ص‌و صداقت مالی ,واز بعض وکین و بد کر بی خال است ! همه مردم افغاستان؛ بيك دبن وبيك مذهب پا یندند.یه‌نی بانند کشکول‌فقرا وطن .قسر از ادیان ربذاقپحتلفه سماوئیست,ازبذاغب مختلقه» تنهابد عب شیعه سوجو دایبت کیلش وشیعه افغانستان نیز با هم سختاط ومتحد و هموطن و هم ملت خود شاثرا داته » هیچ سغایرت وضد یتی که بچشم د دده شود »و بگوش شی‌ده شود ؛ در ساپین شال ید ید او نیست . از غیر دین مسلماتی نها یکچند جوار بودایی (دو اعل متن آمده ات ر, ف ) 9 برهعا یی و سیکیه و غیره از مذاهب میضافذ «عتدو» مو جود است, که اینها عم ند وهای انغانی» یعنی در افغانستان توالد وتدا سل تموده» و بود وبا ش کرده؛ازان دیب چنانچه اففا-ثال آ را عندوی افغائی سشنا سنده خود تنها نیز خود راهندوی افغانی شتا حته, بز بال انغانی متکلم» ودر نظر عندوهای عند سا تیز خود را به افغائیت سفت‌خرو مچترم میبما با نند! از ین طا یفهءبو ظا یف و بدا صب دولتی ت رسیدگان بسیار اند . افغا نها علی العجوم« حنفی العذ شهب » هستند, لهاز بدا شب بیختلفه که در د یراك ابلامیه | نتشار دارده خملی کمتر اندران پیدا ميشود , اففا نهادر پابندی مدع ومحبت. بلدیی درحه کهفوق اجادد کته شود ءشدت فحبلابت دارند, مقالات محمود طرذی ۳۰۵ همین صلابت و محبت دینی بود, که غیر دین خودرا در وطن عَو یذ خود حا کم دیده تعوانستید» و حانها فدا کرده, زده زده آنها را بدر کردند! حال این استعداد و قا بلیت دینی را با قا بلیت اجتما عی تطبیق داده؛جهت استقاده های سیا سی را ازان درسدنظر آریم: _ قا بلیت احتدا عی این است» که یکیار خود را ودورد پیش خود را بنگر یم؛ که ماد رکجاو چارد ورما با چه چیز ها و که هامحدود و سحاط است,مصداز«ادتماع #حه‌عیت است » که ححعوت ضد« مفا رقت* است. جمعیت» یگانکی ونزدیکی | ست.سفار قت» بیگانگی‌ودور بست. د ین‌مقدس اسللام؛ مبتای یکانة آن بر جمعیت وا تحاد و یگانی ووداد»وجما عت؛» وعدم‌رهبانیت استوار آمده ا ست. اولا در موقع افغانستان نظراند از یم :-- چاردور دا» با سلیونها سلیون از برادران سلمان با سکون‌ا ست.۱ گرچه حکو متهای‌شان غیر دین شانست ازجوث غرب ما ند دولت ایران» یکدولت خلمه مسنقلة سسلعان»وا هل قبله وقرآن سو حود است؛» که تخمیناً پا نزده بیست سلهون ثفو س سامان‌را حاوی بیبا شد؛وآن خالك »تصل است با خاله دوات قوی انشکيمة معظمه عشمانی؛ وتحام عربستان» که مقام خلافت و باواي همه مقد سات اسلا می معبا شند؛ ونیز متصل است با خالك معااك«تفقازه که دریدسر ز مین پالد نیز بمابونیا براد ران بیدارو هشیار»سلمان ما مسکون‌اند. درشمال خود چون نظر اندا ز دم, بملیو نها قوس برادران د ین وایها ن خودرا می پینییم؛ که درارا خی وا بعهتر کمان‌ها؛ و ماوراء النهرهاسکون‌اند. همه را عمدین: همجنس؛ شم کیش رسد هب بلکه شريك التفعه هم میدانیم. درین ارا ضی واسعه .ار کد» دو حکو مت اسا میه, که‌دراول ژ یر حما یت وا عدارت دوات رو س بوده ۳۰۹ مقالات‌محمود طرزی ودر چندی بل , آژاد یهای خودشاذرا اعلان کردند؛ موحود مت ,که یکی‌حک مت اسلا میذ خیوه ود یگری» حکو ست اس مه بخارای شر یف معپا شد, باز چون پسوی جنوب عود ت کنیم, يك اراضی مر بم| لشکلی, از خا لد «ر حد هی حنوب غر بی با ثا یبجر دعثی تا پدر بای شور » که دران حدآث رایحر عمان یا خلج فار س بسن که یند, امتداد یا فته است. هنوز عم عصو پرش از ین؛ د رما بين ا ی .د و خاك , هیچ د و ی و حداگانگ, مو جود لبود و يك وجود بودند؛ که تیشه طلم و غدر دحن خارجی»وردشه کنی و بیخ برک معا ر بات خونریزانه پرادرانة -اخلی؛ آن عضو نازنین رابریده بیکسو افگند:بدرجه بی که همچ باهم شناسا یی گویا ندارند! ! آن خال «پلوچستان»است؛ که جند سلیون نفوس جسور و دین داری از برادران مسلان ما را حاوی سیباشد ! حالا چون از جنوب غربی فرو آمده, ثنارة جذوب را تا بشرق "و باز از شرق:ا به‌قر ببهای‌شمال »از نظر مطااعه یگذ رانيم »از آن ۵ شتهای تشیب و شموار»بر ریگزار حنوب غربی:دفعتا بريك کوٍ-ا ر شامخه پر نوس پیشار تر فع بینمانیم "که این گهساز جمله هم چنسی؛هم زبان؛ هم قرم هم علت:غم وطن اعم دین اهم مذعب؛ عم خوی؛عم عادتبراد رال‌دهتی افعانی سرحدی یادت» کهبسیاری از پارچه عای اد یذ وشیرین آنرا لیخ قحباب ساکة ا(عدذاب ابت محمد ( ص ) :یه قطع هو د لبحس رت ورزیده است.ماورای این کهسار صلا بت آثار» سواد براعظب «عند ستال» است !این خالك هییت نالك,بسبي تءاس دائمی که با سا ذاود, خرلی‌جالب توجه‌يك‌خا کیست. دعاملات تجاربهاسناسات سیاسد سرابطات تاریَخه با و عند معال,يك بحث دیگر است.درین فصل حود 1۱۳-۹ تطه ذظر احتهاعی؛ میا !اتودجا که‌ات اجر اصدا زيم ٍ مقالات محمود طرژی ۳۰۷ هند ستان ر عجا یب خانه احیاس و ادیان و بذاهب بختلفه دنیا کفته اند ایتعداد و #ابلیت طبععی و روت و کت خلقتی آنرا بخزینه های عاام تشییه‌داده اند !درین خالد یا وسعت پر غرابت» تقریباً (. م)سلیون نفوس, از حمعیت و جماعت برادران تسلمان تا کون ائد, که از دیگر براد ران اطراآف»بیشتر ما با آنع‌اوآنها اما شعاسا نی دا رذد ۱ پس‌چون به این جدول ذیل,دعت کرده‌ببينيم»بخوبی‌سيدائيم, که از نقطة نظره! جتماعی اسسلامی» که زنجیر مرصع ۲ امد دلیبد» عدرا بیکد یگر يكو جو دو يكامت‌ساختد؛ دوات منبوعه مقدسة با افغانستان, دز يك گوشة عجرو تنهائی»بلکه در سیان کرورها براد ران دین خود و ملیوت هاهم وطن سشتر له خود, بودوباش و عقد اخوت‌وسعاش دارد ! سعفی«وطن مشترل» را البته.ازوسالة « وطن» که بانسخدم ۲ همین سال ب خود سراج‌الاخبار افغانیه؛ هدیة انظارقا رئین کرام نهوده, بخاط رخا هندآود» که چه بود ! حد ار تعداد نفوس تقریبی برادران دینی ساءدراطر اف‌با که از راه خشکه, بدون بحر با همد :ٍ گرتصل افتاد ه ایم: نام معلکت تعداد نفوس مسلمان‌آن نام‌مملکت تعدا دنفوس سسامان‌آن ایران هرچنه زگ و ۱ بخارای‌شر یف ۴/۰ تر کیا اف باوباء اانقر و ۳2 ارینبورغ و قریم ی عربستان عدا مور ج ۶ چین و قاس 0 هندستان مه رم ث رکیمن مدع افغاتستانل و که تج ۷ ۴۳۰۸ مقالات‌محمود طرزی ۰ دويك ودن مشترله زیست داریم. آين است استعداد و قاینیت «دینی احتماء ی» که ؟ ر آرژ وی استفاده واستتفاع | زین تا بلیت واستعداد دینی واحتماعی 2 رف‌میرسماماآهای عمین قطعات وصفیعاتا ز یك‌چندء صر- پیداشده میبود»د رینو قت دك حیاست تقویة دینءه, برای اببلاه‌ها حاعل آمده‌بیبود, که هیچ قوتی در مقابل آن بقاوست کرده نمیتوانیست.اسا هیزار ا؛سوس که از عصر ها بها ینطرف: بسلماذان, بعکس عمل ,یعنی بیان اینکه ۱ چتناع دینی جما عث مدغیی اتحاد ملتی اشترالك و ی کنند؛:در تفرقه, در بیگانگی در عداوت‌در لین پروریبهم 1 شیده اند مصیبت عظها ی دعوای خلا فت,و«امامت در دوات صفوی ايران و دوات عشمانی ت-رلك؛ دفعیا له اجتماع دینی را به تفرقة سیاسیه دینیه مبدل تمارک ععبر باینسو, میت ووداد ,یکانکی و انحاد.از بعض وکین بذعبی ادو هات احتماعیه اسلامید سفقود گردد. و این دخوانبو دیگر محض از برای هوای نقسمانی بمرلطئت و ریاستء که در پردةٌ جدا ندن«اماست»اژ«خلدفت,ر9اهاي سیاسی با خته ميشد ! این جدایی از عصرعاست که جگر های اریاب فکر و هوش ود ید: های استقیال اندیشان وببیندگان این‌عالم پر جوش و خروش دعرپرآشوب را, خوریز حسرت , و اشکریز عیرت و حیرت میگرد اند م ودشمنان فرصت کین دین عبین راء فا یده های پر منفعت میرساند | از یکطرف ء چنانچه این مصیبت ب رکش و کول مذ عیی» روزبروز درسایین دولتها یملاسیه + -عنی«ایران-عشمانی, کند غا و کودااهای عمیق‌عمیقی بوجود می‌آورد .هم چنان »انتریگهای دولتهای روسو انگلیز نیز » که | کثر سمالك اسللام شین راسلك‌موروثی خود شان‌پنداشته ,وسهامانانرا مال و مواشی‌خوداذگاشتد, مقالات محمود طرزی ۴۳۰۹ نءودن ۴ د ا عا ۲ احظهیی درین دوسه عصرءاز دوش واثه استاد ند ی وعمیق آنکه بنض و کین وم افرت , بدرجه بی رسید, که نصارا درنظر دا ازسنی بنظرشیعه و از شیعد ننظر سنی بهتر واشرفتر در آمد »و اعتمادو اتحاد رابادولعهای نصا راء از تحاد عمد یگر و اعتماد بریکدیگره بحال خودنافعتر دازستند» پودانستانده شدند ! چول بحقیقت نظرشود, روس وانگایز, دربیخوص - یعنی‌القای بفض‌ومنافرت در هیکت احجماعیه اسلامیهب حق بدست هم بودند ربرا این دو دولت » درآسیا خیال توسیع مماك داشتند» ودارند, آسیا رام سی نید پتتر قسماعغم آن با.سامان دحاو و بعموراست. پس عرگاه درابین این لاف عظیمه مهیید»و این هیشت معظه 4 بدهشه؟ علی الخصوص درین سه دوات معفامه اسلامبه » اتحاد ,اتفاق یگانگی ؛ برادری » بهء‌وحبی کهدین مبین‌شان برآن‌امر و قرآنعظمم‌شان بران ناطق است‌حاحل آید " آیااین دو دوت‌طعمکار آسیا خوار تاچهد رجه , برمرام وسراد خودئدال کابیاب آمده خواهند توانست :۶ دجم فد رادر ین ترك و عرب: درد ن روزهای حدکگ حاضر باشانیده وحدیو -صو ر را « ساطان الاعظم, , و شریف مکه را «خلفد اامکرم» ساخته اند! آیا سیب حهيقي و ازوم ضرور ی آزرا سملما نان دراد زکرده پاشید ؟ الیته د رلد کر ده‌اند له تماس دولت عهمانی را بدولت ایرا ,و علایم‌رفعم شدنبض و دین رادر مابین شیعه ۳۹۰ مقالات‌محمود طرزی و سنی از هر طرف , اضهر من اشفی دید ند , و ار بلابی 39 مپر ید » بد رحه رٍ د#شت زده گ دیدند , که اند غریق بد,یا افتادد بد حشیشن غشیش" خلافت‌حقیقی عرب» و مخحهوب بودن! حلافت ترلك» شم ت‌ورزیدزد.و واقعه‌دعوای اباست ابر ان » ِ" خلافتس رما ی را, کد | رچتدععصر پمش ظوور تموده‌بود 4 مهو ستّق ۳۳4 عر دت درتزه 1 درینبار ؛ مان دعوارا درس تاه پر د. وت خالافت» »در مایین عرت‌وثرلد تازه ُردانبد ند عکن از ین يك ؛بیجا ره عا غا لل بودند رچاه تن راچك 2۰ رچیش نهد ۷ واین ر کت دیند میداد که +آدوقت ها را کاو خورد ! مسلما های با رسز این ععصر مبارلد جهاردة عجری نبوی(ص ) باین دانسند که بیخ کنی‌اسلام,در آغرقه‌ونفای ش ویشه دوانی .و دارهءري تحر متام 1 در ایحاد و و رفاقت , ایدج دتوا عایواحی؛ که بجز رسواد. د یکر عبج نتیچه آعی‌بخشد » از درم ۶ ایت‌الفی: که بحفقد یر رد 4 روحانیت وی (صی )۰ که حافظ ادت خوداست؟ بعد ار جمد وعده داد است ۶ ۷ بستاهادال سود 6 و -درو اف.ون فیرگف ب ۱ ۲ وت :4 1 تین ی ن عصرقرقی آ هگ »باطله: در عم عکند, نن‌ شممازه و شمینهد و ۳ وج 4 ده 1 حداه ایجعداد ها و فایایت عا ید ینی» ۲ ۳ احتماعی: سار آ#قاشب دار یه ۳ یک رحه کی در خ<ع‌وص حیدیت وشرافت‌داتی گر ۳ ۲ : ۳ 2 ۳ ثاریحی, و ص لاه ت و محرت‌دیجی» وی 3 وخ‌هیت سوقع ی آو :د رمیان یات اجتها عتیه اسلامی رد يك فکر احسالی عرض :هدیم ,انشا اه تعانی , در ارف آینده از دی گر اسبتعداد | وتایلیت عای*طن عریز مقدس نود ئیزه بعرض سعاومات میپردازدم مقالات محمود طرزی ال هفتم شماره بب - ب حمل ۱۲۹۷ مدا (4 مخصو ص اوغا (-عان‌وقا (ایت ددفی- عاهی-اجعما عی آن در شهار اول همین سال هفعم «سراج الا خبارافغانیه », درحصوص ای که‌وطن عزیز مقد س سا «افغانس.ان» دربیان چه جم غفیر , وچه انبوه کثیر , از عیشت اجتماعیه برادران‌سسا-ان ,شود سوقع گرفته است, بعضی‌بیانات واضحه, وسعلودات مکعله پقلم آورده شده بود آن سر مقالدٌ زسیخه مد کور , چون مطانعه شود »عاوم میگردد ۸ که افعانستال ازجاز اطر اف خود "قرو یبا باء وصد وسیهد و مامون برادرانل دینی ونژادی خود . سحاط مییاشد وبا ر چون درسیان این مسلماذان دز بدیوار دور و کار خود » که هیرحدود هستیم » چون پیش ازین حنگ نظر انداز يم »بجز ازجهت غ,بب؛» که‌دولت هسایة ما ایران ؛ که باوحود سیم منطقه زفوذ 4 با زعم ركد و لت دستقلی گفته نیشد ؛ دیگر همه برادران جهات شهالی‌جنوبی شرقی خود را سید یلام * له زید نوا ی‌سدید؛ کنو های شان در زیر فشار پذجه های آغنین دو ها ی احنبی‌د رآیده ,نه ازحکهراای» نه از استةلال ؛ وئه ار آزادی وانبال ؛ هیچ حیاتی درایشان‌:اقی نگذاشتند »حتی از تعایم وتربیت آزادانه یز محروم ماندند » وبچز علم وتربیه که اسارت س,عنی وفزداری -را برد گیرزد , بدیگر رنگ‌تربیه وتعلیم هم خونگرفةد ءدیگریرا کهتعلیم بد هند , آدا بجر همان تعلیعی که خود گرفته ازد ء دکر چه خوا هد بود ؟ آنا ۳ 45 پیود وحد خود : بد رح آدجا آمو ید : وماندد خود ] ها آزا دی‌افکاروخیالات را ما ك شدند » از نتیجه_آن‌بدعوای -توق‌خود بر خاستفدپا اعد ام دٍ حی گرد بدند! ۳۳ مقالات محمود طرزی درمال ای.هعه دور ووکنار نها دوات تارة حوان با عبت وشان»افغانستان» را ی بتدم گد تمه حتوق حا کیت خود سه قل وآزاد ؛ وازقوت حربیه؛عسکر معلیه ؛ اعالی م سلهة مساجه : یعضی آ ژارمهده بدنبه , آراد وبا اععداداست , دربن خعبوص , از ساها سییایستی 5 دولت یوعد بقدیه ما افعانستان » خودرا در بقابل بسی وظایف معتنا بها , حاضر و آداده وخیا دیدید ! فسوس کهندید! نه ::ع۱ اوزدید , پلکه دیگران , خواء دور ان . خواء نزدیکان ۰ غم‌ندیدند.وقتی دیدند , که پسیار زبون سابده بودند ! وقتی‌بر عه‌دیگر دا کردند" کهکلوهای شان‌خفه شده بود » و ره هوا که موحد صداست ۰ بدت تسخیرواستیلای‌اغیار آیده بود , که زه باعم وذه بی حیم.۸ آواز هم یکی را به آبد یگر شنوا نیده تتوالست! از هه ید ذر ایدکد , بعجرد یکه بي مد یگر خید وا ی ختا ند ند ۰ ويك حد او ند ای بر يك د بگر مود ند» قیل از انکه ۲ <تُم وب دود رارازک زد و عروق ارتباطیف شانرا : که تدها ازطرف حدود غربی بيكدیگر يك ارتیاطی د اشت؛ آذرا غم میخواهند که‌ببرند ! بسیارنایان حبرت.« فسواوار <سرت يك حالیست؛ که به این بریده شده عرق ارتیاط , «افغانستال» عاخز ماه سر اسر تنها «بیکس حوا عد ماند ! اگرچه بش ازآن عم :در آن عرش ارتم‌اط,ه 4 پسیب بعضی مواد فاد :هعیب نادا و ت-‌ ۰ خون حقیقی و حدی‌حیات ردانی»از ال عا یال »ازجریان بازمانده بود ولی چون رک منقطع نشده بود » با مید عمان ر ابطه زند گی ؛ مپییرنیشد ! افتوس کد آنرا خم به پریدن قیاه کرده اند ! ,.. "۳ این بود ده معحجزه طوور زعود ! بلی ازقراضص وا ضمیعاال دور دوات ر هظحل اسلام خوار ر به حز معحرة باعرة سع‌ویة اعلا 4 ید بگری چیزی‌حمل نباید کرد. مقالات محمود طرزی ۳۳ میرانیج 1 وبدور : پعش خود نظر انداخته بدال خود ی ازدیسيم می بدنيم میحد ‏ با هه طهو. مود واین مه دم راغ ۱۱ تقاط زظردزش احجها محما نی 6 عجزة با غره هو نعود ؛ واین معجزه باکر ! ر ردیثی احته‌اعی سا سی بحال ما ثانم آمد . بیبتید که چه طور: ۳ [طبقیات هحا کمات اولا بیعشیم که بر ادران بدامان دووا دور مارا کداسها اسمیر درده بود ند ؟ برندگان عروق حیانیه ماو تراطیة ما ء چ هکس زند ؟ هیچ شبهه فیسست که اطفال خورد ال باه * بيك نظر آذها رامیشداد که کیستند وچیستند . معجزه ؛اهره این ات » که جنگگ رستا خیز آس‌ای حاضر آنها رایغاوب ؛ منکوب * بی قوت » ۰ 7 [ ی ثروت » بی شوت وحلال » بی عزت وپامال ساخت ! آنکه حهت‌شماای وغرب شمالی ما را مراد فراگرفته بود » حتی برحهت غربی ما ثمز تاثیرات بد ی اند اخته وسا را ازهیثت احتماعيه آن مبتهای ر"حداساخقه » و خونهای براد ران‌آنسرزمینهای ما را؛ در رگهای شان خشك کرده بود ؛ وزبانهای‌شان رادر تام ها ی‌شان‌دوخته, وچشء‌ها ی نا ن را از دیدن دیگر شان بسته بود » بچنال يك طراقة هولنا کی از هم پازه پاره شد ؛ که تاءدتهی مدیدها , کمر خود را راست کرده «جواند ! وا بکه جهت شرق وجتوب مارا * سراسر دريك کابوس انداخته بو د , بچنا ن تب لر زهة مد ده بوت آرری کر فدار آمد ه که محال دم زدن ودرکت کردن » برا یش با قی یم یده ات ء این احوال راچون دیناً بحال خود تطبق بدهیم ؛می بینیم که آزادی‌دبنی براد رانا همجوار ما ‌ بکهر شکنی دیدان آزها میس رآمد, سس ازیداد »<س اجتماع 1 وله مقالات محمود طر زی حس اخوت , علی‌الخصوس رفم عداوت مذهبی در ماپین شیعی وسنی »ازنتیجه این مر شکنی اعلها ظهور نمود.» دفعثاً در هالی مسلمان قفقاس‌وت ر کستان ءتابه‌قازان واریم ۰ يك روح آزادی : يك خون قوسی » يك ز بان سخن کو می > پیدا گر دید ۱ معجزه باغره » خالد پاك وطن‌متدس مارا ؛ یکی یکیار » ازخاك غیرد بن‌ما مقطوع ؛ «بخالك دو ححوست ستثل وآزا «خیوه » وهبخارا » موصول گردانید ! اگر دا این واقعات را بنظر پیقیدی وبی پروایی نظر کیم 6 و اغخیت میا مه ووضعیت سوقعیةُ خودرا یچ نينيديذيم 4 آن‌چیزیست که‌پخود ماعایه و راحم خوا هد بود ! وگرنه : در ظهور یافش عمین واقعاتی که نيا ن کرد ید ء و با آنرا بعچزه می‌گوندم » هیچ شهبه یست ؛ که بظهور آمد وغم خوب ظهور آمد !زنط نظار اجتماعی , دیتی ؛ وقایم دهربا منافع عالم اسلامی , قد تا موافق وساعد آمد.! مواذهیکه در راه اتحاد اسلم آىده بود * عمینعا یی بودند. کهمف-حل و پاسال اسلام ؛ ویدد گاران ا-ء ترذ یداند * وبدد ؟اران اسارم شم آن کسائی‌بودند؛ کد پابا و خا+ دا 3 هیچ منافع سیاسی و استی لا را بخیال وخاطر هم ند اشتندوند | رزد ! حهت سیاسی را ۳ مایزیان نحی آریم ِ چرا ُ سیاسی تیح‌تيم اماا زجهت تطوتات دینی ۱ واجتماعی ۰ #مین قدر عرض کرده میتوانيم ٍ ده انب‌علال وا الاب روص وبحاوبیت وسفاات ا کلیزه درخصوص.-ایل احتماعبه ود پد.ه لها نان روی مین 0 شهر اه عای ماو روشن (ومتمنی) یاژ زه د ۱ ۲ فغااسعان از زن وا عا ت‌ چسان ا تفا ده کر ده موادت ؟ آگر افغانستان ؛ با اینهمه ا.تعداد وقابلیت فطری وقدرتی خداداد خود ؛ از یم عصر به اینطرف, آسوده‌حال‌وسرفه البال سیماند, ورقیب ها خرستگهای‌بانمهها در راه نمی انداخت ؛ و باینصورت در ترقیات علمیه تدغا بد رح يكبلك « پنجاب» که دريك وقتی از جعیمة بدا ك اغانیه بحسوب بود , کاررا پیش رانده میبود؛ حود هو هه نکنرد که بدون اسعهاا سلاح , وتلف نو مر 0 با زحال اسلی ِ ۰ 1 ۳ ُ 4 2 ۳۹ ۰ د‌ ر ۱ -ر وسعت اراضی , واستعداد طری خود را به استفاده عای عاحی وعملی » [9 وت حاضر , پدرجة اعلا | اتساپ م وایتحصال: آکرده میتوانست ! بسبار اقت وش است » که ما مردمان فان یچگ آدری وساحشو ری ۳۹ در خاقت یه آن متجاق ستمم ۲ زگ را بقوت ش‌شیر محعدر پنتداشته 1 ی حهت #وت عاعی وامیج در فد جا دانحم ۲ بر اوءا نان چا ۲ عام را یهن می‌«دا نانی» تلقی تعی دنند , ومنحعر <ر عدان کتابهای کهنه ونرتودة پزخسك و هداد ۹ طااب العامهای یچارة گرسنه و بی چراغك میشمارند ! واگر این چذین نمیبود ؛ در ینقد ر سالهای مه رد ۰ د رده ای با 4 یلك بٍ 5*2 حل یف پخام ب‌کتب با ید مود ولد و دالانکه ندید ! , ۲ یچ يك خشتی برخشتی کی بنام مکتب و فح, نمود + نی ! تنمود ! آیا جرا ِ چونکد قدر وقیمت وحیثیت وسنزات عاجم و ما تاه یر درده زتوانستیج ۳ حود سب دیگرال ۳ زد یدیم , جیژک جیزی .مدوم .معا رف و نام 1 " کب "۷ نام 0 «اخبار » نام ۲ جی شا همست بدنیا 0 اما آیاآ نها چسال چیز هاست وبرای چه بکار با ید ٩‏ ۱ دیگر ال توت این جب. ها چسال‌نرقی درد ددد و جکو و 4 ۹۹ مقالات هحمود طرزی جوا گیر شدند * درین نقطه هه هیچ فکر واندیش دوانیده نشد ! حتی معارف ومکتب را بدعت وتقلید غیر دین وسلت هم پنداذتند !۱ ساهچگاه فرابوش نمی کنیم » آن نع‌قها وبیانهای بر تأثیر سراج العلت له در مجاسها ودر بار عاج. -ععددی که برای‌تشویق وتریب اولاد های ما دراد خال مکتبها بر آورده زبال مرحعت و عفایت فرمودند , بنفص نفیس شاهانة شا ,لیاس داگردان مکتب زا بروجود مسعود ملو کانه اکساء , وبه آن عورت : شرف عام را اعلا و بالا فرمودند , که اینهه نبود مگر برای توق وترغیب اولادوطن به تحصیل عام وفن ! مقصد اینکه این تشیثات واقد امات‌عامبه تنها ازئمره هاش عر ان پروریهای عصر سعاات حصر معارف تشر بظهور پیوسته ودها از بر کت-تواهاف وهرا-ج‌خان نود که « مکتب ,نام , ۲ عارف » نام , « اخیار » نام چیزهارا و طن عویز دا شغاخت ! حالا نکه , قبل‌ازین آنچیز عا وجود «م نداشت . ا اههین و 3و ت‌ععار ف و جرا ود بینید که ار از لیم‌عصر به ایتسو, ««ع رف » - یعتی علم وفن , بساية مکنیها - وپاخبری ودانائی بسایه « حراید ۰ - بعذی صحایف اخبار ها - ند رح لازسی وصروری افزونی دیگرفت 0 حال » عا <ه فا یده ها از آن برمید اشتيم + نیم ععصر یعشی پنیواه ۳ 2۶ دار سال اول » در پایتعخت دوهکدب مب در #ر ولا یتهای کندن ۵ ی‌ناذب احکو سد زشینیعا , دحا کم کلان هنیا يك يك مکتب ۰6 که مه ,رب پاب مب شود » تاءسیس وبنیاد ۳ یافت ۶ وسرهم‌در هر مکتب ؛ صدند اولاد فطن . که حمله هزار نفر شا گرد شود , ادخال بیشده ۴۷ مفالات محمود طر زی ودر ظرف پاجاه سال , عر سال این عدددوچندشده افزونی‌سیگرفت . در نتوجه - یعی دریئوقت ؛ اففانستان را لااقتل بك‌بلیون , آد مهای عا لم علوم جد یده ‏ وستفئین فنول متنوعه , حاصلات می بخشيد ۰ که دربیان ادنها » افسران‌جنکی قابل , قوانین شنادان فاضل , کیمیا گران , کان شناسان ماهر : | نجینز ان مهندساز وافر, دوحود می‌آمد ! کتا ها حریده ها : دهزار ها زبان آشنا عا » وحن فکرها : به لك‌هاپیدامیشد . | باب‌دانش وذ کاء ؛ واصحاب بی:ش‌ود ها , وچغاوجها پدیدارمی آمد ! غیر از زبان فارنی ,, بزبانهای مختاف اقوام اففاذهای سرحدی" وت رکهای ت رکستان افغانی وماوراء ااثهری : بصد‌ها « جر | ید » رو زا نه , هنه وار» ماهانه , طبع ونشر میگودید ۱ ۰ خواهند فرمود که از بنها چه ثمرة حاصل میشد ؟/خلاصة «لخلاعه ‏ عر ض میشود 1 که از ده جر دد ء 4:۵ وار مخظم ۲ حدم و هم قام 0 ۳ همگی بيك مسباك ويك خط حر کت قدم زنند » کار بك لك نفز عسکر ر؛بهو‌مد عا یی کد داشته باشید » میتوانید بگیرید . ارعد. نفر جن فکواا داش وپیئش » که خفیه بر کاری 5 دریکجایی ۰ احرای ح رکت وقعالیت ایند #6 ر ده هزار نفر را از هر مقصد ی که داشته باشید , حاصل میتوانید ! جنگهای‌حاضررا * چون‌پدیده ابعان تعقیب نمائید » وتمهیدات پیش از جنگ را چون بخوبی ملاحظه فرمانید» این فایده هارا " در دیگر دواتها مد اها مخاهله کیک ور همه 5 رابت علهبی | فغا زتان‌دموالع آ ن آیا شما میندا رید , که م دم افعانستان » قابلیت علمی را مالك نیستند ؟این را بخیال وخاعر هم تباید آورد ! زیرا » بروردگار عالمیان » مرد م افغان را ء ماش مقالات محمود طر زی چنانچه بهر کون کهالات؛فضایل ستعد وقابل ساخته , همچنان , درتحصبل وا کتساب علوه وفول نیز , يك استعداد اعلا وقابلیت دو بالارا سالگ میباششد . افسوس ات , که تراحم احوال عاها وستفئین وطی عزیز سا + درقید تحر بر نیاسده است , «گرنه , نجمهای بسیاردرعشان ونایایی , درسمای وطنعزید خود یبد 2 ۲۴ کرد ميتوانستيم [ سلا که ]خد ز! دم سلا خی ]3 زاده » وانفال آن ۶«رحهدهم ات ۰ ده ارقند هار تشاءعت کردهازد « وملاها وفاضی ها یی که از کابل , وعرات و کوهس انها ظهور یافته اند . وبا تنها اسهای بضی‌آنهاراشذ ده ده کوج اثری از آثار آنها وج ترحعه احوال آنها د- رس نشد. ایم , هر یاه بت از چنان عاءایی بوده اند ۰ که در اک عاوم متداوله , صاحب ید.ا, لا وده‌اند ! خود اون سر محرر حقمه , يك استادی داشتم که + ملامحمدا کر مه » نام‌دای‌تشده ۳ ءمردم #رم « #وتکی ود مار بوذ تد ون ۶ ات متو دهصفات م دنرم « عاود رح من علوم ااعلم , غير از اخلای حسثه بی که از حدق ووفاواخلاعرورا-گونی رامالاث بود , در علوم اصوایه وفردعی , وفتون حکت ففا-قه ,درم عا مساخر نود 1 که اسماثرا #و هت »عاوبات له 5 بر این ح<اضر حواب منطءره حویت ه <یرال میساخت , در »جااس ومحافل علمیف شهر دام شر یف , با فحول عندای 1 ت ۳۳۹ هت انجا ؛ در میاحثات ومناظرات علمیه وسذ هبیه و حکمیه وسطقیه ۰ غیج 5 مغاو ب چ نگ دید چ ج لا دردم حاضر « ی تجخعصی از اعل وطن عزدز خود را میا سیم : ده سلاید احمدخان» :ام دار , واو نیز از قوم ودین سیباشد , این‌ذات لد.لات صفات ؛ برای خواننده وویب‌نده ساختن ۱ آد سهای نا حوان ونانویس « يك قا عدم مقالات محمود طرزی ۳۹۹۵ واصولی « اختراع » کرده , که يث آدم اسی جاهل را , که اگر چه کلان عم یجید ۰ واز سن تحصیل گذشده باخد ؛ وا ز الف دابا فرق نکند ۴ این ذ ات.وصوف» پنا برقو عد اختراع قرف که خود ؛ آن آدم را ۳ در ظرف جهل رو ز؛ حو ادید و ودویمی د: مارد ودر ظرف مه ماه بدرجه‌یی میرباند که غرکنا ب و خطرا بخواند ؛ واز علم حساب هم بد, حه لزوم رورت زاخبر گردد. « سمل ید احند » خانرا ه جنازیوه شخص] درده وسمنادم 5 و کتابی راهم که د‌ ر‌ دذن پا تب تصنیف کرده 1 بچدم دیدء » «مطالعه ۰ وتجربة ۳۹1 نیز برای ااعین سا عده و ددم چنانجه قبل از چند سال » ذات فخامت پناعی حتاب ستظاب نا لب | لساطته به تحر ره وامتیعان این مسفله اسرذحودند در ذفر خازد سامان نا خوان وثائویس‌حضور عالی خود را در زیر تعلیم وتربیه معلم موصفک تسام نموداد بو اقعی که بعد از مدت منقضحه , خواندن ونوشتن آنها را عرکس بچشم خود دیدند ! هرگاه بخواهيم که در خصوص استعداد عا وقابلتهای علمی فغانستان » وا زیتقبیل نم رنه ها ومثالها درافغانستان بیان کنیم, موحب تطویل کلام بیشود. حال‌آنکه, حصذبقاله این‌شمارة مانزد يك است که‌تمام شود ,لهدا, برعمينقد ريك سخن ختم کلام‌ميکنيم » کهمردم افغانستان, به تحصیل‌عاوم وفتون بدرجة مستعد وقابل هسندد, که آگرد یگری‌يك‌علم رابه‌پیست رورتحصیل ید انده یث شاگرد افقان, به ده روزآنرا تعییم گرفتته بیتوانه ! حون چ<خین است؛ آیاچرا د رح «معارف» تعام افغا نستال برابریکی‌از هر های دوچك «پنج ب » خمذیست ؟ آیاچراتنها, پایتخت یت بابمکتب‌ساکی و يك باب مک عسکرید اه باشدر ودیگرد.|ء افغا نستانا زه‌مکتب» نام سرچشمهة عاموعرفال: ۴۰ مقالات محمود طر زی وساشتخا ره ساختی انسان»د رحرمان سائده بانند؟ آیادوات متبوعه مدلسه ما, در راه نرقی‌معارف: ازصرف.-ال وحهدوحیدبا کمال ثوتاعی «قصور روا داشعه, وقتیکه بای حساب یبا زد می همم ۳ ۳ ازعنگامیکه سراجالحله ۳ ف ویئوادسکاتب ردان حيا ت رحان تاانه راشرف اصدار فرموده اند , تا بوقت حاضر " قروب ( موه وتو ) "ج و -سایول‌رویدا ازییت المال: پثام۰ «ا رف بخرج وسیدد, و هم دسیدم درره‌یدنست, وابتیم اژبدیهیا تست له یاك دوعی چون درره استفاده مه‌غوی افراد ملت خود ازفدا تاری (خرج ۲ ملیون ) رویبه کوتاعی دخرده باشد * هیچ شبهه نیست, ِ ۰ ۰ ۰ 9 1 ۳ که خرج دووباکه چها رد یگر راعم هیچ میداند, وی اگرشمردونتریچة ازان دیده‌نود هب شیهه یست, له افرادسات نیز » بجوش‌و خرهش‌و شوش وعوس آمده برای‌اعا نه ومددگاری, کیسه‌های حمیت وسچاوت خودرابازخواهند کرد ! حالانکه» درین یاك عشرعصر ۰ که درداب اشر بعاف اراده سراج!احلت شرف صد ور یافته » و بکار آغازشده ! هیج تمه وترجه جدی وحقیتی , از آن‌دیده ند ۲ مدرسةمار کف حبیبیه, ایخستین :ارنام کتب» راذرآفا ق‌انعانستان, طئین نداژ سآنتهد ماتافیات ۳ دانید ‏ ذات سرا ج العاث ؛ از کمال#ترخمت: به سم جاح خود, آنراموسوم نربودند. سااند «پاغ سا نیخانه» باباغ وبستال عالی‌را که از ننیهنگاه های‌باددا می :شماراست» رای آل مکثب عای تخصیص فرودند. آخر چه زنیجه بخشید ؟ آل‌واقعه مد عتخانه راندازی ارآن‌ظهورنمود, که بعارف فسکتب نام چیزغارا ماندد سار زهرردار-یه کرداری پذظر ها جاوهگر: وععکار انراچون مارد یدگان ازآن خایف‌ویرحذوه حتی وطن راعم‌در تهنکه وحعر انداخت ! از آنبعد» يك حسن‌ایت خیرخواهانه ذرحق سعاف و سکب درهیچکسی باقی انم ژی ا متعت وج زد دد زد , رت دسیاو !۱ مقالات محمود طر زی ۳۴۳۹ حالا این توضیحت تنها همین يك نتیجه‌حاصل میشوده که ذات دراج المات از آغا زجلوس میامن‌مانوس ه؛ن» از ذوق و هوس عرذان پروری که دارند, به نشر بعارف؛ تاسیس «-کانب »فرسان, ودرراه ترقی آن هرگونه بذل واحسان فرمودند» که تاامروزه روز آن بذل عاطفت واحسان‌جاری ورایگان است.اهذا» موانع ترقی, معارف» خودرا ازآنطرف‌قرین الشرف‌قطعا وفاطبتاً وبخیال وخاطرهم نباید آورد ! چه‌سان باید آورد» سراج‌ااعلت خود بتاسیتردعارف وسکاتب فرسان میدهد ؛ اعلاترین عمارا ت مملطنتی رابرای‌آن تخصیص مین‌اید: پان‌شاگردان سمکتب رامیپوشد: برای‌ترغیب وتشویق اها ی نطقها بیان عامیفرماید: ارهمه پیشتر, شهزادگان خود را درسکتب به‌لیاس‌عادتی دیگر شاگردان ادخال میکنده ملیوآها روبیه خرح‌میکند, اول‌برادر با زفر زند اکبرخود را مامو ر معارف میقره‌اید » آیا برتژآقآتیشتر ازین فدا کاری چد تصور میشود ۶ بنابرین » اسباب موانع ترقیعا رف خودراء ازطرف‌حکوت نی بلکه‌در دو نقطه دیگرباید جستجو وتحر یکنيم که یکی ,موانع داخلی» ودیگرش «بوانع خارجی» سیباشد» وانشاءانته درشماره آینده ازآن به تفصیل بعال میشود..... اوغانسعان سال هفتم - شماره ۸ ۱ و رب ۱ ذخستین جیزیکه درسوانع شهراه معا رف خودد ر افغا نستان سی‌بيندم ؛ #مانا یله ا خلاقی و عادات‌وروا جهائیست» کهاز قدیم‌الایام بردم افغان‌با به آن‌خوگرفته بودند, درشماره‌ای سالغهای گذشته‌نیز»د ر یکی‌از تحریرات عاحزانه خود» کفته بودیم کد بردم افغانستان؛ خاقتا خود عارا بصف‌شمشیر منسوب مپدانند نه قام ! اهل‌قلم را ۴ مقالات محمود طر زی -دوزا, .و اریاب عام وا«ملا, آغته آنها راك 3 وصتف مخصوصی مینها راد : که پعالم افغانیت‌هيچ سره کار ندارند ! زیرا* در تزدعموم افغانهاء يك فغان بچه آست کد چست‌چا لا لد ,بهمراه نفنگگ: بر کودها بر جهد» خوب‌نشان بزند اتفنگگ چقه‌قی یافتیله ب خودرابه سیا ززودیه چایکی؛پرو خالی کند/شم‌شیر "سلاو پیش قیض را خوب امه عدال ایند ! وا گراز صنف خانهاده واصیل زادگان باشد- برسر این چیزهای ضرو ری | تعليم ‏ بیباید که اسپتا زی‌و نیزه‌بازی" وتفتگک اندازی‌و شمشیر بازی‌را بر پشن اهپ‌هم تتوابد. زا ۲ اقه‌ام این مات ار بك قد ری خوانند و واویس‌ندکیعم بماموزد 0 حایز است. ایا بازهم, بد رجه «شیرزابی» یا «سلا ی »نباید پیشرفت ! زدراه برای یلد احبل ژادهو خال زاده اففانی «نسحت«میرزایی, با بتلایی, ازچنان نسبعیای محقرانه نبود, که شجی آنرا هخرم بو ای ار مود مثلا ۰۰ عفه‌غان هد ی یو ملاسری‌دی. »یا آنکه» اوغو !-ردارما "بنایمیرزایی راگذ اشت ! م٩‏ ازچنان عیارت هایست که بارهابار ازطرف ععل خان» با #منشینان سرداردرحق آن‌خان بدچاره؛ ویاسرذارازا لاس آوا رده ۵ وسقاء تجقیر و هرا حصرف‌لنده است! وازین اشت ده اگرما ادعاء کنیم» که زطبقه‌عصرسایق "هیچ یا خان زادهسرد ار ژاده »در عام افعاستان ؛ ماد ثه‌آدها از علم‌حساب: عتلسه 0 ۳ عیای ور (وم ( که یمیر ازبی‌متعاقی است )و علوم فهیه»وحتوقیه که بفیصلهدعاوی‌ویامرف» اعوامنطق [ هبه ملانی نتعلی است) هیچ بهرهبی‌داشته یاشد" و اگرباشند» بسیار کمیاب؛ له ام عذف همان تحغیر هاو استه اعاشده اي که ۳ گذشت ذرائنایاین تحریرات» يت ره ازحکا بات اه 0 افغانیه ۱۱ بیخاظر آمده, برای‌نشان‌دادن او جنگث حودی * ومشبوییت نف شیر دودن بسلت امغانی, از ت دار آل خود داری تتوانستيم - مقالات محمود طر ذی ۰۳۳ ۰ یکی از خانهای صحرابی افغان ,درنواحی قند هار" پسرهفت ماله‌هی داشت ۳۳ خها ندن‌و ژه دسنده شدن آثر ] آرژو کرده» درنرزد بای ده آزجا شاگرد زشازده بود, روزی بود, ک پدر ازصحراپسوی ده می‌آمد, بناگهان: چشمش پربلای‌ده افتاد » که که ازپیش دود و پسر عفت مماله اش‌سیل وه برعنه دردست از عقبش می‌تازد مور ازدیدد‌این ال -راحرمه شده فریا دب ر بسرزده رتوقف امرداد» ودرمانین #ر دود رآمده ۳4 _ 5 .. - ۲ 3 به استنطاق کیف,ت برداخت»مگرسلا, سیب کوناهی د ریاد ثرفتن‌سبق» کدام قفاقی بروی خان‌راد» نواخِت» خان‌زاده همازدم , تلواری را که درآنجا بر کدام‌میخ آویخته بوده برد اشتن , واز نیام پر آو دن, ویر ختدحعله بردد, وآخ دازدول حال‌به بیروث بر«هیدن؛ يك جید ثانبه کاری‌بود ! حالا چه حوش تالا می آید, که حناب خان صاحب چه فیصله کد ۳٩‏ مان صاحبة چنین فیصله نمود که : اولا < اب ملا صاحب , بزدن سیلی بروی خان ژ اد » , سراسر حق پد ست است ؛ چرا که برای پاددادن بچه ؛ ضروز است که هه چنین یگان چپات‌ها,درمیان باشد ! ابا در عین زسان ء خان زاده همق دار" که کیت اصا لت افعانیش پحر کت آمده به این حر ات طیوعیه : وه غضی عصییه گرفتار آید ۲ لیکن شایان دقت ومزا وار اهمرت ؛ یك. مسیله دیگرسگا | که آذوم اول بارتیذ بر کشیدن خان زاده ۰ وخاای رفتن آدست ۰ ده بد شگون بودنابن سدله را ناب ملاصاحب هم انکار کرده :میتواند ! بواقعی که‌این‌مسثاه ‏ نخسین بار تخ بر کشیدن خان زاده , وخالی رفتن آنن. از چنان بد شگونی و نجو دت بد نشائی نبود , که جناب ملاهمازآن انکار بواند ! لاجرم» جذاب خان ؛ ِ قوت دست پسر, وستبری و کافتی* کوسی»(۱ )ملارا: بانیزی شمشیر يك مفایسة (۱) کوسی ره فنح س‌ "معا ی عبأی‌سیید معا تفه از مد در ک.دهار وفراه وهرات 9 ۴۳۴ مثالات محمود طر زی سریعی مود ء وعیچگونه ذرر حثایت راد؛آن ملحوظ ندانسته ۰ برخان‌ژاده: ده عمچنان تيغْ برحر داشت , حواله نمودن شخشیر وا برپشت مان امر نمود !نتیجه این شد که بد شگونی اولا نیع تساو بردن وحواله :تمودن خان زاده رفه کر دید 4 عر زد زیال تِن دعواشم + حصر پر :ی باند . که‌ح.اب خات بك « کوسی» تیوه حوبی به‌ملا خاعت پوشاید :زبراك+شیرخان زاده, برپشت کوسیبلا بك‌تکافتگی حاحیل رده مد ۱ / حالا این حکایت,اننها عبارت از ك لیف حنده آوری تباید تاقی کرد ۰ که کویا ماپرا ۱ ی وش طیعی تارنین لرام خودش حواا۵ قدم او ده ام ِ نی 1 بلکد 1 ۹ جنان 9 طیثه اس #9 از بسیاری دهرت حکم خرب اعد( ۳ گرفته» وآیید اخلاق. وعادات يك بت کتلان شمرذه ميشود , بقیاسست که دوه قدت عا مك يلك قوخ را مود ان دیی را ود 1 حا لا جون قخیه چنون باشد 1 معلوم مشود , ده موی عرغفان وطین عریز سا نا باه حد خواعد بو د ۱ ت! میااخه مندارید که زین دوععر سلطنئت سلیه اوعا یف ماء یلا ونیم ععصر آن )1 عم‌چنین خانها وخان زاده‌ها اشغال کراه نودند ! ازئیم عصر به ایدسو , این گوند فعر ها و خیاله. تعدیل وتحصحیح يافته » سردار عا وخانی, عموماً علم و کال رانه.بر , وعر ذاتی که کمتر کی ثروت واقنداز را سابك بودزد ۰ آخته هاوسلاها در داثره هی دفدشان ۰ درای تعلیم و درب اولاد عای خودغان ۰ -8 ر نعوده جلوگیری تا حوالی ونانویسی عردار ژادها وان زاد هاممکن گردید. های بازءم :2 ج ِ ۲ 5 ِ 1 ۰ سب ۳ ۰ | دثر ثابد رحه علوم ادیبه پیش رفه از علوم وفنون عالیی کمتر خبری آرفنه اند ! علی الخصوص , که عله‌های میرژایی را ۰ تا بحال هم کمتر کسی از مقالات محمود طرزی ۴۳۵ سردار زادگان واصیل زادگان , به تحصیلآن رغبت وتئزل مینه‌ایند , وازینست "که علم حساب وهندسه وسیاق ورقوم , ازمدت عای مد ید یست که بنا م علم «سیرزایی» يك شخصیت مین , وصتف «سیرژا» يك گرو» ستقل ومشخص یگردیده اند . حال آنکه , این علم میرژایی , م يك‌چیزیست که‌در وقت حاعرسخصوص درهمین پاردیوار افغانستان, ومنحصر بر همین صیف میرزا یان افغان است ! این عام به هندمه وحساب وریاضی هم چندان ا«تیاجی ندارد !صرف علم +مرزائیست که بنذ ااكالعاوم منهاست» چنانچه گروه دهقان ورعایا , بسرو پای آن پی برده نمیتواند , خانراده‌گان واهلیزاده نیز , بسیب غرور نفسی ازان عاری مانده اند! چه زنیجه میبخشد : برای آن اصبلیزادهگآن جات اس س, بجز بی زری و افلا س» و عظمت فروشی خك وخالی ؛ بیرون از قیاس ... زذهار که این بیانات «سوانع داخلی» , مارا برعدم استعداد وقابلیت فطری علمی باحمل نفربایند ! عادات وطبایع ورواجها » وسوء افکارها » این موانع را ایجاد نموده است ؛ وهمینکه يك رهبر ورهنما , و يك شمع وچراغ زوشنی افرا بدیدار آید, هماندم» حو هر ا-تعداد ذ کا وقابلیت عوش ود های افغان» خود بخود بمیدان میبراید ! برای اثبات این مدعاء آیا دایل وافحتر وروشنتری ؛ از عصر ترقی حصر «سم راحیه» چه چیز رانشان خواهیم داد ۶ از سنوات آغا ز حاوس میامن ما ء ثوس سراج الحلت والدین» به نشرمعا رفعهومی فرسان زه‌ودند. باوجود هراران موانع داخلی‌و خارجی ؛ دفعتآيك جوش‌وخروشیعموسی پیدا گردیده » شهزادگان» سردا ر زادگان ؛ اصلیزادگان » حان وخوانین زادکان» میرزا زادگان و عوام اهالی افغان ميك شوق ۳۳۹ مقالات محمود طرزی و هیس تمامی: مگب ها رجوع کرد زد ودرعمین برعه قلیاه, بامواع موحوده > زیت سین سابقه آنقد ر اولاد باهوش وعرفان «تی‌عوادان باعام‌واذعان‌د رپا ییخت سنیه از مات افغانیه‌دیده»یشود» که‌ادای شکران آنرا عرزبانی بیان کرده‌تمیتواند ! این نیست گر از ای-عد اد وقابلیت فطری مردام آقغان : در «حصیل علم وعرفان ( موانع داخلی نرقی معارف خود راء درعادنها ورواحعا : چدانچا. شمه اق در قوق مدذ کو رگرددد ؛ باید جستجو تمود , که آنهم اول به اول ۱ از قوت و غاب حب شمتیر برتوت حین قام" که افغانها فطرتاً به آن متطور اند ۱ آعا زکرده‌است. درول‌ها » که تما ععشیر کار میتوانست بکند: وقام یج » انفا ها با آذ سلاح فطرت خو-شان , چم کالتتآژهایقبود که نکردند ! مرو ٩‏ پدجاب ادعلی کشحر وعیره راعهین حب نطرتی سیاتهیر بود * کهباآنها کمای کون بهد ,دوات اجثبی پرقوت وشو دت شمشیر وقلم راتتعا همین حب فطرت تسفیر بود که ازو طن مقدس پیرول کشیده بود ! رده رقعد ۳ تور درخشنده علج ومعارق ۱ چ انا ید رحتّیدن آید: که حهائیانل ۳ برین امر متقق فسءتری زود که ی عرده چنان لا ژم وس وه همد یگر ند * که بدون معاونت یعدیگر خوده: فطع" ثاری رده تمینوانند ! علی الخصوعر که فد راته ؛ عام وعرفات یرجه ی رسد * ۵4 شرف اینعادی عشمر را مم حاحصل نمود و برمگان عیان گردید ۸ که شهشیر آختن عم 1 وت بر شی زدارد ۱ حا لانکه؛ این قضبه نمز ؛ درین عصر سعادت حصر ترقی ثشر " دردماغه‌ای اغعادان تايك درحه جا یگییر گرد ید بازهم * درشضی پایتخت سلطلت سنیه »د رصدی دء ودر دیگر ولایات ؛ درصدی ازيك عم کهترله ! مقالات محمود طرزی ۴۳۷ آیا سیب این کمترکی »از چی ؟ یکی همان موانع اخلاقی وعادانی, دیگر موا نع عدم اسباب و آلات وادوات ! اسیاب وآلات فرقیی معارف چیست ‏ اول چیزیکه از اسباب مهم ترقی معارف شمرده بمشود ؛ استاد ومعام معارف است . آیا اگر شخصی نباشد که با «قند» نام يك چیزی شیرینی را تعریف وذ-وصیف زماید »یا فعلا نشان بدهد وباعم قتد راندیده وذچشیده باشمم» از شنیدن لفظ قند» چه استفاده کرده خواغيم توانست ؟ هه‌چئین است» قند چاشفی بخش حیات ترقی بات » یعن, «سعارف» کله اگر استاداندانانباشد »به بیخبران معارف » رموزات اس اربعارف را که با زگفته‌میتواند ؟ حز فلاطون خم نشین شر اب » سر حجمت بما که و یف باز ۱٩‏ «حا فظرح »> . پالزده سال است که به نشر عارف فرسان شرف صدور یافته » وبنام «بیت العلوم » يك «ا کا دیمی » : یعنی دار الغتون تعکیل یانت 3 از سه چابزتال است ؛ که بذام «انجمن معارف » يك مجاسی بوجود آمده ؛ و ذات عالی سعین اسلطنه در ین ده ,پنتی اقدابات کو ششمند انه وغیورانه‌اجرا میفرمایند ء وا شش سال و کسوز ات »که « سراج الاخبار افغانیه » «معارف | » گفته و او له عا انداخته است» آیا با اینهمه و لو له ها ؛ و هنگابه ها » افغانستان چند نفر آدسی که تنها معارفر | بغنا سد » که چیست » مقصد | زتشکیل « انجمن معارف » چیست »و ظین آن بجلس چه باید بود » ترقی معارف بچه گونه ؛ وسایل ووسایط » وچسان اقداسات و و تششات نو طست »آیبا هیچکسی اند بشید »| یبسن همه نیست ۳۳۸ مقالات محمود طرزی مگر از پی اسیابی » و بی آلا ثی , که نضتین درجه اهم آن » عدم مو جودی معارف شناسانست, که معا رف را بمابشاسانید» وسیبيگانة این نامو جودی "چون باذ ره بین غورو دقت ملاحظه شود : عوانع خار جی معارف ) فغا نسعان آنرا ظاهر و عیال‌سیگرداند ! درد های‌سوانم خا رجیمعا رف‌با از دردها وااهای موائم داخلی ما, خیلی جانکاه ترود لخراشتراست ! زیرا, جوانب مارا , اجاني چنا د رهم پیچانیده بود , کهنه با خارج را دیده سیتو انستيم رو نه خارج مارا ! حال أَنْکهٌ معارفی ند درین, زسانه‌لازم وبکار استودو اعهاو سلتهای د یا به آن ترفی کرده اند)در خارج ؛یعنی‌ما ورای حدود افغا نستان‌است ! آیا ما آنراچسان بدست‌آورده خواغيم توالست ؟ وبه آن‌چگوئه رسیده‌خوا هیم‌توانست؟ بعاوم است که چون د زدی از زسانها مترصد تاراج ويغه‌اي خانة شخصی باشد , هیچگاه بیداری وبا خبری‌صاحبان خانة را آرزو نمیکند, وهعه وسایلو وسا یطی را که موجب بیداری‌وآ کاهی صاحب آن خانه باشد میحووثابو د میکند 1 - امن‌است ؛ که جیران دزد افغانستان ؛جنان قطع طریق معارف را کرده ۰ که راه حضول را به آن مستحیل ساخته 1 در ظرف این‌سدتی کهبه نشر معا رف‌وتاسیس مکا تب د ر افغانستان تشیت و اقدام ورزیده شده ,عرآنتدر معارف‌شناسانی که برای‌معارف‌تنا سانیدت خود جلب کرده‌توانسته‌ايم »ازمعارف شنامان‌برادران سلمانان هندومتانسا بوده اْد! حال یکقدری )در مسلك وخط حرکت معارف دو ات حا کعه هنستانا, غور تمائیم ».45 برای‌سردم سبتملکات ودستعمرات خودر چگوه معارف بکار مییرد ‌ هیچ حاحت مقالات محمود طرزی ۴۳۹ نیست , که وثا یق واستناد های«انجمن کییر معارف » لدن وا ابراز نما تیم , تنها همینقد ر يك قیاس لیر نموده »خود رابجان‌آن انجمن قرار بد هیم : هرگاه مااز افغانستان برخاسته ‏ وبحر هایسحیط رابهزار ها مشقت طی کرده» وبکرور ها طلا مخازج رابر خود گر فته ءوبر یِکتطعهٌ بزرگی که سه چها ر برا بر انانستان‌در بزرگی‌وثروت ونفوس باشد ؛به نیرنگ وحیله »یا بقوت وغلبه عقا بقضص وسالك شویم ؛واهالی‌آنجا را در چنان حالت خا سی و اپخته کی بیابمم» که بجز آسمان‌بالاوزمین پایان ازدیگرهیچ چیزی‌خبر نداشته باشد؛ وچون‌برنگه‌ونسل‌وددن هم بایکدیگرهیچ ش رکت‌نداشته باشیم , آیا کدام عقل و سیاستفتوابید هد که ماآن سردم رابدرجة خود به بیداری , به هوشیاری,په آزادی "و طن دوستی ؛ تعلدم وتربیه کنیم , وبجزوفاداری مجهولانه ,واساوت کو رکورانهءدیگر نوع عرفانی به آنها بیاسوزيم , زیرا اگر آنها بدوجة خود ما بعزفت حاصل کند :وبدرجة خود با بحسن آزادی‌وحا کمیت‌وامتتلال تربیه وتعلیم شوند ,ازآنها بدرج‌خود ما انسران جنگی »دیپلوساتهای‌سلکی » کان شناس » کیمیا گر» اوپه را توز»انجیثر وغیره‌وغیره حاصل آید , بجای‌اینکه ماا زنشر اینگونه معارف‌يك فایده بر داریم, ررها خو اهیم دید ! ( استطراد ایسن قیاس‌نفس درآنوقت‌صحیح است» که‌مابتمامهابلا تشبیه‌وااتشیل انگلیز باشیم ,وهندستان‌همین هندستان,وایکن| گر باهمین دو لت اففانستان باشیم که‌هستیم ؟ یعنی الحمد نته مسلمان‌هستيم -د رآنوقت ,اپنچنین قیاس نفس صحیح نمیشود » زیرادین مبین اسلام ؛ هیچگاه برای استعیادعبادواسارت‌اقوامآزاد مساعده نمیکند , ) ۳۳۰ مقالات محمود طرزی دولعهای اروپا برایستاکات ومستعسرات خودشان‌يكمعا رف عجوپ‌و غریبی ایجاد کرده‌اند , که‌بهم‌عارف ملکهای اروپا ای شان»به بسیار چیز دافرق ومبا ینت دارد .سثلااولاد هایمالك وحشیه ء مانند اوسترلیا "وجزایر وغیره را که یمیار ذور افتاده!ند , چنال حغرافیه می‌آمو ژانند , که خود رادز آن حاکم ده قطعات میشناساند » ویغیر ازموحودیت‌خود دیکر مه حود یه رابسیاز سرسرکا و تابع خود نشان‌سد هد ! مفلا فکانب معظمءه عسکریه خودشان رادر بستملکات شود ؛ هبیچگاه افشاء فمي‌کندد تاد رجه 1 حصیل ,مستعهره ی »:درجه آفسری کلال ارسید, واگر بر سل هم هیچ فا یده نمپیخشد ! زیرا افسر کلان مستعمره نی ان معکن نیست 1مثلادر نصاب تعليم .ستععرة خودشان , فدون عالیه مانندطییعیات و کیعیا؛ وغیرةرا بعقابل تعلیم زبان عربی, کهدینیات برا بوتوفیت, ونم میکنند .یمنی شا گرد را سختار میسازند ,که هريك راآزرو کند, همانوا به او نعليم سیلهند "وبه‌ایصورت شاگرد مجبور میشود که یافن, بیاسوزدءیا دین ! (استط اد , چنانچه یکمال افسوس‌يبيتيم , کهدارآهليم تصاب بددرسه های ما نیز؛ تملیم ژبات‌انگلیزی‌را:بمقایل تعلیم ز بال‌افعانی وضع نموده انده که شاگرد در انتخاب یکیا ز آنها بجیور است معنی‌یانن بیاموزد یاز اف سلی‌خود را ۲) این است» که د رنخستین حطوه بعارفه» به اینچنین سوانعات‌برخوردیم ! سعارف شناسان‌مایان» یا ازآنهای بودند» که‌بهمان اصول تعلیم وتربیه «قناعس ور زیده اند ءیا ازآنها بی بود ند که تفج ا بع‌عا ند رحه نمانده » حیلی‌پوش راته اند .ازقسم اول آن استفاده محدود است .قسم‌دوم آن‌بدرد خودشان‌مشغول تداوی‌سانده اند , کدآنهم سفقود | در ینم هیچ شمهه‌نداريم » ده حضرات‌بعا رف‌ش:اسان-۱۱ ازین بپاثات عا حائ مقالات محمود طرزی ۷۳۳ بر آشفته شوند . ولیکن این را هیچگاء بخیال‌و خاطر خود هم ر اه زد هند, که‌سابنابر يك غرض معینی این حرفها را میگونيم «یااینکه ما ازفضل وعرفان؛ یا خدمت وصد اقت شان اثکار داریم نی! نی! بر ادران مسدان معاف شنا س‌هه‌سایفیا » که برای تعلیم وثرقی معارف وطن عزیز ما برضا و خواهش خود» صرف برای ابر از خدمت و | خوت‌ترله دارو دیا ر نموده آبده‌اندهدر جدوجهدد رتعلیم وعهد هیچ کوتاهی‌نور زیده اند , وا زاندو خده کیهای خودشان دباغهای اولادوطن عز یز بار | بجواهر کمالات ترصیع و 0 ۰ زموده‌اند. دلیل ظاهرو با هر آن » بعضی‌حو آنان‌ذی دوش و عرفان اولاد وطن عزیژهاست» که بچشم سرو عین سرور آنها ر امشاهد میکنیم ! مقصد یِگانة ازین تحریرات عاجزانفه»ءنشانآ دادن »سوانم خارجی‌سعارف‌خود ماست که برای استعداد و قابلیت عامی باسد راه آندهاسک. این را هر کس‌میداند» که مردم افغان ۶ درتعصب دینی ابعام معزوق آمده ازد , با ینسیب, تعلیم عاعی خود را؛ از نعبارا بهیچحصبورت اخد کرده ثه سیقواند. «جاچ؟ طروردا ید مسلدان باشد تا اد علم از او کر دء شود»معام از کجا آو رده شود ؟ اترت وا-هل آل «ندوستان . آگر تعصب دیتی »و درعین زمان سضرتهای سیاسی داحوظ ثمیبوده معلمی که از دارالفنونهای عالی اندد» ازخود لخد نی الاحبل داء بوحود آمده باشد ء در خصوص تعلیم لابد که بعلمتر و عارف تر خو اعد بود ! آماچه فایده ء که‌نه ما نها راقبول کرد: میتوانیم» واکر بتو نیم آیا آنها بر هندستا نبهاچقد ردل‌شان سوختسه» که پر ما پسوزد ! ,.ه عای الخصوص / با لیخصوص؛ کهداعاوم و فنون‌حر بیه و عسکر یه ه پهیجصورت از دوات مسا ره خود آمو خته مب توانيم؟ و انسراز آنها آور دن را باید» هلاك خود ۳۲ مفالات محمود طر زی تصور کنیم 9۰ ميکنيم «ز یرا آلای هائی که روسها د ر ایران ترییه کر دند , پك درس اه عبرت عظیم ات ی حالا ميبنيم ‏ که درگام نخستین ؛ که تدارك معارف شناها ن ا ست, ما بچه نوانم عظبیع ترقی معارف‌بر میخوریم .آیا هیچکس , ازخود چیزی شده است کهبا بو یم ؟ استادی میفرماید ۰ هیچکس اژ پیش خود چیزی ند هیچ آ هن » ختجر لیزی تشد هیچ حلوا یی نشد استا د کار تا که‌شاکردشکر ریزی نید ! هیچ بله تشد ملق رو ئ برید شعس تبر یزی ند حال باید یکتدری درین بیندیشیم کد . معار ف چیست و آر یی آآن <+ <یز هامدعن است؟ معانی (غوی محارف , جمع معرفت» و معرفت مصدرمیمی«عرفان » است؛ که‌چون بقارسی ترحمه شود, معنی شدامایی هارا افاده میکند .دا ثایی علم دانش دترسها رت حنعت فضایل کعالات هعه کی داخل معارف است . تحصیل معارف گفته شود آموختن علوم و نذون اژان مرا د مشود .نشر بعارف که گفدد شود» عام ساختن و افشاندن و پاشا یدن‌تخم علوم و فتواست‌درد مها ود ردباعهاي تماما ها! : بو امرطه مکتبها ز و مدرسه ها و دارالفتونها , و کتابها , و بطیعه هاو امثال‌انها . نظارت معارت که کوتد شود , بقتصدا زان دایره رسمیه دواعی است , که امور ات معارف را نگرانی و دیده پانی میکند ,مجلس کبیر «عارف که گفته شود.مد عا از ان يك حمعیتیست ار دانایان و عارنان , که دردایره بظارت معا رف دمینه مجمحم میباشند» مقالات محمود طرژی ۳۳۳ و برای تشر نمودن علوم و فنون و عام‌ساختن وافزون کر دن مکتب‌ها و تعایمگا : ما ؛ انديشه‌ها, تدییر هاءافکارها , سرف کنند, و قانونها و نظاسنامه هاوض مکنند؛ و بسی مو سات علمیه و فنیه بوجود آو رند .نار معارف کهگفته شود »عبارت از يك ذات با کمالاتیمت , که وزیر عاهیه يك دولت سیباشد , واحرا وانقاذ احکام مجاس کپیر معارف را میکند , ورئمس و افسر کل امورهارف‌سيباشد. مفتش‌معارف آنستم که درحال و احوال امور مملکت‌جتجو و کنج وکا و کند, که مکاتب و دیگر موسسات علعیه , آیا بر محورلایی خود دور میخورد , قوانین و نظامنامه موضوع معارف بتمامتها اچرا میشود » تحصیل برسوجب پروگرامهاچار بست‌وغیره, اینهم حاجت بیان ندارد که مفتش بسیار عالم باشد . این است شمه‌بی از سعانی لغوی «عارف, که‌در عصرحاضر مقصد و موضوع این کلمه‌برای همین چیز عا وضع گردیدهاست + درشه‌اره های آیند ه , انشاء الته, تفصیلات کامله » درحقمعار فوتر قی آنءر شن, خوا عدشد . (مابعد ش‌د رما ره آینده, ( احو ال‌سیدحها ل ال ین افغا نی ند کر سراج الا خبا رد رشه‌ارهم سال شتج ((» سحتیله ٩0‏ ۱۲)تر جمه مفاله «لملال »سرا در 4 رسد حما لد ین افعانی به چاپ‌سی رسا ند, این مقاله را سلطان یاه کابلی, مدرس«مشن,هاع‌انتکول و خ آباد؛ و انم ۱ بو پی-» ( هندو ستال) ترجمه کرده‌است, د راخیرترجحه مقاله الهلال,بحمودظر ز ی‌می‌نگارد ‏ .اگرچهدرباب ال ونسب» سیدمشاراایه‌سرحوم ۳ یعغمی رو ایاث مختافه بوقوغ آمده است؛ وای‌چون خود جناب است]دمد ریکیازتاه امفات‌خقد : تر جههاحوال فسوانح عمری خود رابه‌مین ترتیمی 4۲ فاضل د ااش‌اشاوپ‌نو شنقودر قید تحریراً وردها د :و مولد خود را ایعدآبادا زسخضافات « کذر» افغانسعان نشان داده اند ودر نمام‌عا ام نف رل عمال الدین افغاتی ۷سنمهورو بعروفهییا شند , د رافغاثی الاحبل و السل بودن شان, هیچ شك ونبغهبی‌تیست ,سراج الاخبار اقهانیه , پجناب قاضل عحوطن عزیز خود«ساطالسحمد + خان کابلی؛ ایمای‌شکر گراری‌را لاژم‌سدا زد ۴ که ححایف آنرا به ترجهد احوا 1 عمچجین یكذٌ ات‌حکمت‌سهات وطن مقدس‌بانزئین زود زد د وینء<عصوحصر ائشیاء‌الله تع لیید رآیندء چیتی که خودسراج| لد خبارءم و دارد؛ علاوه‌باوسات فموده, عرض انظارقا رنین کرام کرده خو اعدشد . فقط ‏ مقا لات‌میجمو د طر ز ی ۱ ۳۳۵ سال‌ششم - شمارة ۲۱-۵مبزان۱۲۹۵ علاوه معلومات بر ترجمه احوال السید جمالالدین افغانی درشما رهم‌ممال «سراجالاخیار افغانیه سوانخ عمری‌علامه مشهورشرق « اسر حمال‌الد ین افعانی»را ازقلم‌يك فاضل عدوطن عزیز خوددرج صحینه | فتخا ر نموده, د رآخروعده کرده‌بوديم : که‌درشهارة آینده, چیز یکه خود سراح الاخبار افغا نیه هم د ریتخصوص خبر دارد , آنرائیزعرض انظارقار ین کرام خواعد نمود. این است که بر ایفای‌وعده خود سعارعت ورزید, می.گوئيم ,که خود این‌مد یر وسر محرر عاجز, یا حناب‌سیدمشار الیه, به دووایطه‌یعا رنه وشناساثی دارم. یکی شنیدگی‌د یگری‌دیدگی. اماشنیدگی مرانیز,« شنید ه کی بودمافتدیله »نباید انگاشت , چو نکه درجه‌وشرف واعتبارآن شنیدگیبدرجه , دیدگی‌موئو ق ونعتیر است . اگربگويم که‌این عاجز نامجتاب‌علامه راز از هنگامیکه خواندن‌ونوشتن‌فارسی راآسوخته ام و ودرزبان کرده‌ام , هیچ میا لغه نیخوا هدبود, زیرا؛ برهمه‌گان معلومست که کنابهای قرائت ابتدائی وطن -زیز ماء چنانچهازاشعا رآغازسی کند» همچنان, کت بهای‌صنف:تهر آن نمز, بااشما ز انجام‌می‌یا بد( ,)قا رین کرام یا : و اهند گفت : این چه؟ ما منتظرشنیدن علاوءة بعلومات درباب! حوال علامه«السید جمال ادین» بودیم وآفایرحرر, بنوشتن ترجمة احوال‌خود آغازنه‌ود .نی‌نی ! من ترجمةٌ حال‌خود رانممنويسي , بهمینتدرنوشته, از ین سیب مجبورشدم) که‌چونگفتم ازو قت‌آسوختن , خواندن ونوشتن‌فارسی ‏ نام جناب علاسه راورد زبال داشته‌ام, و آن‌ازین است کهوالد )۱( صفحه + مج وم این مجو عه دیده شود که يك قسمت این مقاله در آن جا آیده است 2 فنر .2 ۳۳۹ مالات مهو دطر ز ی راحدمعفورم . «حعرت‌طرژی» یک‌قصیده مدحیه‌غراثی, در حق‌سیدهشار الیه‌انشاد فرموده, در کلیاتآشعا ر چو نآبحیات شان مسعطوراست, چون در جهخو انایی حقید, یدرجه کلیات خوانی رسد , که آلهم تقریبأسنه بو ۲ هجری‌بودهباشد ؛ اول کلیاتی کدسی خواندم؛ و درگنچنه دباغ اشعار آذراجامیدادم , کلیاث حضرت طر زی‌بود. بلی؛ یک شاعرژاده » اول‌شعری کهازبر کند, بجزشعربدر . کدام‌شعر ترنخوا هدبود. بلی بلیل د رآشیان‌نیی بلکه هدوزچوند رسشیع بیضه‌باشد, شداعر زاده گازارش‌رده.یشود! انصاف فر بائبد : آیا این شعراز چنان شعرها اي‌نیست که بدک‌نوهوس شعرو شاعری‌آذرا ایخواندواز پزاکند! بشتوید . تعر یف سیم صبحد م اسیم حجح درکسی وزید اژحا نب حجرا عبیر آ میز و عنپر بیزو روح ائگیز و جال افزا طراوت بخش روی گل ؛بریشان ساز بوی گل موافق همجو خوقا گل 1 بطیع سردم دازا ازو طیم چمن تازه »وزو بر روی گل سا زه ازو در گلشن آوازه"وز و در بومثان وبا بسوری رنکثو آب| زوی»بستبل پیچ وداب| زوی شده‌سر مسبت خواب از وی اد وچشم نرگسشها (گریز بعدح) بچس, لاله تععان»جدان از لطف‌بخشد حان 5 ۱ ۲ ً ۶ ۹ له ۰ کرد ار عبع خرد مدد ال کلام ام مو لا 1 مةا لات مح<مو دطر ز ی ۳۳۷ «حمال الدین» نام آورسخن فهم و سخن پرور خسرد مند عثر گستر ؛ فاکك قد ر سلکگ سیما توژی‌عاام توئیعاسل»توئی‌عا ف‌تویی کامل تو ئی فاضل توئی‌باذل»توثی‌عاقل توئی دانا فصاحت را تو سبحانی؛ بلاغت را توحسانی عرب را ثبرژ ما نی »عجمرا دیده بذا توثی کشف‌نک وکازی » توئی برهان دینداری توئی فرهتگ+شیاری » توبی قابوس استغنا نه ارو م وشاسستی» که خورشید تعایستی قبول خاص و عا مسستی ؛پجا بلقا وا بلس ترا«طرزی »نا گوید» هزاران‌مرحبا کوید بصدق دل دعا گو ید».چه‌در سراچه‌در ضرا ( الی اخره:از کلیات حضرت طوزی مطبو عٌ کراچی»از قبج قعباید » صحفة رب در کلیات مطبوع » اگر چه سید جلا لا لد ین چاپ شده اما د راصل سیدحمال الدین است) این است که بخو | ند ن بار بار و شنید ن بسیار این شهر » چون در شهو ار » که از ایام‌صباوت د رحفظهٌ دماغ حفظ شده آمده استءنام جناب علامه#در حسیات عاجزانه محکولك و منقوش شده ساند ه است. علاوه معلومات عاحزانه درحق سید سرحوم » برشنید گی و دید گی مخحصر استی و 4 از یسن شمیله ن‌ و دیدن ۳ 1 بعضی مریگ کل های عجیسب و اسر ا ر های غر یبی د رسو انح عمری حضر ت سید که‌جریده الهلال»در مصر آنرا بزيا عرنی تشر کرده؛و سلطان مح‌دخان کابلی‌آثرا به فارسی ثرحه کر د «اعلاو ه کردن لا زم می آید. مثلا چون یکی بکبار بگوئيم که حناب سید در انغانسعان به« مد حعال الدین رو سی» مشهورو مرو ف بوده ا ست, نه« مسید جما ل الدین افعانی » آدا سراسر مسئله‌را یك تبدل نا گهانی نمید هد؟ جسان فمید عد!درحا لت که در مصررثام, قسطیطنیه , هند حجاز آورو پا بسید حعالادین افغاتی شغر ت داشته با شد, وخود افقانها تنها يك چند سالی آنرا د یده با شند,وآن هم بعنوان «سید جماادین روسی» دیده و شا خیه با شند, و سیک رو می گفته, مد حیه ها در حق او سر فده با شند آیا غر یب یأك وا قعه یی شمرده تمیشود ؟ شخید نیه‌ای من , عبارت از پعضی فقرا تمست, که در حق حضرت علا مه از از بان والد بزر گوار سر حو سم حشرت طرزيصاحب؛ 3 | عتاد مر حوسم بل محر اکرم, و برادر بزرگوارم خازن الکتب صاحب هنیله بودم. ءیقر مودئد که: درزمان سلطنت اعایحضرت «ا سبر بحد ۱ عظم خان» مرحوم, یکی از اجلهً علمای روم ,از راه کراچی ء اول بتندعار:و باز یکایل] سکه نود , کهد رعبازم اقلیه و عقایه , صاحب ید طولا, و در حکمت و فلسفه بی عمتا بود, زی و قیاً فقثی بد زی و قیافت علمای روم بود يك خد متگار یگو نیم , ۳ شاگردبگو ۳ عم داثت کد عرب مصری بود و بسیار یا تر بیه وآداب بود, علا مه, بر با نذ عربی با او سخن می‌گفت, غر چه که سیگفت» از خوبی ها و عظمت‌وثدو کت دولت روم بیان سی کرد.(,)به بسی ادیان با خبر واز علوم و فنون يك دفینه توانگری بود. آشنا ی ورفا قث بسیار صمیمی, در بمن حضرت )درو سید شا را یه بهم رسیله بود. اغلیعضرت اسر محمد اعظم‌خان (۱) بقصد از روخ دولت عشا ثیه نود , «ر م ف4 مقالات محمود طرزی ۴۳۳۹ نیز گرو ید فضل و کمالات علا سه گردیده, بقا مش را خیلی محترم میدا شت. رود از اثترا ض‌ حکهمت ا بجر مد | عظم خا كِ وا ستقرار حکوست اعلحضرت امیر شیر علی خان, از کابل براه پشاور عازم د یار جند ستا ن گرد ید , علاوة معلو مات شنیدگی ما درحق علا سه سیدجمال‌الد ین» همین بود کهاز زبان والد بر حوم بزرگوار خود؛» د رکابل پیش از سنه , .س شنیده‌و حفظ کرده‌اه. در ینقدر معلو مات با ؛ با ماو با تی کهدر تر حهة ْ حوال سید ذ کر شدهم چندان | ختلا لیست _ ابا چیز یکه شایان لد قت و حالب نظر ا میت است/ این است, کد حذاب عملا مره بر جوم ) در-افعاستان یله حمالا(د دن رو ی بوده» ودر باراد روم , سید جه‌اااد ین افعا نی شده | ست !, عجبترا یُنکه» ایرانیانش سید جماا اد ین اسعد آبادی حعدانی میشنا سند! ,.. این معلو ماتز بانی, که از زبا ن مبارلد حضرت طرژی حساحب بر حو مء در خعبوص احوال حخبرت سید شنیده‌ام, از رو | رات موئو قَهً تار یخی ا فا نید شمرده میشودم ز براء برای العین» د یده» و بگو ش خود شنیده3 بمن حگا یت فر موده اینت + در پاب احوال بت‌حور از زمان حکو هس اعلیحضرت ۱ مهر بحه‌ط اعظم خان سید مشارالید؛ هیچ گو نه معلو مات از خوددارم, البته , «رائچه در تر حمهاحوال شان از جر یده «الهلال»عربی تر جمه‌شده؛ ودر شمارد «۳» مذ کورگرد ید؛ ممچنان خوا هد بود. ابا اینکه در اففانستان بز مان | ءلبحضرت | میر محمد اعظم خان آیده اند؛ و بشهرت و عنوان« روسی» وده ائد, و ههین قصيدهٌ را که چند فردآن در با لا مسطورگر د ید, حضرت طرزی درمدح خو د سید | نشاد فر موده اند؛یز بقدر ذره شبعه نبا ید کرد. درتبصدهٌ فوق, به‌این بیت که :« ذه باه روم وشاهستی..» ۷۴۴۰ مات محمود طر ژزی الخ , ۰ روعی بودن‌سبدراتاعیح فر موده‌اند, حال آنکه 2 رقصید 6 دیگری: که‌بتابر تشو یق فتر غیب سید مشار البه » حشرت طر زی د رسدح | عایحشر ث علطاان «عبدا لامزیز خان 0 برحوم‌انشاد فرسو ده‌ازد 1 از بعضی بیتهای آن که احوال مك ۳ تصو بر می کید حبار حهروا و امحتر ر ردمی بودن سشارالیه عیان می آید ۲ بعضی پیتهای قصی 6 مد کور را او استشهاداً از و1 رذئل بیشگاريم ۱ #صیلهه در بدح سلطا عمدا لعز یز خا لا در وم بفرسود ‏ سید جعال الدین رومی طاو عیه ات (قصی رور؛ کشت زمشرق عبان ژنگی د جال شب » وفت -وی قیر وان تصیر رامی کاله ساعت شنک تکیه گاء .دی | تجم میاه » شد زار عانهان مدعنه آفتاب » نا که بر افره خت صیح خاص ۳ نجم دق ی ۳ تجحن کیان بوقی صمح از دا 1 بارخ جولا افتاب بهر نما زسحر » شد بزاك و رد خوان بهر حجوحی صبح دیده شد از خواب از ازچحن آارد بکو ش . چیچیه پلیاد ت ( از جای گریز بحکاید ) دوش بی مدح تو " ازمدد فکر تیز کرده به انديشه طی , »تزل عفت آسحان مقالات محمود طرزی ۴۴۹ گشته به انديشه غرق » همچ و گهر تابفرق خا لی ز اغراق وزرق » عاری‌زتهمت بیان من بچنین ب<رژرف؟ بی خن وصوت وحرف کامدم از دردرون » دلبر شیر بن ز بان سید عا لی نسب ۲ عاام عأم و ادب گاه بیا نش رطب » ريخته از اب د ها ن بردیما نی بسر» جیة رومی بر ازهمه ادیان ,خبر» حرف رس نکته دادن آمد و بنشست وگفت؛ «طرزی افغان » تو ثی ! خیز و ببا شعر نغز ۰ پیش من از بر بخوان چند بمد ح خسان » طبع تو ریز د گهر ؟ در صفت شاه ما » صنعت و د کن عیا ن از رف عجز و نیا ز, رفتم و گنتم : بچشم ! ۲ چه توگو ی مرا » ثیسث تمرد در ان (از جای گر یز بمدع) چند بجانم کشی » تیغ برون از نیام «چند به تقسیم من » صلح کنی‌باددان َ بگذ راز ین‌جور وظلم » ای‌به ستم‌خوی گیر ورنه پساطا ن برم ؛ شکوه این دا ستان پاد تهی جم نشال » قیصر خسرو علام کاوشده سلطان به ارث ؛ برعمه املامیان برد ه بباژوی زور ۰ تخت ز بهرا م گو زر پر د ه بنهسیر ثیژ , تا ج سرا ردوان ای چو وحودت بود ,نام شریفت عز یز گر چه و حود ثرا , نیسیت سفا لو تشان آسد ۵ او نا م تو , روثق ا.یه‌ا نو د ین آدد ه | زحا م تو » نا زه رخ رو میا ن گرچه سکندر کننیل»بوزخ یا چو ج سد تین اچت عد کشد »گر د به کردجهان (الی اخر» . از کلیات حضصرت طرژی»قیم قصاید: حبحیةه ۷) معلومات قسم شنیدنی ما هیقر بود که‌غرض ند ,اژاین معلوبات »بهمینقدر يك ژتيجه دمتر س میشود ۰ که این مغر اقغانشتان مد مرحوم , بعد از سئر او ل استانپول شان بو قوع آمده باشد, حالا بيائیم , برمعلو ما ت قسم دیدنی خویش: که اهمیت ومو قعیت آن خیلی افز واتر ادت و آن عبارت از ما قات و ححبت و استفاده » واحتفا ه | دست که بدث شش هفتماه » يك عمر بسیا ر بافیض را ؛ در استائبول بحضور آن بحر ذخار علم وعرذان , پسر آورده ام . غا لیا ء سه م,م, هچری بود , که د ر اوراق ؛ حو اد ث تشر یف آو ردن سید جه ل اندین انغانی به ازانیول دیده شد , در آن او قات : د ر شا م سکو ات د‌ اشتیم ,حضرت پدر / به تحقیقات ابعداء کردند. علامد م همان علاهه بو د ۸4 ۲ مقالات محمود طرزی ۳۴۳ در افغاستان دیده شده بود .این راهم دانستند » که تذ کار ماضی مصاحتاً لزو م ندارد . از اثرو » این فرزند احذر خودشائرا, باتنبیهات فسفارشات لازبه ؛ونصایح ووصا پای واجبید» بهمرا » يك مکتو ب بسیا ر ادیبانه و <کیما نه » محض بنیت استفاده از فیوضات علمی آن حکيم فرزانه » بسوی‌استانبول از شام‌اعز ام‌فرمودند. مدت هفتغاه , در مسافر خانه «عقارات همایونی»د و محله«بشکطاش» اقاست‌نمود م. علی الا کثر , هر روزه , دربعءفل عرفا ن منز ل حضرت سید » که در «نشان طاش » نام سو قع قرب اقامتگاه بود , یات وحود مینمو دم. علابه مشار الیه , يك معدن عرفان بود ,هر کس بقد ر استعداد آلات و ادوات حواس دماغیه خود » از آن بعدن به استخراج فضبا یل کابیا ب سی آمد. این هفتما جه‌سصا حیت, بقد رهفتادساله سیاحت رادر بردارد ,سا نعث‌علمیه» حکمیه» فلسفیه سیا سسیه »اجتحاعیه وغیر ه , که هر روز در سحفل/بز م حضورآن علاسه دهر جریان ییا فت , هر حمله وهر عبارة آن» کتابها » رسالها تحریر پکار دارد , که در ینجا تذ کار بیانات آن خارج حوصله اخبا رماست ,تنها در خصوص, بیان کردن علاوهٌ معلودات , در بعضی تقاط سوانح عمری شان , که در اواخر عم ندان دراستانبول در پیش چشم خود سن جریان يافته ؛)ودر اصل تر جمة حال شان ء که جر ید «الهلال » نوشته وتر جمه آن در شمارة م | خبار سادرج شده , از ا نچیز ها بحشی در میان نیامده) : لوشش میورزیم . علا وم معلو سات در باب اصل ونسب علابه سید جما ل الد ین خاندا ن جلیل الشآن سادات کنر, که تسب میارك شان بمحت بشبو تست , با لفعل در دنر, ودار الساطده معز ز محترم دعروف مشهور سباشد . ااجته سراج الاخبار انغا نیه را ۳۳۴ مقالات‌محمود طرزی مطالعه کرده؛ هرگاه‌در ان‌سلسله میار که «سید صفدره وپسرشان «سیدجمال‌الدین» موجود پا شد , خد سا للاسانیه, بيك دو کلمه بعلومات تجربری , ما را رهین اطف خود خواع‌ندفره‌ود . ابا چیز یکه‌خود من درین خصوص از زبان مبار لد خو د علامه شنیده ام؛ از قرار دیاست۰ روزی‌بود که بسیاری ازار باب داش ؛ دودالان بز رگك خانهة اقا بعگا - سید جمع بودند .درانروزه چتاب عللابه» يك قدری آ تشین‌مزاج بود , خصی ازحاضرین ازبعضی | خصلا فا تتیکه | ربا ب‌بجر اید ونامه نگاران, در پاب که و کجا یی بو دن علابه در بیان آورده بودند » باب مبا حثه را بسا ز مود . براستی که از بازشدن این بحت, بدد مسرورشد م ,که شا ید حناب علامه ء يك چیز ی بگویند "تا این شبهه که دل رائیز همیشمه‌در خلجان میداشت» رقع وزایل شود ,ابا عزارانسوس » که‌این آرژويم برابگان رات زیرا از زیان میا رلكجشاب‌علامه ؛اینچنین يك -خنی ذشنیدم , کهرفم اختادفوش,هه نماید. نی ! یلکه مسئله را سراسر دراغلاق واتکا‌اندا غت و چونکه فرسود زد ۰«خوبست ! اغغانی مرافغانی نگو ید » ایراتی مرا ایرانی نداند , ت رکی‌مراترکی »ازوپائی مرا اروائی شتا سد ,اما کدام سلت پد ر سوه دردنیاخواهد بود » که خ ت کرده بگو ید : حعال الد ین اژاسل آدم و حوائیست؟ ,..» , اسن‌سخن رابچنان حدت‌وشدتی پیان نمود؛ که طیعا آن بحث درهم پیچید ه شاده , بردیگر وادیهای نقل کلام ایحاب کرد ! بلی ۱ هیچ فرد آفر یله این جرارت‌رابخیال و خاطرخودآورده ۳ حدتوانست) که علامه را زه آنها اژنسل نی آدم بلکه در ملتها که مال شرتیه را؛ ازنسلبی آدم مقالات محمود طرزی ۳۳۵ سس سس شکیل داده‌ا ند ء يك‌وحجود ناد راوجود نشما رندسیدجمال الدین » »سیل صحیح الشسپ افغا نی الاصلی بود که افعاستان‌س ایست‌به خود سیپا لیدء که همچنین آيك وجود ناد ر الوجودی ا زینداتبظهور رسیده است , که همه دولتها وملتهاید نما آنراپشناسند و ا حترا م وقد رشنا سی کند ؛وبعضیا زوچون ید برخود بلرز ند. اماشایان‌حیر یت این است ؛ که درخود سات‌انغانستان *آن ذات حکتشان »مانند يك حواهربسیار ذی قیعتی که خو دکان ازان خبرنباشد ء غیرب‌عروفب] ده ند ۱ آیا ,شا یال حیرت نیست که ند د رکدام صحنه تار یخ : وند کدام کتابخانه یاد داشتی ونهد رااسنة عمومی ءنه نامی اژو زبانزد باشدونه کدام‌نشانی ازو بستند شده باشد ! علاوه معلومات د رخصوصیت»ب‌بیما ری:ووفات عالامه د رخصوص سیب بیماری ووفات جناب علامه»علاءمعلوءات ماخیلی اهمیت دارد .ریدغ« الهلال » :که ترجه احوال جناب سیدرا نوشته , وهموطن غزیزما سلطا قسحدد کا بلی آنرا بفارسی ترحمه کرده »بجريدة بااهداء کرده‌است / د رخصوص بیما ری ووفات جناب علامه خیلیمختص رگذاشته است . حالاآ نکه» دوین خصوص بعظی اسرا ز های بسیار پیچیده وسرپوشیده یی مضحر است» که يك‌قد ری‌تفصیل بکاردارد , خود این مدیر عاجز ,درائنایصحبت قبلالمرض قبل الموت, وعدلیات‌جراحی )ویوم وفات علام* , حاضربودم .چیزیکه اززبان خود حطرت‌سید 4د رخصوص .-یب‌بیماری شان شنیده ام؛ ازقرار ذیلست : فرسودند+-« روزی بود که پقرارعادت بومیه» بسوازی‌عرابه به‌د ره کاغذخانه, رفته بودم .شام تا ريك شده‌برد ,که عراب منء درپیش د روازه خانه من‌وسید ه توقف نمود ,چونازءرابه فرود آمدم » دید م که در يك طرف دروازه » يك جسمی بنج" ۳۴۹ مقالات محمود طرزی مانیدی پیچیده افتاد ه است . «خدستگا ری که یامن بود ام رکردم *تا ببیند کهاین بغچه چیست.مگر آن _ بفچه نبود ءبلکه يك انسان بود که دفعناً فریادبرآورد ه گفت ۰.- -آقای سید امن «رضای کرمانی , ام ! بعرض فالچ گر فتارم. امروزوارد این شهر شده, همینقدرتوانستم که خود رابر پشت یلك‌سزدور ازداخته تا بدروازهات رسانیدم ققط] « چون حدا یش راشنیدم ر هما زدم‌شناختم . خدت‌گار انرا ابر دادم , که اورا بخانه درارند, فردای آن ,پايك سفارش نامه‌سخصوصی :اورابه شفا خا نه | نگلیزی که‌در «بيك اوغلی »نود , روائه کردم؛ تاتداوی‌شود . بعداز پانزده روزندر همین دالان‌بودم, که رضا "بیا ی خود "بکمالا صحتمندی و تندرستی در آیده سلام داد, 1 | کرده پر سید م ۰ -چه‌طوری:تا ۲۹ ده سبتهام تنوه‌ندی‌وئواثائی ! آژهمت وس حیت آقای خبود , خوب ند اوی شدم وخغوب حیحعت یافتم ء حالا برای‌وداع آمدهاء ۰ گفتم رحه ۹ مگر خیال رون دار ای ؟. هد «جون طیمعت ومزاج رضا بعن معلوم !ود ,دائستم ود اضرار قایده نعی بخشل ور ازآنروسانع ذشده رخحصت د ادم ,اووداع گرده برفت .بعداز آنل خی راشٌدم که چه‌شد. ۷ ازپنواقعهدتی گذشته بود , که‌دفعتا تعام‌دئیاه بو اوله سا معه خراش کشته‌شدن شاهء‌ایران » اعلیجضرت ناصرالدین‌شاه» بضر پ گلوله « رضای کر ما نی » در درون زیا رت داه عم العظيم #رگردید ۰ مقالات محمود طرزی ۳۳۷ صص یس سسسست «بمجرد یکه این خبر تلگرازاً ازطهران بسفارت ابران وار د مشود ؛سفیر بی تدبیر ایران , هماندم د رعرابه نشسته »راده‌ساپین» ها یون رامیگیرد . مگر رضای کرسانی , دروقت‌انداختن گلوله طبا ذچه را بر سین شاه گفنته بود میت کات _بگیرا ین گلوله‌را, به اذتقام‌سیدجمال‌الدین ۱ خوب! این رضای کربا نی گفت وکرد ؛ آیابرسیدجمال‌الدین افغانی چه‌گناه؟ الحاصل , سفیر بی‌تدبیراپران؛ به‌اصرار تمام ؛حالااز اعلیحصضرت ساطلان«عبدالحید خسان » بلاقفات میخواهتد » وبمجرد یکه بحضور سلطان‌بار حضورمیا ید قلپافش و ازسرررداشته » بر مین میزند؛ و بيك حزن والم جگر خراشهی از واقعه بیان کرده , مرا بقتل شاه متهم سیکند! از همه عجب تر ایذکه ,به الحا ح واضراو‌تقام ,اخذاو گرفت مرا ,و بسفا ر تیخا نة ایران تسلیم کردن «راء‌هم طاب نعود ! رر ره به | ازین خسه‌افت‌عقل ! ۱ ءلطان‌عید هید خان؛ چون یکثذ ات‌د انا یی بود, برین افضاع وسخنان سفیر, از زیر لب بفتهست پنهانی» که خودش‌بداندولبها یش کرده وسفیر را بدایرٌ منطق دعوت نموده وفر مو د ند ؛ آفای سفیر ! يك‌قدری خود داری فر ما نید. بهاين خبر 5دورت ار سنهم ازشما پیشتر المناك شدم .ولی ای مخن سحا است, که‌سن بدون معا کم حتوق دولید؛ يك شخصی را که او در استانپول با شد ؛ شاه درطهر ان و فا ت کند؛ فا تل گفته بشما تسلیم کتم ! «چون این جواب منطقی قابل رد نبود , آقای سفیر؛ بحزایتکه قلپا قش را +سر کند , وراه عرابه خود را پیش گرد , ذیگر کاری برایش نمائد . | باچون سلطا ن طیعا قوه واعمه اش زیاد بود, ازین تهمت ناحق د راند يشه وهراس افتاد.ر قیب من ۴۴۸ 2۸ محمودطر ز ی «شیخ ابو الهدی» نیز فرصتو اغنیعت دانسته ‏ افکار وخیالات سلطا نرا , کدذات در احتراز وا هتزاز آمده بود, برعابمن به‌بد گمانی ژیاده‌تر حر کت میداد تانتیحه مین شد که‌در اطراف‌وحواثب اقامتگاه من , خفیبه پولیسهای زیادی مقرر نمودند, وعر حر کات مرا در زیرذظردغت گرفتند, د رهر حا که میرفتم چندی از ین زبانیه های چهنم ,سرا تعقیب میکردند, درین انا , يك‌واقعة تصادفی دیگری هم بیش] مد, کهسوحب. نشد ی تضفقاتم گر دید «وآن این بود کهخدیو مصر, حذا ب پر نس «عباس حاخی »هاشا, به‌امتانبول آسد, چون باخدیو مار الید, از سایق حقوق آشنایی وصاحیه بهمر سیده‌بود : ويك چند وقت از من سبق هم خو انده بو د ؛خو ا هش بلاقات مرا فر مود .چون درعهد عبدااحمبدخائی , این کوئه ملاقاتها, بدون اجا زه وارادة سلطانی ممکن نمیشد ؛ ا حضووشیا ها ثه اچا ز سل قات طامید , لاکن بهر ی که‌بود, آن اجازه وارده استحصال شده زتوانست .طیعا بلاقات رسمی «د میسر اشد, آمايك‌رو زیبود که من بتر ار عادث همه وقته , یه هو | خوری رفنه‌بودم, به با دوه , در اثر وز, خدیو شم بهمانست‌برای هوای خوری آمده بو د. بقد ر یمسا عت ؛ يكث ملا قات مختضری‌با هم دست‌داد که نیج این‌بلا قات همین شد کد عدد خفیه ها وپولیسها وژاند ارم عا برای تر قیب وذ گر تین , افزونی گرفت و کار از خفیه به‌علانیه کشید .جون این کار های پر فثا ز "سفا یر طیع آزادم‌بود, از ز انسپپ ؛ از قهر واندوه بسیار سیگار بسیاری کم شید ل کر فتم م 4د ز چه بی ؛ کل که در رو زيك‌قط ی‌سیگا رای بزرگ‌فرنکی" فا یت تمیکرد؛ و هر انقد رکه تصنییق و فشاو برسن افزونی‌سیگرفت سیگار کشی من‌نیزبعمان سیب‌نز ائدمیبکرده نهایت کار بدرجد رسید که‌اینذ لت‌و اهاات‌راء خار ج‌تحمل‌دیده, سفارت‌خا نه | نکلیه د اخل‌شدم مقالات محمود طرژی ۳۴۹ ابا سلطان را ء ایتحرکت من بدرحة در اندیشه‌وهراس انداخت, کدهمه رو زه, بعضی از وزر اء ومقربین حضور همایونی راء د رنزد من میفرستاد . ااحاصل» بشرطیکه من بعد اپنچین اعابت عاوذلت ها درحق سن روا ندارند , بعد از ده روزه » واپس بخانه آیده . اما کرت غصها واندوه ها, که‌موجب افراطی سجگریت کشی‌من شده شده بود ؛ زهر نیکو تین‌آن تاثیر کرده »این مرض را بر سن مستولی نعود . » ی این بود بیانات‌وافاداتی که ازژبان خودعلاسه سیدجمال الدین افغا نی, بگوش خود شنیده ام .سرض حضرتنید«-ر طا ۵» بو دء, که درسنتهای«فك اسفل دعن» یعنی درجائی که حدود دندا نها زیرین درقرییًّ بنا گوش چپ‌تما م ميشد .ظهو ر یافته بود, این مرض , خملید هشتنال بود. اگر چه دراوایل ظهور آن, حناب سید | ز د,د های شدیده خود هیچ اظهار تاءام نمیگردند, وسخاصان‌وشا گردان شان یز از آن آ گاه نبودند, اما رفته رفته, درد والم بلدرجه بی ونید , که هر, اس بیکدیدن» در دوالم‌را از آمدنش از جیهه شان حس‌سیکرد, زا به آنوقت[۱32 کتر دم اظهار نکرده بودند. شدت مرض بعدازسفا رتخانه رخ نمود.بعد ازانکه‌د| کترها معا ینه کرده‌سرض را کشف نودند , به اتفاق آراء عهابات جراحیرا قرار دادند , همه دوستان‌وهخلصان جثاب غلا مه , همین مشورت را تجویز نمودند, که‌ععلیات باید در اروپا اجراشود. ازین بود , که‌از حضور همایونی ردعست رفتن او روپا را طلب نمود . کسانمکه عصر اعایحضرت سلطان عبدالحمید خان را دید», واز سك پر اسرار سیار عمیق آن ذات معظم‌شهه یی آگاهی داعته باشند »البته خواعند فهمید , که این رخصت د اد ه زخواهد شد بلی‌نشد 1 چونکه اینچنین‌صید بدام آورده را: آنچنان صیاد ماهرء 45 ۴۵۰ مقالات محمود طرزی یمد از عزار عا افسانه وائسون وصد ها حکعت وننون اژ استانبول تابه پاریس‌دام انداخنه‌یدست آورده باشد, آباچسان خواهد شد کهبر ایگانش | ز دست بدهد؟ ! ۱.. بعجردی که اعلیعضرت‌ساطبان» ازبیم| ری‌مد شعلاه خبرمیشود » گویاخیلی ازخیلی متاثرمیشود,وهه‌اندم برای تاطیف ونوا زش خاط رحضرت سید د وسه (فرمقرب رین با رگامحضور ۱ برایاحوالپرسی سیفرستد واین احوااپرسی‌را, با يك‌مبلخگزافیا ژ زرهای سر خ عیماثی : برای سخار ج,مداواتوعمایاتشان رذگین تروسنگیترنه‌وده, اشهرمشاهیر اطبایاجنبی وبومی پا یتخت سنمة آمتا نبول را ,زا ی‌ععایات‌جراح سیتعیین میفرداید: و بهیچصورت راضی نبودن شاعانه را.برفتن علامه از قسطنطنیه بیان‌و بعملیات جراحی آغا زبيشود. الحق که روز عملیات»خیلی دهشتنالك بل روزی بر «وسدان مشاگر دانو مخلصان سنیال بود, هر کسء بيك گرداب نایاپ حسرت وا غم سا کت نشسته ؛نتیجه را انتظار داشتند, عملیات دو ساعت کامل دوام تنود که بد رح انتظار دو ساله يك‌سو زش و شوزشی در دلها القات‌مینمود تا آنکه »سبده بکامیابی نتیجه پذیر شدن عملیات ؛يك نورتسلی و اسیدی در دلها دمید, تقریباً دوازده دندان 9 يك‌قض‌تی اژ استیطو ان‌فك اسقل‌را کشید ندوبریدند, رات مره رو زقط عیاا زاختلاط ود ید و پاز دید هر کس که باش مجئوع بودند ,بعداز سه روز بعطی دوستان بدیدن سید کامیاب آمدند.غیر ازدوچشم شان, که انوار ذ کا و حکمت از آن میدرخشید,دیگر عمه افسام وجهیة شان‌با پنیه ۶ وربط عا مربوط و مستور بود روز بروز مرض روبه بهبودیو د ها در خشاودی افتاد, بعداز یکهفته ,حذاب عبلاره پيلك حا لی دیده ند کدبعد از یکوفنه دیگرعیج آثار سرض در وجود شال باقی نعاند. ۳ مزار افسوس که‌ایتچنین دش ده دا زده رو بح در حالیکه اطماءاجا ژه داده مقالات محمود طرزی ۴۱ بودند کهبه‌دالان‌رسم قبول خودفرودآیند؛ و کم کر تکلم همسیتوا نستند, دفعتًبازهمان مرض عود نموده»موحب اضطراب و یچ و تاب خود سید واحبابی گردید. هر کس وبعضی از اطیاء‌حیران ماندند که این از چه پیش آمد! الحا صل بعد اژ دوه روز عذاب و اضطراب بازر و بر بهبود ی نهادند, و باز بعد از چند روز صحت و باز مضطرب میشدزد »تا آنکه اطباء پجزاینکه اینحال را از باقی ماندن بعضی ریشه‌های سرطان حکم کنند؛ دیگر چارهیی نیا فتند» و با اراده سئبه "دوم بار بعملیا ت میا شرت و وزید ند. درین عملیات جراحی دوم, نصف زبان حکمیت بیان شرر افشال حضرت مسیدرا نز بریدند, نتيجه همین شد, که‌تتریبا مه‌چهار زوز بعدازین عم‌لیات دوم؛ عحلیات‌حیات سود نیز به انجام رسیدهءمانند يك کی شایگان تحکمت و عرفان؛درخاك نهان گردید! علاوءُ معلومات دید نی ماءدر خصوص .یب مرض و وفات علامه؛همین بود که در قید تحریر آمد.حالا از بعضی حالات و روایات این معلوسات دیدنی خودنیز چیزی که بخاطر فاتر باقی مانده»عرض انظار قارئین کرام خود مینمانیم: بعضی حالات‌وروایات د یدنی‌وشنیدنی مهمترین این حالات *عبارتا زواقعا تمست که در سایین «شیخ ابوالهدی» و جناب علاسه چریان یافته است. دریتخصوص, ممپاید که یکقدری از سوانح عمری این شیخ که آقای سید مااو را هیچگاه ابوالهدی نگفته ابوالضلالش مینه‌امید, نیز بیان نعائیم: در تمام حلب وشام وا ستانبول,از بسیار مردم‌ژقات روایت ذیل بیان میشد؛ که ابوالهدی یك د رویشی بودء از درویشهای طريقة رفاغیه .طریقة رفاعیه یکی از ۳۵۲ مقالات محمود طرزی طر یقه های معروف و مشهور روحانی ابست, که دراراضی شا سات و مصر و روم بسیا رخانقاه ها "وبهزارها سریدهاوبصد ها شیخهای‌طریقت دار ند.د رویشه‌ای رناعی جءه سبزی در بردارند,و يك کلاه روسی سفید بر سر وبران کلاه درحد پیشائی خود يلك عمابة کل سبز پیچده دارند و این طریته بز دن د فهای کلان کلانی که حلقه های نا لیکی مانید براجی نازك درکناران دفهاست,یجهر بلاد «صیا» گفته ذ سیکنند, این‌طر یق پسا زعجا یبات و غرایبات‌دا رد _سثارگرفتن‌ما رای زهردا روخوردنآزد م ها را یمعة نیشتل و خوردی آتش و لیسیدن آنهی سرخ شده,و فرو بر دن اسلحة جارحه را در شکم و فرو,زردن مغ های سرخ شدء وا د ر چشم, وغیره اعضای‌خود شانل,وغیره چیز ای خارق العا دهاز کازهائیست که ه, يك از درو یشه‌ای این طر یه یکی از انها را ضرور بروی کار آورده‌سیتوانند 3 این است کهابواهدی, یکی زد رویشهایاینط, یقت است, واصش‌از قریهُ«ب‌ره» است» که د رعابین«حما»و «حمص»واقعست.عدعت‌اودف زدن‌واشيده ها و قصیده‌ها خواندد‌بود, درانغایذ کرهاد رخانقا عها؛ درسامر جع حلب , اور وت ,استا ثبول ٍسیاره‌ردمال معثبر, که‌در انا ی‌ترقیهای خارق‌العاده نامپوده , درقبد حیات بودندر ونامبرده‌را بهءال‌قیافت وحرفت دیده بودند, خود شان‌بین بهمین رنگث که‌درفوق گذشت» حکایت کرده‌اند. این درویش‌دلریش ازدهري بشهری «واز دءبدحی رفته رفته په استانیول, کهیک از نمایشگاه اجناس مختلفه او سلل شمرده میشود : ود رائداي ساطنت خاقان سابقعادتاً یکک‌تجربه‌گاه بخت‌وطااع بود, میرسد. وسیدن عما ت, وبعد ازیکعدت کمی ,مقربالخا فان‌ندن همان !در رتبه‌ها, تاید رجة وزا رت ودر نشان بای تانخستین درج شا ی »رصع ععانی واصل‌میشود, نغوذواتتدار ؛ اروت وساسان, مقالات محمود طرزگ جع د بدبه وططنة که این درویش‌دف بدوش آنرا د رحضور سلطان مالکک بود» کمتر کسی رانصیب گرد یده‌بود, .اما اگرسو ال شود » کهه‌آیا بچه‌سان وچه واسطه, و کدام مدعا؟»این است که‌حواب‌اینه‌سخله » به این‌مو قوفست» که انسان تاریخ حیات عصر عیدالحمید خانی, را طالعه کند وده اسرار روحیه, وسقاعد ونوایای بو لیتیکه آن‌ذ ات پراسرار, با خبرگردد .حال آنکه , آن‌چیزی نیست که بسکش‌حیفه دو صحیفه نوشتن تمام آید ! لهذا ۲ د رینخصوص. ؛ روا یتهای مختلف بیان شده‌است» که تحفه ترین آذها ازقرا ر ذ یلست «سیگویند که, شبی,سلطان بخواب‌می‌بیند, که‌در حوض بزرگ سراي همایونی خود, درآب سی‌افند , و عرچه‌س‌کند ازآن‌بیرون برامده‌تعیتواند »وازغرقش هیچ چیزی نمیماند, که درین انا یکک‌درویش جوال خوش چهرهبی پیدا شده ‏ ودمتش راگرفته؛ ازآب‌بیرون میپرارد! فردای‌آن چون این خواب خود رابهبعضی خاحان حرم «هایونی نقل‌می کند, وچون‌شکل وقیافت د رویش‌دست گیرنده‌خود رابیان می کند, دفعتایعی ازخواجه‌سرایانمعتیر همایونی , بعرض میرساند , کد: بهمین‌شکل وقیافت که‌ذات شا مانه‌میفرهایند , من یککدرو یشی‌راسیشنا سم, که خیلی آنشین أقتل وبزرگوار یکث شخصی‌است ! پادشاه, هماندم به احضارآن| رادهمیفرها یند» چون بحضور د اخل میشود ؛ گویاذات‌شا عانه اورا میشناسد» که همان‌دست گيرندء اوسست ! .. ازین‌قبیل روایات, چند رقم آن شنیده‌شده است که«و قس‌علی هذا»گفته, بهمین یککثال | کتفاء‌ورزیده شد | حالآنکهلطان‌عید الحمیدخاذرا , کسیکه‌تا یکثد رجه بخوبی میشناسند , میداند که اوچنان یکد ذات‌حکمت سماتی بود , که‌ازتارهای عنکیوتی افکا رسیاسی وغیالات‌د سیسه پردازی او «, هیچ گوشه از کوشد های دنیا, ۳۵5۴ مقالات محمود طرزی رهائی نداشث .درتمام‌جه‌عیت های بزرگث« فراسیشتی»اوروپا و آدیاو امریکا ء رتبه بورگگ ریاست راحایز بود /چذان‌ذ کاود های‌حارق| لعاده‌ر امالک‌بود, که همه‌سیاسیون د هراورا زاءاظم سیاسیون‌میشناخنند. اصلسئله این است, که نقیبهای‌بغداد شر یف کهازذربت اولاد عضرت «غوث‌الا عظام , پعر پیران؛شیخ عبدالقاد ر جیلا نی»قدس الله‌سره‌العزیز, مییاشتك, یکهشهرتوعظءت ونفوذ واعتبا رعظیمی ر احابل کرده‌بودند. حالآنکه بمقا یل آن , نفوذ وا عتبار دك سرش کنی‌پید | کردنا ز حمله !وا ز مات حکتهای عملی عب|احمید خانی شه-رده‌میشد.چون بثار یخ ترقی‌شیخ ابوالهدیو تثزل مطوت واعتما ود سید ساءال» اغندی_نقیب ب؛لاد نظ رکرده شود هردورا در يك وقت‌وژمان می یا بد: که به این حو رت حقیقت سبئله خود بخود بمیدان سیبرا ید! حخبرت سید دلمان اقند ی ؛و شمخ ابو اهدام آنقدربا عم خد و بعاند تدند, که بر علیه هم دیکر خودشان, کتا بهاتالیف و تحدیف کوده طیم ونشر آمودند. ایاحای افسو س این است؛ که این اغراض شیخصی, موجسی نا فرت این دو طر یقت بطور عموس ی گرد ید , از خههبدتر اينکه آن‌ابو الهدائی که حنا با علامه سیدجماللدین افغافی بحق اورا ۲ بوااحلال» بیخواند, در تصئیفات پر خرافاتمنتشرة خو یش, در انواع گستا خیهاو بی اد بها, در حق خودحضرت عوت‌الا عظم‌قد س‌الله سره العز دز یز جرا نت امود» که به این صورت يك لعنت‌ابدی برای خود کمائی 9 | علمیحضرت ساطا ۳5 این هیک ب‌گه جارا ازپشت پرده, بکمال لذت تما گ‌ ی مقالات محمود طرژی ۴۵۵ ی ات هی سس سس سس کرد وچون ک ید که ابواالخضلالء بر نیرنگگ خود کا میاب آ مدم ود از چند سال از ین واقعه , بر جلب نمودن سید جمال الد ین افغانی از اورو پا به استا نبول, را مو رش نمود, و در با ب رو یچ مد عا یگ | ختیارات وا معی به او بخشید , ابوالضلال يك ساحر با هرا فسون‌گری بود, که در پیش جر بز ‏ نطقیذاو, انسان حیرال میما ند در برانگیختن حیل ود ما یسم بدر حه شیطان مخترع و بو حد شمرده هم ند عباا مه بید حمال الدین افغانی, دران او قات؛ حر ید «عروة الوثقی» را در پاریس‌نشره‌یداد,و برا ستید اد وظلمآ تشها سیرارانید, وعموم دول وملل اسلامیه را به اتحادو ترقی وتعالی و پس ات آو ردن,انلح گمشده شا نرا, که عبارت از وت وعرفان اُ مت بچنان زبان حکمتا بیانی؛ نشر میداد, کهواولهة اندازجهان می‌گرد ید ونسخه ای آن مانند حرز حان به پرژه های رز خر یده و حفظ میشد, اتای‌سید ماء باوحوداينهمه فضل وعرفانی کهد اشتند , بلطا یف‌الحیل شیخ ابوالهدای ابوالضلال فر یقته شده" به استائبول آ ید و شد هرآنچه شد کم سبق ! مخابرات و بکاتباتی‌را که به تعلیم مضمون سلطان, واصول ور کین عبارات بسیا ر شیر ین و کله‌ات رنگین محرآ کین ده مخصوص خودآن شیخ احس بود؛ ودر سا بین علامه و فتانه, از استانبول تابه پار یس؛ جر یان پافته | ست,ازان مکاتبات» يك ر مالهکك مستتقله یی سا خته اندء که مطالعةآن يكآدم بافکررا در پیش جدیت و صبیروت‌ساده مسلمافی افغائی معط حمال الد دن ؛ و حیاهبر حیله ود مه برد / 1 مقالات محمود طرزی انواالال فساد کعین: حیران و سر گردان میسازد ! «ای پا | بای آدم زفگ فست پس بهرد ی نبا یدداد د ست!» سید حمال الد ین» سودای نا دیده کر ده: پمخا بر ء و مکا ثبة تحر ری افسون پروریابو الضلالگرو یده شده؛ یاود ست داد ود ید هر انچه دید! فا نعد! آیا علاد سید جمال ابدین افغانی که شد ؟ می‌گویند کهجلادنیغ برگلو نهند سید؛ يك دا کثر بهودی بود. خود این عاجزه آن‌دا کتر یو دی راءازوقتی که‌اول بخانة سید رفته بودم , تا بوقت"وفات شان» هحمشه درخانة شان‌دیده بودم ,ءاینشخص نها له دا کتر خصوصتی سید بود» بلکه همه امور اداره و وجه نقدی‌وغیره بلست‌اوبود. اقا مه حکماً و ادبا رابعضی غرای.عاد ات بوده است که جون اسان آنر | میخوانده با حکمت‌وعرفان آ ذاتمآنقدر مغایرو مضاد می‌بیندء که بجز حبرت‌دیگر چیزی بدادش نمیرسد. از ان حعلهم یکی همین اشهروهشا شیر عاام است ؛ که گرویده و دام تذویری ابوالضلالش کافی نبوده که مانند یاک گو سفندی, دود را پددت آن جلاد جفا بنیاد بهودي نیز تسلیم نموده‌بود | بعضی از د وستانو مخلصان سید» پهودی مد کور زا یك‌وقنید یده بود, کد ازمفاتخانه ایرآن‌سیبر آمد .چونازوبرسیده که ترا سید بسفا رت‌خانه فر ستاده‌بود ؟ گفت: تی ! از پشسخن بشبعه افناده به تحقيقا ت ]شا و من معاو م گر د ید که این بهودی» هروقت , کامبه تمدیل‌قیافت, وگاهی آشکار,درسفا ر تخانة ابران میرود وبا سفیرتنها به تنها بقدر نیه‌ساعت یا یکساعت سل قات کرده‌میرود.حتی مقالات محمود طرزی ۴5۷ هم‌چنین رفت وآرد او بخاثه ابوالضلال نیز دیده شده بود, واین اوقانی بو د که اول بار عملیات جراحی سود احرا شلده بود , پرستا ری بمماری علابه » برعتده هحین دا ثتر بهودی خصو صی خود ش محول بود. هر انقد ر جهد و حدی که از دمت سخاصان می‌آمل, صرف کردند , که یهو دی را ازسید دو ر5 نند, ممکن نشد . زیرا سید » آنتدر اعتماد وتوجه پروحاصل کرده بود : 4 سخن هیچکسی رادرحق ونمی شدیید .ایا اینهم ازغرایب اطوار و عجایب افکار شهرده‌ن‌یشود ,اگرچه‌این سخن بهچنان دلایل و اثبا تغا دیکه در بحکه دلیل دعواشود , ژایت تشده‌است» ولا کن در پیش عموم ذورتان مخاص سید, آن د اکتر بهو دی» هیچگاء از تومت قعل سید تبرئه ذمت کرده ننتتوائقاآین ملعون و جدان فروض » بمقا بل يك مبلغ حسییه ۳ که از سفارتحانه ایران به او زسده‌بود . حیات قعه‌تندار آل علا مه دهر را: که دنیا ها می‌ارزید سودا و فدانءود . این "کافر وجدان‌فروش ,درآبی که روز دوسه بار با پمچکاری » د هن سیدراباآن می‌شستند»يك زهرقا تلی‌را که سوجب التهاب زخهغا شودء تدریجاً انداحت.و همینکه‌التهاب و اضطراب زیاده ميشد , باز کا ر را توقف میداد , و چون یکدوسه روز براحت وآراسی میگذشت بازپیشتر از بیشتر » زهر بکار میبرد, تا آنکه کارش را تمام نمو د ! «علاوةٌ معاو مات» ماد ر خصوص احوال سید جمال الدین افغانی, همین بود که بطور اختصار نوششتیم» واگر بخواهیم که جزئیات‌وتفرعات همة دیدنیهای هفتما هه خود را که در استانپول درسنة مرس ۱ هجری‌دیده وشنیده وتحصیل کرده‌ام, درقید ۴۵۸ مقالات محمود طرزی تحریرآزم ؛ لااقل هفتص د حرف يك کتاب باید تحریر کنم 9 با کثرت کتاردای جریده نویسی موجودة من, هیچ سر نمیخورد . بطور اختصار این ر اهم‌بگوئیسم, هرید حمال الدین انغانی ۰ بسجی 1 داش بعشق ز نسده فده بسودر هرگززخوا هد مرد ! تخم فاسفنه‌وحکمتی که‌آن‌حکيم ذوفنون»درد ماغهای شاگردان اوردبایی» آسیا ییءافر یقا بی»حتی امریکایی خود افشاند ءاست , یو ماً فیوماً درنشو ونمایابدیست» دهدمزه های آذرا ینعی اعالم اسللامیت د رخواهد ربود؛واین غبار کیافتآلود خرافات‌آمودی را؛ کهاز جندعصر به اینطرف» سمای‌صاف درخ‌شان‌عالم اسلام راتیره و پردودد اشته »سانتدطلوع شم‌س‌خاوری» آ هس‌ته آسته خو اجد زدود ! انعها . بخش سوم ۵ دگر مقالات و تنصر ات دو بارهٌ ترقی افغانستان ر تب ۶-۸ سب سال اول - شمارة, ۲ , » اول حمل ۱۳٩۱‏ .یی علم دعر فان عام و عرفان , چنان نو ر نیر درخشان خالق کون و یکانست » که هرگاه» پرتو تابش مهر منیرضیا افشانش , بر يك ملك وملتی ء ویا قوم وهیثتی , انتشار انوار » وایثار فیض آثار خودش را میذول ورایگان‌نهاید , ظامت تیرة درون‌تاريك دل نادانی وگمراهی » ودهشت بل مقرون حهالت منزل شقاوت وبیراهی » ازرآن ملگ ومات وقوم و هیشت ۲ وداع اید ی گفته انوار مدنیت وسعادت , و فیو خجات راحت و نعمت ‏ هر طرف آن هییثت وسات را فرا میگیرد . علم وعرفان , چناد لطف جمیل بیعدیل حضرت سبحانست , که آکر شمیم نسیم فیض بخش جان افزایش , بر کشت زار اب تشه پر از خار زار يك کشوری بوزد , تقطرات بافیوضات نم یم حکعت ومعرفت را بران بچکاند » مزرعه‌آمال استقیال همه آن کشور را به از هار طراوت نثار سعادت واثمار اطافت آثار ر فاهیت بهره وروشاداب میگرد اند . ۹۹« مقالات محمود طرزی عم وعرفان , چنان تعمت گوان قیمت حضرت ایزد مغائست که هرگاه رازق مطلق انس وحان امراعاشه‌وانفاق نوع شریف انسانرا بان‌بایدءاز شیوه‌عیات بخشا ی حان محول واحسان فرماید . انسان نایل حیات حاودان «واصل سرمنزل‌سعادت وامان سیگردد . انعا ترا ازحوانات کداه چیز تفر یق مید هد ؟ عقل وملعلق ! صیقل ! نیع ومسخر 3 علم و معرقات آییثث عقل وسنطق چه چیز است ؟ علم وسعرفت کجاست ؟ بکاقب وندارس را انسانرا از حال وحبتت وبدویت کدام چیز رهائی میدعد ؟ مدنیت ! مزیت مردیت بچه چیز داذ.ته مشود ؟ به افزونی یا؛عن حکمت ودعرفت ! از آغاز جلوس سراجالملت؛ برای عام ت-رل وتأسیس‌یافتن مکتیعا و مد رسه‌های اصبول حدید : واوامر وقرامین شادانه شرف اصدار یافته . اول بار سکتبی که بتواعد فن در پایتخت ساطنت منیه افغا نستان دعنی شهر عزیزما « کایل » اساس وینیاد بافت( « مکتب ار کة حبیبیه » است که پتام ناسی بلو کانه کسب فخر وشرق نموده, آفن مکشب , اگر ج دراول اسر , د ريك مقیا س کو چکی نمو نه بنیا د یافت , ولی رفته رفته » بسایة توجهات مراحم آهات حاسی ذی معر فت اعظم خود , وسعت وعمومیت پیدا کرده » وعنوان شرف رسان « بیت العلوم میا ر که حبیییه » را احراز کرده , بسی شعبه ها ی مکاتب ابتدانیه صبیانیه راء د ز هر بحله ای شهر تععيم اد استم که مخافع وفواید افزونی مکاتب ابتد | دیه برای مك و مات چیز ی یست انکارشدنی , زیرا سکتیها ی ابتدانیه » ۱ 4 ۳ قد های نختین نردبان عبر سعادت باك شعرده میشود . مش للات هح<مو دطر زک ۴ بعد؛ از آن » مکتب بسیار عالیعسکری» بعنوان «مکتب‌فنون حربیه سراجیه» برای اولاد های صنف زاده گان وخاندان , در زیر حهاية پادشاه معارف آ گاه ما تشکیل , وتاسیس یافت . بعد از يك نطق بسیار بلیغ و پرتأثیری , کهذات هه‌ایونی ء دز موضع« چحن حضوری بر اکابر واعیان مملکت بیان فر مو د ند , همه ۱ کابر واعیان مملکت در ادخال اولاد های خود شانرا در آن سکتب عالی يك بر دیگر سبقت ور ز یدند, شهزاد گان عظام نیز درصتف شآگردان این سکتب داخل شدند . حتی ذات اعلیحضرت نیز در روز سرا سم افتعاح مکتب ند کوره دریشی شاگردان مکتب را زیب وجود سراحم امود شاعانه فرسوده , شرف‌وشان مکتب عالی‌مذ کو ر را بدال مزه‌داد. فر مودند ء سال اول- شمارةچهارم- , معقرب ,۱۳۹۰ سربقاله؛ «داوا لیتاما» ۹ سبحان الته ! چیزهاییسیشنو یم که‌گو شهای سا را بايك سرود. خسروانی‌خوش آهنگی به اهتزار لطاقت پردازی آورده دلهای با را بوجو د و نشاط با انبسا طی هم‌دم معسازد . «دارا یتاسا» یعنی میم خا:4 . اینچه کامة #جیب وغر یحست ‌ آیا بیخیال‌وخاطر کسی‌میگذشت؟ کدد رافغانستان, شفاخانه هام یتیم خانه ها, مکتب‌ها؛ ماشینها تیلفون ها, برقی‌هابروی کار آید؟ راه‌های متین» پلهای آهنون سا خته شود . عرابه ها با یسکلها موترها بران براه | فتد .... ( بعد ازین بیانات , از ترقیات آن عهد ذ ک رکرده, بینگارد : ) ۹ «قالات محمود طر ژی :+ ای‌است که‌چندیاه مقدم, درباغ ارگ‌بار که ۰ یانما یش‌گاهی برپانه‌وده شده» بهزارا لوحه‌های بسیاربدیعد ولطینه‌فوتوگرانی چ وکات‌شده, وبی‌چ ورکات , به عزارهارقم عکس های‌عجیب وغریب اطفه بد یعه تشهیرونه] ینید ادتد, جهه اعه واثراف‌بلد, دران نمایش بسیار بازیج 9 زیات دعوت فرسوده‌شد . و ات علیحضرت یاث‌نطق بسیا رپرتاثیرعالی , در کیفرن‌ع:عت فوتوگراقی وسقحید ازیرپاساختن این نمایشگاه بیان‌فرسوده ؛ نمایش‌گاه را بازفرمودند . بال نطق این بود «مبالغیکه آزخر یدوفروخت این اوحه حای عکسهداحاصل آید؛ درراه تربیت و پررو ش اطفا يتيم فترای اعالی حرف سیشود؛ و يك, دا رالیتاما» جعتی دیم خانه بسیارت‌کملیبه آن‌ساخته‌یتود:. کید مایحتاج سادی ومعنوی اطفال + کور راد ربر گیرد , بس خرشخصی آزذوات حاضره کهبذریداریعکس‌های‌سد کوره بحسن رضای‌خود سل ورغمت زعایندء همبالك لوحه های نسبا ربدیعه (طیفه میشوند؛ وهم‌داخل ثوابهای اعمال‌انسانمت کارانه‌سیگردند ... (میس‌قواید دارالیتاما بیان‌شده اشت) سال چب شماره رم حوت ٩,‏ *] اخیار «مساعان» امر عسر ‏ در نسخه ۱ جنوری ۱۹۱۳ ۲ بعثوان عریخضه شکایت» خواهش کرده‌است «د ردهالك محروس افغانستان» تاوتتیکه بچه عاود ختر دا ترجهه ترآن سچیدرادر ژ بان مادری‌بخوبی کرده‌نتوانند, کدخدا کرده تدشوند ۱ ....» سراج الاخیار؛ درجواب نوشنه است» که: این تجوبز دی:دارانه است؛ امااگر قانونی وجیری شود, درظرف يك چندسال! یکمتدار کلی ننوس افغانستان ضا یم خا حدشد !]یا تیجه مقعد ازارحمه قرآن تریم؛ زبان سادری‌چه خواهد بود؟ هرگاه مقالات محمود طرژی ۰ مرادازدانستن بعانی‌آن کلام متدس عظیم‌الشان باشدم نها دازستن يك صرف ونحو کفایت‌بیکنده همه علوم‌ریاضیه, وحکیه ؛ وطمیعیه» وفاسفه " وحکعت تاریخ ؛ وحغرافیه وتمام‌عاوم روح وغیردراد انستن لازم است» تابه غوامض معانی آدات بیتات کلام جاح الکاینات پی‌برده شود» وتمام علم‌اشماء و علم روح وغیره راداذ-تن لازم ا.ت تا به غوا مض معانی بی برده شود . سال پئجم - شماره . ۷-۲ ۲جوزا ۱۳۹۵ (تحت عنوان«تشویق عرفان»دربارة ترقیات کشورهای‌د یگره از آنجماه ژا پون واءردکا اطلاعاتی‌د اده شلد ؟ويك ستظومه‌وگتور هوکو؛ بعدازسیاحت وگردش وی‌در ز ندان از روی ترحمه ت ری ترجمه ده ات . وذر اخی رآمده‌است ۰ ) ایا هل وطن عزیز ! سراج‌الاخبار افغانیه» باجمله‌قوم فقبیله خود» یعنی باجمن ام راق‌جراید عالم»ردو بدل افکار:وگفتگوی بسیاری کرد نتیجه‌برهمین‌قرار یافت " که بدود‌افزودن شدن .کتب های‌عرفان» روتن شدن افحا رواذ هان» چاره,نجات‌و ترقی درینه‌صرو زمان " برای قومهاو ماتهای‌دنما نخواهد بود. ازین است کهاز آغاز انتشار حود "تابحال» بزبان دینی بزبان اخلاقی»بزبان ادبی» فریاد هاوآوازهای‌رقم رقم بنند کرد؛ و هنوزهم خواهد کرد . اما چه ذایده . « لقد اسمعت لو ادیت حیا -ولکن لاحبات لمن تدا دی ».. :. ازترقیات ژابون‌وامریکا باز ذ ک رکرده میگوید: بازهم وقتست«هر وقت خوش که دست‌د هد مفتدم نبماره‌گفته بکار آغاز باید کرد. استقبال‌را اگر خود نمیرانی» عیچوقت نمیمبرد. زهر قاتلی که استقبال‌را میمیراند» همین است که سيگوئيم «دئیا پس مرگ سا چه دنیا چه سراب؛ ۴۴ مقالات محمود طرزی آخرترین. کلامها باز همین است‌و همین خواد بود . اولاد وطن / بخواژانید ! حال امتقرال <ود رْ پم شید ! الا یم ۳ شا ره ۳ حس , ۲ متیله ج ۱ | تحت عنوان عاوم وقنون, | د را رُ ماشین ای دوا رطیع » که پکی از اختراعات متم عصر نرزد #۵م میااد یست وبرای کشایش فکریه وثرقیات بد‌نیه "خدم‌تهای‌عجیبه وغ بیهابراز نموده‌است. بء ند بتال هفتم ‌ِ شمما ره و ۱ - مج ۲حوت ٩‏ ۱۲۳ (درفعبل بقاله مخصوعه-ترآنءظيم ااشان و.سذاه معهمه تجربف‌آن در چاپ ازدنکه غیراعل دین رات ذردم‌رابرای‌فروشچ پم مکنند ود رچاپ غاطی داد اقع میشود بعد ازتدبد درشرح چنین نتبچه سیگیرد ۰( مااقغا نا کدبه دیند رید رنمام‌دنیا لاف «سنم ,دیگرژرست » راميزنيم» آیا د رینتدر سانهای‌دراز , تذبد-تها ی اولاد هایم/ حودما؛ عحین پاره هارامی‌بينوم ً وفرسایش گر»سودآگر * چاپگر همه را زغیرد ین خود سی دادیم , همین در یكرگی‌غیرت دیئیف ماء بجنیش نمی آید »که کماز دم ؛ همین پا ره های‌شریفه‌مقدسه را که بچه عای سا آنرا میخضوانند »خودااز پیسفحلال‌خودما » دروطن عزیز مقد س خود باه پدست نوستده وچاپ کنندة خودها تدارك بقوانيم ؟ بسیاربی انصافیست که».ا عربار خود را هر کار خود رابدوش دولت می‌اندازيم: وارحکوست بيخواهیم ! دولت بتبوعه مقدی4 ۱2 بجزئیات کارهای باچه بیتوا ند ؟ ذات سراح العله وا لد ین تابدرحة سعکن 1 همه گونه اسیا بهای -یوادت ای سادی وسعخوی دا سلت درهمین معا 4 محمودطرزی ازحسن اتقاق دریاره تیراژ حریده (ماخبر دادم اس حثانکه دراخیر این مجهوع4 بهان کرده ایم مقالات محمود طر زی ۳۹۵ عاجز بهمه چیز محتاج راء ازیوم جلوس میامن مأوس مان » درسدذظر دقت گرفتد , باوجءد دست‌نارسی بسبب محصوربت گلوفشار اغیار» د رحاضرنمودن وبلست‌آوردن کوشش فر سوده اند . «سد رسه عای‌قراء»راد رهمه‌شهرهای خطهٌ پال افغانستان بثهاد دادن » در هر سال بهزار دارو پیه برای‌بسر رسانیدن حفاظ کلام برحق حضرت خلاق مطلق‌جل نا نه صرف نمودك ‏ ازچنان خدمات شایستة دین‌سیین وحفانلت فرقان وب‌العلمین شمرده میشود , که‌درصحایف تاریخ افغان به‌آبزر باید نو شت . چنانچه مس:طاب ناب الستطنهنص الته خان » چون خود ذات عالی‌شان » بشرف «حملة القرآن» شرف امتیاز دارند,»عحامی یِکانهٌ حفاظ فران‌وحافظ و نگهیان وجانفشان بودن بقران رانخستین فخروشرف عظیمی برای ود میدا نشد ء و معفل عالی فخیمانة شان » هميشه ازجمعیت حفاظ مقشکل است ؛ که این مسعلهٌ حافظ قران شدن چناب عالی هم» يك خدمت بزرگی بای بسر وسانیدن حفاظ کلام انته شریف ابراز نموده است زیرا» درائنای‌این تشبث »بسیاری‌ازجوانان وپیران ومیانه سالان رابه این‌شوق‌وهوس‌سوق نمودهء ازاصاغروا کابر سیار -فاظ سر رسیدند » آگرچه درسیان آنهابعضی خلوص بخرج رساندگان هم باشد .... این است که حکوست سنية ما * در خصوص خدمت قران ءظیم‌الشان خالق کون ومکان »خدمتهای شایگان ابراز نموده‌اند» اما اینهم بدرجه ثبوت پیوسته » که همه کارهای جزوی وکلی مملکت راء تازور بازو ودوش‌توانای اهالیمملکت مدد گاری‌نرساند» تنهاخزین دولت ءاگ رکنز لابفنای‌قاروتی هم‌باشد ء پوره کرده نمیتواند . دولت »يك مطبعهُ یادوسطبعة برای کارهای ضروری دولتی خودتاسیس ۴۹۹ مقالات محمود طرژزی کرده موتواند " ولیکن اینقدر مطیعه ها/ که همه | حتیاجات دینیه وعامية يك‌سات کلان رااز عهده‌براید کدام دولت‌در کلام معلکت بتیادداده زوا نسته است» تاد ولت افغا نس‌یان بوجود آورده‌بتواند؟ آیاماگمان‌ميبريم » که مطبعهُراجپوت پرثننگک » چه‌چهوم‌نگه؛ وئولکشور * واسلامیه پریس وغیره غیره» که‌قران هارا غاط چاپ کرده و براولاد های حاهل ید ران بیغیرت با می‌خو انانند #همدگی سال ولاث وینیاد داد دو ات وحکوست هندستانستی ؟ حاشاف کلا ! این‌رابخیال وخاطر هم تباید بياريم ! این مطبعه ها که مذ کو رگردید " وامثال آنهارا همگی ش رکتهای تجارتی نا مس وینمادنهاده اد » ویجز میفعت وریج اجارتی بردیگرهیچ فکری بنانداده اند» و در چاپ کردن‌سها ره های غاط هم هیچ ؛ با قصد دینی ویا غد روخدانت مذ هبی‌ند ارند. منظور آن چاپخانه عاءبجزاپنگه اژان دیگر زودتر وارزان ترچاپ کند " وا زرفیب هم پیشذ خود زودترفه اید وسود بردارد " دیگر چیزی‌ایست , ولیکن اینقدر هست» که‌اگر حکوبت عندستان "حکوست اسلا می میبوذ ؛ ومانند دولت‌علیه ءیمائیه ؛ مقام شیخت اسلامی‌ونظارت حلیلذمعارق : و غیت رسمی‌قراء راها اسیبرد»ویامازند دولت متبوع مقدسف خو د دا ء مقام عالی قاضی القتباتی؛ ونظارت جلیله معارف » وهیشت میزان التحقیقات ااشرعیه راحا ثز موشد ؛ هیچ شبهه ثیست 4۲ اینگونه ناگواریها رامید ان‌نمیداد .ایی را عم‌بخاطر ثباید آورد» که حکومت هند »قصدا این تحریف را روا داشته باشده زیرا " قوائین حکو ست هند ستان » درین خصو‌صها دیگر گونه ملا حظاتی دارند " که به ملاحظات قوائین عالدم اسلا سی هیچ بطابقت ندارد . درآنجا يك آزادی مطلقیست )یرای همه ادیالا وهمد دذ ام ؛ و هر کونه مطیوعات ؛ پشرطیکه پراء رات یه تعسرانیت عموبآوبده سیاست انگلوزیه خصوصاً د که تخو رد ۱ مقالات محمود طرژی ۳۷ بدعا ایئکه ء این قصور وقباحت را ؛ ما با ید ؛ ه بر چهچهو سنگه , و نه بر پسراد/ حاجی محمد صاحب خوجه , وثه بر حکومت هند » وعلی | لخصوص نه بر حکوست متبوعه مستقلك خود» عطف عائیم . بلکه » صرف بر ثا دا نی » کا هلی » بیپرواثی » بیخبری , بی علمی بخیر وشر خود » نارسی‌قوم ومات خود »حمل نمودن ضرور است . مائا جر های کتب داریم» يك با زار مکم ل کتاب فروشی د رجواريك مد زمه۸ بزرگت شاهی » که‌ب رکز عاما ودارامعلمین است داریم تا جر های کتب‌دا» در سالی به هزار ها روپیه * از جیبغ‌ای‌بابه ها ی مسلءان وطن خود بر آورده ؛به کیسه های مطیعه های چه‌چوو ستخه وامثالش میر یزانند ,میلونها بچه میلونها سیپاره بکار دارد . ا زکجاندارك شود ؟ پجزاینکه » دست التجا بدامن‌چه‌چهوسنکه بزنند » وبزار بها و خواریها » روپیه بدهند واحتیاج بچه های وطن‌را رفم کنند؟ دگر چه کیند ؟ اين بیچاره تاجر های کتب‌ا » این کارا درنزد خود يك خدبت میشما رند. البته خدست است . اهالی» به سیپاره وقران به اشد درخه محتاج »در خودسملکحت بوجودنی ! چه‌باید کرد ؟ همین با ید کر د ء که زر سرخ و نقره سفید وطن را » بخارج برده » سیها ره‌با ید آورد , هم همین رقم » وبهمین چاپ و بهمین اب لاء وبهمین رنگک کاغذ وهمین وضع تر تیب ؛ سبپاره با ید آورد » ز یرا ؛ همین را از سالهای سال شداخته ودیده » وبا آن آشناشده »واز همان ربح وتجارت کرده»دپگر رنخش را نمیشناسد » وندیده واگر بپیندهم «عترص میشود ! مامحتسب ها داریم ‏ که در هیچ جا هیچکس ندارد . علثاً در با زا ر ها میگردند » وهر جا که کدام شخصی که شبهه احتساب را برآن بنظر بار يك بین ۴۸ م2 لات مجمو دطر ز ی دور اندیش خود حس کردند , درز بر احتسایش‌بیکشند. مثلا از بك‌هزاره) یا يك دهةان بیپردد که : درقعده اخیره صلوة نهر یا عصر؛ چه خواادهه‌شود ؟ همینکه يك قدری تردد درس‌ئول پیداشد » هماندم* حد شرعی بادره چرمی ؛بصورت علثی پرو اجرا میشود ؛ چرا که احتسا ب در صوص فروع اسیباید به |شددر جه اجراه باشد اما در اصل ها وشئمانهای که فرعها برائ قایم‌واستوار است ؛ حاجت تفتیش واحتتا با چیست ؟! ا... در دار السلطنة معظمة خدود ) ناه باپ‌مطیعه دا ریم : یکی مطبعه ایتوگرافی» یعنی چاپ سنگی که بعمورت مک ل از پیشتر تاسیس یافته ؛ ود رعصر سر اچالمله۱ کال نواقص نمودهات . دوم مطبعه بزرگگ تیپو ان سطیعه تیپوگرافی دار ااسطنه ۰ ببفا پایه ماشین پسیار مکعل طیع ۶ که بوارطه بخار تدویر چرخ حرکت بیکید 4 موحود دارد 1 وك محلد خانه مکعل اسیا ب 1 ويك بدرسه زینکو گرافی وخطاطی وحکا کی نیز ؛ ازجماه اسباپ هائیست که عالم مطبوعات يك‌سملکت را زنده میسازد .اینها همه بت رکاری وحکوستی‌شمرده‌میشوند. آقیت ذءنی حروفی-د ارالسلطنه‌است. ما تنها يك باب بطیعه صغهره خصوصی :در تمام مملکت خود داریم * که آذهم مطبعهء پا رکه عثا یت وینیاد یافته همت عنا بت لته خان‌سعین |اساطنه انخم‌میباشد, دیکرمطیعه نام » يك چیزی درتمام فسحت سمالك-جروسه المسالك‌افغانستات موجود نیست حال‌آنکه تدارگمایونهانسخه تسخا*سیها ره هاژیکه محتاج الیه اولا د وطن عز یز باست ؛ همین مطیعه های موجوده؛ چسان از عهد ه بر آ سده خو | هد توانست ؟ هم چاپ کردن سیباره .وظیفه ادگونه مطیعه ها شمرده تمیشود » زیرا مطابع سر کاری؛به بسیا ردشواري میتواند که کار های سر کا ری خود را | تجام مقالات محمود طر ژزی ۳۴۹ داده‌پتواند مطبعه تیبوگرافی صغیرالحجم کثیر المنفعة‌عنایت , یزقطعیاا ز عهده‌چاپ کردن سیپاره ها برآمده ثمیتواند » زیرا آل دطیعه برا ی‌نشرآ ثار اد بیه وفنیه وعلمعه بداء‌یافته است » کسقصد تجارت نیز دوآن چندان متظور کرفته نشده‌است »ومقصد عا لی از تاسیس‌آن» سراسر بر جداگانه يك حس رقیق‌وبسیا رعالی مینی‌میباشد . بقاع" علیه , برای دفع این درد بیدرسان ۱ علاج عاجل , بجز تدارلك نمودن مطبعه های تجارتی ش رکتی افغانی ؛ دیگر چاره یی ثیست . لکها رو پیة که از تحام افغانستان بابا های بچه ها »بسن رضای خود شان بهمطیعه های‌ش رکتهای بو‌گانگان مید هند » درگاه بيك نیت خالصانهدیندارانه بی ء بواسطه يك ش رکت متفق برادرانه , به نحو بصیرت صرف واداره شود »گذال‌مبريم ‏ کدنه تنهااحتیاج سیهاره هار ابلکه چاپ کردن‌ترآذهای‌شریفصحیح الطبع را نیزدرء‌هده‌بتواندبگیسرد .. « یدانته مع الجماعه » گنته شده است , نما ز ج)ع2 افضلتر است »از نما زتتها, چرا ؟ چو نکه » با جماعت دست خداوندی ععراه است , « شرا کت» نعمت‌است. ش رکتهای دست ها در کار ها ؛ علی‌الخصوص که‌آن کار ما در امور دین باشد > کر؛ زسین را باقوة جراثقال ببالا برآوردن ادعاء‌میکند ‏ واثبات مدعا هم‌میتواند؟ ولیکن نقطهٌ استنادی که له جرائقال خود را برال بنا کند » نمی یابد . فواید ومنافع تشکیل یافتن » يك « شرکت کتیبه افغانمه » را ء از همین‌يك نقطهٌ ذظر باید دید » که : اولا !ولاد های وطن ؟سیپاه های صحیحٌ مالك شده از سمهاره ها ی غلط خلاص میشوند . ۴۷۰ عقالات محمو دطر زک ثانیأم پیسه‌یی کهبه خارج مبرود * در خود وطن باقیمانده » با شر کث های مطبعه های که‌در پنجاب و پشاور سیباشند ؛ بردیگر گونه شرایط فایده های یکدیگر را در پیش نظر سیگیرند. مثلا" "میتوائد که‌دیگر بعضی کب لازمفش رکت افغانیه را آن شر کتها بسنارش وحسب افرسایش چاپ کرده آن احتیاج بانصورت دفع میشود » وسیپاره ها وقرآنهای که برای دفع احتیاج احالی پ:جاب و پشا و ر بکار باشد , ازطرف ش ر کت کنببدُ افغائی در عهده گرفته میشود, وامغال اینگونه مپادله های تچارتی »ز برا ؟اءالی پنجاب و پشاور نیز , چوت‌باین بك‌خویمیدانند کددر دوات مستقله افغائیه , البته قرآئعا وسیپاره های که بطبع برسد » موئوقتر است از چثان مطیعه عای کهبد ون يك نظارت رسميذ شرعیه باشد . الا , این ش رکت » مرآنقدر که وسعت وقوت گیرد » ههانقدر» در شر و طبع کتب فنیه وعلمیه که احتیاج مردمان اینعصر وزمان بان بدرجةٌ انم رسیسده , خدرت همکد , رایعامشو بات این حسنات » در دئیا و آخر قبولا بارگاه صعدانی میشود . ازشاع لته تعالی , هیچ شبهه نیست * که در ییخصوص پیز , چنانچه در تام سمالکهای‌شرقیه عاد تست » بازقصور عا را بردولتو حکوست تحویل داده »عدم‌سباعدت‌واجازت‌را» در خصوص اینچنین شرکتها و نشریاتها ۲ در میدان خو اهیم نهاد ,حالآ نکد؛ دولت بعبوعه مقدسةٌ ما »برای هرگونه ترقماتتچارت وصناعث *س‌اعدترین عصرها و زمان هائیست. , که تاریخ افغانستان آنرا نشان سیدهد . اگر اینمصرفرخندگی حصر را » در خص‌وص ترقی تجارت وتشکیل شرکتهای تجارت استادم‌دئیت نهاد رسب 9 معالات محمو دطر ز ی ۳:۷۱ همه زسانهای عمرگرائماية دولت مستتلة افغائیه خویش بگوئيم » چیزی‌دهراز قیاس نگفته خواهيم بود . آیا بموجب نظامنامةه تقادی » , بهزارها روپیه» بهاهل تیچارت‌اعطاءفرسودن؟ وقسطبق.ط بصورت بسیارسهل وآسان تایکمدت‌د راز معن , بدون‌سود استیفافردمودل» در کدام عصر وزبان تجا رت تجار افغاستان دیده وخوانده بود ؟ نخستین بار * محفل انْجمن ش رکت عالی را ؛بايك در بارش وکت با ر ر سمی بمقصد خیر مرصد تشکیّل دادن , يك شرکت بزرگ موتررانی برای‌سهولت‌مناقلات تجار یه افغانی انعقاد فرمودن » منافع وخو بیهای‌ش ر کت در ا بزبان دربار مپار لك اول بار بما فهمانیدن.آیا افغانستان * قبل‌ازان تاز یخ سعد » نشال و نام شر کت تجار یه را هم شنیده بود ؟ چون‌برای شرکت جارية سوتروا نی سباّده و اجاژه بیشودء آیا براای ش ر کت تجاریه که برای خدمت‌ترآنی تشکیل یابد» چگونه ساعده واجازه‌فرموده‌نشود ؟ چون برای‌تجا رت امتعه»واشیای لزومه‌ای‌الایازم تقاوی‌احسان فرموده‌ميشودء آیا برای مسثله که باه اس‌وبنییاد دین تعلق بگیرد» چسان تقاوی داد ه جوا هد شد ؟ کدام صاحبان همت 9 کدام درد کشان دین ودولت» ازروی حسن یت وایمانی وجدانی صداقت» برای اینچنین عمل خیر یکه رها بی دادن قرآن مجید باشد از تحریف وخیانت» مر همتبسته ودشکیل‌ش رکت‌موده؛ از دولت‌استدعا» ودولت ردمدعا کرده است ٩‏ آمدیم براجازهُ نشریات‌وآزادی مطبوعات: مطبوعات ما کمال آزادی رامالك‌است, رطیعه های موجوده دارالسلطنه» غیر تست سس سح رت سس ۳۷۳ مقالات محمود طرژی یرکسع از کارهای‌س رکاری» درخصوصآثارت که ازطرف‌ادارههای نجارتی سفارش شود یز قصور نمیورزد. جریدة سراج الا خپار اففائیه, راطیع میکند: وپدورحب قاواه که شده» اجرت‌طبعيةٌ خودرآگرفته بش ر کت ادانه‌تسليم‌مینم‌اید. این راهمه ملاحظه باید کرد» که‌جریدهرا جالاخبار افغانیه» یای‌جریدهآزادیست نه زنجیر بنداسا رتسا نصور. مطبعهُدا را اسلطنه؛ دره‌مین وقت.حاضبر, کلیات حضرت بیدل علیه اارجمه را؛ یفرسایش‌جناب فخامت‌سآب حضرت‌نائب السلطنه انم طیع میکند. این کتاب بهزار ۶ا صحیفه» ولکهاپیت راحاویست » وبه‌سخارج لکها روپیه بوجود می آید , « .ا لها بیخواهد, تاتمامبشود. این تثبث حضرت عالی, يك‌خدمت عظیمی بعاام ادیبات زبان‌فا رس‌میرساند, دازحیات پروریه‌ای آژارشف‌رده‌ميشود» زیرا, این کلیات حضرت بیدل را ازسدت سالهاست ک.ذات فخاست پناه ‏ اژبقابلد صدعا دیوانها وحستجهوی بیشمار جمم وتدوین فربوده اند » که اجمع وا کعل اشعار حضرت بیدل همه دل علیه الرحمه» شمرده میشود. غیراژدنها» کتب فنیة عسکریه ؛ نتهیه » طبیانیز چاپ معکند, بنابرین» بهانه‌جوثی که حکومت سنیه متبوعه یقلسه خودرا مانم تشکیل يك ش ر کت تجارية کتبیه ,ویانشر آثارستاوعه , علیالخصوص آاراساسیه دینیه بدانیم با بشناء یم» بسیار: انصاقی » بلکدگنا هست ! دریکدولتی کهبصورت آزاداند جریده تشر شود » کتب نقهیه ادبیه تاریخیه وغیره بطیع رسد آیا برای تاسیس‌وینیا دنهدن یش رک ت کتبیه» که‌فرآن‌شریف وسیپاره عاچاپ‌شودء چه‌بائعی خواهد بود؟ هرگاه یلش رکتی» ازتاچران کتب وطن عزیزما» ودیگر سوداگران و ارباب حمیت ووجدان تشکیل یافته, سرمایه‌جمح آورند؛ وبدولت بتبوعٌ مقلسه خودشان ) مقالات محمود طر زی ۳۷ ی تاک سک ان بقرا رقاعده واصولیکه بغو روتدقیقد رانسلاحظه کرده باشند» استدعاناسفتقديم‌نموده؛ بنیاد نها: ن يكطبعه لیطوگرافی یاتیپوگرافی‌تجارتی را, برای‌طیع ونشرقرآنها وسرپارد ها وغیره‌ها طلب کنند, دوات متبوعه مقدس بادرآنتخصوص ممانعت نی- بلکه از تسهیلات ومعاونت هم خودداری نخوا هندفرمود» زدرا؛ وقوع اینچنمن یاك‌سطالبه ؛ ودر ردآن کدام محانعه هیچگاه‌تا بحال بوقوع نيامده امت,د وات, دریتخصوص » بجز اییکه باپنج یاده‌فقره یانظارشاسة قائونی دولتی رهتما ب. وپابندی اجراء‌فرماید" وش رکت» بءوجب ههان فقرات نظامنابه دوات توعد .ده خود» ب رکارو با رخود تدویرچرخ ح رکت‌نما ید ؛د یگر هیچ اشکالاتی درین رهگذر دید نمشود ! ای‌مات با دیانت خوشعة.دت ! ای‌اولیای دولبث ذی‌قدسیت ! ای علمای ذی فیض‌وسکرمت ! ای‌تاجران وار باب ثروت وححیت ! بابن نالف زارجگر خراش جريدة وانیه خویش, که از سوزش دل بیرود میجراید؟ ملتفت‌شوید. -سرثله خیلی نا زلك وخیلی‌سهم ؛ برشته حیات‌د ین.۰۱ که عیارت +زحبل العتین لایتزلرل قران سبین است؟ تعاق میگیرد . الحق که.اایمال د اریم "برینکه حضرت رب العا لین جل شانه «ترآن مبین »را نازل و خودذات اقد س‌اوسبحانه وتعالی» نگهبانو حافظ اوست؟اساد رعین زمان * برینهم‌برای المین‌شاهد هستیم» که دشمنانا ین قرآد عظیم‌الشان نیزءازحدو اندازة که ماگمان کرده باشیم»بار دار افزونست. مادیدیم » شنيديم »کهدر اواخر قرل نوزدهم» دولت تزاری روسیه » که زا رروس‌خودش‌را و کیل حضرت‌عیسی اوبه اینوسیله مدعی‌محو کردن تمام‌دینها اعلان مینمود *نمام آیاتی که کلم کافرون‌درآن بودءاز قرآن‌شریف بطی ۰۷۴ مقالات محمود طر زی نمودن‌وحك کردل جر ت‌و رزید ! ولی.قاوست وپا ند اری‌شد ید سملمانان‌قریم وقازان * وتراد وتا تار ودداخاه رسمی‌دوات علیه عمسانیه "آن تشبث منحوسه‌راعقيم گذاشت. ؟ذااك دزءام گرده زهبان انگلستان؟ انتریگه عاو ادرار ها ئیکه بر محو کردن قران وقا یم نمودن اجیل را بجای‌آن؛و مخلوب نمودن‌قران" وغالب ساختن‌ااجیل را بران؛ دوران وحریان مییابد» از مطالعه منازعه علال وصایپ » تام کناب ی که بربان انگلیزی در ا< دطع ونشرو بزبان‌ت رکیوزبان‌ارد و ترجمه شم شله‌است؛ بخویی دبرهن میگردد؛ ده دا چه درحه د هشتداك است. بنابرین * د رخصوص قرآن خودء که‌حیات اسبت بان خیلی دم بها يك چیری مینماید » هو شاری‌ویداری لام است, یکبار بتظر دقت؛ پسوی سیپاز‌های محرفمخلط ببيشيم»وباز درنتیجه عاقیت کار بیندیشیم»آیاچارةٌ عاجل این دردگرییان‌گیر بجزهمین؟ه همهدست‌دک ی کنیم» وسرسا یه جمع نموده زد وات بثبوعة مقدسد‌خود استیاز تانیس بك مطبعه مکمله + ای‌نشر آنار دینیه‌با شرابط و رءتهای که خود دوات متبوعة مقدمه‌سابان ش رکت اپراژ آماید ابد نیا زواستر حام‌طاب و ایتدعاءثعا تیم : وبان واسطه: اولاد «ای‌وطن عزیز خودمانرا از سیهاره خوائی‌غاط وار هانيم؛ دیگرچه خواهد بود ‏ عرگاه‌این فعان عاد رگوشهاود ما غهاطتین انداز تاثیرگردد» فیهاءواگر نشود؛ وظیفه مقصدسه خودرا که, سراح‌الاخبار افغانیه خبرشدوخبر کرد» ,جا آورد "وغم با زبجا خواهد آورد ؛ یعنی‌باز ازنادو فغان دست بردار تخواخد شد ! وسن‌الته ااتوفیق , مقالات محمود طرژزی ۳۷۵ سال اول‌شماره ۳+ - ی سفیله ۱۳۲ ۰ [ تحت عنوان«مةا(همخصوصه - بعارف مکتب ها» می نگارد *] دروطن عزیز ماافغانستان » قبل اززهانل جلوس سراح العات , ازمکتبهای فنی اصول جد یده » اثری سوجود نبود . بسایة معا رف پیر ای شان » د ر پای تخت ؟ بکتبها به اصول وقواعد حدید انشاه‌گردید . مکتبهای ابتدا یه ؛ در هر هر طرف تأسیسءوانتطام یاف ت که این به يك‌فال خیر عظیمسعاد تهاوترقیه ای ماك‌شمرد‌مي‌شود, ولا یتهای اطرافد اخل.ما كمحروه نیز , به تععیم علم وم‌عرفت احتیا ج کلی دارد . ولی هزار انسوس ء که نزد | کثرهموطنان عزیزما , هنوز * هوس وذوق تحصیل وعلم فنون حدید پیدا نشده ء وهنوزقدرت وقممت تعلیم وتربیهئمره های حیات‌خود شان » یعنی اولاد شانرا بتم‌اسهااستد راك نه‌ن‌وده اند . اهالی هرچیز را از حکومت امید وآرزو میکند . حال آنکه یکقدری دست وپازدن وهمت وجهد ورزیدن خود شان ۲ نیز لا ژ ما ست . مثلا اکر اهاسلی_قند هار ».رات + پلخ غزنین , جدلال آ باد بفا یده ها دسنفحتهاثی که‌ازعام‌وفن بدولت و وطن دیرسد » پی برده میتوانست:د ء واستقبال اولا د خود را می اند بشید ند »هر ولایت بجارف ومخارج يك دوباب مکتب را برذمة خود شان گرفته » در باب سر رشیه اساس‌وینیاد وتربیت وانتظام واصول وپروگرام آن , از دولت ستبوع4 مقدسةً خود» سر رشته وستور العمل استدعاء‌میکردند » هیچ شبهه یست ؛ که‌دولت در انباپ ؛ تجویزات بسیار نافعی افدیشیده میتوائست . قواعد تعمیم معا رف ود کاتب؛ تنها بدولت نی ؛ بلکه بخود اهالی بوشتر میرسد . هر صاحب اولاد اول چیز یکه می اندیشد » همانا مسثله تعلیم و تربید اولاد شان است , ۳۷۹ ۱ مقالات محمود طر زی هرگاه شمون اند دش خود شانرا : بك صورت مستح.ن ودختطم‌ی "از روی قن بکار آرند ۰ وعدان مخارجی را که در هر ال در راه تربیه وتعليم اولاد خو د شان از پوشالد ونیخواه آخند؛وخورالد وغیره‌یرف میکند ؛ بدعاونت واتفاق عمدیگراجمع آورده " بسر رشته ودستور العمل دوت بر سکتبعای فنی مکمل ابعدائی و رشدی صرف ه‌ایند / البته که اجه عای بسیار عالی نهتری خوا هد بخشید . ۴ - مو عظه ها ی دیغی ددیگر مطالب اسلاه‌ی سال وم نما رم م۳۲ املء ۱۳ مو عظ هر مضان حالاباید انديشید , که آیا این عدم افتدارا کل وشرب , که از لوا زما ث حیات بشر است , ازچه پیش آمله است ؟ هیچ شبهه نیست , که این حال از تابعیت باحکام قااود الهی پیش آمده است , وچنانچه از فترات فانول پشری اسان تجاوز کرد. نمیتواند , چ-ان‌میشود که باحکام ۶انون الهی عصیان ورزیده بتواند ؟ مثلا" قالون بشر , بريك لوحه پارهٌ مینویسد که « بدست چپ خود بر و ید » انیمان زا بعد از‌طالعه مجال نعی س‌اند که بدست زاعت خود بر و د واگر برود . از خوف جرا و سزا ی قانون , چون بید بخود می لرزد . احوال عمومی , در ین داء مبارلك همين است . لهذ ا, حضرات ملایان وواعظان وخطیبا ثرا واحج است که از ین انجلری زوح ؛ واین صفای دل مقالات محمود طرزی ففش گروه عوام » که در عمان بیپایان جهاات وعطا!ت » درخفه شدن ودست‌وپازدن هستند » وقت‌را غذیمت شعرده , واز فرصت امتفاده کرده , بموعظه های حسنه» بخطبه ما ی بیدار کانده , به‌نصیحتهای بکار آورنده , دماغهای اعالی را پردرش دهند » تربیه کنند . ولی افسوس است , که در جا معها و مسجدها ی ما » از واعظان ونامحان خود ؛ يا بعضی حکایتهای سه چار هزار ساله قدیم زما نها ی بنی اسرائیل را میشخویم , یا بر ترك دئیا وگوشه نشینی , وانزواوت وکل وفقیری؛ وعدم رغبت بسعی وکوذش کری *تلقین وترغیب میشویم . حالا که ها بگونیم , این چیز ها بدست , ولی مقصد با این است کهبواعظط دینیه وابلیغات شرعیه , به امزجه و احتیاحات عغصر و زمان معا سب با ید نو ذ . حضرات پیغهبرال عظام نیز , ملاحطه این نکنه دقیقیه را فرسوده , نظرباحتاجات عصر وژبان خود , امت شانرا ارشاد ورهبرق فرسود. اند , حثر خندق‌ر برگرد اگر مد نی متوره , بایجا بات فقت وزان وافق هافته , بغس نیس رما لتیناهی * با اصحاب کرام خود , د رکندن خندق کوش ورزیده ائد . تیر اندازی رابرای متا یل اعداء از لوا زسات عصر داسته , تعلیم آنرا امر فر مو د ند , سعنی حقیقی ترك دئیا » نه این ست که انسان دنیا را برای دشه‌نان دین‌ووطن خودترك کند ! بلکه مقصد فراموش نکردن » آخرتست . توکل این نیست , کهانسان‌بگوید. «ت وکل‌وطن‌ما بر خدا ! خداملاا را محافظه میکند | حاجت بساختن استحعکامات » تقویت سرحد های خود نداریم »باکه مقصد ازت وکل این‌است , که همه‌حاضری خود را ببیند » وبعد از آن توکل برخدا بکند , « بات وکل ز اثوی اشتر بیند » . آیا فتر ههین است ؛ که انسان بهیچ صنعت وتجارت وزراعت کوفش نکر ده » توت سا ۳۷۸۹ مقالات محمود طرژی 2٩ 0‏ و ی ی ی هم محصول عرق جبین خود را , در پیش پای صنایع وتجارت د بگران‌نها ر کند؛ وخود را فقیر ذلیل حقیر ساخته , دشمنان خود را توانگر بسازد ۶ از قضولت علم , وخدلی علم , و ضروری بو د ن عام , هیچ سلاء هیچ واعظ , هیچ مرشدی تصور نمیشود ۲ انکاریتو اند , پس چسراا تجیثری , دهندسی » کان کنی * ااکتریکی » طوپ اندازی ؛ عسکری واثال اینچنین چیز هایی که ترقی وتتالی عصر حاضر پران ۱۶ موقوفست , خارج علم شمردهبگويم که : « ایچیز ها مخصوص مرددان غیر د ین است . بر ای مدلما نا ن*مه! رف وترقی لاژم یه بگر پر و رد کار با بما ثقر موده است که برو بحرو خشك و ت و حد ید و حجر و غیره رابرای .شما بسخر با ختيم ؟ بگرآ نر ید کا و ما بما تثرموده است؛ که‌برای‌شها هیچ چیزی نیست‌مگر اینکه سحی‌و کوشش کنید ؟ بلی !۱ کر ماعطالت ودر ماد گی را از خود دووتاخته ؛جدوجهد را پیشه گیر غم حملة اشما را سخیر خوا یم ود مر دا عون که پراه افتاد »بمزل رسید ! . آژخوبی اخلاق حسنه»ا زعاویت | خلاق حسنه» هیچ س لاه هیچ هیچ و اعف» ناصح »انکار کرده تمیتواند .پس چرا از حب‌وطن »اژ لزوم اتحاد واتفاق»از مذست خانه حنگی؛ وبدی‌داری؛وخونخواری» وخون‌طلبی: ورقابت‌و-یالداری؛واسرافات‌بیجایعر وسیها وفاتحه ما وختازها وغیره بشدت منع تمیشویم ۲ ... مقالات محمود طرزی ۳۷۵۹ فساد اخلاق‌آنقدر بر ما مستولی گشته» که بجز پرورش نفس خودءبرهیچگو زه ترقی و تعالی‌ماکک اقدام ورزیده نمیتو | نیم . این است که‌درین ماه مبار کث» که يك استعداد طبیعی بر ای شنیدن وعظ و و نصیحت در دلها وحس‌ها وروحها پیدا میشود.واعظان وخطیان‌مار است که در تصحیح اخلاق با »در تشو یق صنعت وتجارت با » درتحصیل علم ٩‏ محر فت‌با »در حب‌وطن وعسکر شدن ساز پتدواندر زر اپيشه گیر ند, بهترین مردمان آزست که نفعش بمردمان برسد. يك ] دم ا گر هر قدرعا بد, زاهد , مصلی »تا رك ,دنیا صاحب تقوا شود, فعش‌بخودش میر سد . بهشت های برین را برای خنود کهدا یی میکند . برای حالب انظار دقت » بهمینقدر يك مو عظه» که‌خواه خوب بدا نند خو اه بد » خود را بجبور دا نسته نوشتیم : با قی ؛ تو خواه از سخنم پند گیر ؛ خواه ملال | سال دوم - شاه م۲ - ,و ستیله ۱۲۳۹۲ مو عظه ۶رد <هد بر حمد؛ژنا برثنا ءبذات‌اقدس یگا نه بی‌همتا جل‌وعالا که‌ما رابر پیروی شر یعت غرای احمد مجتبی,سحمد العصطفی؛ علیه‌افضل الصلواة والتحات‌یا, نایل وسر افراز فرسود ء ودر بجا آوردن فریضهٌ صوم‌صیام مغقرت انجام »موفق‌و کا میاب نمود ,و بمکا فات آن بيك‌عید سعید میا من پدیدی میشرو مبا هی سا خت . ای سلت تجیبة شجیعه افغان ! وای قوم غیور بادین وایمان ! بدانید وا گاه باشید که فضل و کرم ذات اقدس‌پرور د گاردا» بر ما از حدافزونست م که شکران مد مقالات‌محمود طرزی تعمای بی منتها از حو صله وطاقت ما -راسر بیر وتست . اولا به نععت ا-لام‌سشرنيم, ثا یا همه با يك ثوم يك دین يك بل هپيم فلا آزاديم له اسر ور ما عردویه اد حفیر ؛پا د شا هی داريم که ازقوم ماءاز جنس ما, | ژ مات ساست , ملگی داریم کد از حال خود ماء از آبا واجداد ما ضی مااز اولاد واحفاد استقبال ماست ! ., .. ای بر ادران قطن | بیئید که ذات اقدس آفرید کار ماءچه خوش و طن صفا پیر امن دیازت ما مثی بما | حسان فر مو ده ! کهسار های‌سر بغاك کشیده؛ بر گر دا گرد وطن مقدس مسا استحکا مات طعیعی خارقه نمایی تشکیل داده, نهر ها , آیشار ها چشمه دار های خوشگو از اطیف الجریان‌حو شاث ءخروشانی عرعر طرف‌بهاکت‌دا را سیراب و شاداب نموده, اراضی ما از همه لوع زراعت کر م سیر و سرد سیر با تحصو لات معبخشد.جو ز ؛یسیه) بادام ؛ صئو برء سیب انجیر ؛ آناره رود آلو هاء انگور های رقم رقم ازمیوه ای سر در ختی ملت دأت ما ست » که ژنین پال و طن مقدس ماء بصورت بسما ردول وفراوائی > بهزار هاخروارخر و اربرما می‌افشاند. گنددم »نیشکره برنج» جوا ری» وجمیع بقولات وحبوبات »از محصولات زسینی ما سث , که‌دست پر کر م خلقت؛ زسینهای با را پا ان مستعد وآمادء داشته ,معدنها و کانهای تواذگر و مملو یی ؛ که خالد وطن مقدس ما درسینه ثروت دفیه خویش‌بود یعت نگهداشته «بسیا ریا ز خا کهای دیگر سما لک حسرت کش آنها ست . اهالی ما, چنا ن استعداد وذ کای خلقی و طبیعی را مالك است, که از هیچ ملتی پس لعیما د . د ین مقدس که پیرو آنیم ؛ مارا بر همه خو بیهای دئیا وا غرت سایق ور هبر است , , . . چون چنینست *آیا با چرابی مال) بی‌ثروت» بی کمال؛ نی حسلءرت رانده ایم ؟ مقالات محمود طرژی ۴۸ آیا چرا از زسینها وکا نها وغیره بحصولاتو بعمو لات ملك خود , بد رجه ععر عشیر ملتهای دورو نز ديك خود استفاده نمیتو انیم ؟ ایا آنها چها ر چشم‌دارند » وبا دو ؟ آنها چها ر دست دارند وبا دو ؟ آیا آنها د و کله دارند وما يك ۲ یا آنها دو بغز دارند وسا يك؟ نی‌نی ! چیزی که آنها داوند ما هم داریم ,چنانکه آ نها | نسا نند ما هم انسا نیم . بس ما چر ۱۱ زسو زن يك اینچی گر فته, تابسیم تاگر اف هز ارشا کیلو متری ؛ بهر چیز به آ نها بحتا جیم ؟ با هم زراعت میکنوم باکه اراضی.ا نسبت به اراضی آ نها قابل گو ق تستع ترا ست»ولی‌هزار اقسوس کهمااژ سین خودنعصف محصول آنهارا برداشته نمرتوانیم . ۳ هم تجارت سیکنیم ,ولی چه‌فایده 45 بجای‌نقع بوطن خود فضررمیر سائيم .ساهم معدنهای تو.نگر داربم ءولی نه‌آنرا میشناسیم»ونه‌دست زده‌سيتوانيم ؛واکر دست‌بزنيم مفقودش می کردائيم .از آنرو بقول‌اشخاصی که بگویند «سعدن‌در سك شا نیست» قانع گردیده ءذسلی خاطر میکنيیم . ای هموطنان دانثر قرین ! ای‌هم ملتان هحد ین‌وا ثین ! بدانید که این ها نیست»مگر از بی علمی وبداخلاقی *وبیخبری" وکا علی , وغافلی با ! دیگران» بعلم؛ مال‌وثروت پیدا کردند ءزیرا عام است که فقیررا توانگر میسازد. بعلم, وهنروصنعت آموختند ,زیرا, هیچ هنروصنعت بومام پیش نمیرود . ماباگاوسست‌رفتار قولبه-يرانيم» عام است که‌ماشیفهای‌زراعت را ایجاد واختراع کرده , پیکان آهنین آنرا بقد ريك گز د رخاله فرو سیبرد ,وتا ما یکجریپ زمین خودرا قابل زراعت سازیم»علم‌د » برابر زسمن‌های‌بارا قابل زراعت ساخته وسحصولا تش را ده‌چند میسازد! بدی اخلاق ء بارا باعلم دشمن ساخته , کاهلی وغافلی ,مارا ازسعی و کوشش واداشته, پادشاه ۴۸۳ مقالات‌محمود طرزی دابرای‌تحصیل و تربیة اولادهای ما مکتبها باژمیکنند ,ما اولا د های خود را بکره درآن داخل‌ميکنيم .توان گران اتدها , اند و خن رو دینار را درصند و تها ء توانگر ی میدانند . هیچ يك چوانمر دی پیسد | نشده »که یکچسندی از آن: اند و که کیمای یی دا تسراای کشا ان ایك با ب مکتبی يا تا میس دادن یك کعایخانه ای یا هترو رساختن دك چند اولاد وطنی حبرف:ها یند , آیاحب وطنی * غبرت سای * مین است که‌بادار یم ؟ حاشا ! حما وطن ؛اين است که ما وطن خود را از دستبرد دشمئان و طن خود ؛ که بتر قب فوتند نگاه داریم , نگا» دا شتن آن میسر نمیشو د ؛ مکریه آ لات مدافعه » پعسا کر منتظمه ؛ بعام و هنروری ؛ بمال وتوانگری » یکشیدن معدنها از زیر #زاران من +نگها ء بساختن ریلها و اور پلا نها ! بسیا رگناه است که نا بگو نیم ۶ اینچیز ها را خدا پفر نگقا مخصوص نموده ء دسلمانان امیتواند . یا چزا لمیتواند ؟ نگر آنهاانسانو مان حیوا نی اگر چنین سیو د ؛ چر ۱ دو اول بسلما ن معمد ن ستفنن » متمول بودند «ثر نگها نپودند؟ یکبار تاریخ تمد ن‌اسلام را بنظر غور سلاحظه ذعا نید , بیئید که اسلادها چه بود که نداشتند ؟ عسا کر بنتمه را / اسلام سالك بود ,حقق وعدالت واخلاق حسنه را » اسلام ما لك بود . عما رت صنعت ژراعت تجارت ء ذر اسلام بود ,علوم وفنون ء بدرجه ای د را سلام شا یم بو د , که هیچ سللی اژملل نداشتند .عرچیز یکه ملل گرفته از اسلامگرفته, پس چرا چنین شد که ما حا لا هیچ نداريم ودشمنان دین ودطن ماهرچیژی‌دارند؟ آ. ! اپن يك درد چا نکاهیست , که اسباب‌حقیقی آنراصاف صاف گفتهژمیتوانيم | پا ربا «یتام عام واسلایت »و« آیا جبه باید کرد #» يك دو ال نا جیژانه عدیه مقالات محمود طرزی ۳۸۳ «سراج | لاخبار افغائیه » گنته طبع ونشر نموده‌ايم ؛ و از بعضی اسیاب | ینحا لها بصورت اجمالی بیان کرده بودیم . ولی چه سو د ! د رحایکه ازد و سه عصر به اینطرف هر چه که شنیده باشیم همه گی عباوت از للوی خوابا نیدن سابوده‌باشد, بیکگ آواز چسا ن بید ار خو اهیم شد ؟ ۱ , .. . ای بر ادراث د ین وایمان » وای هموطذان با عقل واذ عان ! این است که بعد از يك رسضان پرفیض واحسان » يك عید سعید نور افشان و در خشانی را نا بل و سزاوار گرد یدیم . روزه گرفتیم ؛ افطاز کرديم » نماز خواندیم , ختم قر آن‌عظيم- الشان نود یم ء حالا نماز عمد فطر را ء بيك د بدبه وطوت وش وکت اسلامی اد اسیکنیم. قدر وقیمت این نت را بدانعم . جبین شکر وثنا زا بدرگاه ایزدی‌بسائيم. عمد یگر خود را بدلهای بیغش وبا صفا د ر آ غوش کشیم : بعصا فحه ها و معا نقه های مد یگر » قوه جاذبه الکتریکی محبت وو داد واتفاق واتحاد را » درد لها وجگرها وحواس خود قایم ودایم نما یم . اتحاد واتفا ق اقوام وقبا یل و عشا یر مختلفه ملت نجیبة ما ؛ در وقت حاضر , از اهم امورضروریه میجاشد .ژیر! يك چارة سهمی کهسحافظهُ و طن مقه‌س ؛ تسلط دشمنان وطن باشد همین است . ما هیچگا » ,از شرد شمدا ن شمالی وشرقی خودایمن نبا ید باشیم ءوگر تفرقه واختلای در ماباشد, دشه:ان مازود بر سادست خوا هند یافت. وطن خود را , شرافت ملی خود را؛ بدل و ایمان ووجدان دوست بداریم.وطن و سلت‌را وجود واحد بدانیم . بادشاه بحکوم و مشر وط در اسلامیت دیده نشد , وعلی الخصوص به "مز جه و طبایع ملل شر قیه هیچ تو افق نمیکند . حکو متهای اسلا می » که‌بردن کار اقدام کر دند - هیچ بهبودی ند پدند . آنها را درس عبرت دانسته وطن , ملت را وجود واحدو حاکم ۳۸۴ مقالات‌محمود طرزی مطلق یشناسیم .اصلاح وخوبی ود ایت‌آنها را از درگاهالفی تیا کنیم.دراخلاق ید 4 شش‌ورزیم. | زا ق» رشوت وکا ره‌ای‌مالایعنی | جنیاب کنیم. هحهيك وجود, کشته به ترقی وص:ا یع وتجا رت و زراعتو عسکر کوثش کنیم؛ وبهمه اساحه! ی که که دشمنان هفطن ما پدست دا رد «ساح شویم . ۱ ین است که باوحود یکه نه ِ اعظوم ره خطیب ۲ ند عاامیم زه اد یب ممیله فطر را وسیلة حستة اتخاذ کرده ؛ سرنامة این شمارة (۲۸) دال دوم خود یاثرا ؛ که قلیل آخرین. دوبدا لد شدن این روز تاه خرستگا و ون مقدس باست؛ پهحیذقدر ین مو عظه : کد خو آه خوب بدادید یاید ؛املاه تحودیم وچتانچه و ظیفه‌علماءو خطیاه ووعاظ ماهمین.است , که سلت را از احکام ذینیه و اخرو یه آگاهی د هند, وپند و نصیحت کنند » حمچفان » وظیتة قلميةٌ يك روز نامه نگار و طنی نیز » همین است کذبیان ژابرجب وطن بیدار نماید 0 سنافع وسضرات و طن را » تامي‌تواند» بملت یا ن بد هد.اگر عمه چیز را کفته تتوافد» همانقدز چیز یکه کته بجتواند »پا ید بگوید,بعدازان ۱ لله کر ام عایه آو کات و و ربا (عرش | لعظیم ! سال م۳ - شماره , , - ۲ داو ۱۲ تحت عنو ال مولد | لنبی علیه اعباوه و السلام» سر مقاله که درا خیران تا ر بخ زندگا نی حضرت محمد صلوه و مصطنی ر | بادرج دنه ها خلا ود رده است.. سال ۳- شماره » ,-و حوت ۱۲۹۲ مخصو صه واسنیه ا یلا هه - مت ر ۷0 یه بشاع علیه؛چنا نج ذُ ات اقدس واحب‌الوجود جل‌وعلی, مصدر حیاذست , همچنان مقالات محمود طرزی ۴۸۵ برای خود | ونیز حیات واجب وثابت میباشد.پسا کر ما« ساده» رامیدأً و مصد رحیات فرض کنيم ؛چنا 3 راه غاط‌دور از سنزل مقصد راتعقیب کرده‌خواهيم بود, که بجز سرگرد انی و گم کشند را هی »بدیگر هیچ تیجه نخواهيم ر سید زیراماده »بذاته حیات ندا رد »وحر کاتش بصورت طبیعی متحرلك بوده , ازنفس‌خود»ازحرکت خودهاز انعال وآئا ر خود»,غیرمدرلكوبیعلم وبی شعور میباشد .حال آکه‌حیات‌حضرت واجب الوجود جل‌و علی»حیات ذاتیه ایست , که‌از ذات‌خود اوسبحانه‌است .ود گر حیانها کانةٌ از آن مصد رومیدا حیات ازلی وابدی.مباشد. دیگرحیاتها, حادث وزایلست »وحیات حضرت خلا ق کائنات :ابدی‌وتديم اسث ,که ازوهیچ »فا رقت نمیکند ,وا گرحا شاء میدأمصدر حیات کائنات‌حضرت «عیسی » علیه السلام»یایه تعییر ده را بدانیم ءبطلان این سخن ءبداعاً اشکار است »زیر »ازین یك‌چسان انکار کرده بتوانیم » که حیات حضرت مسیح عایه السلام» حیات+شری بود »فعل ولادت‌و رضاع وطفولیت شباب کال شا ن اسنادا وتایخاً ثابت است : اگر به اقرار وتصدیق‌خود نصارا »دیده شود صلباً اعدام ۵ هم‌شده اند » که‌حا شا اهل اسلام ,آن ذا ت قد سی صفات روح اللهی را | زدست خسیستر ین‌ملتی سانندیهه د.سقتول‌و معد وم ندانسته»حیا رفع آنرا بسماوات علا , اعتقاد میکنند .برببین‌تفاوت‌راه از کجا ست تا بکجا ا, پس اکر همچنین يك‌بشری »مبداء وسصدر حیات شحرده شدي»چنان لا زم می آمدی که تقریباً دو هزارسال پیش ازین »حیات‌عالم کائناتمفقودمیبودی»و بعد از ایشان نیز معد وم ميشدي ! ۴۸۹ مقالات‌محمود طرزی رصان یض رسان ؛سر اسر غفر ان سال سوم _شمازه ۳ ۲و امد ۱۳۳ ای‌اخوان دین ,وای‌پیروان شریعت سیدالهرسلین ! رسضان بافیض وغفران سید ,درپی آن‌عیدسیامن یدید تقرب ورژید . ماراست که ازقیض‌وسعاد ت این ماه میا رلك استفاده نما تیم :و دلهای خود مائرا بنور طاعت وعبادت خلق بیهمتای‌خودساجل وعلی منور سا زیم , بخیرات‌وصدقات که‌درمه‌وات ثواب دارد »ودرهمین ماء سبارلك»پاربار ثواب آذمی‌افزاید ؛چابکی‌وپیشتد می کنیم. بدرواژه توبه ومغثرت حضرت احدیت حل‌جلاله: که همیشه بروی توبه کنندگان و مغفرت‌طلبان با زا ست ,ود رین ماه فیضرسان بازتر , رفآریم. بتوبه و استغفا ر مسارعت ورژیم , همچون‌بید» برسرایمان خود بارزيم ء چرا که کمان کشا کاف ر کیش ازهرطرف در کمین اند برهمدیگر شودرحم و شفتت آریم. اتحادویگانگی را پیشه سازیم . در ساپین خود رحداء باشیم, درمةابل دشمنان‌دین و وطن خوداشد اء‌گردیم. عهد دپیمان را وفا کنیم .از رشوت وضرر د ولت وسلث‌حد اشویم, سعی»عمل»صاعت ۶ معرفت پياموژيم . ای برادران ! ای عموطنان ! «سراج الا خبا رافغائیش » يك حریدهاسارمیة وطئه شماست , نصیحتی که میکند, اول‌بخود بیکند. برخاطرشها کران ثیفتد. زیرا نصحت تلخضست , آگر چه برشرین هم داشته باشد! خوا هیدکنت که مرد کف لاابالی سانند «بحمود طرزی» راچه حدویارا که‌به وعظ و نصیحت ایان دسا زگردد؟ !اما بسنید که گوینده کیست ؟ کو ینده حريدة وطئيه خودش.ا ۱2 پندبگیر ازسخن , هیچ مبین بقا بش تیکویی متاعیین؛ به بدکا نکدننگری باقی ازدرگاء خالق داناوبینا جل وعلی‌برای‌خودوجمله اخو ان‌دین خود هدایت واستقا مت محظلیيم ! سال چهارم - شماره . چ- م۲ جوز ۱ ٩۳‏ ۱۲ سر مقاله دربارهٌ «لبلا معراج, و بیان آیه که : سبحان الذی‌اسری .... اهل اسلام » بقدر ذره انکار و شبهه را به خیال‌خودر اه نمید هند , و حاجت دلیل گفتن و برهان آوردث هم برای سلمانان دیده نمیشود ء اما برای‌بنکران, از نظر فلسفه اسلامیه» بعضی‌دلایل فنی‌وعقلی به فکرعاجزانه‌ما رسیده است : (سپس در بارژُ ثقلت اجسام تفصبلات‌مید هدواز طیا ره وژیهلین سخن میگوید ). (در اخيريك بحاورءٌ پادری تصارا و ملای مسلمان را »بحیث لطیفه‌سیاآردودر. اخیر ترجیع بند در نعت ءاز کلام سردار لام محمد طرزی مهد هد) , سال پخجم سشما ره وب ب‌عقرب ٩‏ ۱۲ درفصل احلاقیات . تحت غنوان «نجائب‌قرانیه»آیه مبا رکه «ان )۵ لادغیر ما بقوم» حتی بخغیرواما با نفسهم» ۳ آء ردءسینگا رد ۳ ی این ی کریمه کتاب عزیز قدیم» يك شهر امحقیقت‌و آئینهقدنمای‌عبرت است »برای عموم اقوام وسلل بنی‌نوع بشر.... تاریخ »يك عبر تگاهپر انتباه , و يك چام حهان نمائیست که هر چیزی دران دیده ویافته میشود . صحیفه های تاریخ پرما ژابت‌وروشن میسا زد ء وشهادت بید هد رن توت وسطوت وفنو کیت وعزت همان اقوام و سلتهائی که به فساد اخلاق ببتلا گردیدند؛ ودر نفسهای خودتغیر دادند, ۳۸۸ مقالات محمود طرژزی ژائل و هیئت مچتعه شان‌محو و »حل شده‌است . . . (بعدازبیان آبات ما رکه دربارة استحضار ات‌جنود و «رباط خیل»,وجهادو بعد از پیانات مر یم ,اه میار 7 ضرب | لله مثلاقر 4 کا ذت ۲ هخه‌مطم:4 6.۱۰۰ مینکارد: ) ۰ همه روت سعادت وآسودگی ؛وخاط_جمعی :درا کساب‌فضایل اخلاق حسیه و جملة | فلاس و تکیت وفلاکت وترس و گرسنگی و ذلت وخرابی؛ دربدی|نحلاق و فسا د اخلاق هر قوموساتضهر است.حالا» بيك‌دومیال| زآیینه‌قدنمای‌عبرة ای .. (سپس تحت عنوان «حکمت تاریخیه» د ر بارة عظمت دوات روما " و سقوط آن معلومات بید هد و مینگازد. , , .) آیا سبب این غرو ج واین نزول‌چه بود؟ هر گاه بعينك دقت؛در آبی حکعت تاریخیه نظر کرد» شودء سب یکانه آنرا, پجز دو کمالو زو ال‌فضایل اخلاقیه, د ردیگر چیزی نخواعيم دید! تا که دوات محتشة روما خو دشان را از فضایل اخلاقیه به اخلاق ردیه واعمال‌سته تغییر تدادند؛ ذات آقدس‌بار بتعالی‌جل وعلی» احوال آنها را نخییرنه نموده‌بود ‏ همینکه خودشاننفس‌خود را تغییر دا دند؛ خدای لایزال ثعمیر احوال شاثرا اراده فرمو د , سال پنجم س شماره ود با عقرب م۹ ۲ بمناسیت آغازسال ۱۳۳ هجری . (در بیان کیفیت هجر ت‌مقالسفعصل میتگارد ۰ ادن بیان تاریخ نبوی (ص) و تذ کر از او لین علم وعلهد ار اسلام سه‌ونيم سول را در بسرکسر قسه ) مقالات هحمود طرزی ۳۸۹ سا ل ششم شماره , ب س, ۲ جدی ۱۳۲۹۰ [مقاله به‌نا سبت مولدالنبی(ص)؛ درا خیر چنین نتیجه میگیرد: ] اصلاح احوال ۱ دمم ء ۳۳ من سبعادت بادی و بعنوی عالم: د رهمه اولادآدم, الی.... آخر ین آدم , غرور با یدا حکام همین کتاب مقد س» که تایه ابد د رحبد ور و سطور محقو ظ و مسطور است میباشد. چو نکه, احلا ح و سعادت امتها وسلتهای د نیارا, همین د ین‌مبین حضر ت‌سید الم سایی‌الی یوم الد ین در عهده‌گر فته است: آیا چرا از چند عصر با پنطرف,.در هر طرف این میارة د لنشین که مسنما ن نشین است» چون روآورده شود چنان احوال پر ملال فلا کت اشتتمالی د یده میشود: کد چون‌بام‌حا یف تا ریخ ذیشان‌شان مق بله نمایندسراسراز شنااعت رامده میباشد ۱. ... ...ما بازهم»آن احکا م مقد س؛ در هيچگاه؛ از ین کر ۵ ز مین دلاشین‌و و سا کنان‌آن, حرا سر محوو زایل نکشته و تاد نخواهدگشت ,۱ کز/در يك طرف» ضعیف شده با شد, لابد در ارف د یگر باز بلبا سهای گونا گون :دراصلاح‌وسعادت اسم و سلل زین نشین» به اراده و حکمت حکیم علیم قد برء چل جلاله؛ ومعجرزات با عرات حضرت سید کائنات. , , از | حرای احکام باز نما ند؛ ونخواهد ماند» باز از بسی علا مات‌با بشارات ظاهر پد یدارا ست» که نیر در خشا ن اسلا میت, از ابرهای پ رکفافت ا سارت و فلا کت, که‌آنرادر هرطر ف دنیا پو شمدن و مجونمودن میخوا ست» بهعجزة رسول اکرم(ص) وار هد, و کره ز مین را منو ر سازد, .۰ .. صلو 4۸۶۱و سامو | آصاهها! ۴۳۹ مقالات محمود طرزی سال دوم - شمازه ۴ م, اسد و ۱۲ ۱ ا ستفتاع هرگاه يك شخصی برشیخصی‌دیگر ی کاری راتکلی فکند/9 بگو یدیاپئویسد, که | گر این کار را نکند, زنش براو بیه سنگ طلاق با شد, وآن شخص یکه برو تکیف شده آن کار رانکند, وبا .صلحت خودرا دران کار ه بیند, ونکند, ایاطلاق بر واقع مشود یا تمیشود؟ فقط تحر یرفی بر شهر شعبان -نه ۱۳۳۱ المستفتی ملد نزو مین مجررسراح الاخپا رافغانیه مححود طرزقا جو اف »کم شر ع در دف : یقرار | مر شرع ائورر نا خودجمان شخ طلاق نکند, ویا تعلیی‌طلاق نکن بگفتة شخص د یگر و تعلیی زمودان شخص 2 یگر,طلاق و اقم نمیشوده فقط , تحریر ی و شهرشعیان المه‌ظم سنه ۱۳۳۱ الراقم: قا ی القا د قارئین کرام ما؛ از بطالعة این استنتاء عاحزانه ما, و حواب با صواب محکمة شرع شر یف غوا, تعجب خواهند کرد که آبا سقصد و بد عای بد یر,‌از نشراین | ستفتاء چه خواهدیود ؟ آذا, بر فع شبهه وتعجب شان پر د اخته ميکونيم, که د رینهفته, يك « کتوب‌غرایب افوال عجایب‌الی, ازيك شخص مجهول الا حوالی: که از نوشتن نام وشهرت خود خودش را پیزححاب] سده, سکتوب خودرا ب.اسضاء ود متخط, پفر ستادن مور ده است » بوا یط حتاب سقیر شاه بيك خالا بعار سیده مقالات محمود طرزی ۳۹۱ است, که درآ خر مکتوب خود این عبارت ذ یلر اتحر پر فر موده: «| گر این نو مت عا حزرا سفیر, بلحا ظ خد مت خو د بمد بره‌سراج الا خسبار روان نکند, ز نش بسه سنگک طلاق با شد وا کر بعد بر بر مد واوا ین نوشتة مرا د رج‌سراج الاخپا رنکند , وجواب‌مرا بدلیل نگوید, زناوبسه نگطلاق «باشد افقط, » هی سا شاء الله به این عقل و فرا ست!.. . هی بار لك الله به اين قکرو کیا ست ! .. .گمان‌سیبر دٍ کهآ ای سکتوب نو یس کار خودر | از اهم و ظا یف‌خیر خواهی براد ران | سل هی‌خود شمرده است, بلی»سهمکن است که يك شخص صورت پبرست, که‌تیها بصورت به بیدا و بمعانی نظر نکند» در خیال خانه تصورات‌خود, يك و ظیفة« ملکک‌الطلا فی» برای خود بتراشد,ولی این‌سمکن نه‌یشود» که‌آنچنان يك صورت بین حقیقت مبین را« خیر خواه برادران | سلام» عنوا ن داده شود. زیرا اوله" او به | حکام شر یعت عرای ا سللام , واقت تعدت, کل یا ه‌چنین يك يك تکلیفی وآنجین تحلیفی گد عا جا نز است دانی؟ خودش, از یکطرف از حدیث نبوید ر باب مصور ین بحث میراند . واز یکطرف حد بثهابغعض الحلال ال اه ء ااطااق» وافعلد پا دال مینما ید . ما بدرج این استفتاءو نقل نوشتة نا حق و ناروای آن شخص بچهول بیسروپاء هیچ لزوم نمعدیدیم»ولی چون برای مدیر هاو محرر های اخبار هاء يك بدعت جدید الاختراعی تمرده میشد»از انزودرج نمودن ابن استفتاء و جواب شرعی آن را واجب دانسته »سعیار حقیقی عقل و فراست آن مکتوب نویس بی‌دستخط وایضاء رانیزبمیدان برآوردیم:ثا قارئین کرام سا مبینند که در دنیاءچه عقلهاوچدفکر ها موجود است! این راهم بصاحب مکتوب بی ادضاء‌یاد آوری ميکنيم؛ که اکر شخص خود را بما یشت‌ابا ند ما بجواپهای مدلل خود هر ووّت حاضر و آماده تدم ۰ سال ششم - شماره ۷ ۳۱ حوزاودو ۱۷ [مقالهُ می<مود طرزی - تحت‌عنوال غلبهُ <قیقت بر خرافات ]۰ بیان حکا بت‌ظهور یافتن يك‌زیارت‌نوادر موضع اشتر درغوربند که‌بان‌نام زیا رت شهزاده قاسمد اده شده‌بود. از طرف‌دو لت محمد حسین خان‌مستوفی الءمالك‌نا یب ‌سالار ملکیونظامی؛ برای قلع »وقمع پنیأدا ین بد عتسامورشده» وعر اب موتری بر یشان تخصوص فرسوده شد, (۳شعیان و۳ ).از کابل تاموضم اشتررم کروه راه مسافه‌دارد. جناب مستوفی | لممالك + ب کروه را‌را پسواری موثر و۳ , کروه ر ایسو اری‌اسپ طی‌مود. آنجاء,,,بصد‌ها زن و برد بیربسجود بسوی آن درخت بیسود چپه افتاد..,. به اسید های بی حسا ب مفیل سرگردان مائده بود ثد,.,, دقسدا دین ,در آز چام ببه ژیارت زا کرده بود ند: دو زیارت بنام شیعه و یکی بئام سعنیء زیارت‌ا ول : در موضم اشتر, و آثرا شهزاده قاسم نام نهاد ند , و دوم‌آنرا, در موضع کهآ درا قرع دامو می‌گویزد بئا کرده نام آنرا شیهزاده هاشم گذاشتند که کویا براد. و شهزاده قاسم با شد, و سوم آن در چاردهی نام محل غوربند, که آذرا میر حلال الدین نامیدند !... برو ز دکتشمه ۳ ماه شعبان, مجاز ات ایجاد آکد:دگان آن زبارت عا ۰ این ود کیقیت علمه و ظفریابی ی حقبقت بر خرافات: که نخستین با ر در اففانستان ظهور گرد ید, مقالات محمود طرزی ۳۹۳ سال ششم - شماره م۲ - .۳ سرطات ۱۳۹ تحت عنوان«ادبیات‌سای:»منوی‌بقام محمود طرژی . جان سادر تو سکن ناله و فریاد وفغان .... اخداره به حکایة ایجاد يك زیارتگاه دروغین در محل اشتر در «غوربند» . سال هفتم - شماره و ب- ۲۲ ثور ۱۲۹۷ آه ! بدعت بر شریعت چقدر غالب آبده:(امضاء۰محفوظ) تذ کر اینکه افروختن شحع بر مزارات مطابق اسلام نیست .... در قسمت دیکر این نامه از نز کشش‌زخود» شکایت یکند» که برای‌غربا و سسا کین نمیرسد, بلکه خویشان»اقر باء,واحیاب آنرا میخورند, (در بارة نذر« کشمش نخود»و رواج آن «معلوسا ت بیشتر آمده است) سال هفتم - شماره . , - وجدی ٩51‏ ۱۲ در فصل «سشا هیر اسلام» مسله‌انال | احوال بهادران پیشینیان تانرا خوانده تسلی یاب شوید . بعد از يك مقدسه شرح حال‌صلاح الد ین ایونی را ازه اوراق پریشان» « کمال» ترجمه میکند, سال هفتم - شماره ر ۱ -بثور ۱۳۹۷ ترجه احوال سلطان صلاح الدین‌ایوبی» درین شماره پایان می یابد . ۳۹ مقالات محمود طرزی مبال هفتم - شماره ۱-۲۱ ۲جوژ | ۱۳۹۷ به سل له ۳29۹ #بر اسبلام» الپ ارسلان سلجوقی؛ ترحمف محموذطرژی. مرال هفتم شمازه 1۹-۳۳ حرطان ۱۳۹۷ دیحت عذوان مش #یر اسیلاء - بعدر قی ااپ ارسلان ترحمه مجمود طرزی :د وین شا ره خانعه ۳ با ی , سال دوم - شما ره ٩‏ ببه ۳ جوز ٩‏ ۱۳ تصویر مهدحت افندی؛ نویسنده و دانشمندتر لد متواد در , وب هدراستانیول کد برحمت حق پیوسته است 7 ۳ س صرو رت پیشر فت زنان یبا ل اول -شماره پیت ۵ جح ی ,۰ ۱۳۹ نا موران زنات جهان مق ره 1 سواج الاخبار » میخواهد نئه سر از ین تسده » گاه گاهی د ربعضی لسخه های خود ؛ يك قدری‌از احوال زئان سشیوری که در ین سپنج سرای‌فانی‌زندگانی +سر آو رده آند » وئامهای خود شان را درورتهای تاریج بیاد گار .انده اند » برا ی فا یده بر داشتی بی ی دای سستور ات ۶ بیکه‌های مخدرات و طن عزیز خود» درج صفحه های !وراق‌اخبار نما ید , د رینباب " اکر چد بعضی اشخاص برما ایراد و اعترا خی عم بگیرند » که در بیان مردان با عم عنوز در عصدی يك خوانای اخبار وداثای آثار پیدا نمیشود وارٌ مقالات محمود طرزی ۴۳۹۵ مطا امه «سراج الاخبار » قایده مند بعا رق نمیگودد ء جه حا که زنان 1... بو اقعیکه در ین اعتراض خود شا ن ؛ تا يك درحه حق هم دارند . و لی » اعتر اض ها »واین چنین ایراد ها » سد راه شوق و کوشش ما در باب خد مت نشر بعاربات نا فعه تخواهد گردید. هیچ دولت و هیچ سلتی نیست که ازابتدای‌ظهور خود شان » عاام :انا بااخلاق» توانگرصنعت کاری‌بدنیا آمده باشند . آگر تاریخ اوروپا را بخو انیم » همین اقوام فر نگستانی ء که در یدو قت به توانگری ومنعت گری ودانائی, خود شاتی | برای زشر مدثیت و تهدذ یب عالم ماء دور مخلوق می پندا رط » بیش ۱ ۲ چند عصر ؛ بحال وحشتو بدویت بسر می آوردند , در وقتیکه درعصر خلفای عباسی؛ در طایفة زنان ) بیلامیه: ۸ پسی شاعره هام ادیمه ع یهت کر ها موحود بو د ء زنا ن اوروپائی » بلکه سرد ان شال نیز » از الف تا باهم نمیدانستند » و بجز پدم ر‌ وشن د؟ چیزی هم یاد تدای‌تید» حال آ نکه د,ر ینوقت » زنال تابن بدرجه ای رسیده اند » که در کار ما وامورات دولتی ؛ رشد ولیاقت خود شانرا اثبات کرده» د عو ای گراتن مقامات عالیه را دارند. همه عاقلان روزگا بر ین اتقاق دارند » که نوع انسان از يك زن و يك برد بوحود آیده 0 واکر تنها او تا آدم علیه السمللاه مود 0 وحضرت حکیم مطلق (ج) حواعلیها ۱ لبیلام را خلق نمی فرهود #ذوع انسانی در دنیا بوحود نمی آمد ۰ پر | زین يك »بخوبی سعلوم سیشود که انسان » از دور قم چیز ساخته شده » ٩ه‏ یکی « ذ کوریت» یعنی سرد می ,ودیگری «انیفت « یعئی زنی مجباشد .هر گاه يك مرد باشد , وزن نباشد , ویا تنها بك زن بائد » ومرد نیاسد *نوع انسافیا سح ۴۳۹۹ مقالات محمود طرزی کائنات در انداد ملدتی محوو نا پدید میگردد , لهذا يك زن ويك سرد * حدا جدا: يکيك انسان گفته نمیشو د , باکه , يك زن و يك مرد یکجا, یك السا ن گند مشود , یعتی يك انسانرا , که دولیم نیم نیم ؛آن ز ونیم آن برد است: ز یرا بقا و حیات نوع انسال » بوجود هر دوی آنها قا یم ودايم است نه تثهابريكفردآنها, حا لا می بینیم که طایفة لطیفه زنان در عاام بشریت تاچه درجه يك رکن بسیار بهم » وناچه بای يك عنصر لازم مریاشند, پس ,اگر آنها را اژ حفی تعایم و ترییت محرو م بدار یم , گو یا عیف وجود خود مان ر | بیکارو معطل گذاشتيي , لاحرم ااگر «سراج الاخیار » : که مقصد یِکانة آن نشر معلومات نافعه برای اعالی وطن تخد ؛ بعضی سخنآنی که سوچب فا ید4 مستوراتی خد رات‌وطن باشد ءدرج اوراق خو د نها ید» چیزی بد وناروالی نکر ده خواهد بوذ , .. ( در ازین شماره بیان احوال زثان امور جهان به ترتیب الغبا آغارسی شود.اولین نا م «آبدار بیگُم» اژ زنان جلالالدین | کبر پادشاه هندوستان‌است . ا ین ساسله نا شماره م ۲ یعنی آ خرین شماره سال سوم (۳۱ اسد۹۳ ۳ , )با بیان احوال «اسةالعزیز البغدادیه» ادار یافده استسر از سال‌چهارم سراج الا خپار ؛ محمود طرژی خپر داد » که تازبان دوام‌جنگ‌جهان ,در اثر ترا کم خبر های‌داود.. از نشرمضاسین مسلسل معدو ر است ) سال سوم شماره بت مر قوس ۱۳۹۲ مکدو ب از شیور این خادم الشرع احمدی و چا کر د ین محمدی 7+۰ محهل رفیق»ابن المرحوم ب,ملا ابو یکر]خنط زادهء ابن المغغور ملاصد, الدین آخند زاده» که رشهور بسدوآخندزادم مقالات محمود طرزی ۴۳۹۷ قوم نورژائی درانی ۶:دهاری, مفتی محکمه شرعیه بهسود هزاره جات » که یکی از دعا گو یان و عواخواعان این دولت آبد مد ت میبا شمء اگر چه مد تی | - تکه با رسال نسخات | خبار یاد نشد ه ام | ما از انجائیکه خا طر فا تر را بمطا لعه آن میلی و شوقی ما لا کلام است؛ غسا یبا نه, خود را درساك خر یدا ران آن - شمرد هء نسخات آن را به هر قسم‌ورسمی که‌شده بد ست‌آورده , خود را ازقاریین آن می‌دانم , د رآخرترنسخات, از ۱سا می« نا موران زنان جهان» ملاحظه می کثم . هر چند که نکته گر فتن به بزرگانا, و حکمت مو ختن اقما ن (رح) | زبی اد بی است, لا کن» مد تی ست که خار خار این بد لم آ و يخته, ور شته طاقت و صبرم یسخته , کهآ یا مردان هم درجهان نا سوران گذ شته اند؟ این چه دلیل اس تکد مدیر صاحب » پکطر نه‌مردان‌را ازخاطرسحو کردهء ازناموران زثان‌جهان بحشمی رانشد ؟ جون افغا ن يك طا یفه جلیله با حمیت وذی غبرت و شجیم مت اند؛ هرگا : عوض آن» در تءر یف توپ وتفنگک وا ساحه وآلات جنگ افزود سی شد؛ بهتربود» و یا اینکه اول اژ نا مورا بردان چهان» وبعد از ز نان یاد سمی شد, به هر صورت ؛ امرداست که نو شته عا جزاثة پنده درج | خبار نموده» به‌جواب آن؛ بار این عقده را از خاطر ف ترم کشا یند, واز ین نشو یش دلم فارغ البال فر ما یند. آ ینده بیده را نیز يك از مشت رکین | خیار دانس"ه» به نسخات آن یادم فر موده؛ قیمت سالیانهآن را بد فتر تشخیص اطلاع بد هند* که از تنخوامن و ضع شود . زیاده جسارت‌است؛ والسبلام , فقط جر یر دوم شمه ۱۸ ماه ذی وعد و الجرام مه ۱۳ ۳۹۸ مقالات محمود طرزی جو اب «سر اجالاخیار افغازیه» ما این مکنوپ خو ش | لوپ جناب فاخل کا مل‌قا ضی « ملامحسد رقیق خان» را چون بنا بر خواش خودشان‌در جححایف نموده ایم «سجبورگردیدیم» که‌جواب شانرا یز بصورت‌عانی بد؟ا ریم‌تااعترا ض اثتقادی که بر ادر با ب در ج کردنل احوا ل « ا موران ز نان جهان» وارد آمده, یکقدری تو شیح یا بد؟ ودر ینیاب تفصیاات ژ عادی رانیژ لزوه ثميبینیم. ریرا این سئله از کلام خود جناب قا ضی صا حب هم وا ضح وا شکارمیشود» که در ملت حلينة افغان»جس نسوان‌آنقدر بی‌اهجت‌وبی اغتبا ر شمرده میشود, نه تد لا رنام آنها موجب عیب های کلی میگر دد .س اگر در باب اعمیث وحیثیث زنان جبزی بکو نیم ودرید افعة این نو شر یفه بی که‌اساس خلقت بنی نوعی ونصف وجود بشر یت را تشکیل داده سخن رالیم , آیا حال ماچه خواهد شد ؟اینهم معلوم ات که | خبار باتا یکد ر حه تجا رت خود رائمز منظور دا رد ؛ ویه سراعات خاطر خر یداران خو ۵ یو ر ابست , جداب قاضی صاحب ؛ که عنوان جلیل قا ضیگر یرا بوا سطُعام‌و کمال خو د حا یز میباشد ,خودشان در بکتوب خو د میویسند :«اگر چه مدتیست که بارسال تسخات اخبا ر یاد نشده ام "اما ازا جاییکه خا طر فاطر ,| بمطا لعه آن سیلی و شوقی الا کلام است »غایبانه خود را در سلك خر یداران آن‌شمر ده نسخات آنرابه هرقسم واسمی که‌شود »بدست آورده, خودرا. از قارئین‌آن بیدانم ,. . حالا خود قاضی صاخب اتصافبة ر مایند» کهبا وجود اینهعه مدایح وثدایایی سب مقالات محمود طرزی ۳۹۹ که‌درحق «سراج‌الاخبار» بیان فرسوده اند , از ابعدای نشرآن تابحال »فعلاخريداري آنرا آرژو نفرموده , نسخه های‌آذرا بهرقسم واسمی که توانسته‌اند؛بدست‌آورده اند. ابته که آن اسم‌ورسم غجرازین صورتیست که‌قیمت ساایانة اخبا ر را تا د به کر ده ونام عنوان خود شانرا نشانداده ؛به خریداریاخبار تنزل فرسوده باشند ! زیر اگر مشتري سیبودند» اسم شریف شان‌د ردفتر ادارةٌ ما مقیدومتبوت بوده, موحب‌شکایت شاد نمیشد . حالانکه تنها دوئفس دا رالساطة کابل اخبار ماازصد نفر زیاده تر خریداراز زنان دارد . اخبار ماشانزده مبقه است » که‌درین‌شانزده ححیفه تنها نیم صحیفد, بلکه کعتر ازنيم صحیفه را منحصر بر چیزیکه عاید به نسوان باشد »حصرنه‌وده ایم» وباقی پانزده ونیم صحیفه آن عبارت ازتحریر اتیست که‌سردان ازان‌استفاده میتوازند وزنان بیچاه را ازان حصه استفاده نیست , برای‌مراعات خاطر آنها, همین رامنا سب د یدیم , که احوال همحنسان گذشته خودشائرا دیده یکقدری تسلی یاب کرد ول سبحان‌انته | اگر سا از قدر وقیمت وسزیت و حیفیت ]لها بحث میراند یم , چه واویلا ءامیشند یم ؟اکر از احوال حتوق دلبیها ءوداستا نهای رم آزمائيهاي که درینوقت با مردان بمیدال سابقه در آمده اند بحثرانديم چه‌چیز هامید یدیم ؟ هیچ اخباري تست کهد ریدوقها ازچنون د استا ها زنانه بحت نراند. غير از اخیار های‌اروها , اخبارهای‌ت رکی عرب؛ هند نیز درله و علیه حقوق طایفه سوان» بسی چیز هامینویسند, که مابه‌سیب همین‌قضیه که خودفاضل‌سشا رالیه؛ در باب تعصب سلتی مادر حق طایفة نسوان بیان نموده اند ؛ هیچگاه‌از انچنان چیزها بحمث تمیرالیم ۰ +۵۰ مقالات محمود طرزی دین‌مقدس اسلام ,چنازچه درهمه اسوراتتمعاسلات , عداات را اساس اتخاذ نعوده , حقوق طایفه‌اساه را نیز در دایره حق وعداات نامه گفته است, که در دیگریج دیتی ازادیان , به ایندرجه حق وعدالت د و باب‌این طایفه دیده‌نمشود ‏ فرنگها , درحقوق‌آزادی زان ءدرحة نهایت افراط را پیشه گرفته‌اند . ولی چون بحقیقت نظرشود , آن آزادی راتنها برحهت فحئیات‌سفیهانه غیرمشروعهسندصریافته ازجهت احتاق‌حقوق عداات‌سراسر زنال‌آنها رایی یهره ميياييم . کذالكم بعضی سلل وحثیه‌رامی بینيم, کنه زنانراماتند دواب‌وسواشی ویاظروف‌واداتیاستعه‌ال لرده‌ععه حقوق‌نوعی آهارا عضب عبط نعوده :+چون چارپایان ,یا اشیای‌بیجا ن, تایدرجةً بیع وشرای شان پءغرفعداند ءحألا نگه3 ین سبین اسلام» ازیتگوئه افراطغا و تغریط هاء درحتوق طایفه نساء مبر است,ذرین دین معدس, ناموس , عفت؛ عصمت »طهارت ؛ تستر رادرحقوق نسا ءاساس کذاشته +دران دایرهاهمة حقوق رابه آنها بخشد احسان نموده‌است » کهد رینباب, اگر یه تفصیلات بپردا زیم سخن‌شیای پطول می‌انجابد . ۳۹ باگر با بنایر مراعات مشتریهای نان خود, بقد رئیم س‌جیقه از احوال زنا ت چهان »چیزی پنویسیم مستوجب عاتبه نخوا شیم بود ۱ حالاسخن را برین خعم نموده , از ادیب فضیات رفیق خود , جتاب‌قاضی‌سلا ارحیدرفیق » آخند زاده , بهمین يك‌سوال چرأت‌ميورژيم که : « آیا تعایم علم و آبوزازیدن تربیه وآداب زذاك لازم فضرراست , یانی ؟/ اميدسيکنم , کهدریتیات بيك حوایی ساراارشادنعاینل ۳ تاب‌سیاحته در داخصوص با زشدهم يكاتییجه | ران حاصل شءد ۱ مقالات محمود طرزی اف سال سوم -شاره/. , »م دلو ۱۳٩۳‏ مکتو ب حناب افضایت سآب‌سعا دت! کتساب»بحمو دطرژی صا حب؛ بهره باب سعاد ات دار ین باد ! این کمتر ین دعا گو بان دولت خد! داد افغا نستان مد تی خود را خرید ار وقا ری سراج الاخبار د انسیه »نسخات آثرا بس رگردانی وزحهات به هدیات سختلفه بدست آو رده از کلمات شیرین وسخنهای شکرین آن بهره حاصبل مینمودم.مخقی وپو شیده نیستء که خداوند غاام وعالمیان؛ تعلم‌عام و آموزانیدن تربیه را بر هر فر دی از مسلما نان فرض عین گو,دائیلا پس چو ن ظاهر گر د ید که تعام عام و آمو زانیدن تربیه وآداب بقد رهایحتاج پرهر مسلم ومسله فرض عین است ؛ با ز آ نقد رکستا خی نمیکنم » اما همین ا مید دا ریم کهجنا ب مدیر صاحب شسیت پتذ کار «ناسوران زنان حهان» کهچنان یاچنین‌بوده دریتخصوص نظر توجه فرما یند فقط , طو ل سیخن گذشت زحد, حرف شد د ر از ! ختم سخن امای م محمد ر فیق با ز! جواب «سر ] ج الاخبار ا وا ذیه > تشکر فرستادن اخبار ۱ را سیفر مایند. حالانکه, این شکر گذ اریبجا نبین عا ید 2۰ مقالات محمود طرزی خود بماحواله دادند :ماهم اسم شریف شاذوا داخل اسامی مشتر کین کرام خود نموده » اخبا ر را بنام تاسی خان جاری‌نمود یم, اجرم پچنا نچه ایشان از رسیدن اخبار برایشان ابراز تشکر فر مود ه اند «ما یز از حواله دادن وحه قیمت اخبار»از عرض تشکرخود داری "حیتوانيم ,مد از ین سخنان شکر یه آمیز, از جواب استفتای‌عا جزاه با بعت‌یمیان‌آورده, از اجمال فحوای کلارم شان چنان معاوم بیشود ٩۲‏ کویا سا ؛بدو شتن احوال «نامو ران زنان جهان», همه عء لم تسوا وا ءاز پرده عفت وعصمت بیرون بر آورده ایم ! و صف آ نها که میم پست با اند خود شان-حجوب وستور میجود, سا آزرابی حجاب وبی‌ستر ساختهايم ؛ ويك ضرب اامثل آتغانی م را نیز ت کار فرسوده , بر استیا تعیب حو د ها ن!۱ ژ اولا اين را عرش کنيم , کهما تابحال, نام سوال اففانیه را هیچ گاهنذ کار نکرده ایم » که‌یعرق تعصب ملتی داد که‌بیخورد ,هر چه که گنت ایم: از احوال زنان تار یخی که عصر ها پیش اژبن گذشته اند.ییا ن نمو ده ام ,و هم تنها از زنان اسلام نی بلکه از زنا ن مال سا یره نیز بحاوبیان را ند ۰ یم تا احو ال ۳ ثل حسیه ان , د رس فضبیات/ و احو ا ل شان آدیته عمر ت گردد. آیا حاب قاضی‌صاحب چذان مان سیبرند, که‌سا یآب‌زند گانی که اسکند ر به آن‌زرسیده یود دسمتراب رده ۹ کداز عصرها به اینطرف با مد زان اعصار سا له گذران کوده وبه احوال آنها بعلومات‌حا بل نموده مش کار آترا موکنيم 1 نی‌ثی ! با این احوال ناسوران زنان چهاثرا , از بسی کیابهای‌عامی تاریخی ,حتی احادیث وسیر و غیره, به جستجو فتتیم زیادی چمم آوری مبکتيم , کهمصنفین وه لفیی آ نها از | حلهٌ مقالات محمود طرزی 2۰ فحو ل علما, و سنا یخ ومحدئین ومژرخین میباشند . آیا آنها که اسا می‌طا يف نسو اثرا یت صحایف نموده اند, همه گی‌بی ننک وناموس بوده اند ومر تکب بی عصمتی و بیحیا یی آنها گشته اند ؟چقد ر تعصب مفر طا اه ! انسو سکه‌ما کلمه بسیار مقدس «ناموس» را تنها به زنل مخصوص و منحصر پنداشته ایم .فاسطه وحی حضرت رب ااعالمین بر حضرت محمد الا دين صلوة علیه- وسلاسه الی یوم الدین , حضرت «جبرئیل امین»علیه ااسلام ؛ناموس | کیر است منکر آن بی ناموس ! «دین»ناموی است , بید نی بی ناسوسی ! «شریءت»نا موس ابیت . شکنندء حقوق آن بی نافهس ۲«ا حکام وبظا بات دو لت»ناموس ادت؛ رکشی کردن وپامال نمودن آن بی,ناوسی | #وطن » ناسوس است/ خیانت به‌آن بی ؛ا دوسی !«سلت» نا موس اسست, اسارت آن به‌غیر مات, »بی‌ناموسی !ار استی ؛ عفت ءعبد اقت ‏ استقابت, نا موس است؛ لد اینها بی‌ناموسی ! از حماه تدارك نفقه عیال, «حافظه عرض عبال عداات وحقائیت با عیا ل , از تساط احنبی صیانت عیال , هم نا موس است. بز ر گان علو یت نشان انغانی. ,95 «سر رافدای ناسوس, کفته| ند » آ ن ناموس‌برهمه این‌سعانی‌شامل است» و تنها بر يك‌چیز بحصرنیست, این را عم قا ضی صاحب ید | نید ؛ که خود این‌سخاص شان ؛ نیز از همان | ففا نهای با :اموس وننگی هستم , که‌عفت وعظمت وتستر طایفه نسوان ر! »۱ ز اهم وا حبات امور میدانم ؛وزن بیعرض واموس رام مادون جذس‌بشر شمر ده , مگ را بار بار ازان شر یفترب‌شمارم »واین غزل خودهن ترحمانلسان حال بئست دریئیاب که د رساله «اد بد رفن مند رج است : هر زنی را کو بود ناموس و عرض شد عز یز دعرهبا ناسوس‌وعرضص 1 مفالات محمود طرزی بلی ! سحمود طرزی‌طاینهشر یه نسوان‌را؛ یکک‌جز و مهم غالم اسانیت میشمارد . اما ترطاعظمعرض ال و نام و س‌است, افسو س ميکنم, کهاین يك, یه خیال و خاطرها هم خطور تکرده بود» که زام زنائی ۳15 در زمانهای قدیم ابقای نام ی ده کذفته باشند, انسانرا مهم بیحیا بی 9 بی عصعتی ابخطایفه بسازد ( نحيد انيم: که اینگونه تحصب را چه نام بنهم ؟ | .. حاشا کد مقصد وایث ما از نوشتن«ناسوران زال حها ن» #یججا بی وی عصدتی زنان افغانستان باشد. بلکه) مقصد با‌یکی معانیت که درشمار؛ + بجواب جیاب قاضی صاح نوشته پودیم, که یعنی چون ستریهای زا نه ما یز سوحود است : پنا بر سراعات خاطر آنها » همین وا مناست د یدیم : که از احوال بعضی نان تا دی برای تسنلی خاطر شان درج‌نما نیم دیگر اینکه يك قا و س بسا حامسعی: د ریذم اب بوجود آید» که نا پحال به آن تفیل يك اثری در تذ کره های نسا ثیه کمتردیده شده یاشد.-ارا ازین عزم مارا مچنیی/ اعتراضهااز تخواخد.د اشت . حالا بر جان بسگله رجوع تا نیم له آ نتم توا دادل‌جناب قاضی‌صاحب است بر تعليم علم وتربیه آداب زنان, یگانه مقصد عاجوانه «ا,ازین مخابر ای که‌عتاب سا راییه بود همین بود کد از یکی از فضلای وطن عز یز خود ٩‏ عحچذبی يك فتاوایی که‌حاصل کنیم.ولی منتظر فرصب بودیم » ژاآنکه‌حتاب قاشی سل محدد ر فیق, هد بخود يك انتقادی بر سا نمود,و انتفاد مستوجب ارشاد گردید. قاضی صاحب :بدلایل نقلی و عقلی ابت کردند, که علم و تربیة نسو ان بقدر مایحتاج قرضص است,بلی ! سا هم پقد ر ما یحتماجم, سیخوا حیم «حینتدر که از تو اعداساتی مقالات محمود طرزی ۵+۵ دین خوده از تربیه وآداب معیشت خانه خود؛ و اولاد خود» علماً با خبرگر دند, واز اعتقادات پر خرافاتی که به آن گرویده شده اندم با زگرد ند بکال اف‌وس, می بینیم که در صدنود زنها گرویدة چنان خرافاتی میبا شند, که بععتقدات عوام هند و ها «شابهت بیرداند. اعتماد و اعتقادی که جاد وها, وتوتکه ها ؛ وتعویذ دا و فا ل بینها دارند, آنچنان در دلهای شان واحخ و ثابت گشته که منقولات دینی‌و معقولات‌عقلی برآنها هیچ دآثیری نمی بخشد.بر تصورات و تخیلدت دیوها ,و پر بهاء مادر آلها؛ و جر خورها م بد وجهیی گرویده یدق اند که بر ملایکه هیچگاه ن . عند. در بیست ژد ده زن»از عددبیست الا تز حساب را تمیداند» واحاصل ۱ به تع‌داد اینگونه حالات اسف‌اشتمال جها ات .حیه ونان ون عزوز خو د بهردا زیم «طورسا او دفترها پر شود آیا ایتجنین احوال راچسان جوا خو اهیم داد ؟فراگر از حالا يك چارة تدبی رآ برای آیدده شود »ایح آن بکحا منچر خواهد شدافسر ض عین است, کذ بنات وطن تعایم و تربیه‌شو ند؛تا برای نسل ۲ ی يك‌شهراه «دایتیآپیا شود. هیچ چیز ایست , کهبی‌عام پیش پرود, بیعلم » نه از ناموس ائرع میا ند نه‌عصعت‌و عفتر | کسی سرشناسد . محافظه عرض و ناموس خود, را ۳ زن عاماً دازسته بکندء دیگ و اگرخو فآعن القتل ؛ بکند دیگر است. حدیت متیف حضرت رسول کر یم علیه ااصلوة وااتسليم است کدفرموده اند: «انما اانماء شقایق الرحال» یعنی:«ز ثان, نیم شقه د یگرسرد انست».ازین استتباط میشود که عالم‌انسانیت از دونصف بوجود آمده است» که يكاعف سردءدر خلقت ابتدایی همم همچنین بود. زیرا يك‌آدم‌و يك حوا خاق‌گردید و از دو نصف يك وجود بوجود آبده» وحود عا از آن پیدا گردید . وبرای يك آدم »حوا ها ی متعدد خلق‌فرموده تشده, 2۰1 مقالات محمود طرزی بود.پس چسان تبول خواديم کرد که نعف‌دیگر وجود بشریت» یعنی ژذان؛ بسیب حغالت عاطل وبیکار بماند ؟ جاوگیری‌این حهالت انائیه, وتعلیم و تربیه آتیه شان چگونه تدبیر واندیشه‌باید کرد ؟ ساله اول - نبماره ششم ,او حدی , ۳۹ ۱ غیرت و <میت ز نان مصر : [ازاخیار عام یو عمصر ءزنان فا ضلات عیورات عم شده ۶ دز باب تقویت دولت علیف» برای دقع واقعه طرابلسیه, خطابة غرائثی خو اندزد . خطا یه امیته ذما ژزکت.,, | سال اول - شماره ۱۵ ۱۳ تور ۱۳۹۱ حریده «بوید الغرا» زیرعنوان «خولد بنت الا ژوز الشانیه » " ازشجاعت يك ژن حوان عربیه درمحا ربة طرابلس بیان‌آموده؛ که با ید پاواقب «ژاندا ول دوم » رل هزل ٩‏ امامحر ژ «السم‌وید» زن عربمد مد کور را یه لب « خوله پشت الا ژور ااثانیه 1 ماقبا میکند , حض ت‌خوله ۲ هعشیر؛ حضرت‌ضرار بن الا زور الصحابی رضی‌انتهع:ه مییاشد» که‌شجاعت فوق‌العادء شان د ربعاربات شامات سشهور است . قاطمه ده خام 0 دخترمورح مور ووزدر بس‌یا رغیوردوات عشما نید درحوم جودت پاشا ء که‌صاحبة تالیفات‌است ء در اخبار صباح ژوشته است , که صفحات تاریخ اسلاسی ۰ بذ کر بسیاری اززنان نامدار پراست ! مقالات محمود طر زی 52-۷ مدال اول شماره + دق تایه ۱۳ ژن‌اصل واما س‌عایله‌است . زن ضامن آبادی خانهة وعهد ة برار صحت‌وسلامت اولاد»موحعب عافیت ونگهبانی بدن ومال شوهر خود است ۳ که یکمال شوق وخوشی‌درامور خانه خود واجرا کردن کارهای که بران مأموراست* دوشش ورزد» وازسعی وععل دایمی 45 د رسر رشعه های مختاف کارهای خانه خود بکار سی‌برد» واز آنروز زحمت ومشکلاتی را که بزایش پیش میشود »شکایت نکند » و در پیش روی اولاد هاوشوهرخود خودرا شادان وخنده‌روی نشان بدهد . اگرآن عایله هرقد : درفلا کت وسفاسی وتنگی معیشت هم باشند »مدا رحیات وسعا دت آن عایله شمرده میشود. خنده روئی وذیرین زبانی زن ؛يك‌مرهم بسیا ر نافع وفایده‌سند یست. برای‌عایله. خوش خلقی وخوش‌طبیعی زن؛ همه غمها والمع‌ای شوهر واولاد عایله را زایل‌میکند. ثروت وسامانی که‌شوهر بنابريك قضای نا گهانی ضایع کرده باشد » خوش خلقی وشیرین زبانی زن» آنرا دراندلد مدت پس‌بشوهرش کمایی کرانده‌میتواند , چوزکه پااکوز گی » قناعت کاری؛ خوش‌خلقی , شرین زبانی‌زن؛ شوهر را تو | ناثی ابید کوشش می‌بخشد , توانائی امید کوشش»ثروت وسامانرا حاصل میکند . يك‌تیسم شیرین زن ؛ مانند نقس نسیم سحرگهی فصل بهار تأثیر دارد » که گلهای اسید وسعادت عایله رابار سیدهد . زن‌درعایاه ماننديك‌تخمیست که درزیر مین يك خاذه افشانده مشود »اگرآن‌تخم گندم بود ؛گندم با رمید هد »واگرحنظل بود حنظل میرویاند . زن خوش خاق شیرین زبان پس ند یده| خلاق؛خانه را که دران‌افتاده اد آبا دمی‌کند. زن بدخاق بد زبان بد اطوار؛ دانه بیکه د ران‌اف2ادهاست خراب‌می‌سازد ! 1 1 ی :4 ور ی ر‌ سح دای وی" ۵5۰۸ مقالات محمود طرزی خميرمايه اصلی يك عایله زناست. زن‌درعایله , ازشوهر : باربارببشتر حق وصلاحیت سررشته وادارة خائه راسالکه سی‌باشد . چنانچه , دراسورات خارجی: شودر حق بالکیت تامه رادارد :زن‌نیز درامورات‌داخل خانه» مستقل یگ‌دا کمه اندخر رئیس‌عایله شوحراست چا نچه‌شو هرد را لرادعایله یلد حرست»عرت مد صوصد رامالك است.؛ زن‌رائیزيك موقع‌قد ر واعتبار مخصوص موجود ات , آنادی ها دت ثروت يك غایله , بیچت دامتزاج زن وشوهر مروط است , کدآن محبت وحسن آميزش را عتل»گمال ؛خوش خوئی» شیرین زبانی زن» بوجود آورده بیتو اند . حسن وجمال درحة دوم است ,زا عاتلفم سدبره » هیچگاه چتان‌حر کعی نمیکند , کهبحسن امتزاج ومحبتآزدواج شوعرخود خال برساند . برحق ریاست-عایله وعزت وحرمست مخصوصد شو عر خوه چاه تجا وژ احیکند . بیخبر واجا ز؛ شو عر خو د» بهیچ ؛سورات کلی خانه‌داری عایلهخودسرا نه , سم رگنذانه پیش قدسی نمیکند. بحسن ولطافت ونزا کت مخصوص؛‌خود | دایماآدل شوغر خودرابدست آورده , روز بروز درافزونی محیت وحرمت ورعانت شور عرشوقراب-وی_خو3 ۲ کوشش سورزد . عقت وناموس, سررشته وادارة , پا کیزکی وخوشتقلتی ,قراعت وصبوری ,چیزهائیست کدزن بواسط این‌چی‌عابرسهادت ورفاعیت خانه وآبلفی کاشان خود کا بیا ب ی آید ٩‏ بال دوم‌سشمارهه ) سر جوزات ۱۴۳ انجمن نگهیانی خانم‌های تر کی وعثمانی دراستانیول ۰ د رین هه » يگباندام دویك زظامناء + * ارطرت دك جمعیت بسیا ربر خیروب رکتی ؟هد ر استا تمول ازطوف زان سر دا # مت عشمائی تشکیل یافته ۰ یه -) رععاحن الا ورودنمو(هاست مقالات محمود طر ذی 2۹ (سپس ترجمه بیان نامه داده شده‌است *راجع به‌مصیبت های جنک بالتان در شمال افریقا وبیان کا رکردنی های‌انجهن برای یاری‌بدختران شهیدان و فقیران ؛ وآسوختن تجا رت وصنعت بایشان , ورواح دادن‌امتعه وطنی ), (باك‌تصویر ححعیت‌چهار هزار خا تمهای استانبول داده شده‌است * کهتن را «چادر پیچیده اند , وروه‌ای شان برهنه است » وبك خانم بیانات‌سیدهد .) سال دوم شم ره 3 ۳۹ ۱۳ معا له معخصو صه : واعظ ۰اصح ؛ مر شبل وعظ وذصیحت ؛ بوافق برواحیاب فلوازمات زمان باید بود . وعظها یی که پیش از پنجصد سال وضع وترتیب شده باشد ۲ برای ندال اینعصر » هیچ ثمرههی نخوا هد بخشید ,لهدا در ینجا , وعظ ونصیجت «خا اده اد یب خا نم» نام يك قاضله ادیبه عثمائیه را , از ترکی بفاری ترچمه کردهم:در نظر قارئیر کرام عرض مينمائيم » که در دالاان بزرگ دارالفتون استانبول , بعیاژ لا کتهای »توا لی که بر مات عشمائیه » درین وقت وارد آىده دريك مجمعی که چهار هزار زن درآن جمع آبله بوذ ند » تقریر ذموده است ,خواهند گفت* 15 «مجرره دیگر مقالی دروعظ نیافت » که وعظ يك ضعيف را برای مابیان میکند ؟ ۱»لکن مقصدما ازمثال آوردن وعظ «خالده خانم» این است » که بردمان واءظ ما از آن يك درس‌عبرتیبگیرند» وبینند که زنان دئیا " بمناسیت وقت وزمان ؛ وایجابات عصر واآو آن ءتاچه درحه دانا وینا گردیده اند * ونسبت به حال واحوال سلت واحتیاجات وطن خود , چگوند نقر یر های پر عبرت بیان میکنند» وهمجنسان یعنی‌زنان سلت خود راء که ما آنها بت مقالات محمود طرزی را «ضعیفه» عنوان داده ؛ ازجتس بشر هم یکد رجه پست ترمیشما ردم » چسان ارکا د وبیدار بسا زند ۱ خطا بة خا لد م‌خانم بی بی ها | يك ضرب مثل مشهوارست که سیکویند :« هرآنچه فکر د رو یشست , ذ کر درویشست .»این ضرب مثل * تنها برای درویش نی ؛ بلکه برای هرکس عمچنین است . ااسانها : همیشه؛ یاهمان حسها واندیشه ها یی .شغولند : کهدردلهاوفکر های شان ۲ <ا کم شده باشدوقوت‌گرفیه پاشد ,دایما يك وسیله یی میجویند کد از مان فکرواندیشه بی که دردل شانست , بحت وییان نمایند , چنااچه ؛در انسانها همچنین است؛دزساه‌ها نیز ههچنین است,ملتها هم مانند يکيك‌شخصیرت؛ هر آن چیزی که بلتها را بیشتر بخو د علا قه دارمیسا زد انراد آن بلت ر أ] بر همال‌چیز علاقه‌دار بیکند , . .. علی | لخصوصی , در زمانهای فا کت نلت» زیرافلا کت مات فلا کت هحه افرادسلت‌حدا حدا بیشود , , ... (باقی پیا نات در بار وطنیخو | هی است) ششمد ید آذٍن وعظ يك ضعیژد را !»| کمی از بسیار ومشتی اژ خر وار بو عظه خالده خانم را ترجمه کردیم ؟ ... ده .بلی یلی ۸ هرگز تهیرد آنکه دلش زنده شد بعشق ۱یعنی عسق وطن ! بلی بلی ! عشق وطن است که پر حرید عالم دوام ماخها واثیت میکند ! ومجو وه:ةرض عاختن شائرا عدیم الاکان میگودا ند , مقالات محمود طر ذی ارف وطن * بحب‌وطن‌قادم است و هم محفوظ که هست حب وطن , ثیر سهمنالك وطن بای بلی ! سلاح یگانه یحافظه ومدافعةٌ وطن همین است که وطن‌راانسان دردل خود بگنجاند » وگرنه هزار ها طوپ وتفنگگ , وصدها قوتهای رنگا رنگگ ؛ بر محا فِظة آن‌مقتد ر نمیشود ه چ و کشت حب و طن حای در دل ملت عدو بارزه فتد ؛ مود هلا لك وطن بلی بلی ! دشمن دطن در پیش سلتی که وطن دردل شا ن گنجید ه کر بر نا کامیابی خود قانع شده » اگر هجوم هم کند ؛ لرزان وترسان » هجوم خوا هد کرد وسوفق هم نخوا هد شد , هزار افسوس ۰ که با هیچگاه دز ینباب يك کامه وعظی هم‌نمیشنودم .مر چیزی که ميشنويم ؛ از ترلك کردن آن ودل نه بستن,برآن " وفانی بو د ن آن, ووکناره جوئی‌از آن‌ميشنويم 2 حالانکه دنیاومافیهاء عبارت ازوطن است,<ف شرف حفظ ناموس ۲ 4 دین »بوقوف پر حقظط وطن ات . وطن چون پرود م همه اینچیز ها یکجا با آن میرود .نه‌طاعت معماند ء نه عبادت ‏ نه آزادی‌میماند , نه ملیت ! بی وجدانها وبی ایمانهایی که بوطن خود خیانت میکنند , وباد شمن وطن خود تار دوانی وجاسوسی سینمایند ء هزاربار مامونتر ومنفو رتر | ز آن د له های ای تانوسیتبت کهدله کین زن خود را پکنند ! اشوس است که عرض ونا موس را در مو ضعهاینجا پیت پنداشته اند , واز حقیقت ایوس که عبارت ا ژوطن مقد.س است . ؛ غافل بانده اند بهر حال ۶ زحق نیا ز کند, عاشق وطن «سحمود» که د شمنان وطن با د زیر خالك وطن ! وت مقالات‌محمود طرزی سال سوم - شما ره ی سم قوس ۲ 5٩‏ ۱۲ جر یله حبل تین خبرمید هد یلك‌جر ید؛ انائیه یوسیه ازاستانول بنام‌قادیثار دئیاسی یعنی عالم نسو ان طیع وذشر مشود که مدیرخ‌آن لور به خانم زوحذيك مد یر شهیر تحر یر است, روزمری هزارعدد آن فروخته ميشود . سطاب جر ید ه نیدرای خانمهای ترك است کهادبیات بیاموزند,تر ببت اولاد های خود را یاد گیرند , از وتایم عالم آگاه شوژد - ... *رخوانین ترل از ین باعث یکروح علمی‌پیدا خواهدشد . سال موم - شهاره بت قوس ۱۲۹۲ ازحنیش « ونیم ۰ - خررمیل هد کهاز ثروت‌فنون ترجعده شد, است. زان میخوا ند عسکر بو ندز سال چقا(م- شمازه -* ب- ‏ ماهس و ۱ نحت عنوان «بخدرات فاضلات ایرانی» از حریده چهره ذما افتیا س بیکند ۰ د رسال‌د , ۳ ق»درتهران پنجاه‌صا حب‌سواد یافده نمشد مگرد رزنهای! کا پر وزراه‌آنهم چندفردی عنت‌یاده ثفرفراسه دان ددائهاستتر تلود ففرست زئال غاخ چم فر ده رظر 1 ک وش سپس *6ار ۸1 ایرانرادرحال‌حاضر .ید هد کهقالاتبعضی‌شاندر روژثامفا ی ران نوم:د وج است... ( ال عوم شسان - ۵ ۲ بج اه ۱۳۴ -هر تکاح وبراسم عروسیها و تعز یه ها . بلید پروازانه وافراط پرورائه بودء که انساثرا حیرت دعت میداد ! مثلد مهر ثکاح مقالات محمود طرزی 5۱۳ مردسان اصناف ورعدتی‌نیز ازهزارها دوپیة نقد » و بسی‌چیز های جنس کهتر نود . علی الخصوص ازخاندان جلیلُ محمدزابی, ازاكدا رو پیه» و بصدها جریب رسین ‏ و کنیزان وغلامان "وجوا هر وغیره‌بالا پروازی‌سیکرد. چه جای آنکه د خنران‌سلاطین ! برراسم عروه‌یغا وختانهاوتعز یه هانیز, هه‌چنين بود. ینیم يك‌عروسی خانمان صاحب عروسی وابر باد میکرد؛ وسیالدار یهای آن‌سراسم» صاحب عروهی را بما دم شمدم ممساخت. تعز یه بنام‌سیاای مزده داری» بچنال مصارف و مخارج ریادی متوقفنود» که‌مرده د ارغم مرده,واهیج پخاطر هم نمیاورد؛ بلکه غم‌تدارلك مخارج آن " بار بار افزونتر از غم مرده میبود . اولا درزمان اعلیحضرت خافانمغفور خشت,کان ضیاء الملة والدین؛ د رسحدود تم‌ودن اینگونه مخارح<ات بیهوده ولایعنی * آو امرشرف بل ور یافته بود, ولی ذات سراج العات؛ درتحدید اینمسئله» تشدید تانونی فرسوده؛ برای سهر نکاح اهالی و اصناف را زصد تابه پنجصد؛ واز بزرگان قوم‌را ازهرا ر تابه زاز وینچصد» وحداعظم خاندان حلیله راتابه پنجهزار رو پیهترر فرسوده, حبه‌ودینار و احدی افزونتر ازان راممنوع ؛ ومراسم عروسیها وختنه هاوماتم داریغا را یز ازان اسرافهای پر لاف وگزاف پی‌عنا وارهانیده» بیکحد معینمشروع تحدید فرمودند. حتی‌درهاه جمادی الثانی همین‌سال‌فرخنده فال, که‌سراسم‌عروسی همشیرة بکرم اعلتحضرت‌بادشاهی پوقوع آمد؛ وخودذات اعایحضرت و کیل نس آن‌مخدرء عااجه شدء پود ند» سهرنکاح رابیست و يك رو یذ کابلی تعیین فرموده» باین مرحمت‌شا هانه " آن‌بدعتهای سابقه را ؛ سراسر محو ونابود پناخخند 1 5 مقالات محمود طر زذی سال سوم - شماره ره - ۲۳۲ قوس ٩۳‏ ۱۴ تحت عنوان «خانه خرا م۱ »تذ کرمید هدد رم الا ناطولی؛ عشمانی "وتر کستال سجن روسی» وعءرهسسالاگ: عانه های بسیاری | زمسامانان * ازمر اسم عروهیها؛ وختنه اء وفاتحه گیری‌ها خراب میشود , خبرمید عد. که*یکی‌از بایهای مااث‌قر یم (یعتی» کر یمی») که‌عروسی دختر او بوده وسردما آنجازدیرگاه متتطر پاوخوری: فشیرنی گیری:وتهاا بینی‌آن‌بودند؛ يكمجاس بزرگی بر پا کزذه " و بزرگان ومعتبران شهررا دعوت‌نموده» وثنهاداث يك‌پیاله چای‌بان! | کرام کرده گشت. ائی برادران ! میخوا هم چنان‌يك جشن برای عرفسی د خترخود بر پا دم که یج محو شلنی نباشد ! من یایاك اث رو پید: بعد از ینکه + صرف‌چای ذوشی را بیرول برارم؛ بك شفا خانة مکمل برای زنان فقیر وسحتاج قوم خود میسازم, که‌تا سالهای‌درازی خدست مدا ات بمدازان زذان‌ود ختران بیکس و کوی معلکت مرا بده‌اید. هده‌گان فیول ‏ وود ۲ سراج الااخپار افقانیه تبصره می کند . یث روزی ,از بان بکیاز زنال‌توم خودشنیدم* دهدرائنای حکایت عروسی‌بکی از خو یش وقوم‌خوده درمقام شکایت ازقاسی شانگفت «عروسی فلائی‌حاثر!*غروسی پیةءبری کردیم» پرسییدم: چسان‌ادت ؟ گفت !یعنیبی بت زر سرود؛ و بی‌آتش‌ودود» بيك‌نکاح سسامائی ا کتفا» مودیم! با حود گفتم: سبحان‌انته ! آگراین چاین‌غروسی راعروسی‌بیغمبری بگونيم؛ آنچنانعروسی ای خائه خراب تن را ءچه نام خواغيم نها د ؟, مقالات محمود طرزی 2۵ م - اصالاح اخلاق شحصی وحامعه سال اول شماره دوم ۳۱ میزال ۰ ٩‏ ۱۲ اصیحت ۰ «ای هه‌شر یال‌عزیز ! [ درینجابه اعل #هر نصیحت شده که راه دای عام وسرکها و بازا ر های پرازدحام وا یندنج‌خد و وهرگاه ماسه چهار نفر " درمیان راه باهم ایستاده بنای اختلاط ر | بگذار یم » آیا حق بسیار برادر ند یگر خودرا غصب‌نکرده نه خواهیم بود ؟ ..مثلاا يك عرابه را اسب هی کشد بيك جماعت هم محبت‌سرلد مجاس رو پرو میاید ,.. » ال اول - شحاره سوم عقرب ۰ ۱۲۹ درفصل : « نصیعت به هم‌هریان 1 ۲ وت ۹ ابیکد خشك کردن‌استنیجا 1 در حای قخضبای حاحت ود ۳ وزه در ر‌ آه عام ۳ سال اول شمان چهارمس, ۳ عقرب . ٩‏ ۱۲ تحت‌عنوان « نصیحت‌به همشهریان » مقاله در بارةتر بیت اطفال , کد«نهال‌تر وتازة چمستان ون اند » و ا گر خوب تربیت شوند وخوب نگهبانی شوند ‏ میوه ها ی بسهار شریغی برای وطن بار مید عند » . سپس توصیه شده است تا « اطفال از نزدیکی با کسانیکه کلمات رذیلا نه و فحشیانه ناموس شکنانه,وسخنان قییدانه میگویند نگهداشته شوند تا اولاد با آنرا تقلیدنکنید .4 2۱1 مقالات محمود طرزی سال دوم -شماره ر - و , جدی ,و۱۴ | اعلاقیات, د رمذیست حاسدذوحسد وغرور- پس ازان‌تعری د بر بارة غر ور آبدی اسنت ]. سال سوم - شعاره ج ٩-‏ عقرب ۱۳۹۴ | تحت‌عنوان «اسن وآ-ایش » وتد کراز پنکه ] « تکنجه وعذاب مخع کرد یده است وتعرض بعال وبلكو بجانه کسی روا داشته نمیشود وعمه فراریهای | خراج شدة مالك اچنییه بم‌خارج و میالغ زیادی واپس بوطن ارجاع نمرد ند و بسی اسلالك واسوال-تبوطه مصاره شده را په اعحایش عطا فرمود زد» | به‌ساسله وقایع قند هار می نگارد :] ولی‌هزار انوس وصدها سرت که «اخلاق‌عموسی» بد رجه هی زهر نالك کودیده , وسو اخلاق درمو3مان چنان تأثیر ناکواریبخشیده که‌احکام حاا» رسول ؛ قرآن وحق وطتی * شراقت ملتی * عزت وشان قوسی , حقوقعبا دالته * وحدان ایمان جعه را برای‌فقس امارة خاین دوم شود » برطاق نسیان میگذار دم پادشاه برای ولایت عای خود حا کم مقرر وانتخاب میکند ۰ اصیل بکویی اصیل , ! ریش سفید بگو یی ریش سفید انماز خوال بگو بی تماژ خوان ! متدین بگوبی متدین ! عالم بگو بی عالم ! عاقل‌بگو بی عاقل ! گینتت. له بر خو بی او شهادت نمیدهد ۱3 . وقتیکه »قرر میدود , بدوحه مفلولد وسفلس میباشد , که‌اسپهای سواری‌خود و ت و کرال خود را بقرض ندار لا کرده * بهزار مشقت وخون حگر »خودرا بدایرة دب ۷ 2 ولایتی کهمتررشده پرتاب بیکند , !محر د یکه درا جا میرگ ؟ اژدعا بگو ی مقالات محمود طرزی 2۷ ازد ها ٍ نهک دریا بگو ی نهتژت در یا ٍ بل بگو بی‌بلا ! دوها بگویی‌یوها میشود . اسپ بکو یی م کمندها کمندها ! مال ومواشی‌بگو یی ,رده هارسه‌ها ؛ گله ها کله ها ! شد شتر بگویی"قطارها قطار ها ! زتدی بویی " " خزینه عاخز ینه‌ها! جنسی بگو یی ۱ حندوقخانه ها ص؛:دوتخانه عا را مالك میگردد !, ,تحذه تراینکه ) چون نام آثر | بپرسی ؛ میگو ید که ( لت یی وداردقی » میماشد 9 این ۳۹۹15 ها را دیگر هیچ کتاب لغتی حل کرده فمیتواند "سگر قاموس ااعاوم‌خود جذاب تا لب ااحکوبد ۳39 ی این بلای مبرم 6 و الا 4 اگر تدها پل متحصر به بمضی میبود , هرچه که‌بود بود . اما جای حسرت این‌است" کهيك میرز ای مقلوکی ؛ که‌بدفتری کدام محالاتی‌مقررشود, .در اندلدمدتی‌سیبینید که‌عاحب خانه ها »که زسینها "وچد‌ها وجه ها میشود.! سبحان الله ! ما (چشم سر می بزٍثيم , کهذات بادشاه » درباب حسن اداره وتاف تنشدن پیت المال » بدرحه یی سماعی وحاعد میباششد : کهاز دبسی +عبارف ومخا رج میرم ذاتی شا هانشان , صرف نظر فرسوده اند , حتی‌طعام حضور شاهانة نیز خیلی مختصر و بقاعدة تصرف‌وخیلی برابر دیده بیشود , خال آ نکه سفره‌های بعضی تا تب الحکویه حصاحیها 1 از شصت هفعاد عوری نان تز ۴۰ (حیماشد ء بخششر واحسانی کهذات اعلیحضرت بادشاهی میکنند , ازعین الحال خصوصی شال میباشد ؛ که آ نهم از اسراف وابذارسراسر خالیست ؛ حالانکه بعضی ازنالب ااحکومه ها ؛ قر یب به‌لك ها ر وپیه برز یدوعمرودر دا رالساطنه‌بخششها نموده اند !آیاا زکجا؟ چه‌سید انیم که‌از کجا ! | گرنگوئيم که قاردن بودنبود؛ | کربگونيم که‌پیش ازنا۵ب | اجکوره شدن ر, عامون بود نبود !عمه ازغعصب بیت‌المال؛ همه‌ازخون رعایا,,, 5۱۸ مقالات محمود طرزی آگرچه‌سید انیم که بهاینسخنان یك‌عالمی راباخود دشمن‌میسازيم/ ولی دشمنی ایتچتین ها رانسبت بدوستی که به‌وطن وسلت‌خود داریم » بقدوذ ره هم اهمیث زمید هی . حقیقت هیچگاه پنهان نمیهاند ! ازبارگاه خالق مطلق خود یاژوتضرع سیکندم" که خانتان‌دوات وسات‌را که‌برای نف وه‌وای‌خود رعیت‌رابامال‌سیکنده» واسن واسایش ملك‌را اخلال میثه‌اید, وستوجب اضلال واختلال میگردد: شرمندة دثیا وآخبت تم‌اید.و نمك... چشمهای شائرا کور گرداند ! اسین ! سالم م شماره ,بت ۲ب دلو ۱۲9۹۲ دزدی‌مهم. چند ی پیش ازاین, د رچنداول کابل بخانة بیرزامحمد شریفخان مامورگ‌رلك پغد رود که» دوداند اخل شده " بقیه‌ی‌دفسه لك رد بیه نوت» حوا درو اقمشه قیمت بها راسرقت:موده‌اند. تنخواة میرژایموصوف؛ د رداه یکصد وپنجاه روبم کابلی بوده است ! مدال دوم- شما ره | ۷ ٩‏ چم سرطاله ۳ ۱۲ (مةا له مخصو صه) تصو بر ! فعا ر دلت هی د در ( نخست چندسفال می‌دهد که دراثر تاخیر چند امحه * ثلا تاخیر رسیدن‌قوای اددادیه برای نا پولیون درجنگ و ا تر او * نسبت تبا هی عا مس شود . سپس ی جه می‌گیرد ( ء الات محمو دطر زک ۹ پس‌بیبنید, کديك کمکی دیری چه‌چیزها بروی کارسی آورد. آیاگهان میبرید که نتیجه های وخيميك کسکی دیرباندن» بهمین سه چار مثالی که بیان کردید تعام شد ؟ نی‌نی ! باکه بسی ثروتها وشرفهای اشخاص, بسی استقلا لهای دولتها, وبسی استقبالهای ساتهاء دراه همین يك کمکی‌دیر ساندن, قربال شده‌رفته است. هزار افسوس‌برحال آن اشخاصی؛ که ترقی وتجدد راناهشروع وناروا دانسته » روزبروزا ماه "بماه سال‌بسال درعقٍ افتادند.وچون ترقی‌را نشتاختند که کرست "وقواعد آنرا هم افهممد ند کهچیست "ازآنرو باتزقی دشمن‌شدند. نها یت الامر»بی‌آنکه وفت نداست هم‌برای‌شان بماند, درکند ها ولاشهای‌عدم اولیدند» وغاطیدند ؛ این است که آذها را«دیرهاندگان ابدی» باید گفت: درچین وقت_ بحراك؟ ود رچنمن‌حال نزع روان" پنج‌دقیقه بقد رسالهاقیمت‌د ارد. آرژ و کنندگان مظفریت؟ ازهرچیژی زیاده‌تر, میباید که این راعادت کنند "واین قدرت رامالك‌شوند, که هرچیزی را بوقت آن‌احرا بگند)وازد برس ندن اعقتاب‌و رزند» ودنها ازدیرماندن ابدی‌نی؛پلکه «| زیکث کمکید یر اندن» یز پترس»وسیار بترسشد ! حالایکتدری اینهمه فلا کتهای احوال, وزیروزبرشدن افکاروخیال خود مانرا؛ د رزیرنظرتصورآورده» خودا زخودسوال کرده‌ميتوانيم که: آیا مايك کمی‌نی *بلکه چند هاسال دیرمانده ایم ؟ ؟ .. سال اول - شماره م - م و عقرب ۰ ۱۲۹ يك ره تاه تحت عنوان, اعانه » یعنی«چنده,د اده شده امست وود 1 زبیان همکا ری آدمیان, اعانه» عمومیو اعاژه خصوصید کر اردیده است ۰ 5۳۰ مقالات محمود طر زی «سثلادر يك سلکی‌فحط میشود "ویا يك سیلاب رسید ی ویا يك ژازله؛ و یا يك حریق و ,اد یگرگونه يك آفت زدگی بیش رآمده؛ اسانهای آن, لك بيك‌حال فلا کت اشتمالی گرفتارسی‌آید. دیگرهم‌نوعان» آن فلا کت زدکان‌راحس شفقت‌و مردهتو جد انیشان بجوشو خروش‌آمده؛بهمد ردی ومددر-انی همه توع خودازنقدو جنس و غله‌و غیره کوتاعی میکنند, که بهترین خصانه‌ای انسانی, همین حس سیاز عالی ایدت 45 اشرقعت و ۱ کعلیت توعی ائسان‌یان ظا خر وعیال میگردد ۰ 0 یکتوخ اعانه ی‌نی‌چندة دیگرنین هست که لا . ,«‏ مثلا يك شلکی که‌سابك شصت حفتاد لك‌آدم‌یاشد »هرگه هرآدم‌يك یاك رو یه د ریااصنددوتی پیند ازند, شصت عتتاد لك رویمه جمع میاید " که به این قدر مجلغ برای عدریرستی بیحاران‌فقرایا هابیشفا خانه ع] یرای یتیعان بی‌سرو مادال مملکت یتیمخانه ها و برای تعايم علم وعرفالنارلادوطن , مکتب عا "وغیرهاساس‌وبتیا دمیگیرد : وهیسه لیکه درآن راء خرج میشود :یز بر احالی‌معلوم نمیشود . ., [پس ازین‌سرسقا + :بیانشفا خانه‌ملکی بحیت نتو!4 آمد؛ است. نقل اعلان‌امه‌در باب تاممیس وبتیاد شفاحانه سلکی‌ازم | ذیقعدوو م اف( یعتی‌بانزد: سال قبل اژ نشر این نما رد سراج الاخبار )داده شده‌است‌و درآل عهد ضیانیه "سردار حبیب نته درایام شهزادگی خویش)و براد رش سردار تصرانته اعلال کرده‌اند که : سس .مبلغ یا زده هزار روپیه کایلی؛نیا زسندد رگاء جمدی : سرداز حییب الته خال ومبلخ هشت عزارروپیه بخته کابلی *بنده درگاه‌الهی» سردار تصرانته‌خان؛ برای‌تعمیر شقاخانه, و عمچنین درسالی پئج هزا ر رقپعه گی؛ فچه‌ار «زار روپیدگی* که حعله نه هز اررویمه شود» برای مصارف دواوغذاو اسیاب‌شقا خانه»وتن خواه‌حکيم وعطار مقالات محمود طرزی ۳۱ وخدمه آن ازعین | مال‌خود هامید هیی : و میخواهيم که شما +«ردم ره برادراز دیئی‌ما سیباشید» نیز ازین ثواب بی‌بهره ومحوم نباشید» وه رکس بقدر طاقت ومیل خاطر ورضای خود "برای معبارف تعمیر شفاخانه که درهذ السنهجهتمخارج دواوغذا که‌سال بسال بدهد , از نقد وجنسء» کم یا زیاد؟بقدر وسع‌و رغبت‌خاطر در کذاب هذا اسم خودونقد وجنس را که برای مصارف ته‌میرو دواوغذا وغیره مید هد ؛ نوشته وسهر نماید . انشاءالّه عندانتو عندالرسول اجر اوضایع نخوا هد شد ....۰] سال چهارم - شماره ۱۲ - ۴۷ دلو ٩۳‏ ۱۲ مقاله مخعوصه: در زیر ءنوان«عمرا سانی_حیات جاو دانی.» آیا حبات جاودانی ژئدگی ابدی»چشمه آب‌بقا عشق مردن زدا چه‌چیز است ؟ بدانید» آ گاه باشید که آن‌چیزایات:«نام نياك» » که افسانرا هیچگاه‌نهی معراند؛ وزندگی‌جاودا نی‌میبخشد. . .. خوشبخت آنکه ازبهراستحصال باهتتمورابهای, فرصت,طلَ باشد, وچود آن‌فرصت دست‌د هد منتظر شهم‌و چراغی زشدم» هماند ما تندبرقی بدرخشیدن آغاز نهد؛و درطی مسافه؛فوت نمودن فرصت‌را حنایت بشمرد. . . ۵ - تحاد مات »مو ضوعات عسکری واهغیت ال چهارم» ما ره ام ۵ ایند ۹۸ ۱۳ جسی | تفا ق ۶ و و هم ۰ آنروز چه روز فیروزسعادت ائدوز ی است ۲ که يك‌جمعیت پرهیپت:و کرور نفوس باناسوس شجاع دلیر غیور اسلدمیه افغانیه ء بيك آواز باهم داز گردیده ؛ تفت «قالات محمود طرژزی بهمدیگر خود : یدای اتحاد داده , وسو ی اتاق ومواخات » يك دیگر خود شاثرا صلا ودعوت ء‌ودند , فبقراراحکام المی وحدود شرعی اطا عت ۶ رمان را برخود لا زم داسته , در زیر سایة يك علم اسلامی در آمدد , ویرای خو دشان يك قطع وسیعة زبین را که بران ساکن ودر آن متولدوبآن‌مد فونگشته ومیگرد ند ؛ وطن مقدس ود » حفاخظت وحراست آنرا بر خود " یکی از فرایض دینی قراردادء؛ در مدا قعه آن پاجمیع قوا ی متانت احتوای خود , یکعال‌شدت , غیرت , وحسارت فطر ی‌شان ,بعی واقدام را بر دم خود عالازم گرفتند . و درمقایل عم غا لم " اعلان آزادی وا-تقلال, خود‌شاترا ».یه آواز بلند در داده * درصفحه اواین‌فهرست اقوام ذی حیات وباشرف " دنیاءتام خود را درج وداخل نموده ؛ وحا کمیت‌سلی خود شاترا به اثبات رسانیدند . پس ایدر وز میبر ت افروزرا » که دراآن حملهة افغانان عالم بيك رشته اتحاد وابفاق مربوط گشته ابفلا : عبد بزرگ افغانی ونوروز نخستین بهارملی باید گفت ۰ وچون بتقریب این عید رحت اثار ؛ در هر فرده‌ات #جیب اففان *طیعا" يك سرور «شادبانی وسسرت وفرحتا کی مشاهده میشود , از آنرو هر سا هدرئد کار این روز میامن بروز ( ج, ) ماه سرطان , دوشب ودوروژ براسم يك جشن فرحت بخش عموبی ‏ ازطرف تمام ملت اجرا میشود ؛ و دوا یر رسمی‌وغیررسمی‌وبازار غای جحیع سمااك محروسة افغانستان ء صانها انته عن الافات اندوران ؛ با کمال زینتهاوچراغالها آراسته و پیراسثه موشوند ,... مفالات محمود طر ذی ۳۳ سال اول شمارهن ۱ ۳ , ثور ۱۲۹۱ [ در باره شورش ولایت‌جنو بی ] قوم عا وقبیله عا » عبارت از باك باث عضوی‌از اعضای بدن يك دولت ستقله وملت حا کمه شمرده میشوند , بمجرد یکه یکی از قو م ها و قبیله دای آن مات باغی وعاصی شوند , هماندم حکم بیشود که بریکی اژاعضای آن وجود مرض ویماری عارض گردید. هیثت حاکننیه » که زمام اداره قوسها وقبیله ها را بکف کفایت دارند » طبیب, های حاذق آن مات میباشند » که به بسیارژودی؛ اول در باب تشخیص مرض آن عضو , به نظر تدفیق» و ملاحظة پر غو رو تحقدق می نگرند , واین تحقیقات وتدقیقات خودرا » یه آلات له میکر وسکوپ » یعنی‌آینه دای ذره بیتی 6 که یکدانه کيك را بقدگنخشدکی نشانه داده تشریحش میکند ؛ وباشعاعات برقی آیینه « رونتگینی » که در زیر پوست»گوشت ود ر دورن امتخوان مغز را نشان داد» اسباب مرض را پیدا سیکند »آجراء مید ارند: چون سیب عای برض وعات را یافتند , به مداوات آن بسرعتی که بمحن پا شید آغاز میکنند, تا آن عضو ضایم نشود وسرض به دیگر اعضا سرایت نکند . ا ینعم بحقق است ؟ که بدفع سیب مرض "مرض نیزم:دفع میشود . امالاسمح انه‌اگرآن‌سرض بدرجة مزمن در آن‌عضومتهکن شده‌باشد؛ بداغ کردن ونهایت الامربه دریدن "مجبوریت‌حاعل میشود. گاهی‌اینگونه درضها که برعضوهاسمتولی میشود» از بعضی عوارض خازجیه بوقوع آیده میباشد . مثلا در حاایکه آن عضو درنفس الامر خود صا ح واز استعداده.ض آزاد است ؛ بنا بر تحریکات بعضی عوارض خارجیه , برض مبتلا میگردند که اینگوزه عوا رض بسمیار د هت زگیو پاك حالیست, زیر اینگونه عارضه در روح‌آن عضو ۴ مقالات محمود طر زی نازئین , یعنی بر دین وایمات آن تاثیر کرده میباشد , کهطبیب حاذق‌درآئوقت؛ به تداپیر بشمه حفظ ااي‌حه مجور می شود ۲ ودر دام آن عارضه از نوع خودعهان عارضه عا بر سی انگپزد " بآن عارضه خارجیه را ارآن عضو بد یگر طر فها جر یا سید هد . یکی از تدابیر مفحه حظ الصحه ؛ درینگوثه عارضه ها * مواعظوتصایح مشایخ کرام وعلما ی با احترام روحائی میباشد که تأثیراتعظیمهبرای‌تداوی آنگونه امراض عا رضی(اراء میت‌اید ,ذاتا وظیفه حقیتی این گروه مبا رلك بسیا ر بحترم همین اسث ۲ کد شمیشه اصلاح روح اقو ام قبا بل را به ر تما نیها درهبریه‌ای چون آب حراث شا اهراء داشته‌باشند ؛تاامت‌ناحیه رااختلالی بهم‌ترسد, والحاصل + بعی وعحبیان 8 ٩‏ ازبلاد ءای د هدت‌رسان خلاق غظیم ااشان ا.ت , که‌چون برقوم وقبیل‌آنرا ناژ کند ,.خسرالدنیا والاخرزش میساژد , عنوان باغی وعاصی , جذان‌عنوان لکه آوریبیت که بشریت ازان نفرت و کوا خح نیکند, ءموان‌باغی بران ب_دسی اطاد ق میشود . که به آیات بنیات کلدات الهی مخااف ورزند: باشد : ازنحش هاوبدبها ویفی خداود عظیم ان بعبو رت واضح واشکار نهی‌فره‌وده , +س‌باغی همان کسی‌است که حکنم این هن راپا یمال کرده , بخدا عصیان بیشا رد ۰ دین‌مبین 4 اطاعت اولی الامر وابعدازاطاعت خداورسول اسرصر یج فرموده , پس‌باغی همان شخصیست که ازین امرسر کشی‌میکند . حضرت رسول ما خانم الانبیاء عایه الافخضل التحایا, به احادیث شريفةً خود ازفساد وبغی وتفر قه است زاجم خودرامنع فرموده . پس‌باغی عه‌ان افرادیست که یذ این سما عت رسول و پیشوای خود بی‌بروابجنگ اقدام میورزد . حون :ی وصیان راه اونقطه نظر خرابی وطن وفداد بلت , کیعاونت کلی مقالات محمود طر زی ۳۵ ی اس سس سح وخدست بزرگی به‌افکار غدارانة دشمنان وطن وسات‌بیرساند سلاحظه کنیم ,باغی وعاصی را کافر مطلق بیدانیم . پس ازد رگاه پروردگار یگانة خوداجات همه اعضای شور یه و حود متدس مات افغانیه راازین مرض‌بهلکه مد هشه نیا ز ميکنيم, الم انصر سلطازناوآمنانی اوطانثا, امین سال اول - شماره ۲- اول حمل ۱۳۱ برادران صتف نظانی ما بخوانند : باوجود یکه روز نامه یراج الاخبار اقغانیه , يك اخبا ر عسکری نیست ولی با بر خوا هض‌وآوزوی‌بعضی برد ران عزیِو اتف نظامی خو , مجبور شدیم, صفحه های روزنامه های‌خود را , به بعضی سخنان که متلعق بعالم عنبکری وفا یده بر د اشتن صتف‌نظامی باشد » ز ینت بخش‌انظار مطالعه کنند گان گرام نما ثیم . ولی چنان کمان نشود, که خودماءالم این فن‌جلیل بسیا ر مهم هستیم , نی بلکه هرآنچيزیکه ازین‌فن جلیل د رکتابهای آخرترین این‌فن دیده ایم ,عینا ترجمه کرده ,مینگاریم وابتداء از احلاق وتهذیب عسکری سخن میر انیم . ( دراخیر این قسمت مقاله نوشته شده ۰ از« الما نالك عسکری» ترجمه شده ). د رشماره رایعد عده زیاد بالات عسکری درحعه وجاپ شده است , سال اول - شماره م۱ » ,چم حمل ۱۲۹۱ وظایف عسکر یه . ( ماچعد ازشماره ۱۰) فرض اول «صبداقت 99 (از «الما ناد عسکری» ترحمه هرنها سره 1 9 سال اول شماره م۱ - ب» جوزا وب بیر ق سهمترین اشیائی که صنف جلیل عسکریه رادایماً بر وظیفه های مقدسه مان یادآوری مرکند: وشدرفو شان سلتی شان رابلند می‌سازد, همانا بیرقیست کهبتندها و کید کهای عسکر به عطاء‌واحسان فر موده شده است , بیرف چذان یلامانت مقدس ومحتریست ۰ که بهرثت طواف کنند گان خود هستی وجود مید هد . بیرق »يك جزوی ازاحزای دین‌ودوات است , بیرق یاكعلاست‌علنی است , بیرق شرفءفایمه وطن است, لهذا بیرق بسیا ر مقدس وعز یزیا علامنت لستی وموحودیت عس‌گریه بیءاشد . یسك آطعه عسکرید ِ که‌شرف بیرق بزرگ خود شانرا محافظه نتوانند ,, ودرمیدان محاریه آنرا بد شعن پرباهانند آن‌قطعه عسکرده چنان‌امبت که کویاتیشت وئابود گرد ید م بذا برین‌د روقت بعحاربه ؛ تابه‌وقتی که یا با زو باقی بمائد بمرق خودرانباید کد ات ؛ 5 برزمین پیفتد ویا لاسمح الته بدست دشعن دراید . بشالهای تاریخیه که عسکر های فدا کار جال‌سپار درباب رهائی دادن‌ببرق راازدست‌دشعن زابکار برده‌اند, بهتر بن ژ ینتهای صفحات تاریخهای حرب شمرده سیشو د ‏ بورف یگ پرچم سعادت پرسطوت‌وهیبت عسکراست, که دیدل‌آن عسکر رايلك جرش‌وخروشی مید هد , ود رراه محافظوطن , وبجاداشتن شرف‌سات ‏ آنها رادایما" به پیش بیدواند , اول بر قلعه‌ویا استحکامی کهبدست‌آرند » بیرق خودراه,خلانید, که‌صفحة بهترین کاب محاربه رااهتزاز آن بیرق نشان‌سدهد _ مقالات محمود طر زی وفرفت علابة فارقه هردولت , بیرق آنست . کشتیج‌ای هردولت , به‌ببرق آن‌شنا خته مشود . سفا رت خانه ها قونساخانه ۱ , دوایر حکومتی شان به بیرق شان داسته بیشو د. چون صفحات کتب تاریخ اسلام نظر شود م اول در غزوات حلیله حضرت فیخ رکائغات علیه افضل الصلوة وا لعسلیه‌ات , استعمال شدن بیرق رامشا هده‌ميکنيم. دراردو های عسا کر سعادث ماثرا نحضرت , صلی انته علیه‌وسلم , دوسه چها ر رقم پیرق »وحود بوده ات ؛ که‌بنایهای اعلم» و«لوا» ودرا یت مو سو م بی‌شدند ,حتی یکی ازییرقیای آنحضرت صلی‌الّه علیهوآله وسلم «عقاب» نهاده شده بود . بعداژان , درهمه دولتهای اسلامیه, بعرق يك جزومهم عسکری شمرده شده آیده است . دیگر دولتهای عالم نیز ؛ همیشه درازدوهای خودشان بیرق استعمال کرده اند , وبیرقهای خودشانرامحترم ومقدش داخعه اند , شود وت میبوعه مقدسه »افغانستان» آگرچه پیش از تاز بخ سنة (و, ۱۳) هجری قمری بیرق د رصنفهای عسکری موجودبود احتید ر اولهای حگوست افغانیه هرسردار ازدود بك‌بیرق وطبلید اشتندء که بهمان سردار نسبت میرساند» اما پیرق‌د رافغا نستال؛ زهيك انظامی‌داشت؟ نه يك رنگی مخصوصی؛ ونه یاك علامت فارقة که بواسطة آن علاست شنا خده, وفرق‌شود» ونه‌يك نامی که به آن‌ذام *انسان‌بدان پی‌ببرد؛ هرسردار هررنگی را که می پسندید, و بهررقم که داش میخواست ؛ بیرق‌خود راسی ساخت. حتی‌د ر صنفهای عسا کرنظامی نیز يك‌قاعده منتظمی برای‌بیرقها موجود نبود. در ه رکندلد» وهرست» وهرغند, برنگها ونشانهای مختاف بیرقهاد یدسی‌شد, ناسهای مخصوصی هم ند اشت. مثلاا گر یاگبیرق سقیدی که برنگت عرخ بران با جلیپا ی » 5۸ هقالات محمود طر زی و یایاث بورق زردی که برزگث سیر پرال‌راث نقشی »ید یدزد وهی پرسید ید که این چد بیرق‌است؛ جواب میگرفتيد که این بیرق« منزنی کندلد» و دابیرق«شیمت»میماشد . دایره عاویعکهه های‌دولعی ثیزاز علاست پر مهایت ببرق محروم بود . ات اعلیحغف‌رت, این نکته باريك بسیارمع+ه رادر زیر ذظ رتوقی پرورهعایونی گرفته؛ بنج سالقبل, از ین انعظام بیرقهارا به‌نفس نفیس شاهانه خود شان ترتیب وسر رشتبسیار دربینگ فلایقی اجراه فرمودند . دروقت حاضر ازقرار ذیل بیرقها دردوات متبوعة مقدسه پابکمال شکوء جلال یسایة اعایحضرت بادشاه مراحم خصال ترقی آمال بر افراشته مییاشند . اول - «بیرق مخعصعوص پادشاهی» است که رنگم پرچم سعادتمنفلم آل مرخ وتشان‌سحراب وستبر آن سفیداست وتدها به, رزگگ رخ » از بمرق ,دولتی فرق بهم مر ساند, درهر حانیکه ذات اعلیحعشرت شاهانه تشر یف داخته باهند؛ بران مقام بر افراشته میپاشد . دوم - «بیرق دولتی» است» که راک پرچم آن سیاه, وتشان‌دولتی که عبارث ازنقش محراب ومنیراست * پس‌فید برانمرسوم مییاشد + این بعرف رسعی دوات اس برهمه‌د وا درحکوستی» وجعیع مجا کم دولتی, ازصیح تابشام بر افراشته میباشدوووقت شام فرود آورده میشود . هو م - بیرق مود س بز رگ عسکر یست که به « علم » مو دوم است . بر ای هر ء غند » يك علم غطا فر سو ده شد + است . بر ز گترین بیر قها ی عسکری عبارت‌از همین «حلم» مپارك بیباشد, اصل پرچم ظفر توأم «علم» از قماش قناویز ابر یشمی سیاه, بافت خود افغائتان است, نوشته های‌آن و شالهای‌آن؛ با مقالات محمود طرزی وت ابر یشم سفید؛ بطرزنقده دوزی کار شده است. در یکطرف پرچم علم ببارك " یلك نشان‌دولتی «سحراب وسنمر» ؟ و يك‌نشان خودغند رادارد. درطرف بالای‌آن کامه طیر «لااله الاانته» مبحمد رسورل‌انته» ود رطرف پایان‌آن عبارة «دولت علیه خداداد افغا نستان» ود روسط آن کلمه حلیله «انته| کبر» و برسرنشانی» کهعلاسه قارقه عند است ؛ یه کر یمه «و یومتذ یفرح الءومنون بنصرا انته» و برسرنشان دولتی‌محراب وسنیر آیه کر یمه« وکال‌حقا علینا نضرالمومنین»ود رز برنشان‌عند, آیة کر یمه:یاایهاالذین آدئوا» ان‌تنصر واانته پتصر کم " و یثیث اقدا مکم» ودر چهار کنج عام شر دف‌این بیت‌را که: «بصدق ابو بکر وعدل‌عمر: به‌آژرم عهمان و علم علی» تقسیم کرده نوشته شده است , درطرف دوم پرچم علم محترم * باز يك نشان‌دولقی» و يك‌نشان غندسوجوداست د رطرف بالا «بسم الته اارحمن الرحیم »ود رطرف پا ٌان‌نام‌نامی 1۰علیحضرت سراج العلت والدین ابر حبیب انته خان»؛ ود روسط آن‌با ز کلمة جلیلف »اننء| کیر»۰و بر سر نشان دولت آیت‌شر یف «انهم لهم العنصورون؛ وان‌جند نااهمالنقاامون» و بر سر نشان غند» یف کر یمه »ثعبر من الته وفتح قر یب» و بشرالمومنین» ودرژ بر نشان‌دوات ؛ یه کر یمه «صفا کانعم بنبان مرصوص » ودرچهار کنچ آن نامهای میارك چهار ماگ مقرب «حبرائیل, سیکائیل؛ اسرافیل عزرائیل» نوشته شده است. اینهحه نوشته عاونشانهاه باابر یشم سفید, بصجورت نقده دوژی نوشته شده است . مهتاب سرعلم مبا رك آهنین است. در وسط سهتاب؛ نشان دولعی محراب و متیر بصورت شبکه کاری» از برنج که باطلا گلت شده است» مرسوم موباشد. ودردوطرف مهتاب یه کر یمه «ومن یتوای لته و رسوله ؟ والذیی آسوا؟ فان <زب النه هم الخالبون» 2۳۰ مقالات محمود طرژی حکث کرده نود 4 شده است, عمه‌این خطع| بخط نسخ عر بی خوش‌خط نوشته شد ه میباشد. چوب‌بیریعم‌مبا ولد ازچوب بانس " ود رازی‌آن‌از برچ آدئین تابسرمغ‌تاب؛ یازده فوت سیباشد . چها رم - بیرق سیارلد «عقاب» است, نه‌بعدازعام "بزرگذر ی دی رقهای‌عسکرید شهرده میشود, وچنا اجه علم برای باث ۹۹ مقرر بود ععاب» برای یا هس مقر اعغعت پرچم عقاپ نیزا زقناویز ابر یشمین‌سیاها ست, نشان دولتی :محر اب وستبر» آن ازکتان سفید است: ریکط رف آن« کامة‌طیبه ,وعبا رة+دوات علیه خدادا د افغا نستان»ود رطرفد یگر آندربالا «بسم اه لوجمن اارحیم» ودر پایا ن ثام‌ناسی , اعایحضرت سراج | احلة والدین؛ امیر حجیب لته خان» ود رچها رگوشه‌آن کلمه حایله :۱.01۱ کبر» نوشته شددادت , برای‌این دو بیرق مبا رل اسالاسی ؛ طوپ مگرفند مجشوده بثاا اگرعلم و عتاب بالوای‌عسکریه منسوبهخودر ازشری بشهری‌وارد مود »بر ای‌علم غنداردای " یعئی عسا کرخاصه ابه, فیر طوپ »وبرایعقاب غددند کویدو فیرطوپ س لام گرفته‌ميشود. پوس سرا یت»نام بیرق‌مبا ر کذعسکریدادت که چنااچه برای هرعندعلم "وبرای هرست عةابمقرراست, «رایت»نیزبرای عرعند وهرست»قررمیباشد, عامروعقاب‌ورایت هرغند وعرمت» دررنگو نشانها ازعم قرق دارند غیر ازاینها* برای « کندلد» ها و«تولی ۶ | بش مر بیرق و عللامه »» بعرقهای کوجحك تری نیزسموحود است که جزئیات تصیلات آنراانشاء لته" درذیل اردو ۱۶ عسکری دوات عایه خدا داد افغانستان اخوا هیم نگاست_.حالا ؛ بردء‌ای‌خالی| زریای اعلیحضرت‌سراج المله‌وا لدین ختم مقالمیتما ئیم * وپدرقهای طفر اما دوات متموعه مقدسه خوذ مائراء تا پماخام الدوران؛ بش و کت ومظتریت پرافراشته میخوا هيم !... مقالات محمود طر زی ۳۰۱ صفحه بی از تار بخ عسکری سالم س شمارم ۲,- ,۲ حوت ۱۳۹۱ 31 رصفحه‌اول,فوتوی‌ضیاء اللمه هگام اقاست دوسمرقند آبده‌است.] محار به «شش 9۳ » درینجا, ازتاریخ واقعات افغاستان که بعد از وفات امیر کییر جنت سمکان اعابحضرت «امیرد وستمحهد خان» طاب مثواه ظهور یافته تفصیلا بیان نمیکنيم؛ ونیزازا ختلافات وتنازغاتی که درمابین آولادشان( که حضرت حافظ حقیقی , دوباره افغانستا نراچتان روزهایبیانفاتی‌وخانه‌جنگی رانشان‌ند هد ! ) باژهم بحث ندیرانیم, تدهاازآخر ترین محاربه هانیکه موجسو کت اعایحضرت خاقان مغفورسابق بطرف سءرقد دکرد یدشعه بی‌حرف میزئیم : تقریبا دراواسط سال‌یر ۲ , هجری, عرگاه‌بسوی ماطقه اوافی«غزئین» ونواحی آن‌بانظری‌می اند اختيم, کوه‌ها دامانهاء تبه عا؛شیله هارآبایاك ردای‌بیضانمجلای برف بسدار ثقیلی‌مستورمید یدیم , که زمینهای اط رف سراسر, پا یک ‌طبقة پرفی که با‌ونیم مت رکلفتی‌دارد پوشوده‌است. درین‌اراضی پربرف "ب‌قابل عمدیگر, دوا ردوی‌عسکری همجنس وهمتوم وهم‌دین وهم بذهب راکه ازطرفین تقرییا په‌شصت هفتاد هزار عسکریرسد» در قابل همدیگر بخونریزی و کشتن یکدیکر مشغو ل می یابیم. کوهاندانهای‌بزرگی این‌دواردوی متخاصم را» براد رحقیقی همدیگر می بینیم ! چه ز نما احوال ! اساچه‌باید کرد ظروف زسان همچئین اقتضاء کرده بود ! صحا یف‌تا ریخ واقعات بشر, ازادٍ گونه‌فاجع‌های پرتیخ وخنجر بسیا ریما نشان‌داده‌است ! الا ما ای نیا کمات قلس‌قیه و تحتءقا ت < کمیه و اقعه تشه » از حوادث یبال ميکنيم. 2۳ مقالات محمود طر زی اه عسا کراعلیحضرت «امپرمحمداعظم خان» ؛بسرافسری برادر زاده شال ذات‌اعلیحضرت : امیرعیدالرحعن خان» در«روضه» تام موقع, اردوگاه اعایحضرت امیرشیرعلی‌خان د رهگشگاو» تام‌موضم, ثصب خیام خصام نموده بود ند نتشجیگی که ازطرف کومائدان بساات نشان ودرافسر جرار ذیول و ان , اعلیحضرت آدیر عبدالر حمن خال کشیده‌بود وسنصوبه حرییه که ازروی همانة2ه به ح رکت می‌افتاد, اکرچدد رضدّی نود ونه تتیحه پذ برهوفقیت و کامیانی بود " وماندد محاریات سابقفشان بفعح وطفرر عبر بود "ولی چه‌فایده که بنابربعشی حرکاتی که ازطرف خود اسیرمحمد اعظم خان برخلاف هه حوب بوقوع ند این بجاربه باععه سداسان‌فنح» بشکست نت ورد یل ر بدا سوم شداره و - م م عقرب ۲ ۳ تحت عدوان«مقا ( مخصوصه»در باربحافظة حقوق حکمرانی د و اتها و قوت لا زساه آن‌تگارد. ۰ دولتها خواه در داخل بلاك خود وخواه بادولتها ی خارج ملك خود حقوق حصمرانی وحق جا کیت واستعلال خودرا بقوت خود محافظه کرده‌میتوانتد که این قوت ار دو چیز بر کب است ۰ یکی «قوت حاندار » دیگری «قوت بیجان» قوت حانداو عبارةست از اقمرهای با ائیداری که بءون حرب آشیا باهش دسوافراد عسکریه تعلیم یاه که عبرت وشعاعت وحمیت در نهاد شان با شدواسپوبا رگیر و ۱ فر و تنوسندی که در هروقت وعرژمان حاضر وثیا و باند,قوت‌بیجان‌عبارنست از توپ - تفنگگ - حیه‌خازه - برچه - کریچ - استحکا مات - قلعه ای جتگی - آلات نقلیه سانند عرابه ها -ریل ها - ایرویلان ها واپورها وآلات مخا بر ه مانند معالات محمو دذطر ز ی و( تلگراف_تلفون - تلگراف بی سیم ودیگر اوازمات ومهمات حربیه وگدام ,..... درین مقاله در یار جمع آوری اردو واصول قرءه وپشك بجای طرز طوایف الملو کی جمع آوری عسکر تفصیلات میدهد که اصول قرع ارد وی‌سوقتی‌یعنی ایله جاری را باطل وبجای آن اردوی دایمی را قایم ساخت .سپس ازینکه در سال دبد۱۸ دوات پروسیا اصول مکلفیت عامهرا بمیان ۲ ورد ذ کر میکندء که هیچکس از عسکر شدن معاف نیست وموجد نخستین آن دوات پروسیاست . سال‌چهارم - شماوه ن - ۱۲ عقرب ۱۲۹۳ تحت عدوان « عالم عتکری ِ« برا درا نظامی با بدفقت مطالغة کنند ۰ در سالهای اول سراج الاخبار افغانمد * از الم غتیکری , گاه گاهی بعضی بثهای بیراند » که مقصد خااعبانه از آن».حض استفاده خواندگان کرام‌صنف ذظامی سا بود . وای , کثرت تحربر, وعدم تشویق وتحريك ؛ مارا بر صرف‌نظر زمودن از آن مجبورساخت , حالانکه ۱ از عالم عسکری بخث راندن , و مقالات عسکر یه ذوشتن , برای و« سراج الاخبار افغانیه »ضروری تمرده بیشد » زیراا کثر مشترکین کرام ۲ , از صنف جلیلهُ عسکریه بیباشند . . . ۰۰ [سپس‌تحت عنوان « کیفیت حاضر شدن د ونت های متمد نه برای جنگ » مقاله راا زخیرا لدین خلوصی ترجمه کرده و برعلاوه»مها لهای مشخص در با ره جنگ جهانی از جاذب خود تقدیم‌سیدارد .] سال چهارم - شماره -۱۷ ۰ لور م۱۳۲۹ درفصل "1 عالج عسیکری » _ دعت عنوان باده نوشی وحرب : 2۳ مقالات هحمو در ز ی از روی تاریخ حرب شرر ای یاده نوشی داده ۵( وستذ کر گردیده جات که در لسان #ریف سحمد ی (رص ) شراب را به «۱ ما لخبا ث » تعبیر کردهاند . »۳ ۱۳۹ چهارم- شهاره ۷ س » اور ۱۳۹ [در فصل« عالم عسکری » - از حزکگ روس وجاپان , يك فصل داده ده ؛ وستذ کر گردیده تاریخ حوب ووس وژاپان را در پنج جلد. , قبل از پنچ سال؛ بموجب ابر وفرمان سراج العله, این مدیروسر محرر عاجز از زبان‌ت رکی‌عقدانی؛ بهارسی ترجمه/, کردهرام . افسوس که بزیور طبع آراسته زشده , .. , سال پخ<م -شما و ۵-۲ سرطاناد ۱۳ تحت عنوان« غزوات حلیلة پیقمیری » به ادامه شماوه , م بیان اطاعت - ح غزا - شجاعت - بحبت به بیرق - آرزوی شهادت ‏ وببان اسلحه در عهد وی ( ص ( *آیده است ۰ عا(م عصکری - تاریخ حر با,<یست مال ششم - شمعاره ۲ - ,م سرطان دوم [بعداز مقدبه در باره اغعیت عسکریو فن‌سو ق ااجیشی‌واشاره به حنگک عای عذمانیه وسحارية روسی و ژاپان‌می نگار د :] ... زباث انگلیزی وعلوم عسکری انگلیزی م ثقر یبا از يك ععبر | هي که در وطی عز یزما دایرودار ح شده است. اول بار * در زسال‌سعد اقترا »اعلیحضرت ان کنودونزی محمدخان » » خلد آشبان , در کابل » ش وق و هوس‌:ظام عسکری تسس سر متس حیبست مقالات محمود طرزی 2۳۵ طرژ حدید حاضر ,در سرها اقتاده , بکار آغا ز نهاده شده بود , دراواخرسنه ۵٩‏ ۱۳ هجری ؛ ینابر فرسان اعلیحضرت ابر کبر , تخستین بار, بنج کند لك عسا کر نظاسی پیاده , که هر کندلد م رکب از (. .م) نفر بود » سرتب ومنفام گردید ( به سراج التوار یخ ۰ جلد « - صیفه .۲۰ مراجعت فرمایند ) . در عین هن تار یخ 6 که بعد الحصالحه ؛وبافردان عالیشان اعلیحضرت امیر خلد آشیان ؛ بر پراد رال شاف , که‌بسر دا ان قندهاری معروف بودند قرا رگ فت , نخستین بار از طرف سردار «محمدگلم خان» , پ/سردار مرحوم مغفور سدردار «رحه‌دل +خان که زبان انگر یزی رااز يك منشی هند ی خوب آموخته بود »‏ وکتابها ی‌متعددی از فنون حرب آنزمان بوبان انکلیزی‌بدست آورده‌بود *بقدر دو کندلد ء که هر کندلد مرکب ازچهار صد نذر ی بود ء تدارلد توائسته بود واین شوقةا وهو-ها ,ازین پیش آمده بود ؛ که در تار بخ ۲۵۵ , هجری * دولت انگامزی «شاه شجاع » ذامی از باقهه‌اندگان شاهان صدوزا ئی را » در پیش, روی حول آنداخته » و از غفلت و بی اتفاقی افقانان استفاده نموده , اول بر قندهار ؛ واز آنخا بر کابل هجوم آورد. | گرچه در قندعار »سرداران‌قندهار ودو ثابل سرد اراك کابل 6 گمر جهاد وهدافعه را سته کردند » ولی چون تیری 4 برسیث خود میخوردند وپر خود شانرا در تیزپروازی‌آن درآن تیر میدیدند بجزیكآهحسرتی که میکشردندود ازماه تکه ماست» گفته مغلوب میشدند , دیگر نتیجه‌ هی نه‌یخشید " وکابل وقندهار » در ظاهر بنام و شاه شجاع » غفلت افتفاع , ود رحقیقت (کد کوب استیلای‌انگلیز طماع گرد ید ۱ انگلیز ها » کابل وقندها, را چون بنا بر اسباب فوق به سیا رآسانی استبلانموده توازسته بودند ء مانند ماك موروثی آبائی و آحدادی خود پنداهته ء یکمال آرامی ۱ مقالات‌محمود طرزی واسترات سکن پذیر حکومت گردیدند بدرجهامتی ت که اهل وعیال واطفال خود را هم آورده بیتوتت هم فربودند 1 ... لکن غافل اژ ینکه * سلت دیندار غیرت وااموس شعار وطن دوست افغانستان » استیلزی دوات دشمن دین خودرا , دیچگاه, بروطن ریز خود مضم کرده نمیتواند : وبطو ق‌بندکی واسارت عبر دین وغیر حنشروعبر توم خود , سر فرولم‌آرد ! همال بود , که چون بر حقيقت آگاه شدند؛ کهحا کم مایحقیقت انگاین است ۲ تهشاشجاع 1 ازعرطرف يك آتش تاقابل انطفاء عاور یز اشتعال کرد ید ! سرداران امدارذیشان , ورومای قبایل , واقواء شجاعت وبسالت نغان افغان اتعحاد واته‌ای نموده, همفاردوی انگیژراقتل عام ۰ کابل وةندهار ۳ 1 از وحود های نچتن »ستولیان وطن متدس رالد وشاد کام:مودند ۰( ین وا بع را 1 صحمقط دع ۱ تا بصعحیقه ۱۹۸ کتاب مستطاب « مراج التوار یخ که اعل< نش در خبیو, مد آخر ین متن اخیار شایع ابعت ۰ مطااوه فرمائید ) 3 بعد از انکها نگلیز ها از افغانستان اخراج و ناراج شدند "نقاضهاو اوارها؛ ۳ شکست ور تخت س بسیا ری از آنها در کلبن ود عار باقی بداند , کد از آنی‌ژر ۱ بسیار کتابها ب٩‏ بعضی آلات وادوات » و خی نی هی هندتافی انگلیزی خوان بودند . این است که‌سرازان‌تار یخی , برهمان انقاضها و آوارها, بای عسکر ی اظامی دوات منیوعه مقدسة ما , براصول‌وقواعد نظام انگلیزی وضم و بئیاد یافت , در اوایل , بولی وتومائده وتعليم‌وقواعد ید همه کی یز بان‌انگلیزری بوذ , که نقر عا وافسر ها , لها پهمال لهجه وآعنگث تامات آن بو لی تطبیق خر کت تموده . باعل ی آن هم «وچ تمد ایند ۱ درزسان « اعلیحعضرت اسیر شیر علی خان» سرحوم عسکر نظامی اصول جد ند ه مقالات محمود طرژزی ۰۳۷ خیلی از خیلی افزونی گرفت, درالبسه واسلجه‌وقواعددرجُاعلای زیئت, وانتظام را حاصل نود , ولی هزارافسوس که آن‌همه عسکرانبوه , از تر بیه وآداب عسکری وروح عسکری , که عبارت از ضبط و ر بط واطاعت است محروم بودند .اما فضل عظیم امیر مرحوم‌مشار الیه , که درعالم عسکری افغانی » تابه اید بلسان‌تجلیل و تکریم یادمیشود » این‌است که « بولی و توبانده» و همه تعایه‌نامه های‌عسکری را , از ژبان‌انگلیزی به اصل زبان افغانی, ترجمه وتبدیل فرمودند . د وزه‌ان‌سعداقتران‌خاتان جنت‌مکین ؛اعلیحضرت«ماً العلة واادین »»آن‌تقصان عدم تربیه و اطاعت»از عالم عنتکریاغانی‌برطرفگردید . کند کهایی که د رائنای<رب دشن بدون«جبوریت سلام میکرد ندب تساوم»مشد ندب یا اگردن کشی ونافرمانی‌مینمودند حالا وسریعا" ء آن کند کها را از شرف سلاخ شان سحروم «ااخته » با عما ل شا قة ساختن راه ها وغیره » آنها را -اله‌ای سال مجبورسی گرادانید . عهد ترقی مهدذات شو کتسمات «اعلیحضرت سراج | علة والدین»عالم عسکری دولت‌مستقله مقدسه آزاد با استقلال ما را نیز » ازهمه جهت نظام وانتظام کاسل حاصل کردیده‌است . برای بسر رسانیدن افسران وحسن تعلیم وتربية افراد نظامیان بهر کونه تشیشات واقداسات ثافع توصل ورزیده شد . تندظ‌رات‌وتسیقات وتشکیلات اردوی دولت متبوعه مقدسه ۱۰ به. احسن صورت انتظام پذیرفت . د رینتخصوص شکر گذاری «سعین الساطنه» را , که بنظارت‌تمام امورعسکرية سا مور میا شد؟ وسعی ها و کوششهای حناب سپه سالار سردار «محمدنادر» خان را که‌به سرافسری وقوساندانی عمومی اردوی همایون ظفر مقرون شا هانه سرافر از میباشد * نیز شا یان تسین وسزاوار تقدیر دیده میشود. 5۳۸ مقالات محمود طرژی اين بود , مجملی ازتفصعل «تاریخ عسکری»دولت متبوعه مقد. سه ما که بر استناد کتاب مستطاب«سراج التواریخ» » مستندنمودهعرض‌ویمان گردید,بقصد ازین تار یخ سرایی , دافسانه خوائی اینست » که آیا در ظرف‌این يك‌عصر؛ که ما ها از زبان‌مای اجنبی‌تذها زبان انگلیزی را شناخته ایم »دهر چیز ؛ ترقی‌وتمدن خودرا ء بهمان تفلید ونعقیب خط حرکت اتخاذ کرده ایم » و در علوم و فتون متلوعهعصر حاتبر » کد همه چیز ها وترقیهای استفاد4آنها بکتابهای آن موقوفست؛ ما چند کتاب د رکدام عام عسکری با سلکی یاسیاسی با فتی ازآن‌زبان بزبان خود ترجمه کرده تواسته ایم ؟ حال آنکه , از يك عصر به | بنطرف , غیر از همان زبان , دیگر زبائی نشناخته ایم , ومردمان بسیاری هم ازماها , به آنزبان‌آشنا؛ وخوب آموخته شده اند . دربقابل همه آئها تنها «سمح‌ود افغانی» عاجز بودء که قسمت , وسرگر دا فی غر بت و سیاحت , زبان«ترکیعشمانی» را به‌اوآموژانید ! پس‌ملاحظه فرمایند , که در ظرف شش هفت سال یکه هوس‌تالیف‌وترجمه وجریده نویسی , او را بر انگیخته , بعقابل يك عصبر کاسلآثارقنی » علمی ء ادبی ء در نظر انظار اعل وطن خود عاجزائه عرض وتقدیم نموده توائسته است ,ان نیست, مگر به قوت آن زبان مبارك ترکی , و کثرت علوم وفنوئی که‌در آنست ,حرو فات واغات وطرز نوشته زبان ترکی عشمانی , بازبان فارسی با آنقد ر شراکت وقرا بت دارد , کهبه بسمار زود ی انسان آنرا آموخته میتواند , وهمینکه‌قراٌت‌آن‌راکامل نمودید » همه کتابهای فئی وعلمی آن , خود بخود پا شما حرف میزند. حال آنکه در زبان انگلیزی‌آگر بخواهید بدرجه یی که ترجمه کنابهای‌فثی‌عسکریآذرابکنيد, سالها میخوا هد ء نا آن زبان را بدرحه خود انگلیز بدائمد ؛ویاسوزید , وبعدازآن مقالات محمود طرژی :5۳۹ بر ترجمه از آن مقندرشوید , دلیل واضح وبرهان قاطع عر ضی خود را ء بجزاینکه وجود نا بود عاجزانة خود را, وآثار قلمیة عاجزانهة خود را نشان بدهیم , ذکر چه خوا هد بود ؟! این عرض عاجزانه را , برخود ثمایی حمل نفرمائید ! این يكمسلله‌یست, که واجب العرض بود . بکمال فروتئی عرض می کنم , که از زبان | نکلیزی, در واه معارف ملکی وعسکری خود ما , هیچگاه بدرجة زبان ترکی استفاده کرده نخواهیم توانست .شاهد این سخن ما تاریخ واقعات پیش چشم افتا دسا ست . والسلا م علی من التیم الهدا | سال هشتم - شماره ٩-۷‏ ۲ مزا ۱۳۹۷ تحت عنوات عاام‌عسکری- «سراج الاخبارافغانیه» صحایف او راق خود را ؛ به:ظره های روح افزای‌فوتو زینگو کرافیهای عالم عسکری دولت‌بتبوعه خود زینت‌بخشایی‌انظار قارئین کرام خود ساخته , همچنان گاه گاهی , از مقاله های عسکری نیز قأم چلا نیها کرده, وباربارگفته که غالبیت شرافت , عزت افتخار, در ین دهر ناپاید ان همه موقوف وسنوطست به قوت , ومراد ازقوت »زور عسکر است‌وبس.ومرادازعسکر؛ همین نوع عسکریست که در وقت وزمان حاضر دولتهای غالب ومظفردنیا , بان پیشر فت مقضد ومدعا توانسته اند , ,. . ۰ افغانستان خلقتاً عسکراست . زیرا دلیر و بهادرامت . . . درحالیکه هیچکس او را عسکر نکرده , خود بخود عسکر است ! درحا یکه هیچکس سلاح برانها تقسیم نکرد ه , بات مسلحه است ! . ۰ (- مقالات محمود طرزی سال هشتم -شماره ۳- ج ۱ عقرب ۱۳٩,‏ [خبرچاپ‌جلد پنجم «ذاریخ محاربه روس وجاپان» نشر شده , وبعضی صفحات آن | نتخاپ وبچاپ رسیده‌است ۴ سال اول - شماره ی - م۱ قون ۱۲۹۰ [دربا رفتوقیفشدن يك‌جاسوس جرمنیدرانگاستان خبری داده شد؛ »و اژارف سراج الاخبار این تیصره اضافه‌شده‌است:] جا-وس و چاه‌وسی چندرقم است : یکی همینگونه جابوبهاست که دولتهای رقیپ همدیگر در بابةوةٌ عسکریه استحعابات واسلحه‌وراه هاوافکار سیاس‌وعیزه د رساك همدیگر اجرامیکند » کهاین گوئه جاسوسها و جاسودیها مقبول وبرای دواتوا ضرورات . د یگر يك رقم جاسوسی ساعونه ایس ت که برای رسانیدن شرو ضرر افرا دینی‌ندع خود "یعضی دنائتکاركن بی وجدان اجرا میکنند کداين گونه جاسوسیو جاسوسیغ شایان لعنت ونفرین سیباشند , مخیرهایاخبار ها جاسوس گفته میشوند«سخبر»گفته میشوژد زیرا خبر هائی را که‌می‌گیراد برای فایدة عامه نشرو اشاعت میکنند . سال دوم - شمارمن , - ۲ ور ۱۳۹۲ تحت عتوال, الم عسکری؛ و جاسوسیهای عسکری» میئویسد : ازنام جاسزس, همین معاوم میشود که چیز های پنهانی‌راجستجوو تچسس کرده وبه تحتیق «تدقیق رسائیده آنرا خبر بدعد . تست تست ی مقالات محمود طر زی 2۴۱ مسجت تحت سح جاسو سهای بر دو نوع است : یکی‌آن حاسوسهای» پسمت فطرت ون ایماژیس< ۵ کد برای‌ضرر وقصان دولت وسات‌وفطن خودءبه پیسه‌چتل ومردار رشوت دشن دین ووطن گرویده شده وجدان نا.وس‌وایمان خود را بفروشند »و اسرار های را کید بةعاق نفع دشن وضرر وطن باشد بدشمن برسانند» کهسا ازین توع دنی‌های‌بی! یمان بحث‌نمی زانیم, ازنوع دوم آن حرف میژثیم که آنها هزاون تهلکه هاو مشقت هارا برخود کوارا ساخته, وخبر «ا ی که برای نقخ‌و فايدة دوات‌و وطن وسات شان باشد, پدست آورده پدولت خود خر مید هند . (سپس خدمات جاسوسهای ناس رانیان میکنند .که درباراسلحه دشن اطلاعات میا رند, حادویسهای نظامی رابه چهار دسته 2 یم میکنند) اولا حاسوسهای رسمی و آشکا ره یعنی آزشدملیتردا که بل رحاه اعلاترین علم‌وفن برآمده میباشند ولااقل بهسه چهار زان بسیازیا هروشاظر میباشند. انیا جاسوسهایغیر رسمی پنهانیء که به تبدیل قیافت وتغیرلباس کار بیکنند. ثالثآد رجا های»همی ياكد وات»عبد پنهانی بدل دارد»درچنان <ا ها قوساوسهای که میفردنند | کثردر اصل عسکر میباشند»ءوبه قیافت ماکی خود راصنءتکار یا تجار رقم‌داده با ز وظوفه اصلی‌خود را بجامیآرند رایع جاسوها ئیست ازاهالی عود يك سماکت ی که بدست امتیلای دشدن‌در آمده بیباشد: محا رده هااول درسرحد بی‌چسپد, وچون‌عسکر ازسرحد بیخا لد دشمن تجاوزنها ید» جح ارت و سا اس 5۲ مقالات محمود طرزی بددوخدمت همچذان‌هم عنصران خود بکارمیبرند, مشلامه‌اونت,طونغوزها, در سعاربه روسو زا بان که به همجنسانخودیعنی ژاپانیها ومعاوئت و مدد گاری جسهای بمختلفه بلغا ریهاو رومهاو غیره کهمحکوم دوات عثمانیه بودند » به محاریة بالقانها حمچندان و هم عیصران شان . دیگر خدست هاي که از آنها گرفته میشود» اینست که در وقت‌جنگث, حماعت های کوچکی از آنها تشکیل داده ,و ساح سا خته بر اي خر اب کر دن خط های تلگراف و ریل, و برانیدن پلها را بدیناسیت و آتش افروختن و رهزنی کردن و غیره چیزهائیکه موجب مشغولیت فکر و حیران ساختن دشن شود»و قوت اردوی او را کم ومتفرق سازد,,,. سال پئجم - شماه سس ,۳ عقرپ ۱۲۹ نسح از جریده خاور » چاپ ایران» سکنوییکه يك شخص ازشیراز بدوست خود بمشهد نوشته , (دریئوقت طشت خائنان دین و دولت؛ و خداران وطن و سلت »از بام انتاد» و بدرجه یی کار شان آفتابی شد, که مقد ار تتتخو اه شا ن» که ازا نکلیز سیگیر ند مرد ما ۵ با ز ارهم میدانند که چند است .. ,,) سال پنجم - شماره -۲ - ٩‏ ۲ د لو بو ۱۲ سس تسس سس [اشاره (4 يك فقره شماره ۷ سال‌پخجم سراج الاخبار میکند؛ که زیر عنوان«خاین های وطن ومات»چاپ شده‌بود. نا رندهمکتوب خازن الکتب محمد ژهالن‌میشگارد * ۳۳ .و هیچ اخپار تخوانذام, يك نفر از لا زمان دوات برتانیه رام دوات‌روس فموحمل زمان خازن الکتپ‌سرا جاله‌لت پرادر ارشد محمود طرزی مقالات محمود طرژی 2۳۳ تاو تسه به دادن تنخواه وهول از خود کرده باشد» و باآنکه, دولت برطا نیه ء باوجو دیکه در علم سیاسی سرآمد گفته ميشود, بازهم نشدیده‌ام که یکی‌از مامورین دولت روس راء ویا خورد ترین‌دولت اروپا را, به پول‌از دو لت متبوعه اش‌روگردان‌توانسته باشد , ....حالآنکه بار بار دیده وشنیده شدهء که کار دا ران‌فلان‌دولت‌اسلامیه رانصا رایپول از خود کرده و ایمان ووجدان خود را و آزادی تمام سلت را برای نفس شوم خود پایمال و اس رکرده اند.میب اینرابهچصورت ند انستم. ] لد 2 لا محمود طرزی در جواب این نامه«خازن الکتب» مینگارد: تحریرات حکمت‌و دیائت غایات آن بزرگوار مطالعدگذار این مخلص‌عجزشعار کردید.باوجود ضعف و اتوانی, که بسیب بیماری‌بروجود نابود احقرانه ام سستولی میباشد» بدرجة محکن در حل مسئله « مشکل لاینحل»قلم‌فرسا ی را یکی از وظایف مهم انسائیت شمرده» علی قدرالاستطاعه» بوجه اختصباز بمرض‌مافی الپا ل میادرت می ورزم:- سثله را میبای که ازسه نقطه نظر تعقیب وبحا کمه نمائیم : اول - از نقظه نظر دین و اخلاق. انیا از نقطه نظر تربیه ووجدان. الا - از نقطهٌ غیرت و ناموس. لهذا, بکمال‌جرئت» باید گنته شود که‌عاسل این لعل شنیع ء که به پول‌گرویدة يك دولت بیگانه گردد»و موحب غدر و خیانت‌با دولت بتبوعه و مات ووطن خود شود آنچنان لعنتیهاراء از دین و اخلاق و تربیه ووجدان و غیرت و نا موس سرا‌ر تحت تسس فا رن 2۴۴ مقالات. محمود طرزی متروم‌وبی بهره بایدپنداشت, کهدردن خصوص, هیچ مشکلاتی‌نیست, وهر صاحب تصیرت که يكکعکی عقل‌و درایت را سالك باشد؛ فی‌ااحال‌بر بدیهی و آشکاربودن این امر, بدون تانی و درنکث, حکم میکند . ابا «سثله ضعف مشکل لاینحل را در ینجا پیدا یمکندکه آیا این اشنع اعمال چرا در سامانان موجود و در اوروپایيان مفتود است ؟ این است که ما هم باید» ازینجاء بحل این مشکل, تدقیقات خود را بر تقاط سهکانةً اوق جریان داده بگوئیم که .آیا انساثوا از اینچنین يك عمل نیع بجز دین واخلاق, بجز تربیه و وجدان» بجز غیرت وئایوس کدام چیز اسث که مثع کرده پو اند ء چون قضیه چنمن باشد, یا ز-وال‌وارد ممشود, که آیا چسان‌حکم کرده‌خواهيم توائست که این چیز ها در اسلا میت مفتود, وذر نصرانیت موجود باشد.حا شا ثم حاشا, که این چتین يك حکمی ,خی و خاطر هیچ فردی از افراد مسلمانان گذ ر کرده بتواند! اخلاق حسنه, تربیه روحیه,ویدنیه , وجدال,ليم غیرت وناوس مستقيم ؛ از اجزایمتممذدین»قدس اسلام است, که پیروان‌این‌دین مین سکاف و مجبور وموتلاف و مامور برانست.این‌سوداگری منفوره بلموند, کهموضوع بحث ما شده است» عبارت از دین فروشی معطاق شمرده میشوده که‌تاجرآنرا بیمه حال از دایره حدوداسلامیت خارج باید پند اشت»و چون دین را فرو شد» هیچ شبعه یست که متما ث آفرا نیز يك جا با آن سودا کوده‌خو اهد بوذ بزرگوا را ! بخیال نا تص, این حتیر چنال میرسد که, سب های یگانه این سود آگری ملعونة منفوره؛ این چند چیز شده است: ما لات محمو د طر ز ی 5۴۰۵ اولا - دو رماندن از قسرآن. انیا داخل شدن خرافات در دین . تا جات نقصان اخلاق و تربیه , رابعا- سوٌ تقسیر در معانی حقیقی وجدان و غعرت و ناموس. قرآن کریم و فرذان حکیم, که هادی‌صراط المستقیم‌و معما ر عر صحیح و سقر است, بسیار خوانده نميشود, وبمعانی آن ازنظرحکمت دیده نمیشودو به این پی برده نمی شود که این کتاب‌سستطاب» يك قا نون عدل و حة نیتی ست, که‌برای اصللاح و فلاح اپدی جمله عالم و اسم بشرء تا بمادام القیامت شرف نزول یاة ه است.و يك منیع آبحیات‌سعر فت و سعا د تست که تا آ خر دو ران ژسین وآسمان.سوافق‌وسطادی هرعصرو هر ء زمانامتتباط درگونه‌مطا اب ومقادی کدبرای هرنوع خیر ها وسعاد تهای سر باشد » ازان کرده میشود » و بالعکس گویا از افراط تعظیم » به تفریط تعلیم آن پرد اخته شده‌است ,حتی» حمراز تفا سیر شریفه یی 4۲مفسرین کرام مانقدم»رحهم النه. بمطا بق عصر و زان خو دشان کر دم کز اشبه اند ,دیگر گونه تفسیر کردنر اهم جواز نمید هند , حتی د رازد بعضی, عام ساختن وعام فهم کرد ن آیات کر یحه صحا یف اخبار نیز جایزشمرده نه‌یشود .ازین است که‌آن‌رهنما وهادی«ا»د رگوشه های طاقهای سیار بلند »د رسیان‌یدها میحفظه هاء گوشه‌نشین‌نسیان ما نده است, وازجمله خیرات و< نات برقم آمده»د وسر قبر هاوسزا وعا, بروح‌سردگان نقسیم وتوزیع وقرائت میشود. ه رگاه‌در بحت«دا خل‌شدن خرافات دردین ,خن رانیم »بچنانچیزهائی بر خو اهیم خورد, که ازحیرت به حسرت ؛ از حسرت بحیرت , دو چار خواعيم شد. دین‌مقد س اسلام » در ابندای ظهورش م يك شهراه صاف و سستقیم بیخاروخاشا کی بود, که عضرات اصحاب گزین ومجاهدین دین مجین» بان شهراه + تین » غرب‌وشرق‌دلیا را ۴۹ مقالات محمود طرزی پاا ثو از هدایت و عدااتمتوروآباد نمودند. انسوس اس تکه» رفته و فته؛ دران‌شهراه علویت هسراه ؛فراز هاو ذشیبغا : گودا های عجیب وغریمی پیداگردیده اموج بسی تفرقه عا واختلاف ها و تشدت ها وپراگنهگی عاگردید»و شهر آه حقیقت :بر (سسی, کو ر راه حای ظلعت اندو د خرافات آلودی»*)خ شا خ وجداجدا گردید . ای بززدوار این سبحث خیلی عحیق ودقیق است؛ ۶ پيكع‌حیفه‌د وصحیفه ستن تمام فءیشود یلکه يك تاریخ بقصلی نگاشتن لازم‌سی آید. درایر ال» در معا ك ثر کهه داره‌تدو محر فوطن عزیر خودما اگر حستیجو شود * آنقدر کتاب عای خرافات آلو د که پخدیشهای توضوع ,و افتراعا بر بزرگان‌واولیای د بن پر و بحلو بیباشد , دیده ميشود, که نسیت بانها کتابهای معقعی دهاز حقایق اظریاتءقله» و حکمیات تایه و سیاسیه دیشه» بحش‌,وبیان میرانند » خدای کم‌ونایاب دیمانند. تنها کتابها ی باکه بعضز و اعظهای حاعل گراهی د ید: مشود که د ربا زارعا و کوده ها ایستاده » برای گدائی ؛ هخی‌چثان زدرهانی» در د ماغهای اهالسی بیچاوء می‌اذازند » کهيك آد م واقق,حقیقّت را زارزاز ود سی‌آورد. خود این حقیر شماه در همین بازار ده‌افغانان خودمامی کفاققم؛ ریدم لهمر دم بسیازی جهم آمده اندء و ءمه ثان بیكاستغراقی هنه کوش گرد یدهم تر ات وخرافات يكشخص کش "ول از بدوش سفید پوش بزند آوازی را بکوش جا نْ ميشنيدند. حتید آاادار هاهم دست کارویار باز دا ۳ بصورت برالبه بدآن زهرفروش گوش داد. بود تل, رل قدری دونگ کرده کوش نواد م , هحينة/ رشتیدم که می نت :«بللشتی‌بود ء کدسی‌ونه قتل فقس معصوم رانعودهبود, . . یدام کد در پیش کدام باز رخته برسرد 4۲ من سی وله تدل کر دام ۸ آیا بخعیده خواهيم شد؟ اوگنت کد آگرچهل قتل بکتی هم بخشید: معا لات »<مو دطر ز ی اوقت ی ی سیشوی ! و آن شقی تیغ را کشیده آن ملا یاشیخ را هم کشت, تاچهل پوره شود؛ و باز يك شخصی او را پیخواب دید» کذد ر جنت تعیم مقیم است ۰ .. » انحاف فربائید که این چه قسم خرافاتست | معلوم عالی 2ماست , که در هبه جا عوام جامل نسبت بخواص فا ضل بیشتر است. چو ن اینچنین خرافات عام‌فهم‌شود و کتابهای اینگونه‌موءظه هاو خرافاتهای هم بکثر ت متداول گر دد , حال‌یکجا منجر خواهدشد؟ بهلا کتابها ی که بگوید» اگر هزار هامعاصی واسرتکب شوی؛ ودو رکعت نفل در فلا ن وقت شب بیخو انیو یا فلا ن ورد دعا را اینقدر بخوانی » غیر از آنکه جنت اعیم مقاجت 4 د , چنان حوری‌را نادل‌میشوی که‌سرشد ر شر ق‌و پا یش د رسرب با شد ! و قس عاحی ا بحیواقی ! پس چون یکیار اینچنیسن بسك فکری‌د ردساغها فایم‌گتر ده با سید هما ن‌دو رکعت ثماز نفل یا هها نو رد و د عاءبکما جرئت و بی بر و ایی ؛ بر هرگو ند قبایح ورذایل مرتکب شدن بسیار آسان میئما بدء وچون بان‌دو رکعت نفل؛ یابان ورد و دعا »همه گناهان عفو شد نی‌باشد» آیا برای‌پدج‌وقت فردضه را با آوردن , وروزه ماه رسضان را گرفتن , ودیگر احکام شرعیر | ایفا نمو د ت, چه حارجت میماند! ؟ وااحاصل ,این يك‌سشتی از خروار» ونمونه‌یی از بسیار است , که‌غرض شد, وگرئه بهزار هااز ین گونه خرافات ,حتی عزار ها احادیث موضوعه نیز , در آنخصوص ها ساخته شده است, که‌داخل شدن‌اینگونه خرافات در دین مقدس‌اسلام افکارعا به را چنان زهر ناله گر دانیده, کهازگفتن «بیان نمودن آن‌عم انسان خایفانه ادارة کلام میکند, کسید ابتعرض باور کنند ان آنگونه خرافات ,انسان سردوچارآید ! | گر گفته شود که‌فءل شنیع گرویده شدن به‌پو ل اجنبی‌از گروه عوام الغاس 5۴۸ مقالات محمود طرزی نی بلکه‌از خواص بظهور رسیده‌است, زیرا گرو بده‌شدن‌عوام, چندان طرر و زیا نی بدوات ووطن وسلت ژمیرساند , حالانکه | گر یکی از خواص, به آنچنان بیع‌و شرای بامونه اقدام ورزد» ضررو زیان‌آن‌عام میشود » -اعرض‌سيکنيم کهآءچنان خو اص را خاص‌نی بلکه از «انمام هم‌بل اضلءباید کفت» دراو قت, سئله, نتصان تر بیه واخلاق , وسوء تفسیر ,درسعانی‌وجدان وغیرت وناسوس بظو ر میرسد .اهذّا آاچنان اشخاس سلعون » اولا از اخلاق بقدر يك‌ذره بهره ندارند» انیاتر بیه وتعلیم شان بدرچه می ثقصان دارد , که پجز خرافات پرستی ,دیگر از هیچ چیزی‌بو نبرده اند , از وحدان عرا-ر بی تصیب مانده بمعثی حقیقی‌آن هم‌بی ثیر ده‌اند ؟هچیست زیر | وجدان , يك-س قلبی وباطتی ایست که انساثرا همان حس بر خوبی و بدیآ گاه میگر د | ند , کلم غیرت راتها برسیالداری دهم چشمیو رقابت تفسیر ,و کلمه‌مقدس‌اموسر را که شهیر جبر یل امینش باید خو اندء تشهابر يك شعبة آن منحصر دانسته‌اند, که‌آنهم عبارت ازعر ض ز ان‌سباشد . حال] :هد رح اعلای غير ت و نامو سر آفست که انسان غیرت ملیه وناموس وطذیه خود زا بحافظه کند . کسیکه دین دوات ,مل, وطن خود را بپو ل مردارد دشن این بقد ما ت‌سود | کند, و بردنائت‌دلاله کی این مقدسات‌سرتکب گردد , آیا آنچنا ن دئی های‌پست فطرت را چدان صاحب دین , تربیه ؛ اخلاق‌وجدان؛ غیرت» ناموس گفته خو اهیم توانست ٩٩‏ حالا پر جان مسثله رجمت کرده این را تحقیق کنیم , که آیا در ار روپاٍچرا اینچنین بیع شرای فرو ختن دوات»سلت»وطن , بء‌قابل پول‌دشمن‌بوقو ع تمی‌آید؟ پیش ازهمه چیز, در یتخصوص‌سخن يك‌فیلسوف اسلاسی را به‌قابل یکی | زنصرانیاتی مقالات م<مو دطر ز ی ۰۹ که پا اومبا حوه سکرد بیا ن ميکنيم» که گنت : شما ( بعنی تصرا نیا ۵ ) هر انقدر که از دین خود رو گردای حستید, بهمان نسبت ترقی کرده غالب و مظفر شده رژید . ومامردم اسلا هما نقدر که از د ین خو د روگردانی گز ید بم ؛ هما قد ر تدنی کرده مءلوب ومتوور شده رنتیم , حقرمّت هم همین است . وقتها بی بود که اوره پا در زیر پنجه تهروند سر کلیسا جا مازده بو دند . بابا سها +جنقر | به کز میفر وگادد»ودعه کمر را از شاه وگدا کهپابها مطر وسردود مرکر قد » چنان بود که گویا از عالم اساایت اخراج‌ميثدند. درانوقتیا, ارو با دريك عالم خرافات وظامت؛ وععای تیه وتاری پویان بوده , ها باینگونه بجع وتراهائی ‏ باکه بصد ها رقم ا گواریه۱ ۵ رسیاب شان سرزده ظهور میشد .اسا ر نته رفته ؛ حکمت, فاسفه» فن طبیعت حاکم شاه رفت ,وهر | نقد زر که حک.ت طبیعت حاکسم شده رفت زا رد سا اس یل کردیده رفت» و چون حب وطن از اجزای ستممة طبیعیه پشریه دیما شد» خیانت بوطن ودات ود+لت., سرا سر خلا ف 3 ت وطم عت شمر ده.شه مفقرد گر د یده رقت:: ۳ ما فیه ,چدان گفته نمیشود که اوروپا درجه ۱ "ملیت را احراز کرده‌باشد. نی نی ! در اوروبا نیز بچنان بعضی خلاف طبیعت‌چیزهایی تا دف میشود » که ان نر! حیران میسازد ! خلاصه همیتقدر عرض‌,يشود, که گرو یده شدن به پول دشمن »برای خیا نت بدین ودو ات ودلتووطن , خلاف طبیعت»ودغایر انسا یت يك‌عمایست که در هرجا ودر هر قوء ودر هر انسانی کد وجود یاید, مستو جب (عدت ونفرت مشود , اوروپا راهم سراسر ازین عبل شنیع +ا لی نیا ید پند اشتر 55۵۰ مقالات‌محمود طرزی چندسال پیش ازین ؛ مسئله«د ریفوس »(۱) و سسترهگو یان» , که بفر و ختن نقشه های ایکا باث جنگی قرافس رابجز سن مقهم شده‌بود , هنوژ از خاطره شافراموش نشد» است. والحاصل , اینچنین اشخاص ‏ «غلط طبیت» يك سخاوق سستدکره‌وملعونی دائسته »ازهیئت اجتماعیه بشریه, وحقوق مدنیه مسلیه و مطرو دومرد ودش‌باید دا ست. این است که باوجود پریشانی ذعن و اختلال صحت؛ بهمینقد آتیجه انکا ر حقیرا نه راءد ر جواپ آن بز ر گوار لطف کردا رخویش عرض نهوده توانستم . باقی | ز در گاه حی ءجل‌وعلی ,اصلاح امت‌ناجیه وا نیاز و تضرع کر ده ختم مقا ل میشما یم . سال پئچم - شتماره م -م ۱ میز ان ۱۳۹۵ [بعداز دادل این خبر » که قراهاسو ثهای آلعا با فرابا سو نهای فر ائس و ایتالیا فطع علاقد نمودند , بینگا رد ] فراما سون . يا فرامیسی - که در زبان بلك دا آنر افراموش خا نه میگویند, هام دران زمان‌چنان» پنداشته شده ود 5 د ریفوس (یلضا رط یهودی‌فرانسوی) تیعید کد , حقیقت آن بود که سفارت المان در پاریس ذریعه يك‌خادمه جا رو ب کش اسناد وا بدست‌آو رده بود, بیگناهید ربقوس در ز مان‌نگارش این مقاله معلوم‌نیود» وبعداً ثابت‌شد . امادرژمان‌جنکث اول‌جهانی»مثا ل های‌د یگرخیانت های ملی بعضی افراد اروپائی پید ا شد . (ر.ف) . ای سس ما تست جستتت سح مقالات محمود طر ذی 25۱ ا سکی ‏ . سسسسسسسسسصت يك حمعیت مبخص و4 ایست؛ که در هر طرف دئیا » حماعتهاي آن مروحود ات ؟ وبحفلهای آنرا «لوج» میگو یند. در خصوصاسرار هاوانتر یگهای‌جه‌عیت فر امیسن » انواع روایتها وحکا یتهای‌عجیب وغریبی ز بانزد شده است ؛ حالانکه آنهمه روایتها بجز مپالغه درگر چیزی‌نیست , در حقیقت يك جمعیت د نیوی ایست ‏ که برای بعضی نیرنگگ دای... لك خودشان» وپیشرفت:قا صد مخصوصه‌شان, بنام خدمت انسائمت ۲ «فو عتد انحادو اخوت ء يثلباس‌هزار رنگگ, وپرده‌های رنگا رنگ‌بررو ی کار آورده‌اند. این حنگت رستا خیز آ هنگ» چنا نچه پرده از ری بسی ابر ار ها بر نداخت » پر د ه فرامیستی ر | نیز پاره مود . مثلا یکی از پر ده ها ی فرا میستی ؛ این بو د که فر امیسنی » هیچگاه با همد گر خوددث‌من نمیشوند . از یکد بگر بیکا نگی‌نمی کنند اگر در شرق باشند » ار در غرب, همد دکرخودرا متتندایند »وبه‌عاونت و مددگاری» یگد بگر بجا ن سی کوشند » حال آذکه داز و قت حا ضر » مه دولتهای که بایگدیگر جنگ وخو نریزی»سیکنند »وسنافع یکدیگر ر اپاسال بیساز نده باد شاهال شان »و وژرای مان »وبسیاری از اهالی شان » بیك‌لوجی زلوجهای‌فرا باسول -یا فراسیسن منسموب‌سیپاشند . زهی خدمت انسانیت ! خهی یکانگی‌واتحاد وا خوت ومعاونت ب- ۱ اطلاعات علعی «-راج الا خبار افغانی» سال اول - شماره چهارم ۳.۱ عترب ,۱۳۹ سای رصح تحت عنوان «اد بیات, معَاله در باره «علم و محر فتم کهدر اخی, آن‌آیده‌است: «تا دانا نشوی , نه خود را می شناسی ,نه خدا زا , تا شناما نشوی نه خیر خو د 24 و را می اند یشی »و نه خیر اعداء را » تس تسس سس سس سس ۳ لت 1 مقالات محمود طرزی تحت هت توس سس ال ۲ - تاره ب ور قوس وچ معا 4 مخعو وه «عام را محدود بآو یم یاغیر هحردود؟ نميدانیم که چه‌بكوئوم, زیرا آزدانه چیزی گفدد نميتوانم ! اگر نگو تیم : به بعضی جا ها یی «یرسیم که خود را هم گم موکنيم . یلا اگر بگوئیم که«عام» بمعنی دانستن است , آیا دانستن عبارت از دانستن چه چیر خوا هد بو د ؟ اش دانستن اشیای کائنات مراد باشد , یکی از جملم اشیای کا ثنات فضای کیو د فامعست ؛ که بر ماسایباث دارد * وسا آنر ا «آسمال » میگوئيم : حالا تکه غیر 4 دد ود بودن آن؛ وغیر ال بودن شهار کوا کب در مان آن 4 قیا ثابت است ۳ سال دوم - شمارهی , - ۲ ثو ر ٩۲‏ ۱۲ [د رفصل« سقالسخعوصه »«حکمای قدیم چه پودند : وحکمای‌جدیدچه‌شدند ؟» مقالژ مفصلی ؛ درستام حکها ی قدهم آمده است ,۱ [ سشکلات سفر د ران زمان کر شده واين سطور نگاشته شده است:] از يك قطعه‌بد یگر قطعه سیروسیاحت کردن؛ کارهر بهاد رجهان پیمانبو د . و | زین سیب بود که از وهم دقیاس , بسی مملکتها, وانسانها ؛ و مخلوقا ت غر ابت نما نقل وروایت کردند , ومانند«‌عجا یب‌المخلوقات » کتا بها تصو بر نمو ده » از بسی «گلیم کو شها» ود ر ختهای کل ۱ ثسان, وه‌اقو آتها , وغیره بحثها رانده‌اند! حالا يك خر بطه و نقشه کر زسین ءصر حاضر رابر سر میز تان اند اخته » بینید که دنیا باربار از دئمای پیشتر بزرگتر گردیده : وسپر وسیاحت آن پدرجه ایآ سان مقالات محمود طرژزی 52۳ شده , که تدام کره را پايك بکس کوچك د ستی »در رف عشتاد روز دو رکر دن يك ساعت‌تیری شمرده مشود ! ,. وااحا سل چولن‌بسوی مطیعه هاءودکتبها ۰و لتبخانه هاوا کادسی‌ها و باغچه ای نبا تا ت وحیو ائات ؛ ورید خانه » وهزار ها اختر ا عها و آلات و دواتی که درین عدر حاضر بد ست حکای حد یددیی بیئیم اظو کنر و مر شیر آن بخیال وحاطر حعمای قدیمه عم نگذشته بود , .... ( در اخیرسینگا ر د:) ...حالا چون ابن هعهشعا کات راقار ثین کرام مطالعه فردابند »در باب اینکه «حکمای‌قديم چه بودند وحکای حدید چه شدند؟ » يك‌فکر احمال حا صل کرده خوا هند بود .ا,کن این رام بگوئیم؟ که‌از بن تفصیاات چنا ن مفهو م نشو د که :ساح کهای قد یمه را سر اسراز قدر و حیثیت‌دور اند اخایم .نی نی اقدر وقیمت حکه‌ای‌قدیمه ؛نه چندانست که آنرا انسان انکار گرده بتواند: قد مااساس نهادند» ستاخرین بران بنا عاسا ختند ,قدما معلم بودند » متا خرین متعلم شدند. قدىا تخم حکیت را کاشتند ؛متأخرین حاصل برداشتند. لهذ" , جناچه آفخل بودن معقد مین انکار شدنی نیست »همچنان , | کمل‌بودن متاخرین نیز . بدیهی وابت است . وانته اعلم پااصو اب ۳ سال اول ستماره بر جوا ۱۳۹۱ | تار بخ ۳ رمدن رسد از شماره ۱ ۰ دو لو ی +!دو ار مه ,| سال‌اول تارف ۴۹۷-۱ حو زا ۰( ۱۹ [ «تاریخ 15 رن »درفن تما رد حدم شد ه است:, ] سال دوم مشماره م + - با ستیله +نم | ختم -قاله فن حیولوجی بعنی طبقات‌الارض + در فصل «یثا لا ت فنیه» » ساسل 4ج پ رسیده است .| سال ؟ شما ره - و, جد کر ۱۳۹۱ [ تحت عذوان «حکدت طلبیعیه »سقاله بی دوباره متهاورو ژی او مه ده م یکی | زفنون «عتذابها ی عصر حایرم.فنمته اوژوژی ست » که ترجمه فارسی آن‌عام احوال هوا »وغرنی‌آنا علم الجوادث الجو بیباند .فن سته اورلوژی, معتدا ترین‌شجبه ایس ازشعیات حکت طبیعه » که بادرینجا , یاعدریج , چا نچه , اباد وعده نود ه ایم ازهر گونه علوم طبیعیه ؛ در تحت‌سرلوحه #عکمت طبیعیه» ,یتقو قارئین کرام عرض خواهیم نمود » کهازآنجمله یکی‌نیز همین عنوان مافو قست . مهس مقاله مفصل آمنه است , ود راخیره نام‌سراجم نز گي-تبع آن 3 کرشنهاعت] : تیال سوم نما ره ۰ ۱-۱ ۲ حدل ۳ ۱۲ ۳ ۳ ۳ سر هرا 5 ۲ 1 ۶ ۰ ۱ | درفصل «عاوم‌ونئول» که تلیشه سصور دارد , تحت وال امه اسمزامده واحوان ان.ان‌بعدازنتدیه ای شاسل»طالب اسلاسی بت احوال انسان آغاز شده است این اغاز اینساساه مبامین میدانله هَ مقالات محمود طرزی ۷5 ۱ ستت سال سوم مشماره م + ب/ لسد ۱۲۹۳ [ مقالة احوال انسانی_تحت عنوان فلسقها-لامیه-درفصل علوم وفنون. ده اکیر آن راجع به تشریح جسم آدمی میباشددر بن‌شماره بها یان میرسد ,] سال چهاوم -شماره , ب - ,,دلو ۱۳۹۳ [ تقسمما ت جمعیت بشر یه - (بحث جغر افیه ز یر او حه» علوم و فنون) حالاتتذاژه «وحشت ؛بد وبت بت ثیت» بیال‌شدهاست . درا خیر سینگار د۰]« مد ثیت تامه , حقیقت بختاف فیهالت »وعر کربه يك رنگی‌آنرا تعریف و توصیف کرده‌است, مال پخجم شهاره و -۱ عرب جه ۱۲ بسلب له اختراعات محیرا لعقول. حفر کانالسویین راترح داده‌ابت, ونیزبند هالی ثیل وبزرگترین پل های د نیا وتونل ها ؛وبرجا یفن 1 تال دم شماره جم- ۱ سیزان 6 ۹ ۱۳ | تجت‌عنوان «مقاله سمحع‌وصه:د ر برد جماد ازان -و تاایر ماشین درترقی قد رت انسان , معاله‌ای آیده ونتیچه برا همیت عام‌نگاشته شد ه‌است + منویسد :| ادلادوطن !-عی کنید ‏ همت ورزید فن بیاموزیدتا انسا نکامل‌شوید واز درگه تدزل جماد ی‌رهیده بر تب اعلان کیالات انسانی واصل شوید ... ماد هزار بار بهتر است ازانسانی که نایده ودعرثعر کت آن‌بملت‌ووطنش نرسد ! (نهه ة 5 ال اول ۰ت-اره ۱ « تااه‌های ژاپا ن 1 تام عبداارشید ابراهیج ‏ عاچتاتا که برایدشراسلام به ژاپان سیا خت .کر دد (ابن سیاحت ژاسه درین شماوء آغاز شده است ,) ۱ ۳ » ۰ ۹ مب مشهمر تاره دعن۳ وی ۱۳۹ | احوالنا عالم -تعریف ام دوام بیان! حوال استرالیا 1 سرا ز شمارة آینده) به احوال چین دچینیها آغازس‌شود .| نشاانته العزیز الرحیم. (تذ کر: ارادة خداوند نود که‌یتقار ٌ سایعدسراح الاخبار )بچاپ برد ) . بال ال -شماره يب 5 سجدی ,۳۹ | در احسل مقالات فنیه مقاله احت عتوان۱#!تريك؛یهتی قوت‌برقی پآنده اصت سال موم شماوه ب- ۴ قوس ۱۴۹۳ نعت عنوان يك اختراع جدید: سامو یل لایین نام اسریکا ثی» يك آلعجیبی اذرا ع کرده که از فوتوگرافو راموفون خیلی برتری دارد وستحم سینو ما توگراف- شمرده‌ميشود. مغلا اگر این آله را دريك بازاری يايك جه‌عیتگاه مرد‌انی بگذارند یه صداعا واداز ها را یکبارلی یط وحفظ کرده و غمه را پيك بارگی یکجا میثتو ائد سال‌پتجم شماره 4- ۱۸میزان ۱۲۹4 زیرس راوحه «علوم‌وفنون» دریاناختراعات, ته(ه تسوپ - ومیکر وسکوب. مقالات محمود طرزی 25۷ د رببالمیکروسکوب. ازخد مت های نافع آن‌برای حیات‌توع بتيبمشرو طاتذ کرشدهاست. سال هشتم. شماره ۱5-۲ عقرب ۱۳۹۷ فن هواپروازی بر »دربارة برروی عوار ازدن با لون (اد اسه‌شما رهم سال۷) , سال هشتم سشمار هم -م عقر ب ۱۳5۷ فن هوا پروازی بنی پشر -مابعد ازشماره م سال هشيم ۰ |[ اشاره به احمیت میته اور وژ ک. ۰ ]-جر وسیاحت شوا.بوا‌طه‌بالون غیر ممکن نی پلکه مکی است , چنانچه . در ینوقت حاضر »ارو پلان عا,و زیباین ها , آن «سمکن» گفتن کی عصر پیشترارا ؛,درغالم امکان عيان ساخت . سال اول - شماره ۲: قرب ۰ ۱+٩‏ «صحت عا یله » بقلم و ایضا: . .ود طرزی ۰ ال اول - شهاره ز ۳ هم اند ۱9۱ الحمد اه والمته صحت عحوسی بر کمال‌است. عیجگونة اسراض‌ساریه‌ومزمنهدر نهر عزیز ما مو جود ثیست , نها مرض چیچکک و سرخکان که بلای مد هش خانه ویران طفلان است : در شهر عزیز سا موجود است. لهذا, صاحبان‌اطءالیکه جگرپارة خودشانرا خال ززدهء اگر يك آن‌اولتر بشفا خانة سبا رکه برده به خال زدن شان مبادرت ورزند, از احقیاط دور نخواهد بود .. سال اول - شمارهٌ سموم-م ۱ عقرب ۰ ۱۳٩‏ در فم‌ل «مقالات صجید وطبیه ءسقااد ای راجم به صحت عایاه و ضرو رت‌وقایه محت اطفال ء بقلم محمو د طرزی الق انست3.: مق لات هحمرور دطای ر ر‌ سال اول - بماره م». ج عقر نب ۱۲ « متا لا ت طبیه» ق ده های حنظ حبحت در یب اب/ موده صحت... (اژ"المان ل» عسکری(ت رکی) ترجمه شده, ) سال اول - شمازه تهم - مج داو ۱۴۹۰ ٍ دق داص-نجرح ب راک باله تحت عذوان حق گ( صیوت»؛ بو قت خوا دنل و بو فت و ام و .ود سال اول - شماره م رخاف حمل ,۲ ۳ ۹ ۳۹ ۰ اب زُ ۸ تاه تحت عنوان«حنظ حصجحت »3 ر بارة سر*چتم: وش و بینیء دندان عا احسن وحهال . ار «تهايم فرادت» ترخه خدد انا چم ببال + شعاره رت ٩‏ , جدعط4.: دربارة مکووب اطلاعات داده له سال اول» شماره ۱۳- اول حمل ۱ ۴ تحت عنوا ن«سخنان هر رقمنسخه های فایده نماقاعده برای گهبانی الحه یعتی براق از زنی» قاعده برداثعن له چربی از حاسد. سال دوم شماوه ۳ -ج ععر ب ۱ ۱۲ ورت. بان 5 ۳ 5 ۷ ۶ تفع ددت عتو لب ی ۳ ۳3۹ جأحبه عای عادا۸ه ۳۹ را پادکاردر بارة رد حت ۳ ۳ _ رخت ها رنگه,ماندد جوت .و وتاوف و گا و فا ۶ مظان ال , دافة لو است , مقالات محمود طرزک ۹ ۷- فلسفه » فلسفة تاریخ سال پ - شماره م- ۹ حمل ۱۲۹۲ بقاله مخصوصه تحت عنوان «چسست؟ - جرا ؟» ( بعد ازمقدیه اشاره به افاسته» بیکند»و در اخیر میخودسد:) دانش عام.ازه بربا رددن بازان وروآیدن اسدجژد وغلها زان.:حصرمیها زد.فن ۶ اسیاب و علل باران‌را حستج وکردهاحنایق ثابتة آنراً بمید ان مینهد , فاسفه.اسای وعلتغانی قوت ءظیمه مد پراً نوا حستجو میکندن که آکز از اینچنین علم بسیاز عالی؛ گاه ؟؛هی بعضی باحت‌د و صحایف سراج‌الاخبار آنغا یه بنذار مطالعه کنید کان معتره تصادف نما ید اجه غیجی خی اعد مت سال اول ت تقعا ره 6ب مج و دلو .. ٩‏ ط یکی از علو م بسیار معتنا بهای فواید انتها» عام تاریخ , است 4 مطالعة آن انسان را بسی عبرت ها و فایده ها می بخشد , . .. ,ار منافع وفوا ید که داریخ #دارد "بعد ازین نسحه عای روز ثاسذهاسراج الاخبار فغافیه «یعضی‌لوحه های تاریخی نیز تزئین صحایف نموده مطالعه کنندگان ثرام خود را نید میتماید , (درین شماره تاریخ عام ناویخ؛داد» شده و بعد از بیان آثاریرودوت و غیرهاز "۳ خان عرب و از انجمله تاریخ ابن عسا کر و نمز ازد هبی واین اثیر وانن خلدون د کر شده است. در شماره عای» پعد مقالات باین سلسه»ءچاپ رسیده است.) 2 منال اول »مارد 3 ۰,2 +توطاي ۱4:۱ آمولات عا ی علم تاریخ ‏ تاریخ ۳ ه#رعلم د وحنبه دارد. دبک ی جنبهمونوع آ ایسست ودیگو ختره حد میت ت آنست: کد عبابت ازجا کات فاةية عقلیهد ران ات , مد حاجوا 7 ماایاست » نهازحکمت تاریخ سخن‌را نیم .9 با ینودیاه دز با ب ؟شا بشذدن وفگرو تربه عال ووسعت ب.علومات‌مطا اعد کت کتد تان کرا م خود, عرص خدست ژرزيم. ۰۰۰ [-جس ‌دربارة تاریخ خاقتابوالبشر آذ م علید | لاسام : مطالبی را ازقران کویم را تغسرر کرده وعده مید خد که زاثاراحمد مدحت فقد ي »ترحه هانی بخوانند گان تقدیوخواهد کرد . . ر .| ال چا رم تمای,< پ, قوس ۱۳۹ (قحت ندهان ی کیت تار پخیه , یکدو یمه ازتار یخ قدیمه" سعنی چکمت تن ( بعنی فاس‌قاه تار یخ ) پيا نت شده ا ست, وسپس از تاز فخ , پابل و کلده » .طاابی آم- وانگاء نگارند, به‌تر قیات امروای اشاره ترده/ از اسف امر یکا,وقدرت ععل ] د ی هن جنبن سیتگارد۰) ۰ ابنای وطی ساچدان ؟.ان زبرند" له سااینهع* عخذهارا از برای توصیف ونعر یف ذر نگان ابراد ميکنيم !نی ! پلکه مععد عا حزانه ما:ایقاض واجر یکرست 15 ایشافرا بر اعمالات وا ختراعات خر یه مد هتنا او مجتس‌از برای‌فمط و | ستیلری سطح زمین بر پا دا شته اند احبارمید حعمء نا با شدکه قبل از آنکه کارا زکار بگذرد» يك چارة کاری دید.ه عقل و فکر خود عانرا تضییق وفشاری دهید» وعام ویدعت قاتحاد و و مدنیت راشعاری بیرنده واز جعاات‌و بطالت وخواريزي مقالات محمود طرزی ۱ و بی اتحادی وداعی تو ند» و عاوم وسنایع وثروتو امنیت را تحری و جستجوی زا یند » و از برای آ سا بش و طن و محافظه د شعن جاره نی جوواد . ۰: ۰ عهیهات سخن کجا بود. و سا کجا افتاد یم ! در بایل بود یم» بکابل ر فتیم ! اکر قوة حادثة حاذ به‌اکتر یقیه وان نمیبود» از با بل یکابل مارا که میکشید؟ ای دجمود 1[ م . ثرا بدینهمه وا ءنلی».و نا صحی چه کار؟ وطن کجا.و تودر چه هو!! خا موش باش؛ که خمو شی بکارا ست»نهگو پایی ! ( سپس دو باره در بارمٌ تار یخ آئوزو سیر میی سخن میگو ید.) (سال چهارم - شمارهب - ۲۰ حمل ۱۳۹ (تحت فصل : عاوء وفنو ل»ز برء‌نوال <کمت تاو بخیه» ادا یه مقاله شاه م بعد ازذ کر | حوال -ا با نیان» ظهه ر اسلام» و پیزانس» می‌نگاود: ) نتیجه حکمت و خلاصةه ءبرتی که از ین بیانات حاصل میشود,الِشست ده کر چه آن ذوات قد سی سفاتی که این اساسات متيثه ,اسلام, را بعالم #شو کردند.د, گذ شقه‌اند,ولی دزار شک رکه فر قان حمید تااید با قست, سلاح مد دنه اتعاد و ! حوت | سلامی» که سساما نان شرق وغرب را یكو جود سا خته؛وا خلا قی دس عالی » له جوشن صبرو | قدام وا ستقا مه‌ر ابانها پو شا نیده»و غیرت‌و شجا عت که همه دنیارا در پیش جر نت و حسارت‌آن سر فرو کردة تسلیم زموده؛ برعده‌آنهاغااپ راو رد ۲۵ سال ششم -- شمازه۳ ۱ وم دلو ۱۳۹۵ (ز بر عنوان علومو فدون»- فوایدفن نار یخ و یكمفال‌تار بخیره بملم محمودطرری ,) , . .يك حکایه خلیفه‌تا ثم بامرااله کدازر وی| سنادتا ر یخی حکم نردو به تاریخ اعمیت بورگک قا بل شد| سال هتم - شمارء 13-۲۳ سرطادا ب ۹ ۱۳ رل قسمت با له شیا رکه تر جمه شده‌ا ستءدر ینجا با دا می یابد (واد در درباره قیلا+ار زج ۱ ی توش‌از پید ایش خط). سچ س| یندهآبن 5 جوه راد مماژه های الآ یزده و عده برد شلد ( اما دوسال»] بعد :چند شما ره دمحدود سراجالا خباره وه ها چاپشد و11 زی بق بقا له را غم کر ده راید » قح اتست بوقغه ها چاپ‌شد وا ترمجمودطرژی شب بقا له را ثر حجه شم ثر ده + دج ده بجاپ رها ند ), ۸- ضرورت ترتی اقعصادی - سال اون شمارة دوم - ۳ میز ال ٩‏ ۱۳ سر ازین شهار , کتاب‌علم«ثروت سالل :چا پ رسیده است. این ژتاب را مجمو 4 طرزی خود ترجمه کرده و در شهاره ای بیهم سراجلاخبار بچاپ رسانیدء است ؛ و د ربارة علم اتتصاد مییاشد . (اصول مسلسل تا اخپر ال سوم اد ابه یافه‌است) ال جیا زم - مره جرب و۱۲۹۲ تعریف فن ایس‌عاتستیق - (استا زاجعا نی ) ءآعمیت آن در زمینه عای ۰ ۳ + ۳0۳ ۳ ت 5 ۰ ۳ ۰ تا ال دا تشن میمم قوت وثروت - خر اقها ی کتووات شعیق ما له رعرد اد نغوسی ۳ يا ۰ و تتاسل- دشاعف وتنافصس خه ها احانتات محصو لات جبنآعیه- احوال ۳ زره ۳ تیم معا رف ۳ ابر ۳۹ بطد و احبلاحیه - تعسيم قواعد موسسات خیر ده بت و و و و و سال اول- شمارة د وم ,م‌میزان . ۱۳ ر )هه اد ددبها عر داه يمك ملکی را زب کو ح< دی سییه بد شیم ۲ ره ای تخل آن را عروق و شرائین آن و حود, و پلیای آن را بغاصل یعنی بندعای آن وحود اکر بگوئی-م , هیچ يك سخن بیا اغه نگفته خواهيم بو د ! زیرا» اکر د رعروق وشر انین يك‌بی‌اندطامی‌ونا هقواری زاهیا ٍ راد ,حوعرخون. ره ماد یکانه عیات رده یود ۴ یه انتظلام تعامی ده لازم وت ازبای اععت دل در غر طرف وحود حا ری‌و ساری‌نگرد یدهء حیات وحودرادر تاه می‌اند 1 3 کدالك ار د د ره‌فاصل »نی بند های اعضای وحود »شکستگی دیل انتظاسی واقع شود ! درمایم بعن ععبوی با عضودیگر خطیواوله‌و مرابطه منقطم گردیده نف بستی عوارض مهلکه معروض میکرد د ر‌ ایا و پاهایماکت*عیتاً جحین اجمیت ِ مر یت رادارد, که‌عدم ۱ تعطاسام وِِ درستی آن ؛سوجب عدم انتظام و درستی ملت میگردد, بی‌زاحیو نی پلی ؛ چدانجه در مواردات وسخارجات تجارتی سلكث, که‌بمثابه خون دربدن است ,سکنه خرامی میرساند ) در نقلیات سوق عسکر نیز ته‌که های بسیار فحیعی «وقوع می آر ما لهای آنرا صفحه های تاریخ عیداً نان سدعد. 2۴ م2 لات محمو د طر ز ی سال اول شماره . ۳۱ حوت ۱۳۹۰ | بیان ۱ همیت‌س رکهای حلد یل واع#میت آن درانادم: که راه ای عام را با باه حاریه تشخیص داد است)اعمیت‌سر لها درحغهان امرو ز ابرای نقلیا ت امروری و فاد آن ۵ هام حیگع] ۳ ۱ 4 1 ی ۳ ۲ ا ۰ با ول مارم ده ۳۱ یرال ۱۴۰۹۰ دمن الما > کل شی <ی آب کا بل در پای تفت -ایلشت -نية افغانیه , اگرچه ی آپوای‌حاری موعود ا-ست , حتی «ذهر کابل » يك‌آب دایم الچز انیت که‌سانند کلم آب ؟4د رنشی‌افظ نام آن‌و اقع است »از وسط #هرهمیشه جاری میباشد ,ولی‌این آب.سیب. مستعمل شدن آن در زراعت ها و کشت زارها " و برآمدن پسی حوی‌ها ازانل, وقتیکه درشهر سیرسد ی هم خیلی کم میشود, وهمم برای‌نوشودن افع‌وجالح آ-بباشد. سضی‌چشده هاوچاه‌هائی5" موحود است, آن ۳ بدوح کقایت احتیاج اعالی دیده نمیشود .حالانکه آب یخی از ما پحتاج بسیار ضروریة اندان اس تکه‌خالق بکانة ارش‌و-ماء آثرا مدار حیاتنوء ینی بش رکرد ائیده است . طاابت جده است» که تلعات "قوس شهر هانیکه آب نوشیدتی آن تا گوارو ستعمل و پرمیکرو ب‌باشد, نسبت بشهر ها که آب‌آن خوشگوار وپاكو براق‌باشد: خیلی از خیلی اقزو ن تر است ., »۰۰ ربعد زین دربار ۱۶ یتکه آب توب طتلها ی آهنین از پعمان‌آو,ده‌عوا هدثد: خبرد اده ات ) مقالات محمود طرزی 21۵ ار آداشا ی یی ۳7 زه چه عبرت گر فعه هی شود ٩‏ از تما شای ماشین , باز این عبرت هم بها سرسد که : چنانچه همه چرخهاو همه آلات را در کارو هیچ چیز برا معطل و بیکار نمی بینیم , همچنان آن کارها وعلمها را بی ا"تظام و بیتانون عم نعی بابیم , همه آلات خو رد و کلان متحرکی که دريك کارخانه دیده میشود , و غمه حرکات آن ؛ در زیر يك قاون ونظام با قاعده ای در حر کت سیباشند , که يك آن , از همان قانون لايتغيري که‌برای آن وضع شده , تخالف نمیورزند : ویرعهان‌يك وتیزه ويك ما طرا ويك آهنگث‌بح رکات منتظمه خود دوام میورزند , که اثر نظلام وقانون نباشد , يك آهنکی ويك رنگی حر کات پبدا نمیشود »وچون يك آعنگی و بك مق ی در کار پیدا زشود » هر چرخ عرآله ساشین , خود بخود دور خورده» نتیجة سعیو و شش آنها بجز سائیده شدن؛ و خی بای والحاصل , تماشای يك‌ساشین خانه , غیر تبائیکه بمانشان مید هد : خلاصة عبا رت از ین چند چیز است : حر کت و فعالیت , سعی وعمل , قانون و انتظا م , تقسیم اعمال , تقسیم او قات , توحید بساعی , یعنی یا نگی سعیها . نتیجه و امرة این کار ها , درماشین خانه ها » که از نوع جماد است , بحاصل داد صنعتهای رتم رتم منجر میشود .واگر انسانها » این چیز عا راد رعماها ی بشری خود تطبیق اماید , نتیجه وئمرة آن , سعا د نها و ار و تها و خو بیها بیشود ! 21 مقالات محمود طرزی رال اول - شماره ج ۱-۲ ۲منبله ۱۳۹۱ هر ور ک تودت ر بل در افغااستات در دنیا هیچ چیزی نیست که حا مع المیحستات‌باشد , یعثی همه خو بیغا را د ر بر داشته باشد , و سراسر متفعت بوده هعچ مضرتی درو تصور نشو د , عر جبز #م طرف مضرت وم خوت مشفعت را دارد . جون ار نقع و صرر ریل نا رکد رحراه بیان کردیم م حالا لازم آبد که یکندری از ذرورت وازوم | ن نیز بحث برا سم چون ریل در ینو قث حاضر یکی از اسلحه مد غتر خن دورنها « اساب بخ نه ترقی وتوانگر ی وا بادی سلکها وسلتها میبا شد از انرو , خطها ی آ هن ر یلها ر ا اگر عروق حیانیه جسم يك دولت بگو لیم , سز است ۰ اگر شرائین ذاتیه وجود يكث باکت تخوانیم ۴ روا بت مملکت بی رل ۰ رانشد حید پیخو نیست 6 کد عمه اعضای آن عاطل است . اهذا تعدید راه عای آهن ریل در مملکت افغانستال تبرور است . اسروژه روز , به ح رکات تعرضیه عسکر یة اين نظام جدید موجوده, مج قوتی‌سانم شده نمبتواند.حتی استعکاسات فو لادی «پور آرتونه که بصر ف شدن میایونها روبیه بو حود آىد ه بود ند » بمها جمه قو تهای عبا کر نظاسی ژاپان بایداری نتوانست . ریل , واسطة یکا نه استیلادی يك سماکت نمیشود . خر اب کر دن راه های آ هن ریل عای دولت بیگانه را در ملك خود بسیار آسان است . لهذا ؛ بر ای انفا نستان ریل خود اففائستان ضرور است نه رل دولت غیر ! اسروز روز , دشمنان ما + با راه های آعن خود صذعا غزار عسخر خود بازر ا بر سر حد ما به بسیار سرعت جدم آورده از خاله عا تجاوز میتوانند . سا اگر غر قدر مقالات محمود طرزی 2۷ معی دنیم ۰ بااین آلات نقلیه اسپ‌وشتر یا کراچی , يك غندعسکر خود راا ژ یکماه ببشتر بر سر حد شها لا وغربی خود خود ردانیده امیتوانهم » که نتیجة آن مغلویمت است ,حال آنکه پرورد کار عظیم الشا ن ما , جل وعلی , در ترآن کر یم خو د میفوما ید که : بردشمن خود تجاوز وتعد ی کنید, بمشلی ده‌برشما تجاوز وتعدی م ی کند» اهذا چون سلاح تجاو زو تعدی دشمنا ن ریل است » ریل در محلکت افغانستان خرور است . اسروزه روز, خوییها وفایده ها ومتغعتهای ره های آغن ریل در زد ععو م مال معمدنه عالم , متفق,علیه ات .اگر کسی از ان انکار کند از بدیهمات‌گویا انکار میکنند» که آنیم خلاف دنق است , وعدم قابلیت ترقسی وتهدن را نشان سیدهد . | ما چیز یکه از ان‌فا یداه مند تر و خی بتر و منفعت آو ر تر است هما نا محانخاه هستي و موحوددت حا کمیتو استقلال ,وآزادی وطن اس ت که آنهمد رنزد موم منل ستمد نه عالم سدفق علیه است. اک کسی‌ازآن هم‌انکار کند » یانه بر خلاف عقل وسنطق حر کت کرده خواهدبود .آهذاءبرای اففان-‌تان ریل ضرورلا زه است» اما درعین‌حال زسانلاحظه عا کمیت و امتقلالو آ زادی ازفانستان » که بهعین حیزه حتوق «وظا یف دولت حاجب را ایةا کرده میتواند , وبرهءا هد 4 دوستی‌واتقای خرد پابه داری ممتواند , نیزضر ورتر والز متردیده میشود وگر نها زمانند ریاهای ریاست عای هندو-تان برای‌افهانسدال جدئعره حاصل ممشود ؟ ! با علیه , اکرمب‌گله «ریل و افء۱ ستان» راد ولعه‌اي علاقه دارازین نقطة نظر 5۸ معالات مجمو دار ز ی میات ترع وتعت تباید , هیچ شبقه .تم کداتطه عای ااعلافی و نظر یه عای قعلیه به تسویه زرد يكد را ت<صوصی پیداود, وا داعم | عتواب سال دوم - شماره ۵- ؟ قوس ۱۲۹۱ ردیل اما نستان آراپیسه احمز» مورحه ۲ کتو بر سنه ۱ دراعاعت ره مس رحراج الاخبار بر قوائدونصان ر یر احث رادم طا هر نموده‌شدهایت. کهاجرای رل درسماکت ازفانسد تن بهرنوع مفیداست, لا کن الحاقی ربل افقا:ستال, به سایداهریل روسی‌ویا انگردزی, برای خودهختا ری‌دلت نهایت خطر نالد است. اخبا رپادونیون زا نی سیکنف که‌جوفکه سراح‌الاخبار زاب رسر کاریاست وی کدام مط‌مون,غیر بدفاووی اعلیحضرت ابیرصاحب دران شا یم نمی‌شود, پنا برین 4 :عبجه مضمولن‌فوق آنعت که درافغانسدان سلسله ریاوی کدی امرلت گرشحتة به‌ب اممله ریل سالك غیرماجی کردده ع رگزاجراء تیخو*د یافت ! الیده ,اندرون ماك‌افغا نستان, بعدا زجندد مدبت ردل خاری زب ده <و اغزشد, درحع.یت ریل نها بت مفید شی است ه اد؛بعضیافقات»» عالداتسیاسی ؛ بخلا فآن‌متتاخی میگر دند. فا 5 (-راجاا خیار ادمانیه: ] مابا ربا رگفتها یم که «سراج الا خما وافقا نید اخاو سر کار نی‌باکه اخبارتجا ری وطتی‌بیمانتدد, که این عد داجزیهنی «یودءو دصر زیه نیز صاحب امتراز وسجرر تساشر مقالات محمود طرزی 5۹۹ آزست, حالانکه ء اخیارهایوثیر , راء‌ی‌ژنی کرده» اخبار ما را ومقاله‌ای که‌درباب ریل نوشته ايم, هده‌راسر کاری‌برقم داده, ومانند یلكسخن رسمی‌دولتی تلقی کرده‌است؛ واین شبهه اکدرازین پیش می‌آید » که برسراخبار ما عبا ره«نگران . علی ا«مدخان | يشيك‌اقاسی حضوراعلیحضرت همایونی» نوشتههیباشد .حالانکد» این زگرانی حناب سعا د تعاب علی احمد خان‌ايشيك آقاسی» بطرز «سان-ور», یعنی حاسو س تجر برات محتویه اخبا رمانیست » ویجزبعضی تبلیغات رسمی, که‌گاه کاهی برای نشرشدنبه اخبار ماسید هندء و به امضای‌خودشان‌درج میشود, دیگر هیچ معاوات تیحریریه باما ندارئد, و تنهاا زنقطه . نظرتجا رت وسرمایه‌الی باماشر يك میباشند , واسم شانرا ازینجهت مینویسم .مقاله‌ی ی که‌ماد رشفازه ج ۲سال‌اول خودیعنوان «راه آخن ریل افغا نستال» نوشته‌ايم » آگربه امضاءودستخطجتاتبالگران مامیپود؛ لته که بصورت رسمی‌شناخته میشد» حالانکه‌سادر آخرهراخبار خودميد سيم که.«مقاله عای‌بی دستخط , ازفلم خوده.د یرو سرمحرراست»(۱) حتی‌اگرمحرر اخبارپا یونیر, همان مقالة مارابخوبی ودقت معاله4 مینمودند, هیچ شبهه نیست که این فقرها ز نظرشان میگذشت «فكريك چیزیست که د رزیرانحصا رنمیدارید . هر کس ازفکرخود ش مس‌ئواست وبد یگرافکار جهت تعلقی ندارد.سخن يك‌اخباروالا, درچگاه دست آویزسخن دولتی شمرد ه‌زمیشود . > 0 پس‌اکرد راخیارداء هرراه‌ی وفکرشخصی وعندی‌ما را, خن رسمی دولتی تلقی نموده جواب ب رب درین بارة صفحه ره این مجموعه دیده شود . +2۷ مقالات محمود طرژی بگویند 6 موجب نو تفا همات گردیده , بعضی غلط فهمی هارا میدان ممد هد . اگر ارار قول «پایوتیر» « هیچکدام مضمون بغیر منظوری اءامحضرت‌امیرصاحب» در اخبا رساد وج وشایع نمیشد» ذات اعلحیضرت میبایست که همه دارهای سهمة سلطذت را تر له دادء تنها به تصحیحا ت ومنظورات مضا سین اخپا ر سشغو له مم‌شدند ۱ حالانکه » ذاتاءایحضرت بو خلایف مقد سه مهمه سلطنت مشغه‌اند :که منظور ی ونامنظوری مضابین اخیار يك اخیا ر والا , اوقات سسعوده شریف شانرا به مشغول نمودن وقتمییا بد | نوشبه عای «اترجمان‌افکا روحسما تخود ماعت. درباب دوات وسلت‌ووطن‌دا: مسایل مهمةٌ رسمه عیاسية دوات راپدون اجازة دولت وا مضای‌نگرا ن خود در ج کرده زحيتوانيم . دریاب فواید ومضرات و شرورت ربل» همین قدر چیزی 45 بف.ار ناقصا له ما رسیدء بود ۰ نوشته بوفیم ؛ وبسسب رمع غاط فهمی ؛ بهه‌یتقدر تردید بجپو رگر د ید یم . ما باز پبانگگ باندموکونم که تابوقتیکه وقات میبتتله علیه افغانستال بردوام باشد , و اقوام دلاور دیندار افغان از روی زبین محوو نابود نشده باشد ؛ گذشتن ریل دوات غیر دین آزافغانستان محال وغیرجائزاست , ولی برای خوداففانستان, از طری خود دولت فغانستا ن : ردل لا ژ م وضرور است . ال اول شمار دوم - ,م میزالا ۱۳۹۰ (ترحهة محمود طرزی اژ کاب *رنیع عرات 4 راجم ره تولیداث ما شیدضا نه مااچ«تره ود.ةا 2 دی گر دربارة اخراجات»عدن آهن ( مقالات محمود طرزی ۷۱" سا ل دو م - شما ره م۱۳- م حمل ۱۳۹۲ [ تخت عئوان یاث دو صحیفه از تار بخ مدئیت» پس از اشاوبه بعشی مطالب تاربیخ قدیم‌شرق, و مقام تمدن‌در جهان اسروز » مینگارد :] ۰ مقصود مارا از ترقیات مدنیه ء درك فرموده باشند » که مراداز ثر قیات مدنیة حدیداوروپاست, البته ! زیراء در حالیکه همه اطرا ف‌عالم خواه به | ساجه و خواه به تعلیمات عسکریه و خواه بفنون سد نیه ولیاسوجمله حو ایچ ضروریه به اورو ها محتا ج با شد ؛ پس دگر مدایتی درکجا میماند ؟ اول » تقلید بد نیت اوژوپاهبی » ازاسورات عسکریه به افغانستان آغاز نهاده است» که‌آنهم بعداز اول بار آسدن اردوی انگلیژان‌به افغانستان است» یعتی تقریبا هشتاد سال پیش ازین . بعد ارآ نکه اردوی‌انگلیز بتما مع‌ادرکابل محو کرد ید» دلطنت اسیر کبیرجنت مکان اعاحیضرت امیردوست بحمد خال‌د رافغانه‌تان اعتقلال گرفت» ازتجربه هائیکه در آن,حاربه هاحاصل شد » بود؛ آزوم.قطعی تدارل کردن عسا کرنظامی رائابت ساخته بود . هریک از شهزادگان معظم - یعتی اولاد های امیر مرحوم ء کند کهای مخصو صه جدا گانه ترتیب وتشکیل سیدادند ؛ قوا عد تعلیم عسکری بزبان‌انگریزی اجرا می یافت . معلم ها بعضی ا فسر ان ذفلا می عسکری بود که اسیرویا تسايم وسبلمان شده بیدند . از آ ن حمله یک صا حب منصب انگیژی که مستر« کیمپل» نام داشت‌و به شرفاسالام رسیده به شیرمحمد ان سوسوم شد » بو د پشرف خدست معیت | علیحضر ت امیر بحعد افضل خان» حد امجد | علیحضرت سر افر | زی د اشت » که خاةا ن سر حو م جنت مکین ؛ تفت مقالات محمود طرزی اعلیضرت یاه الملتزا(دین» درسوانح عمری شا هانه جمان ازصاحب مخصب مذ کور بابن صورت بیان سی فر مایند : ( از تاج التواریخ اقتیا س می کند ) . « سیه سالار کل قشون درم یکنفر انگلیس شیر محمد خان نا سی بود که مسلمان شده بود ؛ و در اصل نا یش « کیمپل» بود . این صاعب مثصب ؛ در سین , ی + و هجری ؛ در جدگگ قندهار , که با شاه شجاع شده بودء بدست اشکر, حدم اسیر افتاده بود م‌شار الیه یکث صاحب منصب بسیار شجاع * و به ابو ر نظامی عسکری,شياي آ گاه ؛ و هم طبیب خوبی بود . من بسپپ کمالاتش‌التفات زیادی برو داشتم, وی ذکک بخبت اخلاعانة بمن سیپرورائید . این‌شخص یخی از اشخاص با کفایت زمان شود معسوب میشد ؛ رتبة سپه‌سالاری تمام قشون‌بلخ را دا را بود . حالت ابن قشون خیلی منظم بود ؛ زیرا "که هر روژ اتمرارا آنهارا مشق میدادند . روزی شیرسحمد خال از( رم خواحش زمو د ؛ که سرابجهت تعلیم نظامی به او بسهارد, تا قبل ازوفات خودشل, علوم‌وفنون خود رابمن آسو خده باشد , پدوم خوا هش مشاراامه را پذیرفته » به‌من حکمداد که هرروزه بجهت دوحه‌ساعت نود سشارالیه بروم » و او هر قدر که ممکن باشد : بدون ضیاع وقت » یمن تعلوم بدهد . من هم بطبیب خاطر قبول نموده , مشغول تحصیل شدم . سه سال کامل مشغول تحصیل فن حراحی وفتون حربیه بودم» . این است که آذار مدای اوروپیه ء در آغاز امر از فن عسکری ؛ در افقا نتان رخعساره درخشان خود را نشان داده » روز بروز ترقی نموده است : تا آنکه زمان ملطنت اعلیحضرت اسیر شیرعلی خان سرحوم » قواعد تعلیم عسکری نیز بز بان مقالات محمود طرژی, و افغانی ترجمه » وصنایم طوپ‌ریز ی وتف گسازی وبتاقی سازی نیز » تایکدرجه‌ای ترتی ورزیده » در لباس و صنایع و اور عسکری ؛ تجددات نه‌ایانی ظهور نمود : اول رواج پوشیدن در یشی و بسر کردن لاه اوروپی نیز د ر آنزمان آغاز نمود . تقریباً بقدر هشتاد هزار عسکر نظامی ‏ با تعلیم و قاءد و دریشی و کلاه و تفنگ تنظیم بات . بعد از انقراض حکوست امیر شیر علی خان : و استملاي دوات انگلیز بار دوم بر اففا نستان » و ناهور یر تابا عصر ضیاء انشان اعلیحضرت ضیاء الملة والدین امیر عبدالرحهن خان؛ تجددات تر قیات مدثیت عصر حاضر نیژ ؛ در اصلاحات عمارات ؛ وتأسیس فابریکی بخاری انایحه سازی وغیره ؛ درخشندگی گرفت . چون اصلاحات داخلی مملکت ؛ بسیب سرکشیها وظغیانهایی که درد وسه‌سال استیلای اجنبی در همه اطراف افغانستان بظهور نعوده بود » !زوم قطعی داشت » از آنرو ؛ اکثر اوقات به استحصال امن و آسایش بلاد و اهالی , و رفم بغاوتها و سر کشی ءصروف شده است ؛ که عسا گر منعظمة دولت ؛ دایعا ه عملیات‌آشدغال ورزیده : خیلی «حمل ند ای ولی حقیقت ترقی و تجد دمدایت‌در افغانستان» درعصر اعلیحضرت سراح الملقت والدین امیر حبیب‌انته خان جلوه پیرای ظهو رگردیده ء که «سراج‌الاخبار افغانی» از ان آثار انوار تشار » تابه حال بحث رانده و می زان .۰۰ مقصد عاجوانُ ما از تحریر این مقالٌ عاجزانه » بحضاً تدارکگ کردن یکث مقدیه ودیباچه ایست ؛ که برای «تجددات ترقی در عصر سراجیه» که‌بعدازین در شماره های آینده سرلوحه مقال اتخاذ نعا هم . . . ۰۷۴ مقالات محمود طرزی فا بر بکث زشمیده بافی درینجا از یکث تشبث بسوار خیر اندهشانة نا فع بحث و بیان میرانوم ‏ "که آنهم عبارت از تاء سیس و بتیاد «فابریکث یعنی کارخاند پانمیته بافی» می باشد , نخستین مقصد خیر مرصد ذات اعلیحضرت از قاء سیس این فابریکث این است؛ 3 رقم احتراحات,حدکت از حهت پوشاك تایکدرحه بشود اکر هیچ تیا شد » 2 قماشهایی که تنها دریشی صنوف عسا کر ارت ما ثر همایو نی را کافل وضامن بشود » تایکدرجةً ژاء مين بتواند . اين هم معلوم است که‌برای فابر یک پشمینه بافی ؛ اول چیزیکه اند پشیده شود همانا « پم » است . چون مردمان بالدار ؛ ومال موای بسیاری که از آن پشم حاصل شود » در محلکت افعاستال؛ حرسه الته قعالی » بکثرت بوخود است . مثلا جهتهای پشت رود ۰ .ياه بند ترکستان, زمین ؛ دغیره ؛ اگر معدن پشم گفته شود جادارد . حیوانات مختدفة پشم داری بانند گو سفند » بز , حتی شتر - های مایة که پشمهای بسیار اعلی از آن حا صل می شود » درین نواحیها به لکها (کها موجوداست : ویک حصه تجارت بزرکف اقعانستان را که بخارج میرود؛ همانا پشم تشکیل مید عد , عجییتر اینکه » پشم خام ساکک خودسا , که بقمت بسیار ارزان بخارج میرو د ۰ بقوت صنایع خارجه » با هوت و کذمیره شده ؛ بقیت بسیار گرانبهابی ؛ وا ٍس بسر خود ما فر وخته می‌شود ۱ سال دوم - شماره ۲ و و سوطان ۴ ۱۳ ها د یکی از اسهاء حه‌نای حلیلة خااق پگانة بمع‌ستا حل عطءا سم حلیل «صانح » ات ۰ پا کیست آن صانع قدهم حکیم ۳ » 4 بعکمت بالغةً ذات بیم‌عل ب‌ساناد مقالات محمود طرزی 2۷۵ خویش ؛ کارگاه ماشین خانة کائدات بیحد و نهایت را » بچه کو ند حسن خلقت وچه درجه اتفاق صنعت تخلیق وتکوین فرسوده ۱ عظمت وتوانائیمت » آن خالق بدیع السموات والارض را » که اینهمه اجرام » لایعد ولایحصی را ؛ در جوفضای بی انتها » بر چدان دوایر عظیهه و سح رکهای جسیمه بر محور ها ی بدیمهة شان بدور وسیر سریع ااسبری در آورده » که عقلها در پیش آن دور و سرعت و ابعاد پرعظعت»سر گردان بادیه حیرت میماند 1 عنایع چدان یکث جوعر تابند در خشنده پر ضیا ثیست . که جهان وسکان وزسان را منور سیسازد » وچنان قوت عظیمة سهیبه ایست ۰ که بحی قوای طبيعية جسیمه را مطیع ومنقاد ببینماید . اگر مو جد واجب ا لو جود جل و عل » محفظة ماشین دماغ انسان ضعیف عجزپیما را بفکرایجاد صنایم مظهر عوا طف ذات‌الوهیت خود نمیفرمود ۰ آبا ناخن شش هفت سوت گو چکث او بااخن های یک انچه ودو انچه شیر وپانگ ؛ ویا دندا نهای کرک و کفتار » و یا شا خها ی کاو د شتی و کرگدن , ویا خرطوم بقوت سوسوم فیل ؛ چه میتوانست بکند ؟ آیا باموحهای کوه نمای بحرها , با بعد های سافه ضجراها » وتطعه عای و اسعه از هم حدا » بجز عجز لنکی پا » چه کاری از پیش بود ه میتو | نست ؟ علیاخصوص از ش رکین وحرض وطمع و بغض و عداوت هجدسمان خود» که مد هشترین فلا کتها وسصییتهای بشریست, خود را بچه چیز مدافعه بیکرد ؟ بلی بلی ! فکر ایجاد وقوت سنایع » که حضرت صانع سمیع علیم جل‌جلاله اسافرا عطا فرموده » آثرا یب یگان زند گانی اش ساخته ؛ و به آن قوت سکن اورا که کر ارض است ‏ آباد ماخته : وبر جمیع حیواناتش دسلط وحا کم نموده وبروپحر را به او مطیع و ننقاد داشته , ۰۷۹ مقالات محمود طرزی صنایم جمم صنعت است وصنعت بو شه و ریست. انسا نها وسلکهامی که از صنایع محروم بائده ائد ؛ مانند زمیشها نیست 15 از ابش آفتاب محروم آمیت. و هیچ و و لا درو نوست. انسااعا وسلکهایی صنایج وذکر ایجاد واخقراع را مالک ده مس‌تفرق پثور وحیات ات ؛ متلدذ به لذایذ مدثیت مد ثیت صفادست ؛ مستقید از هده‌دهات اسنت 1 مستفیضص از حمله تعمات‌است ا ذات اقدس ذوالجلال بی زو ال نعهت عطومة صتایع را برهم» اقر اد يثی وم اسان ۶ تصورت میذول ووایکانی عطا واحسان فرموده.حتی مردم بدوی و و حشی را یز » سراسر ازین تععت محروم زگذاذته " برا حرسان از آن» حردان‌اژ حائست؛ ازیکك کاسه بی که با آن آپ بتو شد» بایکث خیمه وخرقه یی که به آن سداقعذ حروبرد را نماید » یکت خنجر وفلاختی ۲4 ثرا برای صد رمق و حفظ آنه | ستعم‌ال کند ؛ هیچ فومی از قو ا م بشر محر و م نیست , اماء آن‌قسم نوع بشر : که بجْ-منقدر صنایع | کتفاء‌ورزیده در ای افزونی صنایم زرد نك ه ادد ء آنها از مظهر شدن به اسم جلیل صانع چذم بوذی وابا ورزنده " محرو م نعمای بی‌پایان خالی اکوان کردپده اند ء ودر کریو تلبای و کاهلی ماند ه » از حیات افسا نی د حسن معشیت وزندگافی وسصتوعات ای پایان الهی هدیچ امتفٌا ده نکرده ازد , حتی 4۱ دی ابرا ژ ننه‌وده اند , و الحاصلی ۲ صنایع واخترعات است که اشروت رأمتدهر افضلیت وا کعلیت نموده 1 و حکم با اد ومعرنوعات دیع علاق ام حل,وعار / » از پس پرده های خفا آ کار وبر بلا میگنداند , (صدا بح و اقغانستان ) در وطن مقدس با افغانستال » جنانچه همه آثار سد نیت و حمده ابواب خیر وعاد ت در عصر زر قی عبر ا عایحضر تا نهر | 3 ا لحلة و ا اد ن حقایق آ ۳ ۰ عدالت, [ 9 1 بروی کار آ ید ه صنایع و ده وری نیز یک شرع مه بسیاز درخشانی به تشر انوا ضیا هار آغاز نهاد » اسمت . ال سو م - شما ره پر ۲۲ قو س ۱۲۳ [باذ کر این خب ر که‌دولت عهمافیه در نطر دارد یک فابریکگ قونسرو: سازی بدا تاه از گوشت و پوست وپشم وشاخ حوو انات مد بوح در عید قربا ن استفاده نماید ‏ نکاشته است] در مملکت عزیزما نیز در ایام عید سعید اضحی فر با وا ذبح میشود عرگاه قریافی کنندگان ۳ پوست قربانیعا خود شان را برای امور معارف‌مملکت خود ترك کنند» بملیونها روهیه‌مرشود ومکتیها وچا پخانه عا وکتابها بوجود +مآید » وئواب شا افزو نتر میشود . سال م - شماره ۵ -۱۲ - عترب ۱۲۹۳ صذا بع داخلی چسان تر ی هید ؟ (بعداز بیانات دربارة اهمیت‌صذایع درترقی ملت هاوقدرت باشین دباغی اسان واختراعات بشر ) آیا اینراگمان خوا هید کرد َ کهاینهمه صنایع عحیید وغریبة اورو پائیان ,که آسرو زه روز چشمها رامید رخشاند, وعقاها رابحیرت‌سی‌اندازد , ازآغاز کاربهمین ترقی وروتق امروزينة خودبوده باشد ؟ نی ی ! ایذچنین‌نیست : اوروپائیان هم » دراو ل 2۷۸ مقالات‌محمود طرزی اسر 1 باس پوش ؛ تمد بدوش بودند . رفته روت , »کرباس‌رایسان کوره ,ان کووه‌را به‌سان»قید ؛ وندد رابکشمیره وم وت <ویل داد ند . اسیاب یان ترقی حنایج راد رحند جمز می بیئیم : یکی»آزادی دامل بیشد وران , یعنی دایرهرابر صنعتگران و پیشه‌وران تنکث نگرفتن » وه رکس رابرای اجرای ص:ععش آزاد گذا تن . دوم »اطرف,شکوست , به نشویق ومکافات صنعتگران دوثش ورزیدن ,وهر کونه تسهیلات وآما ها نشان :ادن . سوم " هرصشعت وپیشه دی کهازطرف صذعتگراق وپيشه ورال پیش شود ؛ وشددت احتیاج هم به آن با شد , عهانوقت ازطرف تو انگران مملکت یله ش رکتی تشکیل یافته ۰ وسرهایه برای پمشرثت ورواج آذونع شده , درترقی آن-عی وجود آوردن . وایحاصل :بائنداین ‏ دیگر یس اسپابها هت که‌سوجب ترا فی صدایع داخلی میشود , کدجون باشیتهای دماغها» درآنباب حرف 3 هن نهاید .وافکار عا با عم مصادمه دند «خیلی برقهای فواید ومنانع آزان برمیچید , که موجب روشنا ی مملکت گردد . جای‌هزار افدوس است , که جوهر گزانبه‌ای بخارذی اقتدار ؛ابن ماشین بدیع التکوین مقدس؛ بر چیزه‌ای‌لایعنی غیر لایق آن۰ هباءا منشوراگردد !... ضروری بودن آر قی صذایع داخلای این‌سحا ره حاضره , که معدن وسرچشمة صنایع جمله عااج‌یعنی «اورو پا»رااز بخ وبن باه درآورد برهمة باواضح وروشن ساخت؟ کهذرقی دادن‌صنایع داحلی وطن عزیز ما ,ازاهم اوازمات ضرو رید میباشاه , زهرا این جنگ‌خانه خراب, کا رخانه مقالات محمود طرزی ۰۷۹ های | کثر اشیا وحوایج اورو پا را که‌مایان به‌آن‌محتاج بودیم »معطل نعود, رادها بندشد «دادوستد متقطع کردید ,به‌آ‌سیب, نرخ آن اشیا برتری گرفت » هنوز که میداند که‌سرابر قحط وسفقود مشود ؟ پس‌درحال‌تتدان آنها ماچه خواهيم کرد ؟ یامیپاید برهنه بنشینيم , یاآذآهبه کرباس وطن خودمراجعت کرده , تن خود رابآن بپوشیم . بلی ! چون‌یکبارد رواز؛سان کوره وسان سفید ملك غیربروی-استته شود؛ دگر چدچاره داریم , که‌گرا س نپوشيم ؟ حالآنکه اگرد رزراعت پنبه ترقی» ند میم ؛ و کربامربافان ملك ماعم بهمین خال‌عطالت وفلا کت , بی‌سرسایه کی وبی‌اسبا بی بمائند , کرباس‌مائیز نسبنت یه احتیا ج مملکت کافی نیاسده , نتیجه باز به بر هنه باندن بنجر خواعد شد! همچتاشست ,.حال کشمیره هاودیگر قماشهای اعلایی 1 بقیمتهای گرانبهابی ازخارج خریداری کرده , «دار رینت مفقخرانُ فیشن‌وجود خود ترارداده ایچم ۴ چون‌یکبار حرهان ازآن‌حاصل‌آید , بلاشبهه , نه کشمیره ای چارخانه‌و رهدار وبركك و کرك معلکت خود عرض احتیاج خواهيم کرد . پس‌آگرم اژحالا سوداگران وتوانگران وطن عزیزها , سرمای وافری جمع‌آورده ودرصددترقی و علاح وفراوانی آنها کوشش فرزئد , بجز منفعت هیچ ضرری نخواهند دید. ازهمه بدترمسسلةتیل خالوشمع وقدد و کاغذ وشیشه وامثال‌آن گونه‌لوازبات ضروریُ مجرمه‌ایست , ک بهیچ صورت, استغناء ازان سمکن نیست . آیا اگ رکارخانة ای اینچیزها رابابومبه عای آتش‌ریز هوائی وگله های‌صدسنی بحری‌وبری باخاله یکسان کردیده مارابجروم عواطف خود سازد ,چه خواهیم کرد؟ ! میج شبیه تشر به تبل شرشف ویادععهای چربوی پنجاه شصت سال پوش‌ازین خود» +۵5۸ مقالات محمود طر زی محتاج خواهیم شد , حال آنکم تیل خالك, وشده‌های کافوری فرنگستان , اژاسجار وتتها است که مارابخود «فرور ساخته, در کشت و کار تخم‌شرشف , وساختن سم چربو , سراسر مارا به اعمال وغفلت رهبری نهءود, است , تیل شرشف : در قیهت , ازتیل خالك پا کم نمی‌آرد . شمع ریزان‌چریو معدوم گردیده اند . آیا چه باید کرد ؟ هیچ شیهه نیست , کدبتاریکی نلسته نميتوانيم . ضروريك‌چیزی بای کرد . اولاً این رایاید کرد, کدازححفه کدابذ هتهاوفکر های‌خوده کاحا «غیرسمکن» رامحووحك یکنجم ,ذاتا .اژمعنندات ما مت که کلمة«غیرمهکن» بجز بر شریاك با ری‌تعالي‌جل وعلی: بردیگر چیزی‌اطلاق ژمیشود . کاندات ده ممکتاتت بیدافادن‌عدن تیل‌خالد: یاگجیز غیرممکن شمرده امیشود. درجهت های‌هرات وآب‌ا-شاده, موخود/ بودل این هعدن؛ بتواثر شنیده شده است, ال کار آنرا, از با کو وقفقاز بدست آفردن داستفاده کردن غبره‌مکن يك چمزی نیست , وای‌این یکچیز بست که بوقت میعتاجاست, دم‌لقد, د رکشت وزراعت*خم شرشف واصلاح وترقیعصر ها - یعنی‌جواز خانه‌ها ی آن کوشش ورزیدن لازم است. شمع ر یزی عیچ يك کاره‌شکلی نیست. بجرأت تمام‌سیگونیم, کهداگر عمان ش‌عهای چر بوئی پنجاه دصت‌سال پش‌ازین, ازههانوقت تایحال, در باب‌اصلاح وترقی‌آن یاك‌تشو یی وتحر باك وجدوجهد جدی وحقیقی بیشد هیچ شبهه نیست ! کهاز وقتهای‌وقت» درحه شه‌عهای خارح‌را پیداسیکرد. قند کابلی, ازتند روسی در شیر ینی چه پا کم‌ی‌آرد؟ اکرمقصد سفيدي و براقی و بزرگی آنباشد: ممکن است که‌بيك تمی‌توجه وصرف همت حاصل‌آید. اساس‌ثيشه سازی, درفطن عز یزما مقالات محمود ظر زی ات میذ ولست, برای شفذاخانه های‌سلکی» شيشه‌ها در » یعنی‌دستگاه های شیشه سازی کابل ساخته شده است. پس‌اگر دراصلاح وترقی ووسعت دادن آن»معملها؛ و تشویق کا ریکر ان آنا, و وضم سرمایه و تشکمل شرکت سعی وغیرت بکار برده شود» اکرچه بدرجه بلورهای اعلری اورو پا نباشد, بازهم بدرجة دفع احتیاجبرای ارسی ودروازه عاشیشه بروی کارخواهدآمد! درخصوص تاغذ درینجا چیزی نمیگونيم. ز یراچوت تصوزعدم وچودآن را بخاطر می‌آردم, حیات خود را یعنی‌زندگی سراج الا خبا راففا نی را < درتهلکه سحات‌می‌بینم ! ازآنرو دست‌مامیرزد؛ حواس ها ابتر میشود, قام ما میگیر ید ! در یتخضوص انشا انته مقالة مبخصوص جدا گانه یی خواهيم نوشت والحاصل» ترقی نایم داخلی , بسیار ضروز والزم واهم شحرده میشود . این حرب‌عموبی اورو پاهم, يك‌درس عبرت, وهمميك میدال استفاده و فرصت است. درس‌عبرت از ین‌است» که‌محاجان صنایع آنها بد اند» که‌اكزيك وقتی از اوقات بنابر يك سببی‌از اسباب, مرگاه اموال واشیای مایحتاج مااز آنطرف ها نیاید» چه خواهیم کرد؟ میدان استفاده وفرصت‌این است. که‌چون درچنین وقتی» که دولت متبوعة مقدسهُ ما اعلان بیطرفی فرسوده, و با هیچ طرف هیچ سر وکاری دار یم؛ ودیگران هم بجان خودگرفتارند, هیچ نماشد, چنگ تشبث به‌اصلاح وترقی صنایع داخلی, بسوی توانگران سلك‌ماست: که‌آنهارا؛برتشکیل ش ر کت هام ووضم نمودن سرمایه هادر باپ اینگونه کا,ها, تشو یق میکيم ؛ آتر چه بعضی کهنه عقادن موجود خواهندبود» که‌این سخنان‌سا راازجملٌ خرافات وهذیان میشمارند, وناشدنی میپندارند, واگر وحدان‌شان تایکدرجه قبول‌هم بکند, ولی‌غرور نفسی‌شان ازتتول بقمول آنعا رسیکند,ابته عا ر با ید یکید* باثا یار والاچیست. که سخی‌او اد ! ۱,,م حالا ی 42 ای از ؛ ترقی های صنایع داخلی در عصر فردند گی حصر سراجببد مختصراً بمان کنیم : ایلحه واآلات نار یه: که‌در عصرحاضره بد رح نان گندمی برای‌حمات دو ات لازم وضرور شده است, د راتخصوص, ازاحتیاج خارج‌سستهثی شده» از ماشین خازد سپا رکذ اساحه سازی* عرنوع تفتگها وطو پهای عبر حاضررا: بدرجة کافی حاضر وآما دو بجا زد , با رود ییاه ] بد رح اعله اصلاح یافته. پاوود سید تأجن ده سباله #اقی : اصللاح تمام یافتد. عررام طو پهای دقزالیوز آتشفشاتار و طو په‌ای کرعی ۹ ان, تا حملهة اواژمات حبه خانة ۰ ازرتم رول9 ,و و دعب در کارحازة ای ده ساژی کابل, بد رح اورو ها ماخت4 یدود کارخانه چرسگری, اعلاترین بوتهاوموزه عاءودستکش‌وژین " ویراق اسپ, وعرابه وغیره را ازچرم خود افغایتان» خیدی د ات د ارتر؛ ومنتظتر وارزانتر ازخارح, بوحود ۳ آورد. ازدیگرچیزهرف‌نظر ء تنهاازفا ريريك پشمینه‌یاقی , که اسسال بئیادیاقته, وازسدت بمه‌ما یت کر بکار آغاز کرده, یکقدری بحث دردن میخوا گم ... چون کثرت پشم مملکت وبه هپا رفتن آنراملاحظه فرسودند, بتیاد نهادل باگ ابر يك پشمینه پافی‌وا برای‌اتحضارات البسه عسکر به‌الزم شمرده, بتا میس وبنیاد ذابريكمذ کور ارادهءوفرمان نمودند . قبل ازدد ماه" همه اسپاب و پنای آن تکمیل یافته اجناذچه درشما ره‌های‌سابق خود بیان کرده‌بود م. بکهالی مسرت فافتخا رشئی :۱ ما مقالات محمود طر ژزی ۸۳ دک از وقتی که ماهین پشمیند بافی‌بروی کار آبده است *یعنی د رظرف! ین ماه * برایالبسة دو ازده‌هزارعسکر قماش‌حاض رکرده‌توااسته‌است که ااحق شایان‌شکران و امتنان يك کاسیابی شمرده سیشود . سال چهارم- شماره و- ,, جدی ۱۳۹۳ [ «صنا یع پرید ایم »-دربارة قدرت بخارقه نمای الکتريك وشرح اختراع آن. و سجس اشاره به کارخانه‌برقی جیل آلسراج» که]قوت‌الکتریکی آن تقریبا ازقوت پنج‌هزار اسپ بیشت رتجعین شده‌است . برای‌بکا رازدا ختن فا ریکهای موحوده حاضره * وتنویرات شهر, باصرفیات‌وضایعانی که ازخبل ااسراج تا کابل بعمل آید؛ بیشتر ازهزاراسپ وت بکارخواهدرفت؛ که ‌تقر دیا چارهزاواسپ قوت بداست میا ید, ممکنست,اول باول » تمدید يك خط راهآ هنی‌برای کار انداختن ترام ویل‌برقی ازجبل سراج تایکابل » ازحالا سررشته وشروع شمود .... چونای:چنین يك واسطه تقلیات بدست‌آید, بنیادیانتن دیگر فابریکها درقس‌جیل السراج خیلی‌سهولت پیدا میکنند,,,فگلد بسیب«پنبه "که در آنسرژهیزها زراعت‌میشود »فا بریکهای قماشی خی ؛ قوت‌الکتریاگ هم ضایع نمیشود.... تحت‌غنوان «صذا یم ۵ اخایه»د ربا ره قماشهای‌فا بريك پشمینه بافی کابل‌سیئویسد ده ازقه‌اشماثی کهازخارحسی‌آیدء برتری وتفوق‌میکند؛وچون ارژانی قیمت آن عم پیش‌نظ رگرفته شودء بازهم اندان ازخربدن وپوشیدن‌آن صرف‌نظ رکردن؛ وبه قماش عای‌بی‌بینا دگر آن قیمت‌خارج عرض احتیاج ورزیدن» العق کهظاموبی انصافی‌بزرگی شمرده موشود .... ۰ پشم‌آن ازهمان حیواناتیحاصل آدده که‌درخالد پا لشوطن خودسا پروش یافته انست, ر. درجم زا رعا ودشت ها و ۲هبارهاي مین ال پالد جرا اموده, از 2۸۴ مقالات محمود طر زی شیله هاودره دا وچشمه‌سا رای همین خالك پالصفانالك آشامیده درآخاها مغ2دی‌هاو زسین دای همین وطن آسودگی‌سامن آرسبده, ورشم‌شان بافیچی هایمیفترعه عجیبف خودا حل وطن پریدهد». بدست‌ما لد اران‌وطان‌جمع آمد». پرپشت شتر ان وطن با رشد»ء بهماشم:خا له وطین رسیده ‏ وازطرف‌عمله و کاریگران وطن‌شسته ورو فته شدء . باآلات‌وادواتاشینهای فا بريك‌وطن ء بدست اولاد وطن :د رخود وطی رخته‌شد: یافته شدهو ساخته شدهداست بر .., آیا کسی ک+دعوی‌وطن دو-تی کند» قماش خارج وطن را برق-اش‌اصل ون ژرجیح دعده دربحکمه ساطان عفظیم الشان «وجدان» یجزای خجا لت و شرم‌ساری سحکوم نخواهد کردید 3 البته خوا هد گردید ! بعئای‌حقیقی وطن ذوستی احدین است که؛ انسان؛خال رو به‌وطن خود را, بر وزمخدای دیگران اشرف‌تر بداند. خاشالوطن خودراء از کاتوروسدل خارج «رترشناسد» کرباس‌وطان خودرا ازاطلس ودیبای غیر بهتر یداند, اکرچهدوحقیقت همین نياشد. وای چون یکیار دردل وحواس اهل وان ؛ اینچنین يك اعتقاد واعته‌ادی درباره وطنش‌راسخ شود" هیچ شبهه نیست که همان جاذبهُ کش‌حب‌وطن؛ رگهای غیرت وی های جهینت شانرا یحرکت بجلی آسائی درآورده؛ وسعی‌وهمت دوچرخ بوتورفعالیت ایشان‌کرد یده» واتحاد ملیه واخلدف حسنه» انجمن حرکت‌شانشده, خال روبة خود به‌ژرمنها و ترباس خودرا به اطاس ودیبا قبول خواهته کرد ...... سال اول - شماره ب- ۸ج ثور ۱۳٩۱‏ تجارت (مقانه درفصل‌سمایل اقتصاد ید) [بیان‌اهمیت تجارت‌د اخلی وفا یده ثیادل اموال بین‌ولایت ها بیان‌منافع تجا رت بین دوات ها تک اخراجات‌واد خالات تجارني, ] مقالات محمود طرژزی ۵۸۵ سال اول - شماره ب ‏ اول جدی .۱۲۹۰ د ال یکی از کلمه های بسیار روشن ودر خشانی که درمیمای مدثیت عصرحاضر در ۳۳۳۹ نها ریست : دا «دااه ۰ ات , دالد ود اه خازه ۳3 در وقت حار بد رح بسیار پاندی در تدتیات بدثیت خدست میکند . این چند فوائد ظاهر وآشکار آن را بیان کرده میتو انیم " که‌بگوايم ,اگر دالد نمیبود » و يا .یبود در ز یر قواعد ونظاات مننظم گرفته نمی شد ؛ پولتيك, یعنی سیاسیات دولیه ؛ بيك کرداب هرج و مرج بیخبری گرفتار آمده * مکالما ت دوستانه و مخابرات سیاسیه , مذا کرات اقتصادیه وغیره يك قلم برهم میخورد ,: عالم تجارت بچنان یك‌حال خرابی اشتعالی دوچارسی آبد ء کهاعلان افلاس سودا گران عالم » در هر طرف با زیچ دست اطفال میگردید . بلی ! زیرا اگر بوامطهٌ داك شر یکهای تجارت همدیگر شاثرااز شهرهای دور , از کیفیت‌اموال و اشیای‌تجارتی و کمی و بیشی‌قیمت وغیره خبر ثلهند/ و ذاپینایانه خرید و فروخت وار سال وسرسول کنند بجز زیان ۳ دگر همچ مود ی نتخواعند دید 2 والحاصل دالد » یکی از لوازمات آسایش وثروت و سعادت مملکت شمموده میشود . يك نکته ککك شاعرانه نیز د رجمله فایده های دالك درج کرده‌یگونیم : که اگر دا گث نمیبود نامة هجران بك‌عاشق‌فرقت زدغاام کشید؛ ازیار جداما نده‌را؛ کدام باد صبا یا با ل کیوتر » بیا ر غمگسا رش میرسانید ؟ ۱ . . « دالد » از زیان هند ی داخل ز بان افغانستان شده بود . کنحه پوستهازراه پوست بتقا دارد .رف ارت مقالات محمود طرژی | گرچه تلگراف در خعوص سرعت وتمز روی‌یا ر بار ازدا کث فاندهدتراست ؛ ولی سخا برات تاگرات » ذسیت بمخابرات‌دا کث ک مکنجایش تر و کم وسعت نرميباشد . درینجا چون موضوع بحث تلگراف : نی بلکه دا کك است :از آزرو از تنگراف بعد از ین بحث خواهیم راند , وا وسایط نقلیه , یعلی چیز ها ی زود رو ».اد ریل وبوتر ؛ وعرابد. که واسطه یگانه آسانی نامه بری دا که است نی بعدازنن سخن خواهیم گفت . حالا ما یکتدری از احوال سابق ولاحق‌دا کث وطنعز یزخود ر ابيال کرده‌میگوئيم » که در وطن عز یزما , قبل ازجلوس میابن‌مأئوس اعلیحضرت شهریار سکارم آثار محیوب (تلوت با »سور دا تثدر زیر يك‌اظام وقواعدمخصوصی لرفته تشد» بود , حتی تکت مذتطم یز موجود نبود . گر چه تک دا بث: در زسان حکومت امیر مرحوم مغفور امیر شعرعلی خان اول پار ایجاد شده ودر ژمان خاقان بغفع ر ضیات امله والدین امیر عیداارحمن خان , بيك طرزدیگری اصلاح وتوسیع یافعه است؟ ولی این طر زخوش تما و با انتظا سی که د رتکت های این عضر تر قیحصر دیده مشود : در یکی از تسکت های قد یمه د ولت علیذ بو عه ماسشاعده زمیگردد , کت ها ی رقم رقم پر صاعتی که درین رما ن سعاد ت اقتران پر وی کار آمده * هدر زقش وله در خط ونه در وضع ت ر کیب وئه‌درخو بی صورت ؛ ازتکت های دیکر دولتهای متعدنه , عیچ پا کم نمی آرد مقالات محمود طر ذی ۸۷ دروقت حاضر ؟ دردالك خانه حای سلطنت سنیه افغانستان » هفت‌نوع تکت استعمال بیشود ۰ یکی - برای مکتو بها ی یك مثقال ایست که‌تیمت آن یکعباسی ورنگگ آن لا جور دی ممپاشد . دوم برای مکتو بهای دومقالهُ غاد یست که قیمت‌آن دوعیاسی ور نگ آن شم است . سوم برای مکقو بها ی سهمقاله عادیست که قیمت آن پکروپیه و رنگی‌آن توه یی امست , نوع دوم تکت های پارستلَیعتی امائت هاست ؛: کهدرقطعهة يك قدری بررگر از آنها بسه رنگث ساخته شده : یکی برای پارسلهائیست که يك خورد وزن داشته باشند , قیمت آن یکتران ورنگک آن زیره ایست . دوم برای اما:تهائیست که از یکث خورد بالا تایه آندم پاو وژن داشتدباشند, فیمت آن دو رو پیه ور نگ آن سرخ است . غبر از ینها» يك رقم تکت‌د بگر نیزا یجاد شدده , که مخصوص‌برای‌پا کت های کار ای دواتی مییاشد . يك نظام ناس مخصوصی نیز در باپ داکث به اراده سئیه اعایحضرت طبع ونشر گردیده , که معاملات دا کث و دالك خانه هارا در زیر قانونمنتظمید رآورده‌است ... درین خصوص ؛ حسن خدمتیکه غزت مند «حسن حلمی ازندی » طرابزوتی, در باب‌ساختن تکت ها وترتیب نظام زاره ودیگر لوا زمات‌دا کث خانه ها ۲ ابرا ژ ۵۸۸ مقالات ححمود طرزی نموده , الحق که شایان تحسین وتقدیر است . اعلیحضرت در بئوتت اصلاح‌سکه های روپیه ود بگر رایجهای دوات علیه شاعانه شانرا یز اراده وفرمان فرموده, افندي مشارالیه را بحاضر کردن احجاب آن مامور فربوده الد .,... سال سوم شهاره ب- ۷۳ قوس ۱۲۹۲ بغام د بگر: ورق دالد پوست کارا باورش دالد ب یرای ابور مخابره و + اتمه 1 یکی ازجیزی غای سهولت بخش بسیار ناقعی شه‌رده منود مذلا دك شخصی کهم‌خواهدیکدو کامد سجن بسیار ضروری خود را پيك دوبت خود بنولسد , یا ید ک5د برای آن دو کا.ه يك کاغذ بسبار بقعملی را بجور پرسانیغا وسخنان هوایی پر کند » تاآن دو کلمه خن ضروری ولازمی خود را , به مرسل الیه خود بفهه‌اند , وبرای آن کاغذ لابد , یله ۷ کتی عم تدارلد پر وه 6 یکعیاسی تکت عم برآن بچسیا ند حالا ند » ورگ ۹۱۱۳ 1 این تکافات ر رفع میکند ۴ غیر از بعضی‌سکا تیب تفصیل ۶ خواه عرور ی دیگر ,۵ احوالات مختصر را , بيك فرش دالد اسان بجا آو رد ه محتواند, درینبار , درقهای دالك مصور بسیارظریف ولطیفی چاپ گردیده , د رین تریمها در موقع تداول وضع میشود که این پوست کارتها , یعنی ورق د ال ۱ با تصاویر مناظر مختلفه دار الساطده وغیره مزین سباشد . اثشاء الته / بعد ازیتکه درموقغ تداول در آید , قیمت وسحل اروخت آذرا اغلان خواعيم نمود . مقالات محمود طرزی ۵ سال چهارم - شماره ب - ۲ عقرب ۱۳۹۳ ترحمه از روزنامة جهلم ٩‏ ۲ کتو بر تحت عنوان» داك و کیل انگلیزی « « اتتظام‌گو رنمنت سا برای ‏ وکیل انگر یزی مقیم کاپل بسیار درست ات , داك آنها از پشاور بسته شده میرود . وبا دا اففانی امیرصاحب هیچ واسط‌بستن و با زکردن آن نیست . کارتها و لفافه های شان با هندو ستان برابر میرود . یعئی همان حصول‌دا کی که در هندومدتان از ایشان گرفته می‌شود, درداخل اففانستان نیز بان کفایت ميشود, ومحضول افغانی از آن گرفته نمیشود . تکت و پسه را چسپانیده برای وکیل انگریز ی‌مقيم کابل بفرستید "وصرف نام دا کخان پشاور را برآن تحریر دارید . ولی آگر بر لغاقه اسم دالك خانه افغانی پشاور نوشته شود . محصول‌آن چار چند سبشود . لهذاخطیکه برای ‏ وکیل انگریزی کال فرستاده میشود » تنها لفط دا کخانة کابّل نوشتن لا زسمت , این لفافه‌مامور دا کخانه انگریزی » علیحده بستد , همراه دالك افغاستان خود خواهد فر ستاد ؟ وماورین دالد خانه افغانی , آن خریطه ها را بلا حست وپال‌میفرستند .» سراج الاخبار افغائیه ۰ - این بیانات همعصر معزز خود را به‌تصحیح کردن مجبوريم , که گورنمنت بهیهٌ شان در هیچگونه اموری از اسو رات د و ات علي مقدس سقلة متبوعه با ؛ حق عیچگوند انتظامات را ند ارد. ذ ا تا هوچيك از دا کخانه‌های دنیا بغیر از اوقاتسشنی , حق‌باز کردن وبا لیدن اوراق‌ومکاتمب ۵25۰ مقالات محمود طرژی سال دوم -شماره ۳ -م عقرب ۱۲۹۱ ما4 مخصو صه: ۵ کتر ها-حدا کعری ,دا کقر» دو قتور, د کتور» کلمانیست مترادف» که بایجه ماك تر کی دوئتور وملهجه عربید کتور تلفظو تکتب میشود, این کلمه لفظه‌لائینی»ایست؛ که در عرب بمعنی«معلم » یعنی)« استاد» استعمال‌ميشود, اصل سوضع این کامه یاث‌لتب وخظابیست کهبرایچتان اشخاصیکه ,پرجمیم معارف: وءمه درحات عامیه راحاصل کرده باشند واجازة تعلیم آنهارا گرفثه باشند» داده مشود کهدر عربی بحقایل اقب« دا کت کلعه «حکیم, ودر فارسی قدیم «پزشات ,کنته بیشود.در اویل قرن دوازدهم میلادی» اقب «دا کتر» تنها بعلمای قانون شتاس مخصوص بواوو بر دیگری اطللاق نعیشد , واز یکوقتی شد» که لقب داکتری؛ مخصوص:ءاهای ااهیات ۶ لاهوتر بوده* و باز برای حاذقین اطبا وداهرین فن‌موسیقی تخصیص شد, کد درین وقت, تدها طبیبان را«دا کتر یاو قتور, یا د کقور سیگویند لهذا اکردا کتر بععشی «حکیچ» بادد ؛ اطلاق عثوان جایل+حکیم, 9«رطییس و جراح خاأثر‌تیست. حکعت يا عام عام‌ومحیعلی ۱۳ طبایتيك شعیه ازشعبات آنست‌و آن علمس که ازدقایق اشیایی که کائدات نیسر وبارا تشکیل داده تا بقدرطاقتبشری بحث میراند: وعم برحقایق اعیان‌آن ومادهٌ متشکله آن ,حث میراند, همه عاوم قاسفه وساسیه ودیه داخل عام‌حکمت است, عمه علو, اخلاقیه واد بمه نیز داخل عام‌حکمت ایس موضوع حکمت اشیاگ موحوده سفلی وعلوی» کائناتست. غایتو نتیجه‌اش‌پی بردن‌بکیقیت ایجاد وبوجدواحب ااوجودد وحی ادبمت: حگیو آنست کمی برحقا دق اشیا,عام آرد. وا حقایق اشیا خااق آشیارا مقالات محمود طرزی 2۱ بشناسدوازو بترسد :۰«راعس الحکمة بخافةانته»حالا مااز بحث«حکمت» و«حکیم» صرف نظ رکرده, تنها از«طبابت»وطبیب هار و« دا کتره‌و,دا کترها وطن عزیز خود یکقد ری بحث مرا نهم : این یک آزادهُ قید بیانست» که علم جلیل طب ؛ معتنابها ترین شعیة حکمت است. زرا موضوع آن خدمت حیأت بنی بشر است» وچون نوع بنی‌بشر ارف حیوانات, فمعترر درذن موجوداتست» ازانرو, آگرعام طب‌نیز اشرف ترین علوم ومعتبرترین فنون گفته شود, جاذارد. این هم ازادور بدیهی وآشکاراست" که چاانچه دیگر علوم وتنون از آغا تشکیل خود تا «حال خیلی ترقی کرده است ؛ همچنان؛ علم جلیل طب نیز, بیکی.درجة اعلای ترقی واصل شده است . اگر کسی بگوید , که اطبای یکعصر پیشتر از ین » اززاطبّای, عصرحاضر قابلتر و دانافر بودند, خن بی دلیل‌و برهانی‌خواهد بود؛ زیراترقی غر علم ور صزعت و هنرا زتجا رب کثیره و ترقی آلات و ادوات عدیده بوجود می آید . اگوزدر یکی از با کتریولو ژی خانه و دار الا ستحضا رات و تبیا خانه های طبی بیلا د متعد نه اینه‌صر حا ضر د رائیم ؛ و یکبا ر ب‌وی د کانها ی عطا ری بعضی سما لاث شر قیه نظر انداژ یم » تر قی علم طب تنها بهمین دو دیدن و بتایسه کرد خود بخود ظاعر میگردد ! آن قطی‌های چوبی ر نگه" که از بس چرکی وچتلی يك رنگ ماورا الالوانی پیدا کرده » وهشداد بار به هلیله پرشده * و نود با ربه بلیله وبا ز بزرچوبه پرشده » واز نك خالی , دکان عطار هارا , باآن بلورستان آئینه زار احزا خانه ها ودواسازیها قیاس کنیم * معلوم میگردد که طب چه بود شل ۱ وچه شد ! 1 مقالات محمود طر ژی در وطن عزیزیا , دوطب معروف وزبانزد شده است ۰ : یکی طب و نذا نی > دیگر دا کتری . اگر چه این تفریق درست نیست., ژیرا اساس و موضوع عر دو بك چیز است ؛ که آنهم غبارت از تداوی ا-راض مختلفه سیباند , دلی ؛ در اصول تداوی اختلای دارد " که صیب این نفریق شده است , مثلا طبیبهائی که از قدیم الایام در سملکت عزیز ما موجود بودند وهستند , براصول و قواعدهمان کتابها وخواندگیهایی که از عصر های اقلا طون‌ها وار سعطو ه و بوعلی سینا ها وغیره مائده , تداوی میکنند ۱ واز همان اصول صفحه های‌دوریانه خوردة کهند؛ یکقد ء به آل طبف نمیبرایشد + ودا کتر ها برتجربه هاوتحقیقاتتدقیقات موشکافانه که روز مره در بازار علوم وفتون وص‌ایم بوقمون بوا ط تجد د و تنوع آلاات وادوات گوناگون از عوالم طبجعیه بیرون‌یبراید , اجرای تداوی میکند . و هر روز وعر وقت , يك طرز نوع ویك اختراع جدیدی بعیدال میبر ارند.بناً غلیه , اگر بگوئیم که کشتی بی یادبان از کشثی بادبان دار * و کشتی بادبان دار از واپور ای بخاری «ریع السهر آتش نس بهتر آست , دیا آنکه اد عا ی تایه بر پیاده ای عصا زنگدار , اژفطار های ریل دالك آمشین رفتاار چا بکتر است « این را عم خواهيم گفت که طبابب اصول قدیه ؛ از طیابت اصول جدیده بهتر وخویقر خواهد بود ! بلی ! د رین هیچ گفتگو تداریم . اما کنتگوی ماد رعدم کفایت‌دا کترهاست ۰ اسیت به احتیاح نقوس شهر , يك باب شفاخانه مکمل سلکی ويك‌باب شفا خا ند عسکری موجود است . وهمه ساله , ادویه واجزای طبیه در يك مقیاس واسعی طلب شده , بر «ردسان تداوی طاب. پرایکان احسان ميشود, وی پنچ تفر ده نغر مقالات محمود طر ژی 2۹۳ دا کتری : که آنهم از طرف - کار ما موو وستخدم باشند » ويك دوسه دواخانه که آنهم درشغاخاه با دوایر حکومتی باشد , مستوحب تسهیلات‌نداو ی هفتاد شناد هزار نفر آدم شهر تمیشود ! علی الخعبوص که بعخضی داکتر ها پز غرودر وعظمت‌فروش هم پاشند ! , در شفاخانه سلکی ۰ همه روز » بغیر از یدارانی که برای تداوی خوابانیده شده اند , بعبد عا مرد وژن و نقرا وغربا واصناف| عالی تداوی سیشوند , و د وا میبرند . يك دو دا کتر صاحیانی که تر آن مامور اند » به پسیار درستی وخو بی وظیغذ خود شانرا بکمال سعی وکوثش ایفا میتوانند : ولی به تد وی عموسی کفایت نمیکند . درشفاخانه عسکری نیز , همه روژه , بصد ها تفر افراد عحری تداوی بیشوند » ودوا داد میشوند. » وغیر از آن م در هر چونیه‌ای عسکری , دا کتران خصوصی ۶م موحود است , که تا یکدرده داوی افزاد ع- نرینجزدر زدراه‌ئیت گرفته شده است , که باینصورت , خواه صنف افراد,عتتکری ونخواه صنف غر با ققرا "ویا کس‌ائیکه در شفاخانه بخوابند » از جهت تداوی ودوا محروم نوستند" و کذالك » ذوات معتبرین وععله حضور ممایونی یز , به داکتر ودوا احتیا جی دا رند ۲ جونکه دا کعر های عملهُ حور همایونی , فم دا کتر ها ی شفا خاند ۱2 ۰ علاوه بر اینای ماسوریت خود شان‌از عهدء آن خدمت عم برآمده سیتوانند . حالا آمدیم بر جنف مردمان متوسط الحال م سانند تجارو صنعتکار وغیره* که حال ؛احوال شان برای خواستن دا کتر را به خانه خود وتداوی کردن‌خودمساعد است » ولی سیب دمستیاب نشدن دا کنر در هر وقت وهر زسان » بو جود نبودن ۴ مقالات محمود طر زی اجزا خانه عا ودوا خانه ها در شهر واطراف آن ؛ از تداوی حقیقی مجروم‌سانده مجبورا به عدان قطی عای چرلد فچتل د کانهای عطار ها بمر احعت کرد ن مجپور میشوند , احرم 1 اگر اداره پلدیه " یعنی « مینسپالی ۷ شهر , نظراتوجه خود رابسوی این نقطه مهعه احتیاج ضروری اعالي متوحه نماد » ويك سرمایه وضع نموده ودر نقاط همه شهر یکچند دواخانة مکعله باصول جدیده باژ کرده یکدوسه دا کتری بافیس یی استخدام تما ید ۲ کر تاقصایه ما 0 چدان مورسلد که «#م احتیاجا هاای رفع شود » وجم یت بیدا خادت خوبی برای صندق رلد یه حاصل شود , ... رد به ساله سوم شم‌اره بو ۲۱ ور ۱۳۹۳ دوایربلدیه درشهرهای بزرگ‌یاگ میحکعه متقله مخصویه ایست * که در زیر ریاست یادارئمس بادیه يكجسی, تشکیل مییا بد زئیس واعضای مجاس؛ به انتخاب اهالی شهروانضمام رأی حکوست «قررهیش ود , دفترجد اکانه وصند وق یعتی خزانة علیجدة دارد . بنام«مداخلات باد ید بعضی‌مالیات شهر به دفتروخز ان بادیه عاید میشود_ وظیفه دوایر بادیه, انتظام‌وزینت وصفای ومحافظة صحت؟وتایس سبانی خیرات‌ومبرات, ووست دادن کوچه ها و بازارعاء ووجود آوردن سیدانها وباغچه ای عموسی» وپعضی بیانی کهمداخلات پرای‌بلدیه حاصل کندوغیره‌وغیره میباشد که قانود‌نایه های مفصل ومدولی دارد دوایر بدید؛ .گرچه دروقت لو م بمعافات پوایس- یعتی کوتوالی- دحا <ست» ولی پذفس خود دك ایرة مستقله ایستء مقالات محمود طرزی ات کهازدایره ضا بط ه - یعنی کوتوالی- مراسر جداگا ته میباشد . انشاء النهء در پنعاب بعدا زین تصیلات دمکله خواهیم نکاشت - دال‌اول » شماره . ۲ - ۵ ۲ سرطان ۱۳۹۱ ( ..... بعد از بیاناعمیت شرکت ها درجهان امروز بی نگارد : ) ,... اولبا رکه نام عر کت شنیده شد, وبنیادآن نهاده شدم عمانا «شرکت راب موتر»» بود ک+پارسال» ذاتغایحضرت بادشاعی ‏ بعدازآنکه برعهه اعیان مملکات ازقواید ش رکت‌یتتعق بلیغ بسیار موثری بیان‌فرسودند* چشمان «مدگانرا برمنافع آن‌با ز نموده؛ و هماندم» ماگ نارای حسیینی‌بوجود آمده, ش رکتتشکیل یافت؛ کها نشاانته «نافع وفوایدآن» د رثانی دیدة خواعد شد... سال شوم - شعاز هب ۲۲۳قوس ۱۳۹۳ شر کت مو آر کار پیش از ین از انعقاد یافن شر نت عرا به‌عا و موتر » براي تجارتدر یکی از نسخه عای سراج الاخبار افغانیه » بحث و بيال رانده بوديم عصر ترقیحصر ذات اعلیحعضرت که ابواب انواع سعادنها را بر روی ملك وملت باز فرموده »در پاب انعقاد یافتن درشر کتهای تجارتی ؛ که یکی‌از اساسهای مه ثروت است؛ نیز این شر کت موتر کار را قدمة نخستین نردبان ترقی تجارت‌وغم فرسودند .ابن است که در وقت حاضر * عرابه ای سواری وعر به های نقل اشیای «شرکا» حاضر وآباده شده است ؛ وتکتیای آن نیز دٍچاپ رسیده است ءامید ادت کهد رین "۵5 مقالات محمود طر ژی سدفرخیر بت اثر از حلال آناد » که بسیاری ازمردمان برای پسر آوردن موسم شتا یه آنطرف معهی حرکت اند ؛يك ربج وفا ید ةخو بی د ای شر کت:1 کورحاصل شود ء سال ۳ - شماره ۱۳ - ۲۳ حوت ۱۳۲٩۲‏ تحت عنوان «معادن در افغانستان»اشمیت متخراح بعادن را برای مبامانان ت-‌ وبردم افغانستان شجچ مد دد , سال سوم ؛ شماره م ۱ : و حوزا ۱۲ ...۱ گر ها باحوال بنجاه سال ماقبل گذشته حال خود ووطن خود » يك نظر مشفقانه بیندازیم »و يك فکر وغو ر يا انصافانه خالی از خود پسندی بنمائيم» معلوم خود کرد می توانیم » که قیاهای ملون ز ردوزی کراك وماهوتی"وشال های کشمیری اعلی» ولنگی های زر ین که‌اسم شریف خانی‌را بران می‌گذاشت د؛ وعصا های مطول کشمیری وهندوتانی ساخت ‏ و نش ای حسته سه دندانه بسیار کات » بوشالد تن » ود متار سر وکمربند کتر؛ وغیر مایحتاج لوازبات سا بود » که اگر بنرخ حال بسنچیم » همان یاس های بادوتی ,وهمان شال ها و انگی ها و کفش ها وعصا ای مذ کور را » که در يك روزعید خاص ؛ یکنوزر می پوشید ؛ به چهارصد با پتجصد رودیه بهلو میزند . این همه مخارج بهوده‌بود» اما روی کار خانة بخار» توپ سازی * وتفتك سازی : و کریچ سازی" و کارطوس سازی ؛ ففیوزسازی ؛ وچرسگری " و برت دوزی »و کشمیره با قی ؛ و غیره غیره صنایم موحوده دوات خود را » که سیب یگانه‌ترقی هرمات‌شمرده‌ميشود ؛ندیده ؟ واسم ماشین چهاپ» وعکاسی, و زنگوگرافی» تمپوگرافی» و سکوك نمود ن رو به وطلاء مقالات محمود طر ذی 2۷ را نشنیده بودند , در میکز بن ای دوات خود / موجودی لك ها توپ و تفنگگ وکر یچ وشم‌شیروغیره ساسانی حوب‌را بیاد ثراو رده‌بوداد » و جباخانه های» ملکت خودرا .هزاران عرار خروار سرب و بأرود وصندوق ءا هر رقم پر ازگده کار توس ملاحخظه افرموده بودند »وروی رد پیه وعلاء‌را ۰ مز یی به نشان -حراپ وهتبرشر یف ودعین باسم همایون شهریار تاجدار حوانبخت خود» در خطه ولایت خود بگمان آرسائیده پودند , وصدها مد عامیات و شفاخانه ها ومدارس حفاظ قرآن شریف ودارالیتما و خیرات خانه نابیدایان وگایان ‏ وکار خانه جات برقی و رشته های مخابر» تیلنون را در خیال نگذرائیده بودند .... سال پدجم - شماره ۷ - ۰ ۳ عقرب۳۹۰ ۱ (مکتوب از عرات» بقام علی! کب رکوتد فعهدا وقند هاری - وعمد انته‌ط الب | علوم حد یده, در بارة ترقیات کشو واثفاق سات, وضرورت پیشرفت صنعت, و اهعیت آن‌در بقا باه با دشحن , وتانید وستانش اسیاب ترقی / مغر در کهای شوه ورباطهای سراحیه, ومکتیه‌ای محعدده وباخشینخانه های‌حر بی وغیره. وفواید سراج الاخبار . سراج! لخبا رافقانیه ود زنشرا ین سکتوب-فصل که‌دهستون راگرفتهامت‌مینگاود:) فاطق تخلص, یاث شاعر میگو ید - وارسیدیم بجابی من‌وناطق د رشق - که‌بود بابل و پروانه نصیحت کر سا ! در پوش‌نظر, خود يك کبتدفعه دارو رك‌طاب العلعی ينيد بایاك کافتصغیری» با خود خواعند گفت : عجب ما چنانگمان آکرده بودیم کهاین‌سفاله سیاسی *احتماعی؛ ا خللاهة ی» ملکی: عسکری را کدام ملا/ وواعظ شیوا بیان و یا کدام دیپلوسات واف! حوال جهان و دا کدامافقسر بسیار کلافی زو شته خوا ود پود؟, ,.مام‌گوييم» 25۸ مقالات محمود طرزی پندبگیرازسخن » هی مبین بقا پاش نیکوئی؛ تاع بین ؛ به‌بد کان که‌زیگری ! سراج الا خبار اقا نید , بکه‌ال فخر و سرورر مکتوب صد آقت وحقیقت اسلوب‌این دواولاد رشید وغیور خودرا, دزمینه محیت دفینة خو یشتن حفظ میکند سال عفتم - شماره ۳ - , ستبله بوچ توت سح سب تس در فصل علوم و فنون ۰ تروت جیست و چقر افیا ی طبیعی چیبرت ؟ ر بقلم مود طرزگ) . سال هقتم - شماره ٩‏ - + قوس و دا وا سر و درفصل «زراعت» محمودطرزی: چاپ رسااه ای را در بارة زراعث پنیه آغاز بیکزد نخست‌در بارة | میت زراعت بمنکارد » رنج برونج موکنند, گنچ‌مید دد, آکرگنج نباشد, نه‌صلح است ونه‌جنگ نه‌طوپ است نه تفنگث نه تاج است نه اورنگت» نه شوخ است‌نه شنگث» نه ترنگ است نهآعیگنه ذه قصر امست نه عمارت, نه‌ذفق است نه شطارت؛ تهعدم است نه تجارت » نه فیضص است ند سعادت» نهعشی ات ند محبت. یلی ! اینها عمه اوازمات حیاتست, و زندگانی جون ساشد زندگانی؛ کجاست کامرانی # یل چراغ حیات. چیس.ت ؟ گندم: جواجواری» شالی «نیشکر:چ:ندرآلي ۱ کچااو: تخم‌مرغ ) خودسرغ : او شوه مات ۶ روغن؛ گوشت وغیره کذالث, برای‌فانوس چراغ حیات» یعنی جامه و پوشالد؛ چه پکاراست ت"مههم‌ترین اجرای‌قداش این فانوس را چنیه » کتان .ند پشم » تشکیل سید عد. استجصال همه اینها برنج رذجبر متوطست .. عقالات محمود طر رک 52۹4 رت اس ی دوات عشمانیه درسنه ۱۳۶۳۱۷ شرشده است؛ آغاز میکند 5 در دن شمارد» ازانتخاب زسین برای زراعت پا+ه آغاز میشود " و چا پ رساله » د رطول‌سدال هفتم سراج الاخبار دوام مفکید. .) سال + شماوه بت مرح ۱۳۲۹۱۸6 « کو ه -تان کا ثل » کابل که ب رکن دولت علیهافغاتتتان الست " تنها عبا رت از همین شهر شهیر معروف نی ؛ بلکه بدام کاباستان » يك خطف بسیاپر جسیعة را ما لكاست, مهعترین اراضی که این خطه رانشکیل داده * اراضی سمت شماای, کابل میباشد که آثرا کوهستان مینامند . غیر از سمت هاق,جنوب غوبی اففا نییتا ن , که تا یکدرحه دشت وهموار است, دیگر همه این قطعه پاك عیازت از بلاشبیکه کو های متسلسل عظیمة سیباندد » که ازعرب بشرق وازشها ل به جنوب * یکد یگر را تقاطع شبیکه‌حبالیه وا قح کته نت ۶ و نموده اند وآباد ها وشهر ها » وایاات ها درسیان واذیها ودامانهای این (بعد از ببان بوقف جغرافیانی » ذکر اینکه نفوس کوهستا ن و کو هد امن بيك ملیون میرسد * وبیان پیداوار آن * اععیت پروات , واعما ر سرا ج الا دصا ر ودران‌جیل السراج رابیان کرده ء ازسقام راه ای خاواك وراه درة صالح او لنکگ »عروی ده سالگ , کد دٍ کسر به ختعان بیراید 6 ودو راه د یگری که یعی از ۰" مقالات محمود طرزی دره غور:د» ودیگری یه بابیان مجرود بیان کرده است ,حا صلات کو عد امن و کوعستان را » بشمول نو ید پنبه وص:ت بافید گی کریاس , و کیثر, بیان کرده , در بارمٌ کارخازه برقی که حاخده میشود , تذ کر دادءا.ت .) سال موم - شمازه با ۳۳ قوش ۱۳۹ تحت عنوان حواذت داخلیره سس وح ایع پروری ها . . .‏ .راغ به فا بریکه آلکتر يك حبل السراج کوعستان میتگارد. » . لیم اگر این فا بر یل پرقی بانجا م ود حقیقت! که‌عدایم سماکت عریزما ‏ قعنا يك روتق ترقی غربی حاصل خواعد کرد . زبراسه هزار اسپ توت برقی کم قوت نیست . باین توت معکق آت که نندسا شرنخا نهم و حودة که‌در دار اعد کایل مود است بسیهانونحانه عا بوحود آید .و همه هر بدانوا راکتر یکی روشن ترام ریله‌ای‌برقی براه‌وحر 5 دت افتدد ۰ قابریکیای خصوصی #بر کنجم ی اهاا ی تام بیس وینیاد گیرد , احتیاحات مملکت یوار نا و طرف کرد از محصولات زرعیه , اسطه فا یرد کهای حخاعره استف ده عای عظیمه برد ی کار آید «شر ازمحصولات نیشکر وچعندر وغیر» که مواد کرد را حاوی مییاند بوا-طلفابردک‌ای قند سازی احتیاج قند مماکت رقع ودفم گردد که اگر هیچ نباشد بملیونها زرسرخی که بر" ی تنیا جاع از مملکت عزیز مایخارج یرود ملیوذیا ی دیگری کهبرای قنل. لیزمیبرا ید بجا پماند +علیا لخسوص‌فا بربك کا خذ سازی , سال اول‌شها وه عم ۱ داو (٩.‏ تحت عتوان «تغر سراج حلال آباد». درباره ۱ میت آب وآبیاری ۳ زجمله مقالات محمود طر زی اف نهر کا بل « که بزنان افغانی سردم زگرهار زسین , آثرا سین میثا مند» به کشیدن نهر سراج احتیاج داعت «تاشهر جلال آباد يك امتقبال بسیار ترقی نما و يك حمات بسماز جال‌فزائی را مستعدگردید.» سال )چم - شماره م - پر میزال ٩2‏ ۱۲ د رفح اولتعت عنوان ,نع زراعت , یعنی سر زسینها بی که قابل زراعت درخت پورتقال (مالته)است میذویسد۰.... اراضی ننگنهار نسبت به اراضی بحرسفید (مدیتر اه ) خیل با.د ترمی‌باشد . 28 اکربه این سیب پورتقال درزسینهای‌ننگنهار شود ر, احتم‌ال دارد . اما چون خود این سر محررعاجز مج اراضی سواحل بجر سفید , وهم ارضی ننگنهار رادتلة ام : درگرسی اراضی ننگنهار رابراراضی بحرسفید افزوژر سی بینم . ونیز چون نارنج‌ویشکر وافری‌د رینجا ها بر میرسد, باین دودایل " میتوانمم که‌بگوئيم دراراضی نیگنها و دا " رعکنست پورتقال ولیموی سیار اعلای رنه ی اراضی ننگتهار ؛ باوجودیکه درختهای نارنج بسیاری رابسو می‌آرد "ولی درخت لیمو و پورتقال که آنرا سابعه سیگویند :درانسرزمین هاهنوزنسرنعی رسد » حالانکه لیمو و پورتقال فسبت به‌نا رن خیلی‌نافع‌تر وتجارتش‌فایده میدتر میباشد. ایو پو رتقال یامالته ءآگرچه یکقدری ازنارنج نا زکتر »یعنی به هوای سردناتوان تراست . اسازهم دربقعه ای که نارنج بسربرد » بسر سیدن آنها عم خارج امکان شمرده نميشود. باآنهم "حکم قطعی کرده تعیتوانیم ... [ د راخیر»این‌سوال راوضع میکند , که‌قدمك شاخچه کك درخت پور تقال را از کجابدست بياریم ؛ که بدرختهای‌ثارنج خود پیوند کنیم . پيشنهاد میکند ؛ که ۰ مقالات محمود طرزی اعال هاد رپیپ ای بسیار بزرگه‌با حالوگل 4 بوا-طة ریل تاجمرود »وازآنجا بموثر تاحلالآبادآورده شود .] سال دوم شنماره ع- قوس ۱۳٩۱‏ صفحه م مقاله دربارٌ آثارعتيقه غزنین : درین سفاله آمده است. شهر شهیرغزنون ءذرآئار عتیقه توا نگر ترین حاهاست که ار -فردات آن‌یقرار فن اجراشود »آثاو عتعقه بسیارگرانبهایی آزانبظهور میر سد ... بعد ازبیان آثار تارییخی غنین: تحت عنوان بکدودخن درا عمیت آثارعتیقه: احمیت عتیقه شذانتی,در کشف تمدن تدیي وخط های گوناگون‌شان وا ععبت سوزيم‌ها؛ بجان‌شله ات .. سال مت - شماره و ۱ عم +جوت ٩‏ ۱۲ تامس مکاتپ ایند ائیه در وتان ۰احوال جعرای وتاریخی تو رستان ؛ يقلم محعود طرزی . ۰ این د وصد ها رم ا یره 3ه ودر:سی قما ول مقس سحاشند. ,الغهااز اقوام آریه بیباشند . مذعب شان نیز ازاساطیر الاواین «ودذا» داء خوذ است . , چنانکد احوال تاریخی اصل ومنشاء قومغا»وهلتهاء | تثر دربرده .ی مش رکی»وناسعاومی پئیان شده مانده است ء ده‌چدان »درخصوص مخشاء اصلی اقوام نورتان یز » که از کجا بود‌اند ؛ وبه‌چه‌گوئه انشعا بهای بانجا غارسیده اند , بهبچگونه سعاومات مب‌تنده دسترس‌ند اريم ,- [-پس ازروی‌سوانح ع-ری ضیاء ال-له. , راجم به رعنه ها ی لمیشهای عیسوی ؛ برای مسیحی ساختتن تورستان‌افتباس میخنده واینکه درظرب مقالات محمود طر زی ۰۳ چهارروز تمام ولایت کافرستان خر گرد یدود ربها رسه ۱۳,۳ قمری‌لشکربکابل مراحعت نعودند . سپستحت عنوان حالات تورستال "درعهد سراج اامله وسیسات مکتپ ابتدائیه (سرجمع ب باب‌سکتب» باذ کرنامسوضع ونام‌مالا هابحیث معلمین * دادهشده‌است....) به‌تاریخ غره‌جمادیالاول سنه م۳ , ازطرف‌جذاب سرد ار محمدنادر خان » يك لایحه بحضور عالی نطارت جلیله جزبیه وسعارف؛حضرت معین السطلثه تقدیم گردیده .., برای اجرای سررشته وانتظام کارهای, مذ کور » جناب سمل فقیرسحمد خان » معلم غند اردایء وءالیجاه میرسحهد هام خال سرمد رسسکتب سلکزاده ها »ععراه حا کي دره اور ؛ عارم صوب متصفقت شده اند , دراول کارمقدار . ۵ ۲ 27ج "ها؛ داخل مکاتب سذ کوره شده ؛ بهتعحصیل ود لیم شروع ود ند , . . سال هفتم-شماه ۹-۷۲ ۱سرطان بو ۱۲ [سعرفی‌بامیان:- سابین هند و کودو کوهبا با .گرا ز« خنکك بت»و«سرخ بت» :میا , , . دریاقوت حموی ,سعچم البدان ازبامیان ذ کر شله است ۰ _- وا وت داخی شور دای شرق سال اول - شمازه . , - اول حوت . ۱۲٩‏ تحت عنوال حوادث خار حیه:- «د رس عیرت» اجمال احوال سیا سی استا نبول- اخعلرف و بنا فشات سیا سی فر ق4 عای مختلفه بلتی دوام میورزده فرقه اتحادو ترقی» و « فر قه حر بت» اژتلاف»: بهم هیچ اتحادوانتلافی ندارند! ارآن سیب از ثر قی و <ر دت یز هیچ تاکن مشود ۱ ۰۴ مقالات محمود طرزی , , صد راعظلم میخواهد که فقرء( ) قائون‌اساسی /اصلاح و تعدیل‌شود؛ یعنی‌بحضرث سلطان اختیا رات وا سعتر واقتدارافزو نتراژین وقت داده شود, که آ له اختبار هم ؛ عبارث از اختیا ر قسخ کرده توانستن هجلس میا شد. خر 48«اتجادو ترقی» این رای را تبول سیکند, فر قد حر یت وا تغلاف »بر د آن‌شریوها وئما یشها احرا میکند! از هر جهت» فرقة«اتحادوترقی, بسیب یار بودن حکو مت به آنها؛غلبه خوا هند کرد, وهم ح رکات بان «عقد لانهتر و معقولم, معلوم میشود.ابا فرقه حر بت واتلاف» ازهر حرکت و عر فحوا ی کلام شأن اغراض شخصی و بعضی‌حر کات خفی پد بدار است. اتحاصل » چنا لا معلوم میشودم که ملب نجییه عثها نیه, هئوز یدرجه یی که لازم با شد, لیاقت وقابلیت «جلس ساتو پید| کرده نقوانسته اندء چه‌جای دیگرال.... طر یق -اربا ثی‌يك جهاننءزنگ میخوا هد بحسن سح ننوان پیش بردل نا زنینیها ! سال اول - شماره ۱ , - مس حوت ۱۳۹۰ حو اد ث خار یه احجمالاحو ال سیاسیاتع ام چون در صفحه های اوراق حوادت عالم نظر ميکثيم, ودنبارا ريك عرحوسیج پر فتته وآشوبی می يا بیم :که از هردر طرف» سیثل بهای د دشت ائنها ی,در بای پر موج سا سی بجوش وجر یان ] ده ما نند بخا رهاوغا زهای دواد آب و بداب شده م رکز ژمین» غرعر طرف دئیا را بلرزه وزلزله دراورده است. بزرگتر ین متطقه که این زلزله پر غلغله» دران اجرای - خرا بی میکند: هماناسعالك‌اساامیه دولتعلیه مقالات محمود طرژی ۱۰۵ عثما نی وا برانست, وچون یکقدری دور تر نظر بینداز یم» سمالکگ و سیعه چین را نیزدر يك‌گرداب نایاب هرج و مر ج می یا بیم. و چون باز بسوی سغرب اقصی یك عطف نظر کنیم ,آنجا را نیزاز نا ثبرات ژلازل خالی نمی یا بعم . دولت عشه‌نر »در حاذیه دو کشمکش بر پیچ وتاب ۵ متا نی د رافتاده؛ که یکی عوامل خارجی ود یگری | خیلافات فر قه های سیختاقه داخلی] نها ست. الح ق که این شق دوم خیلق د مشتنااکت تر از اول میبا شدء و موجب اندیشهٌ همه اتحاد خواهان ا سلام میشود . در وقث حاضر» فر قه های معاوم‌داری که درمات عفمانیه با همد یگر گلو/یگلو وکزایب ن‌بگر ان در افتاده‌ازد,یکی«فر قه‌اتحادوترفی» ود یگری: فر قه حر بت وائتلاف» میبا شید, و غیر از پن يك فرقه د یگر نیزهست که آنرا, فر قه مستقله» می‌نامند. این ا حتاف فر قههاء برای قوام گر فتن حکو ست مشرو طهُ عشمانیه, و دور خوردن ادارة دولت, یکت محو ر لا بقءيك ها ع و مشکل عظیم‌ی شمرده میشود , سال دو م شاه ۲۱ ۲۹ میزال ۱۲۹۲ احمال سا ی از عوادث ععده ووقوعات.همه که‌دراین ایام بلهور انجاییده خبرقتل مرحوم «یجمود شو ات *باشایست؛ که بعد ازقتل نام بائشا ,و عزل کامل با شاء بععده حدارعظامی ونظارت حربی رسیده بود _محه‌ودش وکت باشا , همان‌ذاتی بود که‌قا ید وسر افسر «اردوی‌حرکت» شده, از روم ایلی به‌استا نبول آمد , وسلطان‌عبد | لحمید خان غازی را خلع نمود ,باز از طرف « کهیتی اتحاد وترقی, ناظر حرییه‌شده بو د. وچجین کمیتی«حریت واتلاف »بروی کار آسدء عزل شده بود , وباز چون«اتعاد و بت 1۰ مقالات‌محمود طرزی ترقی» بر پاخواست؛ وناظرحربیه نائلم باشا را در آفس‌دایرة باب عالی ستتول و کاسل, پا شا را معزول نمود و متصب حد راعظمی را احراژ تمود , از عنگامیکد حکوست مشروطه دردوات عایه عفمائیه تايم وءنوان«خلا قت عظماي اسلامیه» بعتوان «حکوست دشروطة عشمائيی, تجدیل , یرنگهای عجیب و تقییرات غریبی درانسر سین پالك ::عمورت بسیار النا ای جلوه پذیر نلهو رأت‌شد. غیر ازانکه بسیاری مالك جسیمه,هتند ولایت‌را باس غرب افریقا , وقطعده روم ایلی او روا » وچزایر بحرسنید آسیا/ وبملیونها نفوس ضایع وغایب کر دید, بسیاری ازآدسهای‌نامدار تمتیالگ توطامعه انش حوعنو کین غرفن‌ونشی برستی گردید, متصد ماا زآن نامدازاق تلف شده آتش‌دشمن که‌درسیدانهای کار زار تان‌شده اند ثیست, زیرا آفها را توس میکنند مقصد مابا زآن ضایم شد کان وتاف شد کالیست که از دست مدیگر شال باحیاً منود ویاغدرا سققول شده اند؛ وشایان حسرت و افسو س این است کهیعضی از افراد سلت‌شات؛ آلّ بادیه یمان راء عدمرا : تفرین و(عشت میخواند, ویعضی آقرین درحمت میگو یند. درسیان این هاادیها, محررها» سیامیها آقسر ها ۶ زیرها ناظرغا عصر کرده ها, ضدرا عظمها , تاظرحرییه ای نیز موجوداست, اینها عجه کی قدا شدگان نس پردتی پارتی هاوفرقه عاشده است . بصدها مزار قوس اسلام ۶ بیکتاه قثل عام شدند, به‌آتش موختانده شد تدر جیراً تصارا شدند, عرضهاء ااموسها, شرفیا پاسال گرد ید, سجد غا, سعبد های اسلامی +کلیسا تحویل یافت بجای سدایاذان او ازنا قور باند گرد بد. بچای‌بیرق» هلال تبرقهای لیب برافراشته‌شد,نها یت الامی جد کث شم انجام یافت . جو زکد شدلی هاشدر مقالات محمود طرژی ۰۷ دطاب ها حاصل کردید, چیزی باقی نماد .ولی‌ما ءنوز خوش, که‌این اول قد به های نرد بان ترقی ماست : د فتر تعا م کشت و به پایان رسید عمر با همچنا ن د راول وف تو مانده | یم یی در اول و حف بی‌اتقا قی فرقه ها, واختلاف بارتیها , هنو ز هم از تعل همدیگرو ریختن خون یک بگر سیراب نشده ایم.وميگوئيم که همچنین لازم است تا بمدئیت حقیقه , فراشسها وروسا جا وقارطا جها وغیره برسیم ۱ ۰۰ ۰ هزار افسوس, که‌هااحوال این عصر وژ مانرامیخواهيم ؛ کهبه احوال عصرها پیش ازین ارجاع نمائيم. نمی‌بيت "45 درینوقت» او روبا حکم يك خا نه و يك عایله را دارد. دولعهای شش کانه روساوذیگر ها, افراد عالیاه آن سراء یعنی ادروپا شمرده میشوند . کوذگر صلح عموسی رابرپا کردند. نتیجه آن‌برین‌قرارگرفت ء که در با بین خود شال یك‌صلح واتقاق قایم‌ودایمی ناس نحودند. وبزآین قرار دادند که به این صلح واتفاق , دنیا را درسابین خود, برادر وان" لقسیم نعایند وان است که به تقسیم کر دن؛ ازچندیست که‌آغاز کرده , وبخوبی‌وآرامی‌موفق هم‌میشوند. برلین؛ پاریس , وبانه»روما لیدن , پترسیور لد ؛ جر يك يکيك دالان بز رگکو وسشعشعی شعرده میشود , کهدر هر گاه وبیگاه » رو سای عا یله ی 45 همه گی از يك سلاله ويك نبیره سیبا شند , در آن دالانها جمع می‌آیند :وبا همد یگر» عهد وسیذا ق شا نرا تازه میکنند. از با کا رگذ شته مچرا که‌با اتفاق واخو تی که‌دینا بران ماء مور بو دیم» برای آنها ترك کردیم: » چرا که ما سعی »وغیرت :و ذشبت واقدام وعلمو کسب ۰۸ مقالات محمود طرزی حلال یع‌تی صنعت وعتر را که نعمابران-جبور بو دیم»بکا علی وتن پروری» وهوسات سا لا یعتی :و بیخیری و نا د افی میا د له کر د یم . این است که جزای آ نها را با ید بکشیم و اگر پر سید ه شود؛ که ]یا ازیسن اسواحسه های عبرت عالم اسلام /چشم بعیرت‌باژ کرده بسر هوش میایندءو دود بینا, گوش شنوا ممکشایند»و برای حفظ استقالال استقبال‌خود و مالك و آئین خودکر فی س‌کنزد و یجهت بقية الباقیةسالك‌اسلامیه‌در بی چارةس افند» بجوا بگفتهمي‌شود که اسادرها ۱ را چنان خواب سنگین و عخیق در له ربوده که چشم با کرده بتوانند,وچغان شراب عغأت و بیخبری ننوشیده انده که بهوش آمدء بتوانند. در حالیکه از بعضی حدیت خواذان و تشسیرد ائال فحول؛بشتوبم کد«برای ما جنعت بکار نیست»ترقی لازمئیست با بقلاخن وسوته 1 دافران غالب آمده و باز خواء‌یم ام آیابعد از شنیدن اینچنین تتوعات» چه اسیدی برای بیداری خواهد بازد؟ سع دالك» هزار شکر است که رفتهرفته "بید ار مغزان‌وستو ر قکران است نیزانژونی میگیرد ,و دیا تنها بر هه‌چنین فک ها باقی نمیغاند»و زدان خود بخود واجبات‌لازة خود را نشان مید هد ؛ ترقمات عصراگر میج نماشید»ما ر #سرعت عرابه بو‌ترمید واندر ت که بعداندکد #نوز چه چیزها پروی کار نیاید ! ! سال شعا ره ۱ سم حي ت۱2 ٩‏ ۱۳ (ضر ور ت تر یت سیا سبی ) درهرملکی کهفرقه ها وپارتیها افزوني گرفته , یغنی « گند»و «کند با زي» ها بسیار تدم اختلافها و اکند کیها وپریسا لیها نیز بیش شدده اس م زیر بیعه 1 پر بر یه سر زدر 1 مقالات محمود طرزی ۹ حقیقی پا رنی وکند «نفاق» و «انشقاق» است , که بکاته موجد خرا یی و مو دب بربادی میبا شد : دولات عمه زانقاق حیزد ؛ ی د و ی ازنقا ق خیز د اتفاق ملعها ,درپارتی سازی وکند بازی يك میل‌منر طی داشته‌میباشند , حتی اگریکث چندنفرشان , د ريك‌سرزنن بسیا ر دوری هم‌باشند, بازاز پارتی‌سازی وگندبازی در بابین خود شان فارغ نمیشو زد . دینمبین اسلام , اخوت‌واتحاد را اساس اتخاذداده , بران اساس بنای‌یکد ولت عظیمه را وضع نمود ند » کهاز هزارو مه ید سا به افظرف پایدار و استو ارماند ه لست,. دولت عشمانی »باتفاق واتحاد » عناصر یکدل ويك وجود ده بر صفوف|عداء زد ند , وازآسیا واروپا وافریقا ؛بسی مالك را درقبضه تسخیر در آوردند,وتا بوقتیکه اختلاف درعسکری وحکوست وملت شان موجود نبود ازفتوخاتبنتوحات , فاز کاسیابی به کامیابی »علم افراز مهابت بشدند ,واز وقتیکه نفاق وشقاق در ماجن عسا کر «ینی چری» وسلت وحکوست‌شان پیدا گردید , تنزل وخراپیها نیز سر زده ظهور شد ۱ دریتباب , بمیالهای تاریخی گذشته حاجت‌نمی بينيم .تنها و قوعات میختصر همین دوسه سال رادرپیش انظار تارئین کرام معروض مید اریم ,ولی‌این را هم‌عرض با پد کرد کد هرکس خود را ازد یگریبیشترمی‌اندیشد .ما نیز عرچه که درینبا ب مینویسیم بطریق اعتراض وسبیل تاويم دیگران نمینویسیم ءبلکه نظر عبرت‌وانتبا ه +۱ مقالات محمود طرزی خود ما ترا ,ميخواهيم باز کنيم , وقدر تحمت آزاد ي‌واستقلال خودها نرا بشناسيم پارتی سازی وکندبا زی, یعنی لفاق‌وبی اتفاقی راءبخیال وعاطر خود هم راه ند هیم . توجوانان ترك «درعلم وثن‌وتحصیل زبا نهای اجنبی؛ و معاشرت واختلا ط , سیاحتغا ی اوروپا بدرجه مردسان پاریسی وبراین تحعیل یافته و تربیه دید شدند. وچون بطرفشعشعه های اورو پامی‌دیدند »و وطن عزیز خود ۶اذر | , ازان شعشعه جا ی نظرربا محروم می یافتند "بجوش وخروش ؛حسرت وانعال‌آمده «یگانه سیب آنذا حره‌اثرا اژاستبداد میدائستند . هعان بود ء که بصورت بسیار خفی ؛ تشکیل اتحاد واتقاق‌نموده استبداد رابرافگندنگ, ومشروطیت وسجلیر ملت‌را قایمو بر با نمودند, وچنان گما ن کردئد کهیچاس مات چون‌فايم شود عمه تمشعه های درخشثان توره وال او روپا را ثایل خواءند شد, ولی هزار افسوس ؛ که ازسیپ قصان‌تربیه سیاسیه وغلیان حرصغاو غرضهای شخصیه/ که در عدوم مات سرایت. کر ده بود : مجایر مات يك حولانگاه احثراصات مابوریت هاو کار داری های‌دولتی کردیده .عیچگونه يك‌ترقی درآن‌دیده نشد. يك مجاسی که‌بر کب از (. ,) نقراء‌ضا باشد »وابنبه‌صد نقر , هريك ازطرف يك غفیری ازسلت و کیل‌شدء باشد ,بجای‌آنکه در باب.تفعت موء کلهای خودشان از تجا رت وصهءثو زراعت شال‌چیزی بیندیشند , یابگویند وحکودت را در زیرسراقبه بگیرند ءدرعتبما سوريشها و کار داریهای دو (تی انتاد » , از اصل مدعا بسی د ور افتادند .درمیال همة این‌مجاس به‌اين عظمت, که و کل ها ی حا کمیت ملیت شعرده بیشوند , بانزده پیت نفری که حق‌سذروطرت‌واداره حکوست ر امعدائم‌تند » بود .وی آن کفا دت‌لمیکر د ۱ مقالات محمود طرزی ۰۹ رفته ر فته احترا صات‌به‌ر قابتهاو کینها مبدل‌شد. درحالیکه يك حزب ویك‌فرقه بودند »حزبها وفرقه ها بوجود آمد. ایکاش که‌فرقه هاوحزبها با زبريك‌خط ح رکت‌خیر اندیشی رفتار سی‌نمودند !نی ! مقصدیگانه حزبهاوفرقه ها ء یکی آندیگری‌راا زپاانداختن و کابینه حکومت راازحزب‌و فرقه خودتشکیل دادن‌بود وبه‌د یگرچرزی نمیپرد اختند. باربارستوطها وسرا زنوتشکبلهای کا بینه بظهو رآمد. والحاصل , اختلافها وببتجادلهای فرقهاوحزبها وپارتیها وگند ها, بدرحه‌شدت +غلیان‌نمود ء که چشمهای شان, ازتدبیر هاودینا میتهای که اوروپاو با لقا نها از زانها/ برای بر هوا کردن شاند رروم ایلی وضع وتمهید نموده بودند, ندیدند» واغماض عین کردند! بهرصورت , تفرقدو نناق» اچاج وشقاق: کار رابدرجه بی رسا ند, که کارد هارا کشیده , جسم‌نازنین دولت‌ششصد ساله اسلاسیه زاپاره کردند , .. سال دوم - شمازه ۲۰-۲ میزان ۱۳٩۱‏ عمط رعه و ه‌طمو عان مطیعه مدر جشمه بعر قت است ‌ مطیو عات آ ب سلیسل 4 « ۰ کد ْ زا ن سر جهمه معر فت در حریانست واذعان اهالی مزرعه خایست که از | ن آب 6 آبیا ری میشوند . مطبو عات» چیز ها ی چاپ شد نیست ؛ که عبارت از کتا بها و رسا له ها و مجهو عه هاو|خیارهای‌دیتی؛ فنیعاحی 1 ادپی ءاخلاقی‌سیاسی و احتماعی وغیره‌سیماشد. ۱ همترین عالم مطهوعات «اخیار» ها ست, در وقت حاضر ؛ در هر طرف عام سك تست 0 زرا ن اخبار ها آ نقدر عام شده است » که پا بالذات و یا با اواسطه ) هیچ گوشی ۴ مقالات‌محمود طرزی نخوا حد بود ء که صدای آنر | ندش‌ده باشدء و هیچ شکای تذوا حددود که زبانآنرا نفهمیده باعد . از قرار يك استا تستيك یعنی حدهل دای بای , که در یکی از اماناقهای پارساله دیده شله » در تدام دنیا «..د» نوع اخبار یرمی 9 عفعه یی ودوهفته ی در معرض انتشار بیدراید. پس دك چیزی که با یندرجه نعمم کرده با شد 5 وا فائده وبتفعت ] ن نتها عبازت از یکک وقت گذرانی و سا عت تیری خالی شمر ده خوا هد نید ؟ حاشا ! اگر آنچنین میبود ؛ اخبار ها بایندرجه متبول خاص وعام نمیشد.وظيفةٌ یکانة اخبا ز عا اینست که مسائز. سیاسیف, ادبیه » فنیه » تجاریه ؛ صنا عیه و خبر ها ی مختلفة عالم را در پیشگاه نظرعتاوتی, عرض بیان تماید . اما اگ رگفته شود که ۰ این وظیفه غا را کتابهای بخصومه آذ ها نیز بجا آورده میئواندم حاجت‌به اخبار چیست؟ گفته مشود که بلی ۱ کتابها نیز این بندغ‌هرا ایفاء کردسیتوانند» ولی بصورت بسیار قص وسحدود . زبر | اگر این مدسایل د ر کتب محصو صذ آ ن درج گردد : | ابته که آل کتابها را همان کساتی بیخوانند ,وسیخرند که‌ازآرباب همان علم و فن باشند , بنکه همان ارباب آن یز سکن اسث که بسیب گران‌قیمتی آتاب ؛ وبفلعی خود » ار بدست آوردت آن بمحروم پما نند , اما چون اخبار تسبت به قیمت کتاب , ارزان باکه رایگانست ؛ عرکس ازان استفاده کرده میتوانند . واگر آرز وی خر یداری‌آذرا هم زد اشته باشند » باز هم‌چول دريك تهو ه خانه ويا يك کلپی بروند , البنه , بر-رمیز یکه پیش آ ن بنشینند ؛ بك اخبا ری‌سی پابند ۰ که بهعایل يك پیاله قهوه که توش برایگان آثرا بخواند. مقالات محمود طرزی و 1 حتو, ار خو اننده نباشند » هم بشایدن آن فاید میبر دار ند . واگر گفته شود که کتبخانه های عمو می » که از هر رقم تابهادارد ءبجای اخبا ر «ا قایم شده میتواند . ایئهم دودت نیست . ژیر | حو ادث و مسا یلی که وراء | خبار عا نشر میشود ؛ جدا جدا ؛ وبصورت وجیز ومفید ءدرج سیشود » و تنها از يك رقم سخن نی » بللکه رقم رقم سخنا ‏ ر اجامع میبا شد » که به | ینسبب خواندن ومطااعه آن انب‌اثوا دلتنگث ودق نعیسازد » ووقت انسان نیز ضایع نميشود. چو نکه درکم وقت از بسیار چیزها"باخبر .یگردد , حانکه » مطااعه کتابها د ر کتیخا نه هاءعیچکا این ۲ را نشان داده نمیتواند. د یگرایذکه حوادث سیاسیه وتجا ربهر روژتبدیل‌ننییا بد» که اگراینچیزها بشکل کتاب نوشته شو د» در وقت معین آن‌ندیر سد»وپه اینسبب:؟ نتوچب ضیاع فوایدمم گرد د . هیا یل با یه .: اکر چه تنها برآی اریاٍ آن بکار است »ولی اگر آن‌ سا یل د راخبار ها نشر نشود ؛ وهرکس از حقیقت آن‌با خبر نشود» بصورتهایگونا کون , از افکار ها ی بو قلمون شایع گردیده » مو جب تخد پش,ذهنهای‌بردمان‌میگردد. اهذ ا» نشر نمودن آن برای عموم انراد لازم دیدء میشود . بانغیری از مسایل فنیه * واخلا قیه وادیبه وغیرهنیز, برای همه "دس لازماست ,حالانکه آگرهر کس‌بر ای تحصیل آنهاوقت واقند ارندارد. این است کهاخبارها همه اسباب‌ترتی؛سدنیت به هرگونه به این مانع عظیم را آزپیش‌رو ی طالرحه کنده گان خود بر میدارند »وآعسته آهسته‌انسا نر | بر مسایل فنیه واد بیه آگاه‌سیسازد » وذوق‌وشوق خو انند ه ان خود رام بسوی تحصیل آنها جلب وحذ ب مینماید » و در کم مد ت از بسیا رچیز ها انس تر ا با خبر میگرداند ِ ۴ مقالات‌محمود طرزی وا لحاصل , مطیعه ها وطبو عات ؛ از سهمترین وسایل وو سا یطیست که رای ترقی مد نیت خدامت بیکند .اهذ | ذ ات سرا ح‌العلت که‌در باب تهیه وتدارلد وسا یل وو سایط با فایده وپر بیقعت همت جهانتیمت را ‌صروف دافته ومیدارند» ایشمستاه مطیعه ومطبو عات را نیز که سه‌عترین اسماب‌بیداریها وبا خیریها سیماشد؛ | سین وتا سیس فرموده, ابواب فیو قات‌عام وعرفان‌را برباك‌وبلت‌شان‌با زفرسودند, سال دوم شماره ۲-مما ور ۱۳ از « نا مه های فارسی» «مونتسکو» اد یب مشهور ثرانسوق ترجمه مملمم است * ...يك ایراقی دربارژ حس تجسی وپرس وپالی سردم پار یس که بدرجة‌جنون زسیلده است , مشویمید ۰ (درا خیرترحه4سقا له‌آمده است, ..) اگز از تضایکی بچمغیت خبر بد هد که‌این‌آقای | یرائیست؛ هماندم مردم بسوی من سید یدنداولی هیچکس باور فکرد ومی نید م که یکی بردیگر میگفتند:-وای !این آقامگر ایراتست ۶ بر استی ذه این يك چیر خاری العا ده سیباتید ! آقا يك انسائیست ! !آیاچسان ایرائی میتوا ند شد # [ در بارسعر فی بو تعسکموو کتاب رو ازتوانین "و میدررات آدرانیه ۱ یعتی«نامه عای‌قا رسی » وی)به خوانند گان اطلدعات دادء شله است ] , سال سوم شماره اول» ۵ ۲ سنبله ۱۹۳ قائول ءنظام»حد ود «شرع ؛دستور العمل؛ آئین» مر رشته» تو زاده یا سا ییههد الفاظیست 4 در یبا بیك معنا استحمال میشود » ومقصد ا زینها آنست که کاردا وامورات در زیر 5) عده واصول ددرت درتیب و انتظام گیرد,قانون کلم یونانیست؛ کهازنی مقالات محمود طرزی ۵ های را ست و صاق پندبه بنده ماء خوذ شده است»و چون کتابه‌ای‌نانون فقره بفقره» و بند به بعده توشته میشود »از آنسیب قانون گفته شده است. قانون نا مهءیا نظاسنامه» نظر به احتیاجات وقت و زمان»برای امن وامان‌ملك و دولت وضع و نوشته میشود» که برای‌احرای افعال وح رکات‌انسانها»يك راه راست و معینی بوده» برای ضبط ربط امورات حکوست*يك د ستورالعملی باشد. در سملکت مد یز با کلمه«قانون»از بسیار وقتهاءيك کلم نفرت آوری تلقی شده؛ هر کس از آن رم و اجتنابو رزیده است»و سبب یگانة آناعتقاد یست که‌گویا«قائون»را ضد«شرع » دانسته »و مخصوص تصازا پنداشته اند, واگ رکدام قانون وضو یا قانوننامه نوشته شده هم باشد, آنرا قانون نی بلکه«دستور العمل »یاه نظامنامه »گفته اند چنانچه در زان اعاحء‌ضرت خاقان حنت مکان‌سابق؛ قانونیامة کهبرای‌حکام‌ساخته‌شده‌است؛ آذرا «ذستورالعمل حکام »گفته اند.,حالا, چون بحقیقت نظ رکرده‌شود»مموضوع محف این دامه ها, بيك‌نقطه سر بر میزند که‌آنهم عبارت از اندضام و انضهاط و ترتمب ود رستی کاردا و امور جمهور است. مقصد عاحزانُ ماء اژین بیاثات این است, که نفرت واجتناب ی کهازین کلمة قانون در دلها راه یافته,تا یکد رجه رفع شود, و بدانزم که» خواه قانون گفته شود خواه نظام دستورالعمل خوانده شود؛ خواه سر رشته؛ وغیره, همهگی‌برای‌يك موضوع است که آنهم حفظ حقوقست . ملک ی که امورات آن در زیر قانون‌و نظام نباشد؛ مانند کم کرده راهی میباشد که بمتزل بقص‌ود (میذه نمی تواند . ۹ م2 لات محمود طرز ی ۶ا نو نها و نظا مها ؛ يك چراغ عد ایتی ست که هر کس را رهنما یی طریق ستقیم میکند . احکام حکونتهایبی قانوك ؛ بانند موهای بهم پیچیده جرو ابتریست که هر حکم آن ؛ درمیال دیکر احکام آن‌ضایم شده رخدداست. قادون و نظا م , شان موشکافیسسن که زافعهای محبوبة دلارای همه حقوق حکمرانی رااز هحدیگر تفریق داده, و هرتارراجداجداساخته آرابشش وانتضام تمام‌می بدشد , حکمبی قانون, مازندساژ کول ناشده‌ایست که آ و اژسید عد و لی تاثیر ذمی‌بخشد.قانو نو نظاه,ساژ انعظام و اسایش سلك و سلت‌ر | کول کرده ؛ هر پردة‌آن مقامات خوش آهنگ‌ترقی و نعا بی و راحت فرنا یت را مینواژد . حقوق‌حکوست »حقوفملت, حقوق ع-ونیه , حقوف شتجصیه رآ 3] نول ات که معین ومقتن‌سمگرداند, دزد را از دزدی , زگزن را اژرهرتی , قباحتکاران را از قباحت؛ جنایتکا راآنرا از جنایت, پنجه آدنین قانونست که باز میدارد , درعین زان,شرف ناموس: عرت ؛ سعادت رانیز قانون‌است که‌س‌آموزاند . هیچ اشکنچه وعدابی؛ بر تراژین تصور ذمیشود , که يك فرستاده قانون, دست نرم#دلادم خودرابر کتف شخصی گذانتد و «تواغع بگهوید ۰ «آقا ! شماراپنام قازولژوقیف بیکنم». حیچ مرد شریف ,اعزت وناسوس تصور تمبشود» هبرمخالفت احکام ثائونیة که مستوحب اینگونه «توقعف» یعنی قیدشدن گرد : ثا و سعش رسد اقدام نما ید . وچون تائون زماشد , ازینگونه چیزه1 عیچکسی پر وا -یکند, بلکه بازیر جاسة گیبی‌سفیدچیندان و واز کت مخملی‌بی آستین چربه کا ر , زولانه بپا, بايك نفر عسکر بر چه‌دار ,در آدوچدو بازار مانند قاطران زنگدار, بکه‌ال غرورو افتخا ر گشت‌و گذار هم میکند ! ذاتااگرقا نون اشد: با ینگونه زولانه دا رها دربا زارها تصا دق مقالات محمود طرزی ۷ نمیشود , زیرا , همه احکام حکومت , در زیر ضبط وریط قانونی گرفته شده, وبرای هر گونه کار ها ,قانون نامه های سبینو مدونی ترتیب و تنظیم يافتة , قافوفناسة حزا " کارخود را سیکند ! وحاحت به اینچیز ها نمی ماند ‏ قانون چون نباشد ء هرباء‌سور و کارداري, که‌بريك وطیفة مقرر شود, و یا حا کمی بحکومت کد ام «عتی تعیین گردد , کیفی وعندی, کارهاواحکاسها اجرا میکند» وبانند کمگشتة راهی بهر طرف میدود, ودرنتیجه , غیج ترقیو اعتلژ ی در پیشرفت آن کارو حا کم نشینی او دیده نمیشود . گیرم که کدام‌حا کم وی کاردار عفیف‌النفس ؛ شریف الطبعی, فرض‌محال گفته پیدا هم‌بشود, کهغین‌وخیا نت بدولت خود نکند , ومانند زاو خین برده‌ان خداو حق دولت‌وملت رانه مکد, و نخورد ,و ار سوافق رضای خدا و اجراات نافعی بکار برد , بازهم .چون آن اجرا ات‌عندی و شخصی میباشد , و از روی تا نول ودمتور نمهباشدء بشخص خود او سربوط سانده, چون دیگری بجایش بياید, همه آنرا بر هم سیز ند . اکر بگو ثیم که سلك ما پابند احکام شرع شریف آنور است , بقانون حا جت ندارد , د رانحال, میبایس ت که تنها یسك محکه._ذ شر عسیه موجسود پسو ده : سکس کوتوالی ؛ سحکة ا جسلاس سک پشچات و دیگر دفاترو سحا کم دواتی را لزوم نمیبود . حالانکه, غیراز بیحکعه شرعیه‌د واست میتعوعه مقدسته ساءبه بسی دوایرو دفاتر و محا کم دولتی محتاج است, که‌آن‌د فاترو ۸ مقالات محمود طرزی محاکم قانون‌و نتلاسی شمرده مشود وهیج یکی ازآنها»بر مخالف شریعت غرای اسلامیه نمیباشد , مقصد ما ازقانون, این نیست که , حاشائم حاشا؛ برخلاف شرغ انور قوائین وفع تمود ! مها قانونی که برشرابخوری » قماربازی, ربا م زنا ود یگر چیزهایی که شرع شریف آنرامنع نموده با شد ء آ ترا تانون نی؛ بلکه عین کقر و عمن بی قائونی بيگوئيم , قانون آنست , که برایض,طو ربط, وامن وابان: وآسایش و کشا پش و بحافظه حقوق عبا د الله . و انتظا م د وایر حکو ست .و ذرفی حنایع وزراعت , وافزونی صنعت وتجارت : وهمه چیزهایی که براي نگغبانی و آبادی وتوانگری وسعادت ورفا میت وطان وملتزوم‌دید مشود ۰ وضع گرروه: .< که تا شریعت غرای اسلامیه, مارا ازان منم نفرسو ده ؛ وبصورت‌قطعیامر نموده‌است؛ و باب قباس واجماع را بروی ساباز داشعه , بنابر مقتضیات وقت و زسان, واحتیا جا ت عصر و آوان ؛ بع. گونه کار های کدبه اصول‌قو اعدحقوق انسانها وترقیهاوآبادیها خدست و رهبری آند» سا را مکاف سا خته , .. سال‌سوم‌شهاه ب م قوس و ۱۷ |[ تحت عنوان «علم حقوق جیست‌واز چه بحت‌میکند بعدازد در معنای‌احکام نش رعجه وعلم‌فقه « که احکام آن بآخرت ود نیا (متا کحات؛ معاملات عقویات) تعلق میگ دوسقعبد آن‌احرای‌صا ‌ عباده ظا مو افتظا م جعوت بشر است ود خد وسر چنء-هعام آل ق رآدکريم ؛ حد ی تریف, اجماع است: قیاس‌فقها ست»عام حقوق رامعرفی‌میحند, که« بقوت عقل مقالات محمود طر زی ۱۹ اد رالمیشود» سپس‌حةوق طموعیه. حقوق موض وعه -حقوق‌مکتوبه سجا ف‌ خصوصیه حقوق عمومیه- رابیال‌مجنماید , ] سال‌سوم شمار ه و -- ۲۲ جدی ٩۲‏ ۱۲ تمت‌عنوان «امانت, وئذکریت عافظه دنمان بار امالت تتوانست کشیدا» بعد از مقدمه, آیة مبا رکه # ان انته پاسر کم ال‌توء دوا الاما ات الیاهلها» ۳ همرح وضرورت‌تعبین وزیراعتلم را اشارهسیکند . «بلی ! چنازچه‌ذات اقدیر‌آلهی جل اسعه» برای‌تحم‌یل نمودن‌بار امانت- یعنی احرای‌عدالت-ا زسیان.منونها نوس » يكذ ا نیرخا ب‌نهوده ر بیادشا هی‌سمتا زمونما ید » «مچنان» بادشاه‌نیز برای‌ته‌شیت اسوراك داری‌خود, ماموران و کار داران‌انتخب کرده, باراسانت -یعنی‌اجرای عدالت-را پر آنها تقسیم وتسلیم بیکند که مهمترین آن‌اسانت‌داران وزیر اعظم دولت میباشد. پس‌ازین‌یان ,«سئولبت بزرگ‌و زیراعظم حور بیمرل رل اِ ردسرح سال‌چها رم سشهاره ۱-۱۳ ۱ حوت ۱۲۹۳ فنون -یاسیات:-تعر یف و تقسیم علم <قوق عای العموم, وحقوق ین الدول علیاخصوص. [ پیش زاین مقاله؛ درمقدسه, زیرعنوان علوم‌و فنون, از سیاسیات حکها ی‌قدیمه سخن‌سیگوید, که‌عناصر را به‌دوات را «آتش, ۱ لوازمات‌حربید) «هوا» افت ۳ .۳۰ مقالات محمود طرزی تجارت) «خالْ, (زراعت)«آب, (وزر او کلا) میگفتند . درین مقاله , تعردف و نقسیم علم‌حقوقسسوضوع و غایت‌آن- و اقسام علم حقوق (حقوق خصوصیه- حقوتق.د نیه-وانواع حقوق خصوصیه (مدنیه » محا کمه مدنیه تجاریه) اقسام حقوق عمومیه (د اخلیه‌وخا وجیه که عام حتوق‌دول‌است) داده‌شده‌است, ] ص. ۱۲۰سب سال چهار م -شماوه ۳ - , حوت ٩۳‏ ۱۲ تفیل ۲ خارحیه, دحت‌عئوال احمال . چون یکنظرسرسری بسوی این جنگ‌جهانسوز فلا کت اندوزانداخته شود ءنتیجة آ ن برای عا لم مد نیت بسیار و خیم دیده‌میشود .., اینمحاربة عالء‌گیرجهانسوز , چنین تخمین میشو د کهمدنیت اروپا را بر جعت فهقری وحشت مجبو رنماید . [... درا خیر مینگارد :] ...والحاصل, این‌محاربه ازچنان»جا رباتیست کهد رصحا یف تاریخ اسغال آن کمترد یده شده؛ والبته نیج آن ‏ بمحوشدن بس,لتهاودولت هاءو حادث شدن عوض آنها منجر شدنیست , تادیده شود کهدنیای کهنه حادث ءچه تفیمرات و تبد لات بظهو ریا ورد ؟ (در هر يك از ین شماره های مال چه ارم , احمال وقایع حنگث جهانی و چنین تیصر ات آید هاست . ) سال چها رم - شما زره ه ۱ حمل م۱۳۲۹ مقاله میخصو صه تحت عنوان علم واسلا م . سطابق وعده بقلم‌هکی از قارئین سراج الاخبار . ۳ مقالات محمود طرزی [ تردید تبلیغات میشنری‌ها یا کشیشان ‏ واظهار تاء مف ازینکه درهیچ نقا ط عالم اسلامیت تعلیم اجبا ری وجودند رد.] سسلدانان‌زند کی ر امنحصر درخوروخواب مید انند ۰ وبسل) نی را در لفظ «سبلمان ومسلمان زاده هستنم |اینمدنته» میحد و د معشمار ند ...عام رامتحصر در قضاوافتاءمیدانندوسادام ااحیات‌در کوری و جهالت ی ماه :» و زند گی کراین بود تفر مراین‌زندگی . زندگی‌دوگندگی‌بگذشت, هی‌شرهند گی !۱ سال چهازم ب شماره ج ۱ و ۲ حوت ٩۳‏ ۱۳ صعود مسامآزان بدرچهٌترقی , منوط بدین د اریست, وعروحبر سه‌ایابهت وسروری بربوط بتوا صل از ال , بقالة مخصوصه تحت‌عنوان هوّالتهالاحد - ...لو بدون لمطفوانور | نله .. ۳ خر آن»از نبود ن اراده مصمم , ونداشتن رو گر ام منظم اه لیست نه اْ زسما نعت دین ..- انشاء انته تعالی , علت العلل آنرا در مقاله یگ تحتءنوان «علم و اسلام» مینگار یم .امضا یکی از خوانند گان سراج الاخبار افغا نم , سال پنجم سشماره او ل - م یله ۱۳۹ [ در فصل حوادث خا وحیه تحت عذوان تا ریخ جنک رستخیز آهنگی حیئو یمد * اگر کدام فالبین , به اصطلاح زنعا روی طاح اخبا رسار ابا ز میکرد و وما هم از مردسانی می‌بوديم که به‌فالهاوفا لبینها گوش مینهاد یم » مطلق طالع اخبار خودرا وبریخی» می دافتیم » ژ یرابنا بر اقوال اساطیر * خاصیت سیارة سر یخ ر | خون ریزی معا لات محمو دطر ز ی ۳۴۳ وآتش افروزی میگو بند. اخبار بیچارٌ با مکردر روز یکه قعر در مریخ ؛بود عرصه پير اي عالم وحود گرد یذه | ست ! سال اول ما بحوادث خونریز یهای محاربه طرابلس غرب, سال دوم و سوم ما بحوادت حنگهای بالقان , «سال چارم ما بتماسها بحوادث این حنگث سوجودرستیخیز آساء پرواملا گر دید .حال سبال پنجم اخبار یا شروع نود ؛تا بینیم که مریخ‌چه بر کند , البته یا قیا مت« گیری یا قیامت صفری را بر پا خواهد کرد . از خواجه نطر الد ین پرسیل ند» /که. قيامت کی مشود ؟ گفت: آیااز قیاست کلان میپرسید ,با قبامت نورد ؟ گفتند قيامت‌يك‌قیامت , خورد و کلان آن کدام است؟گفت.۰قيامت کلان ] نووتَی ود ک+هن بمیرم ؛و قبادت خوردآ نست که همه مر د سال بمیر ند ا حالاماهم بنتظر یم که بيجنيم چه بپشود . هیچ شپهه نخواهد بود » که‌قیامت کبرای خواجه نصرالدینی ,بر خود اخبار ما بوپاخواهد شد, زرا ی بیند»س‌شنود حس بیکند, ولی چیزی گفته نمیتواند» ودم فروخورده خوردهآخر الامر ء مازندغازات مترا کمه وولکانها» دساغش بيك انفجار وانفلاق .د هشی کر فتار سی‌آید »واژ هم پاره پاره گردیده از دغدغه‌عالم هستی وامیر هد ! | گر نگو ید»ديك‌سزار راسیبرند؛ و گر بگو ید؛ به‌زا زش‌سیبرند , چه‌مشکل حال ! مرا در دیست اندر دل ۶ کر گویم زبان سو زد وگر دم در کشم تر سم که مغز استتخو ان سوزد ! گفتتی های اخبارماهم «افسانه سر مگسك » گردید.« کلم کلم ماینفع -ش !» ۱ مقالات هحمود طرزی حذیان در مذیات !ژاژ در زار !سلعیه با لعنعته ۱ سفسطه قی القلسنه ۱ والحاصل» هیچ در هیچ ! بس کن ای دل, چندداری نال شبگیر را بر ده | زد از ناله ها بت قوث تا ثير را همدردی ازدار » دردی در زیر عتوان مصر ع پر حسته ذ یل ۰ دیوانه پاش تا عم تو دیگران خو ر زد چنین یكخبری میتویسد؟45ب کورتمتت بنگال برا ی دیوانه عا ی پا کل غا اه یعنی دیوانه خانه تهر «بهوانی پون اسبا ب وسامان قسما قسم تفر یحات وسا عت نیریها را معا ساخند است #آنهارا تماای بایسکو پ نشان مید هند ء گر اسو فون میشنوانند ؛ تخته نرد» شطر اج اقطعه و غیره با ز بها مبدهند,درین وقت آبه محارج ده هزار روپیه »روشنی برقی وپکه های برقی برانی آئها سهیا کرد ه اند , بعد از نقل خبر ما فو ق»از طرف خودهچنین یكتلاحظه بیان کر ده میگو یده انتظام دادن اینقدر اسپاب راحت ورفاعیت *که از طرف گو ز نمشت بر ای‌دیواند ها شده است » هیچ‌شبهه نیست که از خوش قسمتی دیواثه ها میپا شد , کدام عقلمند ی با شد کد اینچنی آرا میا ور احتها را بیند و تمنای دیوا؛گیر | نکند؟ | بعداز بیان‌این مللاحظه» با زچنین مینویسد: |بیگو یند که بسیب‌این انتظابات دیوانه هاتا یکدر جه رام وآرام ءمشوند ,اما درتزد ساء آنها نسیارد بو ائه حثیقی خو اعند بود » که زام و آراء شوندو و وم شوند هیچ نبهه فرستت. هریز ح<ت یابی مقالات محمود طرزی 1۳۵ خود ضرور انسوس خواهند کرد »وخو اهند کفت ۰ آذرا که عقل بیش » غم روزگار بیش ! مسی بس وس سل که « سرا ج‌ | لا خبا را نغانید , فیز تن کین ه.ای د یو ا نسکسی و | پسعت‌سا سهاده‌است : ده کصادرخت‌ها کجا! عنوا ن مخن را بر نوشهن تا ر یخچه حرب نها د و عنان سخن را بر حکا یت پا گل خا نه «بهو انی‌بوره یدنه .اگردیوانگی نیست؛ جیست ؟ آمپرادر | چه چاه که‌این حدکت‌خو نریز وان هرکاسة رستا خیز , ازجنال بلاها و مدیبتهای‌نیست کهعقل بسر کش بماند, ودواس‌را د رکاسه خانه‌سر» سر وزبر نکند. حم یت 41 اززدان‌آدم تابه ایندم چشم مج پیشندهو گوش ت‌ شنو زده‌یی ند یدهو نشنیده‌است . هیچ تاریخی ۰ "ابحالاز اینچنین يك جنگی خبرنداده است .طا عو نهاء وباهای‌بزرگی که تاریخ نشانداده‌است عبچگاه به ایند رحه تافات عظیمه را برنوع بشر واردنیاورده است.د رسطح زسین , برهمه‌جا ها فیکه اصطلاحات حغر افیا برال حاویست بعنی د رداشت, ک-وه, نیه» جسز یسره» د ماخه» بر ز خ تنگنا و غیر ه حنگک است . در ز یر ز مین عم حنکف ا ست»چزا که استحکامات خند قها سو فغا نیکه د رمید انهای جنگگ بز پر زمین لنده ده است یز محل مبارزه قرار داده‌شدهاست . برسطح بجر , جنگ است, د وریربحر: جنگ است :3 رروی‌هو ا, حنکک است. د ر میال‌فضا ؛ حنگ‌است. بشریت‌چذدان +یخون ههدیگر تشنه شده‌اند ؛ که‌طوپ های‌آتشفشان؛ طوپ های مخرب جهان؛ بهب‌های خراب ؟:ندٌخا نمان‌را کافی ندیده, بر همدیگرخود دریاه‌ای آذش‌غا زهای سهلکه‌ر امی افشاند. درخصوص‌قتل وخونریزی, اختراعا ت حورت بخش‌عقول: ایجاد میکنند, بد رجه یی ک4سر یخ و سریخ نشینان» از شرا ری بسیا ر د رزیرچاد و زهره رخ میپو شانند. ! 1۳۹ مقالات محمود طرزی تعفه تراینکه متمدن ترین انسا نها, ایح عنگا مهارابرپا کرده‌اند ! آن‌متمدنان کهدم از صاح وصلاح عمومعااممانسا یتمیزدند, ازفرا آرحسابی که‌تایحال کرده‌اند مقتولوسجروح وبفقودواسیر عمالنمتمدنال به .۱۰۰,۰۰ یا ژده‌سیلون نوس ویده! جماه خسا رات وزیا نات زر اعتی صذا عی تجاری شان در یج قطعه روی وسین‌بد مه ۲ بیستو يكسایارد پوتدبالغ شده‌است. درتمام کر زین :یعتی درغرپنج قطءه ریاراسا, یا بالواسطه , نایره‌جدگک وقتال سختعل امبت . ابن اسث که حالامامیخواهيم تا ریخچه اینچئیس حرب راینوهسیم وحم میخواهيم ده عمه‌این یلد نماحزب راتتهادر حمین يك جنه صحیقه-حدودعمس یك زسخه خود درحهائيم آیا جقّد رخالاعصه خواعیم کردم تا برین مقصد خود کامیاب گردیم ؟ , اجذا درین شماره حود؛بطرز يك-فهرستاج-الی» در خصوص ایتحرب حیااسوز ؛برقا رنین کرام خودسان, بعرخر معلودات میپزدازيم "تايك‌فکرسجلی حاصل‌شود ,ولی ثاریخ مکیل ایتحرب را زروی تواعد تا روخ حرب نوی »واه حریده زکاری,ا فینه] با که آترا ا رک؛نهای حرب ساغر عسکری" مخوا هد تابتوانتد بویسند , حیب های حرب کرد رباب سب عاومسیب های این حرب توا دیم قلم,جتبا لیم اسیرا ید له پقد روسعت دايره‌يك قوس‌قزحی که یك‌افل بز رگ جوهوارا مرا سرا حاطء ک ده باشد ,يك طویا ری بدست آریم» زیرامیبا ید کابها ی‌زرد وآبی‌وثارنجی وبذفش سرخ وغیره رنگه‌ای دولتهای‌نبرد آزمارا" که هر کدام شان معصو میت خود و قباحت د بگری ۲وشش و رژیده زداعمه راسرتاسرقرجده کرده»:موض انظا ر قارئین کرام خود وسائیم ؛ که آنهیم ازمحالا تست, لهذا ردان الخالراي4 ۳ ۳۹ پسیه : کدعادل یاه این خوتریزی مقالات محمود طرزی رف عموسی »بلا های‌حرص , حسدوطمم بوده‌است »که آنهم آنی‌ونا گهانی نی بلکه از چندین سال »مانند دینامیت هادردلهاپرشده بود. از هدگامیکه دولت‌المان روبه ترقی نهاده‌بود ؛اين‌دینامیت حرص وحسد نیزءدر دلازگلیز حایگیرآمده بود » زیرادوات انگلین» هیچ گاه این‌چشم‌و دیده‌راندارد 5 ازخودبرتر کسی راببیند. و قدیکه‌نایلیون مش#هورفرا سره ؛ترقبهای عظبهه فتو حات‌راحاصل کر دوبود "با ز هم همین انگلیز بود که عمه دو :ها زابراوبرا نگیخته .آخرالاسر».خهءحلش ساخت "و چون روس يك,طوت وش وکت‌بز رگی‌راحاصلن کرد باز چشپزکسدش‌به برش آمد ؛بهرنگک رنک نیر نگهاه :دولتژا پانش سر کوبی کرد .والخاعصل » بس اربفا اهای تا ریخی د یده‌میشود؛ که‌این <سیات حسد وغرورا:‌گلیز رائابت میسازد., ازسدتیست که‌دو لت انکلیز» تجدد ات‌وترقیات دوَا!ءان‌راييك نظرحسود ازه خایفانه نظر میکرد. حتی ازوقنی که دوات‌آلمان پرادوات فراد ی غااب‌آمد» وبتدبیرداهی عظه‌ای‌دیاسی برنس‌پسما رگ »بر اتفاق مغلثموفق آمدءاین‌آتش شعله ور گرد یده‌بود تاآنکه ,رفده رفته» المان "قوت‌وشو کت‌بیدا کرده‌رفت»و بهمالا لسبت «یفض وعداوت زمزبا لاشد »رفت ! اول بافرانی‌عداوت د برینه رابرط ف رده »و به اسظه دلاله گی‌او با دشن » وقیب‌سهصد ساا خود روس یزرا بآتتی رامفتوح نمود »وبه مقابل اتحادئلاثه المان»4او-تردا .ایتالیا» ائتلاف ثلائه روس فراس»ا: خاوز واتشکیل دادند . ارهنگا میکه این ائتلاف ثلائه» بمقا بل آن اتعاد ثلا مه تشکیل یا فت» علی ااخصوصازوقتیکه د رسنهي . ٩‏ , انفاق روس‌وانگلیزد رباب‌بقاسعه « ایران»ود«افغانستان» وعیره عقد گردید» دعلوم شد که این اتفاق و اجتماع اضد اد » پیش خیمه يك حاخث عظیه‌ی‌میبا شد /وهر روزیکه بران ازج د گذشته رفت مقد بات حدحی اتعاد بون ۳۸ مقالات محمود طرزی ۳ 2 قیونرانیژ تزديك درد هسدرفته + با عاء ۵ سیب یگانة این حنگد جوا نسوزعالم افرو زرا ه در آتش‌حسید وحرص و طمع انگیز, درستابل | ژعدا رات و نرقیات‌خارق العاده‌تجار یو صذاعی المان با ید دانست. حال 2<م سث‌عاره ۳ ی ۲ سرطان ٩‏ ۱ .,چیزی که‌خودا ین مد بر عاجز بیچار ه »از محاوزه « محمد خال | دک داءستانی : با بلث 3 کتر ازجایوید رسنه ۳,۰ هجری» یعتی ی از نی و چا رجال در کراچی شنیله وبخاءا, دارم ازقزارذ یل است ۰ «دا کنر -آیا دوب عتدانیه چقدر نموص بان رعایا دارد *# خان -تتریبا هجدد. با وتات ملیورل . دا تتر-حال آنکه دوات بریطایه, تقریماً حد ملیون بعا یا از نفوس اسیلام را مالك سیباشد , پس‌آیا عنوان خلیزد العوستین برجاب ۶ یکتو وبا" لا بقترتخوا عد ,ود ؟ خان -لی‌نی !حاشا ! اینعنوان جلیل الشان » لتها بر بمها ری و کعی نذو سس موقوف فعست ,یاکه‌بسی لوازمات دیگر عم بکار دارد که : از نجماه مفتاح حرمین الشمریفین را دااك بود ست وانهم ازعصرعاست که بداست سلاطین دولت علیه ها زرد میا مغ لت شاک حم‌چیین باشه تراهم چند ی‌بعد خواعید دود ,» اگر چه قول يك‌دا کتر چندان چیزی بیست , ثه دابل‌افکار سیاسه یکدولت بتواندشد ,ء اماچون‌بدوت ذظر کرده شود "اس يك هدید معییداریست ۸ که یت تمونه خروار افکاردلم» انگلیزی را:درباب سسلء‌انی نشال‌سیدهد, حالا تکه | فکا ر ام اه شان ۳ ححر جر تست ۸45 پدهان بات ,مصروراسر کب عبلاقت ایرد یمه انجلی باه اختتن "و همه اراضی فلسطین وسوریه وءراق رابان ملیحق نمودن , ومکه را نیز يكاسارت اسلامیه انگلیزیه اتخاذ کردن *وهمه‌جزیرةا(عرب‌رابان احاق نمودن , وبرای ده‌مقامات مقدسه اسلامبه ءبجز يك اثرداریخی «اعمبت آثار عتيقه کی دان دیگز زیت ۱ میت واعتباری‌ناقی نگذ اشتن وقر آل‌واحکاء ۳7 ار روی دثیا برداشتن وغیده وغیره » چیز‌ها هی نیست که بر کسی پوشیدد بمانده باشد , غیرازر ینها چون,بطرز تقریز وتحریر اخبا رهای | :گلیزی‌دقت شود ؛ با زهم علنا خا #ر وهویدا بیگردد , که محر وفتده رانگیزندة این عصیان کیست وچیست. اژحا لا , لاب مرها ینس»راداددن» «شریتاعظم»گفتن ۳۹ ذاذرا پوعده سای رفع شدن مشکلات حجاج وآسانیهای‌شان:بر رور وشادمانی/برانگیختن * از چیزها نی نیست کد ستتاه راآفتابی تما د 2 بیذ | «سراج الاخبار افغانیه » که بك حریده بدافم دین‌سین اسلامی‌خود را 2 : تا ۷ شمرده؛بال فخر مب‌کزد , بکمال زقغر ت وشا.تت: اان عمل قبیح عصیان نمودن شریف یکه را نفرینو تقبیح میکند , واورا عاصی خاین ؛ خاطی غابن بد وت ب موعهو دین برد مد اش بشما رد,ء آگراین عحبیال واعلدن آزاد ی‌خود راء د‌ ربك وفقت دیگری میکرد , عرچد که بود بود, اما در چنین وقت و چنین‌ز مان,اين عصیان ازپذان نا ای نیست که عفو ند نی با شد رر. سال تدم مشما زف -«۳۳ اریل ۱۳۹ هزم کش ادن نار عا لم‌سو ز کیست ؟ (بعداز بیان عوامل حنگک حغانی وشرح‌سوا بق سی نگارد ۰ ) از ذکست روس بدعت‌حاپا ل ,د.عالم‌شوقی / حسیاتن, فذات‌واآزروی‌اب:ةلال وحر بت , بهیجان ۳۰ مقالات هحمود طرزی امد ۶ حثی که مظفوالد بن خاة رزجوم بملت ار ال/ امییا دستورو «مشروطیت ۳ حکوبت عطافرسو + ( سئه ۰۷ ع ). زد یدن‌آفا رز ندگی در اپران :هم ادگلیس‌وهم روس‌پر یشان‌شد.اخلیس باز بریشه‌دواتی‌سیاست‌شر انگمزه باروس اتفاق کرده ایران رادر بین خود شان نقسیم کرد: و همه اسیاب زندگی‌ایران را بریاداد.ءدر سندر۱۹۰ع حکوست عذمانی عم «دستور, را باز احرافره‌ود »و برای حیاث‌مات م اسپاب تراهم آورد : به‌نظر انکاءبی‌وروس و فرافس: که بر ۱ تفر سمااكد یا غاب نموده, براقوام آسیا وافر یقا تباط داث ند , وقوع چنین اسور غر پبه‌درایرال وسلت‌عذ-انی,علامات نهو خر اقوام شرق و استعادل ابشان شر آخر ؛در آمد, هرسهدوات؛ همه دشه‌نيهاي پا ریته رافر "موش نموده»ويك مساعی شور ااگیز وتو آمیز اختیار کر ده ؛ در مید ان فعاایت کرم پویه کرد یدند ؛اتفاق ثلائی انگلیس ؟وروس وفرانس , خود را از انحاد ثلاثی حرمئی واه‌تریا هنگری وایطالیه قوبتر دیده ورفتار بسا کانهه کر داربعکیر اه آغاز درد .اولاهمه نوحه‌این سه دولت سدفقه بئخریمیا ایر ال, ودواتععهما نیه » بطور حدی محروی شد,درایران وسمالك عشه‌انید تخم فتنه وفساد اعلی رو س الا شیاد دشعند ۶ ویواسطة بول واعانت اسلحه ومیمات جنک , واشادت ارا حیف ءحکومت ایرات را بخلاف سلت ,و رعایای عثما نی را بحلا ف ,دولت» ببعاوت برانگیختند, بغاوت دمن , وذورش حوران درسنه, ۱ ۱٩‏ ع ‏ وقتله وفساد تر بقدو نیه وا با ثیه درسنه ۹,۱ بع »همه از -ازش این دول ثلاثذ در اکیز بود .چون شبان تر ل فوق‌العا ده قابلیت حسن اداره نموده :فقنه های‌داخلی رایکال-وبی فرو کردند,این دشینان اسلام وید خی اعان آوع بشره دوات اطالیه‌را اغوا عوده ؛ بحماه برطرایاس ,رب د رسته ۱۹۱ ۴ راضی کردتد .چول‌تر کان, د وحنگه‌طر, ایاس رب شم مکاید مقالات محمود طرزی ۳۰ اعداء را درششد رانداختند ء ایشان .دولت عهمازیه را بوعده درو غ فر یب داده» د ولتهای بلقان رایکبا رگی ؛ ,سر ث رکان‌بر گماشتدد .دس حنگث بلقان (ستته ۳ ۱ ٩‏ ۱ع) بر دولت‌عیمانی-خت آمد ,و بنیان سلظنت‌علیه راستزازل رن نگلیس وروس وفرانس ,گمان ک دند, که‌دوات عثمانی نیم بسمل‌شد, وتجر یه ممالك‌عقمانیه درمیال خود شان آسان گرد ید » اسادوات حرسنی وآستریا - هنگری »ممنگث‌راه مطلوب ایشان بودند .پس ثانیا ۵ همه العقات ایشان ؛ به تنها گذ شتن د و لت جر منی و آستر یا عنگری‌در بو روپ, وحدانه‌ودن عمه‌دول معظمه را از ایشان سکول کشت دولت‌ایطالیه را که دك عضو اتحاد ثلائی بود ءبحع‌طرا باس غرب سلك عثمانی _ دوست اتحاد ثلائی - برا نگیختن همین _غرض داشت , که شیر ازاتحاد ثلاثی را گیسخته ؛جرمتی و آسثر یا- هنگری‌را , ز بوذ و بیچا بچارة گرد انند و هسم‌تر کان را ازاتحاد ثلائی متنفر سا زند ,ووقتیکه حرمنی‌وآ-تر يا , تدهاو بی‌دوست‌باشند »و برسر ایشان تاخت‌آورده , دبمار از روز گار ایشان‌برا رند,وث ر کان که ,خود شان بیجان و ناتوان شده‌باشند ۳ طاقت اعانت‌حرمنی وآستر یا را داشته باتید , زمانیکه نگ جرمنی وآستر یا هتگزی از راهء طاوب انگلیس وروس وفرانس پر داشتته شود : لامحال دارائی عالم با ين سه دوات ستفقه مسنم خواعد شد . بنار ین این‌شيادان عالم ور هنیا نخستین , ذر کان را ناتوان و ز یون-اختند و پس فتنه وفساد ر ۱ آستر یا-هنگری‌گرم بازاری دادند ,و کشتن ولیعهد آستریا- هنگري , که محبوب ملت و ر ابطة اتحاد بیان عناصر مختلفه مسلت آستر پا بود » نتیجه منصبو بهای خییة دول ستفقه ثلا که ؛ بعنسی انگلیس و روس و ف-رانس بودءو ادن آنش ح4ا نسوز جنگت عموبی» که بهتر ین دهشت های کیتی ر ۳ مقالات‌محمود طرزی خا کستر سیأهو منور ثرین او لاد آدم‌را عم فعلة موگتٌ جا زکاه معا خده است: افرو حد آْن له تا را هزنان اقوام ,و غارتگران دیا بوده است 5 مب" داری این سفا ی یی (ظعراویر بادی خاتواده بش هیر د اعیه عا عگبری انگایس و ,مس و فراتس عاژد میشود, این غر سه) خصوصا انگلیس ,در حضور خدا؛و دربار اتصاف رون آئیه,جاتی , مردوده 9 مجرم ابدتی و «ظرود خو اهند بود ! سال ششم - شماره ۴ ۵-۱ د لو ٩۵‏ ۱۳ ز مخاله ن علم بر اخوال عساام ,| خعبوصیات مقر قه زردد : خانمه می اند , محمودطرژی باذ کر ترقیات مما لك معمدنه‌ضمتا عیاشی وسو اخلای؛ آنکشه رها را انتفاد میکند, و اشاره‌به جنگث حهانی کرده»میگوید: ) . غیر ت خد او ندی بجو ش امد » رموای عدا ام شا لاما خت, حالا متتظر بدا ید بود که طر اقه عو 1 لقامد دد- انهد ام این با بل های ام جیا , چه‌وقت عدارعه + رات نی هوش: ربای ِ- دنا خرالهب ورد ید ۲5 منال هتم - شا ره اول - پا اسد ۹ ۱۳ ( تحت عنو ال وحرگگ ا یاعد ج »د رفعبل حوادث‌عا رجبه : به اجه فا هی , ارفا ابین » / اوقی» داده ده است. نظریه فالجین ایست, که ۰«اپا های کل برغهای دددن دو سره پرهر رید :و طرم جهانگیری ض‌ صدا نشود "جنگ خاتحه نمی ۳ مه ُظراوفی آشتحم. که ( قیي 4 مو صوع ره چهار الا نمیشود ۳1 مقالات محمود طرزی ۳۳ سال هشدم ‏ شما ره م - ۲ عقرب ٩۷‏ ۱۳۲ [ درسر »عاله میشکارد۰ ] میگوئيیم جنگ تمام شد, زیسرا خبر های اعلان بتا ز که را در مابعن دول‌تین عئمانی‌و انکلیز نشر نمودند, اگر چه متا رکه مصالحه کفته نمیشود, و چون صاح که ضد حرب است؛بمیان نیاید: حنگث را بردوام باید پنداشت .,, (سپس, از مواد کنفرانر هاکگ(لاهی)در بارة متا رکه, بعضی را نقل میکند) . ال هشتم - شماره ۰-۵ ۱۳ قوس بو ۱۲ کلیشه عنوانمنازعة علم و دین - بعر که مذهب و ساینس - اسلام‌وعنوم» عرض مقعد مترجم : آین ببه عدد عنوانی, که در بالا انداخته اهم هك مبحث عجیب و غردبیست که برای حوم عالماسلامیت مطالعه آل مستازم بس بیداریها وآ گاهی ها میگردد , مواف‌این کتاب یکی از فیلسوفان و پرو فیسرال‌مثهورو معروف‌امریکا »رز قیلیم دراپه ره از علمهای دارا لمعارف نیویارك بوده است.اين کتاب‌بهر زبان ترجعه شده است. بزبا نهای تر کی واردو کهاز »عروفترین زبانهای اسلامی شمرده میشوند نیز ترجمه شده است. بزبان ث رکی, بنام‌«نزاع علم و دین»و در زبان اردو بنام«معر که مذ هب و ساینس» مترجمش‌بزبال تر کی, فیاحوف سشهور -شمانی؛ احمد مدحت‌افندی سرحوم »و بزبان اردو, فاخل بی بدل»مروف عندستانی, «شبلی نعمانی» سرحوم میباشد . مکر مدحت‌انشدی, تنه؛ پترجمها دتفا نورزیده, ملاحظات عالمانه خودرا یز بتحریر آورده بیام«اسطم وعلوم»يك اثر دیگری بوجود آور ده . معلا اول‌از ذراع 9 ودین نام تالیف‌درا به ر يك حیفه با آمم -جیهه‌یا پمشتر یا کش )عیناً بقلم ی اقل تسکت 2 رت علوم واسلام نام اثر غود پقام جلی» ر زیر آن ۶ در صحیفه ی کر لا زم آید» مونو پسدم ده لتات مطبوع آن نز بجمین صورت, و بححم و تطعه کوچك, در -نه ۳ب در استا یو ل طبع و ذشر شده ات( و مرا م تقریباً سه سال +ءد از طبم و نشر این اثر معتیر, این محزر احقر؛ ب-رین کنمرنذ پردروکهر مالك و از مطالعة آنْ مستنید شده بوم.از آن تاریخ تابحال , ترحعه آن؛ اگر چه ع.يشه د امنکیو خیال میبود/ مگر چون ایدچنین يك کتا : بی را که موضوع آن پر يك بحث بسیار عمیق و دههار گذاری بنا یافته باشد, توعمه" دردن , و بباحث و مسایل حکمیه و فاسفیه تازیخچه آثرا بجنان یك اسلوبی که شم خو د مترجم غوب بداندبو هم بدیگران بد زستی بدا زاند» يك عیشت افزونتراژاقتدار خو ددید»» جرا رت وررید: نمیتوانستم ! يك محذور دیگراین‌بود, که هر ر مترحعی جولن بیتخواعد , يك آثری را ازیکزبان بزبال دیگر ترجه کند, اول چیزیکه منظور نظر بگیر دبا شبهه همین خواعد بود: 3 1 زبان؛ قعمان آنرا بنهم د»و پدانند به این اث رجه میگوید ؛ وچه مدعادارد,حال آنکه چون بسوی عوس مطالعهُ ارباب مطالعة :و ذوق خواندن عمزبانان وطائیه ام نظر میدوختم , آن ترجمه را پیش از وقت دیده»روقت آخرش تعلیتی سینمودم. جانچ کی‌یاگ ی »دك عبت 45 اسان ا زثر رات دبمدی بیاو وعناهر ؛ بکچیز دیگری‌بوجود ۳ آورد, زا يك جبزی را بوامطة تحیل تصعید, تقلیص‌وغیره مقالات محمود طرزی ۱۳۵ بحی‌چیزها ی دیگر مسا زد , همچنانست, صذعت بحرری اما محررهای اص‌طلاحی وطن عزیز ما -بآکه محر ر کیمماگرآن است, کددرعالم‌علوم فنون» فکردوانی هاوقام چلانیها کرده»از چیزها چیزی» داز چیزی چیزها بوجود آورد. حال آنکه کیمیا گر وسحرر؛ هر دو باین محتاجند, که رواج با زا و رغبت خریدار عر شه, و دیار را در پیش نظر آو.ده, از همان گونه عملیات آغاز بکار کنند . بتابرین تا يك درجه بر غرض ومقصد پی‌برده شده باشد, که پیش از وقت‌بودن گفنن عاحزاز4 مارا, غرض اینست» که ذوق مطالع جدی - یعنی همچنین تالعفات نسبت بشوق »طالع4 آثار کوجك اددیی »فتی علمی الخصوص رو مان"ذاول» غیلی از خیلی کمتر دبده میشد ,ولیکن این حال تا به آخر دوام نورزید ... ز... حپس مینگا رد) یك‌عالم باعلم افغا نی نژادافغانی , زبااوطنی‌ما "جداب مولوی لام میعی الدین‌خان افغان,سر کرد مد رسة دار امعلین , که بزنهای شرقی»مانند افغانی پارسی؛ عربی.و زیاده پراك بزبا نهای متنوعه هندستان مانند ارد 7 دا-تری ,-افسکریت‌وغیره, بدرجهبی کهترحده بتواندها ؟اعو 3 ارد, «یعر 4۲بذ هب و ساینس» که حناب غفران ماب شیخ شیلی نعحانی»آنرا ترحعه بزبان اردو نموده» این مرد فاخل اففانی: سا بزبال فارسی آثرا ترجمه میکند. ما بترجمه احمد مدحت آغا ز ميکنيم. بیش از آنکه حداکا نه بطیع پرسد»د رعفحات سراج الاخبار اففانیه نشر میکنيم. (درینجا مقدمه احمد مدحت را میارد, که فاطعد علیه خانم.د ختر مرحوم حودت‌پاشا:او را بخواندن کتاب دعوت کرده بود . ..) [مقصد از 5تاب‌سعروف جان و پلیم دري پر ۲و۳ (و - , بر ا) تحت 1۳ الا عنوان» هستري آف کانقدکت بتوین ریجن ایندساونس» می‌باشد که در ج یم چاپ تشد و ولوله افگند. ررف. سال هشتم - شمارهب- يب قوس ۹ ۱۲ «سیا زع غلم ودین *- اسلام وعلوم , [ نخست د وپروگراف از کلام د را به ره وسب تب صرات احمد مدحت‌داده‌شده, احمد بردحت ۶ بفرق بعن نصبترائیت واسام اشاه بیکنك, این نظر دراپه‌ر را رد سی‌کند که دلوك کلیسای ازتودو لس:درمقابل عام بهتراز سلوك کلیسای کاتوليك‌بوده, +جعود طرزی دراخیز مینگا رد «اتتهای مد مه آیدده‌اش در شعاره آینده»] (تذ کر ؛بعد ازین , دیگر شمارة ازسراح‌الا خبار چاپ نشده؛ وبدابرین, محعود طرزی ؛ نتوانست این وعد: خودر ا بچا بیا رد .) سال‌اول-شماره ۵ | ۱۳ شور ۱۳۹۱ زد ر فصل مقالهمخصوصه,تحت عنوان «لازم بودناتقاق بنی بشر, بمحاربه‌توای طبیعه » از ترقباتبشر ومجاد له درهتابل آفاتذ کرشدم, وسپس ازطمم شور های| رو پا: تهبه کشور های‌ترقی, قشار وتحکم میکنند» ذ لریافنه‌است: ] ,,. ای حدعیت بشریه ایکبار بیشید که چه لا هاي مد هشه خارحی خیال‌ها را تهدید و فشار سیدعد !و باغا,طاعول‌هاه زلدبه عا؛ صاعقه‌خا, طوفائهای‌دردها» حریقها: عنوزچه چیزها ! هم شبهه نیست که اگر بریت بقول دوتان داخلی خود حر کت رده دست يك لته :وازغم قعل وقتال همدیگر خودباز آها.ه پاامی مقالات محمود طرزی ۱۳۷ دشمنان خارجی خود , به نیت خالصمانه نفع یکدیگر دراودزند هزارها کونه موفگیت هاو کامیابی‌ها بدست خوا ند آورد.اگر تنها آهثی که برای کذنیهاق زره پوش طه بها و :نگها ودیگر اساحه های تاه خود کشی خو دصرف‌میکنند , آل‌را برتحدید راه ای آغن صرفنهایند و ازروی حمودید های ابحار متجمد ه مرور نعوده تایه اراضی رجهو له و اصل خو اهند شد .... ای شرق ! از حمله جای متجاوزانة غرب عبرت گیرید! بمحاففلة مو جود یت تان بکوشید ! چون دیدید که از دو -یان داعلی کارنمی آید, شها هم بادشه‌یان داخای‌خود ساخته , بهمال جریا تابع شوید ! برای مح.فة موحودیت ملکوت‌تان» قهرء غعضب » کین, عداوتد ۱ پیش‌دار خودهقرر کرده بزنید» تا از بشرهت هیچ اثری تماند , تعافد 1[ ,. ... ماشاء لته محرر صاحب, مجادامه‌یا هی تان برنو لك قدم نان انجماد یافته» دیگر چیزی نوشته نتو انید ! ... د شمناد‌داخلی ؛جتان تساط وتحکیمی پیدا نکرده کسد اینگونه «ترهات» , ائهاً کارگر تاثر آند ! ای‌شرق !ازحمله مای‌متجاوز غرب‌عبر تگیرید ! بمحافظة موجودیت‌تانبکوشید... سال اول شماره , - و و م اسد ۱۳٩۱‏ تحت عنوان حوادث خارجیه- اجمالسیاسی ده سملسله بقا له شماره ۱٩‏ «ضروری بران حنکث عحوبی »می‌نگا رد این است که اورپا براوروبا ثيان , ازغوزة کرم پیاه نیز تنکتر و پرفشارتر شده است , آمبا و افریقا راد ريكك هقرج وعرح پرآتش ودودی د ,انداخته اند , ا زکنار بدر 1۳۸ محظط اط له ۳ رخ ر ۳ بر همه ۱ ام اسطلاییه اديك د و ۱/۳ د‌ بآو ده 03 یا ؛ اد4 دار رای ‌ ۳ نی / اند . سمالك مرب اتصی وتعام مواحل اف یقه وی بر سقید- ۱ و همه حزایر بجر مذ کور ؛و بالقانها, و تمام روم ایلی؛ وععه سواحل یمائیه بحراحهر : وسواحل عربیید بجحر مان تا بخلیج ۱4 زس ؛ دز زدر آذثر عای‌حرضص وطحم میا دل حیاتیه| و رویه‌ثبال مانده. ات , این «مجادلة حیات » یابدست آوردن سافع شجخصیه» یك پرده یس که چشمان شانرااز عرچیزی میبوشاند, وهءه قضیلتهای‌انسانیه را, د رنار متمدن ترین دولتهای ان مخووبی نشان سیگرداند . عیح بخیال وخاطربال نگذرد, کد اتفاقهای دوا ک تا ی اه ره پا خالصانه و صمعماند بوده‌باتند, دزژیر پرده هراتعاق ؛ يك‌نفا قی, ود ر لاگاعر سیل وو داد يك کی- ن و رقابتی مستتر و پنهان است ,ولی باوحود آنهم اگر . آن کینها و رقا بتهار | بيك‌کو شه نگذاشته , وناقهای‌سیاسی خودشانرابایاس ه اتفانهای سیاسی اپوشانند , دراقعه ربابی خوذتال کامیاتمی‌آیند, که‌ایدهمباز يك ر قابت تازه و کین بی اندازء دیگری زا بوحود می‌آوزد. وآن رقا بت‌منفعت پرسآی باه دیگر کونه , ی اتفاقها ی د وستلی‌را درزیر پردة‌نمای سیاسی اتفاقهای نقای انگیز باز دیکر گونه محرص‌وط-«یابرمیافرازد. کهنتیجه این همه می‌پرور اند, وآن دشمکش عای‌محادله حبات؛ يكث زوری‌از بوژه]»دسده حال بمجا ری حقیقی‌سمات محر ببا ۹ ۰۰ سل دم متا ۱ ار تقد در اصطال نوت ععتازر ؛ بمعنی مد تراد , مقالات محمود طرزی 1۳۹ سال اول - شماره و , - .۱ سرطات ۱۲٩۹۱‏ ضر وری بو دن جنگ عمو هی [ بعداز بیان وضاع حهان می نگارد۰ ] مد ای از اسیاب ضروری بودن حنگگ عموبی اوروپا » رقا بت و حسد شان است ؛ بر همین بقع پرفیفق و پربر کت آسیا . چذا نچه او رو پا » به آسیا از راه صنایع بدفع احتیاحاتث شان خد بت میکند » آسیا نیز در راه شکم بی هنرپوچ پیج شان» که حوغر حیات شان به آن موتوف است ؛ بعاوئت مم ساند , و چون قطعة پر حکم حضرت عدی را در پیش نظر آردم آن همه صنایع هویج اعت ‏ و شکم چیزی یست که نشت پر نو د . لهذا. قطعة اروپا, حاکم ومحتاج المه نی » پلکه بیحکوم وبحتاج طعه آسیا ست .بناء آعیه اوروپا میخواهل, که این خزینه عظبهد را سراسر جزه اروپا گرداند .ولی نمیتواند ! رقابتها , حسد ها ؛ چشم گرمنگیها ی تحط سالیه‌ای شان ؛ لابد » بسر همدیکر زدلشیان ر | نتیجه تقد ۱ اگر | مروز ندهد , فردا خواهد داد ! واگر فردا ندهد ء صدتنال بعد خواهد داد! الحاصل » از هر حهت : وقوع حنکگ عموسی دول اوروپا » از خارقه های سوار بدیعه ایست؛ که همه تر قیات‌واختراعا ت محیر العقول شاثر | یکی یکبا رازپردء خفا بمیدان الهار می برارد . لهذا « این حارقة را نشان دادن لازم است. تا ما کنان کره سیارة «سریخ » نیزه برین اختراعات محیرالمقول‌سا کنان کرو زین آفرینها بخوانند !,... فطعه از «صلح عمو می»,چه کل ی هرزهسرائی ۱٩‏ ای.نوع. بشر ,ضاح: نب شدبنهادت مت ۵ ی ِ* ی ها 3 ز «جنگ‌عموسی»سخنی‌گو ی چو «+حمود » تا آبحیا نی بشدا سعداند ادت ۱ ۴۰ مقالات محمود طرزی حال دوم - شعارژه [ ۲-7 سرطال ۱۳٩‏ عبر انامه د ر پنهفته , پرای ما اژ استانبول » بعنوان قوق , بك ر-الذ مطبوعه رسید د اسیت. و کهازه‌قایه پز فجایم خظطلمغا وو حشتهای بالقان بح سبراند. بلی ۱ این مسئله چندان غرا بتی ند ارد , ژیرا آن بدءجها تیکه وحشیان بالقان بر سبلمانان آن‌طرف‌اجراء رده اند , يك طسنتی است که از پام افناده وآو از وحشت عمر از آنساسعه خر اش همه -| آنان ۰ ِ روی رحس در دیده اه اما جوز ید نوحب رابت هشاود نا حیر است ۰ این ایک که یال « عبرت تامه» بز ان قوسی دسلتی | «افغانی 1 در استا تبول در بر ۰ وطیع و اسر شده‌است, اکرچه زا م وشهرطا سحرروم #ض درز سالة دعر بح نیا فته و بحای امضاء نها مرحم ) نو شته شرد ۹ ولی چول بزبان بسیا رفصیح اف لیم دیتو یسدود رد ییاچ کُتاب نیز افغانی بودن خود را بیان درد ه » هیچ شبهه ثیست ده | فغا نست ویستیار دیذدار وباغیرت ویدار وعو شیار 3 امعاثست- «افعانان | شما خیر شوید که نصا را عده د نيا را کر فتند ؛ و عمه ملکهای مسداعاثان را ریرزیر کردندوهمه‌سسلماناتر | غاررم خود سا ختند . ما یال ما زند يك کل کودفند ی قستیم م فونگها خجون قما بان ما هد . يك یکی ازبا را میگیرند ومیجو راد و سایان ی بجخعم * 9 هم دمده هيتوانيم. مرا کو یک سلك کلادن‌سلما نان بود » آنوا فرنگیا گرفند ,سعر رفت ! ترکستان رقت ! ید ویتعان ۹ هید منال ۳ زدرحکم مساماذال‌بود رفت ۱ | سرونه رو ل‌ مقالات محمود طر زی ۳۰ نصارا بر ایرال وعرب وترك د ست بالا کر ده‌اند. چیزهابی که د ر روم ایلی» | مروزه روزه فر نگها کرده ومیکند :بخواند ن و مطالعه کردل این کتاب به شها معاو م خواعد مد , دء لك مسلمال‌بیگناه , بقتل رسید ! بهیزار هادختران‌جوان وزان پیرسسامائاثرا؛ فرنگه! بزور اعبا راسا ختند , وزن. کردند .به لکها سعصو بان را کشتند. » بستند, مسو ختند , زنده‌بدار کردند , بزور کریشتان‌نمودند.» وقتی که‌این کتابرا بخوانید, به تفصیل بشما معاوم خواهد شد , که‌نصارا جد کار ها کرده‌اند . افغانان : شما از بن عبرت بگیرید, وذهن نشین خود بکنيد »و بفهمید, که يك‌روز, وار سا عم خواعد آید + وپربا هم از ین کازهای نارو! صرفه نخوا عد کرد. از ین سیب ؛ بر ۲۰ اففائان لا زم امنت 6 که در وطن خود با هد یگر اتفاق کذیم؛ واز کشت‌وخون ما بین یکد یگر خود دست بر دار شده» کرباس ملکك خود.را بهشر ازشال کشمیری سلك غیر بد انیم ء شرف دوات» ناموس«1ت حق و طن خو د را محافظه کنیم و بشیا سیم .۰ خد مت قوم و وطن خود زا بجا آر دم ... باقی از د رگاه خداوندی نیاز می کنم: که این سخنان من بر دل شما اثر کند. سال اول شماره ب ,- ۱+ حوزا ۹۱ ۱۲ حو ادث خار جه [ بعداز بیال‌سیاست پوشر فت‌رو سیه تزاری , از وصیت نا مه پتر کببرذ کر کرده می‌نگارد: ] ۱۴۴ م2 لات <هو دطر ز کا ... بهرصورت ‏ برگذ شته صلوات ! آینده را نغار پاید کرداین يك واضح وا شکار است که اففانستان؛ تا جان دا شته با شد؛ هیچ دوات اچنبی راقطعاً ازخالد خود گذر زخوا عد داد.| گرچان تصوری کسی بذ من‌وگهان خودبیاورد» که قوت‌و ترفی‌دوات مستقله افغاستان و بیداری و انتباء شا ن برای هندو تال بیشنرازرو س‌خرری وارد خوا عدآورد با ژهم عبارت از یلو عم و خیالی بی ماند, افغاستات راا ستقلال‌ناسه؛ وقوت و سطوت کا بل خود ش" بمدا فعه سیلاب: توانانی و متا نت داده مجتواند: و وتدت دولت اغنبیآ ثرا بدات غود ۱ و عسکرور دل خو داسپردد افعهخود کرده زحینواند, اینهم محقق(-ت ده اگر در ما تون حرس شما لی و شیر شر قی ؛ و به غعپیر خود ما سبلاب بلا ما ب شدالی ونونگ آنشتفس شر قی؛ مستلة وان شر یکی و شزعه #ارک وا ق‌ شود, و بانند افغا نستال یحدوات مسثقلی , که جعه دم بحدوص نیت ! درتقو بت امتقلا ل و تر قی‌آل کفشش ورز ید تالازم امت؟درما بين حد فا صلی تب شد, کمان بیشوده که آ لش نفسی آل آهنگی دریا نورد, +ش حر یان شد ید آن سیلاب خانه خراب؛ جا لی بسللا ست نیرد. سیلاب, هنک را ازضرر عای بیدارک و پیدا کردن | ستعداد ترقی ايران تر -انیده» حر بف‌خود را گول زد ,ود رانجا؛خود را با او پلوان شر يك ما خت ! کدسیدا ند که با در یای آذش جرسن در يك وقتی متفق نشود ‏ و تنها بر رفع پلوان شر یکی در ایران قناعت نی بلکه وصیت پدرخود (د-اشاره به وصیت یت رکبیر برای ز سید به آب دای‌گرم.) مقالات محمود طرزی ۱۴۳ سال اول شمازه و ب - , ب سرطان ۱۲۹۱ درفصل رقالهُ مخص و وه ) دحت عذوان«ضروری بودن جنگ عمو می» شرح مید هد که درا ثر طمع ور قابتکشورهاي عظیمه ؛ جنگ واقع شد ذیست* سال اول شهاونو ب-, ۱ سر طان ۹۱ ۱۳ در سنه پر۳ ۱ هجری/ مسا فرتاً در شام‌بودم . ایمپر اطورگیلموم وایمپراطوربچه او گوستا؛ باد شاه و برلکة حالامی جهن بشام آ مد ور ره در بهمانی یلد یه گنت این جام و داد یست که بعشق و بحیت سه‌صد و پنجاه ملیونآغوس اسلام بسرم‌یکشم | سال اول شماره و بت. ۱ سر طال٩‏ درفصل ۳:3 ث خار حیه» تحت‌عنوال,«احمال سیا سی» بعد از بیا ل‌رقابت: دولت حر سن بابر تانیه » در | خیر مینگارد: پس چون این یر نک باز بهای دو لت جر #ن,واسلا حفاه میکنیم»جر من‌را از روس خیلی بد غشتر یله رقیمی می بینیم !(۱»چنان ایجاب مبکند » کهدوات عم بر یتانیا؛ در چنین وقت نا ز کكه بر سسلك بد ست آوردن‌قاوب دو تهاو سلتهای اسلاسید» وام ورزد: ودر تقو یت واستفلال دول اسلا سیه بجال کو شش اماید ! ز بیش دو سال نوم - شماه . ,تپ دلو۹۲ ۱۲ (مش ۱ ۳۹ مینگاود در فصل «حوادث‌خار جیه »در ز بر لوح« مسلمانان هشیا ربا شید آیا نزد یکشد ن عالم! سلا میتء با عالم ذصرائیت معکن است ٩‏ ۰ ۳ 4 4 و ۰ 3 5 ۱ از حر ید اتدام» نار ده وتو پرایس انگلیسی را خجر برد عد ۲+ با ید ۴۴ مقالات محمود طرزی حکومتانگلیز: يكه کنب تد ر یسات‌امسلا میه تاسیس کد.دو پن مقاله» کو ششهای متعد د برای تشکل جه‌عیت های میسیو ثیری بیان شده | ست» ونظر یه روز ثا مة | قدام تا تیدگرد یده» که | گرازینگوذه سکتبها نتیجة خبر بُ رفع تفلثیث ,دا بم‌شدن نو حید بظهورآ ید, حبذا با ین افکار! | ما درسکن بودن و تبودت آن" از شبههو ازد ده خائی تشم تیستیم ! ناه ما شیف ود ۱ - ۲ داو ۹ ۱۳ ( تحت عنوال اتفاق‌مفلت , ائتلاف مشلت, | سکانمتحدشدن‌روس انگایزوفرانس ر مقابل الما»استر ی وایتا لیا بیان میکند ( سال سوم شماره ب -ي قوس ٩۳‏ ۱۲ (د رفصل ,«حوادت خارحیه » تحت‌عنوان «احعالسیاهی»سیشگارد؛) قیل‌از زبانهای (میا ری؛ علم‌ستا وه تسماری‌رواج بسیار و اشت . قوای عالم سقلی رانابع قوای عالم علوی: یعنی‌همه‌وقوعات ۰ حوادث زسینی را از حرکت و تاثیرات تا وه های‌آاسمانی می‌پند اشتند, دروقت حاضر: عالم پوليتيك وسیاسیات ؛دنیا راتابع حر کات وتاثیرات دولتهای او رو پائی می‌بينيم. بعثی : اکرقعاعات خسمه را بیك وا پرری تشبیه بدعیم, انجی آن اوروپا خواهدبود. ولی این انجن " ه‌چنان مملوم‌میشود: کهرفته رفته چرخهایشی ماییده شود و آلاتش از کا ر بیفتده ز براء انجیرهای این انجن » رفته رفته ؛ مسرت مشود ,وا ژسمتی پسیان ادارءٌ انجن را بدرستی نمیتوانند , لابد که این سیر مر عت و لتظام حر لت , یکروزی معطل و پیکا ر خواعهد ماند | دعب لات ه<هو دطر زی ۹۴۵ دولت بر یتانیا, ها نجثیر بزرگ‌این انجن شمرده میشود؛ د رحالیکه بصحو بود فعالیتهای عظیمةٌبکار برده, هرهوطرف واپوررا خبرگرفت . برند» سند, بلوچستان؛ اوسترالیا, اسر یگا, مصرخوب دست‌د راز بها نمود, وخوب اداره نمود. رمته رفته ؛ این چر خهای ایجن ها خودشان تدویر حرکات خودرا دانسة د که جیست, آسته آمسته؛ هر کس چرخ خود را دوودادن گرفت.امر یکا, اززمانهای بسیا ری خود شان؛ چرخ خود را دورد ادند, وموفق هم‌شدند. همچسان موفقیت !! موفقیتی که ازجینیر او ی خود را بگرداب حیرت ‏ غوطه خوار حسودت‌ساخت ! "مر یکا دروقت حاضر بدرجدبی رسیده است , که انجینیر کل‌دنیا خودراخود بسازد ! اوب‌ترالیا, مانند یکشخصیکه بتخواب اپدی رفته باشد, آهسته آهسته, بیدار میشود» ودیداند که غوراز ین انجیئی .دیگرانجنیر عاشم بدایا موحود است . سصر بیچاره, ک4بتمامها درخواب شکارشده بود» اکرجه بیدا رشدده, ولی بیکث کانوسی گرفتاو اعت» که‌اگرچه دسته پا میزند؛ وفزیاد میکدم,ولی +یچکس نه دست و پازدن اوراسی نیند, ونه بفر یادش میرسد ( کاپوس را در اصطلاح لك سا «سیاهی پخش "گرد کی» میگو یند) , آسدیم بر عند وسند و بلوجس:تان۰ چون‌عحد نفوس‌این مه‌قطءه راجمع نما ثیم , نقر با پنچ شش برابرنفوس انگلستان بععل‌سياید, که‌اکر بهنزله دواب وسواشی هم تدزیل داده شوند, با زهم بملیونعا راعی‌وشمان بکاردارند ! حالانکه» این همه نفوس کثیره‌را دوه لكانجنیر غیرجس خودشان, بدلخواه خود؛ هر طرفیکه دل شان میخواهد» چم بسته موکشند. ازآنطرف چون‌ببينيم» دولت‌روسی» رادر آخر شمال ب رکبار بحر «بالتيك» »در بكکوشة خزیده می‌دابيم ! ولی/ مازنديوك عنکبوت دراز 1۴۹ مقالات محمود طرزی پای, که‌عمه حجم‌وجودش بقدر بك پل تخودنمیاید پایه‌ایش از بحر ؛التيك تابحر بحیط کبیر,طولا /واز لاپوئیا تاپه‌نهر آسوعرضاه بعااك عفلیم الشانی رافرا گرفته‌است» که عنصر روس* درنیان عناصرغیر, که برال‌حکم میر ازده مانشد يك یشعی عت؟ دز دیان‌باک نمد! فرااس» حردن * حتی»1*:د (:د یلك حسم صخبر ی رالیزژ مر بیفوم و کد بار بار بشتر | زملکهای خودهان , سالك وانوس‌راءاننددواب وسواشی شبانی‌میکنند, آیااین اجه 2 آیده ای * جر اچئین شده است ِ جراجتدن ماند د آیسبن 8 این ارت ,عماهایی کهپحل کردنا محتاج ار ۳ ۶3 بلی !در بشما ر «احمال سیاسنی »ما #حون بود که کفتيم . شر ۳3 ط این دعمارا حل کرده بیتواند پتوازد! اگرنمیشو اند ؛ تواند ! قام آزاد است. درز پرادازت نمی‌آیده 1 خیال محال است, حق‌حق است و باطل اطا ! فاسلام ! رچه بعخی ریخ اهند کددردهن مت خابه اجام‌اند ازند, ولی؛ این سال سوم - تاره ۲ - ۱٩‏ اسد ۹۳ ۱۲ (تعت‌عنوان اجدال سیاعی. ) ذ کرشده است که: خون یعهدآ-تر يا وزوجه‌اش بخون سیاوش , و ا یات آار تقد شیاعت گرفقت ۰ .سپس بیان ا تلف «اذیداد کشو: خا راد رین حنگث. مد هد ۱ بدال سوم - شحاره ۲ ۲ ۱ اد بآ« ۱۳ علاوٌ سراج الاخیا ر افغانیه در بارةٌ‌حدکک عمومی با بیال سیب عای جنگ و دی وقایم ۹ بااین ۳ ده جوز یطه های ۵ زرا تغعبر خواحد جات , -_ _ حححت میجح مقالات محمود طرژزی ۱۴۷ ال چهارم - شهار: - ۱ب حد ی ٩۳‏ ۱۲ (درفصل حوادث خارجیه‌بز بر عنوان اجعال احوال, شرح جر یان جنگ داده شده است.)از یکطرف هفت دولت وازد یگرطرف ببه‌دوات ,.. فعلا هر پنج قطعه رو ی زسین, به‌جنگ اشترالد ورز یده است. (مشکلات بیطرفی ایران بیان شده‌است ..,) «افغفا نستان بیطرف است؛ و هیچ خطره هم‌از اخلال بیطر فی خود ندارد. از دایرة میدان حنگث غم‌بینیار دور افتاده. زوس وانگین چون‌آش آشتی راپخته اند, از سرحد عای این دوسعت خود, بکمال آسودگی مامت : اس اکراهران‌بجنگت اشعز( و رزد # ویاآنکه دواتهای حنگث آور ؛ایران راجولاتگاه تر کتازی خود-ازند ‏ یاآنکه بالفوض وتغدبر *دوات عایه عثمانیه ؛ ازراه قفقاز بدروه یاازراه سواحل خلیج فارس بهباوچستان تقرب عایلرالبته کار یکرنگث دیگری خواهد گرفت ِ کهدرآنوقت /دایرحنکث بحدود افغانستان نزديك خواهدشد... دیده شود کهازپرده غیب ) چه بظهور بیرد ... سال چهارم - شماره ۱ - بر داو ۱۳۹۳ اجمال حوادث خارجده : حنگگ متمدن هابشدت دوام‌دارد . روز بروژ * دايرة حنگگ فرا خی میگ د ۱ خلاص ک نده‌یی هم پید انیست . خبرهای‌جنکگ ؛ساند موی زنگیبهم پیچیده .شاه باز کردن هج‌سفقود /مگر که‌همه زدوده وسترده شود ! هرچیزیکه ازمنایع اتحادبون ترشح بیکند » کیف به کیف ضدآن از جهت متابل شخید «میشود ۸ زود تردن وبسیار ترین خررهائی که پما »ملد زراه عندستان ۷۴۸ معالات همو دطر ز ی است . ازدیگر طرفعا آکرسیرمد هم خیلی دبردهم حیلی دم استه, .‏ (بعد ازییان‌احوال عراق " صومال. ,عرستان, یمن , طراباس غرب؛ مودان؛ معبر ,م پواند فرانسه وحنگت درز میم فویمینده) ... عنوزيك مچاربه قطعی اذه دریرونه دریجر بوقوع ۱۳ و که‌خرب راك یج قطعی‌داده پتواند, بناع اعامه ۰ ید بگوئيم , که عالا :و ز آغاز حرب‌است ؛ والیحام آن شنور خی دور افتاده انس " تال #شدم جت شعار ۳۲ ٩‏ ۳ بیان ۱۳۹۷ شدت سانسور درهندستال :وبلکه ازچهار طرف افغانستان ؛بدرجه‌یی رسیده ؛ که هیچگونه خب ر 45 بر‌قتض ای خوا دش «روتر» اباشد "گذ رکرده‌نمیتواند . درعندستان, شدت مازسور واازین قیاس بابد کرد که عبر ها واخبا رهای بنگال به پتجاب ؛ وازپجاب به‌مدرا س , وازمدراس به‌پنگال انمهرسد ! کجاسااد اففانستان ! . . . الشها؛همه‌تایدیت آو دن فرصت واستفاده ازان وقت وفرصت حریان ممیابد. صلح لا :دی وتریبست , زیرا ازجنگث هعه بعیگگ آمد مر لهذا ,همان نارهای را که بعدا ژعنح کرده نمیتوانند ؛دره‌مین فرصت باید بکزند ؛ واگر يك‌چندی بگذرد , باز کرده تخواه‌ند توانست +مثلا" قتل‌عام مسلمانان ؛وتخقیر دین شان رادر کال وید ارابا که «اوحسد عا پر کردن "چمزی مود که بعد ازان شرایط سنگین صلح جرمن وترك اجرا ثردهیتوا نند ؛ دريك‌دعی‌ازد هات‌پنجاب ‏ ازغفات اهالی" با لااستةاده *درسابین مسلماژان‌ وهتدوان اختلرف‌انداخته ,بسا ری‌ازسساءا ثان راطعیة تیران هندوان کردند . اساتاثیر نفوذه‌روتر» راببیئید ۰ که این خبر موخرالك کره بر مسلمانال آلاسرزمین پیشتر اژاول الذ کر تاثیر بخشود , عجب نیرنکت . ., مئاد مقالات محمود طر زی 1۴۹ غاز زهر دار مهاك جرمثی» که‌برای حنگگ استعمال‌شده‌بود , سررشته‌ساختن بعضی غازهای امراض‌سع نکه راء به مستعسره دا ران پیاموخت: رای |محا وعلاك س‌تعمره‌ثیان» وسایط ووسایل گوناگونی تابحال استء‌عال‌شده‌بود مانندسسکرات ومخضرات ودرض - عای فرنگی وتحط وگله های‌دمدم وغیره...ابا مکروبهای امراش سا ثره سا ریه را بصورت گیس د رآوردن , واول دريك قریه ,وا زان بقریه عاوشهرهاسرایت دادن » وعالم عالمی راگرفتا رمرضهای‌گوناگون انفلوژنزا» ونمونیا وغیرهاساخشس "ازاختراعات حدیده ایست »که ازین حنکث آموتند »این است که تطبیقات آنهم بعد از صلح ۱ میب‌رتمیشد !۱ مثلاتا يك‌خال مرده برمردمان‌نمی افشاندند »خط راهن نوشکی را "دولینه ازخالك سیستان اپرانسی ۰ برای سدراه ترلك تامشهد » چسان کشیده میتو ازستند ٩‏ وسرحد هاوا باامتحکاساتآهئین چسان متین میکرند ؟ وغیره وغیره که‌ایتها راوصد ها امثال دیگر راء همکی دروغ بافیهای«روتر» . , . ویه‌آنوا طه‌به‌سا کت کردن بحر وبررا » از دیگر هرگونه خبر »موسر آورده است . . . صال هشتم - شماره دپ م قوس ٩‏ ۱۲ بقالهٌ بخصوصه » بجا کمات فلسفیه, درخصوص اینکه د رعاام و حود» برای محافظة موحودیت خود ها »همه‌حیوانها وسلتها بایکدیگر خودشان هميشه بجنگ اند . (ابن اثرازالمانی‌به ت رکی ترحمه‌شده » ومحمودطرزی آذرا ازساه «چهلمخزن» ازترکی بغارسی ترجمه کرده‌است: «اثر ازااکساندر اسکر » فیلسوف العافی »که در 6۵۰ مقالات محمود طر زی دارالعا رف قرییبورغ »این نطق را ایراد کرده است ترجمه شده . سحمود طرزی » در آغا ژ توجمة کتاب ۲ ازمثتوی حضرت مولوی معنوی چند بیت را میگیرد . چون بنای‌خلق براضداد بود لا چرم چنگی شد آندر ضروسود وعفت بیت دیگر یعدازن . سپس آغاز نطق انکساند راسکر رامیدهد» ودهستون اژان»‌قاله را به‌چاپ‌میرساند. آخرین سطور اژین مقاله کد چاپ شده چنین است .,,) «... همچنان ات طبیعت " که‌آن‌نیز هرآن قدر چیزی کها زدووانات‌وئیاتات اندا ختنی‌باشد »بيك سوانداخته " برترفی نوعی یاقی مائده آن , بدرجة شاید وباید: پذل همت میثه‌اید . وازین ایدالات طبیعیه است , که هیچ وعی‌رانمیگذارد ۰ که ازحه افزون‌شود »وبی آنکه به‌بحو کردن دیگروعها او را بگذارد ‏ سحافظة حمله توعیت راتکفل میکند , حالاء‌عالم حیوانات راء برحال خودش تر لك کرده ؛ بحت خود ماترا برعالم انسائعا دور بدهیم .,, » (محمود طرژی د رآخر بیهدگارد ۰ آینده اش‌د رآیندم) (تذ کر . بعدازین شداره " دیگر سراج الاخیار به‌چاپ نرسیده است . ) مسا دل عذمانیه ورو ا ۱ط | فغا اعدا ن وعذما یه مدال اول - شماره ب , - ,‏ جوزا ۱۳۹۱ (درفصل حوادث خا رحیه ! دت ع:ین احمال‌سیلسی 6 یبان «ر کات‌دولازویا ۱ در طرابای * خبر ارنکه رو سیه تزاریشهد,قدس‌را به توپ بسنه است. ) مقالات محمود طرزی ۱5۰۱ سا ل ۲ - شماره سم حمل ۱۳۹۲ ( تحت عنوان«انور پیگ,نا پلیون بونا پارت‌ئاثی». از اخبار سول ایندهاتری‌لودیانه ترحهه شده‌است. ( سال‌دوم - شماره ب ‏ ۱۸.۲ ثور ۱۲۹۳ (تصویر انور بیگ‌قهرمان شحاغت عثانیه به‌نولك آهن.) سال دوم - شماره ٩‏ , - ,عم جوزا ۱۳۹۲ (دراخیر«اجمال‌سیاسی « در «حوادث‌خا رجیه» مینگارد:) .۰ والحاصل اوروپا ثیان دوات ترکیه را از اوروپا بر آوردند ؛ ولی‌باز هم از دئیا محو کرد. نتوانستند . هدوز هم مانداناطولیوعریستان وعراق‌وسوریه وغیره اراضی واسعهخوبی را مالك هستند . نا اميدنيستيم , ابید ميکنيم که این فلا کتها بسعاد تها میدل گردد ؛ ودر آسیا که ذاتاً مادای اصلی شان بود , یکدولت معظمد بسیار پاش و کت وشانی بوجود آرد , وبجبیره‌های بافات موفق و کامیاب آید ! سال دوم -شعارهو ۱ مج حوزا ۱۳۹ از روی اخبار ترحمان که در «با غچه سرای» قریم ( کریمه) مما لك رو س باغت ت رکی طبع‌میشود : خبرتشکیل يكجمعیت اسلامی توط «خوشحال خان‌افغان» د اد قلاند » ولایت قالیفورئیا +در امریکا . ۲ مقالات‌محمود طرزی سال دوم -شماره, ۲ - و ,سر طان ۱۲۹۲ در شماره کته خود , از اخیار «ترحمال» متطیعه قریم يك وثره د رخصوص «خوشحال خال» نوشته بودیم . درینیفته , که اخبار های استانبول برایعارسید,» در«تصویر افکار» يك بقالف مفصل و عبرت انگیز آ ن ععشهری عزیز فاضل خود را بمطاایه مود دم ۳ ۰ «فریاد يك مسافر | قغانی به برادران عثمانی خود»... ای‌برادران عشمانی من ! مملکت شما که مقر خلافت عاام اسلام است» بع رکز های مهنية اروپا بسیار نزديك است . از آترو ؛ چنال لازم بود که درعلم وسعر فت صنعت وتجا رت اخلاق وه ایت بچنان‌سرتم4 3عالی وسیده‌میبود ید هید یگر پلاداسلامیه هیچ نسبت قبول نبیکر د ۱ . ., حوانانل شما چیزها یی را که به امباس و زینت وفیشن متعلق است : بملشما داخل کرده اند . این جوانان » از عر چیزی بیشتر: نقط بقا ی‌اسلامیت راباید که بیند يشند ! . ., باین سیب , در اول امر بقوت دادن‌حسیات سلیه | سلامیث خود سان کوشش ورزیدن لازم است !از تقلید تجملات‌وزینت عای‌ظاهری‌بی‌فایده فر نگمال , اجتناب با ید کرد .. ای براد راك عثمانی ۱ از هندو های هعدوتزان عبرت بگیرید +3 بحال هنوزعم‌مال ومتاع مسلمانانرا با یکوت میکتند 1 یعتی بیع و شرا زمیکنند , . . رح بیادبات مظالم مب‌بیحء ان یا اعان را ۳ پتلنا ۳ ن لب اد ۱ ۹ ما لات‌محمو دطر ز ی 15۴ ما اففانیان که اصلا واساساً از چنین مردسانی که درزیر نام‌مدنیت آتشهای وحشت می افشانند» نفرت‌داریم , درینوقت آن :فرت‌خودرا زیاده ترتشدیدميکئيم. دوست ودشمن تائرا بشناسید ! ازمعدوم شدن بلءت تان اندیشه نا لد بشو ید ! اسید مبکنيم » که این معروضاتم نتیجه های نیکی پیخشد » برادران ! ... لش ۰ خوشحال خال‌افغانی ال دوم شمارة ۱1 سرب تور ۱۲۹۲ حوادث خار جیه صاح و حنذگگ در وقت حاضر خالك قطعه روم ایلی " حکم تغار خمیرخونهاوجسد های‌بشر را گرفته است . هیچ بکوجب زسین این سر زمین نباشد , که باخونانسان‌آغشته نشدء باد ج محاربة با آقا ذیها واسللام ۲ از محاربه های بسیاز د مشینال خوتریزانه علممی‌شمرده میسو د ۰ والحاصل ۰ درعاب این حنگگ وصلح ؛ يك چمز طبیع‌ی ولا بد یست ,اگرصلح نشود : چنان سعلوم تقو د که سرایت آتش حنگت مه دنیا را فرا گیرد ۶ ایهم از ابور آشکاراست که دو لت علية عثمانیه ۰ هیچگاه چنان یك‌صلحی که‌بوجب کسر شان‌وشرفشان باشد , قبول نخواه‌ند کرد . اگر چه سرا سرسحو وحلالك هم کردند , حالانکه هلاك شدن آنها موجب هلاك بسی.عظمه هائیزخواهدگردید. آه دل مظلوم بو هان داند کر خود نبرد » بر نده را تی زکند ! 15۴ مقالات محمود طرزی . سال‌دوم - شمازه ۱۳-۲ اسد (] حو ادث خارحیه | حمال سای : از فرصت استفاده یکی ازدستوز ااعمل های یسیا ر معتداوعید و اور عجاسی, شین حمله از فرصت استفا ده سیباشد .نی | زقرصت استفاده د رپولتیکل این است که قرصت دناسب جون دست بد هد, عیچ | #عال نکنيم عرعلم حد اک ندقواعدی دارد که‌ستوغلین آن‌به پیروی محبوراند, بشلاعلم اخلاقجنازچه عه‌دوبیغاق رایك‌چیزی پسیار معتتابهانی داسته عهدشکنی راخیلی سکروه وبدمی پیند ,اما در عم یو ابتك‌بنا برقاعده‌ای ازفرصت‌استفادء آنچیزهارا هیچ اهعیت‌واعتیا ری‌نبودم بمجردی کهغرصت‌فا بده‌دست‌د هد, پاسال کرد عید و پیمان ازچیزهای لا ژمی‌شمرده‌میشود , کهمثالهای آند رتاریخ سیاسی‌بسیا ر است 0 چون‌درین وق وی احوالوحوادث بالقان بعندم ۱ این له از فرصت امه‌تشا ده رابکمال گرسی جا ری سی یابیم. بعد | ژزصلحی 4 درسابین عثما نی وبا لقا نیها " دواسطه قا عده | زفرصتاستفا ده د ولت انگلیز بوقبوع آ مد ؛ قا عد ء شر بر | نگیختن وثمرهخیر خو درا از آن‌شر بر داشتن» که نیزقواعد معتناده‌ای‌عام پولتيك است» بروی کارآمده؛ بالقائیها د رمابین خوشان‌بهمد ر اویختند به تعبیرد یگرد راو بختا نده‌شدند ! با پدهچنین میشدزیرا روم ایلی در زیرحکم یکدولت‌بود . آیا بی آنکه دیگر شکم بز رکان از آن يك استفاده بی بتواند » چسان میشود که تنها سد چار دو لعكك روده که چکی آلرا فر و برده بتوازتد + س__س ۰» جح تحت سس تسس مقالات محمود طر زی ۱8۵۵ دولت علیه عشمانیه , باز بحرکت آغاز نهاد, وبنای پیشقدمی‌را مدنظر نمود . چرانکند ؟ از فرصت کدام کس استفاده نکرد» که اونکند؟ هم‌چه فرصت ! فرصتی که بازبدست‌آوردن‌آن خیلی مشکل است. دشهنانی کهبا هم‌اتفاق کرده بودند, وبواسطة آن‌اتفا قکارروائیهای عجمبی بعمل آورده بودند, بحرص‌وطمع«تو بسیار خوودی «و من کم خوردم»درا فتاده, برسر همد یگرزدن گرفتند, بلغا ری ء بخیال شاهنشاهی در افتاده؛ دیگر متحدین خود رابه کام‌وسرام خودتابع نمودن‌میخوا هد. سرب میگوید که ۰ ت و کیستی که من نیشتم ؟ چه کرد ی کهمن نه کردم ؟ البته به این سخن حق هم‌دارد. زیراتا بددگاری سربیان نمیبود , ادرنه را که میتوا نست فتح کند. ؟ ازطرف دیگر, باغاری» یونافی را تیزبا اینهمه‌فدا کاریهایی که کرده "میخواهد ازبسی‌جا ها صفراید بکشد. کوهی‌های پیچاره را کسی بحساب هچ زعی آرد.لهذا لازم و ضرور است, کهاینها دربابین خودشان سرا فیص له نها یند, وبر برهمدیگر زده غالب راازمعاوب فرق دهند ,و قوتهای‌خود شان‌را د رنظر های‌عالم نشان بدهند. باغارها چدان‌يك روشی گرفته بودند: که‌درظاهر دولتهای متفق خود را وعده هاو مذععتها نشان‌داده؛ د رباطن همه منافع رابرای خودتامین کند. حتی نه‌تنها متفقین خودرا باکه دوات رودانیا را نیز بهمین حیله هاسا کت ساخته‌بود , در انجام کار , به داسهای تزویر بلغا رها همة‌شان د از تند, لازم شد که وحوداورا ازمیان‌برد ارند؛ وازیناست که یونان وسربیا حمله های شدیده پربلغار نموده کامیاب هم شده‌اند . دولت‌علیه عشمانیه را ضروراست» که ازین فرصت امتفاده نماید» وعیچ غفلت واهمال نورزیده , وخود کشیها راترله نموده,و اختلافها را برای وقت دیگرگذاشته بکارآغا زکند»و یکدقیقه فرصت رافوت‌نکند ! عدالت خداوندی نیز, یچ شبهه‌نیست 15۹ مقالات محمود طر زی که خونهای‌آن عده بیگنا هان‌جو روستم‌باغار باثراپامال کردن نگذارد. درینوقت » بر قق نیز ظاهر گردید, که بلفا رهاچتدر وحشی وچقدر خولربز هستند. ازبعضی روایتها معاوم میشود , که روماخیا» پابلغار رسماً اعلال جنگث کرده, وعسکر روسانیا ازسرحد بلغا ر عبور نود», زد وخورد سرب‌و بونان‌نیز بابلغار معلوم است. ت رکیه یز ازین فرصت هیچ چشم پوشی زخوا عد کردء واگربکند» ازقاعده«ازفرصت استفاده» خیلی دور خواحد ماند , مردباتیکه د رامور سیاسی اینقاعده رامراغاث نکرده اند خیلی خسارت دید اند مسلهانان‌در عرجا هیچگاه: ازقاعدهٌاز فرصت‌استفاده‌فایده نگرفته اند حالانکه جهت مقابل‌شان ‏ قدم بقدم*این قاعد؛را پیروی کردء!ند. حافظشیرازی» اگرچه‌با این بیت: هروقت خوش 41 دستد هد برخدنم شمار دس‌راوقوف‌نیست که انجام کارچیست ! قاعد:|زفرصعت استفادهءر اییان کرده ولی هزاز آفبوس که مایان, وقت‌خوش 1 معنی‌فرصت‌ر! براکاعیش‌و راحت‌طلبی ,وبه امورات مهمه تپر داختن»ویه لهوواعب ومالا یءئیات صرف اوقات نمودن مخصوس پنداشته, بیت سف کور را چین تخمیس و سور زعو ده ایم ۰ جانا چهار فصل بود دور روزگار فصل دی ونموز وخزانست و نو بهار د رهرچها رفصل بودعیش خوشگوا ر هروقت خوش که دست د عدمعتنم شهار مقالات محمود طرزی 5۵۷ سال سوم_شماره ۲۳-۳ بیزان ۱۲۹۲ <و ادث خار <یه احمال هیا سم ۶ خدا قهر کند بلفار ها ر | ! این قوم ء بشناء‌تها و بد کرد اریهای که انکی‌زیسیونها بخ اب هم ند یده‌بود ندايك عرمشق بسیا رید ی برای عموم عالم‌مدنیت وضع کردند ۰ مثلا ماز.د حکومت بسهار متمدیهانگليزية هید نیز , در باب خراب کردن مسجد ها وسخید عا در کانپور, روش باغار ها را تقلیدزه‌وده » مسجدمچلی بازا ر کانپور را منهدم ),وبسیازی از مدافعه کنندگان دین را طعمة آتش , وبسی‌از آنها را در حیسخانه ها انداختند. !.اززوش حال چنان معلوم میشود ء که‌حکومت هتد ۶ يك تعبور واندیشه بسیار عجیب وغریبب یا سيّ, را » دردن مستلة با ز پرده است ؛ چنانچه » نفوس ونفوذ مسلمانان وا ءنسبت به نفوس واقتدار تفوذ هندوها در هید ستا نه کمتر د یده » در حالیکه معید هندو نیز در قر یهای همان موضع پر سرلك تعبادف نهءوده است , ولی آن سعبد را هیچ غرضدار (شده, ممجدم‌سلما نا ذرا خراب کردند ! هیچ شبهه نیست ؛ کد اگر | کثریت نفوس ونقوذ و قوت :و سبه بازی وحتوق طابی در سسامانها بیشتر میبود "معبد هندوها زهمه حال خرا بشده ؛ ایی امتیاز بر جاساندت برای سسجد مسلمانها مخصوص میگردید ۱ . ۰.. به این خراب کردن وبر جاباندن ؛ دو مقصد خفی را یکجا پیش‌بردن خواستند: یکی اينکه » يك جمیلة ستحسنة بهندوها نشانداده » استمالت وجلب قاوب آنها را بکند . دیگر اینکه * در مابین هیدو ورسلمان ء يك حس رقابت وعداوت عظیعی بر انگیزد . درعین زان » سسلمانان را به تجاوز بر اسور مذهبی و دینی شا ن » 15۸ مقالات هحمود طرزی براشفته ساخته » بر بعضی تثیفات تاگوار ی به | قد | م کر د ن مجپو رئما یند ؛ وچون در بن عنکامه, ند و ها ر | بخر اب نکردن معید شا حق ااسکوت داده اثد , باخود متفق ساخته * بسلماناثرا سراسر از پا در اندازند » وبه بسی اتهامات آذها را متهم ساخنه » از قتل عءام وسحروم ساختن اژ هر حقوق؛محکوم زءایشد, وچون یکباره سسلماناثرا از میا بر دارند , درآنوقت کار هندوها راهم ساختد,بلاها ی بلحوظطه , که از تفای هندووسسلمان پیش آمدنی باشد , ونتیجه آن به استقلا ل جمهوری هندویتال مندج شدنی پاشد ؛ رفع نما یند , بای 1 نداپیر ماك » همچنین باید بود ! سمله‌انان هندسدان » ازین تجا وزات بر امور مذعبی بان * بجوش وعروش زیادی در آمدند . اخبار های شا ن مقا بله ءای آتشینی نشر نمودند . متینگها » جمعیتها , مجلسها برپا کردند. نطقهاءموعظه ها » پروتستها داد خواهیها , ذاله ها , قغانها / واویلها , دعوا ها اقامه نمودند, اما عزار افسوس " که مرض سو اخلاقیکه بر عموم عااج اسلامیت ء مانشد کاپوس بلاثی فرو آمده » يك اثفاق واتعاد فوی وستینی را درمانین شا باسیس ثمو ده نتوااست . بعضی از خود شان " ادعای عرجیمی مستق,را که می گفت ؛ «حصة عنعدسه حزء سجد پیت 4 تأیید مود ژد . سیر حیه‌س مستن , از يك طرف» مبامانان را به بی چوشی وبخروشی دتهم وتعییب نمود * از دیگر طسر فا سید شاثرا خراب نموده , آنها را بجوش وخروش آورد . وباز آنهارا بجوش‌وخ-روش ستهم ساخته عقوات میکند ۰ اینها " همه زور و استبد اد است . حق ؛ عدل » انصاق شان عمه‌گی برزور وقدت شان پنا یافته . سمله‌انان‌بیچاره چه کرده‌میتواند ؟ آگر آنها هم يك زور وقوتی میداشتند ؛ کسی بر حق شان تجاوز کرده‌امیتوانست, مقالات محمود طرزی ۱۰4۹ يك زور وقوت +هم ممامانان » پابندی احکام حبل المتین قرآن مبین شانست» که آن نیز در گوشة نسیان نهاده شده ۱ . .۰. ه رکس میداند و کارش ! ما به آن طبیبی ميمائيم » که‌مداوات مر دما نرا میکند » وخودش بریض است . دین مبین محمد ی * که مپبنا ی آن بر اصلاح عمومی وآموختن عدل واخلاق -سنه » واتحاد وسعی ‏ وکارو کوشش » وترللهو, لایعنی » وطلب همه خوییهای دنیا وآخرت بنا یافته , ودشه‌نان آن دین مقدس نیز خوبیهای آنرا پیزوی کرده بنام خود میکندد » وماسلما نان » سعی و کار وبیداری را به لهو ولایعنیات / وغفات وهوا وهوسات فدا میسازیم ؛ وبیخری را در کار های خود عین راحت ميدانيم ! آیا نتیچه چه خواهد شد ؟ خدا مید | ند که چه خواهد شد ! ! ,. ۰ + سال سوم - شماه و ۱ ۱ ۲حمل ۲۹۳ ۱ طیا ره‌سواران عشمانی: برای عالم عسکر ی عثمانی يك وافعد مهم ی شانداز تاریخی این است که طیاره سواران هوا پرواز شان از استانبول براه انادول‌تابه اسکندریه که, .۲۵ کیلو متريك سافه ایست "بمیاعت هوائیه اقدام نمودند . تا بحال بغیر ازطیا ره بازان فرانس‌درهیچ يك مملکتی باینقدر سیاحت هوائیه‌دور و درازی تشبث‌نشده‌بود, سال اول - شماره ب ب » ۰ , حوت ۱۲۹۰ سخابره مخصوص از مصر : الحاج غلام نقشیند الا افغانی الکعال ؛ بتا ر بخ 1 عفر ۱۳۳۰ در با ره حنکث طرابلس نگاشته اک ۰ مقالات محمود طرژی سال سوم شماره . ۴ب م سرطان وچ مکتوب از مصرالقاهره» سیدی العزیز ۲ سلام الته علیکم- , .... خر بیماری آن یگانه‌ادیب فاضل محترم دلهای‌هوا حوا ال‌وطن متدس را پر خون:ءو ده .۰ . .... ( سپس بیان پذیرائی طیار رانا عثم‌انی را سید عد که در میان آو ازشا باش ها و کف زدنها رسیدند , . ,. ) امضاء * | فقیرغلام قشبند سال چهارم - شماره - پ- و حمل ۱۳5۹2 در فصل « حوادث خاوجیه » تحت عنوان «اجمال » مینگارد . این جنک خونر یزی آعنگث را هیچ تار یخی بیاد ندارد.( سپس بیانات جنگ ۰ دراروپا, آسیا و افر يقا مید هد وا ز رقابت تجارتی المانه وانگلیس بیان میکند ). دوات المان * دولت علیة عشمانیه را بهر نیرز نگ افیون وآهنگی که بود ؛ باخود متفق و نريك جنگ ساخت ؛ وچنال گهان میکرد کهدباین ومیله : مد عصد ملیون نفوس اسلام‌را بهیجان‌آرد ! ومحرلد انحاد شان گردد * زیرادر وقت,بحاربة ماراباس غرب ؛ و محار یه بالقان »هیچ فردی از بسنعانها در هیچ ملکی ازملکها نیود » که اظهار هعدر دی و به اعانه دستگیری دوات عشعاند را تکرده باشند. _ حم غفیر وبقدار دثیر ح.عیت اسلاسیه در هندستان وماوراء ال هر امست که این هردو کتل عظیهه اسلامیه , اسیرانی هستتد » کددست وپا وچشم و ز بان‌شان سته و شکعه ۱ کور, کف شدهمازده آزد ,در وت مجا, یه طر ابلبر ویالقال ؟ مقالات محمود طر زی ۹ سس سس ءیجانها و فغانها مدد کار انه دٍ که از هندمتان بر مییخواست »طنین اندازآذان عالهیان بیگردید, چرا ؟ چونکه » از اقتضای پو لئيك حکومت متبوعة شال بود, در ینبار با و جود یکه سسئله حیات ومدات دولت عشمانیه‌پلکه بحهات وممات تام عالم اسلامیه تعاق میگیرد » کسی چلل کرده امیتواند » و بعضی ارباب و جدانل وایمانی که کمتر کی جفیدند , ها حبس شدند » یابدرجة محو شدن بجرم گرفتار آیدند . چرا ؟ چو نکه /د وات عشمانیه با حکومت متیوع‌شان بی جنگد وآرژوی محو کردن آنرا » پيشتهاد خاطر استیداد مظا هرفرسوده است ! چیز یکه بسیارشایال آسف وحسرت دیده مشود همین‌است کهدرنن ج جنگ ر<و واضمحلال حرسن پابحو و اض‌حلال دولت علیة عشمانیه» ومقام خلافت‌عظمای امه‌لامیه بربوط گردیده است» که باین سبپ همچج فرد مسلمان دردئیا تصیزخوا هد شد » که باین محو وانمحلال, داش مایل ووجدانش قایل" گرد »وا گراز دست وپا وز بانش چیزی نماید, میج شیعه نیست : که‌دل و حوامش بزا رثاایها "وتضرع ونیاز پرسو ژ وگداز ؛ نیست ونابود شدن محو واضهعلال طلبان عالسم اساام را آ رژو نکنند ! سال چهار م - شمارهو 9-۱ جوزا-م٩‏ ۱۲ وشعیجا نی از ع3ماذیه .. خود این حّ بجر رعاحز افغ نست * أبأعن حد » اقغااست ! وطن دودت ! به‌شرافت :قوبیت وملیت افغائیه » خود م خر يك افغانست ء بقدا کردن جان.ال اولاد خود در راهم < وظه استقلال وحا کم یت دوات‌متبوع4مقد سا فغانیهخود ؛ ,درهرآن یک تس هموح ۳ قالات محمود طرزی و غرزسان حاضر وآماده يك انفائست , بدرجه‌یی که‌اگر سئله کفرو اسلام دربیان نپاشد : ودوات ترك/لاسمح انته بخواهد ۲ه درصد د استیلای وطن عزیزم بر اید : وبرحقوق حاکعیت واء‌تقلال دوات سقدسهام تجاوزکند؛ اول کاهیی که‌در بیدان ذارزار مد افعة وطن بخاطد مین 415 + لك این سرمحرر عاجز خوا هد بود اپلی ثبت خااصانه صا-قانه ام همین است که عرض شد , ابا »این بدافعةٌ قاعیه ام درخصوص دوت غایه عنمانیه» ازنقطة نظر اسلامیت است ویس ! ال هفتم - شماره ۵ «- م۲ حوت ۱۳۹ حوادث خارچیه : جنوری م ,و , . ترجمه از « ااخلیل بجنور», متعاقی تر کث کر چه خبر ۳ بسیار کم می آیسد » لیکن بار با رگوته میشود" که این جنگ اعظم چثکک آزادی عمه اقوام دلیا ست . , .. ( برد از بیان تلد شه‌ای برد بان ۳ وتورانی » درشرحا ؛ واقد اس مطالب اندن تایمز دراخیر میتویسد :) . . پس دزصورتیکه ت رکنی قو م می خو اهد ؛ يك قوم اهم شود + وناگفته به حالت روس اورا بزای این موقع می بخیدد » و درته-يم رومانیه و مقدونیه ترکی» بطور یاث قریق‌بدءو ء شده است» این خطره اندن تایمز بهیج وجه‌بیجا نهست. سال هشتم - شمار» ۲ - و میزان بو چم تحت عثوان « عاام عسکری» بافضاع حهان اشاره کرده بیئو یبد ۰ مکیار زمانی میاید؛ که حق جوئی» خدا پرستی از ایجابات اعصارس‌شود .. . وبا زیك وقت وآوانی میرمد: که شرلد وبد عث ازستتضیات عالم شهودس‌گردد . ,. سس سس مقالات محمود طرزی ۱۳ صوفید کرام رحمهم الله؛ این احوال کاینات راتابع‌تاثیرات وفعالیت اسعاء | لحسنای صفاتیه ذات اقد س خلاق عالمیال دازسته » چنقن بیان فر موده اند که : ... چو ن‌دور ساطنت یکی از آن اسماء قد سیه درمیر مد » حملةٌ عالم د رز بر تا ثیر خو اص همان اسم اقد س میماند. مثلا" وقتی میاید که اسم «هادی » اجرا ی احکام میور زد ء تمام عالم بشر بت را هدایت فرا میگیرد. باز یکوقتی میرهد» خواصاسم خاص‌صفاتیه» «مضل»چلوه پیر | گردیده, جهان جهانی رابه تجلی گمراهی مطهر میگرداند ۰ ,. درمحایف تاریخ * که بر ات العبر و آینة قد مای حیا ت بنی بشر است » چون نظ رکرده اید» بسی هیگابه های‌دید ه میشود» که این شرح وبس.ط بو فیانة حقیقت بینا نه را » فناً نین».مخبتنی‌سازد. ( سیس بجریا نات جنگ دو م جهانی اشاره میکند ) . غیر ملت مساحه بودن رابشنویدء ۲ چه فلا کتها نتیجه میبخشد . میگویند: ماسو داکریم - بماسلاح چه لازم ؟ راحت وآسایٍش لاز م ! با ینصو رت غیر از موزن؛ دیکر مه آهن باب ی که نام وعنوان سلاحبران راست. بیا ید؟ ازسلت میگیرند» ژیرا سلت از دیگر جنس ورذگگ ؛ سودا گران ازدیگر ! نهابت وقتی بیاید که آن سودا گران » بجنون مذ هبی گرفتار میایند. می تعصب دینی و انتقا م » قتل عام ارمنیهای‌تفقا زی» چنان‌ست‌شان میسازد» که‌اولا دین‌آن‌سات راتحقیره و بعداز آن مسجد های شاثرا مسلخ شان ساخته, مانندگوسفندان بی آلات مدافعه ؛ گلهگاه؛ رده رمه ایشانرا بقتل میردانند » حتی گله ای های بز هارا هم اول با گوسفند هابد ساخته ؛ شاخهای آنها را هم بر گوسفندان استعمال میثایند * و بعدها کار بز غا را هم تمام بهساز ند , ... تست وت سس تسس ۹۴ مقالات محمود طرزی ۳- سا یل ابر ان» روابط افغا نسدان و ! رات ععال اول - شحاژه ۱-۱ + حوژا ۱ ۱۳ [در فصل «حیوادت خا رحیه/ ایضاح یقرت در داب ایغ نان و ایرا ای ۷۳ رد این خبر حرا ید خارجی که گویاءسا کر اوغا سعان درحدود ممالاث ایران در سیستان‌تجاوژ در ده اند ,] شماره ۱ ۳- سال او ل م۱ اسد ۱۲۱ تحت عنوان سناسیات سیاسیه دولت عایه انغانستان با ءوات غایه ایران » حمّدی میشو د 45 بسیاری از اوراق حرا ید عاام 0 یا نتاقشة حزدیه مرحدی مامت غرب حدو ی اقعاتیتان وایران را میردایش مقال اتخاذ کرده ۰ پسی حدس شا وقباس عای عجرپ وغریبی حعایت وروایت تمود ند , , , , گر چه درشمار ُم , | خجارخود ؛ مستندبر یعضی | متخبا رات مجمل, افواعی 4 جر یرگ »چیو جیزی در باره ایا ح این ه بخ نک [یما ۷ (ود یم 1 اما د زین با ۰ ندیه تحقیتقات ۳ جوا سطه 1 رو دا فد فگار ۳ ند .۳ در -و قم و قعد م دعمی در ۳ بت هرات وچخانور وا قع حدو دسیستانل اففاتی احرا ن‌وده ۳۹ خبردادء‌است* الاول » بابسی از اتباع خوده از حدود تجاوژ ذ.وده ؛ ویرقربه «دو کدیاه» واقع ید فعح اقغاستان 1 جوم ارده 1 آموا ن یکصد خا ۳۹1 وار رعایا ی دو ات عاید اغغا تسةا ن را ۰ راج بر ۹ وره ایتهم قناعت نکرده » برعرض وزاموس یز دست اندازی کرده,عیال ودختران بعححد ان نام شعخص معتیر قریةٌ مد کوره ۳ درر بو دند , ان "کیفیت 3 در رف مقالات محمود طرزی ت یکی هفعه , با دالك ضروری » از طرف جناب حاجی شیر د ل خان حا کم و سرحد دار چخانسور» وجناب علام احمد خان برگد عسا کر نظامی آنجا , لدی | لعرض پموعب تعلومات سخعصوصی که ؟ فدتد » سه بلولد عه کر نظامی منتظم ویدعر اده توپ به‌سوقعی که آنرادشت خوایگاه میگویند» ارسال گردید . عسا کر م ذکورء اشقیای سیستای ایرانی راضرب وتتکیل نهوده»ازمروضعهای شان که درمنطقهُ اراضی غیز تخدید شده متنازعه فیها بود » و بصورت فضولی در آن موضع گرفته بود ند 6 طرد ودفع ن‌وفاند ونیز عالیجاه دیزدحمد خان بلولك مشر با عبدالصمد ان »؛ بنزد حناب آقای حشمت الحلك حا کم سیستان قر متا ده شدم وعسا کرمذ کورد رزیربا زخواست گرفتن سردا رخدا دا دتدان راو استردا د همه اموال رعایای افغانیه را که بتاراج برده اند باعیال وصبیه ما ی مجته,نام طلب حودند ...... از عرات چنین مینوبسد : «در خصوض منازعات سرحد ی امتفسار هو ده انیا / حقیقت این‌است کد. ناد انسته از عنگام اد انست مشروطه شدن ایران؛وتسنط یافتن3ول آحغریه بران؛ !وال آن سعاکت هه‌سایه ودوست قدیمی ما ء ,چنان مصایب جان خراش گرفتا ر آمده» که نه از حکوست وقائون ؛ وه از نظام وانتطام » ونه از نظم ونسق , هیچ یک‌نام و شا نی درآن نما هو مر او یم اهنت , که درد مان مرحد ی نیع ایران » از عدم قوت وانتظام دولت متبو عهُ خود امتفاده کرده ؛ چند ی قیل ازین مالداران بلوچی ایرانی » برای عافچر * از حدود قلعه کاء وانا رده , به خاك دولت علیه افغانسان تجاوز ثمو د ند , و نیز » چندی بیشنر از ین » از اهالی سردم قاینات ایرائی ء منطقه برزخ را تجاوز کرده » ودر قرب سرحد خالد افغا نستال ۹۹ مقالات محمود طرژی بعضی اراضی را » بغیر حق شرعی ونظاسی , بزراعت وقلاحت آغاز کردند, . ,. بمابرین ؛ در سابین دولنین علیتین ۰ مخابر لت سیاسیه با زگرد ید . که با بدیگر بمخابرات آن ۳ 15 از طرف حذاب آقای تبیل الملک( کار گذار امور خارحه خراسان وسیستان ) بواسطه حتاب عبدانته خان ( و کیل التجار دولت خداداد ا فغا نستان سقیم مشهد ) عرض ونقدیم پایگاه عمایونی مود ه , حواب و تعایما تیکه از پای توت مسبلطنت ۱ یحواب کاد الیکوره هرات زسی و دی‌عیاب اشد ۱ و درثانی اگر یافتم , سا بوفرستم , بل اخط اعتذار اه ازطرف حناپ حشمت ااملکی ورئهس تشون ایران 1 رای حناب ثایب الحکویه جاحب رسیده کد از ارتکاب خطای عردار خداداد خان عرض اعتذار نموده ۳ ازشاع ازته در مابین این دو دولت اسارام 1 مهبچگونه منازعه ومااقنشه رد رل بل دوات علیه اپرادا متجاوزین سرحدی خود را گوش‌ال وتنییهات لازههد اده ....... نامه نکار مخصوص شما از هرات «م , ص , » سال دوم - شماره ب , - اول جوا ۱۳٩۳‏ [ کا ریکا تور سیاسی: اقتها‌ازهالهد اية العرا» - بقام فضلی , نقشةایران رادرهه قسمت زشال میدهد . در جذوب شیری با بیرق خود » - و درشهال خرسی بابیرق نشسته - در وسط مردم ایراك » در حال چاقو کشی - ( با ذ کر کامة جهالت وبی اتفاقی ) - و در حال افیون کشی ( باذ کر کلمات غشات وبی پروا ثی ) . د یده میشوند:] سال سوم - شماره ۵ , - ۲۱ حعل ۱۲۹۳ از اخبار ترجهانمقال دربارٌ خرابی احوال ایران کهنتیجه عیا شی ناصرالدین شاه میباشد نشر شده است . در بارةٌ افغانستان ذ کر شده که از رقابت اختلاف روس وانگلیز بصورت‌بسیار ما هرانه و حسورانه استفادهکرده تا یکدرجه همه نواقصات خود را ا کمال کرده توانست . ضابطه وادانه دارد رفا بر یکها مکتبها ی زان نو دا رد - عسکر دارد - طوپخانه که‌طوپ بریزاند دارد - جای وسوقم لکش اکرچه مساعد یست »ولی باژهم بسیار تجارت دارد . سال سوم - شماره ۷-۹ ثور ۱۳۹۳ [از روز نام نوبهار منطبعة مشهد نقا, شده است- از دود سیه فام که ا زبام وطن خاست ‏ ازماست که برماست. !] سال پثجم - شماره و - ۱ حدی ۱۲٩‏ [تر گیب مخمس به‌ابضای گل از ایران‌واردشده, تحت عنوان «در وه ش‌شورشی ». هوحق مددی » مولا نظری از چیست چنین بیچاره شد دم ! کوته دست و غمخو اره 3د+م1] سال دوم شماره ( ۲) , ( میزان ۱۲٩۱‏ احوال ار ان روز نامه محتر مه «حیل المتین» در شهار , سال بيستم خود» از قتل آغامیرزا مجمد فلی تقةالاسلامء محتهد تبر بزی ء که از علمای بنام و محتهدین ۱۸ مقالات محمود طرژی عظام دلکک خود بودند ۷ ودر روز عاشو را ی ب آء +حرم ااحرام عد ه السرنه 1 رو سا بدا رش کشناه اند ۶ تفمصیلات داده میرزوپسد * « در یوت وحشت کار یها ی روس ء در قعل دفة ا لالم » و شیخ سلیه ؛ وضیاء اعاماء وبا دق خان » و چهار نفره یگر اژاعض ی اذجهن ایالعی تجریز 4 که ظهر عاشوری بدار زده اند » بالاتر از عکسهاذي نوس که فروفیسر برون‌برای حراید انگاستال قوزستاد . , , .۷ (مصر 5 سرا ۱ اور اقخاایه : مرگو بند که-سیت بگانه این اءمال شایعه فحشیانه کهدر‌قیریز : وهتكک دیی کددرمههد مقدس احرا تردنل؟ آابن است ده بات‌دلت اغرانرا ره عیجان وجوش وخروش فراوایی آو رده با حود رسر05 آرند ۸ و با وروت «طهران» را یه آدانی ضبط نموده » مقصد بکه -ر باق اسارت غحه ابران دارلد پروی کار آرزد ‏ از مطااعه این حاد؛ات : اگر چه هیچ مئاستین دوینجا ندارد : ولی جون نصویر حسیات حالی شمرده سیشود » قلم از تر جما نی« صرف (ظر ننوانست ۰ قبل از بیست و بنج بسی سالی که بتا بر قرار داد عحوسی عم دو ها قانون لو ادارث وسنع برده فروشی فضع گردیده ؛ درسالکث عثعا نی نیز نطبرق گردید؛ سحررعاجزنو [ آ تصفحات رمیدد نعذم 6 و تو بمد ره ارو پا جشم باز درده بودم ۹ جون این انساثیت پروری ۶ حقاثیت کستری آوردیا را در صحایف اوواق حوادت مطا لعه سیکردم دک حس احترام ودحریم عظیعی ببه آن مه فیت میپرف رانیدم ؛ ژیوا منت یاو تم ازاستد رالد شقاوت گان عاحز بود » و ها بظرو اعردیده میتوانست ۲ وباز حون از حوادث تشثات صلح ععوسی و عو شاه 1 ول ملاح عمو مر د کو نکر «لاخی» خیر ها میشنیدم » بر چئان بدثیت عادلانه فاضلانه * بیکک نظر مِفَتونانة والهانه مینگردستم . حالا چون می‌بینم » حکایة مدناومه گر ده و موش عبید ژا کانی ؛ که در عاام‌طفلی آثرا خوانده بودم » در پیش نظرم تجسم میکنده کی آن لغو اعارت یک برده ؛ یاعد برده » برای برد ساختن ملیو نها برده بود؟ و آن صاح ععوسی , برای این خوثر پزیهای خصو حی بود » و در ژیر پر دء آن مدثیت» هذار ها دامها وت کستردهشده بود ؟ مه ال دوم شارة (۲۴) ۱۳ اسد ۱۳ ی هیر ز.ا محفد ر <یم باه ی یکی از ساهءانا ن باغیرت سعار فتخواه و خیر خو أ/پرادرال اسلاسی » جناب آفای میرزا بحمد رحیم بلبله یی با دویی مییاشد » کهد رتجف‌اشرف؛ به تاه سیس دکتبها و کذابخا نه ها وتاایفها » و بسی موسسات,عل ومعرفت ب,یوفق و کاسیاب آنده , و در ین راه علم و عرفان ؛ اولاد های براد را اسلائمی خود » از کوسة حمیت و اتسائیتپروری خویش تقر بیاً میلغ ششهرار بو ند صرف نمود است ؛ که حقیفدا؟ یک فدا کاری بزرگی شمرده میشود . یک تاء ایفی » بذام « عزت دبروز و ذلت امرو ز» بزبان قارسی نیز از جناب مقارأنیه برای با رسید ه " که حقیققا" اجوال سابق و لاحق ا-لامیال ر | به بسیار وضوح و بعلوعات کافی جغرافی » و تاریخی تصویر و تعر بف‌نموده است .سا از صمیم دل ؛ خد سات این فا ضل بعارف خواه را تمر ی ککاواثر برگزیدء شانر اتحسین و دتدیر م‌کنج . کر انته امهالهم ا ۷۰ مقالات محمود طرزی ۴ - مسا دل هید ومسلدا نان هرد ال اول ‏ شماره و ۱ - .۱ عرطان ۱۳ اخبار سسلهان» بز بان‌اردو » درابر تسر : مقاله ای در اعیری , جلدج خود زدر عنوان «افغا نستال» درج نموده , ,. هرسطرآنآبینه قدنمای‌حسوات براد راته‌براد ران‌دین :دوستان‌زمینا,, دیباشده, (حریده «بسلمان» سا له علم واسلا‌یت » را نیز ستوده است .) سالاسوم شا زه 27 ۱/۸ سرطا ن ۱۳ تحت «عنوانسکارم اخلاق» .., (مابعد ازشماره , ب) می‌نویسد ۰ (ناسه از هند ) ,.. اگراد ثا توجه درحق تقو یه بحریه دولت علما ذیه شو ده درددت قایبل» يد رید ثات »ینام درید تاو ت حبیبیه؛بتر کان تحفه نوا عند داد واین را نیز امید مکنيم ؛ که‌دوات عليد افغا ستان " برای امور عسکر یدء خودء سعی‌بایع تما ید وچذازچه موتور کار خریدار ی, کرده‌اند اطول پرواز خرید ه کرده شواد ,فقط , -خا کسار محهدعبد السلام ازمدر اس .., برادر هید ی‌دا:ا زک‌جو دی‌قوه بحریه دوأت ت ر کیه اواز مساوی‌بودن جدیع مسله انان عالمدراسد ادقوة حربی‌دوات مشار الیها» بحث رانده »ازسراج لملت والدین مزیکك توجه خاصی دربا ب این مد اد یاز میکند ؛ وخریدار ی یک د ربدناوت رایتام «حبییه» ؛ و اهدای آنرا بدوات علید اسلادیهء ثر کیهء تشویقات میدهد .., ۰.. 9طنعز یز ماافغانستان ,دا رای پچ شش مایو ن فوس بسیار تهید ستی میماشد 4 کهد رمیان که ید عای هجران ود؛ها ی ««عمور مانده ۰+ یلك تیدا رت 7 90 سس هه واسعی دارد » وثه‌یکث وا رد ات فرا خی » وبسیب عدم | ختلا ط ومر او دا ت : ازفا بریکهای دریدنا وتها هم‌خبرند ارد . چسان می‌شود که‌درید نادت خرید اری کرده‌تحفه بدهد ؟ حالانکه *اگراز نقطه نظراسلامیت ؛بمسثله | حتها جا ت حر بیه وتدافعیه وتحفظیه نظر گرده شود دولت‌عامه خداد اد افغان-‌تان نیز » به | عانه وسددگاری‌برادران هعدین وهم کیش خودبیش ازبیش محتا ج بیباشد. افموس ؛ که هرچکس ؛ هیچوقت »ازهیچ طرف»به اعانه وبددگاری‌اوه اگر چه بیکد و نفر «.عام» باشد: نیزد متکیری نتمو ده است ! پیشتر یک فقره استفهامیه پی‌نوشتیم » کءآیا برادران مسلمان هندی‌ا» ازافزونی وترقی‌قوت بحریه د و لت علیه عشمانیه؛ چه دصد وامید میپرور انند ؟ ایشست که حالابه تفهیم آن‌استفهام خودها گوشش ورزید:/ میگوئيم » که : نی‌نی ! براد را نا مسسلمال هندی ماء ترقی وافزونی‌قوه حربیه دولت اسلا سیه تر یه راء بر ای‌تخلیص کریبان خودشان نمیخوا هد ءونه‌اینچنین تصورغیر قابل تصو پر ر ایخیا ل وخا طر خودمیگذر انند» بلکه: این‌آرژوو ابید ومقصدرا :ععو م آهل اسلام »بتا بر را بطهء قویه‌ء دینیه وحیل العتین عدیم‌الا نفکالك قرانیه؛ درهمهء حواس فارواح و قلو ب خودشان ؛ به پرورا نیدن وگرویده شدن‌مجبور وسکلف بیباشد؛ زیرا ؛ ذات | قد س حضرت.عبود برحق باءجل وعلی »ما بندگان خودرا ء که ذات‌اقدس اورابه‌احدیت «ولم یلدوام یواد وام‌یکن له کفوًاحد» میستائیم »وپر ستش میکنیم ؛به | مر جلیل «واعتصمو ابحبل انته جمیعاً ولاتفرقوا»بصورت قطعی؛ ابروارشاد میفر ماید , ترجههء آیه کریمة مافوق اینست «هه شما یکبارگی ؛ به ریسمان خداو ندی - یعنی کتاب سب‌تطاب او مجکم +حسپید ءوازیکد یگرخود حدامشو ید» . این است که ۷ مقالات محمود طرزی بثابریی اعتقاد وایدان‌قوی ااعمادجهدله مسلماذان » اگر عرب‌است وا گرترلك »وا گر هدبررست واگرفرس؛ واکرافغانیستواگر باوچی ۶ عمهگی بدر< ععد یگر درد نا له و-عرور یکد بگرشادان » وا زضعف یکدیگر ضعیف ؟ وبقوت بکدٍ گر قو ی میشوند. اماشایان حسرت واسف ایدست که با وجود ین اعتقاد کاصل ؛واععداد متواصل "تهابه نظریات قولی ۱ کتفاشده ءاز اعمال عملی هیچ اذری وخبری د یده وشدید 4 نمیشوده واسرقطعی چلیل«لاتفرفوا , .» ازعصرعا با ینطرف. به‌تفرقه ه-ای‌بتعدد افکارات وخیالات آرباب غرض: نسیاً داسي " گردیده احست, عنکا .که انگاین ها پوساماتان سودان سره ویامساما نان افغانستان »عسکر سوق‌سین-ود با سم آعظم آنع-ا گر از کندلك عاوطا بو ر دای دسلا فان عند ی ویاوچی اکرتشکیل في وه بوده چه‌بود ؟ آیایخیال وخاطر هبچیعی ازافراد وافسران آن کد کهاوطا بورعا» <۵شبقهلباتماین اظردات اعتقادیه خطور کرده بو د ؟ ۱ عاهاي‌شان بهیچک تلقینات آنها پر داخته بود ؟ بجر «نای» نا فیه » چه جو آب خوا يم گقت ت ؟ دولت علیه تر که 25 شقام حلافت(زاحا نزاست» در بابادرجلیل «ولا تفرقوا» ایا کدام تشبث واقدام فایدء بئدی از کداموقت وچه زمان بروی کار آورده توانسته است ؟ وقتیکه ملکهای مساهان نشین اظراف اففانستان» چون مرو وبلوچستان‌وغیره »یگان‌یگان د ریدضیط واء‌تیلای حااب‌سیدر ادءآیاد رال هنکامه ها دوات افغانستان بچه مشفول بود وچه تاثری از آن ۶ جع» هاحاصل کردهء نود ؟ وات‌ایران که از زمانهای بسیاری «ل»ی‌نهی راحدف؛ وتو اه تفرقوا» را اسر تلقی کرده آرد ه اند » چه کرداند و چه موکنند ؟ ااعاصلء "ین درد های بیدرمان دوا [ا پذدبرست » که س‌اما ثائرا " باین درحه ها توول داده است ! مقالات محمود. طرزی ۱۷۴ حالا یکقدری در ین بیند پشیم , که آیا بعا ونت و بدد کار ی دوات عایه اسلامیه ت رکیه » برسسلماذان» از چه رهگذ رضروری شمرده میشود ؟ بای معاونت ت رکیه ضرور است ! چراکه» یکدوات بسیار قدیم اعلامیست» که تا از زدانهای بحارپات اهل صلیب» بمقابل مها جمات همه دو ل ار وپ » ستیه کشا ی همت و بمجاهده شده آیده اند , معاونت وید ؟ ری » درراه میحافظه ممالای د وات ثر 3۹ ضرورادت » زیرا همه اما کن مقدمه اسلامیه» وا کثر سزارات »تب رکه درآن‌ملك میباشد » ومحافطه آن لك بدرحه قدرت برهمه مسئمانان لازم است . »ع! و نت و مددگاری دوات اسلاسة در کمه * ضرور ات » زبرا » بمقابل‌ده دوازده دوات مای مه قوی ا!شکیمه نصا را 6 تنها همین يك‌دولت معفامة اسلامیه است که به‌ت ش هغت لا اشکر معدم وستظم » وقوه بحریه کهچه بیش پاشدچه کم وشهر های منتظمه ارو پا مازند آباد, وهءه آ ثار مدنیه این عصر ترقی‌بنیاد تایکد رجه بدوات هایارو پا مقاپله وعه‌سری میتواند . بهزار ها جوامع شريفة بسیار مصنع آبا دي * که هر يك بهزار عا مصلی را گنجایش دارد » وپج وقت درمنارهای بتیار بلندآن‌بصد هاموذن بکابانکهای آذان محمد ی ت:شیط اذان محهد یال را مینه‌اید واز صبح تابشام؛ آن جوایح جسیمه باهراران هزارسلهان عبادتگار پروسملو میباثد ؛ به‌زار ها خانقاه ها ؛ مدرسه ها ءتکایاء زوایاءه در آن سلك موجود» بهزار ها محتب های عالی‌وتالی با مایوثها طلبه وشاگران پرومالی دارد . لاجرم ؛ سسامانان عا ام ؛ اگر بو جو د ه-چنین يك دوات معظمه عم‌دین وهم آئین خود بنازند » چون صلمب پر ستان باین بك بخوبی دانسته اند » که‌همین دوات دربدن‌وجود عالم اسلاسی ؛.قام‌سر؛ واگر عالم اسلام یا‌عا یله فرض شود :همین دوات ارادر بزوکتر بیباشد » ازآن ۷۴ مقالات محمود طرزی سیب ؛برای مجو وادقراض آن قبل وقال« مسیله شرق قریب را بره‌ی کار آوردهء اول دوات ایتالیا , وبعد از آن دولتهای صفیره بالقائیها راء بران دوات اسلا میه بر ا اگیخته : هزار گونه قلا کت برو آوردئد ء وه‌نوزهم در کشمکش افتا ده قر وب است که یوذان‌را باز بااو دست وگریبان نموده ء فلا کت برفلا کتش بیفراهند . . . سال #نجم - شماره » ۱ ح ۱ حدی ۲( ۱۲ تحت عنوان «حوادث خار جیه » مین گارد : «البلاخ » نام یکرسالهٌ اسلامیه است ؛ که در تحت ر واست تحربری اذیب فاغل و لبیب کامل دطن پرور غیور » ولفاظ فصیح وبلیخ سشهور هند, چناب‌مولانا ابوالکلام صاحب »آزاد »در هر پانزده رو ز ؛ یکبار بکمال زینت وزیبائی اشا عت وانعشار سی یابد ..... ذات جنابمولاناابوالکلام صاحب , خیلی شاهان تقد بر و تحسین میباشد , علاوه برا خلاق حمیده ؛ واوصاف پسندیده ؛ ماتندحب‌دین وو طن وجوش اسلامی؛ که مولاناو بعضی از امئال‌شانرادر قطعة «بدستان شهرت حاصل است. ء صفقت اعجاژ کلامی وفصاحت وبلاغت, تنها اژ صفاتبتاز مخصوصی است که حقسیحانه تعالی خاص با ایشان‌اعطاء فرءوده‌است.. , انسان‌اگر مجلدات«الهلال» را در زیر نظر دقت ومطالعه بگیرد ؛ بی‌شبهه در مقابل حدت‌تحر دروتقریر وجیادت سفهوم وسعنای آنا : محو وحیرال خوا عد ماند سال عشتم - شماره ۲- ٩‏ میزان ۱۳٩۷‏ زیر عدوان « توهین دین مبین ؛ وغیرت س‌امین: و حر کات عطومه اقلا ب 2 ر هندستال» مورخه سییر )خبر کلکته : مقالات محمود طرزی ۷۵ قبل ازبن؛اخبار اندین دیلی نیو کها زکلکته به ز بان انگلیزی شایع‌سیشود و بدیر او يك انگلیز بسیار مقعصب است ؛ تحریر نموده‌بود » که «درشهر پير س (پارس) ۰ بعد از مداظره بسیار » يك عرب را می بیند» که‌آب روه‌ای پرغلاظت شهر پیرس‌را بآنقدر آداب.لاحظه‌سیکند ؛ که (تعوذبانته ! )کویامقبرة پیغمبراوست ۱» اغیارات اسلامی مالك هند» و بعضی مسامانان هندو ستان » این مضمون ر ا علباً و ظاهراً , در شان پیغمبر خودء تحقیر نالایق‌وقباحت دانسته » اول در ا کثر بلا د هند » خطبه هانمود» » بطورعیومی ازافسر ان حکومت هند مطالبه زمودزد؛ که برای مدیر اخبار مذ کور ؛ بموجب قوائین حکوستسزای مداخات مذ هب داده شود .... .. قرب ده هزار نفر مساهان ؛ ذرها (د..استریت کلکته ؛ جمع کر دیده پروای احکام امتناعی پو لیس را ننموده " پنای مرتب نمودن مجلس رانمودنل..... زد وخورد ع-ومی در بین سپا هیان‌پولیس جاری گردید. اژ طرف پولیس وسپاء جنگی بذریعه کلواه تفنگ: واز طرف مسامانان‌بسنگگ وچوپ زدوعورد صورت گرفت. ... از مسلماناك ؛ بسمار نفر مجروح و هلال شدند , . . آن مسلماثان عند که جنگ دهنی آبودث را اعلان وادعا کردند »عالا پیایند ,پخوانند» ببینشد ود بت‌وغر ا مت ایئهعه خونهای ناحق را پد هند ! و - آرد ید نشر ات نادر ست مطبوعات خار جی سال‌اول - شماره ۳ -م ,عقر ب ۱۳۹۰ درجواب روزنامة پایوثی که‌ازسو جودیت رهزنان در در ك کابل وجلال‌آباد سخ نگفته ؛ مینگا رد پا بوثیر درباب احوال افغانستان - غور ره‌ی وتحقیق نا کر ده» ۷۹ مقالات هحمود طرزی معاو.ات برای اجیار خود میذگا رد ۴ اسن‌وآساد ش + دراه بذ کور ب رکمال است. رفت 1 وآنددایمی غرابه‌وسوتر» واشیا: واموال تجارتی وس رکاری حاریبیت ... سال‌اول - شماره ر .۲ حدی ۱۳۹۰ دعحعت عذوال «رد ارا حوف, 4 درد یداین خیر «سول ایند ماغری گرت» جاپ ء:د از زبان وقا بِع ۹ رعر حد و اخار «انگاشمین» » که : «ابیر صاحعب کابل؛ باد ختر یت سپاعی رساله شا هی؛ مسدحی به ساطان احعدء عروسی "رده ا زد ,۵ سبراح الاخباو #یکمال شدتاین خجردردغ بیفروغ ز | ِ- و تکد وب میک ., اکرهر عض راست ودروعی سردمال کزا کش وحمال وبهنر ؛ برای نو شیدان یکد پیااهجای .و کشیدن بک‌قلیان بوقایم نکار سرحدی‌بد هند» که دفحه عایاخبار خودرا بان پر کند؛ هیا رحای قوس ات ۳ ال اول ب شماره م همم حدی ,۳5 اخبار تربیون متویسد : «امیرصاحب کایل ء ابشیگ اقامی سلیه‌ان خان با از کابل به‌سلطان بور متصل جلال آباد»برای تععیریکک قصر شاعی؛ ده چشهنگو رو ذائاث فن ستاده. که خشند بذ کور را» آمیر صاحب ازجند هفته بهتصرف خودآور ده ازد. » سراج الاخبار بیان میخند کهآن محل,را؛ هندوان وسلهادن عردو زٍ رتگاه میشمارد» وازسیار دالهااست که‌سله درکشمکش افتاده‌بود . -راج اند یه تدییر حکیه] ند فرقنین رابحقوق شان‌رسانید ۰۰ یکث بیغ معیتی بهر د و طر ف داده هر ۸و طر ف را قائم سا خته وم مقالات محمود طرزی ۷۷ سالاول - شمازه . , - ۳۱ حوت ,۱۳۹۰ 7 تصحیح افکار اخبار « پایوتیر» »یک‌شرحی د رباب احوال داخلی وطن عز یز ما «افغانستان » میئویسد » که بسیب عجیب وغریب بودن‌آن: بجبور شدیم که شر ح مد کور را» د رزیرنظر سطااعهومحا کمه آورده »لاف حقیقت بودن‌آنرا برهمه بطالعه کنند گان کرام خود» ظاهر وآشکار سازیم وبه‌ این وسیله تایکدرجه به‌تصحیح افکار ععو می خدست مائیم : اخبار مذ کور میکو ید : «در ماک افغانستان» قد رتآیکک, فزیق آقاغته درزدانة موجود پید | شده است» کمآن‌حعله تجاویزرا که امیرصاحب کابل»برای‌فلاح وبهبود زعا بای خوداختیار میذما یند؛ خلاف میورژند» اين‌فقره مذ کوره را بی‌قیل وقال وبی‌تطویل مقال از آ غاز ردوتکذیب سیکایم زیر ا, درافغانستان بوقت‌حاصرازفرقه وفرقه بازی, و فتبهوفساد اندازی؛ هیچ اثر ی و هیچ خبر ی‌ایست »وتجا ویزیکه پادشاه مادر‌بهو د رعایای حادقه خود شان احراء میقر مایند » »ازطرف عههمات» بنظرشکران بییا یان ود ید ا-تحسان بیکران دیده »یشود»وعیچکس » برخلاف آن حر کت نمیکند . بعدا زاین نامه نگار مذ کور می نگارد . «فریق فوق ؛ کهمشتمل برسرداوان‌ومنصب دارال مقلدخیالات قد یمه میباشند براجرای موتر وتلفون‌ها ودیگر آلات تمدن مفربی بنظر تشویش می‌بینند» ومحض ساخت اساجه واسیاپ جنگ را که امیر عبداار حمن خن مر حو م بر غو ب خاطر داش د» دوست میدارند .» ۰ سس 1۷۸ مقالات محمود طرزی بسیار عجب | عرگاه نوك‌قلم جاب نامه‌نگار خاصیت شعاغ «روئتگن» راهم مالاث میم بود » ازینقدر هزار ها سیل بسافه ؛ بکلف‌قاوب‌اینقدر سردارال وهتصب داران ماگ ما کامیاب‌تمی‌آمد !آدا این کشف‌قاوب خود را »جذاپ نامه‌نگارمذ کور بر کدام دایل وبرعان استباد داده بیتواند ؟ آیا ایئچه سان مخبری بوده » که ب ینقدر جم عفیری | زسرداران وسنصب داران : شب وروز همخانه و همکاسه شده ؛ که از -افی ااخهیر آنها بعلوسات گرفته باشد ؟ بلی ! هیچ شیهه نبست که این‌نظر دشویش‌دیدن ریق مذ کور : با مسئله ایست کدبه‌افی الضمیر تعلق دارده ژیرا ما مردم اقغانستان؛ چیز یکه به گوش‌سيشنویم: و بچشم سی‌بینيم : همین‌است که عمه درداران وم؛صبداران واعزه واشراف مماکت دوات متبو عة مقدسه ما : در حاسه کهپارسال دریابه ش رکت مویراقغانیه, در زیرحمایه شا هانة , مفعقدگر دید عمهگی بیکدلونك بان : ويك شوق‌وذوق وحدان به آنشر کت پردیفعت اشترالك ورزیدند, واظهار قرحت وسرور نمودند ,وربا دشاه خودفدان تبریکها وشکرگذاری ۳۹ کر دند . ولی ,| ین سخن نا مه نگا ر‌پآیوثیر» را رد کرده‌نمتوانمم : که‌مردم افغاشسدان الحه واسیاب جنگ رادوست دارئد » ژبرا از شاه تاگدای افغا ن؛ به مجدت اجه وآلات‌حرب: بد رح عشق ممعل میباشند ؛ جونکه وطن خود را دوست دارند » ومدافعة وطن بدون سلاح مهکن ثیست ! باز مینویسد» « فرقة بذ کوره » مزید برآن » این خوف دا رده که مپاداد ر افغانسثان ؛راه های‌آهتی برای ریل ساخده شود؛ وهداخات مزید انجثیران انگلیسی زاعث استیصال آزادی‌افغانستان باشد . عحیب یال خام | آغن راه های اقغانستانا , د:وز در معدنهای افغانستا نا مقالات محمود طرزی ۷۹۵۹ انجثیران انگله س درانگلستان ءآیا این چه دا خوف است کهبرین بیچاره افغانان اسناد میشود ؟ بلی , در افغانستان ء ساخته شدن راه های آهن ر بل »مکن است اما بد رستی باید دائست که آد‌راه های آهن ؛ از معدنهای خودافغانستان خواهد شدءنه از غیر. همه بردم افغا نه‌تان ء بر بادشاه خود اعتقاد دینی واعتمادایما نی د ۱ رند , وعین الیقین از | فکاربا د شا د خود آگاه ند » . لهذا » زین ياث خاطر جمع وآموده اند, که تابوقفت بسررسیدن ااجثیران‌بعادن » وانجنیران ریل»از از اولادوطن شان؛ که آنهم انشاء لته عقررب است؛: هیچگاه» برای سا خن ریل در مالك محروبة افغانستان اقدام ورژیده نخو اهد شد . بعدازین ناه تکار یذ کور مینویسد « علما و بلایال متعصب » شر يك این خیالات شمده» عوام الثاس رابر لاف رل رل تم یب پند و تصایح مد هد ۷4 این سخن نامدنگار « پا یوثیر» رانامه نگار سراج الاخبار افغانیه » علنا ردمیکند. عامای کرام افغاشستان؛ بدرحه ای 45 نامه ذگا ر«پا یوثیر» کمان پرده؟ ازحوالعاام بیخیر نیسند , میدانند که لوازمات واحتیاجات‌عصرحاضره برچه چیزها موقرفست. لهذا هیچگاه» براحراآت فعلا بادشاه خودشان » بچشم خلاف ونظر انتنکاف نمی بینند . علعای افغانستان برتهد یب امر میکنند نه بر لاف تهذ یب ۰ ناه نگارمذ کور : برای تفریق فرقه های‌مخالفه افغا نستااستان چنین می‌نویسد : گفته شد » است که ايشيك آقاسی عبدالندوس خان ؛ که‌در زمان گذ شته خیلی اقتدار داشت ؛ وامیر محهد خان سپه سالا رسا بق افواج * و رحمد حسین خاه سمتوفی » و دیگر اعیان نظامی » در حمایت فرقه اول میباشند», ایهم ازمکا شفات خارق العاد؛ تصورید یی نام ونشانیست » کهمخصوص ۹۸۰ مقالات د طرژی- قام ناسه نگاو انتریگه پردازهپایونیر» , اولا ابن‌را بگوئيم که این ذوات »شارالوةم از هما ن اشخا صیست که بر خد مت کر د ن‌امتتر | ر-اطنت یه افغا تیه وعدم مخالقت پادشاه خود شان » خواه در ایام ساطئت وحیات خاقان مغغٌور»و خواه د رایام جلوس ما بوای ,قسمیو حاف اجرا نموده اند » وبردمان دیندار وهو شیاری ستند » هیچ مان نمیشود که دین متدس خود شا ترا »بخلاف ورزی برهمرنند وعم مردء‌ان بذ کور ععه | شخا صی عستند که به‌یاصب سر ثر | زشد ه | ند چذانچه ایشیک اقاسی عمدالقدوس خان به‌تصب؛, اعشماد الدوله » , وثایب سالار اسیر محمد خان : بمنضبه وه سالار» ومیرزا محمدحسین خال بهخصب: ستوفی العه‌ااکک ۰ ایذا, علاف ورزیدن را غیچگاه بروحدان وایمات‌خود کارا ذمی‌سازند. بعد ازین فر49 ۴ اژ فرقه دوم بحث رانده میگوید: « برخلاف این یک فرقة دیگر است که در حمایت اسیر صاحب کوقلان سیباشند : وشنید ه ده است که اوی اپ ؛ حا کج کابل : و کوتوال شهر کابل ؛ وا شیک آقاسی علی‌احمد خالن وایشیکک اقاسی نحه‌د -لیمال خان »از ارا کین معتیزین قربق ثانی عستند 4 . ای آقای پائو یر ! آنکس که ز شور آ شذدا ثیست ؛ داید که کلام تان کجایست !1 ار چه از مسیله « مرا کو» دوه مدال کذخته وواقعه طرفداری یکی تا + مولا ی حفیظ را , «دیگری تال .ولای عبداءژیز را ء از بعضی خاطرها فرادوش شده ؛ ابا امروژه روز « ابران » در پیش چشم ماست . همه عالم دانستند و دیدند که یکی ازشما : طرقداری شاه را گرفتید , ودیگر ان خود را حامی مورا آیان مقالات محمود طرزی ۱۸۰ برقم داده , شورائیان را برانگیختید:وآن دوطرف از فریب شما غ.فل ماند. کرد ید آنذچه کردید . محقق میدانیم , ویکمال آز ادی خن شما را رد کرده میگو یم که۰شما ؛ خاطر شریف خود را حمعدار ید ! در اففانستان » فرقه های محتلفة ضد همدیگر نیستند . این فر قه ها تصوری ایست وبس . باز در تعریف وتوعمیف فرقه ثانی ؛ مدیده سرائی آغاز کرده چنین میسراید : « فریق‌مد کور » بادیگر مخصب داران,در ژهان امیر صاحب سرحوم در هندوستان مفرور بودند » وامیر صاحبٍ موجوده »بعد از سریر آرائی‌افةانستان, جمله مفر ور بن فوق را » برای سراحعت بوطن خودها اجازه فر مو د ند . فریق مذ کو رنسبت از سرداران اقاغنه شهر ‏ زیاده تعلیم یافته وسهذب است * ومیخواهند که درهرعلاقة افغانستان س رکهای پخته تعمیر ود ؛ وموترها بران جاری شود ؛وسیم های‌تلگراف نیز ایجاد کرده شود » . این هم یک مدح شبیه الذسی شمرده میشود ؛ زبرا از | شخاصیکه نامه نگار پایوثیر ذ کر می کند , یکی جناب لوی ناب صاحب. امبت ؛ که ابشان از ذ وات بسیار بحترم قدیمی دولت افقانیه است » که در زبا میر شیرعلیخاان مر حوم نیز از رحال دوات شمرده می‌شدند ؛ ووقتیکه بهندوستان آمده بودند ؛ سن شر یف شان از سن تعلیم وتحصیل مکتب گذشته‌بود. جناب‌اسین العسس صاحب»یعنی کوتوال نیز درهیچ مکتبی از مکاتب هند وستان تحصیل نکرده اند . بس چون این قضیه معلوم شد باید دانست کهعلم بردو قسم است : یکی«سوهبی» دیگریه«تحصیلی ما مردم افغانستان را » اعتقاد کاسل بر بن است که علم سوهبی ست » بحا ل هیچ قرقه مخالفی که بر ضد ح رکت کرده باشند نه دیده شده ونه شنیده شده . مفرورین مذ کور » محض بهصلةُ رحم ورحمت خواسته شده اند نه برای ترقی سلکث . ۱۸۴ قالات محمود طرزی حالا ازین سحخدان نررنگث آدین ازتر رکه ریز رقیق همعصر خود گن مه بر فقر ةٌ آخری اعتراف حقیقت شان بيائیم که بعگو ید : "1 در حقیقت حالت موجودة اْ فا ستال خیلی دلچپ است.این وش نصیوی امهر صاحب ابیت کد حاات بالگ محرفیه شان او آمیزش داده اجید وشرهبراست وهیج کمیتی اتحاد وترقی , بانئد دولت عشمانیه در اقغانستان موحود نیست؛ که برای حکوست مطلق العیان امیر صاحب باعث تهدید وترهیب باشد 4 11 ین ای نامه ذگاو ! این سخن شا را تردیدنی با که تصد یق ميکنيم, تنعا این قدر مم‌گونيم که خوش اصیبی افدانسیان است که خد ا و ند عالم ما نند اعلی<خبر 7 و هیا اننه خان» یکت بادگاه دیانت هدزاه خیر خواه دانت‌یدی به آن عطا فرمو ده ۰ آخر ترین فقرة اعمار پایوتیر آن ات که میرگوید 2 1 واگر اسر صاحب بثلایاثرا در حیوز اختیار خود حفناظت کردند ۸ هر مچستی یعتی اعلیحضرت ۱ در حصول آرژو های ثرقی واصلاح کاسیاب خواهند شب ۷ در جواب این فتر؛ غان همین قد رگفته بعتو ا لیم , که هز مجستی ( یعنی اعلیحضرت) ما ؛ به این رهنمالی وتصیحت نامه نگار « بایونیر »احتیاج ندارد. فقط ال اول - شماره , ۵:۱ ,حوت ۱۳۹۰ حرید ه ثیر اعظم بزبان اردو میتگا رد ۰ اغبارات ۸ و4 در هنگام دسر یف آوری اسیر صاحب درهندوهتان » تعریف بیحد نود ه پودند » که کر یم النفسو ۳ زحیم المزاج میماشند , درآنوقت شایع ده بود که اعامحضرت بدوم 4 درد هلی؛ مقالات محمود طرزی ۸۳ دراپام عید فربان » بپاس خاطر رعایای هنود » قربانی کاو / برای مسلما نان سنع فرمودند , لاکن اکنون » اخبارت آربه مخالف آن سیباشند ومی نو بسند که اهل هندوی افعانستان » اعانه به طرایلس راتحت حیر وتعدی داده اند . جواب عراج الا خبار : نطق سراج العله را در عبر ه سراج الاخبار مند رج است ؛ يك افظ جبر و حکم در آن موجودنیست.بردم هنود» در دولات افقانستاك» بشصب: ها ومانوزیت فا مطفها کند هه سال اول - شداره ۳ - ۵ ۱ حمل ۱۳ « مسام گزت » مینگارر د ککد» تعداد افسران ترکی » که در افوا ج افغا نی مستخدم میم‌اشند » جهل نفرنشان داده اند و کنته اند » بین گوراشت های افغان و تر کی ء منظماً خط و کتابت از راه هرات‌و مشهد جاگ میباشد. حوا ب « سراج الاخبار » : این رها از نیالغه خا لی نیست . از حبه قبه ساخته اند | هفت هشت نفر عشمانیان سول؛ که در کابل موجود میباشند : همه شان ازمردمانیست که پوش از اعلا ن حکوست مشروط عثمانیه» در خارج معلکت شغان پر کنده شد ه بودند . بعضی» بتعلیم حکا کی وخطاطی؛ وبعضی درشةا غاد سلکی کابل بد ا کتری و دو | سازی و جر احی ؛ بعضی درما شیتخا نه به صنعت کیم‌یوی وزینگی گرافی و کلیشد ساز ی مستخد م میا شند ۰ از صذف نظامی 1 تنها يك معلم حیمنا معا نکب اعداد ید رد ار ۱ متا 6 که آ نهم رید ۳ ل قبل از حکومت مشروطه 3 از بغداد دافغا نستان آید ه بود 1 درینوقفت در سکتب حربجه 1 سراجیه »مد یرومعلم مویاکید, دولت ماءبادولت عشمانمه» مخا برات سواسیه دا ردءولی منادبات دپنیه ومذ هبیه چیزیست» طبیه‌یء که به مخابرات سیاسیه تعای ند ارد... ۸۴ مقالات محمود طرزی سال اول شمارنم -, مج حمل ۱۳۹۱ اخباز « سبله‌ان ادرتسره در جواب یکی ازرو ز ناسه‌های هند و ءلائل گزت؛ دربارةٌ چشم ساطان‌پورخبری داده است, که آنراعندون چشع باب ثاناك میگویند. « مسلمال امرتسر » مثالة لائل گزت زا رد کرده انت. سراج لاخبار بیان سیکند ؛ که.طایفة هندی در مقدس بودن این چشعه سار سلطان پورخئین ادعاء میکد که گو دا جذاب بایاناناك ما حب قیر ه که پیش از سه چهار عصر قبل‌اژ بن درین‌بلاد آ مد » بود؛ بهمین جای چشعه های بعصای فقیری زد زد : واین آب فرادان از زدن آن عصا حاری شده ۱ .. مردمان مسلمان این نواحی لیر + بر بقد س بودن ابن زرارتگاه ادعا میکنند که گویاء بمك روایت, حشرت خشرعلیه ااسبلام؛ وبيك روایت؛ سلطان غازی بابا ( که یکی از بزرگان است) این چشمه راء بدوك عصای بباركخود غان با زکرده اند! سراحالاخبا رسینکارد 5ه:درسته م ۱۳۲ هجری (ب, ۳۱۹ )يك مجلس تشکیل شد ؛ و کلا نعران عردو فرقه » بدلایل واضحه وبراهین قاطعه* واهی بود ۵ این فکر هارا؛ بد رجه بیی 3+ هردو طرف #اعت‌ وحدازیه حاصل, ,گوس ,۱۶ -۳۳ دزد » وب‌ازعه رفع شد » است . سال او شماره م بح رم حعمل ۱۳۹۱ [مراجالاخا راز اخبار «المشیر» هند (شما ره , , مارچ) انتقادبرووزناسه پادونیررا نة میک ٍ ِ زکاخند امعنت ۰ ۳ اجب اقفااسعن درافو ار در را ۷ و ۳ رالواح حو مقالات محمود طرزی ۱۸۰ داخغل کرده اند ؛ تا کار عسکری را انجام بدهنده وساله را بيك نظرخطرناك حلوه داده است ۳ جواب اخبار پا بو یر رفیق ما « الحشیر» در نسخة , ,مارچ تفر قه اند! زی ادیتر اخبار پایوثیر را حواب داده است که زو شته: افغانستان در افواج خود ت رکان را داخل کرده تا کار افمری را انجام پدهند , سراج الا خبار حواب المشیر را تر جمه کر ده » از نتنه انگسیزی ایسن | بر انگدوآندین سخنی گسفته سپس ازجا نب خود می گسار : و ,‏ اولامابه این یکت هیچ .مین نیرد یم که یکث پنج نفر عثما نی که در د و ات | ففا زسدا له مستخد م شود ؛ آ یا موجب تفیرقه هسلا ل و صلیب جعان میشود ؟ ده کجا درختها کجا!۱. . . تفر ق علا ل وصلیب» بمعثی دیگر » مبا ینت وسغا یرت« توحبد وتثلیث», آیا یک‌چیزیست که اسر زه روزبه استخد ام شدن یک پنچنقر مسامان یکک حکوست اسلام دردیگر حکومت اسلام بظهور سیپیو ندد؟ این تفرقه ومباینت؛ از روزی کهدین‌مبین اسلام» خد اوندتبا ركو تعالی‌را بوحدائمت‌و لاشر یکی ولانظیری بمساحانان شناختانده , و از تاریخیکه دین حقیقی مسیح علیه السلام ؛ بواسطه تعصبات نفسانی بعضی از رهبانان «پایونمر» مانند, از جادة حقیقت توحید برامده » تثلیث را به پیروان خود آدوخنانده آغاز » وتابه این و قتها امتداد کرده آدده است» وتا بوقتیکه مسامانان؟ خداوند کون وکان را واحد بکوبند, وسیحیان در باب-اختن بکث را دو؛ دو رْ سد ) وبا ژ سه ر يف کوشضش و رژند » ورد وی آنرا ۸ ۱ مقالات محمود طر زی ‏ خود شان ندانسته سر نگون یما شد ء این تفرقه و مغایرت دوام خواهد ورژید ! ٍس چسان مشود که تفرقُ عظیمذ که از صد ها عصر موجود آمده است : امروژ ایتگوله چیزهای جزثی و بی اهمیتی قرار داده شود ؟ بناء اعلیه » بودن یکی چند نفر عشمانی هائیکه قبل از حکومت مشروطة عثمائمه از خارج سما لکث عشما نیه بدولت افغا نستا ن آسده با شدد » و هم آنها بهفت هشت لفر تردند » وآنها نیز یابه دا کثری و دواسازی وبا الجثیری و صنایع نفیسه و یا پیعلعی مکتب بامورسی باشند ؛ با این همه زتجیر ای قویه مذاسیات مادر دوات افغانستان ودوات بو بطائیاء چگونه خال سیر ساند و هنگامه ر عتاخیز هلال وعلیب را چسان بر سی‌انگیزد ؟ حو ادث خار جیه سال‌دوم شا ره 1 - ٩‏ ۴سرلان ۱۳۹ تکذیب يك‌یاوه سرایی عجیب: عمعصر معززما اخبار «وطن» : ودیگر ععصرهای همد رد اردو ژبان ماءبعضی هذ یانهای يك شخص یاوه سرای بیم‌عنایی را" ازاخبار*ستقسمین » اقتباس , ودر اخبا رهای معتبر خود مندرج ساخته اند» ونیز اطهار همدردی ودلسوزی حسر تانهٌ کرد نوشته اند» که«اگر حالات مندرجه اخبار « ستتسمین» صحیح ود رست باشد؛ محافخله ونگهبان دوات اسلام یاقیه‌ازده؛ حافظ حقیقی باشد ۲ » بثا برین مامییخوا هییم که همععرانمعر ز اسلام دو-ت خود راتسلی بد هیچ ؛ ویهاین آسوده خاطر ما زیم " که‌اگراین نان رايك‌آدمی سیگفت 45 #جچج غرض شخصی ونفسی نمداشت, شایان افسوس وحسرت شمرده میشد, ولی چون سا کوبنده مقالات محمود طرژی ۱۸۷ رحس تسس تست آن سخنانرا , ازطرزسخن او او کوتی نشممن اوه که خوداوبیان کرده‌نشناختيم * که رچه حیثی تآدمیست »از آنسپب» برای‌رفع شبهه وتسلی خاطر محبین اسلامی خود؛ لازم دانستيم که‌قدری ازاغراض شخصی ونفسی این هرژه سرای فضول *برقارئین کرام خودبیان نموده محا کمه وفیصل آنرابه انصاف‌وتمیز خودشان حواله‌ثه‌انیم. این‌آدسی » که‌د رکوتی هفتهزار فوت بلزد ازسطح بحر ءد رکناردر دای کا بل سکونت پذیراءزاز وانعام بوده « مالت» نام يك انگلیسی است » که در کار خانة چراغ قوت برقی دولت افغاستان ملازم وستخدم بود » ودرساه دوهزاروچها رصد روپی کابلی :بمقابل يك خدست بسیار جزوی ازدولت متبوعه مقدسه ماافغانستان تنخواه میگرفت . هرگونه عزت »۱ کرام » انعام *محافظت وخدمت دربارة اواجرامیشد. درحضورسراج المات گاهگا هی که‌شرفیابی حاصبل میکرد» ظهرلطف‌عنایت التفات میگردید . حالا بشنوید ء که بمقابل‌اینهمه احسان عا آن‌تمکحزام‌غابن ء چه يك دولاب دغابازیرا درکابل میخوا ست بد ورآرد : سراج | لمات آرزو فرموده بودند کهاز کابل تاتند هار» يك خط تلگرافی تأسیس‌وتمدید دابدوهماات» رافرمودند » که زکابل تاتندهار #سنجد , وسعلوم کند که‌این کاربچه‌فیمت تام‌میشود .«سالت» یاك سیا ۳۹ ماخته» قیمت‌سیم تلگراف مذ کور راشش لك روپیه نشان داد . چون این کار يك ءعلیات سه‌عی شمرده میشد , باد یگر کمپنی ها تمزحرف زده شد. یاث کمپتی دیگر عملیات مذ کور راگمتر ازسه لك روبیه درعهده گرفته» طبعاً به‌اومحول گر دید . باوجود این عم * ازآنجا که براحم سراج الملت " برهمه خد متگاران دوات علی شان , بدون تفریق دذ عب وجنسیت را یگان وشا یکانست » برای مأیوس ۸۸ مقالات محمود طرزی نشدن او »خدمت تأحیس‌دادن تلگرافبی سیم رادرمابین بعضی قاط سملکث فربانل نهوده»بحیلغ پنجاه مر ارروپیه کندار آلاث واد وات‌تاگراف بی‌سم وغیره را ازو طلب قربود ژد * که رفجد اشیای مد کوره زاخریداری ءوده بیارد . بعدازآ نکه آث اسپاس حق ناشناس ءاژد ارااساطن کابل‌میاغ راگرفته برقت؛ پیش زآنکه آ#جای سفارش شده رابیارد "هدوز مال نرسیده , ازهندوستان استعقانامة خود را روانه کرد . علاو بران ؛ در اخیارها نیز بقابل آتهمه لطفها واحسائها , این تقوعات ثالایق وناسزا ءواین هذیان عای پاد رهوا را نشر نمود , ه گام سال دونیم للروپیه بششی لك رو پیه یی که اوگفته بود , بواسطة اوخریده » می‌شد, وسبلغ سه‌ونيم صد گزار رو پیه در دیس حرص وط.هش میدرامد " درآنوقت ازاقغانتال‌بهتر ملتی درعااج یبود وبادشاه افغانستان بهترین پادتاهان عالم میبود ۰ وقنیکه بگفتة دروغ اوعمل نشد ؛ سنگ‌در کادة طعع اوخورده بشکست , هوای افغازستان؛ ملك افقائستان» کوه افغانستان» مودم افغائستان " پادشاه افغانستان * جمله بنظر بی‌بصرش خراپ آمد ! قارئین کرام وعم‌دردان اسلام ما + حالاخود ملاحظه ومجا کمه کننده که اقوال آینچنین شخص نفس پرست طحاع راچه قدر وقیمتی خواهد بوذ ؟ ! دوات متبوعة مقدسة ما" بقدر لازمه کارخود " به‌استخدام ملازسین یوروپی مجبور است . گاعی که کار بیشتر باشد ؛ نقری هم بیشتر میشود ,چون کار کمتر باشد , نقر #م کعترسی‌شود , واصل مقصد ازاستخدام پورو پین درافغانستان» این است که مردم افغانستان ارآئها تعليم کار طرزجدید رابیاموژند . سیب بیشتر بودن مردم یوروپ دراوایل " و کمبودی شان دراواخر: ازین است که دراول ازخودهردم اففا تستان مقالات محمود طرژی 1۸۵ کاریگران وصنعتگران کمتربود ؛وحالا چون اففانان پیشه ورپیشتر است,ویوهآقبوم بیشتر شده میروند , ازآنرو اگر تعداد یوروپین یز که‌تر شده باشد چه‌عیبی خواهد داشت ؟ افسوس است کهگاهی دربین این یوروپس »اپنچنین اشخاص فضول کوتد بین نیز پیدا میشود .لکن صد شک رکه همه یکسان نیست . مثل مشهوراعت : «پنج انگشت برادر است اما برابر نیست» .مانند دا کتر «وا تر سایز »آدبان باهوش و حقیقت بینی نیز از و3 بین به افغا نستان امد » مسو حوداست ؛ که هرچیزی را بدظرخکمت ؛ ودوربین را بت گنوی حقیقت دید ه ونوشتد است, حالافا رئین کرام‌ما یکقدری ازدا کتروالتر سایز, بشنوند که‌اود ر باب افغانستان چه میگو ید ازاخبا ر تا یمس «قرقی و تعالی اففاشتان» دا کتر «وانتر سایز», بکی‌ازاعضای حه‌عیت آسیانت که درلیدن تشکیل یافتهاستاخیرا به«افغانستان» يك سیاحتی اجرا کرده وپا ال درباب سیاحت خوددر حمعیت مذکوره يك کونفرانسی داده دران کونقرانس چئمن گفته است ۰ «افغانستان راه رکس یك‌سملکت عادتی شرق‌میداند, وآن‌مملکت را در ز بر ادارة یکی‌ازاسرای شرق میشناسد. پیش‌از آنکه به‌افغانستان سیاحت کنم, سن هم آنچنان میدانستم, وبههان فکربودم. املوقتیکه به افغانس‌تان رفته» احوال آنجارا برای العین مشاهده کردم چنان مناسب‌دیدم کهبرای تصحیح 9 توسیع کردن حسیات وبعلوسات هموطنان خودرا درباب افغانستان, این کونفرانس را ترتیب ووعظ نما یم ۲ .۹۵ مقالات محمود طر زی ای هموطنان ! افغا ستان شمان افغانستان قد یم ایصت. شعارا امین معکنم ؛ که سرا سر تبدپل دافته ست. اگرآنجاها رابچشمهای خود تان ببینید هیچ باور نخواهید کرد؛ که‌این یاسمملکت شرق باشد ! لهذا باین یت خاج مقال تمو ده میگونيم 2 سا یه آمدد یذ ورفت بالت آبد دید ورقت مردوا نگلیزند ؛ اسا این کسا وان کحا! سال سوم - شهار ۲۵ -ه ۱ اضد ۱۳۹۳ درحبل «حوادت خارحیه» دحت :وال «افکار په‌زلندن د ردق افغازستالن» دیتو مب ج این يك بر همه کان,«لوم اب13 له اخیار ذایمز ایدن؛ یحی‌از اخبار شای بسیار سئهو روم‌غروفد نیاست, اد اره‌خا ۲:۳ برابریکیازد وا یرحسج دو [تیست د سودایة آن‌از سرما یه یکی| زباتکهای بز رگ عالم پس‌نهحاند. ب‌زا زها عمله ومحر وونامه نگا ررامالکست, به الکعا نسخه خبار طیع نعوده, بتمام کره زمین‌منتشر میسازد. بصدهانامه نگاردر هرغرطرف دنیاموجود دارد. لکن هزار افسوس, کهدر وطن غزیز ما افغانستات: عیچیك ناسه‌نگار راست و یسی را سالك نیست, مع ذالك؛ چنان اخبار مشهورومعروف ! محبور ات که ار احوال افغانستان یز بحث و بیان‌درسیان آرد * ئامردم نگو یند که‌تایمز آف‌ندن*از افعانستان پیخیر است, پذاءا علیه » ٍسی خبر ها کهنه ونواراست ود روغی را: باعج درآمیخته , بعئو ان «عدم آسایش در افعانستال»» پاث مقاله شایع کرده ادت. : مقالات محمود طر ژی ۱۹۱ در ین‌مقاله ‏ اول از ناآرامیه‌ای علافة خوست, وتمرد وعصیان علاقه‌ننگنهاره وجنگها سابین اقوام سلیان خیل وخروتی؛ وفسادهای بردم‌درانی قندهار از سیب طلمهای ناروای‌نائب ااحکومة سابقه " وشورش عسا کرهرات برحرئیل سابقه‌شان» وواقعهُ محمدعظيم وغیره حوادثهای کهنه فرسوده ی ی که همه گی‌حل وفعصل شده ؛ حکم تقو یم پارینه راگرفته است؛ وجذاب «نایمز ندن بسیب‌دوری سافة "که در مابین افغانستان ولندن موخود است» حالاازان خب.دار گردیده بطرر واقعه عای جدیدتر وتازهیی کهگو یا اسروز بوقوع آسده است, واوازهمه پیشتر, بشایم کردن آن کامیاب شده است » ستونهای اخبار خودرا پرواملاء سا خیه است . واقعذ خوست, همان‌نايرة فنآدی‌بود, که‌تقر یبا دوسال پیش‌از ین بوقوع آمده اطفاء گردیده, ودر یذوقت, بررغم‌قول‌تایمز, هیچ آئا رعصیان وطغیانی "دران علانه موجودنیست. اهالی آن قطعه » کدال‌اطاعت وانقباد رادعکوت متبوع4خود دارند. یك‌دلیل باهروظاهرآن اینستء که.‌حانداد"نام» خان.خاینی که یگانه موحب فسادوفتنة آن‌عصیان دوساله پیش‌ازین شده بوذ , ویعد. اژان از سطوت عسا کردوات افغانستان فرارنموده» د رهندستال متمکن گردیده بود» درماه گذشته بنابر تحر يك تایمز والا ها (بلی ! بلی! اگری‌چنان‌يك‌نحر ی کی‌نمیبوده آیاباوج ود آنهمه انضباط سرحد یکه دارند* چسان بگذشتن ازان‌سوفق میشد ؟)ازحد ودانگلیزی تجاو ز نعوده, بعلاقه خوست وینگل داخ لآردید, و بدای شعله افرفز ی‌آتش فتنه وفسادرا نهاده؛تحفه‌تراینکه, يك‌مامور هندی نیز" بصفت مد بر اسور و رهنهانی سیاست دمستور باآن خاین‌دین ودولت ترفیق شده بود . ولی چون اهالی دیندار صداقت شعارآن علاقه ؛ بسده سئیه ساطنت اسلامیه افغانیه " ازروی وحدانو ایمان؟ :۱ مقالات محمود طر زی بصدافت واطاعت عذدو پیمان کرده بود ند, بمجرد رسیدن جانداد قیله پنیاد بیکی ازسلکان آنسمت "اور بااطایف الحیل‌در ز پرحقاظت گرفته " و حالا بعسکر کاه آنجا خبرفرستاده , اطرف عسا کردولت گرفتا رآمد و بااراده سراجالعات؛ محفوظاومغاولا بکابل احضار گردیده" بعداز استنطاق واثبات چرم, حکم‌بر اعدامش تعودند ! این است اد ال ظا عری‌وعلنی اطاعت وصد اقت رعایای علاقه خوست !در رعاهای علاقه نتگنهار هیچگونه آثارناگوار پرش‌ياسده. الحمدانته " هم‌مردمان‌آن اطراف, دیشدارصد اقت #هاراند/, وساداث کرام وسشایخ عظام آنسمت» همیشه‌از ارشاد وهدایت آنها کوتاهی نمیورزند. جنگک وجدال ببن الاقوامی سلی-ان خیل وخرفوتی. که‌شش فتاه قبل از بن بوتوع پیوسته بود, بحسن تدابیر حا کم سمث حتوبی , جناب‌دوست محمدخات نانام, درعهازوقتها اصلاح و فیصله شدی هیچ چیزی بعد ازان‌شنيده نشده است. ذاتأاین جنگها وجدا لها, همیشه‌درما بین اقوام وقبایل سردم افعانتان, تقصال پدیر لینشت. وای..از ین یاگ‌اسین و خاطرجمع داشید کهدرفوقت کارز | روپیکار بااجنبی؛ مجرایعمه این جنگها وقدالها؛ دفعتة پرانطرف دیگر تحو یل می دابد, چنانچه این کیقیت , به تجر به هم براذها ثابت شده خواهد بود! سئله‌یی که در خصوص رغا و ث مر د م درالی تند ها برخااف‌عا کم سا 4 آنجانوشته‌است ؛ آنهم بعزل ناب العکو.ه "خولی قبل ازین ؛برطرف کرد یده است , و بعد از ان ء هیچ واقعه یی نا کواری سرنوّد؛ است . دردم درائی قندهار ؛ هیچگاه پر دوات ستبوعه مقدب خود ؛ عصیان نورزیده بودند , هر چه که کردند » براعمال ناشایستذ شخصی خود حا کم کردئد , امازایمز اندل : که میئو پسد ء « قرارحکم خود اسر یاحب , حاکم سذ کور کوشش فرهتادن دختر مفالات محمود طر ی 1۹۳ های خوب صورت را بکابل نموده » غلط بحض است , و حکم عند ی خوداورت* و با اینکه ه رکس برای‌او نوشته , بفرض بی دیانتی و بی و جدانی‌خود نوشته است . برهمه اقوام درانی وغیر درانی قید هار وغیر قندهار , ثابت‌وواخح‌شده است » که ذات سراج‌ااملت حافظ وحامی حقیقی نوامیس‌مات‌صادقانه خودشان‌سیباشند.حاشا , که همچنین حکعی , از طرف شان صدور یافته باشد !چنانچه , تفصیل این کیفیت در شماره ها ی سابق همین سال موم مندرج ینت۱ وگفته شده برد » که برای‌جشن عروسی , بعضی اززنان-ا زندمونوازنده, ‏ زطرف علیاحضرت سراج‌الخواتین خواسته شده‌بود "ولی آن آنتر غیرردمی زنانه را , کوتوال‌ودیگرمامور ین خاینین دین ودولت , که در قندهار بودند , وسیلعظیعة رشوتخوری‌ساخته » بر اعراض ونوامیس عموم دست اند؛زی کردند » وغ رکس که زهرو زقوم رشوت را بحلقها ی راید شان انداخت ؛ ناموس خودرا رهانیدم وآنکس که نداد , یانداشت :درز بر تضمیق وفشار شدادادة شان درآسد , تا آ نکه سردم بجال‌آمدهم کردند هرآنچه کردند , ونکردند مگر بر نفس خود آن ارباب غرضا , زیرا | گر بر حکومت‌میبود, بر حزینه ودیگر دوایر حکودتی تعرض بوقوع میا‌د . حالانکه , هه‌چنین ند حتی از بیم آنکه میادا درین هرج‌وسج , براموال و دوایر دولتی هجومی بوقوع آید» مقادات دواعی را خود ار باب قیام نگهبانی وسحا فلت کرده , هجوم را برنشیم‌تگاه خود ثائب الجکومه متحصر داشعندو از طرف نایب الحکومسه م حکم فیر داده شده, بسیا ری از اطفال ذ کورواناث و زنانی که بربامها ی شهر برای تماشا برآسده‌بودند » مقتول وسجروح گرد یده ؛ ار باب قیام پرا گنده شدند . ,.. اما اصل سخخنانجاندارتابعز لندن ؛ نقرات‌آخری بقااه اوست که منویات ۱۹۴ مقالات محمود طر زی ضمیر لندنیان را , در بارة دواتهای اسلامی عموباً ,و افغانستان خصوصا پمیدان میبرارد , چونکه اولا میگو ید ۰ « این ساك, هم بهمان طریق بدامتی روانست , که هه‌سایه او ایرانا ء از چنسال کام فرسا ست », حالا بينديشيم , که «عسایهُ ماایرال , ازچندسال » یکدام طر یق زداني قدم فرسا کرد یده است ؟ هیچ شبهه ثیست , 45سدعای‌شان از چندسال چش,, عدال سااهائیست که اثتلدف روس‌وانگلیزه در باب ایران بوقوغع آبیده است ؛ زیرا ,بد امنیهای ایران تیز» ا(هعال وقتها بظهور پیوسته است.ا نتادف همین دو دوات بود , که الفت واتحاد را ازمیات اعالی با بکدیگر شان رنع نمود؛ وحعوست ایران رابا مودم‌اتران ۲ ومردم ایرانرا با «جومت شان , به پرخاش‌وحدال برانگیخت , وئثیجه های مقیذی برای ائتلاف کنندگان بخشجد , و ره های زهر آ لود ی برای کرو یده‌شدکان‌به آن‌ائتلاف و پاو رکنندگاث بار آورد ,حالانکه‌آن اتلای »تتها نهبرا ی ایرائی , بلکه برای‌افغانسنان هم‌شامل بود , وعهان‌نتیجه‌ها وثره ها را , از آنعم ما سولد اشتند . ولی‌چون بقرارداخواء‌خودشان , ازافغا نستان مانشد ایران گلهای بهآب دادگی خود را تحر دار ندیدند , آب حسرتا زدهن شان جاری گردید , چدانچه , خود آةای‌تایمز لتدلا, ازین حسرت خوردن خود داری نتوانسته , دریتمقاله خود , بعداز فترة فوق , بيك «اماایی اعتر اف‌<سرتاتصافی درده میگو ید : «ابا برخلاف ایران , درعصوص افغءانستان , پيشین کوئیها ی خرابی , غالبا صحیح ژابت خوا هد شد ».این اعتراف حسرت خودرا , اکرچه تایمز بر د یگر اسپاب بنا نواده , ولی‌ساهم عجالتاً اعتراف‌حقیقت کردهديگوئيم که:بلی؛ انشاء التّه دییچگاه برای افغانستات م خرالی ثابت نخواعد شد , سس سس سس رح مقالات محمود طر زی ۹۵ ستسسست تتست گ3: چرا که ؛ اولا" . یحترژ و متتفر است ۳ افغانستان وطن دوست وعصمجوعت سلیت‌فوق‌العاد هٌ دارند , که وطن‌خودر | پدمسیت احنجی‌بیتند ,حا لانکه «سرفدای ناموس», يك ضرب اامفلیست که ز بانزد عموم , کوچك و بز ‏ رگ در دم | فغا نستا نست تالا افغا سا ن‌فطرتابات د وست يك‌قوسیست که هیچ کاه کمپنی پرستی را قبول نمیکند . رابعاء افغانستان را خلقت و طبیعت , بر يك‌بام بسیار بلندی گوشه شین انزواساخته ,که نك افق بسیا روسیعی‌راد رپیش انظا ردقت خوده‌عا ین کرده م پیش زآنکه د یگران آو رابیند » اوهمعه چیز ها را دیده, درس‌عبرت‌میگیرد 1 این است تصدیق :۱ , بر اعترآف تایه‌ژ , درحصوصی خراب‌نشدل اففانستان. وای اعتراف تاهمز , به اعتراف شخعصی بیماند ۶ که در پای يك د ر ختباندی ایستاده باشد , وبرشاخ آن درخت ؛ يك +یوه وسیده شوینی را دیده » بگوید که: «خویت موه است ابا انسوس که بسیار بلیدم وباغیانانش پسیار خود سر و حرف ناشیوند» » چنانچه این تفیل مارا خود تادمز هم اقرا ر کرده میئوٍ.د : «الرچه درین هیچ شك نیست, کهدر قلمرو افغانی آثار بیقرا ری ظاهراست , و در مردم آنیجا ماد طفیانی وسر کشی نیز موجود است » باوجود آن , ایقها/ بغایت جاهل ودر مانده » واز همه دور وجدا » افتاده‌اند. د رافغانستا , نسبت به ترکی*وایرانی وافعات؛ نهایت به سستی ظغور پدیر میشوند , بد ین دیب که , افغا نستان ,از مداخلت اغیار محفوظ است . انتها» . جما لا اعتراف آقای تایمز را * در باب خر اپ زشدن افغا د-تان شنیدید ۰ کد برچه سیب ها مینی میباشد ! در ینجا , سخنان‌یسیاری بر زباك خامه می آید که بگوید ؛ ولی چون این شمارة ما گنجایش بیشتر ازین تحریر را ندارد "آنرا بوقتآخر تسس ۹۹۹ مقالات محمود طرژی سس تست تا ار تعلیق نموده ۰ فسراج الاخیار اففائید , ۷ تایه‌زآف اندن ؛ برهمین يك سخن فیصلد کلام کرده میگوید که : اوبرین يك شکر بگوید »وراضی باشد » کدسا جاهل ود ر بانده ایم ۳ ژیرا؛ اگر زد 4 خودشان‌عالم *د اثاوتوانا یبود یم ع که بیداند 1 جقدر استفاده عا از وقتها وفرصت ها کرده ب+وجب درد سر ود ماغ و زی شان ممشدیم 6 ۱ ماعم رین يك شکر میکنيم, وراضی هستیی کهاز شم+دور وحدا واز مداخات ابار دز حزظ خد| رانده ایم 0 زیرا ۲ اگر با آنها تحا س‌سید اشتيي " ومداخله وبخااطه «بکرديم ۰ که بیداند که «چقدر بدتر یلا ها » ازترکی وابران فثار می آمد یم ؟ ! » ک‌ دك ۰.۰ د 2 آی افغا نستان 4 طعضه | گیساار وا شتو» بخیسز !۱ ۱ تال ۲ ح شه ره ۳ - مج حمل ۱۳۹ | خمار افغا نیه همعصر معزز اخبار «افغان» , که بزبان شرین بیان اردو ویکپارچه آن بربان بسعارعزیز قومی با افغانی در پشاور طیم وانتشارمی یابد » چندی‌بود که ازطرف حکو مت پشاوردر زير ضما نت نقدی کرایه‌شده بود ,وتا بوقتیکه ند ارك وجه‌رامینمود, تعطیل شده بود , مگر از همت "راب غیرت , درکم‌مدت , نقدضمانت را بضماث خواهان رسانیده , درینوقت بيك رونق احسن واسلوب مستحسن باژ جلوه گرباژا ۳ جوعا تا کردیده است « دوام ازتنشار آنْ ور بعز را خواهانيم گِ مقالات محمود طرزی 15۷ سال چهارم - شماره, -م ,سنوله ۱۲۹۳ (ازحریده «افغان » پشاور شکایت میکندء که)«در زیر پردء این نام و عنوا ن مقدس * مقاصد مضرمُ اسلام شکیانه درد ل‌می‌پروراند ».(ومینویسد :)« هیچ شبهه نیست که د ر رگ افقانی شان کدام رک بدرگی اجنبی شامل بوده است ».(سپس به نشر ات آن جواب‌سیدهد. و بییشگارد :) ۰ . سراج الاخیا افغانیه»برهمه عالم اسلامیت اعلان میکند, که «انغان» نام اخباری که در شهر پشاور بزبان: اردو گاهی بك وصییفة آن بزبان افغانی‌طیع ونشر میشود » يك اخبار بِسّت که محرلك وحامی آن خلل اندازا ن عالم اسلامیت میباشد ؛ ویگانه وظیفه آن سه جینا3 اول - تعامی ملت اسامی4ُعالم را | زیجیت‌برادرانة اسلامیه با هم بددل نمودن دوم - دایما در ماپین طایفة ممامانان وهندو بی اتغافی‌انداختن . سوم - مردهان افغان سرحدی را » از حکومت افغانشتان دلهردنهودن , لهذا همه مسلمانان را برین‌سر عفته این‌ور قپاره ای که درزیرپرده نام شریف «افغان» قوم فروشی را رداج سید عد» آگاه وبینا میسازیم تا حتیقت‌ودا هیت اصلیش برهمه گان آشکار گردد ! سال بم- شما ره - ۲ مجزات ۱۳۹۳ ژر ۵ ود (در خصوص وعده امداد امیر افغااستان ) درمیال خبر هایی که به دالك پشاور رسبلم ايك‌فقرة دیده شد که‌خیلی عجیب و غریب بنظر آمد خبر مذ کور رابشنوید که‌این است : 13۸ مقالات محمود طرژی «وزیروایسرای‌هند اظها ر کرده‌است که اعایحضرت ابیر اقغا ستان نیز وعدء امداد داده‌اند. اولاما این راهیچ باور کرده نميتوانيم» که‌وزیر و ابسرای هند* همچتین #ك اظهاری کرده باشدء و اگر کرده باشد» ازد وحال‌خالی‌ئیست:یا این است که در سابین خودجناب وایسرایو وژیرشان‌چنان یگانگی کهاز اظهارات شمدیگر خودشان باخیر باشند؛ موجود نخوا هدبود.یا این است که وزیر صاحب *يكنسیانی‌د ر قوٌ حافظه شان موجود خواعد بود ! ژیراء در حالیکه خود جناب وایسرای بطریق استشار؛‌دوستانه اففانتانرا ؛ربیطرفی تشویق کرده باشند» وسراج ااعلت هم بیطرقی دوات‌اقغاش‌تاترا اعلان فرموده باشتد آیا «وعدة امداد راچه بعنا خواهيم داد ؟ لهذا این خبر را بشدت تردید کرده ميگوئيم که , دولت مسثقله افغانستان‌بر ملك بیطرقی‌جدا ثبات‌دارند وهیچگاه وعدة امداد را که منافی بیطرقیست "بهیچطرف " از دول محارب نداده اند . سال چهارم- شداره د - ۲ عقرب ۱۲۹۳ روز چهام و , | کتویر مرتویسد : «انتظام گورتمشت ما برای و کول انگریزی مقی مکابل بسیارد رست است,دالد آنها ازیشاور بسته‌شده بیرودء وبا دالك افغائی امیر صاحب, هیچ واسطه بازوستن آنیست, کا رت هاو لعافه های‌تان مانید ند وتان برابر میرود»یه‌نی* ان رحصول دا ک ی که‌در عندوستان از آن‌گرفته‌میشود در داخل افغانستان نیزبانکفایت میشود ومحصول افقانی ازآن گرفته نمیشود,تکت دوپیسه را چسپانده» برای و کیل‌انگریزی مقیم کایل بفرستید او حرف نام دا کخاند پشاوررابر آن تجربر دا رید *در روژ دهم ! مقالات محمود طر زی ۹۹ منظم » برای آنها خطخوا هدرسید .ولی‌اگر برلفانه اسم دا خانه افغانی پشاه رنوشته شود» محصول آن چارچند میشود . . ...» تبصره سراج الاخیار اففانیه: .. گورنشت بهیه شان » در هیچگونه ادو,ی‌از اسورات دوات‌علیه مقدسة مستقله ستبوعه ما حق هیچگونه انتطامات راندارد. . . این انتظامی را که همقلم بحترم‌ما از آن‌بحث میراند» محض يك معاباه زا کت پرورانه خاطر نوازانه خوا هد بود, که ازطرف‌دوات مستقاه‌خداداد افغانستان, درباره و کیل دولت بهیه‌بریتانیا اپراز فرسوده شده , . ۳ (دیگر تفصیلات د ربا وه طرز ارسسالنا به ها ۵ رینجاآمده‌است ). هو قعیت سیاسی افغا استان سال اول - شمار اول +, میزات ۱۳۹۰ ,۰ چون خبر کدورت اثر آتش زده کی تنهر شهیر استانبولا » بسمع مبا رك همایونی رسید , برای مدد رسانی خانمان سوخته؟ان فلا کت زدغ‌آن‌سامان , مبلغ یکهزار پوند انگریزی ( که عبارت از سی هزار روپية کابلی باشد ) بطریق‌اعانه؛ از خوینة عين الما ل ( نه از خز ینف بیت‌الهال ) عطا و احسا ن فرمم دند.از قراریکه موئوقاً خبر گرفته ایم " میرزامحمد خان پیش خدست حضور او روالا ؛ برسانیدن مباغ مذ کورمامورگردیده » وپیش ازيك هفته بطرف بمیثیح رکت نموده اند » که در ضمن دیگر کار های سرکاری که در بمپمی دارد , مبلغ مذ کور را» نیز به فونسلوس خانة دوات علیه عشمانیه برده تسليم کارداران دولت علیهعثا نید بئماید , , . ۷۰۰ مقالات‌محمود طرزی سراج الاخبار : حقیقتا این احسان. , . ازچنان آ ؛ارسراحم کا وان انسا نیت پسئدانه ایست * که برای ساسردم اقفا نبتا ن و رعایای صا دقه, سوحب‌فخر وبپاغات عظیحی شمرده میشود : «بتی آدم اعضای یکدیگر اند , ,‏ ,.. بلی ! معاونت وبددگاری قضازده گان بنی نوع بشر * علی الخصوص که اخوت د ینیهوعتعبریه نیز موحودباشد "از سیمترین فضا یل امانی‌شمر ده‌سیشود. سال اول - شمارةٌ ن نم توس ۱۲۹۰ [متن نطق شا هید رعلام خانه واجم به افتاح دفتر اعاثه یعنی « چشده » کید با اعانهسراج ااعله افتعاح شد 1 برای تیم عای طرابلس غرب ۲ که د‌ راثر حملة ایعالیا پدران شان نشهادت رسئده اند . عرض شکران سراج الاخیار , مقااه درباره حرب طرابلس وتعرض ایتالیا ,در اخیرمقالة مسئوایت این تعرض ؛ راجم به ایتالیا تشخیض گردیده » وازدوات برتائیله تفاضاشده است. » طفول خود سر ا یالما و که بر خازگ دوائعن سب حقوق ود نیت حر کت موده از دستش گرفته يلك سلی تأدیب محکعی برویش بزند واز تجاوزات حقوق شکنائه اش باز دارد » , سال اول شعاره ۵ ۱۳ تور ۱۳۹۰۱ در سع هه ی بغام بحم د بیگگ سر جوم 1 در استا تبول خقی بیکک 6 ذطقی سراج الملة را دربارة اع":* طراباس با آرجمهتر کی » «دکل‌يك کتاب اچارهوا؛ ۳۳-7 جاپ و است 9 سراج الاخبار » <َ این هدس آل یط هه را زقد پر و سین نکن ح یت سس مقالات محمود طرزی ی سال اول - شماره ۲۲ - و سثبله ٩۱‏ ۱۲ تر جمه نطق جزاب لار ۵ «ر ابر تس > 4۲ در سنه ۱۹+۵در (ما اشان هاع وس) بیان رده «فولد مارشاللارد را برتس» همان را پت‌نام جرئیل انگلیزیست کهد رسحاربه های« موشکی» و«سیدان»وه«چهار آسیا» از دست‌وطن پرستان باایمان‌افغان , شکست های‌فاحش خوردهء درشهز کابل‌سحصوو گردید.ودر شهر کابل نیز, بمهاجمه های شدیده طافت براندا زان‌غاز یال وطن پرور , تأب آور مقاوست‌نشده؛ وار استحکامات ستیله که بر ذروه های کوه های بلند«آ معا ثی» و«شیر دروازه »تعبیه کر ده بود فرو آورده شده ,در «شیر پور » نام , قاعد عسگر | ففااشی»بشدت محصورگر د یده بو د . اگر فیوضات سیا ست شناسی ,"وا فکاارات مال اند یمشسی عسااسی خاقا ن حنت مکین؛ ضیاه االیله وا لد ین مرحوم ءبقر یادش نمیرسید» فلا کتها و مصیبتهای بی | ند ازه ای بر سرش می آمد . آنا چو ن ذات سیا سی عظیم مشر ق زمین ؛ ضیاء الملة و الد ین مر حو مسدت‌.مد یدی د ریما لك روسیه اقاست نمو ده؛ا ز افکار استیلا جویانة روسهاواتف شده بود ,درمچو کر دن ارودی انگلیزی چندان‌منافع وطنی را ندیده بیکث بعاهده بسیار منفعت آور تری؛اردوی انگلیز را از افغانستان اخراج نموده ء استقلال واستقبال دوات اسلاميهُ شائرا تا مين فریو دند .حال آنکه اگر فیلدمارشال م ذکور در روزی کدبه کحال‌خضوع وخشوع د رموقع« ز به» ءنام | ردوگاه هما یو نی برای عقد بعاهده آمده‌این افکارخود را که‌در نطق‌ذیل خود بیان نموده چیزی میگفت »گمان نمیشود که‌بر ین نا طقه پر دازی کاسیاب می آ مد و ۷۰ مقالات‌محمود طرذی فیلد سارشال موصوف در نطق خودسی‌کو ید . سا عیچگاه یکدوات حربیه بری نخواهيم شد سگر بسبب ب رکز سا در شرق: که همه مسیو لیتهای [ را بگردن گر فته ایم. و چون تعدی رو-ها را بردملکت افغانستال در زیر نظرغوروتد قیق بگيريم, سیباید که‌ساد ر اصلاحات حربیه و استعدادات قوه بربة خود یز خوض وغور کثیم ؛ تابرای يك حرب مستقیله حاضر باشیم , «پثا ء علیّه, اگر دربا ین ماوروس »نائره قتال د ر جهت مملکت افذا ن د ر گیرد ‏ لازم ولایداست , که‌ازقوت روس‌بزرگتر وقویتر قوت بمقابل آن‌تجهیز نمائيم. واین قوت ما میا یل که‌غیر از توت‌عسکری وطنی باشد, که‌بمیدان قتال بر آو رده شوند , زیرا این قوتارضته جد براق سا لازم است؛تا باآن دهگر قبا یل ر | بز ثیم, چونکه انفانانی که‌در يك م رز غیر »فهومی باشند ,بالطیع » هرطرفی را که‌غا لب دیدند » بمساعده وتائید عمانطرف ااتجاء سیو رزند» ودرین کار مصاحت و فا ند ۸ خود رامی بیئند , « پس‌د رینحال حا ضر تعبیه‌وی, خود مابهیچصورت نميتوانيم» که‌بیشتر از دو- حد هزار عسکر بمقابل خصم خود بیرون برآورده بتوانيم .چون چنین است؛ سه‌صد ز | رعسکر باقی‌راچسان نهیه خواهیم کرد ؟ ودر عر ماه»عدد لازمی را که به عوض کشتگان بمیدال حرپ پرسانیم +چسان تدارلد خو اعيم تو انست ؟ » مقصد با از نوشتن این‌نطق؛آن داعی بزر گذحرب و آن نهنگ در یای د غا ؛ این است که‌هیتت ارکان حربيُدولت علیه افغا نستان ثیز؛نقشه وپلان جذگت را بيك صورتی بکشندا که نع آن بدولت خود انغانستان عایدوراجم باشد, یراحتاب مقالات محمود طرزی .۷ فیلد مارشالبوصوف» هر انقد , زقشه ویلان که‌بکشد» برای منا فم خود خو اهد کشید » ند بر ای نفع غیر ! سا دوم -شماره اول -م‌سیزان ۱۲۹۱ (عال سیاسی / باد و لت ها6د گر ...۰ با دولته‌ای هه‌سایه وهیجوار خود , دولت متبو عهٌ مقدییة با ,بقرارسابق» بی غایله بسر آورده است .علی‌الخصوص با دوات دوست فومتفق خود , یعنی دولت بعظمه بریتانیا نیز به حسن تتلولك »"زحانین رفدار شده , تنها در سر حدسیستان با دولت عليذ ایران »بنابرتجاوزات حتوقشکانة بفشی خا ن های خو د سر تبعة دولت علیه ایرانه , که‌تری منا زعات پیش آینده. آنهم بحهداننر , به احسن دجوه ؛ برطرف گرد یده امت ‌ بادولت علیه عشمانید » بمناسعت یکدواعانه که دریاپ‌حر یقزد گا ن استانبول وبا زساندگان شهداء ومجروحین طراباس غرب بوقوع آمد»سخابرات وسکاتبات دوستانة وداد کارانه درسابون این دودولت علیه‌اسلامیه , احداث گردیده : فوائد عظحية بعالم اسلامی رسانید ۳ درحالقی کهازعمرها ایند ودوات اسلام؛با یکد یگر شان‌نه‌سلامی دا شتند وند کلاسی » این‌غداری وغصابی پر قصا بی ایتالیا نها» موحب ایقاض وانتبا + عظیم‌سله‌انان گردیده »بر همدیگر خود » يك‌صدایی کردند , وبه اطراف‌خود يك‌نظری انداختند . په عمد ردي‌ود ستگیری و اتحاد ء خود شانرا مجیور دیدند . مقعید ازاتعاد وهمدردی ء این نیست که اردوهای پر طوپ و تن خود شانرا معا ونت یکدی گر سوق نمایند,نی ! پلکه؛ تنها بد رد همد یگرخود متا لم شدن 1۳ ۷۰۴ مق لات مجمو د طر ز ی | حوال شه‌دیگر خود پرسیدن»بهر جود دوجود یکه‌دستشان برسد عمدیگر شاترا دستگیری کرد , چنال‌تتایج عظیمة اسلامی‌ر اد ربر دارد , که محسنات. آن را اریاب نظرسد افند ,سیب یگانه این القباءاسلام »ایتالیاست ! «عل 9 شود سیب یز/۱ گر خداخواهد ۱ 4 سال دوم -شماره ‏ -» ,جوزا ۳۹۲ حو داث خبار یه اجمال سیا سیی افغانستان وسحار بة باقان ذ ر آغاز اعلان حربی. ه حکوبتنهای متفقه‌بالقال »با دو لث علی عشمانه نمود ند ؛ودولتهای‌بعظه بطرقی جعلی ییا برا اعلان کر لد ؛,دولت معغةٌ انگلیز »نیز بواسطه سفیر شان که وزیا یتخت ساطفث اسلامیه « کا بل» سقیم است » ازا غلان بیطرقی‌خودد رمداربه بد کی به ذاث سراج الیت بقد س ما خبردادند. -راج المله :این اعلان بیعایر فی‌د وات مشار الیها را «به حقوق بنا سیات و معابلاتی که‌دولت»منامة انگلیز باعالم اسلابی آّا دارند ,سراسردتافی دید ذ, و رسماً انعقاد واعتراض فربوده‌به این مال بیان‌فرمو 3 نو ؛ «قیل ازاین که دولت ایتالیا درباب طر ابلس غرب بادوات علیه عشمانیه اعلان حرب نمود *وشحا اعلان بیطرفی کردید »آگرچه ما آ بیطرفی دوات‌دوست ومتفق خود مارا منافی منافع شا دیدیم ,ولی‌گفتيم که ازایجا بات سیا سی شان خوا هد بود . وچون درینبار, ده بازاعلان بیطرفی میکنند: ءچنادگسال»یبرم : کدیه این بیطرفی د لهای نفوس بسیاری‌از اسلامها را ازخود بیطرف بسازند, زیرادواتمعطمة مقالات محمود طرزی ۷۰۵ | نگلیس آنقدر نفوس رعیتی کهازاسلام درهندوستان وافریقا دارند » هیچگاه در اورو پا ندارند.بناً علیه ؛بدابردوستی که باشماداريم , این بیطرفی شمارادراسر سغایر بنافع شما دانسته »شدیداً جرح وانتقاد مجنعائیم .» حقیتتا که این انتقا دواعتراض سراج‌المات آزقد ربرحق وصواب وبد رحه‌یی قرین عقول ا دلی الالبابست که هیچ بکس‌از آن انکار کرد » نمیتوا ند. دولت بهیة | نگلیس؛ هرآنقد ر تفوذ وتساظی که درهیدومتان‌وسودان وغیره حاصل تعوده است و هرآنقدر بوفقي‌تها و کامیا بیهای کهدرسمالك اسلام نشین بکف‌آورده است » چون بحقیقت نظ رکرده شود ؛ اسباتب یگان؛ آن» هما نا پنام دوستی وانحاد دوات علية عذمائیه بود ه‌است . چونبتا ریخ خبط واستیلای هندوه‌تان شان بغور بنگریم »مئالهای بسیا رمجسمی دریتخصوص بنظربرسیخورد: , حتی در بعضی موقعها » در زیر بیرق ماه و سشتری‌بسی کار روا تبهای شال نیز مشاهد ه شده است. در هه‌الك عزیز خودسا افغانستان‌نیزهدرزان اعلیحضرتآمیرشیر علق خال‌سرحوم » بواسطه دولت علیة عشمانیه, ازراه فصایح و وصایای لازسه»بقتح باب‌بد خلت داخبل شدند. در قطعه اورو پاءتنها «۳۳۹م ,ج» کجلو ستر ز مین , وتقریباء‌چهل ودوسلمون نفوس دارند. حالانکه در آسیا وافريقا و جزایر اوقیانوس ۰۸ ۱,بم ۱ »تقریبانوژده ملیون کیلومترزسین »9 تقر یا سه‌صد وچهل سلیون نغوس رامالك میباشد, که | کثر این نفوس عفیمه مدهشه را مات اسلام ودیگرسلل غیرصلیب پرست تشکیل‌سید هد, این هم معلوم است» که حال اسروز؛ مسلمانان وبودائیانو برا هما ثیان»و غیره به حال چند عصر پیشتر شان‌قیاس قبول نمیکند. چشمهاءذهنها » عقلهاء,فکرها با زگرد یده حقوق آزادی و استقلال دردماغها آنش فشانی هادارد , در انوقتها » بخواب شکار +۷ ما لات مهو دطر ز ق شده‌بودنزد, د رینوقتها بیدار شده موروند , وچون خودرا اسیر د ام می‌بینند » بچارء نجات خود می‌افتند, واايتهم نیست که‌چاره آنرا هم نیابند. البته یك روژی‌خوادد آمد که بانند کبوتر زیرکی که بواسطه آشنایی باموش ؛خیل کبوتر بدام افتاده‌را رغائی داد , همچتان, يك زیر کی بکار برد (انوار سهیلی). آسیا ئیان ر اسرد هنیا ید پنداشت. آگر چه دولته‌ای عشمانی و ایرال را تایکدرجه مضهحل نمود اه, ولی‌سر | سر محو نشده‌اند, اکرچه کوچك ترشدند؛ولی چوت‌باغار ها و مانتینیگرو غارا ببينیم, بر کوچکی چندان اعتمادی نیاید کرد. حالانکه‌مانند ژاپان و افغانستان, دواتهای زاده‌وبید اری نیزدر آسیا سوجوداستتوبها زاژدهای افسرده شدة چین , که اوروپا بردم آن پانهاده‌بیدارش کرده‌اند ! پومیه با زیها, وتهیه اسیاب اتفاقها و اتجاد غا درسابین مخالاها , چیزهای یست که موجب اندیشه نباشد اعلی‌الخصوص رقیب بسیار مد هش آسیائی ؛ 45 عبارت از د وات معظعه روس است » هیچ گاء از فرصت جویی وبلاانکیزی درباپ پجا آور دن‌و صیت جمهور دوراندیش استیلا تدییر معوفی؛ پتر لبیرفارغ وغا اذل اشده وثه,شود ونخواهدشد, پس چون اینچیزها رادر زبرنظر دقتد رآریم , ستافم‌وفو اید چهل پنجاه ملیون نفوس اوروپایی‌دوات»شارالیها رانسیت بمناقع سه‌صدچا رصدملیوك نقوس‌غیرا رو پایی مان خیلی دور ازاسبت می يابيم وانتقادحکم‌سفاد سر اجالماتر ا ژحد زیاده‌نافع حال ؛ بطرز بسیار دوستی مآل می‌بينيم. چونکه‌اگر دوات‌معظهة انگلیس؛ در باب‌وحشتهای سفقا کائه سیاعاثنة پالقانیها, که درسمالك عدمائیه احرا نهودند» ب#ظربیطرفی تمید دد و و آنهار ادر انگونه کارهایناحق‌وناروای‌شان آزا دنمبگذ اشت‌سه صدو کسورسلیون نفوس‌مسنما نان را یلدفمه گرویدهخودموساغت ؛ کدنتیجه هاو فایده‌های آن‌درحال مقالات محمود طرزی ۷۰۷ و استقبال برای او و دولت سا رالیها, آز ادغ‌شرح وییانست . اين را هم بگوئم که‌دولت بهیه انگلیس؛ در اوروپا » يك دو ات تك‌وتنهای بی یارو»دد گاری سانده است , اولا سوقع جغرافی شانر اچون نظر کنیم ؛ طبیعتا يك عاحید گی دران مشا هده مشود .1 نیا چون درو ضع سیاسی شان بمينيم , نددر اتفاق مولث » وئه در اتحاد معنایش داخل‌سی‌يابيم ؛ اگرچه گاهی به اینسووگاهی به آنسو سیل بیکند» ولی يك اتحاد و اتفاق جدی شان دیده‌نمي‌شود بنابرین‌دوات مشارالمها» به استمالت قاوب آسیائیان,میباید که‌خودر ایکدولت آسیایی بسازد»و با دولت های آسیایی متهد شنده ؛ وآذها را تقویت‌نموده * از آن ره‌گذره استفاده‌نه‌اید؛ تا نتیجه های آنرا دربال ؛ بر ای العین نتشا هده کند . سال ۳- شهم‌ازه و -۲۲ حدی ۱۳۹۲ حو اد ث خار<یه [در فصل حوادث‌خار جیه ازا خبار« ترجمان» بتطبعة کر یم( یا لك رو سید) وا خبار اقدام» منطیعه استا نیول» نشر مقا له را در اخبار «ثوو یه وره میاه که در بترسپورغ (پایتخت دولت روس) ذشر میشود نش رکرده» ود رجواب روزثا مس پتسبورغ بینگارد: ] در | خبار«ترحمان»مثطبعه کر یم» سا لك رو سیه؛ و اخبار « اقدام» منطیعهٌ | ستانپول» از خباره نود یه وره سیاء, که دره پتر سبورغ » پایتخت دولت روس زشر میشود» يك مقاله یی نقل شده: ست» که بنابراهمیت آن» تر جمه آنراو بیان بعضی مطالعات عا جزان خودراء در ائباب از فا یده خالی نيافتيم. اماتر جمه را از اخبار «ذرحمان» نا سبتر یا فتوم. ... ۷۰۸ مقالات هحمود طرزی اخباره نوو یهوره میاء» ابن راهمگمان کردهء که اففائها برانگلیزها ز یاده‌تراز رو سها اعتداد واءئیت دارند ! اگر بحتیقت نظر کنيم؛ سبپ یگا نه | ین اعتماد و بی اعتمادی» با ز هم خود شان شد: ا ست. درسثة بو ,» افغائستان‌را بدرا زکردن د ست دو ستی خود بازی داده, دو ستی واتفاق شاثرا با انگلیزها برهم زد حالانکةً در اثنای فلا کتی که از نتیجه اغتماد بران دو ی حاصل شده بود؛ ادناد ستگیری و معاونت قولی وفعلی هم ازآنها تااهر نشد. اعلیحذرت: عبداار حهن خان»سرحوم» باوجود یکه سالهادر دوات شان مقیم بود, وحتوق دو ستی حا عل کرده بود, چون ادنا يك منقعت خود راد بدند, بقول‌د شمنانش عمل کرده؛ از سمرنشد به‌طاشکند ش نظر پند بردند. مح ما فیه :این راهم بگوئي کد؛ افقائنتوان با عرد و دولتهای معظمه همسایة خود, بجز حسن سلول ونيك بینی و خوش رو نعی؛ د یگر هیچ فکرواندیشه زدارد» واز معا ملات صلحپره رانة سا احتکا رائه *گا هی فروگذاری نکرده ونمیکند. امااین؛ تا بوقتی خوا هدبود؛ که برحوات‌دا کیت و استقلال سو جو دیث‌شان »ازهیج طرف هسحچ ظسررک نز مك در عکس آن ال 4 همه یشان است . | نجها, سل سوم - شحازه مب - ,۱ حمل ۱۳٩۳‏ درفصل حوادث خارحیه» تحت عنوان | حمال سیا سی. ار اپرسيم که آ فکار دواتهای آوروپا را کدام میب له ها متغول دا شته است این سوال را مطالع4 اوراق حوادث عالم ؛چنمن حواب سید هد که‌درمابین خودشان هیچ يك له نیست که فکرهای آ سوده مستر یح شا نرا تشو یش دهد وا شغال ی سس سح مقالات محمود طرزی ۷۰۹ نما ید. همه اتفاق» حمله انتلاف ...۰ . .درو آت حا ضر یگانه مشغو لمت افکار اورو پا مما اك عشا سیست. مسایل البانما؛ تقسیم جزا بر «حر سفید( مد یترانه) اصلا حات انا طولی وغیره‌افکار اتفا قها وائتلا فهارا بفعالیت تمام دراورده ا ست, بااینهم»با بسیار تاء نی و درنگ‌و انواع فسون وثیر نگ ترو یج مطالب دارزد ... ...بو نان چون اقر با و هد ین ترازو والاهاست» هیچ شبهه افیست که بر مطالب خود از عشمانی یش کا مراب آید , در یتمحار بات اخیره» بغیرحی دوبرابر ملك خود از سکهای عشمانی زد ست آورد, بانهم قناعت نکرده حالا برایگرفتن نه چارجزیرة بسبار سهم‌دولت عشمانی بر سر پرخاش ایستاده است.ترا زومالا ها که‌دولت فخيمة | نگلیز پیشکا رآنهاست؛ الحاق این جزیره خارابه یوزان بسیارلا یق ومناسب نشان‌بیدهند , . . , هیچ شجهه یست که دولت عنیه عثما یه سر تسلیم راباین تکلیف‌خم نخواه دکرده وتاجان‌بتن جان بکن» خواهد کرد , اما نتیجه چه خوا هدشد ؟ همان خوا هد ش دکه در دیگرملکها یش شد , . . سال سوم شماره و بب. ۲ جوزا ٩۳‏ ۱۲ د‌ رفصل حوادث داخلیه 2 کتوب از سمت حخو ای (بقام‌یکی ا زخوا نید کان‌اخبار/ . پولتيك دسیسه‌انداز همسا یگان گندم‌نهای‌جو فروش ماورا ی‌سرحد» که تما م‌وقت.ردم طوری‌را آموخته وا غواسشما درد وبرحاجی‌سیدان تاحال چند مرتبه حمله کرده‌سقاتله , منتج بقتل جانبین و خسارات‌سلت افغان است , . . ۷۹۰ مقالات محمود طرزی بسح سس سا تسس تیوه -راج الاخبار افغاژیه علها اعلام‌ومرشدان‌ور هنما یان‌پنام ملك‌شریعت‌ودیانت: و عظ ونصیحت کنند , سال چهارم - شماره ۲-. م۳ سئیله ۳و ۱۲ در فصل حوادث خارجیه تحت عنوان اجمال سیاسی میتگارد . زتیجه | ین‌حرب پیز خیلی مهم و مشکولك اس . [د را خیرخ از ائثلا ف بمن انگلیس وروس خبرداده نئیجه میگیرد۰] ۰ دولت متبوعه مق مسا , افغانستان :در ن محارنٌ بیطرفیو غیر حانیداری را الیته مر اعات خواهشد فر مود .از ین جهت ,دولت بهیه انگلیس ؛پتما مها امین فخا طر چم شده میتواند ءولی هزار افسوس که مسل اثتلای پار وس ؛ انس ثرا از شیهه های گو ناگون وتصورات وخیالات بو قلءون نیز و اردته نمیتواند ؛ و هم | ین ائتلاف بدزجه ای صمیمیت پید ۱ کند : که حیا ت خود راهم درالراه به تهلکه بیندا زد ؛ البته که شا بان‌اند يشه یکچیز ینت ..... حو ادث خار<.4 ال شفتم - شعاره . ۱ ۸ ٩‏ حدی و ۲ ازاخیار لندن »سورخةٌ ٩‏ جثوری سنه ,وم عیسوی » وه + ریم الا نی‌سنه ۱۳۳ عجری » در حر اید | نگلیزی .:طعة هند به‌ئوان «تجاو یز واهی روس د ر سنة ۱۹۱۰» بعضی محر رات خیلی جالب ذقت , که وثایق سهحه وحناین حوالبه شمرد ه مشود ؛ بطا لعه گردید . چودن نقل عینو همان تر جمه های ایا ر ها ؛ 1 از طرف ترجما نها رسیده ؛ ودر همه اخبار ها تشر گردید ه » چیزی مو ا امی __ سح« _ تست یج تسس مقالات محمود طر ذی ۷۱۱ بما نشا ن نمیداد » برای سر مایة وثیقه» عیناً همان ترجمه رابا بعضی اشارات , در میا ن قوس » که مبهم بودن بعضی کلمات آذرا نشان داده است »درج مینما نیم : « دیوان خاص پارلیمنت لندن » اسروزه « کونت برائس» » سفیر سابقة دو لت پرطا نیه ستعینه اسریکاراء سوال نمود که : چون د ر سنة ۵ ,و , د ولت رو س؛ برای دو لت برطا نیه , این تَجوٌ یز را سرتب نموده فرستاده بود , که هماد علاقة سللك ایرال » که د رباابین سر حدات «افغانی» و«روسی» واقع است شامل (۱) علا ق دوات روس کرد ه شود ,.وآیز درات روس) تجو یز کرده بود, کهد ربعضی میعاملات علاقه جات شمالی افغانستان ؛ بتصل مك روس است تصفیه (!) کرده شود . الحا صل ؛ کیفیت و ما هیت | بن بئله چیست ؟ آ یا د رحالت سیا سی افغانستان ؛ | زآن تجویز تا ثیری‌حاصل نیشود؟ و آیا در عظمت افغانستا ۵ (۱) از آن چیزی فرق آمده‌بود» پانه ؟ ۱ «لارد «اسلنگتن » , نائب وز پر هند در جواپ موصو ف بیان‌ثمو د , 4۲: من از ین وال شما خورسند شدم , که د رینوقت » چهت رفع بعضی غلط فهمی (۱) هابرای من سوقع رسید که استرداد(!) آن غاط فهمیها را کنم : «سن به تصر بح بیان میکنم » کدپادداشت سفیر روس » که بتار یخ ۲۲ ماه مارچ ست ۹۱۵ نز دگو راعنت بر طانیه »در باب شرایط صاح آخری (۱) سیده بود - ودر آن مخطره - یعنی یاداشت » علاوه بر د یگر معا سلا ت (1), تجو یز کرده شده‌بود » که د ر خصوص علاقة روس واقع ایران» قد ری تعد یلا ت اجراء کرده شود, یعتی در همان حصة سمالك ایران ؛ که در فقر ‏ او ل معا هد ۶ سنه ۱۹۰۷ در منطقه نو ذ روس به تجویز پرطا نیه داخل شده است » قد ری تمد یلی ۷ مقالات محمود طرزی داده شو د ء و مقصد از ین تعد بل وتبد یل اينکه ۰ همانغلاقه کوچك‌ایران را؛ که در قرب سر حداث روس وافغانستان است ؛ از غمر جاتبداری جدا "گرد ۵ رد محطعمٌ ود 9 حیز (سو خ دولت رو س؛شامیل وداخل کرده شی ۵ ,م اگر با اغرض, و والعقد بر ؛ این تجو یز و ترار داد به عمل می آبد» با ز هم د ر حقو ق ملکیت و استتلال, و فواید حال ومال دوات افغانستان : هیچ تاثیری بخشیده نمیتوانست , حال آنکه , در با پآ تجاویز پیش کردة روس, که درسخطرةٌ سنه ه ,و رتجوید شدء‌بود کورنمنث برتائیه موقم فر صت نیافده بود که هرد و گور نمشت» بر تجاویزی که ذ ریاد داشت. ند کور درح شده بود , ۰ کرات وحمث‌و بحث نمایند ؛ و ند در ین پاپ ) دولتین رفس وبر طائیه : تاحال دیگو مدا کره یی کرده ائد , وئیز تجویز کرده شده بود , که در حین‌سوالو جو اپ مخطرة م ذکور ؛برای ذات عمایونی اعلیحضرت امیر الععظم والی (۱) قفا ستا - (مراد از لفط والی: یعتی حکمران‌بالاستقلال دولت ستقلة افغانستان‌است: جرید ۷۰ )- هم بو قع (۱) دا ده شود ؛ با لا خر ه » در حین خط وه کتانت ؛بهحراه‌ذات ابیر افغانستا تن ؛ بطو ر رسمی : یقین دانانده شده بود : که دمجاس صلح ۰ براینچنین تجویزهرگز حیت و برحث _یعتی‌مذا کرهو مکالمه نخوا خدشد و فیصله و نیج داده زخوا هدند که‌نواید(!) ددوات (مستقلة) افغا نس تا ذرا )د رءرض خر اند آزد, ( مراد از «فواید» این‌نا شدم کهحا کمیت: حق استتلال, حق سلکیت؛حی صلح ,حق‌حرب, حق بیطارفی حمله حقوقها تیکه يك دولت ستقتل ابطرف حا و وسزاو ارآن باشد , « حریده» وه‌نفی آراد ی‌فوا ند سیاسی‌دوات افغانستان بوده‌باشد. حال موقع آن رسد که :تصریح بیان نمایم: که کورامدت‌بر طائیه مدام بر ععین اصول کار بئد بودوو خواعدبود , ازحمزه موا دسخطره -یادداشت -مد کون که دوات روسد تجو یز کرده بوذ, معا لات م<مو دطر ز ی ۷۳ یکی‌این‌بود که‌درخصوص تفه بعضی سعاملاتآبیا ری یاآب پاشی(۱) علاقه جات روس» که متعبل خالك افغانستان‌واقع اند, نیز کار روائی‌مناسب(۱) بعمل آورده‌شود. امااین تجویز ؛ پیش ازجنگک (!) بوقوع آسده بود, که در بتخصوص , برای‌دو لت روسیه کامیابی حاصل‌نشد زیرا که ؛ این تجاویزگاهی زیر بحث‌یامده اند(!) بباعث اینکه , بد ون حصول‌رضا مندی‌اعلیحضر ت‌امیرالءعظم س رکاراشرف والا, آن‌تجاویز راگاهی بعمل آورده تخو امد شد . «غیرازهمین دوفقره»در این‌زادد است, ویاد یگریاد داشت, در هیچ جاء اینچنین تجویرنکرده شده‌ونخوا هد شد, کدازان/ آژادی سیاسی‌دولت (مستقلف) افغانستان؛ متاء‌ثرشود, یابرفوایدیا برعظمت‌دولت افغائستان, اثری‌یاربو خی‌بیفتد , (ترجمه ازسول ایند سلتری وغیره ) قبصرة» سراج الاخیا ر افغا نود «خوب‌اعتراف ! درسنه ب , و , تابه‌سنم ,9 ء که باهم چام محیت تأسیم جهانگیری را +سرس کشیدند »سلکهاید ولتهای بیطرف راآش آشتی‌خود ساخته» در تجاویز بلعیدنش‌میکوشید ندوآن تجویز پیش شده‌رابه « خوب ! خوب» هاو« خواهدشد» ها ءتعطیلها میفرمودند ! آیاگمان‌میشود» که‌اگر این صدى عظیمة عدم اتحاد یون سرنمای‌خو ار ق ظهورنميشد, اب اعتراف‌را بهمین عنوان ؛وعین همین بیانشنیده ميتوانستيم ؟چهممکن 1 . ....معمافیه »این اعتراف وتصریح بیانات گور نمذت ۷۴ مقالات هحمود طرزی عالی‌دولت برطاذیه »شایان تقدیروامتنانشست | (سر اج الاخبارافقا یه ) سال هفتم - شما ره ۱ ۲٩-۱‏ جدی و ۱۲ حادت شارجیه»رازهاء اسرارهاء شود به خود طشت از بام میشود , ترجمه از جراید قفقاس - نقّل از جریدة« چعن». مسایل بسیار میم معا حدات خفی: در شمازه دهم سراج الاخ,ا ر افغانیه رد رجف > ,ثفل از حریدة فریده؛ چمن , بعنوان فوق» يك خر بتیه دارد داری درج شده بود.این ات که بقیه آن« مسا ثل سهعه ومعاهدات خفمه» دز اخبار عهای که موخراً وارد شدهء از قرار ذیل میباشد ‏ [عدازین انتلاف‌ناسه دریا رٌ اسلامپول‌وبوغاژه۱- و , فروری ۰ ۱۹۱ را بین روس انگلیس و فرائسه میدعد, که برونق معاهده ب. و , روس و انگلیس, ونابودی استقلال ایران مثعقد شده است, بوا فقه در بارة ایلکه سرحد ذوالفقار بمنطقه نوذ روس منضم گردد, درعین حال حکودت رو سیه آرزو میکند که مسیالاة همسایه »۱ افغا نستان موافق مفا کراتیکه درسال م۹۱ ,در بمن ما و دولت برتانیا جریان‌یافت حل گرددذ کر می کند: ز«مراد ازین مذا کرات همان‌وئایق میباشد که‌در شمارة ده «سراح الاخیار افغانیه درج شده بود... در موضوع ایران,دوات امپراطوری, سوافق خواش انگاستان رضایت مید هد که مایلقه بمطرف بمتطقه نفوذ انگلیس مشضم شود, , , . مقالات محمود طرزی ۵ ۷۱ ود از بطالعه این اسرارات پوشیده پوت کنده شده» آیا باز هم سبلمانان رسخنا ن اینها اعتبار خوا هن کرد ؟گوش شجن شنو کجاء دید اععبا رکو؟! سال هفتم - شماره و ۱ - ۲۲ ثوز بو ۱۲ در فصل « حوا دث»خارحیه ترجمة تقریر جناب | کسلانس وایسرای هندرا, درخصوص «خطره مشرق»اژ روی‌خبر اپر بل چ, و ۱ دهلی ءمیدهد, که درمحضر نواب ها وراحه ها وا فسران بزرگک ایراد کرده است , . . وایسرای درضمن این بیائات در بارة افغا نستان گفته بود ۰ «د وست حقوقی با ء امیر صاحب افغانستان ءد رمقا بل سازش دشمنان ما بل يك دیوار آهن است, ونمیگذارد که ريشه دوانی دشمن, درسلك‌وی‌بار ورشود؛ و از ایتدای جنگ تا حال »عسب الاقرار اولین خود م برغیر خانبدا ری ۱ متوار ات ,و تعلقا ت‌دوستانة امیرصادب سوصوف همراه گورنمنت هندم لسبت بزهانه های‌سابق دراین ایام خوبتر وبهتر است... مگرمات‌افعانستان ,يكسردم عجیب الخواص واقع گرذیده اند » که‌درحین ريشه دوانی دشمنان ما , بباعث جوش جنون مذ هبی, که در سرشت خود دارند؛ فور] ههراه دشمنان ما شامل خواهند شد» ودرآنوقت »محض قوت شخصیت اعلیحضرتامیر صاحب ایشانرا ازین ح رکت‌شان با ز داشته نخوا هد توانست... پس مقصد اولین سایان » درخصوص جلو گیری این خطره , چه قسم ایداد برای اسیر صاحب داده میتوا نیج ؟ با نرقی دادن افو اج هد ,ء 4 ۷۹۹ مقالات محمود طرزی سراج الاخبار بز پر عنو ان «شرح و توضیح »در باره «خطرة مشر ق» مطالمی مینگارد » وتذ کر مید هد ۰ ,,. ار شادات معدوی سقام شیخ الا سلا سمی استا نبول»توای-عتوی مسمله‌انان را ,مانند سد آهنینی در با بل‌آن خطره نگهد اشته بود.,. قبلا د ر انظا رععوسی مسلماثان ؛بخوبی خاوه گر شده بود , که دوات معط برتانیه, درجنگگ‌روس‌معاوات کرده, وهمیشه دولت مشاوبا لیه د ر همه‌جا دوست‌دو ت علیه عفمانیه نشانداده شده بود . حالانکه| کنوناین«خطوهسشرق) , که جد یدظع ورنم‌وده» قدم بقدم :با آن« خطر هٌ مر که برطرف شده, بعکس واقع‌شده است ,از نظر دوستی و عمسایگی ,این مسعله‌دایماً وارد خاطر ما میشود. که‌دوستی دولت عهمانیه را ترك کردن » وقوت مادی ومعئوی او را استخفاف نمودل»برای‌دولت معظطعة بر طانیه »این رخنه مغیبد خطره حد ید مشرق را ؛باز نمو ده است ۰۱ » [-چس در بارة کامة «ر يشه دوانی, سي نو یسد» :] خود | کسلانس وايسراي» از ین ر هگذر اظهار ام‌یثان نموده گفقه اند ,که افغا نستان بیطرفی را نا فع دیده است . . . [در با ره «بیطر فی تو ضیح میکند »که ]مردم افغا استال »از جهت شمد ینی هم مذهبی ء از ساادای سال » يك حس اخوت وحرمت بدولت عشمانیه دا رند .. [ سپس‌در باره کلمات" عجیب الخو ا ص» و «حنون مد هبی »۰ که وایسری در ۳۳ مقالات محمود طرزی ۷۷ با و مات افغانستان گفته است ؛ تذ کر میدهد که «در وقت حوش محاربة طرا باس غرب ؛ باعشمانیه یکصداشده بودند »وا کنون بیطرفی‌را رعایت کرده اند . پس چرا وایسرای »شخصیت سرا ج‌المات‌را از شخصیتعجیب الخواصی ملتش تفریق مید هد»وسات و اجدا گانه و سراج الملة را علیحده يك چیزی مید اند ٩٩‏ » [در با رة کلم «ایید اد» از راه «تر قی د ادن» فوجهای ملك هند »میپرسد ۳ کدام مد درسانی ؟ ,.. چون ثابت قدمی افغانستان "برعهد ورعایت همه‌احکام بیطرفی »مانند شه‌س تابان عیان است‌از اثرو» تقدیر نمودن اینهمه فوایدومنافع تنها بيك تصدیق وامتذان قولی »پوره نشد نش ظاهر است . ,., هکذا نحن»و انتم ,.؟.. از طرف دوست همسایهة دلسوز خودچه‌دیدیم؟ خیال وارد نه‌ردن عسکر در افغانستان »بنام امداد یا استفاد» در چنین و قت که چیزیست که « خظره مشر ق, را بسرعت برق تسریع وقعجیل سینماید ... دولت اافغانستان »برمحافظه وضعیت بیطرفی خود » دوام دارد .راه «خطرة مشرق, عبور افغانستا ن را نشان داده‌اند, از هرات با بلخ» کابل رامرور نمو دن »بسیا ر طالفا گر )دب 3 راه صاف و عموار عشق‌آیاد »مشهد سیستا ن» بلو چستا ن مشر قی کو ده تر ۷۹۸ مقالات محمود طرزی وآممانگذ ر ار است.طی راه بصره وعمال‌و بحر يك‌چند ما حف: ۱5 ر است ..هیچکسی » بر اخلال بیطرفی‌اففا نستان لز وم نمی بیند , .. ملت خوش دیانت غیور حسو ربا »هیچ اند يشه ود هشت را بخود را‌ندهند که ما برای منا فع هیچکس خود را فد | کر دنی نیستم . الهم ۱ نصر من نصر د ین محمد (ص) . الاهم اخذ ل من خذل دین محمد (ض ) ! بخش خجم ادببات وزبان ص ۷۱۸سب سال چهارم - شماره ,- ۱ سنجله ٩۳‏ ۱۲ آغا ز»بنام | یز د بخ ند مهربان دیباچه »بز بان‌خا اص‌فا رسی سهاس و ستا یش بیرون ازشمار» مرآ فر ید گاری را سزاس تکه خا مهدوزبان راتوانائیگویامی بخشید . د رود برروان پاك پیغه‌بربرگز یده‌بی‌ر واست» که پیروان کیش خوب خود را» آ موز ش دا نش بد مید . خاندان و یاران اوراء دو ستی و فرو تنی بجا ست» که کار های پسند ید هر کدام شان» ر هبر بختیا زی‌و نکو ثی مایان کردید. سراج المللة والد ین | ىیر حبیب | لله خان را خدا وند زمین و آسما ن تا سالهای درازی بر او رنگگ جها نبانی شان پایدار وآرام دارد, تا گروهپر شکوه افغان و خالك پاك | فغانستان, بسایة دانش پرور بها و دادگستر یهای شان , برتر بهاو بختیا ر یهای بی اندازه را سزاوارگردد و مرد مك د ید روی ز مین وزمینیان شود. سپاس پرورد کار بزرگ خود را ء بچه ز بان بجا آورده خوا هیم توانست, که ۳ ر توا نائی‌داد» نا سال سو م ُ ین زا مه گرا می «چراغ پیا بهای اففانی» راء به ۷۳۰ مقالات محمود طرزی انجام رسانیده» بسا ل چهار مینش آ غاز نمودیم» وا ین نیست مکر بسا یفدانش - پيرایة دانای نکو ثی خواه »فر خندگی همراه بزرگ ما,درین سه سال, بسیا رچیزها ی و نوشتمم.آرزوی یکانه ناتوانانة ماء همین بود و مین خواهدبود , که در راء بیداری و گا هی برادران هم ز مین و هم آئین خود, يك کو ششی بجا آو رده با شیم . امید بت که يك کمکی بر ین آرزوی‌خود, کا میاب هم آ ده با شیم. بااینهم» از نا توانی وز بونی خا مه شکستگی چغا نه »د رین نا مف یاری ترازد؟ همواره کو تهی ورزیده ایم و چنانچه شاید و باید زه ذوشته نگاشتیم ون هگفت گفتمم, از درگاه | یزد دانای ای تواناء! مید واو آ مرزش‌ها ز خوانند گان‌فرهنگک مفش,آرزو مند پو زش می با شیم . ۵3۱-۱ بات شررق وغر ب سال اول - شماره دوم ؛ ۳۱ میزال ۱۳۹۰ مراد از چیزها ئیکه بز پر عنوان « ۱ د بیات» میتو یسب » عبارت از شعر هاي خوش ترانه» و نثر های منشیانه, و تصورات وا فکار ظر یفا نه, و تخیلات معانی نفار شا عرانه میبا شد » تا مو جب تفر یح قاب و نشا ط فکر خوانندگا ن کرام با گردد .. ... با ین‌و سیاه» هم از اد بیات شر قی» وهم ازاد بیات غر بی, تحریر نموده بحث و بیان خوا «یم نمود .(بعداز آل:شعریکی اژ ظریف‌طبهءان‌جره‌نی» ازترجمهٌ تر کی ترجمه شندء: | ست):» مثالات محمود طرژی یا مسال اول - شمارٌ دوم» ۱ س بیژان .۱۳۹ [ بك‌روسان‌بقام کساویه_دو -مول‌تی‌ین(۳۳ ۱۱۸۲ ۱۹۰۲) ونمرهاطه( عل 262۷716۲ اثرنو یسندة فرانسوی که قبل به تر کی ترجمه‌شده‌بودءتوسطمحمودطرزی از تر کی‌ترجمه کردیده »وبء‌داز ین شما ره»بطور سه‌اسل د رسرا ج الاخبار اپ رس ات ] سال م؛ شعار» و - ۲۲ جدی ٩۲‏ ۱۲ زحت عنوان مکتوب اژشهر‌نامه يك‌خواننده رانشر کرده است که د ران از سدیر سراج الاخبار افغائیه معنای‌نقطة ودیگر اشارات نقطه گذاری مانندو یر گو لا, دو نقطه» علامه استفها میه وغیره را خوا سته ا مست,هد بر جریده معنی این علایات را به تفصیل بیان میکند . که سه صفحه حریدةر | اثنىال, کرده است. سال هفتم - شمار پنجم ه ۲ بیزاد ۱۳۹٩‏ اد یات چیست ؟ حکابه ‏ افسا نهر و وهان نذا ول مدئیت» لوا زمات واحتیاجات عجیب‌و غریبی‌برایبشریت ایجادواختراع نموده؛ کها کثرآن از قبیل از وم «الایازم‌شمردهميشود ! از آزجمله ءحکایث‌خوانی» و افسانه شدوی نیزیکی | زلوازمات بیلزوم انسانهاست» که‌اکر نباشد» هیچ پروائیست , اسا گوشها و دماغهای انسانهاء از آغاز عالم طفای » بشنیدن افسانه چنان عادت‌گرفتده است؛ که‌عادتا یکی از حوادج ضروریه انسانهاه بر قم آییده اشت: طفل هنوز در گهوا ره میباشد» که از قبیل«لاو» به افسانه وشعر شنوی متعسی میشود .حسیات پالغه شنوی»وازچیزی های خازق العادهلذتیابی, | زینگونه افسانه پا له شنوی»وازچیز ژ ی» ارو ۷۳۳ مقالات محمود طرزی خوانی نیز يك طبععت ثانی انسان شده است: کهاز انسیب , بحرر های افسانه ها و حکایه ها بجیور شده اند) که بسی خاوقات خیالی و تصوری , در خانه ای دساغهای خودشان , اژ خود ایجاد واختراع داده اند در هیچ سلتی ازملل نیست , کهافساته خوالی و حکایه شنوی رواج زداشته باشد. هیچ زبانی از زبانهائیست , که‌افسانه وحکایه دران نوشته‌نشده‌باشد.(روسان يا - رومانها یا تاولهای ی که در فارسی نظماً یا نثراً نوشته شده ودرا یادی‌سعااعه متداول است , بعضی ازآنها, ازآثار بسیارقیه‌تدار فوایدنها رعالمادبیات زبان‌فارسی شمرده میشوند , که‌بوجب افتخار ادبیات آن زبائست. سثلاشهنامة فردوسی, هفت پیکر شیرین خسرو ءایلی سجنون » سکندر نامه, وغیره کهناولها يا روسانهای,؛نوم و بهار دانش , وشس قعتهه, والف لیلهو عیره» که ناولهای منثور میباشد! ... درینصر های متا حره , که همه چیز به اورو پاانتقال یافت, وعالم بشریت تمام سین با وسعت , محتاج و پیرو و مقاد اوزوپائیان‌در امورات دنیادا ری‌خودنان گردیدند »از يك غصر به اینطرف, «عالم ادبیات» یز , دانند د یگر عوالم علوم و فتون‌وصنایع در اوروپاء يك لباس جدید نوفیشن آوروپاثی راپوشیده درنظر هاجلوه کر شندم آمند 0 ابیت ۱ حکایه ویسی وافسانه خوانی که‌یکی ازار کان مهم ادبیاتست , در زمان حاضربرنگک های مختای /۴۳ اورنگث عای پراطافت قالیها وقیا فشها بیدا کرده است ! مثلا کتابهای افسانه های‌فارسی وغیره, که از پیش نوشته‌شده ؛ يك‌حکایت‌وافسانه ساخته گی را ,ازبقدیه و تمهید : «اقلان اخبار ,و راویان آثار, حکایت کرده‌اند , که در نان فلان خلیفد مقالات محمود طرزی ۷۳۳ یأ...., در فلان‌شهر » يك تاحری یود ۳ آغاز کلام نموده .از سرا بپاء بدون فاصاع, همان افسانه ۳ تاپه آخر میرساند 6 که‌خانمه آذرا ایز ۰ ,چنانچه خدابراد آزعا را داد» مراد ماوشما را هم بدهد ! . . » انجام می‌دهند ! وآزچه نظست. در آنها : علی العدوم, قاعده چذین اتخاذ شده» که سیاحث طویلی در سمقدمه ۳ از نوع حمد و (عت ومعراج 2 و مخاطید با ذغیر ۲ و سیب نمهید کفاتب 3 ۳ دیدمت رانده باز ب,رطلب رف ی گیل , ژ رآنهم ۲ | کثرار باب قلم ۴ و شعراي پر حکم 6 با رعایت وزن وقافیه» به بسی مضامین بدیعهٌ سحر پردازانه واستعدال استعارات غریبه تن رگوگ یده اند . و باین و اسطه ها » ۱ ز اصل مقصد , که استلذاذ افسانه شنوی‌وحکا یه نویسی اسیتع دورآرافتاده‌ازد ۱ ملا حنا ب حکیم نظطاسی»در اذاي تعریف سرد ی زمستان‌د ز سکند ر نامه میفرهاید 1 د مه دم فروست چون چشم 3 شد ه لو رز کین دوزان بو رک وا تفت مبارك که بصد ها امعال د یگر هم دارد » در چبان يك موقعی تصادف سم ی کند ند کر با ری اقسا نه شئوی ور باش بیینیم که چه میشود؟» انتظا ری میباشد ! هر قد رفاسی خوان هم باشد 6 بيك نظر, (معنی آن بیت بخوبی وا نمیرسد .۱ کر په آن پیت »چندان التفاتی نا کرد ه ءسی گذرند » که خون جگر خوردن شاعر عیث میرود ! بعضی رد يك مقدار وقت خود رابحل نود ن معمای آن پیت‌حصروصرف نمایند »از امتلذاذ حکایه شنوی‌محروم میمانند ! پس اینچنین ن‌ کتا بهای افسائه اگر چه يك کتاببیار اعلای عالم ادبیات زبان فار سی شمر ده ۷۳۴ مقالات محمود طرژی میشود »ولی يك کتاب افسانه , که انسان<سیات‌افسانه شنوی‌خودرا از آن ستلذذ گرداند » هیچگاه بحساب نمی آید ! آبد یم بر کتابهایافسانة ثثری , کهدر زبان فارسی‌وطن عزیز مامتداو ل است غیر از «الف لیله» , که آن‌سال ادبیات عربی میباشد ,و يك اصول سخترعة غریبی دران پیش گرفته است , دیگر کتاب حکا يقي عتبر معروف‌ما »«بهار دانش ۱ شت , که درآن‌نیز ءتعليم وتعلم انشا بیشتر از مسلهة افسانه خوانی سراعات شده‌است. حال آنکه از کناب فسیاژة » افسانه‌شنوی‌بکار است ءنه تعلیم | نشاء و کتابت , محر رها وم‌قلفها ی اوروپاءافسانه‌نویسی رانيزيك لیا س نوي پوشا نیده‌بمیدان برآورد ند. افسانه نویسهای‌شرق, برای داچسپی وتلذذ افسانه شدوا ن ,از حسیات مبالغه پسندی , وچيزهاي خارق الما آده وی خوانند گان استفا ده نمود » سحی و کوشش دماغی خود شائرا در راه پیدا کردن وا پجاد نمودن سبالغه ها و خرا فد هاي‌خارقه نما صرف کرده اند اسلا وقایع| حوا ای را که د رعا ام بشر یت یوب فیو سا » بصورت‌عادتی جاری‌آمده‌است ,برای تخیلات و تصو رات اف-انه نو بسی خودشان ی ندیده ,سافوق بشریت , بعضی سمخلوقات غریيه, پتام «پری» ایجاد » وآنها رامانند مرغان به پروازهم آوردند ! « کوه قاف»نام يك سرزمینی هم برای‌آنهامقرر کردند !«دیو‌نام يك نوع بخلوقات خارق‌العاده شاخدار ودمدا ری‌نمز اژ بهر محافظ آنها بر پا نموده» یکی ازشهزادگان بشررا , یاد رعالم منام , یابد یگر صورت بریکی از آن پرپهای بالدار عاشق ساختند رو هوارگیند مهالك ومالك رابه اود رگذرانیده تابمرادش‌رسانیدند ! روسا نها ۳ ذاواهای‌افسانه نویسهای‌اوروپا واقعات و حواد ذات بومیه عادتی مقالات محمود طر زی ۷۸۱ سطر زیر ین » لفظ « فارسی - افغانی » نوشته شده است * که‌اینهم بصورت بدیهی وعانی » آشکار -یسازد , که مقصد ازه زبان فارسی » و«ز بان‌افغانی »یعنی فارسی گفتن وافغانی گفتن است , نه‌دیگر چیز . حالا ء تابه اینجا » از شرح وتفسیر سرلوحة خود " همینقدر يك فکری‌حاصل کرده توأئنتیخ , که «ادبیات » چون گفته,‌شود , مقصد ازان » چیز عائیست که بادب تعلق داشته باشد » وچون لفظ «ملی » هم با آن‌علاو: گردد *چنان باید تفسیر شود * - « چیزها ی که به‌ادب تعاق‌د ا2۵ه باشدءوآن‌ادب‌هم بزبان فارسی‌وافغانی متسوب باشد , آنچی: ها را" ادبیات سلی باید گفت ! وزند‌ساندن ملتها بزبان شان , لابد همین معنا را درب رخواهدگرفت » که‌چون علام؛فارقة یگانقومهاوهلتها» زبان دانست ؛ وهرقوم وهرسلت , بزبان واهجة خود , ازدیگر قوم‌وسلت‌فرق وجدا میشود , وبزبان شان ملیت شان شداخته سیشود ,لهذا زندگانی ملتی هرمات, یعنی موجود بودن هرسلت » و پقا وپایدارماندن هرات/ وشناخته شدن هرهات » که همینها علامات زنده بودن شمرده دیشوند ) طبعاً ز بان همان‌مات ایدباشد ۱» آیا دا يك فرانسیسی » بك جرمنی » يك انگلیزی»يك ایرانی ء يك ترك, يك افغان را که همه شان بيك رنگی دریشی , ويك رنگث کلده‌مارس باشند » بچه‌چمز خواهيم شناخت ؟ معلوم است کددر رنگک وچهره , وسیماءولباس, و کلاه اینها» هیچ باهم فرقی ندارند » وچون با آنها را دریك‌جافی بمینمم , بهیچ چمزی‌سلیت‌و قومیت آنها را شناخته نميتوانيم *دکر که بزبان آمده ءتکلم کنند »و بمجردی که خن بگویند» وماهم بهآن ز بان | يك کمکی‌آشنا باشیم ؛هماندم »حکم‌می کنیم که این جرمتی , این‌فزانسوی گواین* آبرافی , این افغانی وغبره میباشند . + ۳ 1 ۷/۹ مقالات‌محمود طرزی رد و ی سس حالا بما بخو بی معلوم گردید » کهز بان تاچه د رجه‌يكاهمیت بزرگی رامالك است » وا کر گفته شود که «هرسلت‌بزبان خود زنده سیماند »هیچ يك سخن‌بمالنخد اباید پنداشت . زنده بودن , عبارت ازموجود بودئست . موحودنبودن »عدم‌رابا ر مید هذ. » کید زنده ماند نست . مو جودیت هیثت يك سلت » چون, بدون ز بان " بدیگر چیزی شناخته و تعین نمیشود » از آنرو , زبان هر ملت» تابوقتیکه زنده وهایدار باشد » خود آن قوم وبلت هم زنده وپایدار گفته‌وشنا خته میشود » وچون زبان آن قوم وملت , بمرور ایام »بسیب روش‌وگردش د هرتیزلگام» در زبر تا ثیرات استیلاه-اومحکوبیتهای دیگر زبانه!.یعنی‌دیگر ملتها » محوونابود شود » خود آن سلت را نیزء طبعاً محوو نابود شده باید انکاشت » وبانند چیز یکه د رکان نمك افتاده مك شود ء آن سلت‌زا هم از عبن همان ملتی باید شمرد »که زبان شان»بجای زبان آنهاقايم شده باشد !... ازین محاکماتی کهتابها بنجا بیان زمودیم » کویا اقسام کلی معمای‌سرلوحه عنوال خو د را » تا يکث دوجه حل کر ده تو انستیم . تنها يك قسمتی از عبا ره محک که باقی ماند » که هنوز به حل آن کامیاب‌آمده نتوانستیم ,وآنهم اینست که +- «هر زبان به اد بیات خود زنده میهاند» .یعنی چه ؟۱ . بسیار خوب ! اولا ایثرا دانستيم » که‌هر قوم وسات بزبان خود زنده‌میماند» زبرا همین زبال است » که موجودیت‌وهسته ملتی اقوام را » در نظر انا م | ثبات نها ید. آیا «اد بیات» چسان‌یک‌چیزقویالتاثیر یست ؛ که زنده سا ندن «زبا ن» واری یکچیزی مهمی » که ملت بان زنده سیماند » باز بوچود آن موقوف کردیده است؟ اکر «ادبیات» عبارت آزچیز هایی‌با شند.» کل به دب متعاقی و منسوب بود و آن